ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

مذهبی – رمضان - در مدح حضرت علی (ع(

 

آنجا که نبود هیچ دادرس مرا      یا مرتضی علی(ع) تو به داد رس مرا

یـا عـلی مــــدد

دست دعا سوی علی کن دراز     زو بطلب هرچه که داری نیاز

اوست پناهنده و هم چاره ساز     اوست چو محمود و تویی چون ایاز

 

فاش بگو دست خدا دست اوست       هستی هر صاحب هستی از اوست

مغز،علی،غیر علی جمله پوست        هرچه که بینی همه در شست اوست

 

اسـم عـلـی اسـم الـهی بـود                           مَسـند او مَسـند شـاهـی بـود

کی بجز او کهف و پناهی بود                       مـنکر او اهـل تـبـاهـی بـود

 

کیست علی قبله اهل سلوک               کیست علی ماحی شرک وشکوک

کیست علی مالک کل ملوک               ز اَمر علی شمس بیاید دُلوک

 

قبله ما روی دلارای اوست           کعبه ما مسکن و مأوای اوست

مقصد ما دیدن سیمای اوست         سجده گه ما قدم و پای اوست

 

عارف و سالک نشناسد جز او             جز به جنابش نکند هیچ رو

جز گـل رویــــش نکـند هیچ بو     روز وشبش نیست جزآن روی وموی

 

تو مطلب یار به غیر از علی                   تو مطلب جار به غیر از علی

هست طلب عار ز غیر از علی                     نیست مددکار به غیر از علی

 

کیست علی آدم و شیث و خلیل                 کیست علی نوح و کلیم جلیل

کیست علی ذات خدا را وکیل                  کیست علی گمشدگان را دلیل

کیست علی مرشد روح الامین                 کیست علی حامل عرش برین

کیست علی آنکه لَدَینا مَکین                    کیست علی آنکه امام مبین

کیست علی آنکه ندارد مثل                    کیست علی آنکه ندارد بدل

کیست علی کاسِر لات و هبل                 کیست علی مطلب جمله مِلل

کیست علی فاتحة کانئات                      کیست علی خاتمة ممکنات

کیست علی جامع کل صفات                  کیست علی خالق کل مَمات

غیر علی باطن و ظاهر مبین               غیر علی اوّل و آخِر مبین

غیر علی حاکم و قاهر مبین                غیرعلی حاضر و ناظر مبین

غیر علی مُظهر یوم النشور                کیست علی مُخرج ما فی القبور

کیست علی نور ده ماه و هور             کیست علی آنکه از او نار و نور

غیر علی کیست به هرجا پدید            غیر علی کیست بیاید به دید

غیر علی کیست دهد او نوید              غیر علی کیست که آرد وَعید

کیست علی منجی آدم ز غم               کیست علی ناجی نوح از الم

کیست علی صاحب سرً قِدم               کیست علی صاحب لوح و قلم

غیر علی در همه عالم مبین              غیر علی آدم و خاتم مبین

غیر علی کاشف هر غم مبین            غیر علی همدم و محرم مبین

غیر علی قبله «حجت» مباد            غیر علی کعبه «حجت» مباد

غیر علی معبد «حجت» مباد           غیر علی مقصد «حجت» مباد

 

سجده گهش جای دو پای      علی تاج سرش فر همای علی

می نزید  جز ز برای علی      جان روانش به فدای علی

[ جمعه ٢٧ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان – شب قدر

امشب از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد . امشب چشمانم را با آب توبه می شویم و کلام قرآن در دهانم می ریزم تا خواب چشمانم را نیازارد ( با عرض تسلیت لیالی قدر ، خواهشا این بنده حقیر را از دعای خیر خویش فراموش نکنید)

از عرش صدای ربنا می آید

آوای خوش خدا خدا می آید

فریاد که درهای بهشت باز کنید

مهمان خدا سوی خدا می آید

[ چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:٠۳ ‎ب.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان – مناجات قدریّه

درتمام مدّت شب قدر، داعیان را اجابت وعاصیان را مغفرت ومحّبان را کرامت است، دراین شب که مقربان آسمان، سلام حق به بندگان میرسانند وانوار رحمت برسر اُمت محمّدى مى افشانند وطاعتهاى با تقصیر را مى پذیرند ومعصیتهاى بى شمار را مى آمرزند، بیائید تا... ما نیزدراین شب ُپرقدر، نیاز خود عرضه کنیم وهمگى یکدل و یک زبان گوئیم: خداوندا! به ُحرمت سیّد مختار و به ُحرمت متقیان ابرار و به ُحرمت مهاجر و انصار، که ما را دراین شب بزرگوار، ازخلعت و مغفرت نصیب تمام ارزانى فرما وازگناهان ما درگزار وهمه را به جوار رحمت خود برسان، الهى! کدام زبان به ستایش تو رسد؟ کدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد؟ خدایا ازما هرکه را بینى معیوب بینى، هرکه را بینى همه با تقصیر بینى، با اینهمه باران رحمت تو باز نیایستد و جز ُ گل کرم نروید! یاجلیل ویا جّبار، یاکریم ویاغفارــ یا اله العالمین وخیرالناصرین بفضلکَ وکرمکَ یا اکرم الاکرمین ویا ارحم الراحمین الهم صّل ِ علی مُحمّدٍ وآلهِ مُحمّد 

[ چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:٠٢ ‎ب.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان - لیلة القدر

ماه رمضان تمام روز ها و شبهای آن تمام ساعات و دقایق آن و تمام لحظات آن سرشار از فیض و برکت و درخشش انوار الهی میباشد اما شب قدر جایگاه اختصاصی خود در ماه رمضان را دارا میباشد.عبادت در این شب متبرک بسیار ثواب و اجر عظیم داشته و همان طور که این شب از هزار ماه بهتر است عبادت هم به هزار درجه افضل میباشد و درصد اجابت دعا در این شب بسیار بالا است پس بکوشیم تا این شب را دریابیم و با ذکر خدای متعال و انجام اعمال نیک و دستگیری از تهیدستان و یتیمان و بیوه زنان از خدا بخواهیم که سعادت یافتن این شب را نصیب مان گرداند.

قدر دو معنی دارد یکی اندازه کردن وقت و فیصله کردن است یعنی اینکه خداوند(ج) اندازه هر چیز را مشخص کرده و وقت آن را معین میکند احکام نازل میدارد و تقدیر هر چیز را مقرر میدارد . آیت قرآن کریم است: (فیها یفرق کل امر حکیم* امرا من عندنا.«الدخان آیات ۴ و۵»«  در آن شب هر فرمانی بر حسب حکمت صادر میشود. فرمانی از جانب ما.»

معنی دیگر قدر عظمت و بزرگی است . یعنی لیلة القدر آن شبی است که در نزد خداوند(ج) بسیار با عظمت و با فضیلت است و برای قدر و عظمت آن این دلیل کافی است که خداوند متعال این نعمت عظیم یعنی قرآن مجید را نازل فرموده است.

صدقه فطر بر هر مسلمانی که زندگی متوسط و آرامی داشته باشد ؛ بر زن و مرد و بالغ و نابالغ واجب است و آنکسی که بیشتر از ضروریات اصلی دارائی داشته باشد صدقه فطر بر آن واجب است و برای واجب شدن صدقه فطر ضروری نیست که مثل حکم زکات یک سال بر مال شخص بگذرد بلکه اگر از چند لحظه قبل از طلوع فجر نیز خداوند (ج) کسی را صاحب ثروتی ساخت پس صدقه فطر بر وی واجب میگردد

در روایات مختلف است که لیلة القدر در دهه آخر ماه ماه مبارک رمضان است و از جضرت عایشه (رض) روایت است که حضرت محمد(ص) فرمودند:« لیلة القدر را در ده شب آخر ماه مبارک رمضان و در شب های طاق جستجو کنید.»(صحیح البخاری)

از حضرت عایشه (رض) روایت است که رسول الله (ص) در دهه اخیر رمضان چنان به ذکر و عبادت توجه خاص میفرمودند که در ایام دیگر نمی فرمودند رسول اکرم (ص) در این شب بیش از پیش به سجده و قیام و ذکر و تسبیح ترغیب نموده فرمودند: « هنگامیکه لیلةالقدر می آید پس جبرئیل امین با جمع کثیری از ملائکه به زمین فرود می آیند و برای آن بنده دعای رحمت و مغفرت میکنند که ایستاده و نشسته به ذکر و یا عبادت خداوند(ج) مشغول میباشد» و همچنین ارشاد فرمودند که: « ای مردم بر شما ماهی آمده است که در آن شبی است که از هزار ماه افضل است . آن کسی که از این شب محروم ماند پس وی از همه امور خیر محروم گردیده است و در این شب کسی از خیر و برکت محروم میگردد که وی واقعا محروم است»(ابن ماجه)

در شب قدر هر دعای که انسان به درگاه خدای متعال بکند مورد قبول واقع میشود و بیان حضرت عایشه (رض) است که: من به رسول کریم (ص) گفتم که اگر برایم معلوم گردد که کدام شب لیلة القدر است به من بگوئید که در آن شب چه دعای بکنم؟رسول خدا(ص) فرمودند این دعا را بخوان:« اللهم انک عفو کریم تحب العفو فاعف عنی» یعنی ای بار خدایا ! تو نهایت آمرزنده و بخشنده ای و آمرزش برایت پسندیده است پس خطا های مرا عفو کن.»

امیدواریم که خداوند توفیق عنایت فرماید تا از جمله مقربان درگاهش گردیده و با انجام فرائض واجبات و سنن و مستحبات و شب زنده داری در این ماه پر فیض این شب متبرک را هم دریابیم و با دعا و نیایش از خداوند(ج) بخواهیم که گناهان ما را عفو کرده و حاجات ما را بر آورده سازد.

و ما توفیقی الا باالله

[ چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان - علائم و منزلت لیلة القدر

قال الباقر علیه السلام: 

سالته عن علامة لیلة القدر، فقال: علامتها ان یطیب ریحها، و ان کانت فى برد دفئت، و ان کانت فى حر بردت فطابت. (1)

ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت لیلة القدر پرسید؟ پس امام (ع) فرمود: علامت لیلة القدر این است که بوى خوشى از آن پخش مى‏شود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملایم مى‏گردد، و اگر لیلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنگ و معتدل و نیکو مى‏گردد.

توضیح: 

علامه طباطبائى در علایم شب قدر مى‏گوید: روایات در معنى و خصایص و فضایل شب قدر بسیار است، در بعضى از آن روایات علامتهایى براى شب قدر ذکر کرده از قبیل اینکه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏کند و هواى آن روز معتدل است. (المیزان، ج 40، ص 332)

قال ابو عبد الله علیه السلام:

لیلة القدر فى کل سنة و یومها مثل لیلتها. (2)

ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مى‏باشد.

قال النبى (صلى الله علیه و آله):

ان انا ادرکت لیلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافیة‏». (3)

ترجمه: به پیامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دریابم از خدا چه چیزى را مسئلت کنم؟ فرمود: «عافیت را». 

قال موسى (علیه السلام): 

الهى ارید قربک، قال: قربى لمن استیقظ لیلة القدر،

قال:

الهى ارید رحمتک، قال: رحمتى لمن رحم المساکین لیلة القدر،

 قال:

الهى ارید الجواز على الصراط، قال: ذلک لمن تصدق بصدقة فى لیلة القدر،

 قال:

الهى ارید من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلک لمن سبح تسبیحه فى لیلة القدر،

 قال:

الهى ارید النجاة من النار، قال: ذلک لمن استغفر فى لیلة القدر،

 قال:

الهى ارید رضاک، قال: رضاى لمن صلى رکعتین فى لیة القدر. (4)

ترجمه: 

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزدیک شوم، فرمود: قرب من از آن کسى است که شب قدر بیدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن کسى است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن کسى است که در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از میوه‏هایش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن کسى است که در شب قدر تسبیحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهایى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن کسى است که در شب قدر استغفار کند: گفت‏خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن کسى است که در شب قدر دو رکعت نماز بگذارد.

توضیح:

لیلة القدر شبى است که قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدیر و اندازه‏گیرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث یکسال را یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏نماید، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چیزهایى از این قبیل را مقدر مى‏سازد. 

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) ص 95

جمعى از نویسندگان

پى نوشتها:

1- وسائل الشیعه، ج 7 صفحه 256.

 2- وسائل الشیعه، ج 7 صفحه 262.

 3- مستدرک الوسائل، ج 7 صفحه 458.

 4- مستدرک الوسائل، ج 7 صفحه 456. 

[ چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٥٩ ‎ب.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان - اعمال شبهای مبارک قدر                      

اعمال شب نوزدهم

چند چیزاست اول صدمرتبه( اَستَغفِرُاللَه رَبّی وَ اَتُوبُ اِِلَیهِ) دوم صدمرتبه(َاللّهُمَ العَن قَتَلَهَ اَمیرِاَلموُمِنینَ)

سوم بخوانددعاء(یاذَالَذی کانَ) که درقسم چهارم بخواند(اَلّلهُمَ اجعَل فیما تَقضی وَ تَقدِّیرُ مِنَ الَاَمرِالمَحتُوم..........)وبه جای این کلمه حاجت خودرا ذکرکند

شب بیستم یکم

فضیلتش زیادترازشب نوزدهم است و باید اعمال آن شب را ازغسل واحیاء وزیارت و نماز هفت قل هو الله وقرآن برسرگرفتن وصدرکعت نمازودعا جوشن کبیر وغیرها دراین شب به عمل آورد ودرروایات تاکید شده در غسل واحیاء وجدوجهد درعبادت دراین شب ومذاکره مسائل علمی,دعاهای مخصوص مانند:دعای (یامولج اللیل....)وفرستاده صلوات زیادوسعی و کوشش درنفرین برظالمین آل محمد(ص) ولعن برقاتل امیرالمومنین(ع).

شب بیست و سوم

1- خواندن سوره عنکبوت و سوره دخان 2- دعای مخصوص مانند اللهم کل لولیک....ودعای مکارم الاخلاق ودعای توبه 3- غسل دیگر درآخر شب.

 و آنکه شب قدریکی از این دوشب است و درچند روایت است که از معصوم سوال کردند که معین فرمایند که شب قدر کدام یک از این دو شب است تعیین نکردند بلکه فرمودند(ما اَیسَرَ لَیلَتینَ فیما تَطلُبُ )یاآنکه فرمودند(ماعَلَیکَ َان نَفعَلَ خَیُراً فی لَیلَتینَ ونَحو ذلِک وَ قالَ شَیخِنا اَلصُدوُق:فیما اَملی عَلَی المَشایِخِ فی مَجلِسٍ واحِدٍمِن مَذهَبِ الاً مامِیَّهِ وَ مَن اَحییَ هاتَینِ الَلَیلتَینِ بِمذا کَرَهِ العِلمِ فَهُوَ اَفضَلَ و بالجمله از این شب شروع کند به دعاهای شبهای دهه آخرکه ازجمله این دعا است که شیخ کلینی درکافی از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود می گویی دردهه آخر ماه رمضان درهرشب (اَعُوذبجلال وجهک الکریم ان ینقضی عنی شهر رمضان اویطلع الفجر من لیلتی هذه ولک قبلی ذنب او تبعه تعذبنی علیه ) ودرحاشیه بلدالامین نقل کرده که حضرت صادق (ع)درهرشب ازدهه آخربعدازفرایض ونوافل می خواند(االهم ادعنا حق مامضی من شهر رمضان واغفر لی تقصیر........)وفرمود هرکه بگوید این رابیامرزد حق تعالی تقصیری که از او سرزده درایام گذشته ازماه رمضان ونگه دارد اوراازمعاصی .

اعمال مشترک شبهای قدر

1- غسل(مقارن غروب آفتاب بهتراست)

2- دورکعت نماز(درهررکعت بعداز حمد,هفت مرتبه سوره توحید)بعدازآن نماز,هفتاد مرتبه استغفرالله واتوب الیه.

3- احیا(قرآن مجید رادرمقابل خود بگشاید و بگوید):

اللهم انی اسئلک بکتاب المنزل ومافیه وفیه اسمک الاکبر واسماوک الحسنی و مایخاف ویرجی تجعلنی من عتقائک من النار.

آنگاه قرآن رابرسرنهاده بگوید:اللهم بحق هذاالقرآن وبحق من ارسلته به و بحق کل مومن مدحته فیه وبحقک علیهم,فلا احد اعرف بحقک منک:

درهمین هنگام هریک از این اذکار راده مرتبه بگوید.

بک یا الله,بمحمد, بعلی,بفاطمه,بالحسن,بالحسین,بعلی ابن الحسین,بمحمد بن علی,بجعفربن محمد,بموسی بن جعفر,بعلی بن موسی,بمحمد بن علی,بعلی بن محمد,بالحسن بن علی ,بالحجة القائم بالحق.

4- زیارت امام حسین علیه السلام.

5- صدرکعت نماز و دعاهای مخصوص دیگر ونیز طلب آمرزش ودعا برای مطالب دنیاوآخرت وپدرومادر و خویشان خود و برادران مومن(زنده و مرده) واذکار و صلوات برمحمد وآل محمد(ص)

ونیزدعای جوشن کبیر........

 

[ چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی - رمضان - تفسیر سوره قدر

 سوره قدر مکى است و پنج آیه دارد

 سوره قدر آیات 1 - 5 

بسم الله الرحمن الرحیم انا انزلناه فى لیلة القدر (1) و ما ادراک ما لیلة القدر (2) لیلة القدر خیر من الف شهر (3) تنزل الملئکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر (4) سلام هى حتى مطلع الفجر (5).

ترجمه آیات

 به نام خداوند رحمان و رحیم.ما این قرآن عظیم الشان را(که رحمت واسع و حکمت جامع است) در شب قدر نازل کردیم(1).

و تو چه مى ‏دانى شب قدر چیست؟(2).

شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).

در این شب فرشتگان و روح(یعنى جبرئیل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشت‏خلق) نازل مى‏شوند(4). 

این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه(5).

بیان آیات 

 این سوره نزول قرآن در شب قدر را بیان مى ‏کند، و آن شب را تعظیم نموده از هزار ماه بالاتر مى ‏داند، چون در آن شب ملائکه و روح نازل مى‏شوند، و این سوره، هم احتمال مکى بودن را دارد، و هم مى ‏تواند مدنى باشد، و روایاتى که درباره سبب نزول آن از امامان اهل بیت (علیهم السلام) و از دیگران رسیده خالى از تایید مدنى بودن آن نیست، و آن روایاتى است که دلالت دارد بر اینکه این سوره بعد از خوابى بود که رسول خدا(ص)دید، و آن خواب این بود که دید بنى امیه بر منبر او بالا مى ‏روند، و سخت اندوهناک شد، و خداى تعالى براى تسلیتش این سوره را نازل کرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حکومت‏ بنى امیه است).

"انا انزلناه فى لیلة القدر"

ضمیر در"انزلناه"به قرآن برمى ‏گردد، و ظاهرش این است که: مى ‏خواهد بفرماید همه قرآن را در شب قدر نازل کرده، نه بعضى از آیات آن را، مؤیدش هم این است که تعبیر به انزال کرده، که ظاهر در اعتبار یکپارچگى است، نه تنزیل که ظاهر در نازل کردن تدریجى است. 

و در معناى آیه مورد بحث آیه زیر است که مى‏فرماید: "و الکتاب المبین انا انزلناه فى لیلة مبارکة" (1) ، که صریحا فرموده همه کتاب را در آن شب نازل کرده، چون ظاهرش این است که نخست‏سوگند به همه کتاب خورده، بعد فرموده این کتاب را که به حرمتش سوگند خوردیم، در یک شب و یکپارچه نازل کردیم.

پس مدلول آیات این مى ‏شود که قرآن کریم دو جور نازل شده، یکى یکپارچه در یک شب معین، و یکى هم به تدریج در طول بیست و سه سال نبوت که آیه شریفه"و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مکث و نزلناه تنزیلا" (2) ، نزول تدریجى آن را بیان مى ‏کند، و همچنین آیه زیر که مى ‏فرماید: "و قال الذین کفروا لو لا نزل علیه القرآن جملة واحدة کذلک لنثبت‏به فؤادک و رتلناه ترتیلا" (3) .

و بنا بر این، دیگر نباید به گفته بعضى (4) اعتنا کرد که گفته ‏اند: معناى آیه"انزلناه" این است که شروع به انزال آن کردیم، و منظور از انزال هم انزال چند آیه از قرآن است، که در آن شب یکباره نازل شد نه همه آن.

و در کلام خداى تعالى آیه‏اى که بیان کند لیله مذکور چه شبى بوده دیده نمى‏شود بجز آیه"شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن" (5) که مى‏فرماید: قرآن یکپارچه در ماه رمضان نازل شده، و با انضمام آن به آیه مورد بحث معلوم مى‏شود شب قدر یکى از شبهاى ماه رمضان است، و اما اینکه کدامیک از شب‏هاى آن است در قرآن چیزى که بر آن دلالت کند نیامده، تنها از اخبار استفاده مى ‏شود، که ان شاء الله در بحث روایتى آینده بعضى از آنها از نظر خواننده مى ‏گذرد.

در این سوره آن شبى که قرآن نازل شده را شب قدر نامیده، و ظاهرا مراد از قدر تقدیر و اندازه‏گیرى است، پس شب قدر شب اندازه‏گیرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث یک سال را یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏کند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل را مقدر مى‏سازد، آیه سوره دخان هم که در وصف شب قدر است‏بر این معنا دلالت دارد: "فیها یفرق کل امر حکیم امرا من عندنا انا کنا مرسلین رحمة من ربک" (6) ، چون"فرق"، به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است، و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏اى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیرى مشخص سازند.

و از این استفاده مى ‏شود که شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالى که قرآن در آن شبش نازل شد نیست، بلکه با تکرر سنوات، آن شب هم مکرر مى‏شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرى شب قدرى هست، که در آن شب امور سال آینده تا شب قدر سال بعد اندازه گیرى و مقدر مى‏شود.

براى اینکه این فرض امکان دارد که در یکى از شبهاى قدر چهارده قرن گذشته قرآن یکپارچه نازل شده باشد، ولى این فرض معنا ندارد که در آن شب حوادث تمامى قرون گذشته و آینده تعیین گردد. علاوه بر این، کلمه"یفرق"به خاطر اینکه فعل مضارع است استمرار را مى ‏رساند، در سوره مورد بحث هم که فرموده: "شب قدر از هزار ماه بهتر است"و نیز فرموده: "ملائکه در آن شب نازل مى‏شوند"مؤید این معنا است.

پس وجهى براى تفسیر زیر نیست که بعضى (7) کرده و گفته‏اند: شب قدر در تمام دهر فقط یک شب بود، و آن شبى بود که قرآن در آن نازل گردید، و دیگر تکرار نمى‏شود.و همچنین تفسیر دیگرى که بعضى (8) کرده و گفته‏اند: تا رسول خدا(ص) زنده بود شب قدر در هر سال تکرار مى ‏شد، و بعد از رحلت آن جناب خدا شب قدر را هم از بین برد.و نیز سخن آن مفسر (9) دیگر که گفته: شب قدر تنها یک شب معین در تمام سال است نه در ماه رمضان.و نیز سخن آن مفسر (10) دیگر که گفته: شب قدر شبى است در تمام سال، ولى در هر سال یک شب نامعلومى است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده در سال‏هاى دیگر در ماههاى دیگر، مثلا شعبان یا ذى القعده واقع مى‏شود، هیچ یک از این اقوال درست نیست. 

بعضى (11) دیگر گفته‏اند: کلمه"قدر"به معناى منزلت است، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامى بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته، و یا عنایتى که به عبادت متعبدین در آن شب داشته.

بعضى (12) دیگر گفته‏اند: کلمه"قدر"به معناى ضیق و تنگى است، و شب قدر را بدان جهت قدر خوانده‏اند که زمین با نزول ملائکه تنگ مى‏گردد.و این دو وجه به طورى که ملاحظه مى‏کنید چنگى به دل نمى‏زند.

پس حاصل آیات مورد بحث‏به طورى که ملاحظه کردید این شد که شب قدر بعینه یکى از شبهاى ماه مبارک رمضان از هر سال است، و در هر سال در آن شب همه امور احکام مى‏شود، البته منظورمان" احکام"از جهت اندازه‏گیرى است، خواهید گفت پس هیچ امرى از آن صورت که در شب قدر تقدیر شده باشد در جاى خودش با هیچ عاملى دگرگون نمى‏شود؟ در پاسخ مى‏گوییم: نه، هیچ منافاتى ندارد که در شب قدر مقدر بشود ولى در ظرف تحققش طورى دیگر محقق شود، چون کیفیت موجود شدن مقدر، امرى است، و دگرگونى در تقدیر، امرى دیگر است، همچنان که هیچ منافاتى ندارد که حوادث در لوح محفوظ معین شده باشد، ولى مشیت الهى آن را تغییر دهد، همچنان که در قرآن کریم آمده: " یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب" (13) .

علاوه بر این، استحکام امور به حسب تحققش مراتبى دارد، بعضى از امور شرایط تحققش موجود است، و بعضى‏ها ناقص است، و احتمال دارد که در شب قدر بعضى از مراتب احکام تقدیر بشود، و بعضى دیگرش به وقت دیگر موکول گردد، اما آنچه از روایات بر مى ‏آید و به زودى روایاتش از نظر خواننده خواهد گذشت ‏با این وجه سازگار نیست.

"و ما ادریک ما لیلة القدر"

این جمله کنایه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش، چون با اینکه ممکن بود در نوبت دوم ضمیر لیلة القدر را بیاورد، خود آن را تکرار کرد.واضح‏تر بگویم، با اینکه مى ‏توانست‏بفرماید: "و ما ادریک ما هى، هى خیر من الف شهر"براى بار دوم و بار سوم خود کلمه را آورد و فرمود: "و ما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر".

"لیلة القدر خیر من الف شهر"

این جمله به طور اجمال آنچه را که در جمله"و ما ادریک ما لیلة القدر"بدان اشاره شده بود، یعنى عظمت آن شب را بیان مى‏کند، و مى‏فرماید: بدین جهت گفتیم آن شب مقامى ارجمند دارد که از هزار شب بهتر است.

و منظور از بهتر بودنش از هزار شب به طورى که مفسرین تفسیر کرده‏اند بهتر بودنش از حیث فضیلت عبادت است، و مناسب با غرض قرآن هم همین معنا است، چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به سوى خدا نزدیک، و به وسیله عبادت زنده کند، و زنده‏دارى آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب.و ممکن است همین معنا را از آیه سوره دخان نیز استفاده کرد، چون در آنجا شب قدر را پر برکت‏ خوانده، و فرموده: "انا انزلناه فى لیلة مبارکة" (14) .البته در این میان معناى دیگرى نیز هست، که ان شاء الله در بحث روایتى آینده خواهد آمد.

"تنزل الملئکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر"

کلمه"تنزل"در اصل تتنزل بوده، و ظاهرا مراد از روح آن روحى است که از عالم امر است و خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "قل الروح من امر ربى" (15) ، و اذن در هر چیز به معناى رخصت دادن در آن است، و یا به عبارت دیگر اعلام این معنا است که مانعى از این کار نیست. 

و کلمه"من"در جمله"من کل امر"به گفته بعضى (16) از مفسرین به معناى باء است.

بعضى (17) دیگر گفته ‏اند: به معناى خودش است، یعنى ابتداى غایت، ولى سببیت را هم مى ‏رساند، و آیه را چنین معنا مى ‏دهد: "ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان و به سبب هر امرى الهى نازل مى ‏شوند".

بعضى (18) دیگر گفته ‏اند: باء براى تعلیل به غایت است، و معنایش این است"ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى ‏شوند، براى خاطر اینکه هر امرى را تدبیر کنند". 

لیکن حق مطلب این است که: مراد از امر، اگر آن امر الهى باشد که آیه"انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون" (19) تفسیرش کرده، حرف"من"براى ابتدا خواهد بود، و در عین حال سببیت را هم مى‏رساند، و به آیه چنین معنا مى‏دهد: "ملائکه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل مى ‏شوند، در حالى که نزولشان را ابتدا مى‏ کنند و هر امر الهى را صادر مى ‏نمایند".

و اگر منظور از امر مذکور هر امر کونى و حادثه ‏اى باشد که باید واقع گردد، در این صورت حرف"من" به معناى لام تعلیل خواهد بود، و آیه را چنین معنا مى‏دهد: ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند براى خاطر تدبیر امرى از امور عالم.

"سلام هى حتى مطلع الفجر"

در مفردات گفته: کلمه"سلام"و"سلامت"به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است (20) .

پس جمله"سلام هى"اشاره است‏به اینکه عنایت الهى تعلق گرفته است‏به اینکه رحمتش شامل همه آن بندگانى بشود که به سوى او روى مى‏آورند، و نیز به اینکه در خصوص شب قدر باب نقمتش و عذابش بسته باشد، به این معنا که عذابى جدید نفرستد.و لازمه این معنا آن است که طبعا در آن شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود، همچنان که در بعضى از روایات هم به این معنا اشاره رفته است.

ولى بعضى (21) از مفسرین گفته ‏اند: مراد از کلمه"سلام"این است که: در آن شب ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند سلام مى‏دهند.برگشت این معنا هم به همان معناى اول است و این دو آیه یعنى آیه"تنزل الملئکة و الروح"تا آخر سوره در معناى تفسیرى است‏براى آیه قبلى که مى ‏فرمود"لیلة القدر خیر من الف شهر".

بحث روایتى

 در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت آورده که گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است که در عهد انبیاء بوده و امر بر آنان نازل مى ‏شده و چون از دنیا مى ‏رفتند نزول امر در آن شب تعطیل مى ‏شده است؟فرمود: نه بلکه شب قدر تا قیامت هست (22).

مؤلف: در این معنا روایات زیادى از طرق اهل سنت نیز آمده (23) .

و در مجمع البیان است که از حماد بن عثمان از حسان ابن ابى على نقل شده که گفت: از امام صادق(ع)از شب قدر پرسیدم، فرمود در نوزدهم رمضان و بیست و یکم و بیست و سوم جستجویش کن (24) . 

مؤلف: در معناى این روایات روایاتى دیگر نیز هست، و در بعضى از اخبار تردید بین دو شب شده، یکى بیست و یکم و دیگرى بیست و سوم، مانند روایتى که عیاشى از عبد الواحد از امام باقر(ع)روایت کرده (25). و از روایاتى دیگر استفاده مى ‏شود که شب قدر خصوص بیست و سوم است، و اگر معینش نکرده ‏اند به منظور تعظیم امر آن بوده، تا بندگان خدا با گناهان خود به امر آن اهانت نکنند (26) .

و نیز در تفسیر عیاشى در روایت عبد الله بن بکیر از زراره از یکى از دو امام باقر و صادق(ع)آمده که فرمود: شب بیست و سوم همان شب جهنى است، و حدیث جهنى این است که گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم: منزل من از مدینه دور است، دستورم بده در شب معینى داخل مدینه شوم فرمود: شب بیست و سوم داخل شو (27) .

مؤلف: حدیث جهنى که نامش عبد الله بن انیس انصارى بود، از طرق اهل سنت نیز روایت ‏شده، و سیوطى آن را در الدر المنثور از مالک و بیهقى نقل کرده (28) .

و در کافى به سند خود از زراره روایت کرده که گفت: امام صادق(ع) فرمود: تقدیر در نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است (29) .

 

مؤلف: در این معنا هم روایات دیگرى هست (30) .

پس معلوم شد آنچه همه روایات مختلفى که از ائمه اهل بیت(ع)وارد شده در آن اتفاق دارند این است که: شب قدر تا روز قیامت ‏باقى است، و همه ‏ساله تکرار مى ‏شود، و نیز لیلة القدر شبى از شبهاى رمضان، و نیز یکى از سه شب نوزده و بیست و یک و بیست و سه است.

و اما از طرق اهل سنت روایات به طور عجیبى اختلاف دارند که به هیچ وجه نمى‏شود بین آنها را جمع کرد، ولى معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم است، و در آن شب بوده که قرآن نازل شده.از خوانندگان محترم هر که بخواهد آن روایات را ببیند باید به تفسیر الدر المنثور و سایر جوامع حدیث مراجعه کند.

و در الدر المنثور است که خطیب از ابن مسیب روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص)فرمود: در خواب به من نشان دادند که بنى امیه بر منبرم بالا مى‏ روند، و این معنا بر من سخت گران آمد و خداى تعالى در این مناسبت ‏سوره"انا انزلناه فى لیلة القدر"را نازل کرد (31) . 

مؤلف: نظیر این روایت را خطیب هم در تاریخ خود از ابن عباس آورده.و ترمذى و ابن جریر، طبرانى، ابن مردویه و بیهقى هم روایتى در معناى آن از حسن بن على نقل کرده ‏اند (32) .و در این میان روایات بسیارى در این معنا از طرق شیعه از ائمه اهل بیت(ع) نقل شده، و در آنها آمده که خداى تعالى لیلة القدر را که بهتر از هزار ماه سلطنت‏ بنى امیه است‏به عنوان تسلیت ‏به رسول خدا(ص)عطا فرمود (33) .

و در کافى به سند خود از ابن ابى عمیر از عده‏اى راویان از امام صادق(ع) روایت آورده که گفت: بعضى از اصحاب ما امامیه که به نظرم مى ‏آید سعید بن سمان بود از آن جناب پرسید: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟(با اینکه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش یک شب قدر است)، فرمود عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى که در آن شب قدر نباشد (34) .

و در همان کتاب به سند خود از فضیل، زراره و محمد بن مسلم از حمران روایت کرده که از امام باقر(ع)از معناى آیه"انا انزلناه فى لیلة مبارکة"سؤال کرد، فرمود بله شب قدر که همه‏ ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجدید مى ‏شود شبى است که قرآن جز در آن شب نازل نشده، و آن شبى است که خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "فیها یفرق کل امر حکیم". 

آنگاه فرمود: در آن شب هر حادثه ‏اى که باید در طول آن سال واقع گردد تقدیر مى‏شود، چه خیر و چه شر، چه طاعت و چه معصیت، و چه فرزندى که قرار است متولد شود، و یا اجلى که بنا است فرا رسد، و یا رزقى که قرار است(تنگ و یا وسیع)برسد، پس آنچه در این شب مقدر شود، و قضایش رانده شود قضایى است‏ حتمى، ولى در عین حال مشیت‏ خداى تعالى در آنها محفوظ است(و خدا با حتمى کردن مقدرات، العیاذ بالله به دست‏خود دست‏بند نمى ‏زند).

 

حمران مى ‏گوید: پرسیدم منظور خداى تعالى از اینکه فرمود"شب قدر بهتر است از هزار شب"چیست؟ فرمود عمل صالح از نماز و زکات و انواع خیرات در آن شب بهتر است از همان اعمال در هزار ماهى که در آن شب قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خیر مؤمنین را مضاعف نمى  ‏کرد، مؤمنین بجایى نمى‏ رسیدند، ولى خدا پاداش حسنات ایشان را مضاعف مى ‏کند (35) .

مؤلف: منظور امام از اینکه فرمود: "ولى در عین حال مشیت‏ خداى تعالى در آنها محفوظ است"، این است که قدرت خداى تعالى همیشه مطلق است، او هر زمان هر کارى را بخواهد مى‏ کند، هر چند قبلا خلاف آن را حتمى کرده باشد، و خلاصه حتمى کردن یک مقدر قدرت مطلقه او را مقید نمى‏کند، او مى ‏تواند قضاى حتمى خود را هم نقض نماید هر چند که هیچ وقت چنین کارى را نمى ‏کند.

و در مجمع است که از ابن عباس از رسول خدا(ص)روایت

 شده که فرمود: وقتى شب قدر مى ‏شود ملائکه ‏اى که ساکن در سدرة المنتهى هستند و جبرئیل یکى از ایشان است نازل مى ‏شوند، در حالى که جبرئیل به اتفاق سایر سکان نامبرده پرچم‏هایى را به همراه دارند، یک پرچم بالاى قبر من، و یکى بر بالاى بیت المقدس، و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طور سینا نصب مى ‏کنند، و هیچ مؤمن و مؤمنه‏اى در این نقاط نمى ‏ماند مگر آنکه جبرئیل به او سلام مى ‏کند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت‏ خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد (36) . 

و در تفسیر برهان از سعد بن عبد الله روایت کرده که به سند خود از ابى بصیر روایت کرده که گفت: با امام صادق(ع)بودم که سخن از پاره‏اى خصائص امام در هنگام ولادت به میان آمد، فرمود: وقتى شب قدر مى ‏شود امام مستوجب روح بیشترى مى ‏گردد.عرضه داشتم فدایت‏ شوم مگر روح همان جبرئیل نیست؟فرمود: روح از جبرئیل بزرگتر است، و جبرئیل از سنخ ملائکه است، و روح از آن سنخ نیست، مگر نمى ‏بینى خداى تعالى فرموده: "تنزل الملئکة و الروح"پس معلوم مى ‏شود روح غیر از ملائکه است (37) .

مؤلف: روایات در معنا و خصائص و فضائل شب قدر بسیار زیاد است، (که ما در اینجا مختصرى از آن را آوردیم)، و در بعضى از آن روایات علامتهایى براى شب قدر ذکر شده، از قبیل این که: صبح شب قدر آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏کند، هوا در صبح آن شب معتدل است، و لیکن چون این علامتها نه دائمى است و نه اغلب چنین است، لذا از ذکر آن روایات خوددارى نمودیم.

پى ‏نوشت‏ها:

1- سوگند به کتاب مبین، ما آن را در شبى مبارک نازل کردیم.سوره دخان، آیه 3.

 2- ما قرآنى بر تو نازل کردیم که به صورت آیات جدا از هم مى‏باشد، تا آن را تدریجا و با آرامش بر مردم بخوانى.و به طور قطع این قرآن را ما نازل کردیم.سوره اسراء، آیه 106.

 3- آنانکه کافر شدند گفتند: چرا قرآن یکباره بر او نازل نشد، بله یکباره نازل نکردیم، تا قلب تو را ثبات و آرامش بخشیم، و بدین منظور آیه آیه‏اش کردیم.سوره فرقان، آیه 32.

 4- مجمع البیان، ج 10، ص 518.

 5- سوره بقره، آیه 185.

 6- در آن شب هر حادثه‏اى که باید واقع شود خصوصیاتش مشخص و محدود مى ‏گردد، این امریست‏ تخلف ناپذیر، امرى است از ناحیه ما که این ماییم فرستنده رحمتى از ناحیه پروردگارت.سوره دخان، آیه 6.

 7- تفسیر قرطبى، ج 20، ص 135.

 8- مجمع البیان، ج 10، ص 518.

 9- تفسیر قرطبى، ج 20، ص 135.

 10- روح المعانى، ج 30، ص 190.

 11 و 12- مجمع البیان، ج 10، ص 518.

 13- خدا هر چه را که از مقدرات بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مى‏کند، و کتاب تغییر ناپذیر نزد او است.سوره رعد، آیه 39.

 14- ما آن را در شب مبارکى نازل کردیم.سوره دخان، آیه 3.

 15- بگو روح از امر پروردگار من است.سوره اسراء، آیه 85.

 16 و 17 و 18- روح المعانى، ج 30، ص 196.

 19- فرمان نافذ خدا(در عالم)چنین است که وقتى اراده خلقت چیزى را بکند به محض اینکه بگوید باش، موجود مى‏شود.سوره یس، آیه 82.

 20- مفردات راغب، ماده"سلم".

21- روح المعانى، ج 30، ص 197.

 22- تفسیر البرهان، ج 4، ص 488، ح 26.

 23- الدر المنثور، ج 6، ص 371.

 24 و 25 و 26 و 27- مجمع البیان، ج 10، ص 519.

 28- الدر المنثور، ج 6، ص 373.

 29- فروع کافى، ج 4، ص 159، ح 9.

 30- نور الثقلین، ج 5، ص 627.

 31- الدر المنثور، ج 6، ص 371.

 32- الدر المنثور، ج 6، ص 371.

 33- نور الثقلین، ج 5، ص 621 - 623.

 34- فروع کافى، ج 4، ص 157، ح 4.

 35- فروع کافى، ج 4، ص 157، ح 6.

 36- مجمع البیان، ج 10، ص 520.

 37- تفسیر برهان، ج 4، ص 481، ح 1. 

تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 559  - علامه سید محمد حسین طباطبائى

[ چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٥٧ ‎ب.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان - اختیار انسان و شب قدر

آنچه از مجموع مباحث به دست می آید این است که با ملاحظه آیات و روایات و دریافت ها و مشاهدات, اطمینان کامل پیدا مى کنیم که شب قدر هیچ گونه منافاتى با اختیار انسان ندارد و یقینا, او در مقدرات و سرنوشتى که در شب قدر برایش رقم مى خورد موثر است; حتى مى شود گفت که نقش اصلى را به خود انسان سپرده اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند.

ادله اى که نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى کند به شرح زیر تقدیم مى گردد:

1-  حالات و دریافت هاى شخصى

کسانى که اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند, نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافته اند. گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است که تا شب قدر آینده و بلکه تا آخر عمر, در همه افکار, اخلاق, کردار و رفتار شخص رخنه کرده و آن را در یک خط و سیر معنوى قرار مى دهد. دیگرانى هم که به این حد از معنویت راه پیدا نمى کنند, به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داریهای شب قدر بهره بردارى کرده و فیض معنوى مى برند. ریشه اصلى این دگرگونى ها و حالات, به خود افراد بر مى گردد و اینکه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از برکات شب قدر و فضیلت هاى آن کرده باشند. اگر معنویاتى که در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفریده, هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد که هر چه بخواهند, براى هر کس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر کنند در این صورت مقتضاى حکمت و مصلحت این است که یا به هیچ کس هیچ ندهند و یا آنچه مى دهند, به همه یکسان و على السویه بدهند; در حالى که ما مى دانیم همه برکات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازیر مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود; پس نتیجه مى گیریم تنها دلیل این تفاوت, کارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس. نتیجه اینکه یکى از راه هاى رسیدن به اینکه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر, صاحب نقش هستند یا نه, این است که ببینیم چه اندازه دگرگونى در همین شب با برکت در آنان ایجاد گشته است.

2-  شناساندن شب قدر

خداوند تبارک و تعالى با نزول سوره اى خاص, شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آیه این سوره مبارکه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مىآیند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او, برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر (ع) عرض کرد: مراد و مقصود از اینکه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟ حضرت فرمودند: ((والعمل الصالح فیها من الصلاه والزکاه و انواع الخیر خیر من الف شهرلیس فیها لیله القدر)) (1); کار شایسته از قبیل نماز و زکات, صدقات و انفاقات و, انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر کار شایسته اى است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست, انجام شود. اگر کارهاى نیک بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد, از گفتن و دانستن آن چه سودى عاید بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان کردن این مطلب, سود و زیانى را متوجه هیچ کس نمى کند, چه انگیزه اى در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان, در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد, چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گره ای از کار بندگان مى گشاید؟ مى دانیم که کار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست, چه رسد به پروردگار آسمان و زمین که هیچ کارى را بدون حکمت و مصلحت انجام نمى دهد. حکمت معرفى شب قدر به عنوان شبى که قرآن در آن نازل شده و شبى که مقدرات در آن سامان داده مى شود, این است که بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فکر و عمل خویش قرار بدهد,اگر کردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد, عمل کننده به آن سعادتمند است واگر خداى نکرده مخالف با قرآن باشد, فاعل آن شقى خواهد بود.

3-  اجماع و سیره مسلمانان

مى دانیم که همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى, بر اهمیت شب قدر و احیاى آن تاکید فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب, اهتمام مى ورزند. نقل شده که یکى از دانشمندان بزرگ اسلام, براى اینکه شب قدر را درک کند, یک سال تمام یعنى حدود 357 شب, از سر شب تا به صبح شب زنده دارى کرد.(2) این همه اقبال و توجه به تشکیل اجتماعات با شکوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نیاز و تضرع و ابتهال, همراه گریه وزارى و استغفار, برخاسته از یک واقعیت انکارناپذیر است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.

4-  سفارش امامان دین بر احیاى شب قدر حتى در حال بیمارى

امام صادق(ع) به ابوبصیر مى فرماید: ((وصل فى کل واحده منهما مئه رکعه)); در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان ((واحیهما ان استطعت الى النور)); تا مى توانى آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده دارى کن ((واغتسل فیهما)); در آن دو شب غسل کن. ابو بصیر عرض کرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان.

اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادى ندارد که سر شب کمى بخوابى و باقى مانده شب را, به هر نحوى که مى توانى به عبادت بپردازى, چون در ماه رمضان, درهاى آسمان گشوده است, شیطان ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مى شود. از حدیث فوق, مى توان تاثیر فراوان کارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى کرد. مى بینیم ابوبصیر که یک راوى زبردست و کار کشته در فن روایت است, با پیش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است که ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد; امام (ع) هم, چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمایند که رضایت نمى دهند بنده حتى اگر بیمار باشد, از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد. نکته در خور توجهى که تاثیر انسان را مشخص مى کند, جمله پایانى امام (ع) است که آن را به عنوان ریشه و علت تاکید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده اند; آنجا که فرمودند: ((و تقبل اعمال المومنین)); اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مى شود. (3(

5-  تشویق زیاد به دعاهاى ماثور و راز و نیاز

مى دانیم که دعاهاى شب قدر, از طولانى ترین و پر محتواترین دعاهاست; دعاهایى مانند ((جوشن کبیر)), ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ها, که اگر با حال و توجه خوانده شود, مایه انقلاب و دگرگونى روحى است, ادعیه اى که انسان را با دریایى از معارف آشنا مى کند. انسان با خواندن دعا از یک طرف, با یاد آورى لطف, گذشت, کرم, رحمت و بخشش بى پایان خداى مهربان او را در کنار و دستگیر خویش مى بیند و نور امید در دلش مى درخشد و از دیگر سو, با یاد آوردن سختى هاى جان کندن, تنگى و فشار قبر, گرفتارىهاى عالم برزخ, حساب و کتاب فرداى قیامت, شعله هاى دردناک و سوزان دوزخ و حسابرسى دقیق در صحراى محشر, تمام وجودش, سرشار از ترس و نگرانى گردیده و آنچه عیش و نوش است فراموش کرده و گذشته خود و آنچه بوده و کرده است را با آنچه باید باشد مى سنجد و زیانى که در گذشته متوجه وى شده است را در مى یابد و علاوه بر شک و تردیدى که نسبت به راه و روش نا مطلوب خویش پیدا مى کند, ندامت سراسر وجودش را پر کرده و تصمیمى سرنوشت ساز مى گیرد و مسیر زندگى اش را دگرگون مى کند. اگر هم به این مرحله نرسد, لااقل بر کردار خود بیشتر مواظبت خواهد داشت; زیرا بیم و امیدى که دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به یارىاش مى شتابد. در مقابل, اگر کسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى کند, در همان جمود و غفلت, زندگى را به پایان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد. از گفتار فوق, این نتیجه به دست مىآید که در واقع خود انسان وارد مسیر سرنوشت خویش گشته و آن را تغییر مى دهد. گاهى براى پیمودن مسیر مقدرات, بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشیند; گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود. بنابراین, دعا در شب هاى قدر که یک کار اختیارى است منشااثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد; به همین دلیل به آن سفارش اکید شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دین و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال, در شب هاى قدر تاکید بیشترى بر این امر شده است; پس حتما منشا اثر است وگرنه کار لغو و بیهوده از بزرگان سر نمى زند.

6-  نکوهش بهره نبردن از شب قدر

پیامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند: ((من ادرک لیله القدر, فلم یغفر له فابعده الله )) (4); از خداوند به دور باد و نفرین بر کسى که به شب قدر برسد و زنده باشد, اما آمرزیده نشود. با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود که بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر, نتیجه کار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پیامبر گرامى (ص) قابل قبول نیست که آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن کارى بى اثر و بى خاصیت, سهل انگاران را نکوهش و مذمت فرمایند. ((انس بن مالک)) از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضرکم)); ماه مبارک به شما رو آورده است. ((و فیه لیله خیر من الف شهر)); در این ماه شبى است که برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخیر کله)); هر کس از فیض شب قدر محروم گردد, از تمام خیرات بى نصیب مانده است. ((ولا یحرم خیرها الا محروم)) (5); و محروم نمى ماند از برکات شب قدر, مگر کسى که خویشتن را محروم کرده است. روایات, بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهکار از شب قدر دانسته اند, از جمله آن کارها میخوارگى یا ((دایم الخمر)) بودن و نیز آزار پدر و مادر است.

7- شب قدر مکمل اعمال صالح

یکى از دلایل تفضل شب قدر به امت اسلام, کامل و پر کردن پیمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران کمبودهاى آنان است, تا با دستى پر این جهان را ترک کنند. پیش از این گفتیم که امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه ((لیله القدر خیر من الف شهر)) فرمودند: مراد این است که انجام کار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روایتى نیز از امام باقر(ع) وارد شده, در پاسخ به این پرسش که چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست؟ ایشان مى فرمایند: ((و لولا ما یضاعف الله للمومنین, لما بلغوا ولکن الله عز و جل یضاعف لهم الحسنات)); اگر خداوند کارهاى مومنان را چند برابر نکند به سر حد کمال نمى رسند, اما از راه لطف کارهاى نیکوى آن ها را چند برابر مى فرماید تا کاستى هایشان جبران شود. از این روایت و روایت قبلى به خوبى مى توان فهمید که مبنا و اساس, عمل صالح خود بنده است; هنگامى که یک عمل صالح معمولى با زمانى پر برکت و مقدس همراه گردد, از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن یک عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند; پس, راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر, عمل اختیارى صالحى است که با عنایت خداوند, برکت یافته و چند برابر مى شود. در روایات به پاره اى از اعمال سفارش شده که نتیجه ویژه آن در شب قدر نهفته است.

8-  نتیجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر:

1-  نماز ((انس بن مالک)) از پیامبر گرامى(ص) روایت کرده که فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من لیله القدر)) (6); کسى که از اول تا آخر ماه مبارک, در نماز جماعت حاضر شود, بهره اى از شب قدر نصیبش شده است.

2- افطارى دادن با مال حلال ((ابو شی ابن حیان)) از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده که فرمودند: ((من فطر صائما فى شهر رمضان من کسب حلال صلت علیه الملائکه و لیالى رمضان کلها و صافحه جبرائیل(ع) لیله القدر و من صافحه جبرائیل(ع) یرق قلبه و تکثر دموعه...)) (7); کسى که با مالى که از راه حلال به دست آورده, روزه دارى را افطار دهد, در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئیل در شب قدر با وى مصافحه کند, نشانه مصافحه جبرئیل آن است که دل مصافحه شونده نرم و اشکش جارى مى شود.

3- صدقه درباره امام زین العابدین(ع) آمده است: ((کان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى کل یوم بدرهم فیقول: لعلى اصیب لیله القدر)) (8); در هر روز ماه مبارک یک درهم صدقه مى دادند, آن گاه مى فرمودند: شاید با این کار, شب قدر را دریابم و از آن بهره گیرم. ((عبدالله بن مسعود)) روایت مى کند که شبى رسول خدا(ص) از نماز عشا فارغ شد, مردى از میان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار, مردى غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم. مرا طعامى دهید. رسول خدا گفت: اى فقیر, ذکر غریب مکن که دل مرا اندوهگین ساختى. بعد از آن فرمودند: غریبان چهار قسمتند:

1- مسجدى که در میان قومى باشد که در آنجا نروند و نماز نخوانند.

 2- مصحفى و قرآنى که در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نکنند.

 3- عالمى که در میان جماعتى باشد و ایشان تفقد وى نکنند و از او مسایل دینى سوال نکنند.

 4- اسیران اهل اسلام که در میان کفار باشند،

 پس فرمود: کیست که موونه و غذاى این مرد را کفایت کند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على(ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا(س) رفت و گفت: اى دختر رسول خدا, در کار این میهمان نظرى کن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندکى موجود است و حسن و حسین گرسنه اند و شما روزه دارید و آن طعام یک نفر را بیشتر کفایت نمى کند. على(ع) فرمود: آن را حاضر کن.

فاطمه(س) طعام را پیش آورد. حضرت امیر آن طعام را پیش میهمان نهاد و با خود گفت که اگر من از این طعام بخورم میهمان را کافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت میهمان شود, پس دست دراز کرد به سوى چراغ و چنان نشان داد که چراغ را اصلاح مى کنم و آن را خاموش کرد و فاطمه(س) را گفت در روشن کردن چراغ دیگر تعلل کن تا میهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى جنباند تا مهمان تصور کند که على غذا مى خورد. و چون میهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه(س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. امیرالمومنین فرمود: اى فقیر, چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سیر شدم; پس على(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) و فضه و همسایگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9)

4-  شب زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند: ((من احیا لیله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله)) (10); کسى که شب قدر را شب زنده دارى کند, تا شب قدر آینده, عذاب دوزخ از او دور گردد.

5- غسل و شب زنده دارى امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند: ((من اغتسل لیله القدر و احیاها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه)) (11); کسى که در شب قدر غسل کرده و تا سپیده صبح شب زنده دارى کند, گناهانش آمرزیده مى شود. روایاتى که ذکر شد به خوبى دلالت دارند که برخى مقدرات و پاداش ها, مانند دور شدن عذاب دوز که در حدیث پیامبر اکرم(ص) ذکر شده بود, نتیجه کار خود بندگان است. موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اینکه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد, کافى باشد, ولى براى تکمیل بحث, نکاتى چند که خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن انسان در تعیین سرنوشت خویش است را مطرح مى کنیم. این بحث تکمیلى را در دو بخش انجام مى دهیم: 

1-عمل و پاداش آن در ماه مبارک رمضان. 2-عمل و پاداش آن, صرف نظر از زمان خاص.

1- پاداش ها در ماه مبارک رمضان

 

امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) فرمودند: در ماه مبارک کارهاى خوب پذیرفته و کارهاى زشت بخشیده شده است. خواندن یک آیه قرآن در این ماه, برابر با یک ختم قرآن در ماه هاى دیگر است. کسى که برادر خود را با یک لبخند شاد کند, در روز واپسین خداوند دلش را شاد کرده و مژده بهشت به او دهد. کسى که مومنى را در این ماه یارى کند, خداوند در روزى که قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگیرى کرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هرکس خشم خود را نگه دارد, خداوند در روز قیامت بر وى خشم نکند. هرکس درمانده اى را فریادرسى کند, خداوند در روز قیامت وى را از رسوایى بزرگ ایمن گرداند و رسوایش نکند. کسى که ستمدیده اى را یارى کند, خداوند او را در دنیا, در مقابل دشمنانش یارى کرده و در روز قیامت نیز, در موقف حساب و میزان یاریش فرماید. (12) و در روایت دیگر امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده که فرمودند: کسى که ماه مبارک رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به دیگران اجتناب ورزد, خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى کند. (13) دو روایت بالا ارتباط محکم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارک و نقش انسان در ترسیم سیماى درونى او را کاملا آشکار نموده است.

2- پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آیات و روایات فراوانى هست که بعضى دگرگونى ها و پاداش هاى خاص را نتیجه کار بنده دانسته, یا عمل او را تنها عامل معرفى کرده اند.

نمونه اى از این آیات و روایات: ((ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم))(14); در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد, تا آنان حال خود را تغییر دهند. ((ظهر الفساد فى البر والبحر بما کسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا لعلهم یرجعون)) (15); به سبب اعمال مردم, فساد در خشکى و دریا آشکار شد تا به آنان جزاى بعضى از کارهایشان را بچشانند, باشد که باز گردند. دعا دگرگون کننده سرنوشت ((ابن حبان)) و ((حاکم)) از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده اند که فرمود: فقط دعاست که تقدیر و سرنوشت ها را دگرگون مى کند و تنها نیکى است که مایه افزایش عمر مى گردد. گاهى شخص گناهى را مرتکب مى شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم می ماند.

 

1-  اصول کافى , ج 4, ص 158.مى گردد (16).

 2- فوائد الرضویه , ص 10 - قصص العلمإ, ص 18- سیماى فرزانگان , ج 3.

 3- وسائل الشیعه, ج 10, باب 32, ص 354.

 4- بحار الانوار , ج 94, ص 80, ح 47.

 5- کنزالعمال , ج 8 , ص 534, ح 24028.

 6- همان , ص 545, ح 24090.

 7- الترغیب و الترهیب , ج 2 , ص 95, ح 14.

 8- بحار الانوار , ج 95, ص 82.

 9- تفسیر منهج الصادقین , ج 9 , ص 237.

 10- بحار الانوار , ج 95, ص 145.

 11- همان , ج 80, ص 128.

 12- همان , ج 93, ص 341.

 13- همان , ص 346.

 14- رعد , آیه 11.

 15- روم , آیه 41.

 16- تحفه الاحوذى , ج 6 , ص 348 , ح 2225.

 

 

 

 

 

 

 

 

     

 

[ چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٥٥ ‎ب.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed