نویسنده : حسین ملاصادقی
تاریخ : دوشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩۳
نظرات

ادبیات - خلاصه ی ادبیات 3 ریاضی - تجربی

درس اول

ما هم‌چنان ... / افلاک

لغت

1- در جمله‌ی «طاعتش موجب قربت است.» قربت؛ یعنی ... نزدیکی

2- «تضرّع» ؛ یعنی ... : التماس کردن،‌زاری کردن

3- «رواق» ؛ یعنی ... : پیشگاه خانه

4- «اجابت» با چه واژه‌ای هم‌معنی است؟ پذیرفتن، قبول کردن

املاء

5- کدام ترکیب‌ها غلط املایی دارند؟ «شهد فایق، نخل باسغ، دست عنابت» باسق، انابت

6- عبارت «واصفان هلیه‌ی جمالش به تحیّر منصوب» چند غلط املایی دارد؟ دو (حلیه، منسوب)

تاریخ ادبیات

7- «نثر آهنگین» معادل است با ... نثر مسجع

8- دیباچه‌ی گلستان از بهترین نمونه‌های ... در ادب فارسی است. تحمیدیه

9- نثرهای قدیم فارسی به چند دسته تقسیم می‌شوند؟ سه دسته (نثر ساده، نثر مسجع و فنی، نثر مصنوع و متکلف)

10- «جمال‌الدین عبدالرزّاق» شاعر کدام‌قرن است؟ اواخرقرن‌ششم

آرایه‌های ادبی

11- در عبارت «فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد.» ترکیب مشخص شده چه آرایه‌ای است؟ استعاره

12- مصراع«ابر و باد ومه وخورشید وفلک»چه‌آرایه‌ای‌دارد؟مراعات‌نظیر

13- «دایه‌ی ابر بهاری» چه آرایه‌ای است؟ تشبیه

درک مطلب و دانستنی‌های درس

14- «سر به جیب مراقبت فرو بردن» ؛ یعنی ... : قلب خود را از هرچه غیر خدا حفظ کردن

15- «مکاشفت» در اصطلاح عرفانی چیست؟ پی‌بردن به حقایق

16- در مصراع «ایزد که رقیب جان خرد کرد» رقیب کدام معنا را دارد؟ نگهبان

17- منظور از مصراع «نام تو رقیب نام خود کرد» چیست؟ منظور آمدن نام پیامبر بعد از نام خدا در برخی از آیات است.

18- منظور شاعر از (بی‌نشان) در مصراع «بی‌دل از بی‌نشان چه گوید باز؟» کیست؟ خداوند

درس دوم

رزم رستم و اسفندیار

لغت

1- «پوششی که جنگاوران قدیم به هنگام جنگ می‌پوشیدند.» مترادف با چه واژه‌ای است؟ برگستوان

2- «باد افره» ؛ یعنی ... : مجازات

3- در مصراع «خرد را مکن با دل اندر مغاک» مغاک کدام معنی را دارد؟ جای فرو رفته، گودال

4- «مسالمت» ؛ یعنی ... : خوش‌رفتاری

تاریخ ادبیات

5- «حماسه» چند زمینه‌ی اصلی دارد؟ چهار زمینه

6- وجود «دیو سپید و اسفندیار رویین‌تن» بیانگر کدام زمینه‌ی حماسه است؟ خرق عادت

آرایه‌های ادبی

7- مصراع «خم‌آورد بالای سرو سهی» چه آرایه‌ای دارد؟ استعاره

8- بیت «ز سمّ ستوران در آن پهن دشت / زمین شش شد و آسمان گشت هشت» چه آرایه دارند؟‌ اغراق

9- واژه‌های قافیه در بیت «به‌سان پلنگی که بر پشت گور / نشیند برانگیزد از گور شور» چه آرایه‌ای دارند؟ جناس

درک مطلب و دانستنی‌های درس

10- «برآن باره‌ی پیل پیکر نشست» ؛ یعنی ... : سوار بر اسب بزرگ خود شد.

11- «بر آرای کار» کدام معنی را دارد؟ آماده باش

12- معنی «مگیر» در مصراع «به باد افره این گناهم مگیر» چیست؟ بازخواست مکن

13- «خرد را مکن با دل اندر مغاک» ؛ یعنی ... : برخلاف عقل و احساس خود عمل مکن.

14- مصراع «پی پوزش و نام و ننگ آمدم» کدام معنی را دارد؟ برای حفظ آبرو آمده‌ام.

15- «زخم سران» ؛ یعنی ... : ضربت جنگاوران

16- بیت «من امروز نی بهر جنگ آمدم / پی پوزش و نام و ننگ آمدم» بیانگر چیست؟ صلح‌جویی

17- «...درجنگ از پای درآمدند.» ؛‌ یعنی ... : در جنگ کشته شدند.

درس سوم

کمال‌الملک

لغت

1- «مطاع» ؛‌ یعنی ... : اطاعت شده

2- «صیانت» به چه معنی است؟ نگهداری

3- «شمایل» ؛‌ یعنی ... : چهره و صورت

4- «رعشه» کدام معنی را دارد؟ لرزش، لرزه

املاء

5- کدام ترکیب‌ها املای نادرست دارند؟ «حسب‌الامر،‌حرف محمل، تجویز اطبّا» : حرف مهمل

تاریخ ادبیات

6- نام اصلی «کمال‌الملک» چیست؟ محمد غفاری

7- «هزاردستان» اثر کیست؟ علی حاتمی

8- «تالار آیینه» از کیست؟ کمال‌الملک

آرایه‌های ادبی

9- «یله‌قربان شیرین» چه آرایه‌ای دارد؟ حس‌آمیزی

10- «سرچهار تا شاه رو خوردی» چه آرایه‌ای دارد؟ کنایه

11- «هفت‌خط بودن» کنایه است از ... : نهایت‌نیرنگ‌بازی

درک مطلب و دانستنی‌های درس

12- «شما که پرده از صورت شاه شهید ساخته‌اید ...» منظور از «شاه شهید» کیست؟‌ ناصرالدین‌شاه

13- «از رونق و اعتبار افتاده» هم‌معنی با چه واژه‌ای است؟ دِمُده

14- «رب‌ّالنوع وجاهت» به چه معنی است؟ الهه‌ی زیبایی

15- واژه‌ی «نظمیّه» معادل چه واژه‌ی امروزی است؟ نیروی انتظامی

16- «خودرا در آن متّهم گردانید» ؛ یعنی ... : به شک و تردید افتاد.

17- «صنایع مستظرفه» ؛ معادل است با : هنرهای ظریف

18- «ملوک مددکار ملک‌الموت باشند». به چه معنی است؟ پادشاهان ستمگر باشند.

19- «خوابی برایش دیدم.» ‌؛ یعنی ... : ‌برایش نقشه‌ای کشیدم.

20- «طایفه‌ی طرّاران» چه معنی می‌دهد؟‌گروه دزدان

درس چهارم

عناصر داستان / گاو

لغت

1- «چمباتمه زده» ؛‌ یعنی ... : چهار زانو نشسته

2- «نفله‌شدن» به چه معنی است؟ نابود شدن

3- «نشخوار کردن» ؛ یعنی ... : جویدن

4- «چوبی بلند که اسب‌ها را به دو طرف آن بندند.» معادل کدام واژه است؟ یوغ

تاریخ ادبیات

5- داستان«گاو»ازکدام‌کتاب«ساعدی»گرفته شده‌است؟ عزاداران بَیَل

6- کارگردان فیلم «گاو» کیست؟ داریوش مهرجویی

7- نویسنده‌ی رُمان «کلیدر» کیست؟ محمود دولت‌آبادی

8- «دون کیشوت» اثر کدام نویسنده است؟ سروانتس

درک مطلب و دانستنی‌های درس

9- عبارت «اومده کنار استخر، داره خودشو می‌زنه و گریه می‌کنه.» چه نوع نثری است؟ نثر شکسته

10- «آفتاب تازه زده بود.» ؛ یعنی ... : آفتاب تازه طلوع کرده بود.

11- «شنیدن بو» چه آرایه‌ای است؟ حس‌آمیزی

12- «دماغت چاقه» کنایه است از این که ... : حالت خوب است.

13- «شلنگ انداختن» ؛ یعنی ... : تند دویدن

14- «کدخدا با تحکّم گفت ...» کدام معنی را دارد؟ کدخدا با تندی و درشتی گفت.

15- «همه چی رو به راس» ؛ یعنی ... : همه چیز آماده است.

16- مهم‌ترین عناصر داستان چند دسته‌اند؟ پنج دسته

17- هسته یا طرح داستان به حوادث داستان ... می‌بخشد. وحدت هنری

درس پنجم

گل دسته‌ها و فلک

لغت

1- «کراهت» ؛ یعنی ... : زشت و ناپسند

2- «متولّی» به چه معناست؟ سرپرست

3- «پاپی‌شدن» کدام معنی را دارد؟ پی‌گیر بودن

4- «سُقلمه» ؛ یعنی ... : ضربه با گوشه‌ی مشت

تاریخ ادبیات

5- «مدیر مدرسه» اثر کیست؟ جلال آل احمد

6- داستان «گل دسته‌ها و فلک» از کدام کتاب «جلال آل احمد» گرفته شده است؟ پنج داستان

7- آثار«جلال‌آل‌احمد»به‌چند دسته‌ی‌کلی تقسیم‌می‌شود؟ چهار دسته

آرایه‌های ادبی

8- جمله‌ی «باز رفتیم تو نخ گل‌دسته‌ها» چه آرایه‌ای دارد؟ کنایه

9- در جمله‌ی «گنبد عین تخم‌مرغ خیلی گنده‌ای بود.» مشبه به کدام پاسخ است؟ تخم مرغ

10- «خیلی دل داشت.» کنایه است از ... : جرئت داشت.

درک مطلب و دانستنی‌های درس

11- «چنگ به دل زدن» ؛ یعنی ... : جذّاب بودن

12- «گُله به گُله» کدام معنی را دارد؟ این جا و آن‌جا

13- «به صرافت افتادم» ؛ قصد کردم

14- عبارت «زورخونه چه دخلی داره به این گل‌دسته‌ها» دخل داشتن ؛ یعنی ... : ربط داشتن

15- «با قفلش کند و کو کردیم» به چه معنی است؟ با قفلش رو رفتیم

16- «محل نگذاشتن» ؛ یعنی ... : توجه نکردن

17- «عموی من زورخانه کار بود» زورخانه چه محلی است؟ محل ورزش باستانی

18- آیا «گل‌دسته‌ها و فلک» داستانی نمادین است؟ بلی، تمایل انسان به آزادی را بیان می‌کند.

درس ششم

قاضی بست

لغت

1- «برنشستن» ؛ یعنی ... : سوار شدن

2- «نماز پیشین» به چه معناست؟ نماز ظهر

3- «ضیعت» ؛ یعنی ... : زمین زراعتی

4- معنی «توقیع» چیست؟ امضا

املاء

5- عبارت «بانگ و حزاحز و قریو خواست. امیر برخواست.» چند غلط املایی دارد؟ چهار غلط (هزاهز، غریو، خاست، برخواست)

 

تاریخ ادبیات

6- موضوع اصلی کتاب «تاریخ بیهقی» چیست؟ تاریخ سلطنت مسعود غزنوی

7- نام دیگر «تاریخ بیهقی» چیست؟ تاریخ مسعودی

درک مطلب و دانستنی‌های درس

8- «آب نیرو کرده بود.» به چه معناست؟ فشار آب زیاد شده بود.

9- جمله‌ی «وهنر آن بود ...» ؛ یعنی ... : بخت یار بود.

10- «امیر مثال داد.» ؛ یعنی ... : امیرفرمان داد.

11- «حلال‌بی‌شبهت باشد.» به‌چه معنی است؟ بدون شک حلال است.

12- مفهوم عبارت «پیغامی است سوی بونصر در بابی.» چیست؟ برای بونصر درباره‌ی موضوعی، پیغامی است.

13- «دبیر کافی» ؛ یعنی ... : دبیر لایق

14- «درعهده‌ی این‌نشوم» ؛ یعنی... : مسئولیت این کار را نمی پذیرم.

15- «اوخداوند ولایت‌است»به‌چه‌معنی است؟ او صاحب مملکت است.

16- «حُطام دنیا» کنایه است از ... : مال دنیا

17- عبارت «ورز و وبال این چه به کار آید؟ کدام معنی را دارد؟ گناه و عذاب این (کار) چه فایده‌ای دارد.

درس هفتم

بیهقی و هنر نویسندگی او

لغت

1- «زعارت» ؛ یعنی ... : تندخویی

2- «فتنه‌انگیزی» با چه واژه‌ای مترادف است؟ تضریب

3- در عبارت «موی سر مالیده، زیر دستار پوشیده کرده» مالیده به چه معنی است؟ مرتب

4- به بیان مقصود در کوتاه‌ترین لفظ و کم‌ترین عبارت، چه می‌گویند؟ ایجاز

املاء

5- عبارت «بیهقی معلومات و محفوظات فراوان و ذوقی روشن در نویسنده‌گی داشت.» کدام واژه نادرست نوشته شده است؟ نویسندگی

6- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «عنان قلم، مهاورات اشخاص، ‌هبری رنگ» : دو (محاورات ،‌حبری)

تاریخ ادبیات

7- «نثر تاریخ بیهقی» چه نوع نثری است؟ نثر مرسل

8- تاریخ بیهقی در عین حقیقت پژوهی، به چه صورت نوشته شده است؟ رمانی گیرا و دل‌چسب

درک مطلب

9- «برخویشتن می‌ژکید.» کدام معنی را دارد؟ غرولند می‌کرد.

10- «سخن تمام راندن.» ؛ یعنی ... : حق مطلب را ادا کردن

11- مفهوم جمله‌ی «نیک از جای شدن» چیست؟ از کوره در رفتن.

12- مفرد کلمه‌ی «سجایا» کدام واژه است؟ سجیه

13- «خّلق‌گونه» ؛ یعنی ... : کهنه

14- عبارت «این بوسهل مردی امام‌زاده و محتشم بود.» به چه معنی است؟ بوسهل مردی بزرگ‌زاده و دارای شکوه و جلال بود.

15- «گزاف‌گو» ؛ یعنی ... : بیهوده‌گو

16- «جبّه‌ای داشت حبری رنگ» ؛ یعنی ... : جامه‌ای داشت کبود رنگ

17- «امیر از آن جهان آمده،» ؛ یعنی ... : امیر از مرگ نجات یافته

18- «جامه بگردانید» ؛ یعنی ... : لباس عوض کرد.

درس هشتم

داستان داستان‌ها / وقت صحر

لغت

1- «تحجّر» در اصطلاح ... : شکل گرفتن اندیشه در ذهن است که تغییر آن ممکن نباشد.

2- «سطوت» ؛ یعنی ... : حشمت، مهابت

3- «استیصال» کدام معنی را دارد؟ ناچاری

4- «پیرکانا» به چه معنی است؟ پیراحمق

املاء

5- کدام ترکیب املای نادرست دارد؟ «تجلّی صفات، فراق ملک، حبّ ذات» فراغ کلمات

تاریخ ادبیات

6- کتاب«داستان‌داستان‌ها»اثرکیست؟دکترمحمدعلی اسلامی ندوشن

7- «نوعی نوشته یا نمایش نامه با موضوعی غم‌انگیز» چه نام دارد؟ تراژدی

آرایه‌های ادبی

8- «بوته‌ی آزمایش» به کنایه ؛ یعنی ... : محک زدن و آزمودن

9- مصراع«کفی‌راد دارد،دلی پر ز داد» چه آرایه‌ای دارد؟جناس/مجاز

10- عبارت«زردشت اورا کمربسته کرده‌است.» چه آرایه‌ای دارد؟ کنایه

 

درک مطلب و دانستنی‌های درس

11- در کتاب «داستان داستان‌ها» نبرد رستم و اسفندیار چه نام گرفته‌است؟ نبرد بر سر آزادی و اسارت

12- اسفندیار نماینده‌ی کدام قشر از اقشار جامعه است؟ دین و دولت

13- «اسفندیار فرتوتی رستم را تحقیر می‌کند» ؛ یعنی ... : اسفندیار پیری رستم را تحقیر می‌کند.

14- «تعبیه‌ی زال» کدام معنی را می‌رساند؟ نیرنگ زال

15- چرا رستم غلبه بر اسفندیار را مشکل می‌داند؟ چون اسفندیار رویین تن است.

16- منظور از «هفت‌خان» چیست؟ هفت مرحله‌ی دشوار در زندگی و جنگ‌های رستم

17- «تو اندر زمانه رسید نوری« ؛ یعنی ... : تازه به دوران رسیده‌ای

18- «کی راد دارد دلی پر ز داد» کدام معنی را دارد؟ بخشنده و دادگر است.

درس نهم

خون خورشید / بانگ جرس

لغت

1- «اشاعه» به کدام معنی است؟ پراکنده ساختن

2- «شمشیر آخته» ؛ یعنی ... : شمشیر بیرون کشیده شده

3- «جرس» به چه معنی است؟ زنگ

4- «تانّی» ؛ یعنی ... : آهستگی

تاریخ ادبیات

5- کتاب «برزیگران دشت خون» اثر کیست؟ پرویز خرسند

6- مجموعه شعر«سرود سپیده» اثر کیست؟ حمید سبزواری

املاء

7- کدام ترکیب غلط نوشته شده است؟ «نگاه‌های تأثّرآمیز، صحابه‌ی بلندپایه، رشته‌ای نامرعی»

آرایه‌های ادبی

8- عبارت «پیکار داد بود و بیداد و مبارزه‌ی حق بود و باطل» چه آرایه‌ای را دارد؟ تضاد

9- در عبارت «... چون اختری تابناک و پرفروغ از تاریکی‌های گریخت.» کدام رکن تشبیه حذف شده است؟ مشبه

10- مصراع«دل‌برعبور از سرخار وخاره‌بندیم.»چه‌آرایه‌ای‌دارد؟جناس

درک مطلب و دانستنی‌های درس

11- «پا در رکاب‌داشتن»به‌چه‌معنی‌است؟آماده‌ی هجوم و حمله شدن

12- «وادی اَیمن» کدام سرزمین است؟ فلسطین

13- «کلیم‌ا...» لقب کدام پیامبر است؟ موسی

14- در مصراع «مقصد دیار قدس همپای جلودار» منظور از «جلودار» کیست؟ امام‌خمینی

15- مفرد واژه‌ی «صحابه» چیست؟ صاحب

16- «صدیق» ؛ یعنی ... : کسی که بسیار راست می‌گوید.

17- «بانگ‌رحیل» به‌چه‌معنی است؟ فراخوان برای رفتن به کوچ کردن

18- منظور از کلمات مشخص شده چیست؟ «وادی پر از فرعونیان و قبطیان است.» اسرائیلیان

درس دهم

تپه‌ی برهانی / باغ نگاه

لغت

1- «محمل» ؛ یعنی ... : کجاوه

2- «نسق» به چه معنی است؟ نظم و ترتیب

3- «اهل مروّت» ؛ یعنی ... : جوان مردان

4- «وداع» به چه معنی است؟ خداحافظی و بدرود

 

املاء

5- کدام‌ترکیب‌غلط‌املایی‌دارد؟ «ناحیه‌ی شقیقه، صدای اضطراب‌آور، حرب احد» اضطراب‌آور

تاریخ ادبیات

6- کتاب «روضه‌ی خلد» اثر کیست و در چه قرنی نوشته شده است؟ مجدخوافی، قرن هشتم

آرایه‌های ادبی

7- کدام ترکیب تشبیه نیست؟ «شراب فرقت، باغ نگاه، موج فروخفته» : موج فروخفته

8- در مصراع «صبح، دو مرغ رها / بی‌صدا، صحن دو چشمان تو را ترک کرد.» دو مرغ رها چه آرایه‌ای دارد؟ استعاره

درک مطلب و دانستنی‌های درس

9- «به‌آخر خط رسیده‌ایم» ؛ یعنی ... : مرگ‌ونابودی ما حتمی‌است.

10- «هوا گرگ‌و میش بود.» به چه معنی است؟ صبح بسیار زود بود.

11- منظور از «لب دیوار دل» چیست؟ چشم

12- «پاتک» ؛‌ یعنی ... : ضد حمله

13- «یک در حرب اُحد بود» ؛ یعنی ... : شخصی در جنگ اُحد شرکت کرده بود.

14- «آب برداشتم و گرد تشنگان می‌گشت.» در کدام واژه «حذف» صورت گرفته است؟ می‌گشت (می‌گشتم)

15- «تناول کردن» به چه معنی است؟ خوردن

16- «انهدام نیرو» چه معنایی دارد؟ نابودکردن نیروی دشمن

17- «دوران‌هشت‌ساله‌ی‌دفاع‌مقدس»اشاره‌به‌چیست؟جنگ‌ایران وعراق

درس یازدهم

ترانه‌ی من

لغت

1- «کژخیم» ؛ یعنی ... : بدرفتار، کژرفتار

2- «رایزنان» به چه معنی است؟ مشاوران

3- «کسی که پیشاپیش قافله با زوار حرکت می‌کند و آواز می‌خواند.» هم معنی با چیست؟ چاووش

4- راهب در جمله‌ی «تزار به راهب کمک کرد تا جامه‌ی مرد زخمی را درآورد.»کیست؟ عابدمسیحی / ترسای پارسا و گوشه‌نشینی

املاء

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «محتاج مردم، پیش‌آمد نامناسب، جامه‌ای ژنده» : پیشامد نامناسب

تاریخ ادبیات

6- «مکبث» اثر کدام شاعر است؟ ویلیام شکسپیر

7- «جنگ و صلح» را چه کسی نوشته است؟ لئون تولستوی

8- سروده‌های کوتاه شکسپیر چه نام دارد؟ غزلواره

آرایه‌ها

9- در عبارت «تزار مثل مار چنبر زد و به‌خواب رفت» وجه شبه چیست؟ چنبرزدن و حلقه‌شدن

10- «مشبه» در جمله‌ی «همانند امواج، دقایق عمر ما نیز به‌سوی فرجام خویش می‌شتابند.» چیست؟ دقایق عمر

 

درک مطلب و دانستنی‌های درس

11- مضمون «غزلواره‌های شکسپیر» چیست؟ عشق و ستایش جوانی و مسائل اخلاقی

12- «خسوف‌های کژخیم» ؛ یعنی ... : حوادث ناگوار

13- «تزار» کیست؟ لقب پادشاهان روسیه در قدیم

14- «تزار جامه‌ی ‌ژنده ‌پوشید.» به ‌چه ‌معنی ‌است؟ تزارجامه‌ی کهنه پوشید.

15- «در فرزانگی نام‌آور بود.» ؛ یعنی ... : به خردمندی معروف بود.

16- «زمان فرّه جوانی را می‌پژمرد.» ؛‌ یعنی ... : گذشت روزگار شکوه جوانی را از بین می‌برد.

17- جمله‌ی«با راهبی‌رای‌زند» به چه معنی است؟ با راهبی مشورت کند.

18- در شعر «ولادت که روزگاری از گوهر نور بود...» چرا ولادت گوهر نور است؟ چون آفرینش انسان مقدس است.

19- «زبان» شکسپیر در غزلواره‌ها چگونه است؟ روان‌و ساده با تصاویر بدیع و زیبا

20- «لئون تولستوی» متعلق به چه قرنی است؟ نوزدهم

درس دوازدهم

ققنوس / چشم به راه

لغت

1- «متقاعد کردن» ؛ یعنی ... : مجاب کردن

2- «بدیع» در جمله‌ی «این آشیانه آن قدر بدیع بود که ...» به چه معنی است؟ نو و تازه

3- «ثقبه» ؛ یعنی ... : سوراخ کوچک

4- «طرفه» در مصراع «هست ققنوس طرفه مرغی دلستان» چه معنی می‌دهد؟ شگفت‌آور

املاء

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «اضغاث احکلام، غلیه‌ی حلوا، مالک دوذخ» : قلیه‌ی حلوا، مالک دوزخ

6- مجموعه‌ی«ماه‌نو ومرغان‌آواره»اثرکدام‌شاعراست؟رابیندررانات تاگور

تاریخ ادبیات

7- «اخلاق الاشرف» اثر کیست؟ عبید زاکانی

8- «منطق‌الطّیر» از کدام شاعر است؟ عطّار نیشابوری

درک مطلب و دانستنی‌های درس

9- اگر کلمه‌ای جز معنی اصلی، نشانه و مظهر معانی دیگر قرار گیرد، به آن چه می‌گویند؟ نماد

10- «ققنوس» نماد چیست؟‌ هویّت و موجودیّت یک ملت

11- «نسلش منقرض شده است.» ؛ یعنی ... : نسلش از بین رفته است.

12- «ادب غنایی» در چند شکل مطرح شده است؟ چهار شکل

13- «بث الشکوی» به چه معنی است؟ گله و شکایت

14- «مدتی اندک چون چشم به هم زدن» با چه واژه‌ای هم معنی است؟ لمحه

15- «به سخره گرفتن» ؛ یعنی ... : به بیگاری گرفتن، ریشخندکردن

16- مفهوم بیت «هرکه در این بزم مقرب‌تر است/ جام بلا بیشترش می‌دهند.» چیست؟ هر کس در این دستگاه بیشتر مورد توجّه است، بیشتر عذاب می‌کشد.

17- کتاب «ویس و رامین» از کدام نوع ادبیات است؟ ادب غنایی

18- مفرد واژه‌ی «اکابر» چیست؟ اکبر

درس سیزدهم

امید دیدار / آفتاب وفا

لغت

1- «فرقت» ؛ یعنی ... : دوری

2- «خلیدن» به چه معنی است؟ مجروح شدن

3- «دیدار» در مصراع «چوبینم دوست را یک روز دیدار» به چه معنی است. چهره

4- «چه مایه» در مصراع «چه مایه غم خورد تا گل برآرد» چه معنی‌ای دارد؟ به مقدار زیاد

املاء

5- در کدام ترکیب غلط املایی وجود دارد؟ «سبز و نقض، عود و صاج، بانگ طرب» : سبز و نغز، عود و ساج

تاریخ ادبیات

6- چه داستانی است که بازمانده‌ی یک داستان کهن و عاشقانه‌ی ایرانی است؟ ویس و رامین

7- فخرالدین اسعد گرگانی در کدام قرن می‌زیسته است؟ قرن پنجم

8- «حسّان‌العجم» لقب کدام شاعر است؟ خاقانی

آرایه‌های ادبی

9- قافیه‌ی بیت «نه شاخش خشک گردد روز سرما / نه برگش زرد گردد روز گرما» چه آرایه‌ای دارد؟ تضاد، جناس

10- بیت «اگر چه تلخ باشد فرقت یار / در او شیرین بود امید دیدار» چه آرایه‌ای دارد؟ تضاد

درک مطلب و دانستنی‌های درس

11- بیت «نبینی باغبان چون گل بکارد / چه مایه غم خورد تا گل برآرد» بر چه امری تأکید دارد؟ تلاش و کوشش

12- آثار «فخرالدین اسعدگرگانی» در شمار کدام نوع ادبیات است؟ ادبیات غنایی

13- «تمیار دیدن» ؛ یعنی ... : درد و رنج بردن

14- «نامه‌ی سر به مهر» به چه معنی است؟ نامه‌ی سربسته

15- «پیک بسته قبا» ؛ یعنی ... : پیک مخصوص

16- «عود و ساج» چیست؟ نوعی درخت

17- «پیراستن» ؛ یعنی ... : زدودن، زینت دادن

18- «رغم» در اصل ؛ یعنی ... : به خاک آلودن بینی

درس چهاردهم

پروانه‌ی بی‌پروا / سخن

لغت

1- «گران‌جان» ؛ یعنی ... : نادان، فرومایه

2- «مضیف» ؛ یعنی ... : مهمان‌خانه

3- «غازه» به چه معنی است؟ گلگونه

4- «آوازه‌شدن» ؛ یعنی ... : مشهور شدن

املاء

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «حقّه‌ی زر، حوضه‌ی ادبیات، شکفته‌گی روح» : حوزه‌ی ادبیات، شکفتگی روح

تاریخ ادبیات

6- «مصیبت‌نامه» اثر کیست؟ عطار نیشابوری

7- نام دیگر کتاب «منطق‌الطیر» چیست؟ مقامات‌الطیور

8- کدام اثر عطار نیشابوری به نثر است؟ تذکرة‌الاولیا

آرایه‌های ادبی

9- «پای کوبان» در مصراع «پای کوبان بر سر آتش نشست.» چه آرایه‌ای است؟ کنایه

10- در مصراع «سرخ شد چون آتشی اعضای او» وجه شبه چیست؟ سرخی

11- کلمات قافیه در بیت «دست درکش کرد با آتش به هم / خویشتن گم کرد با او خوش به هم» کدامند؟ آتش، خوش

درک مطلب و دانستنی‌های درس

12- در «منطق‌الطیر» عاشق حقیقی چگونه تصویر شده است؟ به شکل پروانه‌ای که از آتش پروا ندارد.

13- مصراع «بازگشت و دفتر خود بازکرد» به چه معنی است؟ برگشت و آن چه دیده بود شرح داد.

14- در منطق‌الطیر پرندگان برای دیدن «سیمرغ» چند مرحله را طی می‌کنند؟ هفت مرحله

15- «در کاربودن» ؛ یعنی ... :‌کارآزموده بودن

16- غزل‌های«مولانا»درکدام‌حوزه‌ی‌ادبیات قرار می‌گیرند؟ ادب غنایی

17- منظور از «گوهر گوینده» چیست؟ نفس ناطقه‌ی انسان

18- «نقصان‌به‌ملک‌رسید.» ؛ یعنی ... کم و کاستی به مملکت راه یافت.

درس پانزدهم

کبوتر طوقدار / از ماست که بر

لغت

1- «متصیّد» ؛ یعنی ... : شکارگاه

2- «جال» به چه معنی است؟ تله و دام

3- «مطوقّه» چه معنی می‌دهد؟ طوقدار

4- «مظاهرت» ؛ یعنی ... : پشتیبانی

املاء

5- عبارت «در وقت فراق موافقت اولی‌تر، والّا تاعنان مجال وقیئت یابند.» چند غلط املایی دارد؟ سه (فراغ، طاعنان، وقیعت)

6- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «مواجب صیادت، موالات تو، مرغزاری نزه» : مواجب سیادت

تاریخ ادبیات

7- اصل کتاب «کلیله و دمنه» به کدام کشور تعلق داشته است؟ هندوستان

8- مترجم «کلیله و دمنه» به زبان عربی کیست؟ ابن مقفع

9- «ناصرخسرو قبادیانی» در سرودن چه نوع شعری، شهرت دارد؟ قصیده

آرایه‌های ادبی

10- در جمله‌ی «پرزاغ چون دم طاووس نمودی» کدام رکن تشبیه موجود نیست؟‌

11- در مصراع «درفشان لاله در وی چون چراغی» مشبه کدام واژه است؟ لاله

12- درمصراع «امروز همه روی جهان زیر پر ماست.» قسمت مشخص شده چه آرایه‌ای دارد؟ کنایه

درک مطلب و دانستنی‌های درس

13- «اختلاف صیادان آن جا متواتر» ؛ یعنی ... : صیادان به آن‌جا رفت و آمد بسیار داشتند.

14- «این مرد را کاری افتاده است.» به چه معنی است؟ این مرد در صدد انجام دادن کاری است.

15- «به تگ ایستاد» چه معنی می‌دهد؟ شروع به دویدن کرد.

16- «در ضبط آوردن» ؛ یعنی ... : گرفتن

17- مفهوم «هریک خود را می‌کوشید» چیست؟ هر یک برای رهایی خود تلاش می‌کرد.

18- «سر خویش گرفت» ؛ یعنی ... : دنبال کار خود رفت.

19- مفهوم «راه بتافتند.» چیست؟ تغییر جهت دادند.

20- مفهوم جمله‌ی «اهمال جانب من جایز نشمری» چیست؟ در حق من سستی و سهل‌انگاری نمی‌کنی.

درس شانزدهم

نوروز/ زاغ و کبک

لغت

1- «متقارب» ؛ یعنی ... : نزدیک شونده

2- «مکاس» می‌کرد» به چه معنی است؟ چانه می‌زد.

3- «راغ» چه معنی می‌دهد؟ صحرا، بیابان

4- «فتوّت» ؛ یعنی ... : جوان‌مردی

املاء

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «تمدّن مصنوعی، سروش احورامزدا، صحیفه‌ی عالم» : اهورامزدا

تاریخ ادبیات

6- درون مایه‌های مثنوی «هفت‌اورنگ» چیست؟ عرفانی و اخلاقی

7- کدام کتاب را «جامی» به تقلید از گلستان سعدی نوشته است؟ بهارستان

8- کتاب «روضه‌ی خلد» اثر کیست و در چه قرنی نوشته شده است؟ مجدخوافی، قرن ششم

آرایه‌های ادبی

9- مصراع«رخت‌خود ازباغ به‌راغی‌کشید»چه‌آرایه‌ای‌دارد؟کنایه،جناس

10- «ارابه‌ی بی‌رحم زمان» چه آرایه‌ای را به وجود آورده است؟ تشبیه، تشخیص

 

درک مطلب و دانستنی‌های درس

11- مفهوم‌ مصراع «عرضه ده ‌مخزن پنهان‌ کرده» چییست؟ نشان‌دهنده‌ی گنج‌های پنهان کوه

12- «رفت به شاگردی رفتار او» ؛ یعنی ... : از او تقلید کرد.

13- «نارده کبک» به چه معنی است؟ کبک کمیاب

14- در بیت «عاقبت از خامی خود سوخته / رهروی کبک نیاموخته» چه امری نکوهش شده است؟ تقلید

15- «پایمردی» ؛ یعنی ... : شجاعت

16- در عبارت «این فرزند فراموشکار، مادر خویش را از یاد می‌برد.» منظور از «مادر» چیست؟ طبیعت

17- «جریده‌ی عالم» ؛ یعنی ... : ‌جهان و روزگار

18- «امهال این، دور از فتوّت» کدام معنی را دارد؟ به تعویق انداختن این دور از جوان مردی است.

درس هفدهم

هجرت / آفتاب پنهانی

لغت

1- «سترگ» ؛ یعنی ... : زورمند، بزرگ جثه

2- «حرمان» به چه معنی است؟ نومیدی

3- «تذرو» چه معنی می‌دهد؟ قرقاول

4- «آیینه» نماد چیست؟ صفا و پاکی

تاریخ ادبیات

5- «رجعت سرخ ستاره» اثر کیست؟ علی معلّم

6- «دری به خانه‌ی‌خورشید» ازکدام نویسنده است؟ سلمان هراتی

7- کتاب «تنفس صبح» اثر کیست؟ قیصر امین‌پور

آرایه‌های ادبی

8- مصراع «بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی» چه آرایه‌ای دارد؟ متناقض‌نما

9- مصراع «هابیلیان بوی قیامت می‌شنیدند» چه آرایه‌ای دارد؟ حس‌آمیزی

10- در مصراع «عالم ثناگوی جلال همّت او»، کدام واژه «مجاز» است؟ عالم

درک مطلب و دانستنی‌های درس

11- در مصراع «برخفته‌ی شب، شبروی بیدار دیدم» منظور از «شبرو» کیست؟ امام‌خمینی

12- «شوکت دیرینه» در مصراع «از روزن شب، شوکت دیرینه دیده» به چه معنی است؟ گذشته‌ی درخشان اسلام

13- «تویی که در سفر عشق خط پایانی» ؛ یعنی ... : پایان بخش خط انبیاء‌و اولیاء هستی

14- مصراع «تو از حوالی اقلیم هرکجاآباد» به چه معنی است؟ تو به سرزمینی تعلق دارید که همه‌جایش آباد است.

15- منظوراز«این‌فصل»درمصراع«این فصل را با من بخوان...»چیست؟ کتاب انقلاب

16- «پلک‌دل‌بریدن» اعتقادی‌است عامیانه به‌معنی... : آمدن‌میهمان

درس نوزدهم

نیاز روحانی / چشم‌های

لغت

1- «جولاهه» به چه معنی است؟ بافنده، نساج، عنکبوت

2- «جولان دادن» ؛ یعنی ... : تاخت و تاز کردن

3- «هزار» در مصراع «آوای خوش هزار تقدیم تو باد» چه معنی می‌دهد؟ بلبل

4- «گدازه» ؛ یعنی ... : پاره‌ی آتش

تاریخ ادبیات

5- کتاب «اسرارالتوحید» اثر کیست؟ محمد منّور

6- مجموعه شعر «سفر سوختن» اثر کیست؟

7- وزن رباعی معادل است با ... : لاحول ولا قوة الّا بالله

8- معروف‌ترین شاعر رباعی‌سرا کیست؟ خیام نیشابوری

آرایه‌های ادبی

9- «اگر شاعر دلیلی غیر واقعی، اما شاعرانه بیاورد.» از چه آرایه‌ای استفاده کرده است؟ حسن تعلیل

10- «گل زخم» چه آرایه‌ای دارد؟ تشبیه

11- «چشم به راه بودن» چه‌آرایه‌ای است؟ کنایه

درک مطلب و دانستنی‌های درس

12- «قدمت تاریخ» ؛ یعنی ... : کهنگی و دیرینگی تاریخ

13- گزارش نویسنده «از زندگی، حالات و احساسات خویش» چه نام دارد؟ حسب حال

14- «بردوش زمانه‌لحظه‌ها سنگین بود» ؛ روزگار به سختی می‌گذشت.

15- «به پاس یک دل ابری» ؛ یعنی ... : به خاطر یک دل‌گرفته

16- مفهوم مصراع «خورشید و زمین و آسمان غمگین بود» چیست؟ طبیعت عزادار بود.

17- از جمله مفاهیم محوری انقلاب اسلامی کدام است؟ عشق و شهید و شهادت

18- «پای بدان گو فرو برده» ؛ یعنی ... : پای خود را درون گودال فروبرده بود.

درس بیست و یکم

بخوان

لغت

1- «علق» ؛ یعنی ... : خون غلیظ

2- «امم» به چه معنی است؟ امت‌ها

3- «قیّه کشیدن» چه معنی می‌دهد؟ جیغ کشیدن به هنگام جشن

4- «مراوده» ؛ یعنی ... : با کسی رفت و آمد داشتن

املاء

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «کوه‌های عبوس،‌کوه حرا، علایم حیاط» : علایم حیات

تاریخ ادبیات

6- کتاب «پیامبر» اثر کیست؟ زین‌العابدین رهنما

7- در نوشتن کتاب «پیامبر» از چه شیوه‌ای استفاده شده است؟ توصیف و داستان‌نویسی

آرایه‌ها

8- در عبارت «در همین کوه تاریکی و روشنایی طبیعت پررنگ‌تر است.» چه آرایه‌ای وجود دارد؟ تضاد

9- عبارت «تمام سنگ‌ها حالت استماع دارند،‌گوش می‌کنند و منتظرند.» چه آرایه‌ای وجود دارد؟ تشخیص

10- «وجه شبه» در این عبارت چیست؟ «روحش به سان کبوتری که به اضطراب افتد تکان خورد.» تکان خوردن

درک مطلب و دانستنی‌های درس

11- در عبارت «مکه یک کوه تاریخی دارد و این کوه یک آشنای صمیمی» آشنای صمیمی کیست؟ حضرت محمد(ص)

12- کتاب‌هایی که درباره‌ی زندگی پیامبر نوشته شده است، چه نام‌ دارد؟ سیره

13- در عبارت «این کوه روحی پیدا کرده بود که می‌خواست منشأ آیین نوینی بشود.» دین اسلام

14- بیت «نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرّس شد» کدام ویژگی حصرت محمد (ص) را بیان می‌کند؟‌امّی بودن

15- منظور از «رستاخیز موعود» چیست؟ روز قیامت

16- مفرد واژه‌ی «قوافل» چه واژه‌ای است؟ قافله

17- در عبارت «رمه‌ها از ان عبور می‌کنند و غباری افشان می‌نمایند.» افشان به چه معنی است؟ پراکنده

18- «ابدیت» ؛ یعنی ... : جاودانگی

19- «می‌دید او در بند خودش نیست.» به چه معنی است؟ می‌دید او به فکر خودش نیست.

20- مفرد کلمه‌ی «کاینات» چیست؟ کاینه

درس بیست و دوم

بوی جوی مولیان / ملک

لغت

1- «مباهات» به چه معنی است؟ فخر کردن

2- «گرده» ؛ یعنی ... : نان و خوراکی

3- «ایما» به چه معنی است؟ اشاره کردن

4- در مصراع «پیش صاحب نظران ملک سلیمان باد است.» صاحب‌نظران به چه معنی است؟ عارفان و پارسایان

املاء

5- کدام‌ترکیب غلط املایی دارد؟ «حیاط دربست، اتاقکی محسور، خبر انتساب» : اتاقکی محصور، خبر انتصاب

تاریخ ادبیات

6- اصل کتاب «سندباد نامه» از کدام کشور بوده است؟ هندوستان

7- «سند بادنامه» اثر کیست؟ ظهیری سمرقندی

8- کتاب «بخارای من،‌ایل من» از کیست؟ محمدبهمن بیگی

آرایه‌های ادبی

9- در مصراع «همچو نرگس بگشا چشم و ببین کاندرخاک...» نرگس نماد چیست؟ چشم

10- عبارت «ازشنیدن اسم‌شهر قند در دلم آب‌می‌شد.» چه آرایه‌ای دارد؟ کنایه

درک مطلب و دانستنی‌های درس

11- «اسبی که رنگ او میان زرد و بور باشد.» هم معنی با چه واژه‌ای است؟ کرند

12- عنوان درس «بوی جوی مولیان» از کدام شاعر گرفته شده است؟ رودکی

13- «از وجه زاد و توشه» ؛ یعنی ... : برای خوراک سفر

14- «خیمه‌ی انسان مزن بر در این کهنه رباط» به چه معنی است؟ به این دنیا دل مبند.

15- ذکر نام‌شاعر درپایان شعر در اصطلاح چه نامیده می‌شود؟ تخلّص

16- «مادرت را اعانت می‌کردم.» ؛ یعنی ... : به مادرت کمک می‌کردم.

17- معنای کنایی «آب خوش از گلویش پایین نمی‌رود.» چیست؟ با خوشی و راحتی زندگی نمی‌کند.

18- در جمله‌ی «از ترقّی عدلیه چشم پوشیدم.» عدلیه به کدام اداره گفته می‌شد؟‌دادگستری

19- «برجستگی جلو زین اسب که از چوب، شاخ یا فلز سازند مترادف است با ... : قاچ زین

درس بیست و سوم

اقلیم عشق

لغت

1- «مضیق» به چه معناست؟ تنگنا

2- «عین الیقین» ؛ یعنی ... : یقینی که از دیدن حاصل شود.

3- «فرقدان» به چه معنی است؟ دو ستاره در صورت فلکی دب اکبر

4- «زنّار» ؛ یعنی ... : کمربندی که زردشتیان و مسیحیان به کمر می‌بستند تا از مسلمانان شناخته شوند.

املاء

5- در بیت «قصد ایشان نهفته اصراری است / که به ایماکنندگان اظهار» کدام واژه غلط نوشته شده است؟ اسرار

تاریخ ادبیات

6- عمده شهرت «هاتف اصفهانی» به چیست؟ ترجیع‌بند عرفانی

7- «هاتف اصفهانی» شاعر کدام دوره است؟ افشاریان و زندیان

آرایه‌های ادبی

8- کدام ترکیب «تشبیه» است؟ «چشم دل، اقلیم عشق، پای اوهام» : اقلیم عشق

9- مصراع «مرد راهی اگر بیا و بیار» چه آرایه‌ای دارد؟ جناس

درک مطلب و دانستنی‌های درس

10- «ترجیع‌بند» چگونه قالب شعری است؟ چند بخش است که هر بخش قافیه‌ی جداگانه‌ای دارد،‌بیتی فاصله‌ی بندها تکرار می‌شود.

11- در مصراع «برهمه اهل این زمین به مراد...» منظور از اهل این زمین، چه کسانی هستند؟ عاشقان

12- «هاتف اصفهانی» در غزل پیرو کیست؟ سعدی و حافظ

13- «سرگران» ؛ یعنی ... : بی‌اعتنا

14- «ملک‌لامکان» به‌چه سرزمینی گفته می‌شود؟ گستره‌ی فرمان‌روایی خداوند

15- «اولی‌الابصار» به چه معنی است؟ دانایان

16- بیت «باریابی به محفلی کان‌جا / جبرئیل امین ندارد بار» به کدام رویداد اشاره دارد؟ معراج پیامبر

17- معنای‌بیت«شودآسان زعشق کاری‌چند/که‌بود نزدعقل‌بس‌دشوار» چیست؟عشق‌کارهایی راکه عقل‌نمی‌تواند انجام دهد،‌انجام می‌دهد.

درس بیست و چهارم

موسی و شبان

لغت

1- «نمط» ؛ یعنی ... : روش

2- «چارق» به چه معنی است؟ کفش چرمی

3- «عتاب» به چه معنی است؟ سرزنش، ملامت

4- «فصل کردن» ؛‌یعنی ... : جداکردن

تاریخ ادبیات

5- قصه‌ی «موسی و شبان» از کدام دفتر مثنوی است؟ دفتر دوم

6- آموزه‌های‌عرفانی«مثنوی‌معنوی»درچه‌قالبی‌بیان شده است؟ تمثیل

آرایه‌های ادبی

7- «ژاژ خاییدن» چه آرایه‌ای است؟ کنایه

8- دو واژه‌ی (حلق و خلق) نسبت به هم چه آرایه‌ای دارند؟ جناس

درک مطلب و دانستنی‌های درس

9- در مصراع «آفتابی را چنین‌ها کی رواست» منظور از (آفتاب) کیست؟ خداوند بزرگ

10- «هر کسی را اصطلاحی داده‌ام» ؛ یعنی ... : به هر کس شیوه‌ای آموخته‌ام.

11- در مصراع «در حق او مدح و در حق تو ذم» منظور شاعر از «او و تو» کیست؟ چوپان، موسی

12- در مصراع «ملت عشق از همه دین‌ها جداست.» ملت در کدام معنی به کار رفته است؟ عقیده و مذهب

13- در مصراع «من نکردم امر تا سودی کنم.» امر به چه چیزی منظور نظر است؟ عبادت

14- «با کی استت» ؛ یعنی ... : با چه کسی سخن می‌گویی.

15- «فُشار» ؛ یعنی ... : سخن بی‌هوده

16- «آفتابی را چنین‌ها کی رواست» به چه معنی است؟ چنین چیزهایی لایق خداوند نیست.

17- «دهان دوختن» کنایه است از ... : ساکن کردن

18- «گران جانی» به چه معنی است؟‌ تنبلی

19- عبارت «خون شهیدان را ز آب اولی‌تر است» به چه معنی است؟ شهید در خون تپیده به غسل نیاز ندارد.

20- مصراع «عشق را دریای غم، غم‌ناک نیست.» ؛ یعنی ... : عشق از دریای غم، ترس و هراسی ندارد

 

شبنم عشق

لغت

1- «سُفت» ؛ یعنی ... : دوش، کتف

2- «طین» به چه معنی است؟ گِل

3- «پنهان کردن حقیقت» معنی چه واژه‌ای است؟ تلبیس

4- «جنیبت کش» ؛ یعنی ... : میرآخور

املاء

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «خزانه‌ی غیب، تفرّص کردن، خطاب عزّت» : ‌تفرس کردن

تاریخ ادبیات

6- اثر «نجم‌الدّین دایه» چیست؟ مرصادالعباد

7- نجم‌الدّین دایه از عرفای قرن ... است. هفتم

آرایه‌های ادبی

8- کدام ترکیب «تشبیه» نیست؟ «شبنم عشق، ابر کرم، خاک آدم» خاک آدم

9- «خاک تن در نمی‌دهد.» چه آرایه‌ای دارد؟ کنایه

10- «یک قبضه خاک» ؛ یعنی ... : مشتی خاک

11- «وسایط گوناگون در هر مقام برکار کرد.» ؛ یعنی ... : در ساختن هرچیز از واسطه‌ و وسیله‌ای استفاده کرد.

12- مفهوم مصراع «ای به ازل بوده و نابوده ما» چیست؟ تو همیشه وجود داشته‌ای اما ما نبوده‌ایم.

13- «اعورانه بدو در می‌نگریست.» به چه معنی است؟ با یک چشم او را نگاه می‌کرد.

14- «اصناف موجودات» ؛ یعنی ... : موجودات گوناگون

15- عرفا «بار امانت» را چه دانسته‌اند؟ عشق

16- «تعبیه‌کردن» ؛ یعنی ... : نهادن

17- نام «فرشته‌ی وحی» چیست؟ جبرئیل

18- «طوع و رغبت» ؛ یعنی ... : اطاعت و میل

 

 


نویسنده : حسین ملاصادقی
تاریخ : جمعه ٢٢ فروردین ۱۳٩۳
نظرات

ادبیات فارسی - مشک ختن

نویسنده: وانگ ای دان

 

همانا که در فارس انشاء من

چو مشکست بی قیمت اندر ختن

ما چینی ها اگر مروری در دیوان های شعر فارسی بکنیم تعجب خواهیم کرد که مشک ختن بر خلاف چین در ایران چقدر زبانزد و مشهور است در ایران اصطلاح ،«مشک به ختن بردن» به معنی «کار نابجا کردن» بوده است. در ادبیات فارسی حتی از آهوی مشک به عنان آهوی ختن یاد شده است.

ایران از کشورهای مشک خیز نیست ،اما از منابع چینی که در دوره ی سلسله تانگ (907-618 میلادی) نگاشته شده چنین بر می آید که ایرانیان در دوره ی ساسانی از مشک استفاده می کردند. در مراسم دینی زرتشتی مشک را با عطرهای دیگر آمیخته می کردند و سرو روی خود را با آن معطر می ساختند تا با جسم پاک و خوشبوی به نیایش پردازند.

پس مشک که تا بدین حد از دیرباز مورد پسند ایرانیان بوده است چه ماده ای است و با ختن چه ارتباطی دارد؟

1-مشک چیست؟

مشک ماده است بسیار معطر و گرانبها و کمیاب و در عطرسازی و داروسازی به کار می رود. این ماده از آهوی مشک به دست می آید. آهوی مشک از آهوی معمولی کوچکتر است و شاخ ندارد. بدنش برنگ قهوه ای، دستها از پاها کوتاهتر و دو دندان نیش آن کج و از دهن برآمده است. بین ناف و تخمگاه آهوی نر غده ای است که مشک ترشحات آن است مشک تازه برنگ قهوه ای مایل به سیاه و به شکل لزج و خمیر گونه ی روغنی است در حالت خشک شده برنگ قهوه ای تیره و بشکل ساییده و لخته های شکننده در می آید. شکل کامل کیسه ی مشک(نافه ) گرد است و قطر آن به 3 تا 5 سانتیمتر و وزنش به حدود سی گرم می رسد.

آهوی مشک حیوانی است رمنده و دارای بینایی و بویایی و شنوایی قوی. در جنگل های کوهستانی زیست می کند و برگ درخت و علف ومیوه ی وحشی می خورد. معمولاً روز در نهانگاه می خوابد و در صبحدم و غروب به گشت و چرا می پردازد. در سرزمین چین سه نوع آهوی مشک موجود است. یکی بنام آهوی مشک اصلی، دوم آهوی مشکل اسبی و سوم آهوی مشک جنگلی.

آهوی مشک اسبی از همه بزرگتر است و آهوی مشک جنگلی ازهمه کوچکتر. آهوی مشک اصلی بیشتر در استان های شمال شرقی چین زندگی می کند، آهوی مشک اسبی بیشتر در استان های شمال غربی و جنوب غربی، آهوی مشک جنگلی در استان های شمال غربی، جنوب غربی و شمالی و مرکزی چین.

دولت چین برای حفاظت آهوی مشک و سایر حیوانات کمیاب قانونی گذرانده تا مردم به آنها زیان نرسانند. کارشناسان هم موفق شده اند در پرورشگاه ها آهوی مشک را اهلی کنند.

چین از کهن ترین و مهمترین کشورهای مشک خیز جهان به شمار می آید. نزدیک به دو هزار سال پیش چینی ها از مشک در عطر گیری و داروسازی استفاده می کردند. در «شن نونگ بن تسائو جینگ»(shennong Bencaojing)قدیمترین کتاب دارونامه ی دنیا که در سلسله هان (از سال 206 قبل از میلاد تا سال 220 بعد از میلاد )تألیف شده درباره ی مشک چنین آمده است : مشک طعم تند و گرم دارد. چیزهای زیانمند و خواب پریشان را دفع می کند. داروشناسان دوره های بعد اطلاعات بیشتری راجع به مشک بر آنچه در این کتاب آمده افزوده اند. چنانکه امروز مردم به طور کامل و دقیق آن را می شناسند. به غیر از کتاب های پزشکی و داروسازی در کتاب های تاریخی و جغرافیائی و تذکره ها نیز گهگاه مطالبی درباره ی مشک نقل شده است.

پیشینیان در چین مشک را به سه گونه تقسیم کرده بودند. نخست آن که در فصل بهار در نافه ی آهو (کیسه مشک ) انباشته شده. بر اثر درد و خارش ناشی از آن آهو باسم خود مشک را از کیسه دفع می کند. بوی و تأثیر این قسم مشک بسیار قوی است و جایی که افتاده باشد گیاه پیرامون آن نمی روید. این بهترین نوع مشک به شمار می رفت و قیمت آن با مروارید برابر بود. دوم آن که پس از شکار آهوی مشک، نافه رابریده جدا می ساختند. این قسم مشک نیز ممتاز است. سوم مشکی بود که از اسپرز و جگر لاشه ی آهوی مرده به دست می آوردند. این ماده نیز بوی خوش می داد و کاربرد داشت، ولی عطر و اثر آن کم بود. امروز در چین کارشناسان با روش دیگری مشک را به دست می آورند. در پرورشگاه هر سال به هنگام پر شدن نافه آهوی نر از ماده مشک، متخصصان با قاشقک مخصوصی مشک را از کیسه در می آورند. این کار معمولاً هر سال یک تا دوبار در روزهای خنک تابستان انجام می شود و به آهوی مشک زیانی نمی رسد.

گفته اند در باغ سلطنتی سلسله ی تانگ آهویی بنام آهوی مشک روان (مایع) پرورش داده می شد. نافه ی این آهو پر از آبی می شد از مشک معمولی بویاتر. اگر قطره ای ازآن را در یک سطل آب می ریختند و با آن رخت می شستند، آن لباس تا وقتی هم که فرسوده و کهنه می شد باز سخت معطر و خوش رایحه بود ،اما بعدها از این نوع آهوی مشک ذکری در میان نیامده است.

در زمان قدیم بخصوص در قرن سوم و چهارم میلادی در میان طبقه ی اشراف کاربرد مشک رایج بود. آنان در زندگی روزانه از چیزهای مانند بالش، کیسه ی مشک آگین، مرکب تحریر و بند جامه که با مشک آغشته می شد استفاده می کردند.

 

2-مشک در منابع ایران

به طور دقیق نمی دانیم مشک چین درچه زمان وارد ایران شد، اما مدرک تاریخی چنین اشاره کرده است که ایرانیان در دوره ی ساسانی در مراسم دینی از مشک استفاده می کردند. غیر ممکن نیست که این مشک را از چین وارد کرده باشند. یکی از مورخان ارمنی در قرن پنجم میلادی نوشته است که مشک از محصولات چین است .با توجه به روابط ارمنستان و ایران در عصر ساسانی، می توان گفت که ساسانیان در قرن پنجم نیز مشک چین را می شاختند و حتی آنرا از چین به ایران می آوردند.

اطلاعات ایرانیان راجع به مشک در کتابهای زیادی دیده می شود، مثلاً در رسالة فی اصول الطیب و المرکبات العریه تألیف ابن مندویه ی اصفهانی در قرن چهارم هجری، عطر نامه ی علایی، قانون ابن سینا کتاب الابنیه عن حقایق الادویه ی ابومنصور هروی، ذخیره ی خوارزمشاهی تألیف اسماعیل جرجانی، مخزن الادویه تألیف عقیلی خراسانی، تنسو خنامه ی ایلخانی تألیف نصیرالدین طوسی و تقریباً همه ی کتابهای داروشناسی و منابعی که درباره ی کالاهای منسوب به شهرها و کشورها نوشته شده . هم چنین در فرهنگ های فارسی و عربی هم غالباً اطلاعاتی درباره ی مشک آمده است.

از آنجا که آهوی مشک در سرزمین ایران وجود ندارد، ایرانیان تصور دقیقی از شکل آن نداشتند. حتی نمی دانستند که آهوی مشک شاخ ندارد. بعضی از نویسندگان حتی شاخ ناداشته ی آهوی مشک را چنین توصیف کرده اند. شاخ آن سپید و منحنی که به دنباله ی او می رسد و در آن سوراخها دارد که استنشاق هوا به آن می کند.(فرهنگ آنند راج، ماده مشک)

مشک را عموماً از دو راه وارد ایران می کردند. یکی راه شمالی یعنی از چین (ختا)و ترکستان (آسیای مرکزی ) و تبت، دیگری راه جنوبی یعنی از هندوستان و نپال و کشمیر، مؤلف مخزن الادویه گفته است:«مشک، در کوهستان چین و خطا و تبت و ترکستان و کوت کانکرا که نکرکوت می گفته اند در قدیم الایام و کوهستان بهرایج و نیپال و مورنگ و رنگ پور و غیره که همه آن کوهستان ها بهم پیوسته اند بهم می رسد و در هر سر حد بلدی و مملکتی و شهری از مواضع قریبه با کوهستان می آورند. مثلاً ... در بنگاله از کوهستان مورنگ و رنگپور و نیپال و در ایران و خراسان و روم از چین و خطا و تبت هم از راه دریا و هم از خشکی می آورند.«ایرانیان مشک چین و ترکستان و تبت را از مشک هندوستان و نپال بهتر می دانستند».

ایرانیان از ملت های عطر دوست هستند. آنان در عطر سازی با مشک و در تشخیص ناخالصی و غش مشک تجربه و تخصص زیاد داشته اند.

ارتباط مشک با ختن

ختن در جنوب غربی استان سین جیانگ(سنجان )واقع است و از دیرباز به صدور یشم و تولیدات ابریشمی معروف بوده است با آنکه در منابع ایرانی امتیاز ختن در داشتن آهوان مشکین و نافه ی ختن و صدور مشک از آنجاست و همین ارتباط مشک باختن موجب شهرت آن در دنیای قدیم شده که حافظ می گوید:«مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای/که زصحرای ختن آهوی مشکین آمده جای شگفتی است که هیچ کتابی از منابع چینی به صدور مشک از ختن و مشک خیزی آنجا اشاره نشده ،حتی کتاب تاریخچه ی ختن (Iictian xiangtuzhi)هم که حاکم ختن در سال 1909 میلاد تألیف کرده و همه ی محصولات ختن بطور دقیق در آن ثبت شده خالی از ذکر مشک است.

طبق مجموعه ی حیوانات دارویی چین و جغرافی شمال غربی چین جنگل های کوههای کونلون (Kunlun) که سرحد استان سین جیانگ (سنجان ) و تبت است از زیستگاههای بسیار مهم آهوی مشک است با وجود اینکه در هیچیک از منابع چینی به مشک خیزی ختن اشاره نشده است ،چون ختن در دامن شمالی کوههای کونلون واقع است، غیر ممکن نیست که در اطراف آنجا آهوان مشک می زیسته اند.

اما علتی مهمتر نیز هست همانطوریکه می دانیم از قرن دوم قبل از میلاد به بعد به سبب وجود جاده ی ابریشم، چین با کشورهای آسیای مرکزی و هند و ایران و روم رفت و آمدی روز افزون پیدا کرده بود.

اتفاقاً چند زیستگاه مهم آهوی مشک مانند کوهای کونون (Kunlun)، کوههای نان شان(Oilianshan) یعنی (Nanshan) کوههای چین لینگ و کوههای خه لن (Helanshan)و غیره در اطراف جاده ی ابریشم به کشورهای غربی چین مانند ایران و روم صادر می شد. چون ختن از مهمترین شهرهای جاده ابریشم بود، کالاهای تجارتی معمولاً نخست در این شهر جمع می شد بعد به نواحی غربی مختلف صادر می گردید وضع صدور مشک همینطور بود چون مشک بیشتر از راه ختن وارد ایران می شد، ایرانیان آن را مشک ختن می خواندند و کم کم گمان می کردند که ختن زیستگاه آهوی مشک است.

مشک هایی که از نواحی اطراف جاده ابریشم صادر می شد اغلب توجه مسافران را به خود جلب می کرد. مارکوپولو جهانگرد معروف ایتالیایی در قرن سیزدهم میلادی از راه ختن به شمال چین آمد و در استان های گن سو (Gansu) و چینگ هایی (Qinghai) مشک فراوان دید، آنرا پسندید و یک سر و یک پای خشک کرده ی آهوی مشک را با خود به ونیز برد. علی اکبر خطایی نیز در کتاب خطای نامه از مشک این نواحی تعریف کرده است.

در زمان قدیم مشک چین عموماً بواسطه بازرگانان عطر به کشورهای خارجی صادر می گردید، گاهی نیز به وسیله ی سفیران به پادشاهان کشورهای دیگر هدیه می شد.

مشک ختن مثل دیبا و پرنیان و چای و دارچین از معروفترین و پسندیده ترین محصولات چین نزد ایرانیان است.

منبع: نشریه زبان و ادبیات، سال هجدهم، مهر تا اسفند 1371 - شماره 7-12 (5 صفحه - از 342 تا 346)


نویسنده : حسین ملاصادقی
تاریخ : جمعه ٢٢ فروردین ۱۳٩۳
نظرات

زبان فارسی - معنی ماه های ایرانی

فروردین

فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می‌برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب، به دنیای دیگر می‌روند

 

اردیبهشت

اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه‌ای است مرکب از دو جزء: جزء اول "اشا” از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است، راستی و درستی، تقدس، قانون و آئین ایزدی، پاکی…. و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است. جزء دیگر این کلمه که واژه "وهیشت” باشد. صفت عالی است به معنای بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت "مانند بهشت” هم آمده است.

 

خرداد

 خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه‌شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات ،در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا، همه، درست و کامل. دوم تات که پسوند است برای اسم مونث، بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است. ایزدان تیر و باد و فروردین از همکاران خرداد می‌باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.

 

تیر

تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه، در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می‌شود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک، از باران بهره مند می‌شود و کشتزارها سیراب می‌گردد. تیشتر را در زبان های اروپایی سیریوس خوانده اند. هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می‌دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.

 

مرداد

مرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی  خورشیدی است. در اوستا امرتات ،در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:اول "ا” ادات نفی به معنی نه، دوم "مرتا” به معنی مردنی و نابود شدنی نیست و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابراین امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه "مرداد” به غلط استعمال می‌شود. در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست.

در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از:

نیک اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد.

 

شهریور

شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور می‌دانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء: خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیر یه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعاً یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می‌شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.

 

 مهر

در سانسکریت میترا، در اوستا و پارسی میثر و در پهلوی میتر و در فارسی مهر گفته می‌شود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست. مهر از برای محافظت عهد و پیمان و میثاق مردم گماشته شده است.

 از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمی‌ماند. برای آن که از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالای کوه "هرا” است، انجایی که نه روز است و نه شب، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشی و نه کثافت .مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است. این آرامگاه خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می‌شتابد.

  آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است. ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آندو را یکی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد کرده اند و کر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم "میترس” می‌ستایند.از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یکدیگر مخلوط شده اند. نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.

 

 آبان

در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می‌شود. در اوستا بارها "آپ” به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است. نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان می دانند. ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنکه "زو” که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده، او را شکست داده، تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد، ایرانیان این روز را جشن می گیرند، دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردیده و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار می‌گیرد.

 

آذر؛ محیط زیست

در اوستا آتر، آثر، در پارسی باستان آتر، در پهلوی آتر، و در فارسی آذر می‌گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگتری ایزدان است. آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان ،آگنی خولنده شده و در "ودا” (کتاب کهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یاکماندار قرار می گیرد.

 

دی

در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده، دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر "دا” به معنی دادن و افریدن است. در خود اوستا صفت دثوش (=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی (آفریدگار،دثوش) موسوم است. برای اینکه سه روز موسوم به "دی” با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می‌پیوندند. مثلا روز هشتم را "دی باز” و روز پانزدهم را "دی بمهر” و….دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.

 

بهمن

 در اوستا وهومنه ،در پهلوی وهومن، در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: "وهو” به معنی خوب و نیک و "مند” از ریشه من به معنی منش: پس یعنی بهمنش، نیک اندیش، نیک نهاد. نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند. یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار نیک را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می‌دارد. خروس که از مرغکان مقدس به شمار می‌رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می‌خواند، ویژه بهمن است. همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده می‌شود و در طب نیز این گیاه معروف است.

 

اسفند

در اوستا اسپنتا آرمیتی، در پهلوی اسپندر، در فارسی سپندار مذ، سفندارمذ، اسفندارمذ، و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند، که صفت است به معنی پاک و مقدس، یا ارمئتی هم مرکب از دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست، شاید و بجا. دوم متی از مصدر من به من معنی اندیشیدن. بنابراین ارمتی به معنی فروتنی، بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است.

 در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کرده اند. سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وی موظف است که همواره زمین را خرم ، آباد، پاک و بارور نگه دارد، هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ می‌باشد.


نویسنده : حسین ملاصادقی
تاریخ : جمعه ٢٢ فروردین ۱۳٩۳
نظرات

واژگان دخیل - وام واژ ه های فرانسوی در زبان فارسی

الف

ادکلن(eau de cologne)

اپل (épaule) به معنی شانه

اپیدمی (épidémie)

اتیکت (étiquette)

اشانتیون (échantillon) به معنی نمونه

اشل (échelle) به معنی نردبان

اکران (écran)

اکیپ (équipe)

املت (omelette)

اوٍرت (ouvert) به معنی باز (open).

اورژانس (urgence)

اوریون (oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده است.

ایده (idée)

آباژور (abat-jour)

آبسه (abcès) به معنی چرک و ورم چرکی

آژان (agent)

آژانس (agence)

آسانسور (ascenseur)

آلرژی (allergie)

آمپول (ampoule)

آناناس (ananas)

آنکادر کردن (encadrer)

آوانتاژ (avantage) به معنی فایده و منفعت است.

آوانس (avance)

 ب

باکتری (bactérie)

بالکن (balcon)  ولی ریشه دورتر آن بالاخانه است که فارسی است و از ترکی استانبولی به صورت بالاکان به غرب رفته است . در استانبولی خ به ک تبدیل می شود .

بانداژ (bandage)

بلیط (billet) که در زبان فرانسه "بیه" تلفظ می شود

برس (brosse)

بروشور (brochure)

بلوز (blouse)

بن ساله (bon salé) به معنی خوش نمک

بوروکراسی (bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده است.

بوفه (buffet)

بولتن (bulletin)

بیسکویت (biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!

بیگودی (bigoudis)

پ

پاپیون (papillon) به معنی پروانه

پاتیناژ (patinage)

پاساژ (passage)

پاندول (pendule)

پانسمان (pansement)

پاویون (pavillon)

پروژه (projet)

پروسه (process)

پلاک (plaque)

پلاکارد (placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.

پماد (pommade)

پنس (pinces)

پورتفوی (portefeuille) به معنی کیف اسناد وکیف پول است.

پونز (punaise)

پوئن (point) به معنای امتیاز

پیژامه (pyjama) ولی اصل آن پارسی و پاجامه است

پیست (piste)

 ت

تابلو (tableau)

تن (ماهی) (thon)

توالت (toilette)

تومور (tumeur)

تیره یا خط تیره (tiret)

تیراژ (tirage)

 د

دز (dose)

دوش (douche) فعل se doucher به معنای دوش گرفتن است

دیسک (disque)

دیسکت (disquette)

 ر

رادیاتور (radiateur)

رژیم (régime)

رفراندوم (référendum)

رفوزه (refusé)

روبان (ruban)

روب دشامبر (robe de chambre) به معنی لباس خانه.

 ژ

ژامبون (jambon) از واژه jambe به معنی ساق پا گرفته شده است.

ژانر (genre)

ژست (geste)

ژله (gelée)

ژوپ (jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.

ژورنال (journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.

ژیله (gilet)

 س

ساتن (satin)

سالن (salon)

سس (sauce)

سنکوپ (Syncope)

سوتین (soutien gorge)

سوژه (sujet)

 ش

شاپو (chapeau)

شارلاتان (charlatan)

شاسی (châssis)

شال (châle)

شانس (chance)

شانتاژ (chantage) ریشه آن فعل chanter به معنی آواز خواندن است

شوالیه (chevalier) به معنی اسب سوار و Cheval به معنی اسب است

شوسه (chaussée) به معنی جاده و سواره رو است و chaussure به معنی کفش است.

شوفاژ (chauffage)

شوفر (Chauffeur)

شومینه (cheminée)

 ط

طلق (talc)

 ف

فابریک (fabrique) به معنی کارخانه

فلش (flèche)

فویل (feuille) به معنی ورقه یا برگه.

 ک

کاپوت (capot)

کارتابل (cartable) به معنی کیف مدرسه

کاسکت (Casquette)

کافه (café)

کافه گلاسه (café glacé)

کامیون (camion)

کامیونت (camionnette)

کاناپه (canapé)

کتلت (côtelette) از واژه côte به معنی دنده بوجود آمده است.

کراوات (cravate)  ولی ریشه دورتر آن همان خروآت است که پارسی است.

کرست (corset)

کریدور (corridor)

کلیه (Collier) به معنی گردن بند و cou به معنی گردن است.

کمدی (comédie)

کنسانتره (concentré)

کنسرو (conserve)

کنسرواتور (conservateur) به معنی نگهبان و محافظ است

کنکور (concours)

کودتا (Coup d'État)

کوران (courant) به معنی جریان بیشتر برای جریان هوا به کار می رود.

کورس (course)

کوسن (coussin) به معنی نازبالش

 گ

گاراژ (garage) از فعل garer به معنی نگهداشتن یا پارک کردن گرفته شده است

گارسون (garçon)

گیشه (guichet)

 ل

لژ (loge)

لوستر (lustre)

لیسانس (licence)

 

 م

مامان ولی در فارسی ماما یا مام نیز به کار می رود.

مانتو (manteau)

مانکن (mannequin)

مایو (maillot)

مبل (meuble)

مرسی (merci)

مزون (maison) به معنی خانه است

مغازه (magasin) خود در اصل از عربی مخزن.

موزه (musée)

موکت (moquette)

میزانسن (mise en scene)

میلیارد (milliard)

ن

نایلون (nylon)

 و

وانیل (vanille)

ویتامین (vitamine)

ویترین (vitrine)

ویراژ (virage)

ویلا (villa)


نویسنده : حسین ملاصادقی
تاریخ : جمعه ٢٢ فروردین ۱۳٩۳
نظرات

وجه تسمیه عبارت « دری وری»

گرد آورنده : خانم فرحناز کرد ناحیه 2 اهواز

 واژه ی دری و وری از کی باب شد؟

به طور کلی جملات نامفهوم و بی معنی و خارج از موضوع را دری وری می گویند. این عبارت که در میان عوام بیشتر مصطلح است تا چندی گمان می رفت ریشه تاریخی داشته باشد ولی خوشبختانه ضمن مطالعه کتب ادبی و تاریخی ریشه و علت تسمیه آن به دست امده است که ذیلاً شرح داده می شود.

مطالعه در تاریخچه زبان فارسی نشان می دهد که نژاد ایرانی در عصر و زمانی که با هندی ها می زیست به زبان سنسکریت یا مشابه به آن سخن می گفتت. پس از جدا شدن از هندی ها کهن ترین زبانی که از ایرانیان باستان در دست داریم زبان اوستا است که کتاب اوستا به آن نوشته شده است.

زبان فارسی باستان یا فرس قدیم زبان سکنه سرزمین پارس بود که در زمان هخامنشیان بدان تکلم می کردند و زبان  رسمی پادشاهان این سلسله بوده است.

حمله اسکندر و تسلط یونانیان و مقدونیان بر ایران موجب گردید که زبان پارسی باستان از میان برود و زبان یونانی تا سیصد سال در ایران اوج پیدا کند.

در زمان اشکانیان زبان پهلوی اشکانی ودر زمان ساسانیان زبان پهلوی ساسانی در ایران رواج یافت و به شهادت تاریخ تا قرن پنجم هجری در مدارس اصفهان اطفال نو آموز را به زبان پهلوی درس می دادند. اکنون نیز از نیشابور به مغرب و شمال غربی و جنوب در هر روستای بزرگ و کوچک ، زبان های محلی با لهجه های مخصوص وجود دارد که همه این زبان ها ی روستایی لهجه های گوناگون زبان پهلوی است وحتی اهل تحقیق معتقدند که معروف ترین اشعار زبان پهلوی گفته های بندار رازی و باباطاهر عریان است که لهجه های پهلوی ساسانی در آن کاملاً نمایان است،ضمناً این نکته ناگفته نماند که واژه پهلوی صفتی نسبی و منسوب به پهلوی می باشد.

پهلو که تلفظ دیگر آن پرتو و پارت سات نام قوم شاهنشاهان اشکانی است و حتی واژه پارس نیز صورت دیگری از همان نام می باشد. در منطقه خراسان و ماوراءالنهر به زبان محلی خودشان دری که شاخه ای از زبان پهلوی بوده است سخن می راندند و زبان دری یکی از سه زبانی بود که در دربار ساسانی رواج داشته است

باید دانست که اشتقاق زبان دری از واژه ی در است که به عربی باب گویند یعنی زبانی که در درگاه و دربار پادشاهان بدان سخن می گویند.

 زبان دری از نظر تاریخی ادامه زبان پهلوی ساسانی یعنی فارسی میانه است که آن نیز ادامه فارسی باستانی  یعنی زبان رایج روزگار هخانمنشیان می باشد.

دانشمند محترم اقای دکتر جواد مشکور راجع به تاریخچه زبان که چگونه از بین النهرین و پایتخت اشکانیان و ساسانیان کوچ کرده سر از خراسان ماوراءالنهر در آورده است شرحی مفید و مستوفی دارد ، که نقل آن خالی از فایده نیست:

زبان دری یا درباری که زبان لفظ و قلم دربار ساسانیان بود پس از آنکه یزدگرد ، پسر شهریار «فرجامین» پادشاه ساسانی ناچار شد بعد از حملۀ عرب پایتخت خود تیسفون را ترک گوید و به سوی مشرق برود ، همۀ درباریانی که شمار ایشان به چندین هزار تن بالغ می شدند همراه او سفر کردند.

مورخان می نویسند: هزار نفر از رامشگران و هزار تن از آشپزان آشپزخانه و نخجیریان همراه او بودند. از این بیان می توان حدس زد که دیگر درباریان که در رکاب شاه بودند چه گروه کثیری را تشکیل می دادند. یزدگرد با چنین دستگاهی به مرو رسید و مرو مرکز زبان دری شد.

این زبان در خراسان رواج یافت و جای لهجه ها و زبان های محلی مانند« خوارزمی و سغدی و هروی» را گرفت و حتی از آنها متأثر گردید.

قرون متمادی طول کشید تا این زبان به سایر نقاط ایران سرایت کرده مانند امروز زبان رسمی و مصطلح همه ایرانیان گردد.

عقیده بر این است که چون ایرانیان در خلال پانصد سال _از قرن سوم تا هشتم هجری_ زبان دری را به خوبی نمی فهمیدند و غالباً به زبان محلی مکالمه می کردند و واژه محمل وری را به زبان اضافه کرده ، می گفتند :« دری وری می گوید» یعنی به زبانی صحبت می کند که مهجور و نامفهوم است.

 

 


نویسنده : حسین ملاصادقی
تاریخ : پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳
نظرات

 آرایه ی ادبی - 40تست آرایه های ادبی از قالب های شعری

تهیه و تالیف: رضا ریوندی

1- کمترین مقدار سخن موزن یک ………………… است .

الف) بیت              ب)مصرع            ج)دوبیتی             د)ردیف

2-وزنی که در هر یک از مصراع ها احساس می شود تابع :

الف)نظمی است که در چگونگی قرار گرفتن کلمات مصراع وجود دارد .              ب)تابع قافیه است

ج)تابع ردیف است که در شعر وجود دارد                                                            د) هیچ کدام

3-کدام گزینه در تعریف ردیف غلط نیست ؟

الف)تکرار یک کلمه مستقل به یک معنی در پایان همه ابیات                             ب)مرتب قرار گرفتن کلمات

ج)از نظر اصول دستوری هماهنگ بودن                                                  د)تکرار دو کلمه مستقل و هم وزن در پایان همه ابیات

4-شعری که دو ردیف دارد ……………..خوانده می شود .

الف)مقفی             ب)مردف              ج)مصرع             د) هیچ کدام

5- مهمترین تاثیرات قافیه چیست ؟

الف)ایجاد ردیف                  ب)تکمیل وزن                    ج)استحکام معنی شعر                       د)ایجاد نظم

6-اگر شاعر بخواهد از ردیف استفاده کند باید :

الف)بلافاصله هر مصراع ردیف بیاورد .              ب)آن را در پایان هر بیت قبل از قافیه بیاورد

ج)در پایان هر مصراع ردیف بیاورد                              د)موارد الف و ج

7-بیتی که هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد …………………..نام دارد .

الف)مردف            ب)مقفی               ج)مصرع             د)هیچ کدام

8-تفاوت قالبهای شعر سنتی در چیست ؟

الف)تفاوت در معنی آنهاست    ب)تفاوت در وزن آنهاست       ج)تفاوت در چگونگی قافیه آنهاست       د)تفاوت در سبک شعری شاعر است

9-شکلی که شاعر به شعر می بخشد ………………نام دارد .

الف)وزن             ب)ردیف              ج)قالب                د)موسیقی

10-کمترین مقدار شعر ……………..است .

الف)مصراع                      ب)بیت                ج)دوبیتی             د)قالب

11-در شعر سنتی ………….اجباری و …………………….اختیاری است .

الف)قافیه ، ردیف                ب)ردیف ، قافیه                  ج)وزن ، قافیه                   د)ردیف ، وزن

 

12-اگر شاعر در بیت پایانی نام خود را بیاورد ، این کار ……………….نام دارد .

الف)مقطع            ب)تخلص ج)شریطه             د)موارد الف و ب

13-بیت اول قصیده را ……………………و بیت آخر آن را …………………می گویند .

الف)مطلع ، مقطع               ب)مطلع ، تخلص                ج)مقطع ،مطلع                   د)شریطه ، مقطع

14-برای اینکه دو کلمه بتوانند به عنوان قافیه های یک بیت مورد استفاده قرار گیرند ، حداقل تشابه آنها در…………………است .

الف)آخرین حرف و حرکت                                            ب)تمام حروف و حرکات                   

 ج)فقط هماهنگی در وزن                                           د)دو حرف و حرکت آخر

15-درباره دو بیتی کدام گزینه درست نیست ؟

الف)دو بیت است که گاه مصراع سوم آن قافیه ندارد                        

ب)این قالب صورت کامل شده در شعر هجایی در عصر ساسانی است .

ج)درون مایه عاشقانه و عارفانه دارد .                                     

د)دو بیتی وزن خاص ندارد .

16-کلمه عجایب با کدام گزینه هم وزن نیست .

الف)شنیدم                        ب)صبارا              ج)گلابش             د)آتشین

17-کدام گزینه از عوامل مهم و اصلی تاثیر شعر می باشد ؟

الف)زبان شاعر                  ب)تخیل و وزن                   ج)عاطفه و وزن                 د)احساس شاعر

18-کدام گزینه کوچکترین جزء نقش دار زبان است که سبب تمایز معنی دو واژه می شود ؟

الف)هجا              ب)واج                ج)مصوت                         د)صوت

19-چگونه تشخیص دهیم که دو مصراع یا دو بیت با هم هم وزن هستند .

الف)تعداد هجاهای آنها برابر باشد             ب)هجاهای بلند آنها مقابل هم باشند

ج)هجاهای کوتاه و بلند و یا کشیده آنها در مقابل یکدیگر قرار گیرند .     د)موارد الف و ب درست است .

20-اولین قالب شعری چه نام دارد  و زمان اقتدار آن چه قرن هایی است ؟

الف)قصیده قرن سوم تا هشتم    ب)قصیده قرن اول تا سوم          ج)غزل قرن هفتم تا هشتم        د)غزل قرن چهارم تاششم

 

21-کدام پاسخ معروفترین قطعه سرای معاصر را در بر دارد ؟

الف)انوری                        ب)ابن یمین                      ج)شهریار                                    د)پروین اعتصامی

22-فرق غزل با تغزل در چیست ؟

     الف)تغزل وصف طبیعت است و غزل عشق و جوانی                      

     ب)تغزل مقدمه قصیده است و غزل یک قالب شعری

     ج)تغزل مقدمه قصیده را به تنه اصلی آن پیوند می زند                                                                                                      د)در غزل شاعر از بی وفایی شکایت می کند

 

23-عمده ترین مضامین قصیده های شعر فارسی چیست ؟

الف)مدح ،رثا ، وصف و پند و اندرز و حکمت و عرفان                     ب)حماسه ، دین داری و میهن پرستی

ج)عشق و عرفان و پند و هجو                                                د)مسایل اجتماعی – سیاسی – جکمت و پند

24-کدام پاسخ درباره مسمط درست نیست .

الف)مصراع آخر هر رشته هم قافیه است                                     ب)درون مایه ای نظیر قصیده دارد

ج)در هر رشته تمام بیتها جزء بیت آخر مصرع است                        د)بنیانگذار آن فرخی است

25-کدام گروه از شعرای زیر قصیده سرا هستند ؟

الف)رودکی،منوچهری ،خاقانی ، مهرداد اوستا                               ب)مولوی ، حافظ ، خیام

ج)مولوی ، حافظ ، خیام                                                         د)وحشی بافقی ، محتشم کاشانی ، عبدالرزاق اصفهانی

26-محتوای غزل در آغاز ……………………است .

الف)اجتماعی                     ب)عارفانه            ج)عاشقانه           د)عاشقانه و عارفانه

27-با ظهور کدام یک از شاعران غزل عارفانه پدید می آید .

الف)مولانا                        ب)سنائی              ج)عطار               د)حافظ

28-بیت آغازین غزل را …………و بیت پایان را ……………می نامند .

الف)مطلع – مقطع               ب)تغزل – مقطع                 ج)مقطع – مطلع                             د)تشبیب – مطلع

29- از مشروطه به بعد غزل جنبه ……………..به خود می گیرد و کسانی چون…………به سرایش آن می پردازند .

الف)سیاسی – ملک الشعرای بهار                                ب)عارفانه – میرزاده عشقی         

     ج)اجتماعی – فرخی یزدی                                         د)عاشقانه – رهی معیری

30-از شاعران زیر کدام غزل سرا نمی باشند .

الف)حافظ ، سعدی ، مولوی                                                   ب)صائب ، عراقی،سنایی     

ج)رهی معیری ، شهریار، سلمان هراتی                                 د)منوچهری ، خیام ، فرخی سیستانی

31-کدام یک از قالب های شعری وحدت موضوع دارد .

الف)قصیده                       ب)مثنوی             ج)قطعه               د)مستزاد

32-بزرگترین قطعه سرایان زبان فارسی چه کسانی هستند .

الف)پروین اعتصامی ، ابن یمین ، انوری                        ب)خیام ، شهریار، حافظ       

ج)نظامی ، مولانا ، پروین اعتصامی                              د)رهی معیری ، فرخی ، منوچهری

33-درون مایه قطعه معمولا مطالبی …………….است .

الف)اخلاقی ، تعلیمی ، حکایت              ب)مدح ، هجو ، شکایت

ج)اخلاقی ، عارفانه ، عاشقانه                         د)مورد الف و ب

34- قدیمی ترین نمونه ترجیع بند از کدام شاعر می باشد.

الف)سعدی                        ب)فرخی سیستانی               ج)صائب              د)کلیم کاشانی

 

35-زیباترین ترجیع بندهای عارفانه و عاشقانه در شعر کدام شاعران دیده می شود .

الف)مولوی ، هاتف اصفهانی               ب)هاتف اصفهانی ، صائب تبریزی

ج)هاتف اصفهانی ،سعدی                              د)فرخی سیستانی ، سعدی

36-یکی از شرط های زیبایی ترجیع بند آن است که :

الف)بیت آخر هر خانه با بیت ترجیع از نظر معنی مناسبتی تمام داشته باشد .      

 ب)تعداد خانه و بیت   تکراری یکسان باشد

ج)قالب هر خانه یک قطعه باشد                                                                       

 د)مضمون هر خانه مدح و عشق باشد

 37-قدیمی ترین ترکیب بند شعر فارسی از کیست ؟

الف)عبدالرزاق اصفهانی                                ب)محتشم کاشانی                ج)وحشی بافقی                  د)قطران تبریزی

38-کدام پاسخ سرایندگان مشهور ترکیب بند را در بر دارد .

الف)رودکی ، فرخی ، وحشی                                                                     ب)منوچهری ، مسعود سعد،قاآنی                    

ج)وحشی بافقی ، محتشم کاشانی ، عبدالرزاق اصفهانی                         د)فرخی ، سنایی ، محتشم کاشانی

39-همه گزینه ها به جز گزینه ……………در مورد غزل درست است ؟

الف)بیت اول آن مصرع است               ب)درون مایه عاشقانه و عارفانه دارد

ج)با ظهور سنایی غزل عارفانه شد                    د)حداقل دو بیت است

40-مقدمه قصیده را ………….می گویند .

الف)شریطه                       ب)تغزل               ج)تخلص              د)مطلع

 


نویسنده : حسین ملاصادقی
تاریخ : پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳
نظرات

شعر نو - بخش‌هایی از اشعار سهراب سپهری که بصورت مثل بکار رفته

 

تا شقایق هست، زندگی باید کرد.

در چراگاه نصیحت، گاوی دیدم سیر.

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

حیات، غفلت رنگین یک دقیقه‌ی"حواست"

و اگر مرگ نبود، دست ما در پی چیزی می‌گشت.

پرده را برداریم/ بگذاریم که احساس، هوایی بخورد.

من گدایی دیدم، در‌به‌در می‌رفت و آواز چکاوک می‌خواست.

لب دریا برویم/ تور در آب بیندازیم و بگیریم طراوت را از آب.

بهترین چیز، رسیدن به نگاهی است که از حادثه‌ی عشق، تر است.

کسی نیست/ بیا زندگی را بدزدیم، آن‌وقت/ میان دودیدار قسمت کنیم.

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن/ من ندیدم بیدی، سایه‌اش را بفروشد به زمین.

به سراغ من اگر می‌آیید/ نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد/ چینی نازک تنهایی من.

زندگی رسم خوشایندی است/ زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ/ پرشی دارد اندازه‌ی عشق.

من قطاری دیدم، فقه می‌برد و چه سنگین می‌رفت/ من قطاری دیدم، که سیاست می‌برد و چه خالی می‌رفت.

من به اندازه‌ی یک ابر دلم می‌گیرد/ وقتی از پنجره می‌بینم حوری/ دختر بالغ همسایه/ پای کمیاب‌ترین نارون روی زمین/ فقه می‌خواند


نویسنده : حسین ملاصادقی
تاریخ : پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳
نظرات

ادبیات فارسی - ریشه تاریخی ضرب‌المثل ایراد بنی اسرائیلی

هر ایرادی که مبتنی بر دلایل غیر موجه باشد آن را ایراد بنی اسرائیلی می‌گویند: اصولاً ایراد بنی اسرائیلی احتیاج به دلیل و مدرک ندارد؛ زیرا اصل بر ایراد است - خواه مستند و خواه غیر مستند - برای ایراد گیرنده فرقی نمی‌کند. ایراد بنی اسرائیلی به اصطلاح دیگر همان بهانه گیری و بهانه جویی است، که ممکن است گاهی از حد متعارف تجاوز کرده به صورت توقع نابجا درآید. فی‌المثل به یک نفر نقاش دستور می‌دهید که تابلویی از دورنمای قله دماوند برای شما ترسیم کند. نقاش بیچاره کمال ظرافت و هنرمندی را در ترسیم تابلو به کار می‌برد و تمام ریزه کاریها و سایه روشن‌ها را در تجسم قله مستور از برف و قطعات ابری که بر بالای آن قرار دارد کاملا ملحوظ و منظور می‌دارد، به قسمی ‌که جای هیچ گونه ایرادی باقی نماند. ولی مع هذا ممکن است برای اقناع طبع بهانه جوی خویش انتظار داشته باشید که از تماشای آن تابلو احساس سردی و سرما کنید! این گونه ایرادات را در عرف و اصطلاح عامه «ایراد بنی اسرائیلی» گویند که صرفاً از ذات بهانه گیر مایه می‌گیرد.

اکنون باید دید قوم بنی اسرائیل کیستند و ایرادات آنان بر چه کیفیتی بوده، که صورت ضرب المثل پیدا کرده است.

 

بنی اسرائیل همان پسران یعقوب و پیروان فعلی دین یهود هستند که پیغمبر آنها حضرت موسی، و کتاب آسمانیشان تورات است. بنی اسرائیل اجداد کلیمیان امروزی و نخستین ملت موحد دنیا هستند که از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین فلسطین سکونت داشته و به چوپانی و گله چرانی مشغول بوده اند. بنی اسرائیل به چند قبیله قسمت می‌شدند و هر قبیله رئیسی داشت که او را شیخ یا پدر می‌گفتند. از معروفترین شیوخ آنها حضرت ابراهیم بود که پدر تمام اقوام عبرانی محسوب می‌شود. بنی اسرائیل در زمان یعقوب به مصر مهاجرت کردند و بعد از مدتی به راهنمایی حضرت موسی به شبه جزیره سینا عازم شدند. چهل سال میان راه سرگردان بودند، موسی درگذشت (و یا به کوه طور رفت) و یوشع آنها را به کنعان رسانید. بعد از فوت سلیمان (974 ق.م) دو سلطنت تشکیل دادند؛ یکی دولت اسرائیلی و دیگری دولت یهود. دولت اسرائیلی را سارگن پادشاه آشور و دولت یهود را بخت النصر یا نبوکدنزر، پادشاه کلده منقرض کرد و عده کثیری از آنها را به اسارت برد که بعد از هفتاد سال کورش کبیر شهر زیبای بابل را فتح کرده، همه را به فلسطین عودت داد.

باری، پس از آنکه حضرت موسی به پیغمبری مبعوث گردید و آنها را به قبول دین و آیین جدید دعوت کرد، اقوام بنی اسرائیل به عناوین مختلفه موسی را مورد سخریه و تخطئه قرار می‌دادند و هر روز به شکلی از او معجزه و کرامت می‌خواستند. حضرت موسی هم هر آنچه آنها مطالبه می‌کردند به قدرت خداوندی انجام می‌داد. ولی هنوز مدت کوتاهی از اجابت مسئول آنها نمی‌گذشت که مجدداً ایراد دیگری بر دین جدید وارد می‌کردند و معجزه دیگری از او می‌خواستند. قوم بنی اسرائیل سالهای متمادی در اطاعت و انقیاد فرعون مصر بودند و از طرف عمال فرعون همه گونه عذاب و شکنجه و قتل و غارت و ظلم و بیدادگری نسبت به آنها می‌شد. حضرت موسی با شکافتن شط نیل آنها را از قهر و سخط آل فرعون نجات بخشید؛ ولی این قوم ایرادگیر بهانه جو به محض اینکه از آن مهلکه بیرون جستند مجدداً در مقام انکار و تکذیب برآمدند و گفتند: «ای موسی، ما به تو ایمان نمی‌آوریم مگر آنکه قدرت خداوندی را در این بیابان سوزان و بی آب و علف به شکل و صورت دیگری بر ما نشان دهی.» پس فـرمـان الهی بر ابر نازل شد که بر آن قوم سایبانی کند و تمام مدتی را که در آن بیابان به سر می‌برند برای آنها غذای مأکولی فرستاد.

 

پس از چندی از موسی آب خواستند. حضرت موسی عصای خود را به فرمان الهی به سنگی زد و از آن دوازده چشمه خارج شد که اقوام و قبایل دوازده گانه بنی اسرائیل از آن نوشیدند و سیراب شدند.

قوم بنی اسرائیل به آن همه نعمتها و مواهب الهی قناعت نورزیده، مجدداً به ایراد و اعتراض پرداختند که: یکرنگ و یکنواخت بودن غذا با مذاق و مزاج ما سازگار نیست. از نظر تنوع در تغذیه به طعام دیگری احتیاج داریم. به خدای خودت بگو که برای ما سبزی، خیار، سیر، عدس و پیاز بفرستد. (آقای دکتر غیاث الدین جزایری معتقد است که مطابق اخبار و روایات وارده مائده آسمانی ماهی و گوشت بریان بوده؛ که تا بزمین برسد مسلماً چند روزی می‌ماند و خوردن گوشت مانده، بدون پیاز ایجاد اسهال می‌کند. لذا چون قوم بنی اسرائیل به تجربه فواید پیاز را می‌دانستند از حضرت موسی خواهان خوراکهایی شده اند که یکی از آنها پیاز بوده است."اعـجـاز خـوراکـیـهـا، چـاپ پـانـزدهم ، ص 206").

دیری نپایید که در میان قوم بنی اسرائیل قتلی اتفاق افتاده، هویت قاتل لوث شده بود. از موسی خواستند که قاتل اصلی را پیدا کند. حضرت موسی گفت: «خدای تعالی می‌فرماید اگر گاوی را بکشید و دم گاو را بر جسد مقتول بزنید، مقتول به زبان می‌آید و قاتل را معرفی می‌کند.»

 

بنی اسرائیل گفتند: «از خدا سؤال کن که چه نوع گاوی را بکشیم؟» ندا آمد آن گاو نه پیر از کار رفته باشد و نه جوان کار ندیده. سپس از رنگ گاو پرسیدند. جواب آمد زرد خالص باشد. چون اساس کار بنی اسرائیل بر ایراد و بهانه گیری بود، مجدداً در مقام ایراد و اعتراض برآمدند که این نام و نشانی کافی نیست و خدای تو باید مشخصات دیگری از گاو موصوف بدهد. حضرت موسی از آن همه ایراد و بهانه خسته شده، مجدداً به کوه طور رفت، ندا آمد که این گاو باید رام باشد، زمینی را شیار نکرده باشد، از آن برای آبکشی به منظور کشاورزی استفاده نکرده باشند و خلاصه کاملاً بی عیب و یکرنگ باشد.

 

بنی اسرائیل گاوی به این نام و نشان را پس از مدتها تفحص و پرس و جو پیدا کردند و از صاحبش به قیمت گزافی خریداری کرده، ذبح نمودند و بالاخره به طریقی که در بالا اشاره شد، هویت قاتل را کشف کردند.

آنچه گفته شد، شمه ای از ایرادات عجیب و غریب قوم بنی اسرائیل بر حقیقت و حقانیت حضرت موسی کلیم الله بود که گمان می‌کنم برای روشن شدن ریشه تاریخی ضرب المثل ایراد «بنی اسرائیلی» کفایت نماید.