ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

سوالات نهایی دروس آرایه ادبی و زبان فارسی سوم انسانی و ادبیات فارسی سوم عمومی

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٦:٠٠ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

جزوه معانی ادبیات اول

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٥:٥٥ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

معنی شعرهاو عبارت های کتاب ادبیات فارسی2

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٧:٥٥ ‎ب.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

توضیحی در باره اصطلاحات و سوالات درس به درس ادبیات2(تشریحی)

فردوس سخن

لینک دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه ۱۱ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٥:٥٩ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

آموزش کامل زبان فارسی (3) عمومی

درس اول

قواعد ترکیب

دانستنی‌های درس

1- «صورت‌های ممکن غیر رایج گروه‌های اسمی» چه نامیده می‌شوند؟ ذخیره‌های زبان

2- «قواعد هم‌نشینی» قواعدی است که از ترکیب تکواژها یا واژه‌های مناسب، گروه‌های اسمی، قیدی و فعلی ایجاد می‌کند.

3- «کوچک‌ترین واحد صوتی زبان که معنا ندارد» چیست؟ واج

4- جمله از ترکیب کدام واحدهای زبانی به وجود می‌آید؟ از ترکیب گروه‌ها

5- واژه‌ی «گفت» چه ترکیبی دارد؟

6- «قواعد نحوی» چیست؟ صامت + مصوّت + صامت + صامت

7- واژه‌هایی که از نظر دستوری و معنایی و کاربردی تفاوتی با هم ندارند و فقط شکل ظاهری آن‌ها تفاوت دارد، چه نامیده‌می‌شوند؟ گونه‌های آزاد

8- تمام زبان‌های دنیا در نهایت به ... تجزیه می‌شوند. واج

9- «قواعد واجی» چیست؟ قواعدی که مانع از اجتماع برخی از واج‌ها در کنار هم می‌شوند.

10- ترکیب «تکواژها و واژه‌ها» کدام واحد زبانی را می‌سازد؟ گروه

11- وسیله‌ی انتقال پیام در بین انسان‌ها چیست؟ زبان

12- از ترکیب «گروه‌ها» کدام واحد زبانی ساخته می‌شود؟ جمله

13- قواعد خاص که به ما کمک می‌کند تا هر جمله را در جایگاه خودش به کار بریم، چه قواعدی هستند؟ قواعد کاربردی

14- آیا می‌توانیم هر واجی را در کنار واج دیگری قرار دهیم؟ خیر

15- در زبان فارسی واج‌هایی که واجگاه مشترک یا نزدیک به هم دارند، چگونه ترکیب می‌شوند؟ بی‌فاصله نمی‌توانند در کنار هم بیایند.

16- صافی بسیار دقیقی که جمله‌ها را قبل از تولید بررسی می‌کند، چه نامیده می‌شود؟ قواعد نحوی

17- هر تکواژ یا واژه‌ای که تولید می‌شود، باید از صافی ...... بگذرد. قواعد واجی

18- واژه‌ی «آب» چند واج است؟ سه واج

19- کدام واژه مطابق با الگوی هجایی (صامت + مصوّت) نیست؟ «ماه، مو، سر» : سر

20- «داشته‌اند برمی‌گشته‌اند» چه گروهی است؟ گروه فعلی

 

درس دوم

جمله

دانستنی‌های درس

1- «جمله‌ی مستقل» چند نوع است؟ دو نوع

2- جمله‌ی «اخترشناسان کارهای متفاوتی می‌کنند.» چه نوع جمله‌ای است؟ جمله‌ی مستقل ساده

3- «جمله» حداقل از چند گروه ساخته می‌شود؟ یک گروه

4- اگر جمله‌ای ، دست کم یک جمله‌ی وابسته داشته باشد، چه نوع جمله‌ای است؟ جمله‌ی مرکّب

5- کدام «گوره» را در جمله می‌توان حذف کرد؟ گروه قیدی

6- پس از جمله بزرگ‌ترین واحد زبانی چیست؟ گروه

7- کدام واحد زبانی است که از یک یا چند تکواژ ساخته شده است؟ واژه

8- «بان، مند، گار» چه نوع تکواژی هستند؟ تکواژ وابسته

9- عبارت «اخترشناسی علمی است که به مطالعه‌ی اجرام آسمانی می‌پردازد.» از چند «گروه» تشکیل شده است؟ پنج

10- واژه‌ی «می‌بینمشان» از چند تکواژ تشکیل شده است؟ چهار تکواژ

11- «تکواژها» به چند دسته تقسیم می‌شوند؟ دو دسته

12- واژه‌هایی که تلفظ مشترکی دارند، اما کاربرد و معناهای جداگانه‌ای دارند، در اصطلاح چه نامیده می‌شوند؟ واژه‌های متشابه

13- عبارت «بزرگ‌ترین واحد زبانی است و خود جزئی از یک واحد بزرگ‌تر نیست.» کدام واحد زبانی را توصیف می‌کند. جمله‌ی مستقل

14- «تکواژ» چیست؟ یکی از واحدهای زبان که از یک یا چند واج ساخته شده و معنا دار است.

15- «میز» چه نوع تکواژی است؟ تکواژ آزاد.

16- کدام واژه در عبارت «در گلستان سعدی سخنان نغض و دلکش فراوان است.» نادرست نوشته شده است؟ نغز

17- «می‌پردازند» چند واج دارد؟ یازده واج

18- «است» چند تکواژ دارد؟ دو تکواژ

19- جمله‌ی «مستقل مرکب» چه جمله‌ای است؟ جمله‌ای که بیش از یک فعل دارد.

20- «سخنی که بتوان آن را به دو قسمت نهاد و گزاره تقسیم کرد.» کدام واحد زبانی است؟ جمله

درس سوم

ویرایش

دانستنی‌های درس

1- عبارت مسئله‌ی کوشش برای آزادی تاریخچه‌ای دراز در طول تاریخ دارد.» چند خطا و لغزش نگارشی دارد؟ سه

2- اصطلاح «سره‌نویسی» ؛ یعنی ... : فارسی نویسی ناب

3- عبارت «یک گلوله در کرد و کلّه‌ی دشمن را زد.» کدام غلط نگارشی را دارد؟ عامیانه نویسی

4- «ایجازهای مخلّ» ؛ یعنی ... : کوتاه‌نویسی که معنی را می‌رساند.

5- به جای «انجام طرح خلع‌سلاح» می‌توان ... طرح خلع سلاح را به کار برد. اجرای

6- غلط نگارشی برای جمله‌ی «فرزندان نباید یک بار برای خانواده تلقی شود» چیست؟ نهاد با فعل جمله مطابقت ندارد.

7- شکل درست و صحیح عبارت «نتایجی که امروز بدست آمد را گزارش می‌کنم.» چگونه است؟ نتایجی را که امروز به دست آمد گزارش می‌کنم.

8- به‌جای فعل «می‌باشد» از کدام فعل می‌توان استفاده کرد؟ است.

9- «تتابع اضافات» به چه معنی است؟ آوردن چند کلمه پشت سر هم با کسره‌ی اضافه

10- حرف اضافه‌ی مصدر «متفاوت بودن» چیست؟ با

11- «ابهام» داشتن جمله ؛ یعنی ... : دو یا چند معنی داشتن جمله

12- عبارت «در سال 334، آل بویه بغداد را فتح و پسرش را به جای او برگماردند.» کدام خطای نگارشی را دارد؟ حذف فعل بدون قرینه

13- «آموختن به» به چه مفهومی است؟ یاد دادن

14- حرف نشانه‌ی «را» در کدام قسمت جمله می‌آید؟ بعد از مفعول

15- ویرایش جمله‌ی «بیداری مسلمانان را فراگرفته است» چیست؟ مسلمانان در همه‌ی کشورها بیدار شده‌اند.

16- رعایت «علایم نگارشی» کدام نوع ویرایش است؟ ویرایش فنی

17- کدام نگارش نادرست است؟ «آزمایش‌ها، خانم مدیره، گزارشات» : خانم مدیر، گزارش‌ها

18- به جای دو واژه‌ی «برعلیه، برله» چه واژه‌هایی به‌کار می‌بریم؟ علیه، له

19- پرهیز از کاربرد «تنوین» در زبان فارسی، کدام نوع ویرایش است؟ ویرایش زبانی

درس چهارم

مطابقت نهاد و فعل

دانستنی‌های درس

1- کدام قسمت جمله در شخص و شمار با هم مطابقت دارند؟ نهاد جدا و نهاد پیوسته

2- اگر نهاد، جمع‌ بسته ‌شود، فعل چگونه خواهد بود؟ جمع بسته می‌شود.

3- در جمله‌ی «پدرم از مسافرت برگشتند.» چرا برای نهاد مفرد، فعل جمع آورده است؟ برای احترام

4- برای اسم‌هایی ‌چون «مجلس ،شورا، گروه» چه ‌فعلی‌ به‌ کار می‌رود؟ مفرد

5- هنگام‌جان‌بخشیدن به‌اشیای بی‌جان فعل با ... مطابقت می‌کند. نهاد

6- فعل برای اشیای بی‌جان به چه شکلی می‌آید؟ مفرد

7- در عبارت «از خانه که بیرون آمدم، او را دیدم.» کدام قسمت جمله ذکر نشده است؟ نهاد جدا

8- در جمله‌ی «گفته بودم کتاب را همراه بیاورید.» کدام نوع حذف صورت گرفته است؟ نهاد جدا

9- کدام‌واژه(واج)میانجی ندارد؟ «آشنایان، نیاکان، دوستان» : دوستان

10- در جمله‌ی «مردی از کوچه می‌گذشت، کودکان در کوچه سرگرم بازی بودند، پرسید ...» کدام قسمت جمله حذف شده است؟ متمم

درس پنجم

نگارش تشریحی

دانستنی‌های درس

1- مقاله ها از نظر شیوه‌ی نوشتن به چند گونه تقسیم می‌شوند؟ سه

2- «شرح و بسط دادن به منظور مطالعه و دقّت در یک موضوع یا مطلب به‌گونه ای علمی و دقیق» چه نام دارد؟ تشریح

3- مقاله‌ی «کتاب و کتاب‌خوانی» از کدام نوع مقاله است؟ تحقیقی

4- عام‌ترین و رایج‌ترین راه تشریح چیست؟ طرح پرسش‌هایی درباره‌ی یک چیز

5- پسوند (ان) در کدام واژه با بقیه تفاوت دارد؟ «بامداران، گیلان. بهاران» : گیلان

6- مقاله‌ی «تربیت انسانی و سنّت ملّی ما» چه نوع مقاله‌ای است؟ تحلیلی

7- اگر بخواهیم واقعه‌ای را که امروز وجود ندارد تشریح کنیم، از چه چیزهایی استفاده می‌کنیم؟ مدارک و مآخذ و اسناد و کتاب‌ها

8- داستان «کلاس نقّاشی» چه نوع نوشته‌ای است؟ نوشته‌ی تشریحی

9- نشانه‌های جمع در زبان فارسی چیست؟ ها، ان

10- (ان) در واژه‌ی «کوهان» چه معنی می‌دهد؟ شباهت (مانند کوه)

درس ششم

گروه فعلی

دانستنی‌های درس

1- مهم‌ترین عضو «گزاره» چیست؟ گروه فعلی

2- «گروه فعلی» چند ویژگی دارد؟ پنج

3- (بن‌ماضی + شناسه‌های ماضی) چه فعلی را می‌سازد؟ ماضی ساده

4- «رفته‌بودیم» چه فعلی و چندم شخص است؟ ماضی بعید، اول شخص جمع

5- (صفت مفعولی + باشم) چه فعلی را می‌سازد؟ ماضی التزامی

6- فعل «می‌رفتید» چه زمانی دارد؟ ماضی استمراری

7- فعل‌های مضارع چند نوع‌اند؟ سه نوع

8- (دارید می‌روید) چند شناسه دارد؟ مضارع مستمر

9- فعل مضارع چند شناسه دارد؟ شش شناسه

10- با فرمول (ب+بن مضارع+شناسه‌های مضارع) کدام فعل ساخته می‌شود؟ مضارع التزامی

11- «مصدر مرخّم» برابر است با ... : بن ماضی

12- کدام (بن مضارع) نادرست است؟ «ببر، بخش، رو» بر

13- برای (گذرا) کردن فعل‌ها از چه تکواژی استفاده می‌کنیم؟ ان

14- فعل از جهت اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آن چند نوع است؟ سه

15- اگر تکواژ(ان) به فعل‌های گذرا به متمّم افزوده شود. به چه فعلی تبدیل می‌شوند؟ گذرا به مفعول و متمم

16- فعلی که بن مضارع آن از ی تکواژ تشکیل شده باشد، چه فعلی است؟ فعل ساده

17- برای‌تشخیص‌فعل‌ساده‌ازفعل‌مرکّب‌به‌چندویژگی‌بایدتوجّه‌کرد؟سه

18- «حرف زد» چه نوع فعلی است؟ فعل ساده

19- ویرایش جمله‌ی «او از سمت خود استیفا داد» چیست؟ او از سمت خود استعفا داد.

20- «فعل پیشوندی» چیست؟ فعلی است که پیش از فعل ساده‌ی آن، تکواژ بیاید.

درس هفتم - زندگی‌نامه نویسی

دانستنی‌های درس

1- «زندگی‌نامه نویسی» گونه‌ای از چه نوع نوشته‌ای است؟ نوشته‌ی تشریحی

2- روش گردآوری اطلاعات برای نوشتن «زندگی‌نامه» چند نوع است؟ چهار نوع

3- ملاصدرای شیرازی در چه قرنی می‌زیست؟ قرن یازدهم

4- چرا «تاریخ بیهقی» از دیگر کتاب‌های تاریخ ممتاز شده است؟ به علّت امانت و دقّت نویسنده‌ در نگارش کتاب

5- داستان «ملاصدرای شیرازی» در کدام قالب نوشته شده است؟ رمان

6- «نظریه ی ملاصدرا» که شهرت خاصی دارد، چیست؟ حرکت جوهری

7- «نیم‌فاصله» ؛ یعنی ... : فاصله‌ی میان حرفی

8- «فاصله‌ی میان واژه» نشانه‌ی چیست؟ استقلال واژه‌ها از یکدیگر

9- رعایت نکردن فاصله‌ی میان واژه‌ای باعث ... : بدخوانی و بدفهمی مطالب می‌شود.

10- فاصله‌ی بین واژه‌های یک متن، تقریباً چند برابر فاصله‌ی حرف‌های یک واژه است؟ دوبرابر

درس هشتم  - جمله‌های ساده و اجزای آن

دانستنی‌های درس

1- جمله‌ی مستقل چند نوع است؟ دو نوع

2- تعداد اجزای جمله را کدام قسمت جمله تعیین می‌کند؟ فعل

3- در جمله‌های ساده تعداد اجزای اصلی جمله چند جزء است؟ حداقل دو و حداکثر چهار جزء

4- «کبوتر دانه برمی‌چیند.» جمله‌ی چند جزئی است؟ سه جزئی

5- وقتی نهاد ... باشد، می‌توان آن را حذف کرد. ضمیر

6- اجزای جمله‌های دو جزئی با فعل ناگذر چیست؟ نهاد و گزاره

7- در کدام جمله نهاد حذف شدنی نیست؟ «آن‌ها دیر آمدند/ ما آن جا بودیم / گل شکفت» : گل شکفت

8- در جمله‌های سه جزئی فعل جمله چگونه است؟ گذر

9- جمله‌هایی سه جزئی چند نوع‌اند؟ سه نوع

10- جمله‌ی «پرچم علم و دانش را برافرازیم» چه جمله‌ای است؟ سه جزئی با مفعول

11- کدام یک از این مصدرها جمله‌ی سه جزئی نمی‌سازد؟ «چشیدن، آزمودن، ایستادن» ایستادن

12- کدام مصدر با حرف اضافه‌ی (به) به کار نمی‌رود؟ «جنگیدن، گرویدن، نگریستن» جنگیدن

13- جمله‌های چهارجزئی گذرا چند نوع است؟ چهار نوع

14- جمله‌ی «کتاب‌ها را از کتاب فروشی خریدی؟» چند جزئی است؟ چهار جزئی یا مفعول و متمم

15- جمله‌ی «ایشان از دوستان ما بودند.» چند جزئی است؟ سه جزئی

16- جمله‌ی «حافظ خودش را رند می‌داند.» چند جزئی است؟ اجزای آن چیست؟ چهارجزئی با مفعول و مسند.

17- جمله‌های استثنایی به چند دسته تقسیم می‌شوند؟ دو دسته

18- «کشیده می‌شوم» مجهول چه فعلی است؟ می‌کشم

19- «گزاره» در کدام نوع جمله بدون فعل است؟ جمله‌ی استثنایی

20- «شیوه‌ی ‌بلاغی» چیست؟ جابه‌جایی ‌اجزای کلام به تشخیص نویسنده

 

درس نهم  - نامطابق‌های املایی

دانستنی‌های درس

1- ترکیب و تلفظ واج‌ها در هر زبان تابع چیست؟ دستگاه آوایی

2- زبان نوشتار به‌طور طبیعی معادل و مطابق است با ... : زبان گفتار

3- کدام زبان است که سریع‌تر و بیش‌تر تغییر می‌کند؟ زبان گفتار

4- کدام واژه «واو معدوله» دارد؟ «خونین، خوب، خواهر» : خواهر

5- اگر واج / ن / بدون فاصله قبل از واج / ب / بیاید، به چه واجی تبدیل می‌شود؟ (م)

6- واژه‌ی‌متفاوت کدام واژه است؟ «ماست‌بند، بدکار، درست‌کار» بدکار

7- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «سطوت سلطنت، فراق ملک، جبّه‌ی حبری رنگ» فراغ ملک

8- هرگاه واج / ج / قبل از واج / ت / بیاید، به چه واجی تبدیل می‌شود؟ ش

9- هدف‌از درس‌املاءچیست؟مطابق‌کردن زبان ملفوظ با زبان مکتوب

10- تبدیل واج / ن / به واج / ب / در زبان عربی چه نام دارد؟ ابدال

درس دهم

بازگردانی

دانستنی‌های درس

1- «بازگردانی» در شعر و نثر به چه معنی است؟ امروزی کردن شعر یا نثر

2- در «بازگردانی» شعر ونثر چند عامل مهم وجود دارد که باید رعایت شود؟ چهار عامل

3- مقصود از «امروزی کردن نوشته‌های قدیم» چیست؟ مقصود آن است که محتوا و پیام به زبانی ساده و قابل فهم مطرح شود.

4- کدام واژه در عبارت «او سعی می‌کند کارهای خود را موجح جلوه دهد». نادرست نوشته ده است؟ موجه

5- هدف‌از«بازگردانی» چیست؟ تبدیل زبان کهن به زبان معیار امروز

6- در بازگردانی برخی از کاربردهای دستور تاریخی چه تغییری می‌کنند؟ معادل‌سازی می‌شوند.

7- مضمون اصلی نوشته‌ی کهن در «بازگردانی» به چه صورت در می‌آید؟ مضمون اصلی نوشته‌ باشد به خوبی منتقل شود.

8- املای درست واژه‌های «خواروبار، بازدید کننده‌گان،‌ازدهام» چگونه است؟ خواربار، بازدیدکنندگان، ازدحام

9- کتاب«قصه‌های خوب برای بچّه‌های خوب» اثر کیست؟ مهدی آذریزدی

10- املای کدام واژه درست است؟ «بهبوحه، وحله، هرس‌کردن» هرس کردن

درس  یا زدهم

نظام معنایی زبان

دانستنی‌های درس

1- «معناشناسی» چیست؟ کوشش برای پی‌بردن به این نکته است که اهل زبان چگونه منظور یک دیگر را می‌فهمند.

2- کدام سطح زبان‌شناسی است که واژه‌ای را «مهمل» و واژه‌ای دیگر را «مستعمل» می‌خواند؟ معناشناسی

3- جمله‌ی«دیروز لباس به‌شما می‌آمد.» چرا آشناو معنی‌دار است؟ معنای آن به رابطه‌ی هم‌نشینی فعل با متمم مربوط می‌شود.

4- هر عنصر زبانی دارای چند «معنا» است؟ دو معنا

5- معنای غیرمستقیمی هر عنصر زبانی چگونه استنباط می‌شود؟ از هم‌نشینی آن عنصر زبانی با عناصر دیگر

6- معنای‌مستقیم«عنصر زبانی»چیست؟ معنای‌روشن ومشخص آن

7- برخی کلمات نمی‌توانند خود را بشناسند، لازم است که در ... قرار بگیرند. زنجیره‌ی سخن

8- درگذرزمان‌برای«واژه‌ها»چندوضعیت پیش‌می‌آید؟چهاروضعیت

9- واژه‌های جدید به چند شیوه ساخته می‌شوند؟ سه شیوه

10- «اگر دو یا چند واژه‌ی موجود در کنار هم قرار گیرند و با هم واژه‌ی جدید بسازند.» از کدام شیوه‌ی واژه‌سازی استفاده شده است؟ ترکیب

11- شیوه‌ی واژه‌سازی که با افزودن (وند) به واژه‌های موجود، واژه‌ای تازه می‌سازد، چه نام دارد؟ اشتقاق

12- کدام واژه از زبان فارسی امروز حذف نشده است؟ «هنجار، برگستوان، خوازه» : هنجار

13- کلماتی‌که در زبان‌عربی«تشدیدپایانی» دارند، در زبان فارسی چه زمانی «تشدید» می‌گیرند؟ هنگامی که بعد از آن‌ها مصوت بیاید.

14- کدام‌واژه‌نیازبه‌»تشدید»دارد؟«مصوت، قضات، فوق‌العاده»: مصوّت

15- کدام واژه با از دست‌دادن معنای پیشین خود،‌معنای جدید نگرفته است؟ «سوگند، شادی، سپر» : شادی

16- کدام واژه نیاز به «تشدید» دارد؟ «تسلیت، تهنیت، شفقت» هیچ‌کدام.

17- کدام واژه «علامت اختصاری» نیست؟ «سمت، هما، ساد» : ساد

18- آیا «واژه‌ها» معنای ثابت وهمیشگی دارند؟ خیر

19- علاوه بر معنای مشخص هر واژه، از چه طریق دیگر معنای واژه‌ها را پیدا می‌کنیم؟ از رابطه‌ی هم‌نشینی

20- «ساف» علامت‌اختصاری چیست؟ سازمان آزادی‌بخش فلسطین

درس دوازدهم

گروه اسمی

دانستنی‌های درس

1- «گروه اسمی» از چه اجزایی تشکیل شده است؟ از یک اسم به عنوان هسته و یک یا چند اسم به نام وابسته

2- کدام بخش «گروه اسمی» اجباری است؟ هسته

3- «وابسته‌های پیشین» اسم چند نوع‌اند؟ هشت نوع

4- القاب و عناوینی که بدون هیچ نشانه یا نقش نمایی پیش از اسم می‌آیند، چه نامیده می‌شوند؟ شاخص

5- «وابسته‌های پسین» چند نوع است؟ پنج نوع

6- در جمله‌ی «عمو جواد را بهتر از هر کس دیگر می‌شناختم.» کدام واژه «شاخص» است؟ عمو

7- کدام «وابسته‌ی پیشین» نیست؟ «صفت عالی، صفت مبهم، صفت بیانی» صفت بیانی

8- مقصود از «نقش تبعی» چیست؟ تابع گروه اسمی قبل از خود باشد.

9- چند «نقش تبعی» در گروه اسمی وجود دارد؟ سه

10- نقشی‌که «گروه اسمی‌قبل از خود را توضیح می‌دهد.» چیست؟ بدل

11- «جمع مکّسر» ؛ یعنی... : جمع برخی از کلمات عربی

12- کدام‌واژه‌نمی‌تواند(شاخص)باشد؟«مهندس، محمود، استاد»: محمود

13- در ترکیب «کتاب زبان فارسی» هسته کدام است؟ کتاب

14- شاخص ها چه نوع کلماتی هستند؟ اسم یا صفت

15- کدام «وابسته‌ی پسین» نیست؟ «نشانه‌های جمع، مضاف‌الیه، صفت اشاره» : صفت اشاره

16- اگر یک نقش در جمله دوبار تکرار شود، آن را چه می‌نامند؟ تکرار

17- کدام‌علامت ازنشانه‌های‌جمع درزبان‌عربی‌نیست؟ «ان، ون، ات» : ان

18- کدام علامت برای «تعدّد اسم» در فارسی به کار نمی‌رود؟ «یان، گان، ون» : ون

19- مفرد جمع‌های مکسّر «قلل، عباد، حکام» چیست؟ قلّه، عبد، حاکم.

20- جمع مکسّر «مکتوب» چیست؟ مکاتیب.

درس سیزدهم - آشنایی با نوشته‌های ادبی

دانستنی‌های درس

1- «نوشته‌ای که در آن با زبان وخیال واحساس شاعرانه، صحنه‌ای از طبیعت توصیف شود.» چه نوع نوشته‌ای است؟ نوشته‌ی ادبی

2- «نوشته‌های ادبی» چند ویژگی دارند؟ سه

3- نوشته‌های «ادبی ـ هنری» چه نوع نوشته‌ای است؟ سخنی است که با عناصر ادبی درآمیزد و شکلی هنری به خود بگیرد.

4- کاربرد «زبان» برای تبدیل یک نثر معمولی به نثر ادبی؛ یعنی چه ؟ به کار بردن واژگان و تعبیرهای مناسب و برگزیده در یک نوشته

5- چگونه می‌توان یک معنی و مفهوم را به گونه‌های مختلفی عرضه کرد؟ با به‌کارگیری آرایه‌های ادبی

6- در عبارت «دل آدمی باغچه‌ای پرغنچه است که با نسیم محبت باز می‌شود.» کدام دو واژه (مشبه‌به) است؟ باغچه، نسیم

7- کدام ترکیب«حس‌آمیزی»دارد؟ «نسیم محبت، صدای شکفتن، آغوش چمن»

8- در جمله‌ی «سینه با نسیم محبت شکفته می‌شود.» چه واژه‌ای (مجاز) است؟ سینه

9- جمله‌ی «دل‌های از غم شکافته با محبت شکفته می‌شوند.» چه آرایه‌ای دارد؟ جناس

10- کدام عامل هنری بیان، موجب تأثیر کلام و سخن می‌شود؟ طنز

11- «محبت‌دل رابه‌مهمانی‌شکفتن‌می‌برد.»چه‌آرایه‌ای دارد؟ تشخیص

12- کدام واژه‌ی مترادف «گردش کردن» تأثیر عاطفی و قدرت تصویر آفرینی بیشتری دارد؟ چمیدن

13- چه واژه‌ای در جمله‌ی «باغبان محبت که همیشه نگران پرپر شدن غنچه‌ها است ...» دارد؟ نگران

14- هرچه... نوشته ساده‌ترباشد ارزش... آن‌بیشترمی‌شود.زبان،هنری

15- عبارت «روی زرد دل با شکوفه‌های محبت گلگون می‌شود» چه آرایه‌ای دارد؟ کنایه

16- «هوا گرگ و میش بود» ؛ یعنی ... : صبح زود بود.

17- «صور خیال» چه آرایه‌هایی را شامل می‌شود؟ تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه

درس چهاردهم - گروه اسمی

دانستنی‌های درس

1- «گروه اسمی» از چند بخش تشکیل شده است؟ دو بخش

2- آیا «وابسته‌ی گروه اسمی» می‌تواند وابسته‌ای داشته باشد؟ آری

3- کدام «وابسته‌ی وابسته» نیست؟ «ممیز، صفت صفت، متمم فعل»: متمم فعل

4- اسمی که برای شمارش، تعداد، اندازه و وزن موصوف میان عدد و معدود قرار می‌گیرد، چه نام دارد؟ توضیح برای برخی از صفت‌هاست.

5- «ممیّزها» به چند گروه کلی تقسیم می‌شوند؟ دو گروه

6- کدام ترکیب ممیز ندارد؟ «دو طاقه پارچه، دو کتاب، دو دست استکان». دو کتاب

7- کدام واحد شمارش درست نیست؟ «یک تخته فرش، یک دست میزو صندلی، یک توپ پارچه» : یک تخته فرش

8- «صفت صفت» یعنی چه ؟ توضیح برای برخی از صفت‌هاست.

9- کدام ترکیب (صفت صفت) ندارد؟ «لباس آبی سیر، رنگ سفید شیری، کیف پسر همسایه» : کیف پسر همسایه

10- «متمم» چیست؟ گروه اسمی که پس از حرف اضافه می‌آید.

درس پانزدهم - طنز پردازی

دانستنی‌های درس

1- «طنز» چیست؟ بیانی غیر متعارف.‌خنده‌آور با بزرگ‌نمایی کاستی‌ها و زشتی‌ها که قصد اصلاح دارد.

2- اساس تمام شیوه‌های بیان طنز بر چه استوار است؟ برهم زدن عادت‌ها

3- بهره‌گیری از کدام فرهنگ بر قدرت طنز می‌افزاید؟ فرهنگ غنی عامه

4- کدام شاعر شهرت «طنز سرایی» دارد؟ «سنایی، انوری، عبید زاکانی» : عبیدزاکانی

5- «فرهنگ‌عامه» شامل چه بخش‌هایی است؟ ضرب‌المثل‌ها، کنایات و واژگان عامیانه

6- «برهم‌زدن عادت‌ها» یعنی چه؟ بزرگ‌نمایی و اغراق در توصیف چهره‌ها و حالات و خصایص انسانی

7- «نقیضه‌پردازی» به چه معنی است؟ تقلید از آثار ادبی

8- چه کسانی از «فرهنگ عامه» به خوبی در طنز بهره‌برداری کرده‌اند؟ جمال‌زاده، دهخدا

9- «مفاد» ؛ یعنی ... : آن چه از یک متن برداشت می‌شود.

10- یکی‌از راه‌های‌ساخت‌طنز...یک‌موضوع یا ماجراست. کش‌دار کردن

درس شانزدهم - ساختمان واژه

دانستنی‌های درس

1- «واژه‌ها» با توجه به تکواژهای تشکیل‌دهنده‌ی آن، به چند نوع تقسیم می‌شوند؟ دو نوع

2- واژه‌های غیرساده، چند نوع‌اند؟ سه نوع

3- کدام واژه «ساده» نیست؟ «رفتن، گوسفند، گنجشک» : رفتن

4- «واژه‌ی مرکب» از چه قسمت‌هایی ساخته شده است؟ از دو تکواژ آزاد یا بیش‌تر تشکیل شده است.

5- اگر واژه‌ای از «یک تکواژ آزاد+ یک یا چند وند» ساخته شود، چه نوع واژه‌ای ساخته است؟ مشتق

6- کدام واژه «مرکّب» نیست؟ «یک رنگ، بهاره، چهارراه» : بهاره

7- کدام‌واژه«مشتق»نیست؟ «دردمند، هیچ‌کاره، کمانک» : هیچ‌کاره

8- کدام واژه «مشتق ـ مرکّب» نیست؟ حلقه به گوش، نوجوانی، دانشمند» : دانشمند.

9- هر واژه چند «تکیه» دارد؟ یک تکیه

10- اگر واژه‌ای همراه (وند) بیاید و واژه‌ی مشتق بسازد، چند تکیه خواهد داشت؟ یک تکیه

11- ترکیب کدام واژه‌ی مرکّب با بقیه فرق دارد؟ «گل خانه، چوب لباس، هواپیما» : هواپیما

12- ترکیب کدام صفت با بقیه متفاوت است؟ «خودخواه، چادرنشین، وطن‌خواه» : خودخواه

13- اگر «صورت گفتار کلمه‌ای تغییر کند، اما شکل نوشتار ثابت بماند.» این دگرگونی را چه می‌نامند؟ فرآیندهای واجی

14- «شکل نوشتار و شکل گفتار» کدام واژه یک‌سان است؟ «قندشکن، قلم‌دان، زودتر» : قلم دان

15- «فرآیندهای واجی» در چند شکل پدید می‌آیند؟ چهار شکل

16- شکل‌های مختلف «فرایندهای واجی» را نام ببرید. کاهش، ‌افزایش، ابدال،‌ادغام

17- اگر بتوان در میان دو تکواژ، تکواژ دیگری قرار داد نشان چیست؟ نشان این است که تکواژها از هم جدا هستند.

18- «وند» در واژه‌ی «مردانه» چه نوع «وندی» است؟ اشتقاقی

19- «مضاف و مضاف‌الیه» اگر تشکیل یک کلمه بدهند چند «تکیه» می‌گیرند؟ یک تکیه

20- واژه‌های «نزدیک‌بین، دیریاب، زودرس» از چه بخش‌هایی ترکیب شده‌اند؟ صفت + بن مضارع

درس هفدهم - کلمات دخیل در املای فارسی

دانستنی‌های درس

1- مفهوم کلمات «دخیل» چیست؟ کلماتی که فارسی نیستند و از زبان‌های دیگر وارد زبان فارسی شده‌اند.

2- جمله‌ی «استعمال‌دخانیات ممنوع» چند کلمه‌ی «دخیل» عربی دارد؟ چهار کلمه

3- کلمات «دخیل» عربی در زبان فارسی به چند دسته تقسیم می‌شوند؟ دو دسته

4- کدام کلمه‌ی دخیل، از بقیه متفاوت است؟ «نشر، نسبتاً، تصحیح» : نسبتاً

5- نشانه‌های خاص زبان عربی چیست؟ حروف جاره، تنوین، ال

6- اصطلاح «جارومجرور» یعنی ... : کلماتی که از یک حرف و یک اسم تشکیل شده‌اند.

7- کلمات «تنوین‌دار» عربی در زبان فارسی چه نقشی می‌گیرند؟ قید

8- «ال» در زبان عربی در چه صورتی تلفظ نمی‌شود؟ اگر کلمه با حروف قمری آغاز شود.

9- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «عقرب جراره، طیلسان آبی، غایت‌القسوای مقصود» : غایب‌القصوی

10- کلمات عربی از مقوله‌ی «اعلام و اشخاص» در زبان فارسی در کدام نقش کاربرد دارند؟ اسم یا صفت

درس هیجدهم - مرجع‌شناسی

دانستنی‌های درس

1- برای انجام دادن هر گونه پژوهش باید ... : منابع را بشناسیم.

2- کتاب‌هایی که «حاوی زبده‌ای از همه‌ی رشته‌های علوم انسانی یا رشته‌ای معین» هستند، چیست؟ دایرة‌المعارف‌ها

3- اولین «دایرة‌المعارف‌ها» در کدام کشورها نوشته‌شد؟ چین و ایران

4- کدام کتاب نوعی «دایرةالمعارف چنددانشی» نیست؟ «لغت فرس اسدی،جامع‌العلوم رازی،رسایل اخوان‌الصفا» : لغت فرس اسدی

5- تألیف دایرةالمعارف‌ها به شیوه ی نوین از چه قرنی و در کجا رواج یافت؟ هفدهم، اروپا

6- نخستین دایرة‌المعارف فارسی چه بود؟ ترجمه‌ی دایرةالمعارف اسلام

7- تألیف‌دایرةالمعارف درایران ازچه‌زمانی‌آغازشد؟حدود پنجاه سال پیش

8- «دایرةالمعارف فارسی» به سرپرستی چه کسی و در چند مجلّد چاپ شد؟ دکتر غلامحسین مصاحب، سه جلد.

9- کار تدوین «دانش‌نامه‌ی ایران و اسلام» زیر نظر چه کسی شروع شد؟ احسان یار شاطر

10- ویژگی‌های «دایرة‌المعارف فارسی» چه بود؟ انتخاب واژگان فارسی، دقت علمی، نوجویی و ابتکار

11- شرح‌داده‌شده مربوط‌به کدام‌کتاب‌است؟«درسال1362 کار تدوین وتألیف آن از حرف «ب» آغاز شد.» دانش‌نامه‌ی جهان اسلام

12- نویسنده‌ی کتاب «تاریخ و حال ایران» کیست؟ مهدی بامداد

13- «فهرست کتاب‌های چاپی فارسی» تألیف کیست؟ خان بابامشار

14- ماهنامه‌ی‌وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که هر ماه فهرست کامل مقالات و کتاب‌های تازه در آن منتشر می‌شود، چیست؟ نمایه

15- «فهرست‌مقالات‌فارسی»ازکیست وچندجلداست؟ایرج‌افشار،پنج

16- کدام‌یک‌«ازمنافع‌دیداری وشنیداری» نیست؟ «میکروفیلم، فیش، عکس و اسلاید» : فیش

17- شیوه‌ی‌تنظیم«فهرست مقالات فارسی» چگونه است؟ موضوعی

18- چه منابعی در سال‌های اخیر بیش از همه بر روند تحقیقات اثر گذاشته است؟ منابع رایانه‌ای

19- «فهرست‌ها» از کدام‌گروه کتاب‌های‌مرجع هستند؟ منابع فرعی

20- جدیدترین‌روش‌ذخیره‌سازی داده‌ها چیست؟ ذخیره‌سازی‌نوری

درس نوزدهم - ساخمان واژه

دانستنی‌های درس

1- «وندها» از نظر قرارگرفتن در ساختمان واژه، به چند نوع تقسیم می‌شوند؟ سه نوع

2- نام دیگر «تکواژ آزاد و تکواژ پیوسته» چیست؟ پایه و وند

3- ساخت کدام‌ صفت مانند بقیه نیست؟‌«نامعلوم، ناگوار، ‌نامناسب» : ناگوار

4- کدام‌واژه ازترکیب«پیشوند+اسم» ساخته نشده است؟ «نادرست، نافرمان، ناامید». نادرست

5- کدام صفت (بن فعل) ندارد؟ «ناشناس، نایاب،‌ناکام» ناکام

6- واژه‌هایی که به (‍ه ـ ه) ختم می‌شوند هنگام اتصال پسوند (ی) به آن اسم، به چه شکلی در می‌آیند؟ گی

7- از واژه‌های داده شده، کدام یک تعبیری دوگانه ندارد؟ «قصابی، بخاری، خانگی» خانگی

8- تکواژپایه‌درکدام گزینه عربی نیست؟‌«مرغوبیت، خوبیت، جمعیت»: خوبیت

9- «خریدار» چه نوع کلمه‌ای است؟ صفت

10- از بین کلمات داده شده، کدام صفت نیست؟ «دیدار، خواستار، گرفتار» : دیدار (اسم) است.

11- «بن ماضی +ه» چه صفتی می‌سازد؟ مفعولی

12- کدام ساخت با بقیه فرق دارد؟ «خنده، پایه، ناله» پایه

13- «خزنده» چه نوع صفتی است؟ فاعلی

14- پسوند (دان) در کدام واژه با بقیه فرق دارد؟ «نمکدان، چینه‌دان، نادان» : نادان

15- کدام واژه صفت نیست؟ «رنگین، نگین، زرین» : نگین

16- ساخت دستوری کدام واژه با بقیه فرق دارد؟ «شرمگین، سنگین، غمگین» : سنگین

17- «فرآیند کاهش واجی» چیست؟ حذف برخی از واج‌ها در طول زمان

18- کدام واژه «صفت شغلی» نیست؟ آهنگر، آرایشگر، لنگر» لنگر

19- وقتی آخرین واج یک هجا (چهار واجی) باشد واج / ت / و / د / در زنجیره‌ی گفتار چه می‌شود؟ حذف می‌شود.

20- کدام کلمه (پسوند) ندارد؟ «افسرده، تهرانی، ناشناس» ناشناس

درس بیستم -  نقش‌های زبانی

دانستنی‌های درس

1- نقش‌های اساسی‌تر زبان چند نوع‌اند؟ چهار نوع

2- اساسی‌ترین نقش زبان ... : ایجاد ارتباط در میان یک جامعه‌ی زبانی است.

3- «محمل اندیشه بودن زبان» به چه معنی است؟ بدون زبان، نمی‌توان به تفکر و اندیشه پرداخت.

4- در عبارت «راستی، فردا کلاس ادبیات دیرتر شروع می‌شود.» کدام‌یک از نقش‌های زبان بیان شده است؟ ایجاد ارتباط

5- کدام واژه مفهومی «انتزاعی» نیست؟ «کاشتن، رشدکردن، انسان»: انسان، مفهومی عام است.

6- مفاهیم عام و مفاهیم انتزاعی چگونه برای ما فراهم می‌شوند؟ از طریق زبان

7- اصطلاح«حدیث‌نفس»به‌چه معنی است؟ درباره‌ی خود سخن گفتن.

8- چه زمانی نقش‌های مختلف زبان را می‌آموزیم؟ در کودکی همراه با خود زبان

9- اصول و ضوابط آفرینش ادبی جزء ... : نظام زبان نیستند.

10- ساخت‌های صوری زبان را نام ببرید؟ صرفی، آوایی، نحوی

11- «هدف از هر ارتباط زبانی» چیست؟ انتقال اطلاع به دیگران

12- با تکیه بر کدام عامل درباره‌ی جمله‌ی (درخت انسان می‌کارد.) می‌گوییم این حکم صادق نیست؟ با تکیه بر زبان

13- شاعر کدام دو ساخت را بر مجموعه‌ی ساخت‌های آوایی فارسی افزوده است؟ وزن، قافیه

14- برای درک و فهم درستی از آفریده‌های ادبی چه باید کرد؟ از فنون و علوم و سنت‌های ادبی یاری گرفت.

15- برای آسان شدن تلفظ میان دو واژه‌ی (مو) و (کوتاه) چه می‌کنیم؟ یک صامت اضافه می‌کنیم.

درس بیست و یک وبیست ودو - کلمات دخیل / ساختمان واژه

دانستنی‌های درس

1- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «قیه و فریاد،‌عتاب و خطاب، مواحب خداداد» : مواهب خداداد

2- املای «اصطلاحات علمی عربی» که جزئی از زبان فارسی شده است، چگونه است؟ شکل املا (قالبی) است، در قالب رسم‌الخط عربی باید نوشته شود.

3- کدام واژه‌ی غیرساده در شمار صفت های مشترک با قید نیست؟ «هنرور، ناخواسته، شجاعانه» : هنرور

4- برای تشخیص (اسم وصفت) در واژه‌های غیرساده، چه باید کرد؟ باید به کاربرد آن‌ها در جمله‌ توجه کرد.

5- کدام ترکیب غلط املایی ندارد؟ «رمز حویت، ایجاذ مخل، مالیات مستغلات». مالیات مستغلات

6- بخش مهمی از واژه‌های مورد نیاز در زبان فارسی چگونه تأمین می‌شود؟ از راه مرکب‌سازی و مشتق‌سازی

7- به چند شکل واژه‌ی «مشتق ـ مرکب» ساخته می‌شود؟ دو شکل

8- واژه‌ی «مشتق ـ مرکب) چگونه ساخته می شود؟ واژه مشتق + تکواژ آزاد

9- «ادغام» چیست؟ یکی‌شدن دو حرف هم‌جنس به دلیل نزدیکی به‌هم

10- در کدام واژه نمی‌تواند «ادغام» انجام شود؟ «کبود ده، زودتر، قلم‌دان» : قلم دان

11- کدام واژه‌ی «مشتق» بیش از یک (وند) دارد؟ «ناراحتی، مرگ و میر، قدم به قدم» : ناراحتی

12- کدام واژه (صفت مرکب + وند) است؟ «ناجوان‌مرد، کارشناسی، داد و ستد» : کارشناسی

13- ادغام در کدام واژه فقط در «زبان گفتار» نیست؟ «شپره، بلند تر، تب‌بر» : سپره

14- کدام ترکیب عربی در فارسی مطابق با رسم‌الخط واملای زبان عربی نوشته نشده است؟ «المؤمن مرآت المؤمن، نغوذ بالله» : المومن مرآت المؤمن

15- یکی از ویژگی‌های زبان و ادب فارسی این است که ... : با آیات و احادیث و معارف اسلامی در هم آمیخته است.

[ جمعه ۱۱ مهر ۱۳٩۳ ] [ ۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

آموزش زبان فارسی1

  نصرت اله بابایی

درس اول

زبان

زبان چیست ؟

1 – زبان یکی از جنبه های راز آمیز وجود انسان است. استفاده از زبان آسان نیست چون از سال اول زندگی به تدریج از زبان استفاده می کنیم و طرز استفاده از زبان را بطور طبیعی فرا می گیریم.

2 – زبان پدیده ای است که پس از قرنها بحث و بررسی هنوز آن را آنگونه که باید نشناخته ایم . شناخت زبان دشوار است چون : زبان بیش از حد پیچیدگی و گستردگی دارد. از آن جایی که طرز استفاده از زبان را می دانیم می پنداریم که خود آن را هم می شناسیم و به همین دلیل نیز سعی در شناخت زبان را اغلب بیهوده می انگاریم.

 

  چرا لازم است تا زبان را بشناسیم ؟

1 – ازآنجایی که زبان پیچیده و گسترده است. بیش از هر موضوع دیگری وقت، فکر و نیرو نیاز دارد.

2 – اگر کسی زبان را به خوبی نشناسد، نمی تواند برای شناخت موضوعات دیگر بخوبی از آن استفاده کند.

3 – بدانیم چرا نوشتن را باید مدرسه بیاموزیم.

4 – بدانیم چرا همه مردم شهرهای گوناگون ایران در حالی که حرف های یکدیگر را به زحمت می فهمند، می گوئیم به زبان فارسی حرف می زنند.

5 – بدانیم چرا «گفتن» از «نوشتن» برای ما آسان تر است. 

 

  ارکان اصلی تعریف زبان :

زبان یک نظام است یعنی مجموعه ای بهم پیوسته و می پیچید، کار اصلی آن ایجاد ارتباط میان انسانها است. این ارتباط زبان عمدتاً انتقال پیام از یک فرد به افراد دیگر است. 

 

  منظور از این که زبان یک نظام است یعنی چه ؟

منظور از نظام مجموعه ای بهم پیوسته ولی پیچیده است که طبق قاعده از اجزای کوچک تری ساخته شده باشد. اجزای سازنده نظام زبان در درجه اول نشانه (= لفظ معنادار) است. انتقال پیام در ارتباط زبانی معمولاً در قالب «جمله» صورت می گیرد. پس می توان هر جمله را نمونه ای کوچک از نظام بزرگ زبان دانست. 

 

  خودآزمایی درس اول :

1 – چرا استفاده از زبان آسان است؟ با یک مثال توضیح دهید؟

استفاده از زبان به این دلایل آسان است.

1. ما این کار را از سال اول زندگی و به تدریج شروع می کنیم.

2. طرز استفاده از آن را بطور طبیعی فرا می گیریم، بی آنکه به درس و مدرسه نیاز داشته باشیم. به عنوان مثال : کودک بعد از ماه های نوزادی با پدر و مادر نزدیکان خود ارتباط برقرار می کند و حتی با ادای واژه هایی «ماما، بابا ...» از زبان استفاده می کند. 

 

  2 – سه کلمه بگویید که وجود خارجی ندارد اما چون در زبان ما بکار رفته اند برای آنها بیرون از ذهن خود قائل به وجود خارجی شده ایم.

به جز کلمات سیمرغ، دیو که درس آمده می توان کلمه های ققنوس ، هیولا، غول و اژدها را نام برد. 

 

  3 - آیا شناخت زبان با توانایی استفاده از آن یکی است؟

خیر، چون ما از زبان به آسانی استفاده می کنیم ولی برای پاسخ به سؤال چرا ، حرف زدن را خود یاد می گیریم اما نوشتن را در مدسه و پاسخ به سؤالاتی نظیر این، همه در گرو شناخت زبان است. 

 

درس دوم

جمله

ما معمولاً خود را با جمله بیان می کنیم. ارتباط میان انسانها و انتقال پیام در ارتباط زبانی بیشتر در قالب جمله صورت می گیرد:

1 – نظامی پنج گنج را درود

بخش های یک جمله :‌نهاد : کلمه یا گروهی از کلمات است که درباره آن خبر می دهیم. یعنی صاحب خبر .

گزاره : خبری است که درباره نهاد داده می شود،به عبارت دیگر گزاره بخش اطلاع دهنده ی جمله است.

هسته ی گزاره فعل است. مانند : پروین اعتصامی از کودکی شعر می گفت.

و فعل نیز دارای یک شناسه (= نهاد پیوسته) است. شناسه، نشانه فعل است و مشخص فعل را معین می کند. شناسه را نهاد اجباری (پیوسته) می نامیم. زیرا همیشه با فعلی است . شناسه فعل معمولاً دو شعار (= مفرد و جمع) با نهاد هماهنگی مطابقت دارد.

ضمیرها هر گاه جایگزین اسم گردند و نهاد قرار گیرند با شناسه ها در شمار و مشخص هماهنگی و مطابقت دارند:

مفرد – من -> م

جمع – ما -> یم

تو -> ی

شما -> ید

او -> د

ایشاند

گزاره   نهاد

یکی از راه های کسب مهارت در نویسندگی است        خلاصه نویسی

از زبان بی ادبی بهره می گیرد.          شاعر

  بیاموزیم «ة» (تای تأنیث)

در زبان فارسی ، بر خلاف زبان عربی کاربرد واژه ای برای اسم مذکر(مرد) و مؤنث (زن) هیچ تفاوتی ندارد.

کلمه ی شاعر : پروین اعتصامی شاعر است ( مؤنث) سعدی شاعر است (مذکر)

کلمه ی مدیر : خانم اسکویی مدیر دبیرستان است.

نباید به سبک قواعد عربی به اسم ها و صفت های منسوب به مؤنث ( زن) «ة» (تای تأنیث) افزود:

پروین اعتصامی شاعره نامدار ایران است. پس کاربرد کلمه های «شاعره و مدیره» در زبان فارسی نادر است. و کلماتی چون : رئیسه، معلمه، محترمه ، عالمه 

 

  الف) جملات زیر را اصلاح کنید.

1 – از بانوان محترمه تقاضا می شود حجاب اسلامی را رعایت فرمایند.

از بانوان محترم تقاضا می شود حجاب اسلامی را رعایت فرمائید.

2 – این جانبه فاطمه رضایی به استحضار می رساند.

این جانب : فاطمه رضایی به استحضار می رساند.

3 – خانم جوادی رئیسه بیمارستان است.

خانم جوادی رئیس بیمارستان است. 

  ب – کاربرد کدامیک از گزینه های زیر درزبان فارسی نادرست است.

1 – خواهران مجتهده به ارشاد زنان همت گماشتند.

2 – او یکی از زنان مبلغه است که در حوزه درس می خواند

3 – خانم ایرانی مدرس تبلیغات دینی است. 

  خود آزمایی درس دوم :

1 – در نوشته های زیر جمله ها را مشخص کنید و نهاد و گزاره هر جلمه را تعیین کنید.

(علمای بزرگ دائم (نهاد)) در (لشگرگاه، رفت و آمد داشتند(گزاره))، و (غزالی(نهاد)) از (برخورد با آن بهره ها می یافت(گزاره)).

([غزالی](نهاد)) (با بعضی از آن ها مناظره می نمود(گزاره))

([غزالی](نهاد)) شاید (از بسیاری از آن ها استفاده(گزاره)) می کرد. 

  2 – برای گزاره ها، نهاد و برای نهادها گزاره های مناسب بیابید.

سعدی و مولوی دو تن از شاعران بزرگ ایران زمینند.

شاهنامه ، اثر بسیار ماندگار حکیم ابوالقاسم فردوسی است.

شناسه، نهاد اجباری جمله است.

برادر بزرگم امسال به دانشگاه راه یافت.

دانشگاه پایگاه علم درونش است. 

 

  3 – در هر یک از تمرین های زیر، واژه هایی داده شده است. این واژه ها را بطور مناسب دو جمله نمونه، جانشین سازی کنید. هر جا لازم است تغییرات دیگری نیز بدهید، در هر تغییر، نهاد و شناسه را مشخص کنید. جمله های جدید را مطابق نمونه بنویسید

پیرمرد کودکان را به خانه رساند.

جمله

نهاد     گزاره

پیرمرد

پیرمرد

پیرمرد

پیرمرد

پیرمرد

پیرمرد کودکان را به خانه رساند (Øشناسه)

(Øنشانه  به معنی نبود شناسه است)

کودک را به خانه رساند (Øشناسه)

را به خانه رساند (Øشناسه)

او را به خانه می رساند (Øشناسه)

او را به خانه رسانده بود(Øشناسه)

 

 

  2 – انسان آگاه وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد.

جمله

نهاد     گزاره

انسان آگاه

اعضای جامعه

دانش آموز

ما

همه اعضای خانواده

شما

من      وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد(د : شناسه)

وظیفه شان را به خوبی انجام می دهند(ند : شناسه)

وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد (د : شناسه)

وظیفه مان را به خوبی انجام می دهیم (یم : شناسه)

وظیفه شان را به خوبی انجام می دهند (ید : شناسه)

وظیفه تان را به خوبی انجام می دهید ( ید :‌شناسه)

وظیفه ام را به خوبی انجام می دهم (م :‌شناسه)

 

درس سوم

مرروی بر نگارش دوره راهنمایی

 

  پرسش هایی از متن : پرسش های زیر را بخوانید و به آنها پاسخ دهید. (به عهده دانش آموز)

1 – یکی از تمرین های مناسب نگارش تبدیل .............به نوشتار است.

2 – در نوشتن چه مواردی را باید رعایت کنیم.

3 – در توصیف یک صحنه یا منظره چه مواردی را باید رعایت کنیم؟

4 – هر کس در نوشتن .............دارد.

5 – یکی از راه های تمرین نویسندگی نوشتن ..........است.

6 – گاهی می توان برای خیال انگیز کردن از شیوه ی ...............استفاده کرد.

7 – یکی از راه های تمرین نویسندگی بازسازی ...... است.

8 – از نکاتی که در هنگام نوشتن همواره باید به آن توجه داشته باشیم، دقت در ........است. 

 

  بیاموریم : املای مناسب تر کلمه های همزه دارد :

کلمات زیر را مقایسه می کنیم.

الف – رأی – مؤسس – جزء

ب – رأی – مؤسس – جزء

چون همزه ( ء) یکی از حروف زبان فارسی است. این حرف ها مانند دیگرحرف ها در خط فارسی حرکت گذاری نمی شود. همان طور که در نوشتار می نویسیم «کاتب» نه کاتب منظور این است که زیر «ت» کسره «-ِ» نمی گذاریم. درباره کلمات ردیف «ب» نیز همین کلمه صادق است و اگر «-ِ» گذاشته شود کسره محسوب می شود در این صورت «رأی » خوانده می شود «رأی» و ....

باید دانست که در املای کلماتی مانند «منشأ حیات» و جزء اول ، نشانه ی «-ِ» (کسره) از نوع حرکت گذاری حروف نیست. به این نشانه، نقش نمای اضافه می گویند یعنی اضافه شدن دو کلمه به یکدیگر. 

 

  تمرین : الف : املای مناسب تر کلمات زیر را بنویسید.

اهداءِ سلام ، تألیف ، تألیفِ، مسئول، سائل، مسائل، مبدأِ آفرینش، ملاء عامف ملاِعام، مسائل ادبی ، مسائل ادبی.

 

  خودآزمایی درس سوم :

با رسم جدول بخش های اصلی جملات زبر را مشخص کنید.

الف – هیزم شکن به جنگل می رود.

ب – زبان یکی از جنبه های رازآمیز وجود انسان است.

جمله

نهاد     گزاره

هیزم شکن       به جنگل می رود

زبان    یکی از جنبه های رازآمیز وجود انسان است

 

 

  متن زیر را اصلاح کنید.

خانم سعیدی لیسانسیه ی زبان وادبیات فارسی است وی درباره این دیوان پروین اعتصامی شاعره ی مشهور ایران چنین گفت : ما مدینه ی فاضله ای از ارزش های اخلاقی را در دیوان پروین می بینیم.

خانم سعیدی لیسانس زبان و ادبیات فارسی است . وی درباره دیوان پروین اعتصامی شاعر مشهور ایران چنین سخن گفت : «ما مدینه ی فاضله ای از ارزش های اخلاقی را در دیوان پروین می بینیم.» 

درس چهارم

جمله و اجزای آن

بخش های اساسی جمله : 1 – نهاد 2 – گزاره گزاره بر دو نوع است : 1 – گزاره : که فقط از یک فعل تشکیل شده باشد مانند :‌علی آمد (گزاره : فعل) 2 – گزاره که علاوه بر فعل یک یا چند جزء دیگر نیز دارد. مانند : علی دوستش را دید. گزاره : مفعول + فعل

نهاد     گزاره

خورشید

دوستم

آن کودک         می درخشد

آمد

می خندد

          گزاره هایی که :

فقط از فعل تشکیل شده است

گزاره            گزاره هایی که از اجزای زیر ساخته شده است:

فعل     مفعول  نهاد     الف) مفعول +فعل

بخوانید درس را         شما    

می پرستند      خدا را  موحدان ب) مسند + فعل

فعل     مسند    نهاد    

بود      حکیم    لقمان  

شد      روشن هوا    

است    سرزمین دلیران ایران   ج) متمم + فعل

فعل     متمم    نهاد    

می جنگد        با دوستش       علی    

فعل     متمم    مفعول  نهاد

فرستاد  برای سیاوش    نامه ای دلپذیر  افراسیاب

خرید    از کتابفروشی   کتاب را         علی

          د) مفعول + متمم + فعل

 

 

  پرسش هایی از متن :

1 – مفعول به چه کلمه ای می گویند؟

مفعول کلمه ای یا اسمی است که پس از آن نشانه ی «را» باشد تا بتوانیم این نشانه را به آن بیفزاییم. 

 

  2 – مسند به چه کلمه ای می گویند.

مسند کلمه یا گروهی از کلمات است که فعل اسنادی به آن نیاز دارد. جمله «علی آمد» کامل است. اما در فارسی امروز نمی توان گفت : «علی شد» زیرا علی شد به جزء دیگری نیز نیاز دارد. علی بزرگ شد، علی دانشجو شد. 

 

  3 – سه جمله مثال بزنید که گزاره آن از فعل تشکیل شده باشد، جدول آن ها را رسم کنید.

لقمان سید فام بود.

زبان فارسی شیرین است

پسر همسایه مهندس ساختمان خواهد شد

جمله

نهاد     گزاره

          مسند    فعل

لقمان   سیدفام  بود

زبان فارسی     شیرین  است

پسر همسایه     مهندس ساختمان         خواهد شد

 

 

  4 – متمم به چه کلمه ای می گویند؟

متمم گروه اسمی است که پس از حرف اضافه بیاید و معنای فعل بدون آن ناتمام باشد. برخی از حرف های اضافه عبارتند از : از ، به ، با ، بر ، برای، درباره و ..... 

 

  5 – دو جمله مثال بزنید که گزاره آن از متمم و فعل ساخته شده باشد، جدول آنها را رسم کنید.

علی با دشمن جنگید

حسین به پدرس می نازد

جمله

نهاد     گزاره

          متمم    فعل

علی     با دشمن          می جنگد

حسین   به پدرش         می نازد

 

 

  6- دو جمله مثال بزنید که گزاره آن از مفعول و متمم و فعل ساخته شده باشد، نمودار آن ها را رسم کنید.

فردوسی بیشتر داستان های شاهنامه را از روایت های بهلول گرفته است.

آن ها علامیه را به تابلو چسبانند

جمله

نهاد     گزاره

          مفعول  متمم    فعل

فردوسی         داستان ها را    از روایت های بهلول   گرفته است

آنها     اعلامیه را       به تابلو چسباندند

 

 

  نکته:

1.به هر یک از جمله ها می توان یک یا چند گروه قیدی افزود. مانند علی با دشمن جنگید. علی مردانه با دشمن جنگید. علی در جبهه ی جنگید. علی در جبهه جنگ مردانه با دشمن جنگید.

2.قید در هر جای جمله باشد جزئی از اجزای گزاره است. 

 

  خودآزمایی درس چهارم :

1 – نام هر یک از اجزای جمله های زیر را بنویسید.

قدر وقت را بدانیم . مفعول + فعل

تجربه های بسیاری از سفر برگرفتیم. / مفعول + متمم + فعل

متصدی موزه جوانی بود سی ساله. / نهاد + مسند + فعل

زندگی چیست؟ / نهاد + مسند + فعل

کودکان داوطلب فروش «نشریه شمال» می شدند./ نهاد + مسند + فعل

مرغان دریایی پریده بودند . / نهاد + فعل 

 

  2 – با هریک از فعل های زیر دو جمله بنویسید و اجزای آن را مشخص کنید.

می نشیند.

کبوتر می نشیند ./ نهاد + فعل

شکست : 1- شیشه شکست :/ نهاد + فعل

غمت در دل می نشیند . / نهاد + متمم + فعل

باد شیشه را شکست . / نهاد + مفعول + فعل

 

می بینند .

1 – بچه ها برنامه ها را می بینند./ نهاد+ مفعول + فعل

2 – میدوخت : خیاط لباس را می دوخت : / نهاد + مفعول + فعل

چرخ میدوخت . / نهدد + فعل

چشم می بیند. / نهاد+ فعل 

]

درس پنجم

ویرایش

 

  1 – هر نوشته از چه جهاتی باید بازبینی شود؟

هر نوشته از جهات گوناگونی باید بازبینی شود. محتوا، بیان، صحت و اعتبار ، دقت ، نظم ، آراستگی، علایم نگارشی و ... 

 

  2 – ویرایش چیست و ویراستار کیست؟

ویرایش بازبینی یک نوشته از جهات گوناگون است و ویراستار کسی است که این کار را انجام می دهد. 

 

  3 – وظیفه ویراستار چیست؟

ویراستار وظیفه دارد ضمن رعایت سبک صاحب نوشته با مترجم ، خطاهای دستوری، حشو، تکرار و گزافه گویی و عبارت های بی شیرازه و پریشان را سامان دهد. 

 

  4 – انواع ویرایش را بنویسید؟

الف)‌ویرایش فنی (آراستگی ظاهری و نظم و ترتیب بخشیدن به اثر)

ب ) ویرایش تخصصی (که ناظر جنبه ی علمی یا تخصصی اثر است)

ج) ویرایش زبانی و ساختاری که مربوط به جنبه های دستوری، املایی و نگارشی است) 

 

  5 – برای هریک از توضیحات زیر چه نشانه هایی کاربرد دارد؟

الف) در پایان جمله های خبری و « 0 »

ب) پس از منادا خبری ، »

ج) بین چند کلمه که اسناد واحدی باشد «،»

د) قبل از نقل قول « : »

ه‍( جلوی کلمه هایی که می خواهیم معنی کنیم : « :»

و) برای نشان دادن انشعاب «{} »

ز ) در پایان جمله های تأکیدی و عاطفی «!»

ج ) در میان توضیح و مثال پیش از کلمه های «مثلاً»«فرض» یعنی «و« ؛ »

ط) برای جدا کردن جمله معترضه « (-)»

ی) مطالبی که جزء اصل کلام نباشد «‍[‍] »

ک: معنی و معادل یک کلمه در عبارت « ()»

ل : برای توضیح یک کلمه در پاورقی « * »

م : برای جدا کردن روز، ماه ، سال « / »

ن : علامت جملات و کلمات مشابه « ً » 

 

  خود آزمایی درس پنجم

1 – با مراجعه به جدول نشانه گذاری در هر یک از عبارات زیر نشانه ی مناسب را بکار ببرید.

هنگامی که بخواهند از مزایای صرفه جویی و پس انداز سخن بگویند، معمولاً ضرب المثل «اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی» را بکار می برند.

گاندی در حالی به وطن بازگشت ( 1917) که شهرت خاص و عام یافته بود.

برای درست نوشتن باید واژگان مناسب اسم، فعل ، قید و صفت را خوب بشناسیم.

عوامل مهم تربیت عبارتند از : خانواده ، مدرسه، معلم ، اجتماع ، کتاب و .....

دکتر محمد معین به سه زبان زنده ی دنیا آشنایی داشت : عربی، فرانسه و انگلیس به چهار زبان باستانی نیز مسلط بود : پهلوی، فارسی باستان، اوستا و سنسکریت، در دستور زبان و نیز لغت فارسی نظیر نداشت.

از این جا در می یابیم که او چه پایگاه بلند علمی و ادبی داشته است.

چند دکان کوچک نانوایی، قصابی، عطاری دو قهوه خانه و یک سلطانی .... مجموعه شهر را تشکیل می داد.

 

درس ششم

شکل های زبان

یکی از شفگتی های زبان این است که : هر چند نظام یگانه ای است اما شکل های بسیار متنوعی بخود می گیرد. به عبارت دیگر: گوناگونی در عین یگانگی بدین گونه که همه ی مردم ایران خود را از اهل زبان فارسی می دانند اما مردم هر شهر به شکل خاصی سخن می گویند.

 

ویژه گی های ذاتی زبان انسان

1 – دو ساختی بودن

2 – زایایی فوق العاده

3 – نا به جایی

 

الف – دو ساختی بودن زبان :

مراحل ویژگی دو ساختی بودن زبان انسانی :

ترکیب صداهای بی معنی با هم -> آ، ر، د / ر، ا / ب، ی ، خ، ت

تشکیل ساخت های معنی دارد «نشانه ها» -> آرد / را / بیخت

ترکیب نشانه های معنی دار با هم «ساخت جمله» -> آرد را بیخت

 

ب - زایایی فوق العاده زبان :

با این ویژگی می توانیم به کمک نظام زبان که خود محدود است. جملات نامحدود بسازیم. حتی جمله هایی که از پیش وجود نداشته اند. مثل جمله ی «ابرها پاورچین پاورچین وارد شدند» «گریه ابر بهاری چمن را خنداند»

در آفرینش جمله های جدید و گوناگون از ویژگی زایایی «زایش» زبان است.

 

ج – نابه جایی :

با استفاده از این ویژگی می توانیم درباره چیزهایی که اکنون حاضر نیستند یا حتی اصلاً وجود ندارند سخن بگوییم. درباره حافظ، آدم برفی و ......

 

  انواع گویش های یک زبان :

گونه : شکلی که هر جا و موقعیت معینی بکار می رود. «موقعیت اجتماعی و مکانی»

لهجه : شکلی که فقط در تلفظ با هم فرق دارد. صحبت کردن یک اصفهانی به فارسی تهرانی

گویش : شکلی که علاوه بر تلفظ در انتخاب کلمات و قواعد دستوری نیز با هم فرق می کنند 

 

  انواع گویش های یک زبان :

1 – گویش های جغرافیایی به ناحیه خاصی تعلق دارد. گویش یزدی، کاشانی، همدانی و....

2 – گویش های اجتماعی : که هر یک به طبقه یا قشر اجتماعی خاصی تعلق دارد گویش واعظان، بازاریان و ........

3 – گویش تاریخی : که متعلق به دوره خاصی از او و از گذشته یک زبان است. مانند گویش های فارسی در دوره های پیش یا پس از حمله مغول ، بعد از صفوی، بعد از مشروطه

4 – گویش های معیار :‌گویش های معیار گفتاری و نوشتاری و نظایر آن. 

 

  خود آزمایی درس ششم :

1 – شکل های مختلف یک زبان را نام ببرید.

گونه، لهجه، گویش 

 

  2 – تفاوت معنایی کلمه ی «زبان» را در نمونه های زیر بیان کنید.

خوراک زبان، «زبان» عضوی از بدن گاو گوسفند است. زبان رنگ ها، «زبان» بیانگر حالت های روحی و روانی است.

زبان فارسی «زبان» وسیله ای برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام است. زبان پرندگان «زبان» به معنی صوت ها و صداهاست. 

 

  3 – دو ساختی بودن زبان چه فایده هایی دارد؟

ویژگی دو ساختی بودن موجب می شود که زبان های انسانی به چنان امکانات پیچیده و گسترده ای دست یابند که نظیر آنها در زبان های دیگر هرگز یافت نمی شود. 

 

  4 – برای هر یک از ویژگی های زایایی و نا به جایی زبان دو مثال بزنید:

ویژگی زایایی :

1 – گل ها با نوازش نسیم در رقص شدند.

2 – سحرگاهان کودکی سرخ رو در افق شرق متولد شد

 

ویژگی نابه جایی :

1 – دیو سپید در برابر رستم قد علم کرد.

2 – ننه سرما بساط خود را در شهر پهن کرد 

 

درس هفتم

چرا املا می نویسیم؟

 

  1 – تقریر یعنی چه ؟

یعنی بیان کردن 

 

  2 – املای تقریری چگونه است؟

املای تقریری آن است که معلم متن املا را به تدریج قرائت کند و ما آن را بنویسیم. 

 

  3 – هدف ها و فایده های املای تقریری :

1 – تقویت مهارت گوش کردن 2 – آشنایی با تلفظ صحیح کلمه ها و جمله ها 3 – تقویت دقت و حافظه ی خود 4 – درک بهتر شنیده ها 5 – تبدیل گفتار به نوشتار 6 – درست و خوانا نویسی شنیده ها 

 

  بیاموزیم – نشانه ی جمع عربی «ات»

باید دانست «ات» نشانه ی جمع عربی است و شایسته نیست که واژگان فارسی را با «نشانه های جمع» عربی بکار برد. نشانه های جمع فارسی عبارتند از : ها ، ان و .... البته بکار بردن «ات» با کلمه های عربی که در فارسی رایج اند ، نادرست نیست اما باز هم بهتر است از نشانه های جمع فارسی استفاده می کنیم.

آزمایشات (نادرست)

سفارشات (نادرست)

سفارش ها ، گزارشات ( نادرست) - گزارش ها

پیشنهادات -> پیشنهادها

گرایشات -> گرایش ها 

 

درس هشتم

ویژگیهای فعل 1

 

  ویژگیهای فعل

1 – شخص شش تا (3 مفرد، 3 جمع)

اول شخص مفرد : می روم / جمع : می رویم

دوم شخص مفرد .می روی / جمع : می روید

سوم شخص مفرد : می رود / جمع : می روند

2 – زمان (1- ماضی – مضارع – آینده)

3 – گذر :‌ناگذر و گذرا

4 – معلوم و مجهول

5 – وجه فعل 

 

  شناسه شخص هر فعل است و همیشه همراه فعل می آید.

اول شخص مفرد: مَ

دوم شخص مفرد: ی

سوم شخص مفرد: دَ / Ø

 

اول شخص جمع: یم

دوم شخص جمع: ید

سوم شخص جمع: ند 

 

  اختلاف شناسه را در سوم شخص مفرد توضیح دهید.

شناسه ی سوم شخص مفرد در فعل مضارع «دَ» است. مانند می رود ، می دانَد . اما در سوم شخص مفرد فعل ماضی ( به جزالتزامی) علامتی ندارد. نداشتن علامت را با Ø رفت Ø شنید Ø گفته بود Ø رفته است Ø 

 

  بن فعل بر دو نوع است

بن ماضی : سوم شخص ماضی ساده یا مصدر بدون –َ ن پایانی

مانند : دیدن –َ دید / کاشتن -> کاشت

 

بن مضارع = فعل امر مفرد بدون به آغازی :‌مانند ببین حذف بیِِِ ِ -> بین/ برو حذف بیِِ -> رو 

 

  روش ساخت صفت مفعولی

بن ماضی + ه / ﻪ : شناخته ، دیده ، گفته و .... 

 

  زمان های اصلی فعل :

1 – ماضی گذشته

2 – مضارع (حال و آینده)

3 – آینده 

 

  انواع ماضی

1 – ماضی ساده = بن ماضی + شناسه (رفتم ، رفتیم _ رفتی ، رفتید_ رفت Ø رفتند )

2 – ماضی استمراری = می + ماضی ساده (می رفتم ، می رفتیم_ می رفتی ، می رفتید_ می رفت Ø ،می رفتند)

3 – ماضی بعید = صفت مفعولی + بودم ، بودی ، بود ، بودیم ، بودید، بودند (رفته بودم ، رفته بودیم _ رفته بودی، رفته بودید _ رفته بود Ø ، رفته بودند)

4 – ماضی التزامی = صفت مفعولی + باشم ، باشی ، باشد، باشیم ، باشید، باشند (رفته باشم ، رفته باشیم _ رفته باشی ، رفته باشید_ رفته باشد ، رفته باشند)

5 – ماضی نقلی = صفت مفعولی + ام، ای ، است،‌ایم، اید، اند (رفته ام ،رفته ایم _ رفته ای ، رفته اید _ رفته است Ø ، رفته اند) 

 

  انواع مضارع :

1 – مضارع اخباری = می + بن مضارع + شناسه

(می روم ، می رویم _ می روی، می روید _ می رود، می روند)

2 – مضارع التزامی = ب + بن مضارع + شناسه

(بروم ، برویم _ بروی، بروید _ برود ، بروند) 

 

  آینده :

خواهم ، خواهی ، خواهد، خواهیم، خواهید ، خواهند + مصدر مرخم = (بن ماضی) (خواهم رفت ، خواهیم رفت _ خواهی رفت ، خواهید رفت _ خواهد رفت ، خواهند رفت) 

 

  بیاموزیم :

نقش نمای اضافه

1 – نقش نمای اضافه ، چه اهمیتی دارد؟ نشانه آن چگونه است؟

نقش نمای اضافه موجب ایجاز و اختصار در کلام می شود نشانه ی آن –ِ در هنگام اضافه شدن دو کلمه به یکدیگر است. 

 

  2 – مثالی بزنید که نشان دهد در نقش نمای اضافه موجب ایجاز و اختصار جمله است.

احمد کتاب دارد. کتاب را خواندیم - کتاب احمد را خواندم .

کیف قهوه ای است، آن را خریدم - کیف قهوه ای را خریدم.

دو جمله به یک جمله تبدیل شده است. 

 

  تمرین :

1 – با استفاده از نقش نمای اضافه هر دو جمله را به یک جمله تبدیل کنید :

الف)‌حسن خود کار دارد. خودکار آبی است. جنس خودکار آبی دارد. ب) فیلم علمی است. آن را دیدم . فیلم علمی را دیدم ج) خبرها ورزشی است. آن را شنیدم . خبرهای ورزشی را شنیدم ه‍) درخت زیباست . درخت را دیدم . درخت زیبا را دیدم . 

 

  خود آزمایی درس هشتم :

1 – ساخت اول شخص مفرد را در هشت زمان از مصدرهای زیر را بنویسید.

مصدر  زمان ها شخص خواسته شده    ماضی  ساده    ماضی استمراری        ماضی بعید

پذیرفتن اول شخص مفرد

دوشخص مفرد

سوم شخص مفرد        پذیرفتم

پذیرفتی

می پذیرفتند     می پذیرفتم

می پذیرفتی

می پذیرفتند     پذیرفته بودم

پذیرفته بودی

پذیرفته بودند

 

ماضی التزامی مضارع اخباری          ماضی نقلی     مضارع التزامی         آینده

پذیرفته باشم

پذیرفته باشی

پذیرفته باشند    می پذیرم

می پذیری

می پذیرند       پذیرفته ام

پذیرفته ای

پذیرفته اند       بپذیرم

بپذیری

بپذیرند خواهم پذیرفت

خواهی پذیرفت

خواهند پذیرفت

 

 

  2 – از فعل های نشسته است، می نگریست، نمی پذیرد، می رود، طبق نمونه، مصدر، بن ماضی، بن مضارع و صفت مفعولی بسازید.

فعل     مصدر  بن ماضی = مصدر (مرخم)     بن مضارع      صفت مفعولی

آورده است      آوردن  آورد    آور     آورده

ننشته است      نشستن  نشست  نشین    نشسته

می نگریست    نگریستن        نگریست         نگر     نگریسته

نمی پذیرد       پذیرفتن پذیرفت پذیر     پذیرفته

می رود          دویدن   دوید     دو       دویده

 

3– فعل های زیر را با حفظ شخص به زمانهای گذشته ساده، نقلی ، بعید برگردانید و مشخص کنید و کدام فعل ها، پس از تغییر، شناسه ی دَ به Ø بدل شده است.

می نویسد : ماضی ساده نوشت Ø نقلی نوشته است Ø بعید نوشته بود Ø

می رود :-> رفت Ø -> رفته است Ø ->رفته بود Ø

بروند : -> رفتند -> رفته اند-> رفته بودند

خواهیم آمد : -> آمدیم -> آمده ایم -> آمده بودیم

می آیند : -> آمدند -> آمده اند -> آمده بودند

خواهند شنید : -> شنیدند -> شنیده اند -> شنیده بودند

 

4 – املای صحیح کلمات زیر را بنویسید.

تهییه ی لباس ، تعیین قیمت، تحقیق و بررسی ، عماق دریا، تقدم دریا، نامه ی مزبور، راجب درس، تشکر و سپاسگزاری، مرحله اول، ملکوک گذشته .

« تهیه لباس ، تعیین قیمت، تحقیق و بررسی، اعمال دریا، تلاطم دریا، نامه ی مزبور، راجع به درس، تشکر و سپاسگزاری ، وهله اول ، ملوک گذشته » 

]

درس نهم

نگارش علمی،‌نگارش ادبی

 

  پرسش هایی از متن :

1 – زبان به اعتبار شیوه های بیان چند گونه است ؟ نام ببرید.

دو نوع زبان علمی، زبان ادبی 

 

  2 – زبان علمی چه ویژگیهایی دارد؟

الف) هر لفظی به معنای روشن حقیقی خود است

ب) صریح، دقیق ، گویا‌ و بی ابهام است

ج) در نوشته علمی چند پهلو نوشتن بطوریکه بتوان از هر کلمه برداشت های متعددی کرد، عیب و نقص به شمار می آید.

د) در نوشته علمی، نویسنده می کوشد مطالب را به گونه ای بیان کند که خود خواننده بی نیاز از تأمل در الفاظ مقصود را دریابد. 

 

  3 - زبان ادبی چه ویژگیهایی دارد؟

الف) پیام بطور غیر صریح و غیر مستقیم بیان می شود.

ب) زبان به آفرینش زیبائیهای ادبی اختصاص دارد.

ج) در نوشته های ادبی ، نویسنده تعهد دارد مخاطب را به خود الفاظ ، روابط و مناسبات ظریف آنها را متوجه می سازد.

د) در نوشته های ادبی، نویسنده از آرایه های ادبی برای توصیف و تصویر معانی ذهنی و بیان عواطف و احساسات درونی بهره می گیرد. 

 

  4 – شیوه ی بیان عبارت زیر چیست؟ چرا؟

یک تکه بوته ی کوتاه مغیلان وسط یک بیابان دراز، یک قصیده ی بلند است.(خسی در میقات جلال آل احمد)

ادبی است، زیرا نویسنده از ارایه های ادبی استفاده کرده است و تک بوته ی مغیلان را به یک قصدیه بلند تشبیه کرده و با آوردن واژه های کوتاه ، «بلند و دراز» تناسبی زیبا پدید آورده است. 

 

  5 – شیوه ی بیان عبارت زیر چیست ؟ چرا؟

اسطوره در لغت به معنی افسانه و قصد است و در اصطلاح به قصه ای اطلاق می شود که ظاهراً منشأ تاریخی، نامعلومی دارد مضمون اساطیر معمولاً آفرینش انسان، خلقت جهان و ... است.

زبان نوشته علمی است : زیرا هر لفظی به معنای روشن حقیقی خود بکار رفته است نوشته صریح، دقیق، گویا و بی ابهام است و ....... 

 

  6 – بطور کلی تفاوت علمی و ادبی را بنویسید.

زبان علمی برای انتقال مستقیم مفاهیم دقیق و صریح بکار می رود. اما زبان ادبی به آفرینش آثار ادبی اختصاص دارد. 

 

  7 – تفاوت «سرو» ، «لعل» و «سنبل» را در دو زبان علمی و ادبی بیان کنید.

در زبان علمی سرو نام درختی است و لعل نام جواهری قرمز رنگ و سنبل نام گلی است. در زبان ادبی، «سرو» بر قامت راست و کشیده و متناسب، «لعل» بر لب و «سنبل» بر موی تابد او دلالت می کند. 

 

  خود آزمایی درس نهم :

1 – با مقایسه دو نوشته زیر، تفاوت آنها را بنویسید.

1 – زبان و سینه اندیشیدن است. مردمی که زبانی پرمایه و توانا ندارد. از فکر بارور و زنده و آفریننده بی بهره اند، بنابراین هر قدر در تقویت این بنیاد مهم زندگی غفلت شود، در پرورش فکر مردم سهل انگاری شده است. کسانی که حد و رسم معانی کلمات و مرز آن ها برای خودشان روشن نیست چگونه می توانند درست بیندیشند و چه چیز را می توانند مطرح کنند؟ حاصل پریشانی فکری، بی گمان، پریشان گویی است.(مجله یغما، سال 35 ، شماره 2 غلامحسین یوسفی)

 

2 – غروب، غم رنگ و خونین و خورشید در زیر پلک غبار، اشک خونین می بارد، همهمه و قهقهه ها می زند، زمین می لرزد، طوفان در دشت نمی وزد و موج خون بر کناره و کرانه های گودال تا قله ی بلند تاریخ بالا می زند . زمین می لرزد، التهابی مبهم گسترده ی دشت را پوشانده است .

آب ایستاده است و خاک موج برداشته.(سوگ سرخ، محمدرضا سنگری)

زبان نوشته ی اول علمی است و هر لفظی به معنای روشن حقیقی خود بکار رفته است. این نوشته صریح، دقیق ، گویا و بی ابهام است و برای انتقال مفاهیم علمی بکار رفته است.

زبان نوشته ی دوم ادبی است . چون نویسنده با استفاده از آرایه های ادبی به توصیف پرداخته است. پیام نوشته نیز بطور غیرمستقیم و غیر صریح بیان شده است و آفرینش ادبی در نظر بوده است. 

 

  2 – نوع فعل های دو متن تمرینی قبلی را تعیین کنید.

است :‌مضارع / ندارد . مضارع (در مفهوم اخباری) اند : (در بی بهره اند) مضارع / شود:مضارع التزامی / شده است:ماضی نقلی/ نیست : مضارع / می توانند : مضارع اخباری /بیندیشند : مضارع التزامی / می کنند : مضارع التزامی / می بارد : مضارع اخباری /(فروکش) کرده است :‌ماضی نقلی / نمی وزد : مضارع اخباری / می زند و می لرزد:مضارع اخباری/ پوشانده است،ایستاده است و برداشته است : ماضی نقلی 

 

  3 – در نوشته های زیر غلط های املایی را بیابید و آن ها را اصلاح کنید.

او به پست کتاب دار و دبیرستان منسوب شده است. منسوب -> منصوب

سهراب سپهری از شاعران مأثر است. مأثر -> معاصر

حقیقت علم ، کمک به هم نوع جنس و کسب رضایت باریتعالی. خیش -> خویش.باری تعالا ->باری تعالی.

سنگ های خورد را از زمین زراعی جم کرد.خورد -> خرد. جم -> جمع 

 

درس دهم

ویژگیهای فعل (2)

 

  3 – گذر : ناگذر و گذرا

اقسام فعل از نظر ویژگی گذر

1 – ناگذر : فقط به نهاد نیاز دارد. رفتن، آمدن، نشستن ، برخاستن و .......

 

2 – گذرا : خود سه نوع است :

1. گذرا به مفعول : شناختن ، آوردن

2. گذرا به مسند : بودن ، شدن، گردیدن و هم فعل های آن .(است ، گشت)

3. گذرا به متمم از مصدرهای جنگیدن ، رنجیدن، نازیدن، ترسیدن

 

روش گذرا نمودن افعال ناگذر :

بن مضارع + ان : بن مضارع

گذرا شده + د / ید

 

 

بن ماضی :

پر + ان + د / ید

دو + ان + د / ید

رس + ان + د

که می شود : پراند ، پرانید / دواند ، دوانید / رساند، رسانید 

 

  بیاموزیم – تنوین نصب –ً

باید دانست تنوین نصب –ً ویژه واژگان عربی است و سزاوار نیست کلمه های فارسی را با نشانه ی تنوین بکار برد.

به کارگیری تنوین برای کلمه های عربی که در فارسی بکار می رود رایج و جایز است. ضمناً کلمه های دخیل غیر عربی ((تلفن ، تلگراف)) را نیز نباید با تنوین بکار برد. گاه، ناچار، جان، دوم، سوم، خواهش و .... واژه های فارسی هستند و نباید بصورت گاهاً، ناچاراً و .......بکار روند. 

 

  2 – اصلاح کنید.

الف) فردا ناچاراً تأخیر می کنم

ب) گاهاً دوست فاضلم را می بینم 

 

  3 – کدام گزینه صحیح است؟

الف) عملاً و جانا

ب) شخصاً و فرداً

ج) تلگرافاً و تلفنی

د) جاناً و زبانی 

 

  خود آزمایی درس دهم :

1 – در جمله های زیر از مصدرهای داخل پرانتز فعل مناسب بنویسید.

مادر کودکش را (خوابیدن) -> خواباند.

سخنان بزرگمهر را به اطلاع مردم ایران (رسیدن) -> (رساند یا رسانید)

خود جگر دیو سپید مرا در چشم کاووس (چکیدن) -> (چکاند، چکانید)

رستم بار دیگر رخش را تا محل حادثه (دویدن) -> (دواند یا دوانید) و به سرعت خود را به آن جا (رسیدن) -> (رساند یا رسانید) 

 

  2 – نوع فعل را از نظر گذر و ناگذر مشخص کنید.

در نویسندگی مهارت در پروراندن مطلب بسیار مهم است. -> گذرا به مسند

نوشته خوب آن است که نویسنده مقصود خود را خوب بپروراند. -> جمله ی اول گذرا به مسند . جمله دوم گذرا به مفعول

نویسنده خوب واقعیات را دقیق می بیند -> گذرا به مفعول 

 

  3 – هر یک از فعل های زیر را طبق نمونه به سه صورت مضارع التزامی ، ماضی التزامی و ماضی ساده بنویسید.

فعل     مضارع التزامی         ماضی التزامی ماضی ساده

آورده است      بیاورد  آورده باشد       آورد

می  دود         بدود     دویده باشد       دوید

پذیرفته بود      بپذیرد  پذیرفته باشد    پذیرفت

آمده بودند        بیایند    آمده باشند        آمدند

فکند     بیفکند   افکنده باشد       افکند

برده اند ببرند    برده باشند       بردند

سازند   بسازند  ساخته باشند     ساختند

 

درس یازدهم

مقایسه

 

  پرسش هایی از متن :

1 – یکی از راههای پروردن معانی مقایسه است.

 

  2 – از مقایسه به چه منظوری استفاده می شود؟

برای آنکه مفهوم و موضوع مورد نظر را روشنتر بیان کند یا شباهت ها، تفاوت ها و درجات و مراتب دو چیز را بهتر نشان داد، از مقایسه استفاده می شود. 

 

  3 – مقایسه معمولاً بین چه اموری انجام می گیرد؟

مقایسه معمولاً بین دو یا چند پدیده صورت می گیرد که از هر نظر قابل مقایسه باشند، مثل بین دو انسان ، دو شاعر، چند تفکر 

 

  4 – از شیوه ی مقایسه در ادبیات گذشته به ویژه ادبیات عرفانی سیار استفاده می شده است.

 

  5 – تمثیل نیز از مقایسه بهره می گیریم

 

  6 – در قرآن کریم نیز بارها از شیوه های تمثیل و مقایسه استفاده می شده است.

 

  7 – غرض از مقایسه چیست؟

روشن کردن معنی و مفهوم، بیان شباهت ها و تفاوت ها و درجات و ویژگیهای دو امر است. 

 

  بیاموزیم : جمله ی دعایی عربی :

باید بدانیم : عبارت «صلی الله علیه و آله» یک جمله دعایی عربی به معنی « درود خداوند براو و آلش باد» است و در فارسی رواج دارد. اگر کلمه ی «علیه» را از این جمله حذف کنیم. جمله دعایی ناقص می شود و معنای آن چنین است. «درود خداوند باد» پس باید این جمله دعایی را کامل بنویسیم:

پیامبر اسلام (ص) «صلی الله علیه و آله» فرمود: من «معلم» برانگیخته شدم.

گاهی به اختصار می نویسیم : پیامبر (ص) فرمود :

اما باید (ص) را بخوانیم «صلی الله علیه و آله» 

 

  خودآزمایی درس یازدهم :

1 – نمونه ای از ایات قرآنی را با راهنمایی معلم خود بیابید که در آن دو چیز مقایسه شده باشد.

خداوند گران مرتبه در مقایسه حل و باطل اینگونه تمثیل می آورد: خدا از آسمان آبی فرو فرستاد که در هر ورودی به قدر ظرفیتش سیل آب جاری شد و بر روی سیل کفی برآمد. چنانچه فلزاتی را نیز برای تجمل و یا برای اثاث و ظروف در آتش ذوب کنند مثل کفی بر آورد. خدا به مثل این برای حق و باطل مثل می زند که آن کف به زودی نابود می شود و اما آن آب و فلز که به خیر مردم است در زمین باقی می ماند. خدا مثلها را چنین می زند .(سوره رعد، آیه 17) همچنین است از مقایسه حکمت دهنده آن، تمثیل در شأن منافقان، تمثیل در ناپایداری دنیا و غیره . 

 

  2 – کاربرد درست کلمات زیر را بنویسید:

جاناً -> جانی ، دوماً -> دومی ، سوماً -> سومی، تلفناً -> تلفنی ، زباناً -> زبانی ، تلگرافاً -> تلگرافی ، باغات -> باغ ها، گرایشات -> گرایش ها 

درس دوازدهم

گروه اسمی(1)

 

  پرسش هایی از متن :

1 – گروه اسمی چیست ؟ مثال بزنید؟

هر اسمی را که همراه با یک یا چند وابسته بیابد.«گروه اسمی» می گویند. مانند این روزگار ناپایدار و گذرا 

 

  2 – گروه اسمی در جایگاه کدامیک از اجزاء به کار می رود؟

در جایگاه : نهاد، مفعول ، متمم ، مسند 

 

  3 – گروه اسمی از یک اسم به نام هسته تشکیل می شود ولی می تواند از یک یا چند وابسته داشته باشد.

 

  4 – وجود هسته اجباری و وجود وابسته اختیاری است.

 

  5 – کلمه های زیر را گسترش دهید بطوریکه این کلمه ها «هسته » قرار گیرند.

درخت ، پهلوان

گسترش مرحله ای واژه ی درخت -> چند درخت -> این چند درخت -> این چند درخت پر میوه -> این چند درخت پر میوه ی شیرین .

گسترش مرحله ای واژه پهلوان -> دو پهلوان -> آن دو پهلوان -> آن دو پهلوان دلیر -> آن دو پهلوان دلیر دوست داشتنی و ....... 

 

  6 – اسم را چگونه می شناسیم؟

اسم با یکی از راههای زیر شناخته می شود.

الف) می توان آن را جمع بست.

ب) می توان بدنبال آن «ی » نکره آورد.

ج) می توان «این» و «آن» را به همراه بکار برد.

د) می توان آن را به عنوان نهاد، مفعول ، متمم و ......در جمله بکار برد. 

 

  7 – ویژگیهای اسم را بنویسید.

الف) شمار : اسم یکی است یا بیشتر.اگر یکی (مفرد) باشد نشانه ای همراه ندارد. اما اگر بیش از یکی باشد. یکی از این نشانه ها را دارد:

«ها» -> تلاش ها، درخت ها «ان» -> پسران ، پهلوانان ، «ات» -> اطلاعات ، ارتباطات ، «ین» -> ضابطین، مهندسین، «ون» -> انقلابیون ، روحانیون ، جمع مکسر:حوادث (جمع حادثه) و اقوام (جمع قوم)

ب) معرفه (شناس) ، نکره (ناشناس) و اسم جنس

معرفه : (شناس) که مهم ترین نشانه ی آن در مفعول «را» است.

نکره : (ناشناس) که نشانه ی آن «ی» و «ی و را» پس از اسم است.

اسم جنس : (نه معرفه ، نه نکره)

 

ج) اسم عام و خاص :‌اسمی است که جمع بسته شود، ی نکره می گیرد بر همه افراد طبقه خود دلالت می کند. اسم خاص اسمی است که جمع بسته نمی شود، «ی» نکره نمی گیرد، بر فرد خاصی از طبقه خود دلالت می کند. 

 

  8 – اسم ها از جهت ساختمان به چند گروه دسته بندی می شوند؟

اسم ساده : یک جزء دارند و تقسیم ناپذیرند.

اسم مرکب : به دو یا چند جزء که معنی مستقل دارند تقسیم می شود.

اسم مشتق : اسمی که دست کم یک جزء آن معنای مستقل ندارد، یعنی پیشوند یا پسوند است. 

 

  9 – ویژگیهای اسم های زیر را بنویسید.

سفید رود را دوست دارم. سفید رود : اسم ، مفرد ، شناس، خاص، مرکب

خنده زیباست. خنده : اسم ، مفرد، جنس، عام ، مشتق

گوسفندی در بیابان چرید گوسفندی، اسم، مفرد، شناس، عام، ساده 

 

  بیاموزیم : رعایت نقش نمای اضافه :

 

  1 - «نقش نمای اضافه» کسره اضافه را در نمونه های زیر بررسی کنید.

جنابِ عالی ، سخنِ معلم‌، لبِ تشنه، توپِ بازی

کسره اضافه «جناب ِعالی» و «سخنِ معلم» باعث صحیح و سریع خوانی می شود اما رعایت نکردن نقش نمای اضافه در «لبِ تشنه» و «توپِ بازی» باعث تغییر معنایی می گردد.

لبِ تشنه : موصوف و صفت است در حالی که لب تشنه صفت مرکب و به معنی کسی که تشنه است.

توپِ بازی : یعنی توپی که ویژه بازی است، اما توپ بازی اسم مرکب می شود به معنی باز کردن با توپ . 

 

  2 – توضیح دهید رعایت نکردن نقش نمای اضافه در نمونه های زیر چه تغییری در معنی ایجاد می کند؟

اسب سواری : ترکیب اضافی است یعنی اسبی که ویژه سواری است. اما «اسب سواری» عمل سوار کاری را گویند.

قد بلند : ترکیب وصفی است ، قدی که بلند است اما قد بلند صفت مرکب جانشین اسم محسوب می شود.

پدر احمد را دید : پدر احمد، ترکیب اضافی و مفعول جمله است در حالی که پدر، احمد را دید معنی دگرگون می شود. پدر : نهاد, احمد : مفعول. همچنین است جمله ی : معلم بچه ها را شناخت. 

 

  خودآزمایی درس دوازدهم :

1 – هسته این گروههای اسمی را مشخص کنید.(هسته ها در پرانتز قرار دارند)

همین (دو کتاب)جغرافی، (خانه) پدری، (عامل مهم) ترقی در جوانان، (سازمان ملی) توسعه و پیشرفت اقتصادی، (هر درخت) میوه دار، همه (کس) ، (آهنگ های آسمانی)، یک گله (گوسفند) ، هر پنج (دانش آموز). 

 

  2 - با یکی از راههای چهارگانه ای که خواندید اسم بودن واژه های زیر را ثابت کنید :

اسم ها عبارتند از : پارچه ، قید، اصلی، معرفه دیوار، ساختمان ، شعر ، شعرا . چون :

الف: می شود آن ها را جمع بست. پارچه ها، قیدها، اصلی ها، معرفه ها ، دیوارها ، ...

ب: آن و این می گیرند. آن پارچه، آن قید، آن دیوار .......

پ : ی نکره می گیرند : پارچه ای ، قیدی ، اصلی ای ، معرفه ای ، ......

ت : در جمله تعش می پذیرند‌:‌پارچه را خریدم ، فیلم اصلی است و ...........

 

3 - اسم های زیر را با علامت یا علامت های مناسب جمع ببندید:

چشم -> چشم ها، چشمان / سبزی -> سبزی ها / عضو -> عضوها / عقاب -> عقاب ها ، زانو -> زانوها ،زانوان / فرمایش -> فرمایش ها / آشنا -> آشناها، آشنایان / ریاضی -> ریاضی ها / بانو -> بانوان / کافر -> کافران

 

4 – جمع های مکسر واژه های زیر را بنویسید.

زمان -> ازمنه / قله -> قلل / شاهد -> مشهود، شواهد / عمل -> اعمال / دعا -> ادعیه / کاسب -> کسبه / نتیجه -> نتایج / ماده -> مواد / کافر -> کفار

 

5 – اسم های زیر ساده اند یا مرکب یا مشتق ؟

اسم های ساده :‌کاروان ، شتر ، زرافه ، کلاغ، چنار، پلکان، هوش ، ........

اسم های مرکب : قافله سالار، تک سوار، شترگاه و پلنگ

اسم های مشتق : زاغچه ، زیره، لبه، جوشکار، جوشش، پاسبان، گریه .

 

6 – خاص و عام بودن اسم های زیر را ثابت کنید.

اسم های زیر عامند :

1 – جمع بسته می شوند.

2 – روی نکره می گیرند

3 – بر همه افراد طبقه ی خود دلالت می کنند :آتش، هوا، افتخارف پول، هلاک، سگ، چاره، شمع و ......انگیزه.

اسم های زیر خاصند :

1 –جمع بسته نمی شوند.

2 -«ی» نکره نمی گیرند

3 – بر فردی از افراد طبقه ی خود دلالت می کند : قاسم ، قاسم آباد، مریخ و بهرام ...... 

درس سیزدهم و چهاردهم

درس سیزدهم

با چه خطی بنویسیم

 

1 – تحریر یعنی چه ؟

به معنی نوشتن است. 

 

  2 – خط تحریری در اصطلاح یعنی چه ؟

یعنی نوشتن خط با دست 

 

  3 – خط تحریری به « ....» نزدیک است.

«خط نستعلیق ریز» 

 

  4 – چرا خط تحریری برای دست نوشته های ما «خط معیار» به شمار می رود؟

به سبب ظرافت و زیبایی و سرعتی که در نوشتن آن است. 

 

  تمرین :(بدون پاسخ)

الف) کدامیک از گروه کلمه های زیر نادرست است؟ زیرا آنها را خط بکشید و صحیح آنها را به خط تحریری بنویسید. (به عهده دانش آموز)

خار مغیلان، الغاء تفهیم، حُرم آفتاب ، ضابطین، حصول نتیجه، مثل ائلا و برجسته، مشاهده و تفحص، جرئت و لیاقت ، سفر سیمرغ، چشمه و غنات، حُرم آفتاب، تعمّد و اجبار 

 

  ب) کدام گزینه از گروه کلمه های زیر نادرست است؟

1 – مزارع التزامی , حله ی ابریشم , لحن قاطع, دنائت و پستی

2 – نسیان و غفلت , نحنج گل , راست وریس , برگ سمن

3 – عروج و ترقی , متحیر و مبهوت , خطام و پایان , ازهار و گل ها

4 – سهل و ممتنع , مراعات نظیر , گستاخ و مغرور, مهر و نابود 

 

 

درس چهاردهم

توصیف

 

  پرسش هایی از متن :

یکی از راههای رایج پروردن مطالب توصیف است.

1 – توصیف در چه نوع نوشته هایی کاربرد دارد؟ نوشته های علمی و ادبی

 

  2 – در چه نوع از توصیف هایی از عناصر خیال استفاده می کنیم؟

در توصیف هایی که قصد داریم موصوف در برابر چشم مخاطب مجسم گردد و تصویری زنده از آن ارائه شود. 

 

  3 – انواع توصیف را فراخور موضوع بنویسید.

یک پدیده علمی، وصف طبیعت، وصف عصر و زمانه که دراین مجموعه وصف حالات جانوران ،افراد انسانی اقتصادی زندگی و .....جای می گیرد. 

 

  4 – مواد توصیف چه چیزهایی هستند؟

حواس پنج گانه، تجربه های حسی و عاطفی 

 

  5 – در هر یک از انواع و گونه های توصیف چه چیزهایی لازم و ضروری است؟

به گنجینه واژگان در خور متناسب نیازمند است. استفاده از هر گونه صفت، فعل و قید مناسب ضروری است. 

 

  خود آزمایی چهاردهم :

1 – مفرد جمع های مکسر زیر را بنویسید.

احرار -> حر ، قلاع -> قلعه ، قرا -> قریه ، ادّله -> دلیل ، نسخ -> نسخه ، فلاسفه-> فیلسوف ، تجار -> تاجر ، مکاتیب -> مکتوب ، مکاتب -> مکتب ، رعایا -> رعیت ، نواحی -> ناحیه ، معانی -> معنی ، اجانب -> اجنبی ، اشیاء -> شیء 

 

  2 – صحیح کلمات زیر را بنویسید.

الف) استیفا از کار -> استعفا از کار

ب) تمر یادبود -> تمبر یاد بود

ج) خورده فروشی -> خرده فروشی

د) روغن مایه -> روغن مایع 

 

درس پانزدهم و شانزدهم

درس پانزدهم

زبان شناسی چیست؟

 

  زبان

1. یک نظام است و کار اصلی آن ایجاد ارتباط است.

2.شکل های گوناگونی به نام گونه ، لهجه و گوش دارد. 

 

  زبان شناسی

1. علمی است که به شناخت زبان می پردازد

2. مطالعه علمی زبان است

3. از روش های رایج در تحقیقات علمی استفاده می کند 

 

  انواع زبان شناسی :

1- زبان شناسی سنتی : مطالعه زبان به قصد حفظ کتب آسمانی و آثار ادبی

2- زبان شناسی جدید : (ساخت گرا یا همگانی) : مطالعه زبان به قصد شناخت خود آن و کشف واقعیات موضوع زبان

3- زبان شناسی تاریخی : بررسی و مطالعه گذشته زبان به صورت های نظیر «هی گفتم» «شنیدستم» «به باغ اندرون» 

 

  گویش شناسی :

اگر زبان شناسان برای مطالعه زبان یکی از گویش های جغرافیایی، اجتماعی ،تاریخی و گویش های معیار را انتخاب کنند حاصل کار آنان را در گویش شناسی می گویند. 

 

  جع نبستن کلمه های جمع

کلمه هایی که جمع هستند نباید دوباره جمع بسته شوند.

خواص جمع خاصه ، اخبار جمع خبر . اخلاق جمع خُلق ، کتب جمع کتاب، طرق جمع طریق ، حواس جمع حس، اولاد جمع ولد و.....بنابراین بکار بردن خواص ها، اخبارها ، اخلاق ها و کتباهاً نادرست است.

می توانیم به جای بعضی جمع های مکّسرف مفرد آنها را با نشانه های جمع فارسی «ها» بکار ببریم. خبرها، کتاب ها به جای اخبار و کتب

گاهی بعضی از کلماتی که جمع عربی هستند، در فارسی با معنی مفرد بکار می روند . مانند طلبه (جمع طالب) ، عمله (جمع عامل) ، اسلحه (جمع سلاح) ، حقوق (جمع حق) و ...

کاربرد اینگونه کلمه ها چون با معنی مفرد رواج دارند، جایز است. 

 

  خودآزمایی درس پانزدهم :

1 – وظیفه گویش شناسی چیست؟

مطالعه یکی از گویش های جغرافیایی ، اجتماعی و زبان .... 

 

  2 – مثال های زیر را که در حوزه زبان شناسی تاریخ است ، به زبان امروز بازنویسی کنید.

بارانکی خرد خرد می بارید، چنان که زمین تر گونه می کرد. (تاریخ بیهقی)

باران نم نم می بارید و زمین را خیس می کرد.

 

از این ناحیه خرما خیزد از هرگونه و از روی حیوانات از عجیب دگر گوناگون (حدود العالم)

این ناحیت خرما خیز است و جانوران عجیب و گوناگونی دارد.

از این ناحیه انواع خرما صادر می کنند و حیوانات شگفت آور و گوناگونی دارد.

 

چون به بصره رسیدیم، از بر هنگی و عاجزی به دیوانگان ماننده بودیم و سه ماه بعد که موی سر باز نکرده بودیم . ( سفرنامه ناصرخسرو)

هنگامی که به بصره رسیدیم به سبب برهنگی و ناتوانی شبیه دیوانگان شده بودیم و سه ماه گذشته بود که موی سرمان را نتراشیده بودیم. 

 

  3 – نوع اسم های مشخص شده تمرین 4 را تعیین کنید.

بارانکی : اسم ، مشتق، عام، مفرد، نکره

رسن : اسم ، عام، مفرد، ساده، جنس

زمین : اسم ، مفرد ، عام، ساده ، مبنی

برهنگی : اسم، مشتق، مفرد

خرما : اسم مفرد،عام ، ساده ، مبنی

دیوانگان : اسم، عام، جمع ، جنس و ....

بصره و یوسف : اسم، خاص، ساده، شناس 

 

 

درس شانزدهم

گروه اسمی (2) ، وابسته های اسم

1. گروه اسمی شامل چه عناصری است؟

هر گروه اسمی شامل دو عنصر «هسته» و «وابسته» است. 

 

  2. جای هسته را چه واژه ای اشغال می کند؟

اسم 

 

  3. جمله های زیر را بخوانید و به پرسش های آن پاسخ دهید: پرویز این کتاب را خواند پرویز بهترین کتاب را خواند پرویز کتاب دیگر را خواند پرویز کتاب داستان را خواند پرسش ؟ الف) هسته های جمله های بالا کدام کلمه است؟ چرا؟ ب) در همه مثالهای بالا، مفعول .... (کتاب) است. ج) واژه های وابسته را بنویسید د) «وابسته» گاه پیش از ....... می آید گاه پس ازآن ه‍)وابسته ای را که پیش از هسته بیاید وابسته ی .....و وابسته ای را که پس از هسته بیاید و وابسته ی .... می گوئیم. و) وظیفه وابسته ها چیست؟

الف) کتاب = مفعول جمله ، چون یک گروه اسمی است که وابسته گرفته است. ب) هسته ج) این ، بهترین، دیگر، دوستان د) هسته ه‍) پیشین(مانند این و بهترین)،پسین(مانند دیگر و دوستان) و) وظیفه ی وابسته ها توضیح برخی ویژگیهای هسته های گروه اسمی است. 

 

  خودآزمایی درس 16 :

1 – به هر یک از کلمات زیر، وابسته های پیشین مناسب بیفزایید . در هر مثال ، وابسته های متنوع و متفاوت بکار ببرید.

کودک :‌آن کودک ، چند کودک؟ هر کودک ، یک کودک، چه کودکی! بهترین کودک

کار : این کار . کدام کار ؟ عجب کاری ! زشت ترین کار، فلانی کار

نتیجه : آن نتیجه، چه نتیجه ای ! چند نتیجه ؟ بهترین نتیجه هر نتیجه ای

دوستان : این داستان . کدام داستان ؟ چهار داستانف بلندترین داستان، هیچ داستان 

 

  2 – در نوشته های زیروابسته های پیشین را شناسایی کنیدف نام آنها را بنویسید و هر یک را با پیکان به هسته وصل کنید.

از برسی در سه ایالت و پنج شهر مهم به این نتیجه می رسیم که پپس از معاویه، ایالتی که سرنگون شدن رژیم دمشق را می خواست و برای اجرای این منظور اقدام کرد، کوفه بود. (سه و پنج : صفت شمارشی / این : صفت اشاره ای )

روزنامه ی «مرد امروز» بزرگترین روزنامه اجتماعی زمان خود بوده است. (بزرگترین : صفت عالی)

«محمد مسعود» در آن چند روز اخفتای خود کوبنده ترین مقاله را در روزنامه ی توقیف شده «مردامروز» به چاپ رساند. این شهادت حتی مخالفان را همه تحت تأثیر قرار داد. اما هیچ کس نمی توانست که او دارد چه روزهای سختی را پشت سر می گذارد.(چند، هیچ، مبهم کوبنده ترین ، صفت عالی / این :‌اشاره ای)

معلوم نیست که سخت گیری آغاز کار و سپس طرح نقش ی جنگ و اجرای آن با اشاره دمشق بوده است یا به ابتکار شخص حاکم کوفه . شاید رئیس و مأمور هر دو در آن دخالت داشتند. اما یک نکته را از لابه لای گفت و شنودهای صحنه ی کارزار می توان یافت و آن این است که مردم کوفه در آغاز نمی خواستند حادثه، پایانی جمیع داشته باشند(آن : اشاره ای / هر : مبهم / یک : شمارشی) 

 

  4 – از بین کلمات زیر آن ها را که امروزه معنی مفرد می دهند دوباره قایل جمع بستن هستند مشخص کنید:

وقایع ، قصاید، ارباب، اسرا ، حور علیایی، مراسم ، جواهر

جواهر : جواهرات

ارباب : اربابان

حوز : حوریان

مراسم : مراسم ها 

 

درس هفدهم و هجدهم

درس هفدهم

‌ساده نویسی

 

  پرسش هایی از متن :

1 – هر نوشته ی ساده باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟

الف) زبان نوشته مبهم و نزدیک به زبان گفتار است.

ب) جملات کوتاه، ساده و روانند

ج) کلمات و عبارت های دشوار و پرتکلف در آن دیده نمی شود

د) عبارت ها و کلمات زاید و به اصطلاح حشو درآن به خوبی فهمیده می شود 

 

  2 – ویژگی نوشته های غیر ساده (تکلف مصنوع) چیست؟

(متکلف و دیرفهم ) همانا استفاده نکردن از ویژگیهای نوشته ی ساده است. که برخی نقل می شود.

الف) استفاده از کلمات دشوار

ب) مقصود نویسنده بخوبی فهمیده نمی شود

ج) جملات در مقایسه با نوشته ی ساده بلند است

د) اصطلاحات خاصی در نوشته غیرساده می توان یافت 

 

  3 – یکی از نکاتی که به ما کمک می کند ساده بنویسیم این است که واژگان و ساخت های دستور کهن استفاده نکنیم . حال این واژگان و ساخت های دستوری کهن را به ساخت های ساده تبدیل می کنید.(به عهده دانش آموز)

ادا تواند کرد / چکاد / گفته آمد / نگهبان دین تواند بود / چونان / از جای بشد 

 

  بیاموزیم – کسره اضافه «ی» میانجی

هر گاه مضاف و یا موصوف به حرف صامت (غ،ف، ل، ت ، ...) ختم شوند، فقط نقش نمای اضافه (کسره اضافه) می گیرند.

مرغ سعادت ، ظرف بزرگ، شکل ساختمانیف دست راست

اما هر گاه مضاف و یا موصوف به صورت «آ» و «او» ختم می شوند علاوه بر نقش نمای اضافه حرف میانجی روی نیز بکار می رود. همای سعادت ، بوی گلی ، نمای ساختمان ، پای برهنه 

 

  خودآزمایی درس هفدهم :

1. جمله بلند زیر به دو یا چند جمله تبدیل کنید.

یکی از بهترین و مؤثرترین وسایل کسب مهارت در انواع نوشتن . خواندن مطالب گوناگون علمی، ادبی، هنری، فلسفی و دینی آموزنده و آگاهی دهنده دریغ نورزیم تا بتوانیم از اینگونه مطالب در مواقع گوناگون استفاده کنیم. 

 

  2. به جای واژگان زیر برابرهای مناسب بنویسید:

مستعمل :‌ کهنه ، فرسوده

کاندیدا : نامزد نمایندگی

علی هذا : از این رو ، بنابراین

علی کل حال : به هرحال، در هر صورت

من غیرمستقیم : غیرمستقیم (پوشیده)

در مقطع کنونی : اکنون، در حال حاضر 

 

  3 – در جمله بنویسید که در یکی از کلمه ی «چند» صفت مبهم و در دیگری « صفت پرسش» باشد.

صفت مبهم : او چند بیت از حفظ کرد

صفت پرسشی : چند بیت از حفظ کرده ای؟ 

 

 

درس هجدهم

گروه اسمی (3) و وابسته های پسین

در درسهای گذشته با وابسته های پیشین (صفت اشاره، پرسشی، تعجبی، شمارشی، عالی، و صفت مبهم) آشنا شدید. در این درس با وابسته هایی که پس از هسته می آیند آشنا می شوید :

هسته   نام وابسته پیشین         نشانه ی نکره   نشانه ی جمع   صفت شمارشی تربیتی(2)      مضاف الیه      صفت بیانی

          وابسته ها و نمونه ها    «ی» پس از اسم عام   ها ، ان، ین، ات، ون، خانه ها، مردان، اطلاعات،

انقلابیون

مؤمنین با افزودن –ُ م به اعداد اصلی ساخته می شود  اسم – اسم مضاف مضاف الیه  اسم، صفت، آسمان، آبی دوست خوب

به جز صفت شمارشی تربیتی (2) سایر صفت های پسین بیانی اند. 

 

  روش های شناخت صفت بیانی (موصوف و صفت) از مضاف و مضاف الیه

1. صفت بیانی معمولاً پسوند «تر» می پذیرند: آسمان آبی تر (درست است) اما مضاف الیه پسوند «تر» نمی پذیرد مانند : کتاب جغرافی تر (نادرست است)

2. موصوف معمولاً «ی» نکره می پذیرد. کتابی خواندنی (درست است) اما مضاف «ی» نکره نمی پذیرد، کتابی علی (نادرست است) 

 

  پر کاربردترین صفت های بیانی به شرح زیر است:

1. بیانی ساده:روشن ، خوب ، عاقل

 

2.فاعلی : الف – بن مضارع + -َ نده : گوینده ، شنوند ه، رونده

ب – بن مضارع + ا : بینا ، گویا، شنوا

پ – بن مضارع + ان : گریان ، خندان ، روان

 

3 – مفعولی : بن ماضی +به ، ه :دوخته ، شکسته، شنیده

 

4 – لیاقت : مصدر + ی = خوردنی ، نوشیدنی

 

5 – نسبی : اسم + ی = آسمانی ، نیلوفری 

 

  بیاموزیم ، صفت پرسش، ایا :

اگر جمله ای را با یکی از صفت های پرسشی «چه» ، «چند» ، کی و ... پرسش کنیم، نیازی به آوردن کلمه ی «آیا» نیست. در اینگونه جمله ها ، کاربرد «آیا» نادرست است.

الف – چگونه می توانیم بر سرعت مطالعه خود بیفزائیم ؟ ص

ب – آیا چگونه می توانیم بر سرعت مطالعه خود بیفزاییم ؟ غ 

 

  خودآزمایی درس هجدهم :

1. نمودار این گروههای اسمی را رسم کنید.

این چهار دانش آموز رنگ ، همین دو خانه ییلاقی ، هر هفت روز هفته

وابسته 3        هسته   وابسته 2        وابسته ی 1

صفت بیانی     اسم     صفت شمارشی         صفت اشاره

زرنگ دانش آموز      چهارشنبه        این

 

وابسته 3        هسته   وابسته 2        وابسته ی 1

صفت بیانی     اسم     صفت شمارشی         صفت اشاره

ییلاقی  خانه ی           دو       همین

 

وابسته 3        هسته   وابسته 2        وابسته ی 1

صفت بیانی     اسم     صفت شمارشی         صفت اشاره

هفته    روز –ِ        هفت    هر

 

 

  2 – برای هر یک از نمودارهای زیر، سر گروه اسمی مثالی بیاورید

وابسته  وابسته  وابسته

صفت اشاره     صفت شمارشی اسم

این      پنج      دوست

آن       دو       پرزه

همین   یک      کتاب

 

 

هسته   وابسته  وابسته

اسم      صفت   مضاف الیه

دوست –ِ      خوب –ِ                 علمی

کتاب – ِ       علمی –ِ                 من

دانش آموز –ِ زرنگ –ِ      کلاس

 

 

  3 – از بین کلمات زیر صفت های بیانی را مشخص کنید و برای هر کدام یک موصوف بسازید.

صفت های بیانی : گرفتنی (لیاقت) : مزد گرفتنی / هوشمند (ساده) : دانش آموزهوشمند

سنجیده (مفعولی) : سخن سنجیده / جلب (ساده) : کتابِ جالب

اخلاقی (نسبی) : کتاب اخلاقی / دانا (فاعلی) : پسرک دانا

خوب (ساده) : معلم خوب / کوشا (فاعلی) : کارگر کوشا

مؤدب (ساده) : بچه ی مؤدب / طلایی (نسبی) : توپ طلایی

زیبا (فاعلی) : فیله زیبا / گسسته (مفعولی) : افکار گسسته

زیرک (ساده) : حیوان زیرک / تاریخی (صفت نسبی) : داستان تاریخی

کلمه های پنجم و دیگر صفت بیانی نیستند

 

4 – مانند نمونه جدول را کامل کنید (توجه داشته باشید که صفت های فاعلی سه گانه از همه فعل ها ساخته نمی شود)

فعل     بن مضارع      صفت فاعلی(1)         صفت فاعلی(2)         صفت فاعلی(3)

رفت    رو      رونده   روا     روان

خورد   خور    خورنده -        -

گرفته است      گیر     گیرنده  گیرا    -

می دود دو       دونده    -        دوان

سوخت سوز    سوزنده -        سوزان

داشت   دار      دارنده   دارا     -

می دانند         دان      داننده   دانا      -

گریست گوی    گوینده  -        گویان

گذشت  گذر     گذرنده  گذرا    گذران

 

5 – برای کلمات زیر یک صفت و یک مضاف الیه مناسب بنویسید

شهر ...........شهر تهران، شهر دیدنی

دریا ......... دریای خروشان ، دریای مازندران

سینی ....... سینی نقره ای ، سینی میوه

انشاء ........انشای بلند، انشای بچه ها 

 

درس نوزدهم

خاطره نویسی ، یادداشت روزانه

 

  پرسش هایی از متن : 1 - عام ترین و صمیمانه ترین نوع نوشتن خاطره نویسی است

 

  2 – خاطره نویسی چه فایده ای برای حیات ادمی دارد؟

خاطره نویسی باعث می شود که از مراحل و ایام زندگی آثار جاندار و روشن بر جای بماند. خاطرات تلخ و شیرین، پیروزیها و شکست ها، عواطف و احساسات تجربیات تکرار ناشدنی، حوادث ایام و ......با نوشتن مثبت و ماندگار می شوند. چرا که همین نکات پیمانه حیات آدمی را پر می سازند. 

 

  3 – چه موضوعاتی را می توانیم برای خاطره نویسی انتخاب کنیم؟

همه چیزی می تواند برای خاطره مناسب باشد، تأثیر پذیرفتن از یک نوشتن، یک سخن، دیدن یک فیلم، منظره و .... 

 

  4 – در ثثبت وقایع «جدول ضربی» عمل نکنیم یعنی چه ؟

یعنی لازم نیست مواردی را که هر روز برای شما رخ می دهد، هفت بار تکرار کنید و بنویسید، مگر آنهایی که از اهمیت زیادی برخوردارند 

 

  5 – آیا همیشه یادداشت ها از نظم منطقی خاصی پیروی می کنند؟

خیر، یادداشت ها گاه کوتاه و گاه بلند است و از نظم خاصی پیروی نمی کنند و در واقع گاه و بی گاه هر چه به ذهن می آید می نویسیم. اما محتوای آنها باید اثربخش باشد و در خواننده هم حس پدید آورد. 

 

  6 – خاطره نویسی نوعی تمرین نگارش است.

 

  خودآزمایی درس نوزدهم :

1 – برای هر یک از نمودارهای زیر، دو گروه اسمی مثال بزنید

گروه اسمی

 وابسته هسته   وابسته

صفت بیانی     اسم     صفت مبهم

 مبهم   تصویر چند

 

گروه اسمی

وابسته  وابسته  هسته

صفت بیانی     نشانه ی نکره   اسم

  مهیّج یّ       ورزش

 

 

درس بیستم و بیست و یکم

درس بیستم

ضمیر

احمد[مرجع] از برادرش[ضمیر] (احمد) خواهش کرد او[ضمیر] را در کارها راهنمایی کند.

 

  انواع ضمیر:

1- ضمیر شخص : جدا و پیوسته

جدا : من، تو، او / ما ، شما ، ایشان ، آن ها

پیوسته : مَ، تَ، شَ / مان ، تان ، یشان

ضمیر شخص جانشین اسم می شود و شش شخص دارد

 

2 – ضمیر مشترک :‌خود ضمیر مشترک است و به جای هر شش شخص بکار می رود. به جای خود در نوشته های ادبی خویش و خویشتن هم کاربرد دارد.

 

3 – ضمیر اشاره :

اشاره به نزدیک : این ، اینان ، آن ها

اشاره به دور : آن ،آنان‌، آن ها

 

4 – ضمیر پرسش :

تمام واژه هایی که جانشین اسم می شوند و برای پرسش به کار می روند. که، چه، کدام، چند، کی 

 

  تفاوت صفت اشاره و ضمیر اشاره :

صفت اشاره و وابسته اسم است مثال : این کتاب، آن دفتر، اما ضمیر اشاره جانشین اسم می شود. مثال : آن ایده / این چیست؟ 

 

  تفاوت ضمیر پرسشی و صفت پرسشی :

صفت پرسشی وابسته اسم است و همراه آن می آید مثال کدام درس را می خوانید؟ اما ضمیر پرسش جانشین اسم است و به جای آن می آید مثال : کدام را می خواهید؟ 

 

  بیاموزیم : قول معروف

باید دانست: بعد از «بدقول معروف» باید به قولی معروف از مثل ها ، حکمت ها و سخنان برجسته بیاید نه یک مطلب معمولی.

برخی از کنایه ها می توانند قول معروف باشند : مو در آوردن زبان، زیر پا علف سبز شدن ، موی دماغ نشدن ، .... اما خسته شدم و مردم ......... قول معروف نیست. 

 

  خودآزمایی درس بیستم :

1 – در جمله های زیر به جای ضمیرهای شخص جدا، ضمیر پیوسته بیاورید و به جای ضمیرهای پیوسته ، ضمیرهای شخصی جدا بکار ببرید.

مثال : لباسم کجاست ؟ لباسِ من کجاست؟

کتاب های شما را به امانت برده ام -> کتاب هایتان را به امانت برده ام.

خیاط هنوز لباسش را حاضر نکرده است -> خیاط هنوز لباس او را حاضر نکرده است

به خوابی عمیق فرو رفته بود. چنان که هر چه او را صدا می زدند، جواب نمی داد -> چنان که هرچه صدایش می زدند، جواب نمی داد

اگر او را ببینی، می شناسی ؟ -> اگر بینش ، می شناسی ؟ (می شناسش) 

 

  2 – در جمله های زیر، صورت امکان ضمیرهای مشترک را به چند شخص و ضمیرهای مشخص را به ضمیر مشترک تبدیل کنید.

مثال : (این کار را خودش انجام داد -> این کار را او انجام داد)

پدر هر شب که به خانه برمی گردد ، از کارش صحبت می کند -> از کار خود صحبت می کند نباید به هر ناملایمی از دوستان خود رنجید -> از دوستانتان برنجید

خودش این مطلب را به شما نگفته است -> او این مطلب را به خودتان گفته است

کارتان را که تمام کردید، به دوستانتان هم سری بزنید -> کار خود را که تمام کردید، به دوستان خود هم سری بزنید 

 

  3 – صحیح جملات زیر را بنویسید:

آیا چگونه به مدرسه میروی؟

چگونه به مدرسه می روی ؟ آیا به مدرسه می روی؟

 

آیا کی برای اردو آماده می شویم ؟

آیا برای اردو آماده شویم ؟ کی برای اردو آماده شویم؟ 

 

 

درس بیست و یکم :

چه کلمه ای اهمیت املایی دارد؟

1) در فارسی کلمه ای اهمیت املایی دارد که اولاً عربی رایج در فارسی باشد، ثانیاً در خود یک یا چند حرف از حروف شش گروه اعلام شده (ء، ع / ت ، ط / ح، ه‍/ ز، ذ،ض،ظ / غ،ق ) را داشته باشد. به عبارت دیگر کلمه ای اهمیت املایی دارد که می تواند چند شکل مکتوب داشته باشد و باید شکل صحیح آن را هنگام نوشتن انتخاب کرد.

 

2) بین «صدا» و «حرف» کلمات غیرعربی <-کلمات فارسی، گسستن ، زمین لرزه، آسمان خراش و کلمات غیرعربی رایج فارسی «پروتئین» کمیسیون ، سوسیالیسم) غالباً تطابق یک به یک وجود دارد، بنابراین املای آنها مشکل چند شکل نویسی نخواهیم داشت . چون برای صدای واحد هر یک بیش از یک شکل مکتوب نداریم. 

 

  بیاموزیم : مصوت بلند «ای» و «ی » میانجی

همان طور که در یکی از بیاموزیم های قبلی خواندیدم املای آن دسته از کلمات مضاف که به مصوت «اَ» و «او» ختم می شوند، با حرف میانجی «ی» درست است . مانند خدای انسان، نمای ساختمان، کندوی عسل ....

حال در اینجا می گوئیم : املای آن دسته از کلمات مضاف که به مصوت بلند «ای» ختم می شوند، بدون میانجی درست است، مانند : قاضی ، شهر، شادی دل ها، بازی بچه ها ، ... حروف «ی» در اینگونه ترکیبات هم به تنهایی نشان دهنده مصوت «ای» و هم حرف میانجی «ی» است . پس بنویسیم «بازی بچه ها» و می خوانیم «بازی بچه ها» این شیوه ی املا در کلماتی مانند «بیا» «خیابان» ، «سیاست» ، و ... نیز رایج است. «بی یا » می خوانیم «بیا» می نویسیم . «خی یابان» می خوانیم «خیابان» می نویسیم

 

درس بیست و دوم و بیست و سوم

درس بیست و دوم : نامه نگاری 1

 

پرسشهایی از متن :

1 – نامه ها چند نوعند؟

دو نوعند:

الف : نامه های رسمی و اداری

ب : نامه های خصوصی و دوستانه

 

  2 – ویژگیها و مشخصات نامه های رسمی و اداری چیست؟

نامه ی رسمی و اداری موضوع، عنوان و شروع و پایان و متنی قابلی و کلیشه ای است و حتی نمونه های از پیش نوشته شده دارد. 

 

  3 – نامه های رسمی و اداری از چند قسمت تشکیل می شود؟ نام ببرید

هفت قسمت، قسمت های نامه های رسمی و اداری :

الف) سرآغاز

ب) تاریخ

ج) موضوع نامه و تقاضای مرخصی ، تقاضای انتقال و ....

د) عنوان (مدیریت محترم ....)

ه‍) کلمات اقدام <-باعرض سلام، احتراماً و ....

و) متن نامه . ن :‌امضا 

 

  بیاموزیم :‌له و علیه

باید دانست کلمه «علیه» به معنی «بر او، ضد او » از «علی : بر» و «ه : او» ساخته شده است. ترکیب «بر علیه » دوست نیست ، چون «بر» به «علیه» اضافه شد و «حشو» است <-بر علیه : برابر او !) و همچنین است «له» به معنی «برای او » : به نفع او که نیازی به حرف اضافه «بر» ندارد. 

 

  خودآزمایی درست بیست و دوم :

1 – ضمیرها و صفت های همگون را در صورت امکان با حذف و افزایش موصوف جانشین یکدیگر سازید :

تبدیل صفت به ضمیر -> این کتاب را امروز خریدید ؟ این را امروز خریدید؟

تبدیل صفت به ضمیر -> نثر کدام کتاب ساده تر بود؟ -> نثر کدام ساده تر بود؟

تبدیل ضمیر به صفت -> چه می خوانید -> چه کتابی می خوانید؟

تبدیل ضمیر به صفت -> ارزش کدام را بیشتر می دانید ؟ عارفانه یا عاشقانه را ؟ -> ارزش کدام غزل را بیشتر می دانید؟ عارفانه یا عاشقانه را ؟

تبدیل ضمیر به صفت -> آن که به تو سلام کرد، برادرم بود -> آن شخص که به تو سلام کرد برادرم بود 

 

 

درس بیست و سوم

گروه قیدی

قید : کلمه ای است که نقش های اسم را ندارد و می توان آن را از جمله حذف کرد. در جمله زیر قیدها کدامند ؟

دیروز، آن جا، باز علی را دیدم

حذف دیروز : آن جا ، باز علی را دیدم .

معنی جمله صحیح است.

حذف آن جا : باز علی را دیدم .

معنی جمله صحیح است و مفهوم را می رساند.

حذف باز : علی را دیدم . معنی جمله درست و مفهوم کامل است.

حذف علی را : دیدم ، جمله ناقص می شود که را دیدم ؟ چه را دیدم ؟ و ... نتیجه می گیریم، کلمه هایی مانند «دیروز» ، آن جا و باز را که می توانیم از جمله حذف کنیم، قید هستند. 

 

  اقسام قید از نظر ظاهری

الف) قیدهای نشانه دار :

در ساختمان این نوع قیدها علامتی است که بدان شناخته می شوند.

1) واژه های عربی تنوین دار، مثلاً ، جداً ، واقعاً و ...

2) قیدهایی که از یک پیشوند اسم ساخته می شوند :‌به دقت، به سختی ، به خوبی ، به کندی، با احتیاط .....

3) متمم های قیدی :‌از یک حرف اضافه + اسم یا ضمیر ساخته می شوند : مانند : با چه آمدید؟

 

ب ) قیدهای بی نشانه :

کلماتی هستند که بدون کمک نقش نما قید می شوند

1) در اصل اسم یا گروه اسمی اند

2) صف مشترک با قیدند :‌آهسته آمدم ، آهسته، قید، صدای آهسته او را می شنیدم ، آهسته ، صفت

3) واژه هایی که فقط قید هستند : هنوز ، هرگز ، البته و ... به این نوع قیدها مختص می گویند. 

 

  خود آزمایی درس بیست و سوم :

1 – در نوشته های زیر، قیدها را شناسایی کنید و نوع آنها را بنویسید

آن شب اصلاً از حرف های او سر در نیاوردم . آن شب . گروه قیدی بی نشانه <-مثلاً : قید ، نشانه دار از حرف های او، گروه قیدی نشانه دار (متمم قیدی)

قرار بود همان روز صبح ، مجید با اتوبوس به تهران برود. همان روز صبح، گروه قیدی بی نشانه، با اتوبوس : نشانه دار (متمم قید) به تهران : نشانه دار (متمم قیدی)

 

همه جا را به سرعت گشتیم . از هر کسی سراغ کتاب را گرفتیم. متأسفانه نتوانستیم ، پیدایش کنیم، هر جا که می رفتیم، کتاب فروش می گفت : تا همین یکی دو ساعت پیش داشتیم با ناراحتی به خانه برگشتیم.

به سرعت : قید نشانه دار / متأسفانه : بی نشانه / هر جا : بی نشانه / تا همین یکی دو ساعت پیش : گروه قیدی نشانه دار / با ناراحتی : قید نشانه دار / به خانه : قید نشانه دار (متمم قیدی) 

 

  2 – شکل مکتوب و ملفوظ کدام یک از کلمات زیر متفاوت است . چرا؟

نیایش -> نی یایش / سینی -> سینی (مکتوب و ملفوظ یکی است) . دیانت -> دی یانت پیاز -> پی یاز / دیار -> دی یار / در اینگونه کلمات «ی» یکبار نوشته می شود اما دوبار تلفظ می شود. 

 

درس بیست و چهارم

زبان شناسی چیست ؟

 

  سطوح زبان شناسی :

1) واچ شناسی : مطالعه صداهای زبان و قواعد ترکیب آنها به منظور ساخت های آوایی زبان

2) دستور زبان : صرف - نحو

3) معنا شناسی : بررسی معنا انواع تک واژه ها ، کلمه و ....

بررسی حوزه ی معنایی کلمه ها (تضمن، ترادف ، تضاد)

هنگام مطالعه ی زبان فارسی درسطح واچ شناسی در می یابیم که این زبان 29 واچ دارد و واچ های مزبور طبق قواعد این زبان با هم ترکیب می شوند و ساخت هایی آوایی می سازند.

واچ ها آواهای زبان هستند . واچ آوایی است که می تواند در یک سخت آوایی جانشین آوای دیگر شود و آن ساخت را به ساخت دیگری تبدیل کند. مثلاً آوای «ر» که می تواند در ساخت آوایی «زاد» جانشین آوای «د» شود و آن را به ساخت آوایی «زا» تبدیل کند. نظام آوای از همین واچ ساخته شده است. 

 

  دستور زبان :

بررسی نشانه های زبان و قواعد ترکیب آن ها به منظور ساختن کلمات و عبارات و جمله های زبان ، به دو بخش صرف و نحو تقسیم می شود. 

 

  بخش صرف :

واچ – تکواژ – کلمات مشتق – کلمات مرکب 

 

  بخش نحو:

گروه – گروه اسمی – گروف حرف اضافی – گروه فعلی – جمله 

 

  انواع جمله :

جمله ساده – جمله مرکب – جمله شرطی – جمله امری – جمله بیانی 

 

  معنا شناسی :

نشان میدهد برخی کلمه ها در یک حوزه معنایی قرار می گیرند. در معنا شناسی روابط معنای کلمه ها و جمله ها بررسی می شود. مثلاً رابطه ای معنایی میان «پدر» و «بابا» را ترادف می گویند. چون در واقع در معنی با یکدیگر مترادف اند. همچنین رابطه معنایی میان «روز و شب» تضاد است و رابطه معنایی میان «پدر» و «والدین» تضّمن است. زیرا پدر معنی والدین را نیز در بر دارد. و پدر جزیی از والدین است. 

 

  بیاموزیم – کاربرد درست «را»

باید دانست : نشانه ی مفعولی «را» باید بلافاصله در کنار مفعول جمله قرار گیرد و اگر با مفعول فاصله داشته باشد و بعد از فعل آن جمله بیاید. جمله نادرست است. کتاب (داستانی (مفعول)) (را(نشانه)) که هفته ی پیش منتشر شده بود، خریدم (ص) کتاب (داستانی(مفعولی)) که هفته ی پیش منتشر شده بود (را(نشانه)) خریدم (غ) 

 

  خود آزمایی درس بیست و چهارم :

1 – واچ شناسی چیست؟

واچ شناسی عبارت است از مطالعه صداهای زبان و قواعد ترکیب آنها به منظور ساخت های آوایی زبان 

 

  2 – وظیفه هر یک از دو بخش صرف و نحو را در دستور زبان بیان کنید

در بخش صرف به بررسی و طبقه بندی نشانه های ساده، مثل باغ یا «بان» )در باغبان) یا «بی» )در «بی خبر) و مانند این ها می پردازد. و از نشانه ها به نام تک واژه یاد می کنند. آنگاه به چگونگی ترکیب تک واژه ها تا حد کلمات مشتق و مرکب توجه می کنند.

در بخش تجربه شیوه های ترکیب انواع کلمات تا سطح گروه یا جمله می پردازند. آنگاه گروه ها را به انواع گروه اسمی (مثل در این کتاب جلد سبز) گروه فعلی مثل (= گفته شده بود) و غیره طبقه بندی می کنند. 

 

  3 – معنا شناسی چه کاربردی در زبان شناسی دارد؟

در معنا شناسی از یک طرف هر یک از تک واژه ها ، کلمه ها و جمله را توصیف می کنند و از طرف دیگر نشان می دهند که چگونه هر دسته از کلمه ها در یک حوزه معنایی قرار می گیرند. همچنین نشان می دهد که میان کلمات و جملات چه روابط معنایی برقرار می شود. 

 

  4 – رابطه بین کلمات «کتاب و مدرسه» «ورزش و فوتبال» «هست و نیست» و «خانه و منزل» را بیان کنید.

کلمات «کتاب مدرسه» و «ورزش و فوتبال» رابطه ی تضمن دارد.

کلمات «هست و نیست» رابطه ی تضاد و کلمات «خانه و منزل» رابطه ترادف دارند. 

 

  5 – نوع قیدها را مشخص کنید.

«گویند شخصی از بینوایی در فصل زمستان (قید مشترک) درّاعه ای کتان و جامه ای بلند کتانی، یکتا (قید مشترک) پوشیده بود. در این حین (قید مشترک) خرسی را سیل از کوهستان دور بوده بود سرش در آب پنهان . کودکان پشت خرس را دیدند به شخص گفتند : اینک (قید مختص) پوستینی در جوی افتاده است و تو را سرما ست، آن را بگیرد.

مرد از غایت احتیاج (قید مختص) و سرما درجهت که پوستین را بگیرد. خرس تیز چنگال دوری زد . مرد در آب گرفتار خرس شد. کودکان بانگ می داشتند که پوستین را بیاور و اگر نمی توانی آن را رها کن و بیا . مرد گفت : من پوستین را رها می کنم، پوستین مرا رها نمی کند. 

 

 

درس بیست و پنجم

نامه نگاری (2)

 

  پرسش هایی از متن :

1 – ویژگی های یک نامه ی دوستانه و خصوصی چیست؟

تقلیدی نیستند ، لحن کلام ها در آنها صمیمی و خودمانی است. و از هرگونه تکلف بدورند، قالبی نیستند. 

 

  2 – حسن نامه ی خصوصی آن است که همه عناصر آن از تصنع خالی می باشند.

 

  3 – بار معنایی در نامه ای که با عبارت های قالبی آغاز می شود و با آن پایان می یابد، ضعیف است.

 

  4 – نامه هایی که به عبارت های ابتکاری و توأم با تازگی آغاز شود و پایان یابد، ضمن داشتن بار معنایی تأثیری مطلوب بر خواننده خواهد گذاشت.

 

  5 – در نوشتن نامه خصوصی به چه نکاتی باید توجه کرد؟

الف) قول نامه باید با نوع مناسبات نویسنده و گیرنده متناسب باشد.

ب) انتخاب کاغذ مناسب ، خط خوانا ، سطور مرتب و منظم و پاکیزگی نامه، جلوه ای از حرکت گذاری به گیرنده است

ج) در نامه خصوصی رعایت اعتدال شرط است

د) نامه چون مکتوب است باید مواظب باشیم با عبارات تند و تلخ مخاطب خود را نرنجانیم 

 

  بیاموزیم – همزه «ی» میانجی

همزه «ء» یکی از سی و سه حرف الفبای فارسی است و هر چند به «ی» میانجی کوچک «ء» شباهت دارد اما مستقل است. «ء» همزه است / مأذنه «ء» = ی میانجی کوچک (ء) شکل بزرگ آن را بکار ببریم ، زیرا «ی» میانجی کوچک (ء) به حرف همزه شباهت دارد و این امر موجب آموزش غلط می شود. 

 

  خود آزمایی درست بیست و پنجم :

1 – تفاوت واچ با حرف را با یک مثال بنویسید.

واچ آواهای زبان است و نظام آوایی زبان از واچ ساخته شده است. در صورتیکه حروف الفبا نشانه های مکتوب (نوشتاری) اند و آوار نیستند مثلاً در برابر واچ / ز / چهار حرف :‌«ز» ، «من» و «ظ» و «ذ» داریم. 

 

درس بیست و هفتم و درس بیست و هشتم

درس بیست و هفتم

نقش نما

توجه دقیق به نشانه ها و نقش نماها، نقش های کلمه ی گروههای اسمی را برای ما مشخص می کند. به جمله زیر توجه کنید:

آی علی ! درست را ازمعلمت پرسیدی؟

وجود واژه «آی» نشانه منادا بودن «علی» است. و وجود «را» نشانه ی مفعول بودن «درس» و وجود «از» نشانه ی متمم بودن «معلّم» است.

این گونه واژه ها را نقش نما می گویند.

 

  انواع نقش نماها

1 – را : پس از مفعول می آید و نقش نمای مفعول است.

2 – نقش نمای اضافه : «-ِ» این نشانه بعد از اسم می آید و کلمه بعد از آن مضاف الیه یا صفت است.

3 – حرف اضافه ی : از ، به ، با ، در، بر، برای ، مانند ... » نشانه متمم است. 4 – حرف ربط (پیوند) : پیوندهای وابسته ساز ، که ،تا ، چون ، زیرا، اگر ، با این که ...

پیوندهای هم پایه ساز : «و ، اما، ولی ، یا ....»

5 – نشانه ی ندا : «آی ، ای، یا » ای خدا‌، ای رضا و مصوت را «اَ» در پایان برخی اسم ها مانند خدایا، سعدیا

دو جمله را که با پیوند هم پایه ساز به هم بپیوندند ، جمله های هم پایه می گویند. هوا سرد بود و برف نرمک نرمک می بارید. 

 

  بیاموزیم : حذف فعل تکراری :

آوردن در فعل مشابه در یک جمله ی مرکب «حشو» و زاید است و بکار بردن آن توصیه نمی شود ، بهتر است از تکرار فعل های مشابه بپرهیزیم . در کتابخانه هم دانش آموزان سال اول مطالعه می کردند و هم دانش آموزان سال دوم (مطالعه می کردند) که فعل لازم نیست . جمله را به ترتیب زیر هم می توان نوشت : (با یک فعل) در کتابخانه هم دانش آموزان سال اول و همه دانش آموزان سال دوم مطالعه می کردند.

اکنون به دو مثال زیر توجه کنید (مطابقت نهاد و شناسه)

الف – هم آنان درباره مطبوعات مقاله نوشتند هم ما نوشتیم

ب – همه آنان درباره مطبوعات مقاله نوشتند همه ما

جمله ی «الف» درست تر است. زیرا کلمات «آنان» و «ما» که نهاد هستند هر یک با فعل مناسب خود یعنی «نوشتند» و «نوشتیم» آمده اند، و در واقع نهاد شناسه باید مطابقت کنند. در جمله دوم نهاد دوم (ما) با فعل (نوشتند) مطابقت ندارد. 

 

  خود آزمایی درست بیست و هفتم :

 

  1 – حروف ربط (پیوندها ) وابسته ساز و هم پایه ساز را در نوشته های زیر مشخص کنید.

{ و = وابسته ساز / ه چ هم پایه ساز}

سعدی ، اگر به درگاه بزرگان می رفت ، غالباً برای آن می رفت که مگر ستمکاری را از تعدی به مظلومی باز دارد یا چاره ای برای بی چاره ای بجوید.

سعدی نویسنده است و شاعر اما در نویسندگی، شهرتش بیشتر به سبب گلستان است. در صورتی که به جز آن کتاب های دیگری نیز دارد. با آن که بیشتر عمر ملک الشعرای بهار در مطالعات ادبی گذشت، از توجه به آزادی و آزادی خواهی لحظه ای غافل نبود. 

 

  2 – جاهای خالی زیر با نقش نمای مناسب پر کنید:

اولین روزی که (به) دیدن دوستم رفتم. او را (در) مزرعه سرگرم کار دیدم.

فردوسی سی سال از عمر گران بهای خود (را) صرف سرودن شاهنامه کرد

علاقه دهخدا امثال و حکم فارسی (را) در چهار جلد نوشت

نهاد کلمه (یا) گروهی از کلمات است (که) درباره آن خبر می دهیم 

 

  3- واژه های «برادر» ، «ایران»، «فردوسی» «ادبیات» را با نقش نماهای (را ، کسره ، حرف اضافه و حرف ندا) در جمله های جداگانه بکار ببرید و مفعول ، مضاف الیه ، متمم و منادا بسازید.

«برادر» در کتاب درسی به عنوان مثال آمده است.

ایران -> ای ایران . همیشه آباد باشی . ایران = منادا

ما مردم به ایران آباد افتخار می کنیم. ایران = متمم

ما دوستداران ایران هستیم . ایران = مضاف الیه

ایران را آباد کنیم. ایران = مفعول 

 

 

درس بیست و هشتم

خلاصه نویسی

 

  1 – پرسش های از متن :

1. یکی از راههای تمرین نگارش ........ است.

خلاصه نویسی 

 

  2. روش های خلاصه نویسی را بنویسید.

الف) با همان سبک و سیاق نویسنده به این روش که زیر قسمتهای اصلی خط می کشیم و متن را با حذف برخی نکات کوتاه می کنیم.

ب) بدون رعایت سبک و سیاق نویسنده بدینگونه که پس از خواندن هر بخش از متن یا کل آن، خلاصه و حاصل دوستان را به قلم خود می نویسیم. 

 

  بیاموزیم – نشانه های خطی

نشانه های خط فارسی را در نمونه های زیر بیایید.

او معنی کلمه در «حَکَم» را نمی دانست . به آن جا فُنَیْطََره می گویند. او مال اندیش است. برای ادای دین باید جدی باشیم.

عرفاً چنین عمل می کنند. بعبارة اُخری . بنّا را دیدم.

استفاده از این نشانه ها محدود است. زیرا در خط فارسی کلمات حرکت گذاری نمی شوند. در املای کلمات از میان نشانه های نه گانه بالا، مد، تشدید و تنوین نصبّ بیشتر کاربرد دارند.

تنوین رفع و جر تنها در ترکیب های عربی رایج در فارسی بکار می رود. از بقیه نشانه ها در مواردی استفاده می کنیم که رعایت نکردن آنها موجب ابهام و بد فهمی شود. 

 

  خود آزمایی درست بیست و هشتم :

1 – با حذف مترادف ها، جملات معترضه و بکارگیری کلمه به جای عبارت، جمله های زیر را کوتاهتر کنید بطوری که مفهوم اصلی حفظ شود.

هر که در کارهای بزرگ و با خردمندان و عقلا مشورت و هم اندیشی کند در واقع شریک عقل و اندیشه ی آنها می شود.

هر که در کارهای بزرگ با خرمندان مشورت می کند در واقع شریک عقل آنها می شود. 

 

  2 – دانشمند واقعی کسی است که در تحصیل علم و ادب معلومات با رویش درست قدم بردارد و آن را بکار ببرد. نه آن که زیاد کتاب خوانده و یا بیشتر معلومات داشته باشد.

خرد چون جراغی است که انسان را به راه راست رهنمون می شود کسانی که از آن بهره نمی گیرند از این که در راه زندگی چراغی در دست داشته باشند، خودداری می کنند.  

[ جمعه ۱۱ مهر ۱۳٩۳ ] [ ۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

آموزش کامل زبان فارسی2

بخش زبان شنــــــاسی

1.  چگونه می توانیم ثابت کنیم که کر و لال ها از توانش زبانی برخوردارند؟ودن و ایرانی بودن } است.

افراد کرو لال از طریق نمود حرکتی ارتباط برقرار می کنند ویا رفتارهای غیر زبانی از خود نشان می دهند .

2 .  چرا به کار بردن کلماتی چون«انسانیت ،خوبیت و ایرانیت » درست نیست وشکل درست آنها را بنویسید؟

زیرا این کلمات فارسی هستند و به کار بردن کلمات فارسی به همراه "یت" مصدر ساز عربی درست نیست و شکل درست آنها {انسان بودن-خوب بودن )

3 . فواید تمایز میان زبان و گفتار را بنویسید؟

الف)این فواید به ما کمک می کند تا بدانیم خطا و اشتباه در گفتار رخ می دهد و رفع اصلاح آن به وسیله زبان است.

ب)هردو توانایی ذهنی هستند و به دو بخش نمود آوایی و نمود حرکتی تقسیم می شوند.

4 .  تفاوت زبان و گفتار را در یک بند بنویسید؟

قواعد زبان ثابت است و تغییر نمی کند ولی گفتار متغیر است- در زبان اشتباه و خطا وجود ندارد ولی در گفتار خطا راه دارد.

5 . تفاوت های میان گفتار و نوشتار را بنویسید؟

زبان و گفتار ریشه در ذات و طبیعت انسان دارد .اما خط و نوشتار ذاتی و طبیعی انسان نیست و ریشه در اجتماع و فرهنگ دارد .گفتار آنی است ونا پایدار وزمانی اما نوشتار پایدار است و مکانی و دیداری .برای گفتن زحمتی نمی کشیم ، اما برای نوشتن چرا ؟

6 . زبان یکی از تواناییهای............ انسان است ،  حال آنکــه گفتار فقط .............این توانایی است؟

جواب به ترتیب{ ذهنی- نمود آوایی } است

7 . چرا بین شکل گفتاری و نوشتاری این کلمات تفاوت وجود دارد؟

 

" خواهر – خوردن – خواستار – خوابیدن" زیرا در گذشته شکل گفتاری ونوشتاری این واژه ها مثل هم بوده است اما به مرور زمان شکل گفتاری آنها از شکل نوشتاری فاصله گرفت و امروز به همان شکل گفتاری گدشته نوشته می شود بودن این که تغییری در آن باشد .

8 . تفاوت میان گفتار و نوشتار را بنویسید؟

 

 زبان و گفتار را در خانه پیش خود یاد می گیریم اما خط و نوشتار را در مدرسه و نزد معلم می آموزیم . زبان و گفتار ریشه در ذات و طبیعت انسان دارد .اما خط و نوشتار ذاتی و طبیعی انسان نیست و ریشه در اجتماع و فرهنگ دارد. انسان همواره از نعمت زبان و گفتار برخوردار بوده است اما خط و نوشتار پدیده ای تازه است.

9 . چرا به آموختن خط و نوشتار نیازمندیم ؟

 

زیرا زبان پس از آنکه از طریق گفتار به نوشتار در آید کم کم آن شکل نوشتار از صورت گفتاری خود فاصله می گیرد و به مرور زمان در طول قرون ،شکلی متفاوت ومخصوص به خود پیدا می کند.

10 . آیا در مواقعی که سخن نمی گوییم از توانایی زبان برخوداریم ؟

بله .چون زبان یکی از توانایی ذهن انسان است و حتی در مواقعی که سخن نمی گوییم یا به سخنان دیگری گوش می دهیم باز هم از توانایی زبان بهره می گیریم.

11 .  برپایه تمایز میان زبان وگفتار کدام یک از گزینه های زیر درست و کدام نادرست است؟

الف)زبان یکی از تواناییهای ذهن است. درست ¢ نادرست £

ب) کر و لال ها تنها از نمود آوایی زبان بی بهره اند. درست ¢ نادرست £

ج) گوناگونی سبکی و لهجه ای و... به یگانگی زبان آسیب نمی رساند. درست £ نادرست ¢

12 . خاستگاه ،خط و نوشتار چیست؟   اجتماع و فرهنگ

13 .  خاستگاه ،زبان و گفتار چیست؟   ذات و طبیعت انسان

14 . چرا بین شکل گفتاری و نوشتاری این کلمات تفاوت وجود دارد؟

« خوردن -خوابیدن » زیرا در گذشته شکل گفتاری ونوشتاری این واژه ها مثل هم بوده است اما به مرور زمان شکل گفتاری آنها از شکل نوشتاری فاصله گرفت و امروز به همان شکل گفتاری گدشته نوشته می شود بودن این که تغییری در آن باشد . همچنین سهولت تلفظ باعث تغییر در نمود آوایی شده ولی نوشتار به حال خود باقی مانده است.

15 . خطاها و اشتباهاتی که در گفتار پدید می آید ناشی از چیست؟

ناشی از عواملی نظیر خستگی،بی حوصلگی،حواس پرتی و اضطراب است.

16 . دو نوع «وند» صرفی مثال بزنید؟    ( ها – تر ) مانند=درخت ها و گرم تر

17 . خط و نوشته را چگونه می آموزیم؟    در مدرسه نزد معلم

18 .  در دو کلمه {خنده و بینش }دو تکواژ اشتقاقی مشخص کنید؟ ? / ش

19 . تعداد هجا و واج را در کلمه «بخشاینده و گــــاه » مشخص کنید؟

بخشاینده =4هجادارد   .بخ/شا/ین/دِ + 10 واج دارد=ب/ َ /خ/ش/ا/ی/ َ/ن/د/ ِ/

گـــــــاه=1 هجا دارد.گاه +3واج دارد=گ/ا/ه

20 . نقش اصلی ساخت واژه های اشتقاقی چیست؟

  واژه سازی برای هرچه غنی تر کردن واژگان زبان و رفع کمبودهای واژگانی آن است.

21 .  زبان شناسان واج و حرف را در درون چه نشانه هایی قرار می دهند؟

 واج را درون علامت خط مورب// وحرف را درون علامت گیومه « »

22 . واژه «گریه» چند هجا و چند واج دارد؟    2هجا و 5 واج دارد.

23 . هجا چگونه پدید می آید؟ از ترکیب واج های زبان و هجا بوجود می آید.

24 . تکواژهای صرفی و اشتقاقی را در جمله ی زیر مشخص کنید؟

ورزش برای مردم مفیدمی باشد    صرفی :می     اشتقاقی :  َش

25 . زبان فارسی چند واج دارد و به چند صامت و مصوت تقسیم می شود؟

زبان فارسی 29واج داردوبه 6مصوت و23 صامت تقسیم می شود.

26 . به چه کلماتی ،کلمات تک هجایی می گویند؟

 

هر هجایی که به تنهایی می تواند ساخت آوایی یک کلمه را تشکیل دهد ،مانند« بار » .این قبیل کلمات را تک هجایی می گویند .

27 . ساخت واژه در کدام بخش از دستور زبان مورد مطالعه قرار می گیرد؟

 

 در بخش صرف

28 . واژه « خنده»چند واج دارد؟ 5 واج دارد=خ/ َ/ن/د/ ِ/

29 . نوع اشتقاقی یا تصریفی ساخت واژه های زیر را بنویسید؟

الف) معروف ترین = تصریفی

ب ) بیمارستان = اشتقاقی

ج) آهنگر= اشتقاقی

د) کتاب های خوب= تصریفی

30 . تعداد هجا و واج های کلمات زیر را بنویسید؟

آفرینش= 4 هجا دارد + واج

کاشانه =3 هجا دارد + 5 واج

31 . واج چیست؟ آوایی است که می تواند یک ساخت آوایی،جانشین آوای دیگری شود و آن را به ساخت دیگری تبدیل کند.

32 . نقش اصلی ساخت واژه تصریفی چیست؟ آماده کردن کلمه برای قرار گرفتن در ساخت نحوی.

33 . حرف« واو» نماینده چند واج است؟

 

 نماینده 3 واج است .   مانند : وال (صامت)   - نور (مصوت بلند)  -تو (مصوت کوتاه)

34 . واژه زیر را واج نویسی کنید؟ نغـــــز =ن / َ /غ / ز/

35 . نوع اشتقاقی یا تصریفی ساخت جمله های زیر را بنویسید؟

الف) درختان در تابستان میوه می دهند.   {ان – می  - َد } تصریفی هستند.

ب) دانش پیرایه خرد است.    {ه - ش}اشتقاقی است.

 

 

ب ) بخش املا و بیاموزیـــــم

1. ویرایـــــش کنید؟

 

 رستم در شاهنامه پهلوان قوی ای توصیف شده است= رستم در شاهنامه پهلوانی قوی توصیف شده است .

بچه ها بازی ای جالب ارائه داده اند =   بچه ها بازی جالبی ارائه داده اند .

2 . جمله های زیر را اصلاح کنید؟

به چه علت غایب شده است =   چرا غایب شده ای ؟

از سوی دوستم نامه ای آمد =   از دوستم نامه ای آمد

نیروی انتظامی سارقان را دستگیر و به زندان فرستاد=

 

نیروی انتظامی سارقان را دستگیرکرد و به زندان فرستاد .

3 .  جملات زیر را ویرایش کنید؟

رهبریت نطام اسلامی از اهم امور است = رهبری نطام اسلامی از اهم امور است.

به وسیله تاکسی آمدم =   با تاکسی آمدم.

شورای نگهبان بازرسین نظارت را انتخاب کرد =

 

 شورای نگهبان بازرسان نظارت را انتخاب کرد .

دوئیت ها موجب شکست می شود = دوگانگی ها موجب شکست می شود.

سیر گردش روزگار بر وفق مرادتان باد = گردش روزگار بر وفق مرادتان باد.

او به منظور دیدار با مردم به مسافرت رفت = او برای دیدار با مردم به مسافرت رفت.

4 . جمله های زیر را ویرایش کنید؟

تا کنون ابتکارات علمی فراوانی از سوی متفکران ایران صورت گرفته است.=

جواب: متفکران ایرانی تا کنون ابتکارات علمی صورت داده اند.

حسین دوست پنج ساله من است.=

 

 الف)دوست من حسین پنج سال دارد.

ب)حسین پنج سال است که با من دوست است.

5 .  جمله های زیر را ویرایش کنید؟

من به آن معلم سلام کردم. = من آن معلم را دیدم وبه او سلام کردم

تمام حسن و خوبی تو در اخلاقت است. = تمام خوبی تو در اخلاقت است.

6 . تفاوت میان ”مصاحبه و مصاحبت“ چیست؟ مصاحبه یعنی گفت و گو – مصاحبت یعنی همنشینی

 

7 . جمله ی زیر را به صورت کوتاه و بی فعل بنویسید؟

از حسیس انتظار بخشش نداشته باش.= خسیس و بخشش؟!

8 . دام گزینه ها غلط است؟ سیاست گزار،شکر گزار، قیمت گزار، بنیان گذار .

غلط ، غلط ، غلط ، صحیح

9 . جمله های زیر را ویرایش کنید؟

من از شنیدن سخنان استاد مشتاق و بهره مند شدم=

 

من برای شنیدن سخنان استادمشتاق واز آن بهره مندشدم.

آن دانش آموز از تنبلی بر خوردار است = آن دانش آموز از تنبلی رنج می برد .

10 . فرق میان ” اقامه و اقامت “ چیست؟ اقامه یعنی برپا داشتن و اقامت یعنی سکونت داشتن

11 . کدام ترکیب نادرست است؟ چرا؟

 

 سپاسگزار، نماز گزار ،بنیانگزار. ترکیب بنیان گزار نادرست است زبرا گذاشتن به معنی قرار دادن،وضع کردن و تاسیس کردن است .وبیان گذار یعنی مؤسس می باشد.

12 .  جمله ی زیر را ویرایش کنید؟

دو فعل مجهول و دو فعل معلوم مثال بزنید.= الف) دو فعل مجهول و دو فعل معلوم مثال بزنید

= ب) یک فعل مجهول و یک فعل معلوم مثال بزنید

= ج) دو فعل مجهول و یک فعل معلوم مثال بزنید

13 .  جمله ی زیر را به صورت کوتاه و بی فعل بنویسید؟

امام حسین (ع)هرگز تن به ذلت نداد.= امام حسین(ع) و ذلت!

14 . فرق میان ” اراده و ارادت “ چیست؟

 

اراده یعنی عزم و تصمیم و ارادت یعنی اظهاردوستی و محبت .

15 . جمله های زیر را ویرایش کنید؟

این بیماری هیچ گونه فرقی از سرخک ندارد.= این بیماری هیچ گونه فرقی با سرخک ندارد.

برادرت آمد و من آن را در کتابخانه دیدم. = برادرت آمد و اوآن را در کتابخانه دیدم.

این اطاق از چشم انداز مناسبی بر خوردار است. = این اطاق چشم انداز مناسبی دارد.

16 . کژتابی جمله زیر را توضیح دهید و صحیح آن را بنویسید؟

به دوست همسایه ام سلام کردم. مشخص نیست که : آیا به دوست خود سلام کرده است یا به دوست همسایه اش. یا به همسایه ام که با من دوست است ،سلام کردم.

 

ج) بخش دستــــــور

1 . جمله زیر را به دو قسمت نهاد و گزاره تقسیم کنید و زیر نمودار بنویسید؟

 

 پیرمرد چشم ما بود.

نهاد                  گزاره

پیرمرد           چشم ما بود

2 . جمله زیر را مجهول کنید؟

 

 استاد سخنان را گفته بود. = سخنان گفته شده بود.

3 .  وجه فعل جمله زیر چیست؟    کتاب را بردار = وجه امری

4 . به گزاره جمله زیر متمم قیدی اضافه کنید؟ باد می وزد = باد به آرامی می وزد.

5 . چرادر جمله های زیر نهاد جدا(اختیاری) با نهاد پیوسته (اجباری)مطابقت ندارد؟

الف) همین نهال ها ی کوچک روزی میوه خواهد داد. = چون نهاد غیر جاندار است.

ب) رسول اکرم(ص) نیز اندوهگین شدند.= برای ادای احترام فعل جمع آمده است.

6 . وجه فعل جمله های زیر چیست؟

شاید مردم بی گناه بخشیده شوند.=  وجه التزامی

 

قدر پدر و مادر خود را بدان.= وجه امری

7 .  از فعل ” خواهم نوشت“ با حفظ شخص زمان های زیر را بسازید؟

الف)ماضی نقلی= نوشته ام

 

 ب) مضارع مستمر = دارم می نویسم

 

ج) مضارع اخباری = می نویسم

د)ماضی مستمر= داشتم می نوشتم

 

ح)ماضی ساده = نوشتم

 

 و) ماضی استمراری = می نوشتم

8 . جمله زیر را مجهول کنید؟ برادرم نامه خواهد نوشت. = نامه نوشته خواهد شد.

9 .  آیا در جمله زیر نهاد جدا(اختیاری) با نهاد پیوسته (اجباری)مطابقت دارد؟

آقای مدیر علت دلتنگی مرا پرسیدند.     = خیر مطابقت ندارد .

 

برای ادای احترام فعل جمع آمده است.

10 . از فعل ” گفته است “ با حفظ شخص زمان های زیر را بسازید؟

        1. ماضی بعید = گفته بودم 2. مضارع مستمر = دارد می گوید

        3. ماضی ساده= گفت 4. آینده = خواهد گفت

11 . باهر یک از فعل های زیر جمله بسازید و نوع آن را ار لحاظ ساخت مشخص کنید؟

برآمد = خورشید از مشرق برآمد.   فعل پیشوندی

آتش گرفت = خرمن آتش گرفت .   فعل ساده

قسم خورد = او به خدا قسم خورد .   فعل مرکب

12 . در جمله های زیر متمم های قیدی ومتمم های فعلی را مشخص کنید ؟

در زندگی باید از خشونت پرهیز کرد و با رافت و مهربانی با زیر دستان رفتار کرد.

 متمم قیدی   متمم فعلی             متمم قیدی           متمم قیدی

13 . وجه فعل جمله های زیر چیست؟

کودک با شادمانی بازی می کرد .= وجه اخباری --- ای کاش باران ببارد.= وجه التزامی

14 . در جمله زیر هسته و وابسته ها را مشخص کنید؟

 

 به    هر      چهار    دانشجو              چند    کتاب           اهداء شد .

       وابسته  وابسته  هسته            وابسته  هسته

15 . از فعل «رسیده بودم» فعل گذرا بسازید؟ = رسانده بودم

16 .  نوع هر یک از اسمهای زیر را از لحاظ ساخت بنویسید؟

( روزه = مشتق ) - ( سی و سه پل = مشتق مرکب ) - ( دو چرخه= مرکب ) - ( قبیله = ساده)

17 .  اضافه های تعلقی و غیر تعلقی را مشخص کنید؟

(چنگال مرگ= غیر تعلقی)- (کاسب بازار= تعلقی)

 

 (دست ارادت= غیر تعلقی) - (روز دوشنبه= غیر تعلقی)

18 . در جمله مرکب زیر هسته و وابسته را مشخص کنید؟

او از کار ی که کرده است،پشیمان خواهد شد.     چون هوا سرد بود،ماشین روشن نشد.

{وابسته                                هسته   }                  {  وابسته             هسته    }

19 . نام آوا و شبه جمله های زیر را مشخص کنید؟

از شنیدن جیک جیک پرندگان مسرور شدم. سلام بر دوستان عزیز.

                نام آوا                                      شبه جمله

20 . این جمله را مجهول کنید؟ ایشان قرآن خواهند خواهند.= قرآن خوانده خواهد شد.

21 . وابسته های پسین و پیشین هر گروه اسمی را مشخص کنید؟

الف) کتاب داستان مهیجی خواندم.      ب) همه چیز را همگان دانند.

 

                 پسین    پسین                     پیشین

22 . از میان کلمه هایی که در نوشته زیر، مشخص شده اند یک اسم نکره،معرفه،اسم جنس و یک اسم خاص بیابید؟

این دفتر مال من است. کتاب بهترین دوست انسان است. دیوانه ای به نیشابور می رفت.

به ترتیب :اسم معرفه   .     اسم جنس   .      اسم نکره    .   اسم خاص

23 . در جمله های زیر نوع گروه قیدی را مشخص کنید؟

هر سال غالباً پدرم به مسافرت می رود. خسرو حریف را با چالاکی فرو کوفت.

 به ترتیب : قید بی نشان -  قید نشانه دار(اً)   - قید نشانه دار(متمم قیدی)  -

 

قید نشانه دار (پیشوند +گروه اسمی)

24 . اضافه های تعلقی و غیر تعلقی را مشخص کنید؟

 

(پارچ آب= تعلقی)-(چشم طمع= غیر تعلقی)

(جوینده نان= تعلقی)- ( داس مرگ= غیر تعلقی) – (کشور ایران = غیر تعلقی)

25 . اسمهای زیر را از لحاظ ساخت مشخص کنید؟

(پفک=مشتق)- (گل گیر=مرکب) - (شمشاد=ساده) - (تکاپو=مشتق /مرکب)

26 . در جمله های زیر قیدهای بی نشانه و نشانه دار را مشخص کنید؟

 

اخیراً نگرانی در باره درست گفتن و درست نوشتن زبان فارسی افزایش یافته است.

 

= قید نشانه دار

روزی این ماجرا را برایت تعریف می کنم.

 

= قید بی نشانه

27 . نام آوا و شبه جمله های زیر را مشخص کنید؟

آفرین بر تو و برنامه های تو. خش خش برگ درختان در زیر پا به گوش می رسد.

شبه جمله                            نام آوا

28 . در جمله زیر هسته و وابسته ها را مشخص کنید؟

 

بکوشید   تا جامه ذلت نپوشید . هنگامی که کلید را زدم   ،اتاق روشن شد.

(هسته    +     وابسته       )          (   وابسته             +               هسته )

29 . ضمیرها و مرجع آنها را در جمله های زیر بیابید؟

کتابی از کتابخانه خریدم و آن را مطالعه کردم.

مرجع ضمیر                    ضمیر

دو هیکل غول آسایی که ریش هایشان مجعد است با نهایت دقت به دیده بانی مشغول اند .

مرجع ضمیر                        ضمیر

30 . از مصدر «اندیشیدن» موارد زیر را بسازید؟

الف) ماضی استمراری دوم شخص جمع .= می اندیشید.

ب) مضارع مستمر منفی دوم شخص جمع.= نمی اندیشید.

31 . وابسته های پسین و پیشین هر گروه اسمی را مشخص کنید؟

سایه درخت تنومند بر سر ماست.    امروز چند خودکار خریدم.

        پسین  پسین        پسین             پیشین

32 . نام آوا و شبه جمله های زیر را مشخص کنید؟

آه! چه روز سختی؟ هوهوی باد همه جا پیچیده بود.

شبه جمله            نام آوا

33 . جمله زیر را منفی کنید؟

محمد حسین نامه نوشت. = محمد حسین نامه ننوشت.

34 . نهاد جمله های زیر را مفعول قرار دهید؟

کودک از خواب بیدار شد. =پرستار  کودک را از خواب بیدار کرد  .

غذا زود حاضر شد. = آشپز  غذا را زود حاضر کرد.

35 . نقش کلمه مشخص شده را بنویسید؟

 

هوا دل پذیرو مطبوع است.= مسند

36 .  نوع صفت« چهارده ساله» چیست؟     = مشتق مرکب

37 . ویژگی زبان محاوره ای را بنویسید؟

در آن ارکان دستوری جابجا می شود،   کلمات شکسته می شود،

 

  از لغات،اصطلاحات،امثال و کنایات عامیانه استفاده می شود،

 

ساده و بی تکلف و قابل فهم است.

38 . ویرایش زبانی چیست؟

در ویرایش زبانی (ساختاری) به جنبه های دستوری و نگارشی یک متن و مطابقت آنها با زبان فارسی معیار می پردازیم.

د ) بخش نگارش

1 . نویسندگان آثار زیر برای انتخاب عنوان نوشته خود از چه راهی بهره برده اند؟

)تماشا گه راز = بخشی از یک مصراع)

 

 ( از ماست که بر ماست= ضرب المثل) (چه باید کرد= سوال)

2 .  روش کلی و عمومی تحقیق را نام ببرید؟

 

 تجربه و آزمایش –مشاهده – پرس و جو – روش مطالعه

3 . فضا سازی در نوشته یعنی چه؟

این که به فراخور محتوای نوشته زمینه ی مناسب روانی را در خواننده یا شنونده ایجاد کنیم.

4 .  ویرایش زبانی(ساختاری) چگونه است؟

شناسایی  کاربردهای خلاف قواعد دستور   و زبان یا   تعبیرهای نا مناسب و ناروا در نوشته و اصلاح آنهـــــا.

5 . سه مورد از ویژگی واهمیت طرح نوشته را بنویسید؟

طرح نوشته به نوشته ی ما انسجام می بخشد،   در سرعت و دقت نگارش موثر است و چهارچوب کل موضوع مورد نظر مارا تعیین می کند.

6 .  فرق عمده نویسنده با معمار در چیست؟

در نوع مصالح و ابزاری هایی است که این دو بکار می برند، مصالح معمار از مواد طبیعی است و مصالح نویسنده ،ساخته و فرآورده انسان است.

7  . از نتایج سودمند فضاسازی سه مورد بنویسید؟

 

باعث جذابیت نوشته می شود،زمینه روحی و روانی مناسب را برای خواننده فراهم می آورد و به نوعی خواننده را غافل گیر می کند و به دلیل تازگی در او اثر می گذارد.

8 . دو فهرست معتبر فارسی را نام ببرید؟

فهرست مقالات فارسی تالیف ایرج افشار –

 

 فهرست کتابهای چاپی فارسی تالیف خان بابا مشار

 9 .  کتابخانه یکی از ابزار مهم.....................است؟ جواب= مرجع شناسی و تحقیق

10 . پس از آنکه مطلب را نوشتیم چگونه آن را ویرایش می کنیم؟

باید یکبار بخوانیم    در این باز خوانی مواردی چون حشوها،تکرارها،ناپیوستگی ها ، ناهمگونی مطالب و زیاده نویسی و ... را حذف می کنیم.

 

11 . فضاسازی در نوشته همان......................است؟ جواب = حْسنِ مطلع

12 . کدام گزینه از روش های کلی و عمومی تحقیق نیست؟

الف) تجربه و آزمایش                  *ب)یاد داشت برداری

 

ج)روش مشاهده                          د)روش مطالعه

13 . زبان،طرز بیان و قالب نوشته زیر را بنویسید؟

" اتاق آبی خالی افتاده بود. هیچ کس در فکرش نبود.نیرویی تاریک مرا به اتاق آبی می برد گاه میان بازی،اتاق آبی صدایم می زد از هم بازی ها جدا می شدم می رفتم میان اتاق آبی بمانم .چیزی در من شنیده می شدمثل صدای آب که خواب شما بشنود."

زبان = ادبی        طرز بیان= جد         قالب = زندگی نامه

14 . علامت اختصاری دو خط موازی  || در لغت نامه دهخدا و دو قلاب ] [ در فرهنگ معیـــــن  نشانه ی چیست؟

دو خط موازی|| نشانه معانی یا کاربرد های گوناگون کلمه و دو قلاب ] [ نشانه تلفظ درست کلمه است.

15 .  نویسندگان آثار زیر برای انتخاب عنوان نوشته خود از چه راهی بهره برده اند؟

(خفتگان بیدار = از متناقض نما) – ( چون سبوی تشنه= بخش از یک شعر)

16 . مراحل تهیه ی یک گزارش را بنویسید؟

 

 انتخاب موضوع- مطالعه دقیق در باره موضوع- تهییه طرح و چهارچوب کلی – جمع آوری اطلاعات – باز خوانی و اصلاح – پاک نویس – ذکر منابع و مآخذ

17 .  حجم مقاله به چه عواملی بستگی دارد؟

 

 به موضوع   و سطح مخاطبان

18 .  نقل مطالب از کتاب های مرجع به چند شیوه انجام می پذیرد؟

به سه روش :     نقل مستقیم ، نقل با تلخیص  و   نقل به مضمون

19 . قسمتهای تشکیل دهنده ی یک مقاله را نام ببرید؟

عنوان،   فهرست مطالب،  مقدمه،  متن مقاله ،   نتیجه و فهرست ها

20 . شرط اساسی برای نوشتن مقاله احاطه بر................است؟  جواب = موضوع

21 . مراحل تهییه ی یک گزارش را بنویسید؟

 

مشاهده – پرس و جو-  مطالعه و مراجعه به منابع و مآخذ

22 .  دو واژه نامه تخصصی را نام ببرید؟

 

( فرهنگ تاریخی زبان فارسی )- (فرهنگ اصطلاحات علمی(

23 . فرهنگ معین در چند جلد و چند بخش تنظیم شده است؟ در 6 جلد و 3 بخش .

بخش اول واژگان،بخش دوم ترکیبات خارجی و بخش سوم در مورد اعلام تنظیم شده است.

24 . مقاله ها از نظر هدف و محتوا بر چند دسته تقسیم می شوند؟

مقالات تحلیلی ، مقالات پژوهشی و مقالات علمی

25 . در نگارش متن گزارش چه نکاتی باید رعایت شود؟ آمار وارقام و اعداد و محاسبات را در کمال دقت ذکر کنیم،از ذکر جزئیات غیر لازم به پرهیزیم و در کمال امانت و صداقت ویا بی طرفی به نقد و داوری بپردازیم .

26 . چرا در میان منابع پژوهشی، کتاب های مرجع جایگاه ویژه ای دارد؟

 

زیرا در کوتاه ترین زمان، اطلاعات لازم و دقیق و جامع و اساسی را در باره ی یک موضوع ،مفهوم،واژه،شخص و مکان و... در اختیار ما قرار می دهد.

27 .  سه نمونه از اطلاعاتی را که می توانیم از فرهنگ لغات در باره واژه ی مورد نظر به دست آوریم،چیست؟ اطلاعات آوایی ناظر بر چگونگی واژه، اطلاعات دستوری ،اطلاعات معنایی، اطلاعات املایی ، اطلاعات کاربردی

28 . دو مورد از قسمتهای تشکیل دهنده ی یک مقاله را نام ببرید؟ عنوان – فهرست

29 . ویژگی یک مقاله خوب را بنویسید؟ جامع،خالی از تکرار و دارای نکات تازه ای باشد.بهره گیری از منابع معتبر، رعایت امانت در نقل و قول ها،زبان و بیان گویا داشته باشد،ساده و بی ابهام و بی پیرایه باشد.

30 .  از لحاظ حجم ،گزارش ها به چند گونه تقسیم می شود؟

اجمالی و کوتاه، مفصل و طولانی

31 . دو شرط بهره گیری از منابع را بنویسید؟

 

شناختن منابع و آشنایی با طرز استفاده از آن

32 . شیوه ی گردآوری گزارش را نام ببرید؟

مشاهده –پرس و جو- مطالعه و مراجعه به منابع و مآخذ

33 . نقل مطالب از کتابهای مرجع به چند شیوه انجام می پذیرد؟

به سه روش : نقل مستقیم ، نقل با تلخیص و نقل به مضمون

34 . حجم مقاله به چه عواملی بستگی دارد؟ به موضوع و سطح مخاطبان

35 . تحقیق و پژوهش چه زمانی ارزشمند است؟

هرچه منابع معتبرتر باشد اعتبار تحقیق بیشتر است.

36 . نویسندگان آثار زیر برای انتخاب عنوان نوشته خود از چه راهی بهره برده اند؟

(چه باید کرد؟= سوال ) ـ ( آزادی مجسمه = عکس ) ـ ( بحر در کوزه = بخشی از یک مصرع )

37 . در کدام فرهنگ(لغت نامه) تلفظ درست کلمه در دو قلاب ] [ نشان داده شده است؟ لغت نامه دهخدا

 

 

ه) بخش لغات و ترکیبات مهم املایی

سهو و خطا- در معرض لغزش- بیکار و سلندر- ققنس خوش آواز- خنده و مزیح – نور و ضیا- مقبره الشعرا – سحاب رحمت- هزیمت و شکست – اعتلا و ارتقا – اسب ابرش – مسئول برگزاری- صدای تپانچه – ماشین قراضه – زه و احسنت – محوطه ی آرام – سوفار – درخت – قصر امل – مات و مبهوت – ادیسه ی هومر – احد و صمد – توتیای چشم – باذل مشهدی – صحنه ی تئاتر – زمزمه – صله ی ارحام – تلالو آب – محفوظ و برخوردار – خلع سلاح – کشت صیفی – مذلت و خواری – علم صلیب – شعشعه و روشنی – وصل و لقا – حکم قصاص – رجز خوانی – قدغن و ممنوع – اسباب و اثاثیه – زوال و فنا – انیس و مالوف – مائده آسمانی – محظور – توطئه ی دشمن - استیصال – نثر معاصر – وقاحت – ابا و امتناع – هیبت و شکوه – عجز و لابه – اسیر و غریب – خیاط و درزی – بذله و لطیفه – بحبوحه – مضرات – پارادوکس و متناقض نما – آرایش صوری – اصحاب کهف – الزام – مخل فصاحت – طبله ی عطار – ضیاع ها و عقار ها – آلام و رنج ها – بیت معمور – حظ و زیبایی- مکث و توقف – عهد عتیق – تعلل و درنگ – تجرد عنقا – موحش و هراس – جرئت و جسارت – تضرع آمیز - سفاهت و نادانی – مناعت طبع – افراط و تفریط – اعمی و بصیر – تجارب السلف – سلاست و روانی – گفتار بی شائبه – رذایل اخلاقی – کتاب نصاب و الصبیان – قلع و نابودی – خواتیم و طیبات – امارت و فرمانروایی – تمام عیار – تلطف و مهربانی – بد نامی حیات – قهقهه – رطل گران – رافت و عطوفت – تامل و دقت – تزیین اتاق – سیاست گذاری – حقوق چندر غاز – مزخرف – تعلل – اتلاف وقت – به ازای – خواب گزار – رعنا – قاطع و سریع – حدود مسولیت – ملجا – توشه و آذوقه – لئیم و فرو مایه – صفات مضموم – طاووس عارفان – وقار و طمانینه – فیاض – لهو ولعب – نزل مهمان – عتاب - مرعوب – چاه ضلالت – مهیمز اسب – هرای شیر – پلاس مندرس – قریحه و استعداد – طبع و غریزه – حجب – طلسم – محاوره – تبحر – زمامدار – اسطبل ستوران – کره ی اثیر – حوزه ی ادبیات – روضه ی رضوان – متابعت – حریف مغلوب – طلیعه ی ظهور – صولت حیدری – قالب و محتوا – سمند سخن – ضمایم و تعلقات – ضمانت سخن – جزمیت – طنین و آهنگین – اثاث خانه – اثنا و میان – حبسیه – ظهر ورقه – تنبه و بیداری – عاج فیل – اطناب – وعاظ – عبا و قبا – سیمای صامت – مرثیه – قرون و اعصار – مشعوف – باد شرطه – اطفای حریق – رقعه و نامه – طوقه ی زرین – طالع منحوس – رثای شهیدان

 

[ جمعه ۱۱ مهر ۱۳٩۳ ] [ ۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

 

کنایه های درس اول

درس الهی:

مهر او بلانشینان را کشتی نوح است، کشتی نوح بودن: کنایه از «نجات بخشی»

الهی عبدا... عمر بکاست، عمر بکاست: کنایه از پیرشدن

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را/ که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را، سایه ی هما برسر کسی افکندن: کنایه از خوشبخت و سعادتمند نمودن کسی

برو ای گدای مسکین درخانه ی علی زن؛ درخانه ی کسی زدن: کنایه از طلب کردن چیزی

که علم کند به عالم شهدای کربلا را؛ علم کردن: کنایه از مشهور و زبان زد نمودن

چو علی که می تواند که به سر برد وفا را؟ به سر بردن وفا: کنایه از به پایان رساندن شرط وفاداری، تا به آخر وفادار ماندن

که زجان ما بگردان ره آفت قضا را؛ راه گرداندن: کنایه از دور کردن

درس دوم:

کنایه های شعر رستم و اشکبوس:

سرهم نبرد اندر آرد به گرد؛ سر به گرد آورد: کنایه از کشتن و نابودی و شکست دادن

بپیچد زوروی و شد سوی کوه؛ روی پیچیدن: کنایه از فرار کردن، روی برگرداندن

که رهام را جام باده ست جفت؛ جام باده جفت کسی بودن: کنایه از اهل بزم و تفریح و عیش و نوش بودن

کمان به زه را به بازو فکند؛ کمان به زه: کنایه از کمان آماده

هماوردت آمد مشو بازجای؛ مشو بازجای: کنایه از اینکه فرار نکن، بایست

عنان را گران کرد و او را بخواند؛ عنان گران کردن: کنایه از توقف و ایستادن

تن بی سرت را که خواهد گریست: کنایه از کشته شدن رستم

چه پرسی کزین پس نبینی توکام؛ کام ندیدن: کنایه از به آرزو و هدف نرسیدن

سر سرکشان زیر سنگ آورد؛ سربه سنگ آوردن: کنایه از کشتن و نابودی

بدو روی خندان شوند انجمن؛ روی خندان شدن: کنایه از مسخره کردن و ریشخند

ببین تا هم اکنون سرآری زمان؛ سرآمدن زمان: کنایه از فرارسیدن مرگ

کمان را به زه کرد و اندر کشید؛ کمان را به زه کردن: کنایه از آماده نمودن کمان

تنی لرز لرزان و رخ سندروس؛ رخ سندروس شدن: کنایه از ترسیدن .

تنی لرزلرزان : کنایه از ترسیدن

سپهر آن زمان دست او داد بوس؛ دست کسی را بوسیدن: کنایه از تشکر و قدردانی

ببار باده که بنیاد عمر بر باد است؛ بر باد بودن چیزی: کنایه از سست و بی دوام و ناپایدار بودن

کنایه های درس سوم:

حمله ی حیدری:

دلیران میدان گشوده نظر/ که بر کینه اول که بندد کمر ؛ نظر گشودن: کنایه از دقیق شدن، بدقت دنبال کردن موضوع

کمربستن: کنایه از آماده شدن

برانگیخت ابرش برافشاند گرد؛ گرد برافشاندن: کنایه از باشتاب حرکت کردن

بیامد به دشت و نفس کرد راست؛ نفس راست کردن: کنایه از نفس عمیق کشیدن

همه برده سردر گریبان فرو؛ سردر گریبان فروبردن: کنایه از ترسیدن و نیز شرمندگی و سکوت

در صلح بستند بر روی هم: کنایه از آغاز جنگ و از میان رفتن صلح و آشتی

فلک باخت از سهم آن جنگ رنگ؛ رنگ باختن: کنایه از ترسیدن

نخست آن سیه روز و برگشته بخت؛ سیه روز و برگشته بخت: کنایه از بیچاره و بدبخت

چو ننمود رخ شاهد آرزو» کنایه از اینکه همدیگر را شکست ندادند، به آرزویشان نرسیدند.

که شد ساخته کارش از زهر چشم؛ کارش ساخته شد: کنایه از اینکه روبه نابودی  شکست رفت، کارش تمام شد، شکست خورد و نابود شد.

پی سربریدن بیفشرد پا؛ کنایه از مصمم کردن- تلاش کردن. سربریدن: کنایه از کشتن و نابودی

چوشیر خدا راند برخصم، تیغ/ به سرکوفت شیطان دو دست دریغ. دست برسر کوفتن: کنایه از افسوس و حسرت خوردن

تیغ راندن: کنایه از نبرد و مبارزه

پرید از رخ کفر در هند رنگ؛ رنگ پریدن : کنایه از ترسیدن= رنگ باختن

درآورد از پای، بی سرتنش؛ از پای درآوردن: کنایه از ساقط نمودن، از میان بردن

چو غلتید در خاک آن ژنده فیل/ بزد بوسه بردست او جبرئیل؛ در خاک غلتیدن: کنایه از کشته شدن، مردن-

بوسه بردست زدن: کنایه از تشکر و قدردانی

در غزا بر پهلوانی دست یافت؛ دست یافت: کنایه از پیدا کردن

گفت: من تیغ از پی حق می زنم؛ تیغ زدن: کنایه از جنگیدن

درس چهارم:

کنایه های درس بچه های آسمان

نگاه علی روی کلمه ی کفش ورزشی خشک می شود:کنایه از خیره ودقیق شدن

بار فقر را بدوش کشیدن: کنایه از تحمل فقر و تنگ دستی

تنگ دستی: کنایه از نداری و فقیری

خواب بودی: کنایه از ندانستن و نفهمیدن

از نفس می افتد: کنایه از خستگی فراوان- درماندگی و ناتوانی

پاهای بی رمق علی دوباره جان می گیرد: کنایه از توانا و قدرتمند شدن

پاهای علی جان می گیرد: کنایه از توانمند و تواناشدن

علی نقش زمین است: کنایه از برزمین افتادن

از نگاه علی همه چیز رنگ باخته است: کنایه از بی ارزش شدن

زیرچشمی: کنایه از پنهانی

اشک در چشمانش حلقه زده است: کنایه از آمادگی برای گریستن

علی در جا خشک می شود: کنایه از غم و اندوه

دلش بروی بسوخت: کنایه از ترحم و غم و اندوه

درس پنجم:

کنایه های کباب غاز:

در میان گذاشتن: کنایه از مطرح نمودن – نظر خواهی کردن

جلوشان درآیی: کنایه از تلافی کردن

خط بکس: کنایه از نادیده بگیر- صرف نظر کن

سماق مکیدن: کنایه از بی بره ماندن- به بطالت گذراندن- انتظار بیهوده کشیدن

پایی می افتد: کنایه از پیش آمدن موقعیت- ایجاد فرصت

شکم را صابون زدن: کنایه از دل خوش کردن- منتظر حادثه و واقعه ی خوب ماندن- به خود وعده دادن

ساعت شماری کردن: کنایه ازمنتظر ماندن

روبه راه شدن: کنایه از مهیا و آماده شدن

آسمان جل: کنایه از فقیر و بی چیز

بی دست و پا: کنایه از بی عرضه و ناتوان

شر کسی را از سرکندن: کنایه از خلاص و رها شدن

کش رفتن: کنایه از دزدیدن

خاک به سر شدن: کنایه از بدبختی و بیچارگی

سر به مهر: کنایه از سربسته= دست نخورده

هیچ بروبرگرد نداشت: کنایه از اینکه قطعی و حتمی بود.

دست و پا کردن: کنایه از تهیه و فراهم کردن

شکستن گردن: کنایه از نابود کردن- کشتن - شکست دادن

کشف آمریکا و شکستن گردن رستم: کنایه از کار بسیار سخت و دشوار

از دستش ساخته است: کنایه از عهده برآمدن- توانایی داشتن

چند مرده حلاج بودن: کنایه از توانایی داشتن و از عهده برآمدن

زیرسنگ چیزی را پیدا کردن: کنایه از انجام یک کار سخت و دشوار

سرخ و سیاه شد: کنایه از خجالت کشیدن- شرمنده شدن

قید غاز را باید شد: کنایه از منصرف شدن

خاک برسر ریختن: کنایه از چاره اندیشی

خودتان را بزنید به ناخوشی: کنایه از اینکه خود را بیمار و ناخوش نشان بدهید= تمارض

بچه قنداقی: کنایه از ساده لوحی- کوتاه بینی

پاپی شدن: کنایه از در امری اصرار ورزیدن

تا حسابش را دستش بدهیم: کنایه ازمجازات کردن و کیفر دادن

هزار سال به این سالها برسید: کنایها ز اینکه عمرتان طولانی شود و وضع و حال و روزگارتان بهتر ازگذشته ود.

دست به غاز زدن: کنایه از اقدام کردن بر ای خوردن غاز

نشخوار کردن: کنایه از تجزیه و تحلیل و بررسی کردن

سر دماغ آمدن : کنایه از سر حال و با نشاط شدن

گره فقط به دست خودت گشوده  خواهد شد : کنایه از حل مشکل

دست زدن : ( در اینجا) کنایه از خوردن

جان گرفتن: کنایه از نیرومند و توانا شدن

دستگیرش نشده بود : کنایه از نفهمیدن – متوجه موضوع نشدن

مهار شتر را به کدام جانب می خواهم بکشم: کنایه از مشخص کردن هدف و مقصود

نوش جان کردن: کنایه از خوردن / نونوار : کنایه از شیک و مرتب

دست به دامان شدن : کنایه از کمک و یاری طلبیدن

شکم ما جا ندارد : کنایه از زیاد خوردن

کاه از خودمان نیست کاهدان که از خودمان هست: کنایه از اختیار خوردن رااز دست ندادن، زیاده روی نکردن در خوردن، حد نگاه داشتن

دلی از عزا درآوریم: کنایه از خوب و کامل خوردن و بهره بردن

دهن باز : کنایه از تعجب و شگفتی

دستگیرم شد : کنایه از فهمیدن – متوجه و ملتفت شدن

خاطر جمع بودن : کنایه از اطمینان و اعتماد

از عهده برامدن : کنایه از توانایی انجام کار

در صرف کردن صیغه بلغت و اهتمام تمامی داشتند: کنایه از اینکه درخوردن بسیار تلاش می کردند ، پر خوری کردن

سر سوزن : کنایه از مقدار بسیار کم و ناچیز

چانه اش گرم شده:  کنایه از پر گویی ، زیاد حرف زدن

نوک جمع را چیده : کنایه از اینکه به دیگران اجازه صحبت نمی دهد ،در سخن گویی از همه سبقت گرفته .

بی چشم و رو: کنایه از بی شرم – بی حیا

همه گوش شده بودند و ایشان زبان: کنایه از اینکه همه سکوت کرده بودند و به دقت گوش م یدادند و ایشان فقط سخن می گفت.

 کباده چیزی را کشیدن:  ادعای چیزی داشتن، خواستار چیزی بودن

چین به صورت انداختن: کنایه از ناراحت شدن

کاسه . کوزه یکی شدن:  کنایه از خودمانی و صمیمی شدن

حقش را کف دستش می گذاشتم:

کنایه از مجازات کردن ، تنبیه نمودن

دلم می تپد : کنایه از اضطراب داشتن

شش دانگ : کنایه از کامل بودن

دامن از دست رفتن: کنایه از بی اختیار شدن

سرش توی حساب است : کنایه از حواس جمعی متوجه امور بودن

این یک دم را دیگر خوش نخواند: کنایه ازاینکه کار خوبی انجام نداد- کار شایسته ای نکرد.

تا خرخره خورده ام : کنایه از زیاد خوردن

سرم را از تنم جدا کنید : کنایه از اجبار کردن – کشتن و نابودی

دودل ماندن : کنایه از تردید و شک داشتن

چشم دوخته شدن : کنایه از خیره شدن – دقیق نگاه کردن

زیر بغلش را بگیرم : کنایه از کمک کردن – یاری رساندن

دست و پا کردن : کنایه از فراهم و آماده نمودن

به شکم آقای استاد می بستم : کنایه از نسبت دادن دروغ

دماغش نسوزد: کنایه از کنف شدن – شرمسار شدن

هم صدا شدن : کنایه از اتحاد و هم بستگی و هم نظر شدن

از دهنم در رفت:  کنایه ای بی اختیار سخن گفتن  ،کلام نسنجیده

فنرش در رفته باشد : کنایه از اختیار را از دست دادن- بی اختیار شدن

روی کسی را زمین انداختن : کنایه از بی توجهی به خواسته های کسی

به جان غاز افتادن : کنایه از اقدام برای نابود کردن

در یک چشم به هم زدن : کنایه از مدت کوتاه  ،یک لحظه،

مادر مرده: کنایه از بدبخت و بیچاره

کلک چیزی را کندن : کنایه از  از بین بردن

قدم به عالم وجود ننهانده بود : کنایه اغراق آمیز از آفریده نشدن – خلق نشدن ،

ته بشقاب را لیسیدن : کنایه از تمام و کمال خوردن

در گورستان شکم آقایان ناپدید گردید : کنایه از خورده شدن

آب دهانم خشک شده:  کنایه از ترس و هراس و تعجب

کاری از دستم ساخته نبود:  کنایه از ناتوانی در انجام کار

حساب کار را کردن:  کنایه از آگاه شدن

سر سوزن : کنایه از مقدارکم و اندک

خود را تک و تا نینداختن :  کنایه از حفظ خون سردی – عادی رفتار کردن

دل به دریا زدن : کنایه از قبول خطر کردن  ،ریسک نمودن

 خانه خراب : کنایه از بدبخت و بیچاره

تا حلقوم بلعیده بودی : کنایه از بیش از حد خوردن

دین و ایمان را باختن : کنایه از فراموش کردن عهد و پیمان – خلف وعده کردن – بی اختیار شدن

تو را صندوقچه سر خود قرار داده بودم : کنایه از محرم و همراز دانستن کسی

شاخ درآوردن :  کنایه از تعجب فراوان

نمک ناشناس : کنایه از قدر ناشناس – نا سپاس

بی چشم و رو : کنایه از گستاخ – بی حیا

خم به ابرو نیاوردن : کنایه از عکس العمل نشان ندادن، عادی رفتار کردن ، به روی خود نیاوردن

پشت دست را داغ کردن: کنایه از توبه کردن و عبرت گرفتن و ترک کردن کاری

خط کشیدن: کنایه از نادیده گرفتن

چه خاکی به سرم بریزم: کنایه از اینکه چکار باید بکنم

کنایه های درس ششم گیله مرد:

باران هنگامه کرده بود: کنایه از بارش شدید باران

درختان کهن به جان یکدیگر افتاده بودند : کنایه از دعوا کردن – برخورد نمودن

افسار گسیخته کردن :  کنایه از رها نمودن و با شتاب حرکت کردن

رشته های باران آسمان تیره را به زمین گل آلود وصل میکرد : کنایه از شدت باران

زیر چشمی : کنایه از پنهانی و یواشکی  نگاه کردن

دل پری داشت : کنایه از کینه داشتن

نیش دار: کنایه از آزار دهنده

از چشم کسی دیدن : کنایه از مقصر دانستن کسی

گوشش به این حرفها  بدهکار نبود : کنایه از بی توجهی و بی اعتنایی

دست بردار نبود:  کنایه از پافشاری ، مداومت و اصرار نمودن

زخم زبان زدن: کنایه از سخنان آزار دهنده گفتن

حساب کهنه پاک کردن : کنایه از تلافی – انتقام – عقده گشایی

کار این وکیل باشی را می ساخت : کنایه از کشتن و نابودی کسی

در یک چشم به هم زدن : کنایه از مدت بسیار اندک و کوتاه – فوراً

هنجره ی کسی را دریدن : کنایه از کشتن

با ناخن چشمهایش را در می آورد: کنایه از شدت شکنجه و آزار

مزه ی این زندگی را چشیده بود: کنایه از تجربه کردن

مثل مور و ملخ : کنایه از کثرت  فراوانی

کارش را بسازد: کنایه از کشتن

چهار چشمی : کنایه از دقت زیاد و مراقبت کامل

به جیب زدن : کنایه از دزدیدن و سرقت

پایش بیفتد:  کنایه از فراهم شدن فرصت و موقعیت مناسب

باد دست بردار نبود: کنایه از پافشاری کردن و منصرف نشدن از کاری

راه آزادی و زندگی به روی گیله مرد بسته بود: کنایه از عملی نشدن کار و ممکن و میسر نشدن آن – عدم دستیابی به چیزی

دست و پای خد را جمع کرد: کنایه از مواظبت و مراقب شدن و خود را آماده  و مهیا کردن برای کاری

صدای گرفته  و سرما خورده ی مأمور در نفیر باد گم شد : کنایه از شنیده نشدن صدا – به گوش نرسیدن صدا

کارت ساخته است : کنایه از کشته شدن – در آستانه ی مرگ قرار گرفتن .

یک اتوبوسو توی جاده لخت کردن : کنایه از غارت و چپاول

بارون ، درست بردار نیست : کنایه از اصرار و پافشاری و منصرف نشدن

در یک چشم به هم زدن : کنایه از مدت بسیار کم

علمدار شده بودی : کنایه از رهبری و فرماندهی می کردی

همه تون رو درو می کردم :  کنایه از کشتن

به درک فرستادن : کنایه از کشتن

یک زبون داشتند به اندازهی کف دست:  کنایه از گستاخی  ،حرافی و زیاد حرف زدن

سر جای خود نشاند : کنایه از فهماندن  ،وادار کردن کسی به سکوت و فعالیت نکردن

لال شدن: کنایه از سکوت کردن، ساکت شدن

محمد ولی دست بردار نبود: کنایه از پافشاری و اصرار در کاری

کهنه کار :کنایه از باتجربه و زرنگ بودن

دل گیله مرد را می خراشاند: کنایه از رنجاندن فراوان – شدت آزار و درد و رنج

مزدت را می ذارم کف دستت : کنایه از مجازات کردن

رجز بخوان : کنایه از خود ستایی بکن در اینجا منظور تمسخر و تحقیر محمد ولی

نسلتو ور می دارم: کنایه از کشتن و نابودی خاندان و طایفه کسی

دلم داره  خنک می شه: کنایه از تسکین یافتن – آرامش یافتن پس از عقده گشایی و انتقام

دستپاچه شدن : کنایه از شتابزدگی و اضطراب

هفت کفن پوسونده بودی : کنایه از اینکه مدت زیادی از مرگت گذشته بود

قرآن را مهر کردن : کنایه از پیمان بستن  ،قول دادن  ،سوگند خوردن

زیر قول زدن : کنایه از خیانت در عهد و پیمان ، بی وفایی در عهد، عهد و پیمان را بجا نیاوردن 

می خواهم خونتو بخورم : کنایه از کشتن

زبانس باز شد:  کنایه از آغاز سخن گفتن بعد از گرفتگی زبان

کنایه های درس هفتم : سوشون

شلخته درو کنید تا چیزی گیز خوشه چین ها بیایید: کنایه از اینکه گندم  ها را بدون نظم و ترتیب طوری دور کنید تا چیزی برای خوشه چین ها باقی بماند.

چانه اش گرم شده:  کنایه از پر حرفی

رنگ شب پریده : کنایه از سپری شدن شب و فرا رسیدن صبح

آفتاب تیغ کشید: کنایه از طلوع آفتاب

دل آدم از جا کنده می شود : کنایه از شدت غم و اندوه و ناراحتی

لباس غضب بر کرده: کنایه از عصبانی و خشمگین بودن

نه خم به ابرو می آورد: کنایه از حفظ خون سردی و اهمیت ندادن

زبان بسته : کنایه ازناتوانی در گفتار  ،مظلومیت

پلک هایش داغ شده: کنایه از اماده ی اشک ریختن و گریه کردن

هم پای او گریه کند: هم پای کنایه از همراهی

هم عنان : کنایه از همراهی – همراه بودن

هم قسم شدن : کنایه از اتحاد و همبستگی

دست روی دست گذاشتن : کنایه از کاری انجام ندادن، اقدام نکردن به کاری

آب از سر گذشتن : کنایه از اینکه  تمم چیزها را از دست دادن و اینکه دیگر نمی ترسم و مهم نیست .

روی ما را سفید کردی : کنایه از موجب سربلندی و افتخار گردیدن

چنبره زدن مار رو روی گردن: کنایه از غمگینی و اندوهناکی

چراغ های ذهنش روشن بود : کنایه ازآگاه و هوشیار بودن

دیگر هیچ کس در این دنیا نخواهد توانست آن چراغ ها را خاموش بکند : کنایه از اینکه دیگر هیچ کس نمی تواند جلو آگاهی و بیداری و هوشیاری را بگیرد .

دست بیخ گلویش گذاشتید و گذاشتند : کنایه از اعمال فشار و تهدید، وادار کردن کسی به سکوت و حرف نزدن و اعتراض نکردن

روی حرف ایستادن : کنایه از اصرار و پافشاری کردن

کنایه های آورده اند که : کنایه نداشت !!!

کنایه های شعر آواز عشق

بخت جوان یار ما : کنایه از خوشبختی و نیک اقبالی

کشتی قالب ببست : کنایه از آفرینش انسان

کشتی شکستن : کنایه از مرگ و مردن

کنایه های درس هشتم: کلبه ی عموتم

دهن کجی کردن پیراهن: کنایه از نامتناسب بودن

 مسیح تو من هستم : کنایه از رهبر و پیشوا و مقتدا بودن

تیره روز : کنایه از بیاره و بد بخت

مرتعش شدن تارهای قلب : کنایه از تحت تأثیر فراوان قرار گرفتن و درک احساس مهربانی و عطوفت

بار همه را حمل می کرد:  کنایه از کمک و یاری رساندن

سنگ دلی : کنایه از بی رحمی و ظلم و ستم

به خدمتت می رسم : کنایه از تنبیه کردن 

میدان دادن : کنایه از دادن فرصت و مجال به کسی

صدای تو بی نهایت گرم و دلپذیر و ....، صدای گرم : کنایه از دل نشین و جذاب بودن صدا 

نفس را در سینه  حبس کردن : کنایه ازترس و سکوت

از جا در رفتن : کنایه  از خشم و عصبانیت بسیار

دستم را به روی کسی بلند کم :  کنایه از کتک زدن، تنبیه کردن، آزار دادن .

کاری از دستتان بر نمی آید : کنایه از ناتوانی

قلبش را ماری گزید: کنایه از عذاب و سختی فراوان

دندان قروچه کردن : کنایه از شدت خشم و عصبانیت

بزرگ شدن چهره  شیلی : کنایه از توسعه و پیشرفت کشور شیلی

پشت سر نهادن: کنایه از سپری کردن

کنایه های درس نهم : در بیابان های تبعید

پای کوبیدن: کنایه از رقص و شادی

گل هی نوشکفته را له کردهاند، کنایه از شهادت جوانان فلسطینی

راه بیابان را به روی مان باز گذاشته اند : کنایه از آوارگی

مزرعه ها بر خود پیچیدند : کنایه از نابودی و پژمردگی مزرعه ها

زهر بر چهره پاشاندن: کنایه از رنجاندن و عذاب دادن

شعر از یک انسان

زنجیر بردهان کسی بستن:  کنایه از ایجاد خفقان – اجازه سخن  واعتراض به کسی ندادن ، عدم آزادی بیان

دست به سنگ مردگان آویختن: کنایه از شکنجه دادن کسی

کنایه های شعر : حفظ کنیم  ان قصر که جمشید ....

شمع اصحاب شدند : کنایه از برتری داشتن و کامل و سرآمد بودن

گفتند فسانهای و در خواب شدند، در خواب شدند : کنایه از گمراهی  ،اغفال  ،خود را به گمراهی و تغافل زدن ؛ مرگ

کنایه های درس دهم: دخترک بینوا

قلبش مثل یک گلوله ی بزرگ نخ در سینه اش بالا و پائین می جهد :

کنایه از شدن اضطراب ، نگرانی و ترس

پا به دویدن گذاشت ؛ پا گذاشتن به چیزی: کنایه از آغاز و شروع کردن

قد علم کردن :  کنایه از ایستادن در مقابل کسی ، ابراز  وجود کردن و مبارزه خواستن

به جا آمدن : کنایه از عاجر و ناتوان گشتن

این فقط وحشت نبود که گریبانش را می گرفت ؛ گریبان گرفتن: کنایه از مجازات  و آزار کردن ، گرفتار شدن

ترسش باز آمده بود : کنایه از ترسیدن دوباره

از خستگی به جان آمده بود : کنایه از عاجر و ناتوان شدن

کنایه های درس یازدهم: هدیه ی سال نو

چانه زدن : کنایه از تخفیف گرفتن به هنگام خرید اجناس

هرگز پستچی نامه ای در صندوق نینداخته : کنایه از اینکه هیچ کس برای آنها نامه ننوشته بود.

دکمه زنگی در پهلوی در قرار داشت که دست هیچ بشری روی آن فشار نیاورده بود:

کنایه از اینکه هیچ کس با آنها رفت و آمد نمی کرد.

رنگ از چهره اش پرید: کنایه از ترس و هراس

مثل بید می لرزید: کنایه از اضطراب و ترس

خودش را جمع کرد:  کنایه از تسلط یافتن و تمرکز کردن

سردی: کنایه از بی روحی ، نشاط و شادابی نداشتن

خون سردی:  کنایه از بردباری  ،متانت و آرامش

چشمان دلا برقی زد: کنایه از خوشحالی

زیر پا گذاشتن :

کنایه از جست و جوی فراوان برای یافتن چیزی

چانه زدن:  کنایه از تخفیف خواستن در قیمت

جیم مرا خواهد کشت:  کنایه از تنبیه کردن، بازخواست نمودن

چه کاری از دستم ساخته بود: کنایه از عدم توانایی

رنگ از چهره اش پرید: کنایه از ترسیدن و مضطرب شدن

از نظر کسی افتادن : کنایه از جلوه و زیبایی نداشتن ، دیگر مورد پسند و زیبا نبودن

مثل مجسمه خشک شد: کنایه از بهت و تعجب فراوان

چشمانش را به دلا دوخته بود :کنایه از خیره شدن و زل زدن

موهای سرم به شماره درآیند :  کنایه از کم شدن موها

عشقم نسبت به تو از شمار اعداد خارج است :  کنایه اغراق آمیز از شدت علاقه مندی و عشق ورزیدن

جیم ناگهان به هوش آمد: کنایه از متوجه و اگاه شدن  ،حواس جمعی

دل خوش بودن: کنایه از امید وار بودن به چیزی

مائده های زمینی کنایه نداشت!

فصل پنجم: درس دوازدهم

دل بریدن : کنایه از قطع علاقه از کسی یا چیزی

دل باخته : کنایه از عاشق، شیفته ، شیدا

به وقت صبح قیامت که سر زخاک برآرم؛ سر ز خاک برآوردن : کنایه از دوباره زنده شدن

[ دوشنبه ٧ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٦:۱٢ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

  پاسخ خود آزمایی های ادبیات فارسی 2

  

 خودآزمایی درس اول ص5

    1-  ای کریمی که بخشنده ی عطایی وای حکیمی که پوشنده ی خطایی .

      -در دل های ما جز تخم محبت مکار وبرتن وجان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار .

     - به نام آن خدایی که نام او راحت روح است وپیغام او مفتاح وفتوح است .

     -  سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است وذکر او مرهم دل مجروح است .

2-       اعمال انسان ، تلمیح دارد به حدیث «الدنیا مزرعه الاخره»

3-     اشاره دارد به ضربت خوردن حضرت علی (ع) وبه شهادت رسیدن ایشان به دست عبدالرحمن بن ملجم مرادی وحضرت علی (ع) به امام حسن (ع) دستور داد که با او مدارا کنند .

4-      بیت هشتم (( نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت      متحیّرم چه نامم شه مُلک لافتی را ))

5-    منظور از پیام آشنا در بیت حافظ(( معشوق وخدا )) وآشنا «عاشق وخود حافظ » است . ولی در این شعر که شهریار آن را از حافظ تضمین کرده است منظور از پیام آشنا «حضرت علی(ع) »و آشنا «خود شهریار» می باشد .

6-      الف: هرکاری که با نام خدا آغازنشود ، ابتر است. اشاره دارد به حدیث «کُلُّ امرٍذی بالٍ

             لَم یَبدأُ فیه بِبِسمِ الله فَهُوَ ابتر

          ب : در درس ناله ی مرغ اسیر ومرغ گرفتارسال اول :

    7-آن کسی راکه دراین ملک سلیمان کردیم

                                          ملت امروزیقین کرد که اواهریمن است 

 به یکی از داستان های حضرت سلیمان اشاره دارد . 

ج )بیستون برسرراهست مبادازشیرین      خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید 

     ( به داستان شیرین و فرهاد اشاره دارد)

 

7-       الهی یکتای بی همتایی ، قیوم توانایی ، برهمه چیز بینایی، درهمه حال دانایی ، ازعیب مصفایی ،ازشرک مبرایی ،اصل هردوایی ،داروی دلهایی.

الهی ازما هرکه را بینی معیوب بینی ،هر کرداربینی همه با تقصیر بینی ،بااین همه باران رحمت تو باز نایستد و جز گل کرم نروید .

الهی غافلانیم نه کافرانیم ،  صمدا به برکت نواختگان حضرت تو وبه برکت گداختگان هیبت تو ،الهی به برکت متحیران جلال تو و به برکت مقهوران قهرتو که ما را به صحرای هدایت آری واز این وحشت آباد(دنیا ) به روضه اقدس رسانی .  

(از کتاب مجموعه مناجاتهای خواجه عبدا..انصاری)  ص:22، 21، 75

 

خود آزمایی درس دوم( رستم واشکبوس) ص11

1-به خاک افکندن :کنایه ازشکست دادن ، کشتن ونابود کردن

2- الف . تهمتن برآشفت و باتوس گفت                  که رُهّام را جــام باده ست جفت

ب- کُشانی بدو گفت :با تو سلیـــــح                  نبینم همی جز فســــوس و مزیح

ج- بدو گفت :خندان که نــام تو چیست                تن بی سرت را که خواهد گریست

د  به شهر تو شیــــــرونهنگ وپلنگ                 سوار اندرآیینه هـــر سه به جنگ      

    هم اکنون تو را أی نبــــــرده سوار                پیاده بیـــــامـوزمــــت کارزار

و- بخندید رستـــــــم به آواز گفــت               که بنشین کنـــار گران مایه جفت

    سزد گر بداری ســـــــرش در کنار              زمانی برآســایی از کــــــارزار

 

3- الف: زمینه داستانی : کل ماجرا به صورت داستانی بیان شده است

ب: زمینه خرق عادت : چو بوسید پیکان سر انگشت اوی    گذرکردبرمهره ی پشت اوی

ج: زمینه قهرمانی : جنگ ونبرد تن به تن نشانگر زمینه قهرمانی است

د: زمینه ملی : دفاع رستم ازکشوروطن خود بیانگر زمینه ی ملی است

 

4-تو مرکز سپاه را با نهایت دقت نگهدار یا تو مرکز سپاه را به نظم وترتیب حفظ کرد  یا مقررفرماندهی را منظم کن     

 

5- پیاده ندیدی که جنگ آورد             سرسر کشان زیرسنگ آورد

بدو گفت خندان که نام تو چیست             تن بی سرت را که خواهد گریست

به شهرتوشیرونهنگ و پلنگ              سواراندر آینه هرسه به جنگ ؟

 

6- الف: کمان را به زه کردزواشکبوس         تن لرزلرزان ورخ سندروس

به رستم برآنکه ببارید تیر                       تهمتن براوگفت برخیره خیر

همی رنج داری تن خویش را                   دو بازی وجان بد اندیش را

ب: تهمتن چنین داد پاسخ بدوی               که أی بیهده مرد پرخاش جوی

پیاده ندیدی که جنگ آورد                  سرسرکشان زیرسنگ آورد  

7- براو راست خم کرراست     فروش ازخم چرخ چا چی بخاست ))واج آرایی درصامت (خ  چ)

مرا مادرم نام مرگ ترکرد         زمانه مراپنگ  ترگتو کرد  واج آرایی درصامت ((م وت))

8- به گرزگران دست برد اشکبوس      زمین آهنین شد سپهرآبنوس

چو بوسید پیکان سرانگشت اوی         گذرکرد برمهره ی پشت اوی

بشد تیزرهام با خودوگیر                  همی گرد رزم اندرآمد به ابر

بزد بر بروسینه ی اشکبوس           سپهرآن زمان دست اوداد بوس

 

درس سوم ( حمله ی حیدری )                         

1-     خشمگین شدن  نشان دادن خشم شدید

2-    هژبر ژ یان وشیراله وشیرخداوشجاع غضنفرواستعاره از حضرت علی (ع)

 

 

3-چون شاعربه بازآفرینی یک ماجرای تاریخی دست زده است واز حماسه طبیعی شاهنامه فردوسی تقلید کرده است یعنی تنها شکل ظاهر آن را به سمت وسوی حماسه طبیعی سوق داده است وبه همین دلیل (جنبه های ملی واسطوره أی درآن وجود ندارد وبیشتر صحنه های آن ساختگی است واصالت حماسه درآن دیده نمیشود )

 

4-نمونه أی از حماسه ی مصنوعی شهنشاه نامه فتحعلی خان / مختارنامه/ ظفرنامه مستوفی / خاوران نامه ی ابن حسام یوسفی که شرح جنگهای حضرت علی  ع  است / انه اید وپر  یل

 13 بیت 13 اله وا   دها  چون حروف قافیه مشترک ندارند

سپربر سر آورد شیراله              علم کرد شمشیر آن ا  دها

 

6-مولوی شخصیت والای حضرت علی  ع توصیف کرده ونتیجه اخلاقی گرفته است ولی با ذل مشهدی فقط جنبه ی حماسی وشهامت حضرت علی ع  را بیان کرده است

×  بیان مولوی عارفانه است ولی بیان باذل مشهدی حماسی شعرا یک نظم دینی است

×  درشعر مولوی در مورد خود اندا ختن عمرو بر چهره ی مبارک حضرت علی ع  است

ولی در شعر بازل مشهدی چنین  نیست.                     

×در شعر مولوی پیوسته عدل وداد حضرت علی ع  در مقابل ظلم وستم عمرجلوه گر است

× شعر مولوی بیشتر جنبه ی تعلیمی در راستای پند وموعظه است ودرتاروپودش با

ایمان مردم پیوند نا گسستنی دارد ولی در شعر باذل        

× قالب هر دو مثنوی است

 

 خودآزمایی درس چهارم ( بچه های آسمان ) ص26

 

1-    چون جایزه نفر سوم علا وه بر نشان مسابقه و جام پیروزی ویک هفته اردوی رامسر  یک جفت کفش ورزشی بود , علی می خواست نفر سوم شود تا کفش را ببرد و آن را به خواهرش بدهد .

2-   آنجا که می نویسد : عده أی از خانواده ها از بچه های خود عکس و فیلم می گیرند وگروهی هم با آب وشیرینی و آب میوه از بچه های خود پذیرایی می کنند .اما علی مات ومبهوت فضاشده است وبا کفش کهنه اش اطراف را تماشا می کند .

3-   به علت قداست وخلوص نیت و ایثار وفداکاری واز خود گذشتگی علی و زهرا بخصوص علی به نوعی آنها را مقدس کرده است که رفتار آنان نوری از انوار ذات الهی است و آسمانی است نه زمینی .

4و5 تکلیف دانش آموز است .

 

خود آزمایی 

درس پنجم کباب غاز ص42

1-از ماست که برماست یعنی سرچشمه بسیاری ازبلاها وبدبختی ها خود انسان است

2-آنجاکه میزبان به مهمانان اصرار می کند از کباب غاز که شکمش را از آلوی برنمان پرکرده اند   بخورند به تصور اینکه هنوز بر سر قرار قبلی خود می باشد واز آن نمی خورد ولی بر خلاف انتظار به محض اینکه میزبان چنین حرفی می زند مصطفی اختیار خود را از دست داده  شروع به خوردن کباب غاز می کند وبقیه میهمانان هم به تبع او به جان غاز می افتد ودریک چشم به جان غاز می افتد ودریک چشم به هم زدن همه آن را می خورند .

3- او از سبک نثر ساده و محاوره أی استفاده کرده است و با آوردن طنز وضرب المثل مختلف و اصطلا حات عامیانه  توصیفات جزیی کنایات و.. مطالب انتقادی خود را بیان کرده است

 

4-جلو کسی درآمدن : درست ومناسب پذیرایی کردن

سماق مکیدن : بیهوده منتظرماندن

شکم را صابون زدن : به خود امید وعده دادن

چند مرده حلاج بودن : چه اندازه توانایی و کارایی انجام دادن کاری را داشتن / کاری را دور از انتظار انجام داده .

 

5-الف: این آدم بی چشم و رو که از امام زاده داود وحضرت عبدالعظیم قدم آن طرف تر نگذاشته بود از سرگذشت های خود در شیکاگر ومنچستر وپاریس وشهرهای دیگری از اروپا وآمریکا چیزها حکایت می کرد و      ص  37

 

ب: در همان حین بخور بخور که منظره ی فناوزوال غازخدا بیامرز   مرا به یاد بی ثباتی فلک بوقلمون وشقاوت مردم دون ومکروفریب جهان پتیاره وو قامت این مصطفای بد قواره انداخته بود..

 

ج : مانند قحطی زدگان به جان غازافتادند ودریک چشم به هم زدن گوشت واستخوان غازماده مرده مانند گذشت واستخوان شترقربانی درکمرکش حلترم وکتل وگردنه ی یک دوجین شکم وروده مراحل مضغ وبلع وهضم وتحلیل راپیموده یعنی به زبان خودمانی رندان چنان کلکش را کندند که گویی هرگز غازی قدم به عالم وجود ننهاده بود ! .

 

6-قرار ومرار  ،  خرت وپرت تازه،    شکوم ندارد ،  واثرقید ،  غفلتا فزش در رفت درست کیفور شده بودم  ، هیچ برو وبرگرد نداشت

 

7- روزی زسر سنگ عقابی به هوا خاست         اندرطلب طعمه پروبال بیاراست

برراستی بال ونظرکرد وچنین گفت                امروز همه روی جهان زیر پرماست .

براوج چوپروازکنم ازنظرتیز            می بینم اگر ذره أی اندرتک دریاست

گربرسرخاشاک یکی شیشه بجنبد     جنبیدن آن پشه عیان درنظر ماست

         منی کرد وزتقدیر نترسید       بنگرکه ازاین چرخ جفا پیشه چه برخاست

ناگه زکمینگاه یکی سخت کمانی      تیری زقضابر بگشاد برو راست

بربال عقاب آمدآن تیرجگردوز         وزابرمرورا به سوی خاک فروکاست

برخاک بیفتاد وبغلتید چوماهی          وانگاه پرخویش گشاد ازچپ واز راست

گفتاعجب است این که زچوبی وزآهن     این تیزی وتندی وپریدن زکجا خاست

زی تیرنگه کرد وپرخویش برو دید             گفتا که نالیم که از ماست که برخاست                      ناصر خسرو

 

پیام هردو درس یکی است که گاهی منشا بدبختی هاومشکلات از خود انسان است.

 

خود آزمایی درس ششم  ص 53

 التماس وعجرولابه محمد ولی وقتی که گفت : من پنج بچه دارم و اودلش

 

به حال بچه های او سوخت وراضی نمی شد بچه های او مثل فرزند خودش

 

بی سرپرست شوند .       

 

2-نویسنده فرانسه با هنرمندی خاص وبه کمک توصیف طبیعت نا آرا م وخشن وغرش بادهای شدید وصدای شیون زن واوضاع اجتماعی وسیاسی عصر خود را به تصویر بکشد از جمله :‌ زد وبند زمین داران ودولت مرکزی برای سرکوب حرکت مردم ، خود کامگی استبداد حاکمان زمان خود،فقر وناآگاهی حاکم بر جامعه همدستی اربابان با دولت برای سرکوبی مردمی ، فساد وسیستم حکومتی ونظامی .

 

3-الف:می خواست شاهد نداشته باشد زیرا او با ظلم وآدمکشی های خان بزرگ شده است که به اوگفته بود هرگاه گیله مرد خواست فرار کند اورا بکشد

ب:به گمان این که اومحمد ولی است وازمعامله اوباگیله مرد آگاه شده است به همین دلیل  گیله مرد رامی کشد

ج:چون اوگیله مرد راشناخت ومی خواست شاهد نداشته باشد زیرا اومی ترسید که بعدها ذوالفقاری گیله مرد ،مسائل را فاش کندودوباره او(محمد ولی ) اسیر شود

4-اوفضاسازی می کند واین صدا تداعی کننده کشته شدن زن لیگه مرد وظلم وستمهایی دوران ستم شاهی است که به مردم شده است وتمام صداها ، صدای باد ،باران وبیقراری درختان هرکدام نمادی ازظلم دوران (ارباب رعیتی ) است واین فضا سازی نشان دهنده آن است که انگیزه اصلی عصیان گیله مرد ظلم وستمهایی است که بر گیله مرد ومردمان آن عصر رفته است .

 

5-محمد ولی نماد مهره حکومتی وانسان زورگور وبی رحم ووابسته ی حکومت ومجری خواسته های حاکمان وبی اختیار که تمام قدرتش اسلحه اش است وبدون آن هیچ است

گیله مرد نماد انسان مردد،ضعیف النفس وناآگاه به مسائل اجتماعی جامعه خود وستم دیده واغفال شده ومزدور که ثمره ی ظلم وشرایط اجتماعی است وسردرد وگرفتاری به این شغل شوم ، تن داده است

مامور دوم نماد انسان مردد ،ضعیف النفس ، ناآگاه به مسائل اجتماعی جامعه خود ،اغفال شده عقید ه أی ومزدوری که ثمره ظلم وشرایط اجتماعی است واز سردرد وگرفتاری به این شغل شوم ،تن داده است.-----

خودآزمایی درس هفتم(سووشون) ص61

1-     پراکنده ونامنظم دروکنید تا مقداری محصول باقی بماند وخوش چین هاهم بهره أی ببرند .

2-   نویسنده بامهارت خاصی مرگ مظلومانه سیاوش به فرمان افراسیاب رابهانه قرار داده است تا از این طریق شهادت مظلومانه آزادیخواهان را به است عناصر ستمگر بیان کند مرگ اوعلاوه بر اینکه جنبه ی ملی دارد،جنبه ی مذهبی پیدا کرده است ویاداور به شهاد ت رسیدن مظلومانه امام حسین وتمام شهدای کربلاست .

3-    خوشه چینی کنایه از گدای

آفتاب تیغ کشید کنایه از خورشید طلوع کرد

رنگ شب پریده کنایه از صبح فرار رسیده است

خودروسخوان کنایه از صبح زود

کفری کردن کنایه از خشمگین وعصبانی کردن

4-    مثل ماری که روی قلبش چنبر زده وخوابیده بود ،سربلند کرده وبه نیش زدن پرداخته است

5-    تکلیف دانش آموزان است

6-    شلخته دروکنید تا چیزی گیرخوشه چین ما بیاید.

خودآزمایی درس هشتم(کلبه عمو تم ،ترامیخوانم) ص73

1-دادن غذای خودش به دیگران ، شلاق نزدن به همنوعانش وقتی او را عبور

به شلاق زدن کردند ، ازضعفا و نومیدان دلجویی کردن بعد ازهمه آمدن وسهم

را کمتر گرفتن ، پر کردن سبد بیماران وضعیفان مزرعه وخود را به فطر انداختن و

 

3-   خشونت وسنگدلی را لازمه ی این کار دانست تابتواند بیشتر وبی رحمانه تر از بردگان کاربکشد زیرا هر وقت انسان را از شخصیت واقعی خودش بگیرند می توانند از اوانسان خشنی درست کنند وچنین انسانی دراختیار ارباب قدرت قرار می گیرد ارباب هم فکرمی  کرد عمو قم ازرفتارخشونت آمیزارباب می ترسد ومطابق میل او عمل می کند واز این طریق می تواند از بردگان بیشتروبی رحمانه تر کار بکشد اما برخلاف تصور او عمو قم انسانی مهربان ودلسوز بود وبا اندیشه های ظالمانه ارباب او بسیار فاصله داشت .

 

4-   وقتی ارباب او را وادار کرد که به زن برده شلاق بزند عمو قم از این کار امتناع کرد . ارباب ضربات شلاق به او زد واز او خواست که به زن برده شلاق بزند واو را تهد ید به کشتن ومرگمی  کرد عمو قم به اوگفت : ( هنگامی که جسم را کشتید دیگر کاری از دستتان بر نمی آید وپس ازآن ابدیت درکار است ). یعنی نهایت قدرت تو کشتن جسم من است و با روحم نمی توانی کاری کنی . این جمله به شدت ارباب ستمگر را عصبانی کرد .

 

5-   آنجا که می گوید (( أی ارباب وقتی جسم مرا می کشید پس از آن ابدیت در کار است .)) تا زنده ام وقت وجسم من دراختیار شماست اما روانم را نمی توانم به وجود فنا پذیری بسپارم . آن را برای خداوند محافظت می کنم ودستورات  را برهمه چیز مقدم می شمارم همه شکنجه های تو راتحمل می کنم چون آنها وسیله أی خواهند بود که هرچه زودتر به دیاری که باید به آنجا بروم ، ردانه شوم وخداوند قادر وتوانا یاور من است . ))

 

6-    تکلیف دانش آموزان است .

 

7-    رنج وعذابی که درجامعه جاری است به یقین ریشه آن درگذشته ی تاریک پنهان است وگذشتگان ما مقاومت نکردند .

 

خودآزمایی درس  نهم ( دربیابانهای تبعیدو) ص77

1-    سرگردانی درکوه وبیابان، وسنگلاخ ، خراب شدن خانه ها وویرانی آبادی ها رها شدن اجساد مردم، در بیابان وطمعه کرکس ها شدن ، بمباران وتهاجم هوایی وزمینی نابودی مزارع ، تیرباران کردن زنان توسط غاصبان اسرائیلی و

2-    الف : أی خونین چشم وخونین دست / به راستی که شب رفتنی است .

نه اتاق توقیف ماندنی است / ونه حلقه های زنجیر .

ب:     مرد ، ولی رم نمرده است / با چشم هایش می جنگد و دانه های خشکیده خوشه أی / دره ها را از خوشه ها لبریز خواهد کرد .

 

3-    سروده های صلح وشادی : وحی وپیام الهی پیامبران وکلام خداوندی

چوپانان : پیامبران الهی

4-    نماد صلح وآشتی وامنیت / پرچم کشور فلسطین

 

5- نرون مرد ، امارم نمرده است ظلم وستم نابود شدنی است ودرهیچ دورانی پایدار نمی ماند وحق وعدالت همواره باقی خواهد ماند یا ظلم رفتنی است اما سرزمینها باقی است .

یا اسرائیل نابود می شود و فلسطین باقی خواهد ماند .

چشم هایش می جنگد یعنی مردم فلسطین با آگاهی وشناخت با دشمن می جنگد.

 

خودآزمایی درس دهم ( دخترک بینوا ) ص86

1-     دسته ی سطل را به صدا درآورد / با صدای بلند شمارش می کند که برای او جانشین یک رفیق می شود .

2-   ذوقی است مثل : بالای سرش آسمان ازابرها ی سیاهی شبیه به دودهای متراکم پوشیده بود . به نظرمی رسید که نقاب حزن انگیز برسر این کودک فرو آمده است .

علف های بلند زیر نسیم مثل مار ماهی پیچ وتاب می خورند . درخت های خاردار مانند بازد های طویلی که مسلح به چنگال ومهیای گرفتن شکارباشند به هم می پیچند چند خلنگ خشک که گویی به دست باد رانده می شوند ، شتابان می گذشتند مثل این بود که با وحشت از جلو چیزی که می رسد ، می گریختند و

3-    کتارا وآب که درسطل حرکت میکرد دایره هایی خود تشکیل می داد که به مارها ی سفید شباهت داشت .

  • ·    ابرهای آسمان بالای سرش را چون نقاب حزن انگیز ظلمت بر سر خود می دید
  • ·   شاخه های عظیم به وضع موحش سیخ ایستاده بودند . بوته های خار سوت می زدند علف های بلند زیر نسیم مثل مارماهی پیچ وتاب می خوردند . شاخه های بلند درختان خاردار مثل بازوهای دراز مسلح به چنگال آماده ی گرفتن شکاربودند . علف های خشک جارو درمقابل باد گویی از ترس چیزی در حال فرار هستند . از هر طرف فضا های غم انگیز امتداد داشت و

4-   * زن نفرت انگیز بادهای هم چون دهان کفتار وچشمانی بر افروخته از غضب * زن تناردیه گفت : دختر برو برای اسب آب ببر . کوزت با صدای ضعیفی گفت خانم آب نداریم . زن تناردیه در کوچه را گشود ، راه را به وی نشان داد و گفت : خیلی خوب ، برو آب بیار وغرغر کنان گفت : اگر این جا آب نیست در چشمه هست  و فریاد زد ا  برو !

5-    تکلیف درسی

خودآزمایی درس یازدهم هدیه سال نو ص 94

1-     گیسوان زیبای دلا چون آبشار طلایی می درخشید وشبیه دامنی تا زیر زانویش را پوشانیده بود

زندگی معجون دردآوری است از لبخندهای زودگذر و

استعاره   *- دلا کلاهش رابرداشت واز زیر آن ،طلایی رنگ سرازیر شد 

*- فلز گران بها از انعکاس آتش اومی درخشید

2-    چون موی زیبای اورا به بهای بسیار کم ازاوخرید.

3-    چون خرید آن هدایا بیانگر عشق وعلاقه وفداکاری وایثار آنها نسبت به یکدیگر بود.

4-

5- عشق وایثار وفداکاری

6-    نا تانائیل ، آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جابیابی هر مخلوقی نشان از خداست وهیچ مخلوقی اورا هویدا نمی سازد .

7-   ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا کشف کرد. دریغا که نمی دانیم هم چنان که درانتظار اوبه سر می بریم ،به کدام درگاه نیازآوریم ،سرانجام این طور نیز میگوئیم که اودر همه جاهست ،هر جاونایافتنی است.

8-   هر دوبه زبان هنر یک مطلب رابیان می کنند ومنظور این است که بینش ،دید ، زاویه أی که انسان بر روی طبیعت می گشاید مهم تر ازآن چیزی است که می بینید.

خودآزمایی درس دوازدهم 100

1-     می،  عیش ومستی  ( بعضی قناعت وتلاش باتهذیب نفس) می دانند .

2-    درویش نوازی = بیت 4  أی صاحب کرامت .شکرانه ی سلامت  روزی تفقدی کن درویش بینوارا

   حسن   خلق : بیت5       آسایش دوگیتی تفسیر این دوحرف است      بادوستان مروت بادشمنان مدارا

اغتنام فرصت : بیت 3 دهروز مهر گرون افسانه است وافسون 

نیکی به جای یاران ، فرصت شماریارا

3-

4-تکلیف دانش آموزان است

درمورد آینه ی سکندر   فرهنگ معین

                              حافظ نامه ج 1 ص 134

                            دایره المعارف فارسی مصاحب، ذیل آیئنه

                            لغت نامه دهخدا

                           مکتب حافظ ص214-216

درمورد دارا    تاریخ ایران باستان ، حسن پیرنیا

                  آخرین شاه ،علی حصوری

                  ایران ازآنجا تا اسلام       رومن کریشمن

                   فرهنگ معین               مترجم دکتر محمد معین

     5- قیامت وبهشت

6- حدیث روضه نگویم،گل بهشت نبویم   جمال حور نجویم ، دوان به سوی توباشم

 می بهشت ننوشم زجام ساقی رضوان     مرا به باده چه حاجت که مست بوی توباشم

درس سیزدهم ص 105

1-     الف کثرت است یعنی سود فراوان

به روز نیک کسان گفت تا توغم مخوری   بسا کسا که به روزتوآرزومنداست

گرت سودای آن باشد کزین سودا برون‌ آیی   زهی سودا که خواهی یافت فرداازچنین سودا                              (سنایی)

نه من سبوکش این دیر رندسوزم وبس   بسا سرا که در این آستانه سنگ وسبوست                 ( حافظ)

2-    خداوند

3-    زیزدان دان نه ازارکان که کوته دیدگی باشد

                                             که خطی کزخرد خیزد توآن را ازبنان بینی

4-اوج- قعر /  سود-زیان/ امروز-فردا/اقبال-ادبار/عرش-فرش/ماه-چاه/و

5-ازبلندی به پستی وازعزت به ذلت آمدن

عرش کنایه ازآسمان / فرش کنایه اززمین

6-سر آلب ارسلان دیدی، زرفعت رفته برگردون

                                    به مروآتاکنون درگل تن الب ارسلان بینی

7-   1- هلیدن      2- هشتن

9-     تنی اصلی

درس چهاردهم( تربیت  انسانی وسنت ملی مان ص 109

1-     داستان کاوه آهنگروقیام اوعلیه ضحاک

2-    ص108  پاراگراف چهارم عبارتند از: احترام به حقوق خود ودیگران

احترام به آزادی خود ودیگران،عدالت خواهی وتنفراز زور،مسئولیت اجتماعی ووظیفه شناسی ،همکاری وزیستن بادیگران درصلح وصفا

3-   چون مردم به دین اسلام روی آوردند ودین اسلام که عدالت اجتماعی رابشارت می داد جایگزین قوانین خشک ونابرابر ساسانی  شدوفاصله های طبقاتی تجمل پرستی، فساد ونبود عدالت اجتماعی ،که عامل سقوط دولت ساسانی شد جای خود رابه مساوات ، برادری، برابری وآزادی داد که ازثمرات دین اسلام است.

4-    دانش آموزان وآزادگی ودین ومروت    این همه رابنده درم نتوان کرد

5-    زیرا مثنوی درعمق ودرلطافت فکردینی وعدالت خواهی با ذهن انسان قرن بیستم سازگار است.

6-   وحدت، ایثار وازخودگذشتگی، عدالت خواهی،ظلم ستیزی ونفی دیکتاتوری واستبداد شهادت طلبی ،مبارزه آرمانها،تحمل سختیها،خودباوری وبازگشت به خویشتن وتمایل به ارزشهای انسانی ومذهبی و

درس یازدهم(جلوه های هنر دراصفهان)ص 113

1-     اصفهان که همچون شاهزاده افسون شده است.

2-    زیرا زیبایی ورنگارنگی فصل بهار درکاهش نمایان است ولی این نقش ها ثابت وجامه وبی حرکت درعین حال همیشگی وجاوید است

3-   در افسانه های قدیم آمده است که افسون گران معمولا برای نجات کسی روح اورادر شیشه میکرده  ودرجای نامعلومی پنهان می کردند تا دشمن براودست نیابد .این تشبیه زیبا به خوبی توانسته است تصویری ازروح معماری ایرانی رانشان دهد که در بنا به کاررفته است . روحی که پس ازسالیان هم خیال زنده وحامل فرهنگی غنی است.ذوالفقاری

4-   به عقیده أی که در افسانه ها آمده که غولها وجادوگران و دیوها روح افراد را دررشته محبوس می کردند ودراین اصفهان به شاهزاده زیبا تشبیه شده است که روح او را درمینای کاشیها حبس کرده اند .

5-   آزادگی ووارستگی ، پای بند ، سرسبزی همیشگی، راست قامتی ورعنایی در اساطیریونان نشان سوگواری واندوه واز دست دادن یار است وچوب آن نشان فنا ناپذیری است

6-    طاووس وسرو

7-    سلاح = سلیح/ رکاب= رکیب/ مزاح=مزیح/ مهماز= مهیز/ کتاب=کتیب/ حساب=حسیب/ حجاب=حجیب/

درس شانزدهم (خسروو) ص 124

1-     کمیتش لنگ بود=کنایه ازناتوان بودن

مثل شاخ شمشاد =کنایه ازراست قامت وتوانا

سپر انداختن =کنایه ازتسلیم شدن وشکست خوردن

باب دندان =کنایه ازمطابق میل ومناسب بودن

2-محرومیت ازپدر ومادر،دوستی وهمنشینی با افراد تبه کاروبد،ناسالم بودن جامعه عدم استفاده ازتوانایی ها واستعدادهای خدادی ،خودو

3-بی توجهی والدین،عدم اعتماد به ارزش های خود ،بی ایمانی ،یاس ونومیدی ،طلاق ،فقر ،بیکاری،بی اعتمادی نسبت به آینده،کمبود های فرهنگی ،ناسالم بودن محیط،کمبودمحبت و

4-تکلیف دانش آموزان است.

5-حکایت

یکی را ازحکما شنیدم که می گفت : هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری درسخن باشد همچنان تمام ناگفته ،سخن آغازکند.

سخن راسرست أی خداوند وبن       میاور سخن درمیان سخن

خداوند تدبیر وفرهنگ وهوش         نگوید سخن ،تانبیند خموش

                                                     ازگلستان سعدی باب چهارم ص321

6--حروف اضافه ایهام دارد  1- حرف های زائد واضافی یاحرف بی مورد

                                         

                                        2-      حروف اضافه دردستور زبان فارسی  

 سخنرانی موجی ایهام دارد     سخرانی رادیویی که ازطریق امواج پخش میشود

                                       سخنرانی به روش موج گرفته ها یا ازسر بیخودی

                                      سخنرانی فردی موجی

7-اشتر به شعر عرب در حالت است              گرذوق نیست تورا کژ طبع جانوری

درس هفدهم (داروگ ،باغ بی برگی و) ص  135

1-فقر ومحرومیت وجامعه أی که درحال ویرانی وفروریختن  است.

2-وجدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد ازخشکیش می ترکد.

-        چون دل یاران که درهجران یاران

3-ابر رابه پوستین سرد نمناک تشبیه کرده است (ابر باآن پوستین  سردغمناک )

باغ راتنها ،ساکت ،عریان ،باشاخه های به رنگ شعله ی زرین توصیف کرده است.

  ( باغ  بی برگی روز وشب تنهاست /باسکوت پاک وغمناکش /

جامه اش عریانی است/ ور جزانیش جامه أی باید،بافته بس شعله ی زرتارپودش باد.

 4-باغ بی برگی

5-میوه های سر به گردون سای که درخاک خفته اند منظور بزرگانی که ازبین رفته اند.

6-تعداد اصحاب پیغمبر (ص) درجنگ بدر وتعداد یاران امام زمان (عج تعالی) درهنگام قیام مساوی است یعنی 313 نفر،ازطرفی نام فرمانده ی دوسپاه یعنی پیغمبر (ص) وامام زمان (عج تعالی) هر دومحمد است.

7-    شعر داروک وباغ من ینمایی ودارای وزن وقافیه ودارای آهنگ است.

8-    تکلیف کلاسی است شعر درمورد خزان

9-     تکلیف کلاسی است درمورد انتظار

درس هجدهم (سفر به خیر ،درسایه ساز نخل ولایت ) ص 142

1-     گون نماد انسان های اسیر وگرفتار وزندانی

        نسیم نماد انسان های آزاد ورها

2-    تکلیف کلاسی است

          وجه اشتراک :درهر دوشعر به دنبال آزادی ورهایی خود وسرزمین خود ازقید استبداد هستند ولی زندان واسیر شدن قدرت مبارزه را ازدست داده اند.

  • ·    درهردوشعر افراد زندانی ازنسیم وسحر درخواست می کنند که پیامشان را به دوستان وآزادیخواهان برسانندوطلب آزادی می کنند

وجه  افتراق * سفر به خیر درقالب شعر نونیمایی است ولی شعر ناله مرغ اسیر درغزل است

  • ·    شعر سفر به خیر به صورت سئوال وجواب اززبان گون ونسیم است .ولی شعر ناله ی مرغ اسیر اززبان خود شاعر است.

3-پیروزی که درکه دربازار کوفه خانه داشت روزی عرق ریزان کیسه أی آرد بر دوش داشت ودربازار کوفه می رفت حضرت علی (ع) به کمک اوشتافت وکیسه ی آرد رااز اوگرفت وبه خانه ی اوبرد ودرمنزل درکار پختن نان به اوکمک کرد وحضرت علی(ع) کودکان رابر پشت خود سوار می کرد وباآن ها بازی می کردآن بیوه زن که شوهرش دریکی ازجنگ ها از دست داده بود در حین کارکردن ازوضع وروزگار خود شکایت می کرد که علی همسرش رابه جنگ برده کشته شده است . پیرزن که حضرت علی(ع) رانمی شناخت مداوم از حضرت علی(ع) شکایت می کرد در همین حال یکی ازهمسایگان اوکه حضرت علی(ع) رامی شناخت به خانه ی اوآمد وبه پیرزن گفت هیچ میدانی این میهمان کیست ؟ گفت نه؟ اما هرکس است به من خیلی کمک کرده است زن گفت : این حضرت علی(ع) است .زن برای عذر خواهی به نزد حضرت علی(ع) آمد دید حضرت علی(ع) چهره وسینه اش رادرمقابل آتش تندر گرفته است ومی گوید: علی بسوز که درحکومت توکودکان یتیم فراموش شده باشند . بهر حال حضرت علی باآن همه عظمت وبزرگی درکنار تنور قرار می گیرد واسب کودکان می شود.

3-   خدا به معنی صاحب ، مالک . دارنده است .ودرکلمات مرکبی ش کدخدا دهخدا به معنی همین صاحب است . این واژه به معنی پادشاه هم به کار رفته است خدا از ریشه پهلوی خوتای (دیگه دوستت ندارم .   ) گرفته شده است

ودر اینجا به معنی همین پادشاه است . سابقه ی تاریخی آن بر می گردد به (( خد یو )) به معنای پادشاه ، خداوند خدا چه بزرگ است و مربوط به مثل ارزمان زردتشت است .

همه ی توصیفاتی که درموردحضرت علی (ع) درشعر آمده زیباست از جمله :

  • ·    پیش از تو ، هیچ اقیانوسی را نمی شناختم / که عمود بر زمین بایستد
  • ·    چگونه شمشیری زهر آگین / پیشانی بلند تو  این کتاب خداوند را از هم می گشاید 
  • ·    چگونه می توان به شمشیری ،دریایی را شکافت .
  • ·    در اخذ که گل بوسه های زخم های تنت رادشت شقایق کرده بود./مگر ازکدام باده ی مهر ، مست بودی / که با تازیانه ی هشتاد زخم ، بر خود زدی ؟و

6- باچشمانی که چون توراندیده اند یتیم هستند یا هر چشمی که تو را ندیده است یتیم است با چشمانی که محروم از دیدن توست و با ندیدن توتنها وبی کس ویتیم است .

7-هنگام که به همراه آفتاب /به خانه یتیمکان بیوه زنی تابیدی /

وصولت حیدری را /دست مایه ی شادی کودکانه شان کردی /

وبرآ ن شانه که پیامبر پای ننهاد /کودکان رانشاندی .

واز آن دهان که هدای شیر شیر می خروشید /کلمات کودکانه تورا دید ./

8-قالب شعر سپید است  -- وزن عروضی ندارد--- درمقام وصف عظمت حضرت علی(ع) کلامش بی ارزش واعتبار است --- درمقابل عظمت آن حضرت کلامش بی ارزش است

9-چون حضرت علی (ع) قرآن ناطق است وشاعرباز شدن فرق سر آن حضرت رابه دست ابن ملجم ملعون همانند کتابی می داند که باگشایش آن حقایقی راآشکار ساخته است که زمینه ی گسترش اسلام گردید .

ازطرف دیگر پیشانی مباز مغز واندیشه است واندیشه های والای حضرت علی(ع) درحکم کتاب الهی است یاخطوط پیشانی حضرت به خطوط کتابی می ماند که می توان از آن از گذشته وآینده خبر گیرد        نظر آقای ذوالفقاری

شعر تلمیمات زیادی دارد ازجمله:

10-  1- خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران . تلمیح به آیه فتبارکاحسن الخالقین ( سوره مومنون آیه 14)

2-    مور ، چه میداند که بر دیوار ه اهرام میگذرد تلمیح به اهرام ثلاثه ی عصر که از عجایب وشگفتهای جهان است

3-    توآن بلندترین هرمی که فرعون تخیل می توان ساخت.

تلمیح به اهرام مصروفرعون

4-    چگونه این حین که بلند بر زبر ماسواایستاده أی /درکنار تنور پیرزنی جای می گیری تلمیح به داستان پیرزنی که دربازار کوفه می زیست و

5-    چگونه شمشیری زهر آگینی پیشانی بلند تو-این کتاب خداوند را- ازهم می گشاید تلمیح به ضربت خوردن حضرت علی(ع)

6-    چاه ازآن زمان که تودرآن گریستی جوشان است .

تلمیح به زمانی که حضرت علی(ع) سردرچاه میکرد وبا چاه درددل می کرد ومی گریست

   تلمیحات دیگر اشاره به کفشهای پاره ی حضرت ، زخمی شدن حضرت علی(ع)‌درجنگ احد ، فتح خیبر وکشتن مرحب       ویتیم نوازی و

درس نوزدهم (حدیث جوانی ودرکوچه سار شب)  ص 145

1-بیت دوم (بایادرنگ وبوی توای نوبهار عشق  

                                                     هم چون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

2- آهو ایهام دارد 1- آهوی بیابان

3-عیب

              تشخیص

1-     همچون بنفشه سربه بیابان کشیده ام

2-    موی سپید را فلک به رایگان نداد .

3-    ای سروپای بسته به آزادگی مناز

4-    چون خاک درهوای تو ازپای فتاده ام

5-     چون اشک در قفای تو با سر دویده ام

 تکلیف کلابی است

وجه اشتراک : هر دو شعر مضمون واحد دارند آن هم قدر جوانی داشتن ، وقت را غنیمت شمردن ،زود گذر بودن عمر است و.

وجه افتراق : شعر پروین تعلیمی است ولی شعررهی معیری تعلیمی ،غنایی است

شعر پروین در قالب قطعه است ولی شعر رهی معیری درقالب غزل سروده شده است .

4-بیت آخر (( نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم وسزاست

                  اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند ))

5-بیهوده انتظار کشیدن زیرا نجات بخشی نیست .

6-    هر دو شعر درقالب غزل سروده شده است

نوع ادبی شعر (( حدیث جوانی )) تعلیمی ، غنایی و شعر (( درکوچه سار شب )) غنایی است.

-------------------------------------------------------------------خود آزمایی درس (امام شوشتری و)

1-     بعد از خواندن نماز ، مردم سوالات خود را در نامه أی می نوشتند و به امام جماعت می دادند و او به یک یک سوالات پاسخ مناسب می داد .

2-توصیف فرو رفتن در آب ص148 وص150، صید مروارید ، توصیف امام جماعت مسجد ص 147، توصیف غذای مدرسه ی امام شوشتری ص 147

3-ایران ،چون مردم ایران به زبان مردم فارس سخن می گفتند فارسی به معنی ایرانی تبدیل شده است .( ذوالفقاری )

4-    ×خورشید به تدریج پایین می رود و سایه های ستون ها و هیکل های پاسبانان ، روی خاک این زمین وایران سلطنتی درازتر می شود ص 156پاراگراف سوم

× روز در آغوش آسمان زیبا و سبزرنگ بدرود حیات می گوید .درآسمان رشته های باریکی از ابرهای کوچک به شکل عقیق قرمز دیده می شود .صدای اذان چوپانان به گوش می رسد.(ص 157 پاراگراف آخر)

5-    تکلیف کلاسی است

وجه اشتراک : هر دو انسان ها را به عبرت گیری از آثار باقی مانده پادشاهان دعوت می کند . کاخ هایی که یاد آور عظمت و بزرگی پادشاهان گذشته بوده ،اکنون به صورت خرابه أی بیرون آمده است و بیانگر آن می باشد که سرنوشت همه انسان ها چه فقیر چه ثروتمند ،چه قوی وچه ضعیف مرگ است .

وجه افتراق:نوشته ی علی پسر سلطان خالدیه نثر عادی است ولی نوشته ی خاقانی به صورت شعردرقالب قصیده است وعلاوه بر پیام عمیق آن دارای بیانی گیراوجذاب است .

------------=============================----------------                                                        خود آزمایی درس 21 (( خاطرات اعتمادالسلطنه و آن روزها ))ص168  1

1-     درحکایت (( اگر ممکن بود )) جایی که نویسنده حاضر می شود تمامی دندانهای او بشکند ودرعوض دندان شاه خوب شود .

2-   متملق و چاپلوس بودن درباریان شاه ، رشوه خوا بودن شاه ودرباریان وفساد اقتصادی دربار ، قصر وبد بختی درکل کشور عدم رضایت مردم از وضع دربار ، بی لیاقتی درباریان ، بی توجهی شاه ودرباریان به اوضاع کشور ومردم واداره ی مملکت ، توجه پادشاه ودرباریان به تفریح وخوش گذرانی وراحتی خود و

3-   خنده برادران ، گریه مادر، غم واندوه ولحن نصیحت گرانه پدر به هنگامی که اوبر خلاف عادت همگان إذا رابا دودست به دهان برد موجب شد که حرکات ورفتار طه حین تغییر کند واز زمان به بعد تصمیم گرفت که تمام کارهایش رادرخلوت وبه دور ازدیگران انجام دهد وازمردم دورمی گزیند تا مورد تمسخر آن قرار نگیرد

4-    ابوالعلا مصری ، چون ابوالعلا هم مثل او نابینا بود وخود را گرفتا ر همان مشکلات می دانست که ابوالعلا به آن ها دچار بوده است .

5-   بسیاری ازدعاها وقرآن راازپدر بزرگ نابینا یش آموخت زیرا اتاق اودرکنار اتاق پدربزرگش بود که درهنگام سحر که بلند می شد وبه خواندن نماز ودعا مشغول میگردید طه حین آنها رامی شنید ویاد می گرفت .

تصنیف خواندنی ومرثیه را ازخواهر ومادرش یادگرفت زیرا زنان مصری درهنگام تنهایی ساکت نمی نشستند ودرهنگام شادی تصنیف وترانه ودرهنگام غم وناراحتی باخود به نوحه گری ومرثیه خوانی می پرداختند وخواهر ومادر اوهم ازاین قاعده مستثنی نبودند واوبسیاری ازمرثیه ها وتصنیف هارا ازآنها فراگرفت .بسیاری ازداستان ها وافسانه ها راازطریق محفلهایی که پدرش با دوستان تشکیل می دادند وبه خواندن آنها می پرداختند از آنها فرار گرفت

خودآزمایی درس بیت ودوم ( شخصی به هزار غم گرفتارم و) ص 175-176

1-     بخت واقبال با من یار نیت وازهمان روز اول بخت بد من بود وسرنوشت وتقدیر من چنین بود ازاین روستارگان دشمن من هستند .

2-    جناس: محبوس ومنحوس

مراعات نظیر : طالع ، منحوس، اختر

منشخص: خونخواربودن اختر

کنایه : خونخواربودن اختر کنایه ازدشمن بودن

3- تقدیر وسرنوشت وستارگان چون در اکثرابیات خود رابی گناه می داند

بی گناهی ( عدم) اطلاع ازگناهش ، جلای وطن ، ستارگان واختران ونادانی خود به علت گرفتاری خود می داند

4-گفتم من وطالع نگونسارم

5-*من نگویم که مراازقفس آزاد کنید     قفسم برده به باغی ودلم شاد کنید

*ناله ی مرغ اسیراین همه بهر وطن است   مسکن مرغ گرفتارقفس هم چومن است

6-فاطمه فاطمه است/ آری اینچنین بود برادر/حج/هبوط/زن مسلمان/مسئولیت شیعه بودن/ پدر، مادر،مامتهیم /سر عقل آمدن سرمایه داری/فلسفه نیایش/شهادت /بازگشت به خویشتن بازگشت به کدام خویش ؟ ریشه اقتصادی رنسانس/پیام امید به روشنفکرمسئول و

7-او(حضرت علی(ع) ) برخلاف حکیمان دیگر ،برخلاف نوابع واندیشمندان دیگر که اگر نابغه اند مرد کار نیستند واگر مرد کارند ، مرد اندیشه وفهم نیستند واگر هردو هستند ، مرد شمشیر وجهاد نیستند ،واگر هرسه هستند ، مرد پارسایی وپاکدامنی نیستند ،واگر هر چهار هستند ، مرد عشق واحساس ولطافت روح نیستند واگر همه هستند خدا رانمی شناسند وخود رادرایمانشان گم نمی کنند وخودشان هستند ، اومردی است درهمه ابعاد انسانی ، همچون یک کارگر ، همچون من وتو کار می کند ، وبا همان پنجه های که آن سطرهای عظیم خدایی رابر کاغذ می نویسند ، پنجه درخاک فرو می برد.

 چاه می کند قنات احداث می کند ودرشوره زار آب بر می آورد.

درست یک کارگر ، امانه درخدمت این وآن ونه درخدمت خویش .دردل قنات ناگهان فریاد می زند بالایم بکشید .وچون به بالای قناتش می آورند سرورویش راگل پوشانده است آب فواره می کشد ودرآن بیابان سوزان پیرامون مدینه نهر جاری می شود .بنی هاشم خوشحال می شوند ، اما اودرهمان حال نفس نگردانده می گوید : (( مژده بروارثان من که ازاین آب یک قطره نصیب اند ))

که برمن وتو وقف کرده است ، برادر.

                                         (آری اینچنین بود برادر ص 13و14)

خود آزمایی درس بیست وسوم (کعبه ی مخفی )ص 183

1-خدا

2- مخفی ایهام دارد   1- تخلص شاعر ، مشخص ،تلمیح ،تشبیه ،مراعات نظیر و..

3- درسخن مخفی شدم مانند بودربرگ گل   هرکه خواهد دیدنم گودرسخن بینند مرا

خودآزمایی درس بیست وچهارم ( مسافروریشه ی وپیوند) ص 187

1-     سنگر شهید

2-    اشک آلود بودن دستمال دراثر گریه ، منظور ازپولک قطرات اشک است

3-   دستمال او، دستمالی که مهر وتسبیح وانگشتر رادرآن قرار داده بود /دستمالی که با آن زخم بازوی هم سنگرش را می بست/ دستمالی که اشک های چشم شهید راپاک می کرد واشک اورا می پوشاند

4-    پیوند وعلاقه به اقلیم او بی اثر یعنی ایران زیرا خراسان گذشته که مهد بزرگان  زیادی بوده اند یادآور گذشته ودیرینگی روابط دوکشور است .

درسینه ام شور وعشق وپیوند زیادی به ایران ،اقلیم ادبی دارد زیراخراسان بزرگ که مهد بزرگان زیاد وخواستگاه وپاسدار شعر وادب بوده است یادآور گذشته ودیرینگی روابط دو کشور است به حال پیوند وعلاقه شاعر به اقلیم ادبی اثریعنی ایران رابیان می کند .

5-احساس لطیف شاعر وشور حماسی وملی وتاریخی وافتخار به بیشه فرهنگی وعشق اوبه ادبیات ووطن ادبی خود ، ایران امروز وگذشته می باشد.

[ دوشنبه ٧ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٦:٠٧ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

آغاز فروزش مهر بر مهرجویان و مهراندیشان و مهرآیینان خجسته باد.

بوی ماه مهر

باز آمد بوی ماه مدرسه *** بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر ماه مهربان *** بوی خورشید پگاه مدرسه

از میان کوچه های خستگی *** می گریزم در پناه مدرسه

باز می بینم ز شوق بچه ها *** اشتیاقی در نگاه مدرسه

زنگ تفریح و هیاهوی نشاط *** خنده های قاه قاه مدرسه

باز بوی باغ را خواهم شنید *** از سرود صبحگاه مدرسه

روز اول لاله ای خواهم کشید *** سرخ بر تخته سیاه مدرسه

 

قافله سالار شعر انقلاب اسلامی مرحوم «قیصر امین پور»

[ سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٦:۱۱ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

ساختار شناسی واژگان - وجه نام گذاری واژه ها در زبان فارسی

-1سیب: به معنای سود و فایده است،زیرا این میوه ی بهشتی بیشترین فواید را در بین میوه ها به خود اختصاص داده و لقب طبیب خانواده گرفته و متضاد آن با پیشوند منفی ساز ( آ ) آسیب، که به معنای زیان است.

-2بیمار: از دو تکواژ بی و مار ساخته شده است که ماربه معنای سلامت و صحت است. چون در قدیم ازآن برای درمان بسیاری از امراض استفاده می کردند و حتی امروزه در آرم وزارت بهداشت شکل یک مار که دور یک ظرف آزمایشگاه حلقه زده دال بر این مدعاست. این کلمه با پیشوند منفی ساز ( بی)به معنای ناخوش و مریض است.

-3شام: معنای درست آن خوردن است که امروزه به عنوان یک وعده ی غذایی در شب به کار می رود و با (آ) منفی ساز به معنای نوشیدن تغییر معنایی می دهد.

-4دختر: مخفف واژه ی دوخت و درز است .در قدیم کار عمده ی دختران دوخت و درز بوده است.

-5پسر: مخفف پوست در. چون پسران وظیفه ی شکار و پوست کندن حیوانات را عهده دار بودند.

-6پاسخ: مخفف پاد سخن، پاد به معنای مقابل و متضاد است. مثل پاد زهر ( ضد زهر)

-7ماس: یعنی متراکم و  بسته .با پیشوند منفی ساز (آ) آماس: متورم

-8کندن: گود کردن و خالی کردن. آکندن: پر کردن

-9سوده: ساییدن و سوهان زدن و آرزدن . آسوده: راحت و آرام

-10خوار: سبک، با پیشوند دش که منفی ساز است واژه ی  دشخوار(دشوار) ساخته می شود به معنای سخت.

-11دشمن: دش به معنای بد، کسی که برایم بد است. دشنام، دژخیم و دشوار

-12خر: به معنای بزرگ،  و درشت. پیشوند کلماتی نظیر: خرمهره، خرخوان، خر پشته

-13خر مگس: مگس بزرگ

-14خربزه: اصل آن خرپوزه است. این میوه شبیه یک پوزه ی بزرگ است.

-15سان: به معنای سخت و آهنی که آسان معنای متضاد آن است.

-16میزبان:  میز به معنای مهمان و بان به معنای مسئول. باغبان، دیده بان و.....

-17کَت: یعنی تخت ،نیمکت تخت کوچک.

-18دوشیزه: دوش و پسوند ایزه ( مسئول دوشیدن)در قدیم کار دختران مجرد دوشیدن شیر گاو و گوسفند بوده است.

-19کوچه: کوی کوچک، محله کوچک، چه پسوند تصغیر

-20دبستان: اصل آن ادبستان است ، محل تحصیل دانش و فرهنگ

-21زمین: زم به معنای سرد و ین پسوند نسبی، در آغاز آفرینش زمین گوی آتشین بوده و پس از میلیون ها سال سرد شده است.

-22زمستان: از دو تکواژ زم به معنی سرد و ستان پسوند زمان

-23تابستان: از تاب یعنی گرم و ستان پسوند زمان

-24بوستان: از بوی و ستان ساخته شده ، مکان خوش بو

-25کلوچه: از کلوا که نوعی شیرینی است و پسوند تصغیر چه ساخته شده

-25پادشاه: شاه به معنای فرمان روای کوچک و در مقابل پادشاه که سیطره اش بزرگتر و بیشتر است.

-26دلیر: دل به معنای جرات و یر پسوند دارندگی است.

-27آسمان: آس به معنای سنگ زیرین آسیاب که هم گرد است و هم می چرخد ، مان پسوند آن

-28کوهان : کوهان شتر شبیه کوه است و ان کوهان پسوند شباهت است

-29هندوانه: دو نظر در خصوص این واژه وجود دارد: اول آن که اصل این میوه از هندوستان است دوم چون هندوستان در گذشته سرزمینی وسیع تر از امروز بوده و این میوه هم بسیار بزرگ است به این نام شهرت یافته.

-30ایران: از نژاد آریا

-31اصفهان: اصل آن اسپاهان به معنی محل استقرار سپاه جنگی که با ورو د زبان عرب این واژه تغییر لفظی پیدا نموده: اسفاهان-  اصفهان

-32جارو: از دو تکواژ جای و روب ساخته شده

-33شلوار: شل یعنی ران و پسوند وار به معنای مانند، لباس شبیه ران

-34چمدان: اصل آن جامه دان، جا لباسی. این واژه وارد زبان روسی شده و با عنوان چمدان مجدد در زبان فارسی رایج شده.

-35جوان: از ریشه ی جن به معنای پر تحرک و پر جنب وجوش

-36کدخدا: کد یعنی خانه و خدا به معنای صاحب

-37کدبانو: بانوی خانه

-38پیژامه: اصل فارسی آن پاجامه ، لباس پوشش پا. این واژه وارد زبان های اوپایی شده و با عنوان پیجامه و پیژامه رایج است.

-39آبشار: شاریعنی ریختن، ریزش آب

-40بیابان: از تکواژ های بی آب بان، بان پسوند مکان، منطقه ی بی آب

-41خراسان: اصل آن خورآسان(خور : خورشید) چون در ایران خراسان قبل از کلیه شهرها خور شید طلوع می کند

-42فرزانه: از ترکیب فره به معنای زیاد و زان از ریشه ی ذانستن یا دانستن، کسی که زیاد می داند

-43نماز: به معنای خم شدن به نشان احترام و تواضع و ایرانیان آن را در مقابل صلاه عربی به کار می برند.

-44روزه: به معنی گرسنگی و معادل صوم عربی

-45خدا: اصل آن خوتای به معنی شاه و صاحب که معادل الله عربی است

-46چای: اصل این گیاه از چین است و به همین نام رایج شده

-47همبرگر: اصل آن از هامبورگ آلمان است و به نام همان شهر رایج شده

-48خرگوش: خر یعنی بزرگ و این حیوان گوش های دراز و بزرگی دارد

-49موش: به معنای زیرک و با هوش که مناسب حال این جونده است

-50فراموش: موش یعنی هوش و فراموش نداشتن هوش و حواس

-51یارانه: معادل سوپسید یعنی کمک و یاری

-52سوگند: نام گیاهی گوگردی که در گذشته های دور در ایران کهن برای اثبات درستی یا نادرستی گواهی و شهادت به شخص گواهی دهنده می دادند ، اگر شخص گواه و شهادتش در مورد موضوع راست بود آن گوگرد بر وی اثر نمی کرد و چنانجه شخص خلاف حقیقت را می گفت از شدت مسمومیت تلف می شد و در اصطلاح به آن وَر سرد (آزمایش سرد) و  اگر این آزمایش با آتش صورت می گرفت ور گرم می گفتند (مثل در آتش افکندن سیاوش) بعدها هرکس می خواست ادعای خود را ثابت کند اصطلاح سوگند می خورم را به کار می برد

 

-53آسمان: از آس به معنی سنگ زیرین آسیاب و مان پسوند شباهت، چون سنگ زیرین آسیاب مدور و حول محور خود می چرخد، آسمان نیز مدور و در حال چرخش  ست.

 

 منبع: وبلاگ ِایستگاه  واژه شناسی

 

[ جمعه ٢۱ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

ساختار شناسی واژگان - ریشه ی برخی از واژه ها

 -1 حقه باز: حقه ( جعبه مخصوص نگهداری اشیای قیمتی که سر باز بود) + باز: فرد متخصص در بازی و جابه جایی حقه ها.

 * در قدیم افرادی به عنوان تردستی چند حقه را با رنگ های مختلف، واژگون بر زمین می گذاشتند و مهره ای در زیر یکی از آنها می نهادند سپس با جابه جایی حقه، مهره را ازحقه ای به حقه ی دیگر منتقل می کردند که مایه ی شگفتی تماشاگران می شد. این واژه بعدها بار منفی یافت و امروزه مترادف با واژهای نیرنگ باز و فریبکار می باشد.

-2پاسخ:  پات(ضد- مقابل) + سخون یا سخن  = جواب سخن

 *این واژه بعدها با کاهش واج در دو جز خود به صورت پاسخ درآمد.

 -3 کهربا: کاه+ ربا (بن مضارع ربودن)= رباینده کاه

 *  کهربا در حقیقت نوعی صمغ مترشح از درختان است که اگر به پارچه ابریشمی مالش داده شود خاصیت الکتریسته پیدا می کند و ذرات کاه و خرده های کاغذ را جذب می کند.  بعد ها که ادیسون جریان برق را اختراع کرد این واژه در زبان عربی به الکتریسته اطلاق شد.  جالب این جاست در برابر این کلمه فارسی که در زبان عربی رایج است کلمه عربی(برق) درزبان زبان فارسی به کار می رود.

 -4 زمهریر:  زم ( سرما) +  هریر( موجب )= موجب  و دلیل سرما -بادسرد

 -5 فردوس:از دو جزء ترکیب یافته است: Pairi ) پیرامون ) + ( Daeza) ( معنی انباشتن و دیوارکشیدن )=  درختکاری و گل کاری پیرامون ساختمان

*  اصل این واژه که به صورت پردیس می باشد با معرب شدن به شکل فردوس در آمد و به زبان عربی راه یافت.

 -6 پیژامه: پای + جامه = جامه ی پا

* این واژه از زبان فارسی وارد هندوستان شد و از آنجا به زبان انگلیسی راه یافت سپس با تغییر شکل  به صورت پیژامه به کشور مصدر بازگشت.

 -7 شلوار : شل (ران ) + وار (پسوند شباهت) = جامه ای که شبیه ران است

 -8 آدینه : این واژه در ایران باستان: ati-ayanaka  بوده است که به معنای به سویی رفتن، به سویی حرکت کردن، جمع شدن، اجتماع کردن می باشد.

 

*در عربی هم روز جمعه معنای روز جماعت و روز گردهمایی را می‌دهد.

 -9 آفرین : afri) افسون، دعای خیر) +   vana:( آروز، خواست(

* ریشه لغت آفرین از fri به معنی توجه کردن و خشنود کردن می‌آید. لغت نفرین همان (نه +آفرین) است.

 -10هندوانه: هندوان + ه (نسبت) = میوه ای که از هند می آید.

 -11یخچال: یخ+ چال ( گودال)= گودالی که  در آن یخ نگهداری می شد.

 -12آبشار : آب + شار (بن مضارع شاریدن به معنی ریختن) = ریزش آب

  - 13بوستان = بوی (رایحه) + ستان = جایی که گل های خوشبو بسیار باشد.

 - 14بیابان : بی + آب + ان = مناطقی که بی آبند.

 -15 پاکیزه : پاک + ایزه یا ایچه (پسوند)= پاک

  - 16 پایین : پای+ ین (پسوند نسبت)

 -17 پیغمبر : پیغم(مخفف پیغام) + بر (بن مضارع بردن) = کسی که پیام می برد.

 - 18کنیز: کن( زن) + یز( پسوند صغیر) = زن کوچک

 -19  الکی: الک ابزاری است که از سیمهای باریک بافته می شود، مانند غربال، ولی سوراخهای آن کوچکتر است. به همین جهت بیخته آن بسیار نرم است. سابقاً که الک سیمی معمول نبود و یا در مناطقی که الک سیمی نداشته اند، پارچه های بسیار نازک پنبه ای را مانند الک سیمی به چوب وصل می کردند و آرد و سایر چیزهای نرم را به منظور بیختن از آن عبور می دادند. این نوع الک مانند سیمی آن داری دوام نبوده و پس ازمدتی از بین می رفت. بعدها با توجه به این عدم استحکام آن، نماد سستی و کم دوامی شد و واژه «الکی»شکل کنایه به خود گرفت

 -20گاوبندی: تا چندی پیش که تراکتور و سایر ابزارآلات موتوری وجود نداشت شخم زدن به وسیله گاو صورت می گرفت به مرور زمان واژه « گاوبندی »با امور کشت و زرع ترادف پیدا کرد.

اما معنای مجازی آن که « تبانی »و « شرکت در منافع نامشروع » از آنجا سرچشمه گرفته است که مباشران و متصدیان وصول بهره مالکانه برای آنکه منافع بیشتری نصیبشان گردد با یک یا چند نفر از خوش نشینها در زراعت و گاوبندی شریک می شدند و منافع حاصله را با یکدیگر  تقسیم می کردند.بدین گونه که زمان دریافت بهره مالکانه که برمبنای مساحت اراضی تحت کشت تعیین و از کشاورزان وصول می شد مباشر مساحت زمینهای شراکتی را که با خوش نشینها گاوبندی کرده کمتر از میزان مقرر تقویم می کرد و یا اصولاً به حساب نمی آورد تا زیان و ضرری متوجه او و شریک گاوبندیش نشود . استمرار در این عمل از طرف مباشر و خوش نشین موجب شد که از عبارت گاوبندی در افواه عمومی به معنی مواضعه و تباین و شرکت در منافع نامشروع  استناد و تمثیل کنند

[ جمعه ٢۱ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed