ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

مذهبی - رمضان - عید فطر

عید به معناى بازگشت است. لذا به روزهایى که مشکلات از قوم و جمعیتى بر طرف مى‏شود و بازگشت ‏به پیروزی ها و راحتى‏هاى نخستین مى‏‌کند، عید گفته مى‏شود.

عید فطر یکی از اعیاد دین اسلام است و به این مناسب که در پرتو اطاعت‏ یک ماه مبارک رمضان، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان باز مى‏گردد، و آلودگى‏ها که بر خلاف فطرت است، از میان مى‏‌رود، عید فطر گفته شده است.

در شرع اسلام براى عید فطر، احکامی همچون؛ پرداخت زکات، امساک از روزه، و … قرار داده شده است. همچنین  آداب و رسوم خاصى؛ نظیر پوشیدن لباس نو، اطعام، صلۀ ارحام و … در این روز سفارش شده است.

معنا و مفهوم عید فطر

واژه «عید» از فعل عاد، یعود (عود) اشتقاق یافته است. معانى مختلفى براى آن ذکر کرده‏اند، از جمله: «خوى گرفته»، «هرچه باز آید از اندوه و بیمارى و غم و اندیشه و…»، «روز فراهم آمدن قوم»، «هر روز که در آن حادثه بزرگى باشد».[۱]

ابن منظور می گوید: برخى بر آنند که اصل واژه عید از «عادة‏» است؛ زیرا آنان (قوم)، بر جمع آمدن در آن روز، عادت کرده‏اند.[۲]

در تفسیر نمونه ذیل آیه ۱۱۴ سوره مائده آمده است: عید در لغت از ماده عود به معناى بازگشت است؛ لذا به روزهایى که مشکلات از قوم و جمعیتى بر طرف مى‏شود و بازگشت ‏به پیروزی ها و راحتى‏هاى نخستین مى‏‌کند، عید گفته مى‏شود. به مناسبت این که در پرتو اطاعت‏ و بندگی در طول ماه مبارک رمضان، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان باز مى‏گردد، و آلودگى‏ها که بر خلاف فطرت است، از میان مى‏‌رود، لذا به روز پس از آن، عید گفته شده است.[۳]

عید فطر در قرآن و روایت

واژه عید فطر در قرآن نیامده است، بلکه تنها یک بار در قرآن واژه عید به کار رفته است: عیسى بن مریم عرض کرد: “خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‏اى بر ما بفرست! تا براى اول و آخر ما، عیدى باشد، و نشانه‏اى از تو و به ما روزى ده! تو بهترین روزى دهندگانى”.[۴]

شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید معنای آیه قد افلح من تزکی چیست؟ فرمود: این است که هر کس زکات فطره بدهد، رستگار می‌شود. پرسید معنای آیه و ذکر اسم ربه فصلی چیست؟ فرمود: این است که (برای نماز عید) به سوی جبانه برود و نماز بخواند و منظور از جبانه، صحرا است.[۵]

 

پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) در عید فطر خطبه‌ای خواند و فرمودند: … آگاه باشید خداوند این روز را عید قرار داد، و شمارا اهل آن قرار داد، پس یاد خدا کنید تا شما را یاد کند، او را بخوانید تا شما را استجابت کند، استغفار کنید تا شما را ببخشد و فطره خود را بپردازید که آن سنت‏ پیغمبر شما است.[۶]

امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) در یکی از عیدها فرمود: عید مال کسی است که خداوند روزه را پذیرفته باشد و از عبادتش خشنود باشد و هر روزی که در آن روز بنده معصیت خدا نکند همان عید است.[۷]

احکام عید فطر

در اسلام براى روز عید فطر همانند سایر اعیاد مذهبى احکامی وارد شده است؛ مانند: پرداخت زکات، نماز و غسل، که در توضیح المسائل مراجع نیز به آنها اشاره شده است.

تعیین روز عید فطر در مناطق مختلف

راه‌هاى ثابت شدن اول ماه (و همچنین ابتدای ماه شوال که همان روز عید فطر است) عبارتند از:

۱- خود انسان ماه را ببیند.

۲- عدّه‌اى که از گفتۀ آنان یقین پیدا مى‌شود، بگویند: ماه را دیده‌ایم و همچنین است هر چیزى که به واسطۀ آن یقین پیدا شود.

۳- دو مرد عادل بگویند: در شب، ماه را دیده‌ایم، ولى اگر صفت ماه را بر خلاف‌ یک دیگر بگویند یا شهادتشان خلاف واقع باشد؛ مثل این که بگویند داخل دایرۀ ماه طرف افق بود اوّل ماه ثابت نمى‌شود.

۴- سى روز از اول رمضان بگذرد که به واسطۀ آن اول ماه شوّال ثابت مى‌شود.

۵- حاکم شرع حکم کند که اول ماه است.[۸]

در مورد تعیین عید فطر در مناطق مختلف می‌بایست شخص طبق شهر و منطقه‌ای که فعلاً در آن سکونت دارد، عمل نماید. نظر مراجع عظام تقلید نسبت به این فرع فقهی چنین است:[۹]

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

بر اساس افق محلى که فعلاً در آن سکونت دارید، عمل کنید.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

در هر شهر و منطقه ای که باشید طبق افق همان محل عمل بفرمایید.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

روشن است که اگر در شب سی ام ماه رؤیت شود فردای آن عید می‌باشد و الّا بعد از اکمال سی روز عید فطر می باشد.

سی روز بودن ماه مبارک رمضان

این موضوع را با توجه به روایاتی که می‌گوید: ماه رمضان معمولاً سی روز است (نه ۲۹ روز)، بررسی می‌شود.

علم فقه نیز مانند سایر دانش‌ها است که برای شناخت آن نیاز به متخصّصانی است که پس از سال‌ها زحمت در فقه و دانش‌های پیش درآمد آن؛ نظیر ادبیات عرب، رجال، درایه، اصول فقه و … کارشناسی لازم را به دست آورده باشند؛ از این رو نمی‌توان به هر روایتی، بدون توجه به دیگر آیات و روایات استناد کرد.

در همین راستا باید گفت: هر سال قمری دوازده ماه دارد،[۱۰] امّا بر خلاف ماه های شمسی که روزهای آن همیشه مشخص است، ماه‌های قمری ابتدا و انتهایش تنها با دیدن ماه فهمیده می‌شود[۱۱] و در این بخش تفاوتی بین ماه‌ها نیست؛[۱۲] از این رو، در روایات آمده: صُمْ لِلرُّؤْیَةِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَةِ؛[۱۳] یعنی، ملاک و معیار در ماه مبارک رمضان دیدن ماه برای اول ماه رمضان و دیدن ماه شوّال برای پایان ماه رمضان است نَه چیز دیگر.

اما در مورد موضوع بحث، به عنوان نمونه حدیثی را در مورد سی روزه بودن رمضان از منبع اصلی آن نقل نموده، سپس به بررسی و تحلیل آن پرداخته می‌شود:

“عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الدُّنْیَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اخْتَزَلَهَا عَنْ أَیَّامِ السَّنَةِ وَ السَّنَةُ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ أَرْبَعٌ وَ خَمْسُونَ یَوْماً شَعْبَانُ لَا یَتِمُ‏ أَبَداً رَمَضَانُ لَا یَنْقُصُ وَ اللَّهِ أَبَداً وَ لَا تَکُونُ فَرِیضَةٌ نَاقِصَةً‏”.[۱۴]

از امام صادق (علیه السّلام) نقل است که … ماه شعبان هیچ وقت کامل نبوده و ماه رمضان نیز هیچ گاه ناقص نیست.

این حدیث، که ظاهراً از مهم ترین احادیث این باب است، در منابع دست اول شیعه، تنها با سلسله سند فوق در کافی نقل شده است، و کتاب‌های دیگر نیز از وی نقل کرده‌اند، امّا اشکالاتی بر این حدیث وارد است که موجب شده از آن دست برداشته و به آن عمل نکنند:

الف. این حدیث در اصطلاح علم رجال، حدیث مرسلی است که نمی‌توان به آن عمل نمود؛ زیرا در انتهای حدیث اسم یا اسامی راویان بیان نشده، بلکه تنها با عبارت “عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ” بسنده نموده است.

در منابع دیگر نیز راوی گاهی بدون واسطه از امام صادق (علیه السّلام) نقل می‌کند که مرفوعه محسوب می‌شود و زمانی نیز از پیش خود فتوا می‌دهد و به کسی استناد نمی‌کند.[۱۵]

ب. این روایت با احادیث بسیاری که از نظر سند هم مشکلی ندارند؛ مانند برخی روایات موجود در اول این نوشتار، معارض است که در صورت تعارض این خبر واحد ضعیف مرسل کنار گذاشته شده، به احادیث دیگر عمل می‌شود.

علامه حلی در مورد این حدیث می‌فرماید: این حدیث خبر واحدی است که با قرآن و اخبار متواتر در تعارض است.[۱۶]

بنابر این، احادیثی که در این باب وجود دارد، گرچه برخی از فقهای متقدم شیعه به آن فتوا دادند، امّا به نظر می‌رسد که آن احادیث با توجه به اشکالاتی که بر آن وارد است نمی‌توانند ملاک عمل قرار گیرند، پس ملاک و معیار در تعداد روزهای ماه مبارک رمضان –مانند ماه‌های دیگر- دیدن ماه برای اثبات اول ماه رمضان و دیدن ماه شوّال برای پایان ماه رمضان است نه چیز دیگر.[۱۷]

ثبوت عید فطر با چشم مسلح

بحث استهلال ماه با چشم مسلح یا غیر مسلح یک بحث کاملاً فقهی و تخصصی است. با توجه به برداشت‌هایی که فقهای بزرگوار از مجموعۀ ادلۀ فقاهتی و اجتهادی دارند، دیدگاه‌هایشان در این باب متفاوت است. عده‌ای، فقط رؤیت (دیدن) ماه را با چشم غیر مسلح، برای ثبوت اول ماه لازم می‌دانند، و عدۀ دیگر، دیدن با چشم مسلح را نیز جایز می دانند.[۱۸] پس اگر یکی از فقهاء بنا بر این مبنا،( ثبوت ماه با چشم مسلح) اول ماه را ثابت بداند، فقط نظر فقهی خودش را به کار گرفته است و هرکس که به فتوای مجتهد خودش عمل کند بریء الذمه است. در همین حین که اختلاف بین بینه های ثبوت ماه پیدا شود، اگر حاکم شرع، حکم به اول ماه کند، حکم وی حجت شرعی برای همۀ مکلفان است.[۱۹]

ولی اگر حکم نکند مقلدین دیگر مجتهدان باید به وظیفۀ خود عمل کنند.[۲۰]

رؤیت هلال در ایران

فقهای شیعه خود را مطیع قرآن، پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) می‌دانند و در زمان غیبت امام زمان (عج) با دقت در روایات و آیات، آنچه در توان دارند به کار می‌گیرند تا بتوانند احکام فقهی را از منابع موجود استخراج کنند. طبیعی است گاهی به دلیل عدم صراحت آیات و روایاتی، نتایجی که در این مسیر دشوار، حاصل شده با هم متفاوت باشد. علاوه بر این فقهای شیعه در ایران بر خلاف بسیاری از کشور های اسلامی، مستقل از حکومت به ابراز نظر فقهی خود می‌پردازند و خود را در مقابل خدا ملزم به رعایت آن می‌دانند و مقلدان آنها هم به تبع هر فقیهی، خود را ملزم به رعایت آنچه او از منابع به دست آورده است می‌دانند. بنابراین در مواردی ممکن است بین فتاوای فقها اختلاف پیش آید که احادیث و آیات ما صراحتاً در آن مسئله اظهار نظر نکرده‌اند یا شرایط آن مسئله در روزگار حاضر عوض شده است. از جملۀ این موارد حکم رؤیت هلال اول ماه است که البته این تفاوت فتوا مختص به علمای شیعه نیست و در بین فقهای اهل سنت نیز اختلافاتی وجود دارد.[۲۱]

با توجه به این که گفته شده، اول ماه از چند راه ثابت می‌شود:

۱٫ این که انسان خود ماه را ببیند.

۲٫ به هر واسطه‌ای برای او یقین حاصل شود.

۳٫ دو مرد عادل بگویند که ماه را دیده اند.

۴٫ سی روز از اول ماه قبلی بگذرد.

۵٫ حاکم شرع حکم به اول ماه بودن کند.[۲۲]

اما تفاوت‌هایی که گاهی در فتوای فقها در رؤیت هلال دیده می‌شود ناشی از این است که:

۱٫ آیا دیدن ماه باید حتماً با چشم غیر مسلح باشد یا دیدن با چشم مسلح مثلاً با تلسکوپ و دوربین هم کفایت می کند؟ بعضی از فقهاء مقید هستند که رؤیت حتماً باید با چشم غیر مسلح باشد، اما بعضی دیگر رؤیت با دوربین و تلسکوپ و دیگر وسائل را نیز کافی می‌دانند.

۲٫ در چه صورت به گزارش‌های رسیده دربارۀ رؤیت هلال می توان اعتماد کرد؟

۳٫ اگر در شهر یا منطقه ای ماه دیده شد برای چه شهر ها و مناطقی اول ماه ثابت می شود؟

بعضی از مراجع تقلید بر این عقیده اند که اگر ماه در شهری دیده شود تنها در آن شهر و شهرهایی که هم افق با آن باشند اول ماه ثابت می شود.[۲۳]

بعضی دیگر بر آنند که اگر در شهری ماه دیده شود در تمام شهرهایی که در شب با این شهر مشترک هستند (یعنی اول شب یکی آخر شب دیگری است) اول ماه ثابت می‌شود.[۲۴]

اما گاهی اختلاف در رؤیت یا عدم رؤیت هلال ناشی از اختلاف در فتوی و نظرات فقهی نیست بلکه به تشخیص رؤیت یا عدم آن در خارج بر می‌گردد، به این معنا در بسیاری از موارد که مراجع تقلید شخصاً موفق به رؤیت هلال نشده‌اند با اعتماد به شهادت افراد عادل مورد اطمینان خود به اثبات اول ماه می‌رسند ولی این شهود از نظر سایر مراجع قابل اعتماد نیستند و همین باعث اختلاف نظر در رؤیت می‌شود.

همۀ این موارد باعث می‌شود که اگر مراجع و مقلدان آنها بخواهند به تکلیف شرعی خود عمل نمایند مجبور هستند به آنچه که برای آن حجت شرعی دارند عمل نمایند که همین باعث تفاوت‌هایی در عمل آنها می‌شود. از طرفی چون رؤیت هلال مسأله‌ای است که مورد ابتلاء همۀ مسلمان (که اکثریت مردم ایران را تشکیل می‌دهند) است اختلاف نظر در آن بسیار برجسته می‌شود و در اذهان عمومی انعکاس وسیع می‌یابد.

تفاوت فتواها مختص به علمای شیعه نیست و در بین فقهای اهل سنت نیز اختلافاتی وجود دارد.[۲۵] اما علمای اهل سنت در مورد تشخیص اول ماه اهمیت بسیار زیادی به حکم حاکم می‌دهند. به طوری که عده‌ای از آنها به حکم حاکم اصالت داده و حجیّت را تنها از آنِ حکم حاکم دانسته‌اند و دیگر راه‌های اثبات هلال را در صورتى حجّت دانسته‌اند که حاکم آن را تأیید نماید.[۲۶] حکام آنها نیز که اغلب پادشاهان کشورهای اسلامی هستند معمولاً روزی را به عنوان اول ماه مشخص می‌کنند. به همین دلیل با وجود اختلاف نظرهای موجود در بارۀ رؤیت هلال ماه هر روزی را که حاکم طبق هر معیاری به عنوان عید اعلام کند مورد قبول اکثر علما و مردم قرار می‌گیرد.

در بین علمای شیعه بعضی حکم حاکم را برای اثبات اول ماه کافی می‌دانند و بعضی آن را کافی نمی‌دانند.[۲۷] البته مقصود علمای شیعه از حاکم، مجتهد جامع الشرایط است نه سلطان کشور اسلامی. با این وجود در زمان کنونی که حکومت ایران زیر نظر مجتهد جامع الشرایط اداره می‌شود کمتر اتفاق می‌افتد که ولی فقیه به اول ماه بودن روزی حکم کند. و این به دلیل تمام نشدن حجت شرعی بر ایشان است. بله در صورتی که از راه دلیل شرعی بر ایشان مسلم شود که باید حکم کنند حتماً حکم خواهند کرد.

البته باید توجه داشت که رؤیت هلال یک فعل خارجی است و از قبیل تشخیص موضوع احکام است که هر فرد مکلفی (حتی اگر در مسائل فقهی مجتهد هم نباشد) می‌تواند شخصاً به تشخیص آن اقدام کند و به علم خود عمل نماید و نیازی به تقلید در این مسئله نیست، اما چون غالب مردم خود موفق به رؤیت هلال نمی‌شوند، از آن‌جا که به مرجع تقلید خود اطمینان کامل دارند در این مسأله بنا بر نظر ایشان عمل می‌کنند و همین باعث شده است که تصور شود که در این مسأله نیز حتماً باید از مرجع تقلید خود اطاعت کنند، در حالی که در چنین مسائلی نیاز به تقلید نیست و  اگر از هر یک از راه‌های بیان شده برای انسان یقین حاصل شود که ماه رؤیت شده است، کافی است.[۲۸] [۲۹]

وجوب زکات فطره

کسى که موقع غروب شب عید فطر بالغ، عاقل و هشیار است و فقیر و بنده شخص دیگری نیست، باید براى خودش و کسانى که نان‏خور او هستند، هر نفرى یک صاع که تقریباً سه کیلو است، گندم یا جو یا خرما یا کشمش یا برنج یا ذرّت و مانند اینها به مستحقّ بدهد، و اگر پول یکى از اینها را هم بدهد کافى است؛[۳۰] ‏بنابر این تفاوتی بین انسان روزه دار و غیر روزه دار نیست؛ به عنوان مثال اگر سرپرست خانواده‌ای روزه نمی‌گیرد، بر او واجب است هم فطریه خود و هم فطریه زن و بچه اش را بپردازد.

موارد وجوب فطریه

کسى که موقع غروب شب عید فطر بالغ و عاقل و هشیار است و فقیر نیست، باید براى خودش و کسانى که نان‏خور او هستند – چه از اعضای خانواده و چه غیر آنها مثل مهمان -، هر نفرى یک صاع که تقریباً سه کیلو است، گندم یا جو یا خرما یا کشمش یا برنج یا ذرّت و مانند اینها به مستحقّ بدهد، و اگر پول یکى از اینها را هم بدهد کافى است.[۳۱]‏

اگر فطریه شخصی به گردن کسی افتاد که فقیر باشد و نتواند مخارج سال خود را تأمین کند، بر او دادن فطریه واجب نیست؛ و اگر فقیر نباشد، فطریه بر عهدهٔ او می‌باشد، همچنین این شخص می‌تواند از طرف گسی که زکات فطره بر عهده او است و با اجازهٔ او فطریهٔ خود را پرداخت نماید.[۳۲]

طفلی که در شب عید فطر هنوز در شکم مادر است و به دنیا نیامده، فطریه ندارد.

زمان پرداخت فطریه

زمان وجوب زکات فطره غروب شب عید فطر است و تأخیر پرداخت آن به بعد از نماز عید جایز نیست.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همواره در روزهای عید فطر پیش از رفتن به مصلی برای ادای نماز عید، زکات فطره را بین فقراء تقسیم می‌کرد و این آیه را می‌خواند: «قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی[۳۳]».[۳۴]

بر این اساس مراجع عظام تقلید نیز زمان وجوب زکات فطره را غروب شب عید فطر دانسته و تأخیر پرداخت آن را به بعد از نماز عید جایز نمی‌دانند، اما اگر کسی نماز عید را نخواند، باید فطریه را تا ظهر عید پرداخت نماید.[۳۵] چنان چه شخص دسترسى به فقیر ندارد مى‌تواند مقدارى از مال خود را به نیّت فطره جدا کرده و براى مستحقّى که در نظر دارد یا براى هر مستحقّی کنار بگذارد و باید هر وقت که آن را مى‌دهد نیّت زکات فطره نماید.[۳۶]

اما اگر موقعى که دادن زکات فطره واجب است، فطره را ندهد و کنار هم نگذارد، احتیاط واجب[۳۷] آن است که بعداً بدون این که نیّت ادا و قضا کند  ]به قصد قربت[ فطره را بدهد.[۳۸]

همچنین در مورد پرداخت فطریه قبل از عید فطر، مراجع عظام تقلید می‌گویند:

“اگر پیش از ماه رمضان فطریه را بدهد صحیح نیست و احتیاط واجب[۳۹] آن است که در ماه رمضان هم فطره را ندهد.[۴۰] ولى اگر پیش از رمضان یا در ماه رمضان به فقیر قرض بدهد و بعد از آن که فطریه بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطریه حساب کند مانعى ندارد.” [۴۱]

نمازعید فطر

نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام (علیه السّلام) واجب است و باید به جماعت خوانده شود و در زمان ما که امام معصوم (علیه السّلام) غایب است، مستحب مى‏باشد و احتیاط واجب آن است که آن را به جماعت نخوانند،[۴۲] ولى به قصد رجاء مانع ندارد، و چنانچه ولى فقیه یا مأذون از طرف او اقامه جماعت نماید اشکال ندارد.[۴۳]

البته هر چند نماز عید فطر در زمان غایب بودن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) واجب نیست، اما خواندن این نماز اثرات خوبی دارد و از خطبه‌ها و فضای معنوی که بعد از یک ماه روزه برای انسان ایجاد می‌شود، می‌توان استفاده برد و به فیض رسید.

کیفیت نماز عید فطر‌:

نماز عید فطر و قربان دو رکعت است. در رکعت اول آن بعد از خواندن حمد و سوره، باید پنج تکبیر گفته شود و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و پس از قنوت پنجم تکبیر دیگرى بگوید و به رکوع برود و دو سجده بجا آورد و برخیزد و در رکعت دوم، چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و پس از آن تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع برود و بعد از رکوع دو سجده بجا آورد و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

ذکر قنوت‌:

در قنوت نماز عید فطر و قربان، خواندن هر دعا و ذکرى کافى است، اما بهتر است این دعا در قنوت نماز خوانده شود: الّلٰهُمَّ أهْلَ الْکِبْریاءِ وَالْعَظَمَةِ وَ أهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ أهْلَ الْعَفوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أهْلَ التَّقْوىٰ وَ الْمَغْفِرَةِ أسْأَلُکَ بِحَقِّ هٰذَا الْیَومِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَشَرَفاً وَ کَرامَةً وَ مَزیداً أنْ تُصَلِّىَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تُدْخِلَنى فى کُلِّ خَیْرٍ أدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ محمّدٍ و أنْ تُخْرِجَنى مِنْ کُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمّداً و آلَ مُحَمَّدٍ صَلَوٰاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ الّلٰهُمَّ إنّى أسْأَلُکَ خَیْرَ مٰا سَألَکَ بِهِ عِباٰدُکَ الصَّاٰلِحُونَ وَ أعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاٰذَ مِنْهُ عِباٰدُکَ الْمُخْلَصُونَ.

لازم به ذکر است: در نماز عید فطر مستحب است قرائت را بلند بخواند. و بهتر است در رکعت اول آن، سورۀ شمس (سورۀ ۹۱) و در رکعت دوم آن، سورۀ غاشیه (سورۀ ۸۸) خوانده شود، یا در رکعت اول آن، سورۀ سبّح اسم (سورۀ ۸۷) و در رکعت دوم آن، سوره شمس خوانده شود.[۴۴]

امام علی (ع) فرمود: روش همیشگى رسول خدا(ص) این بود که در نماز عید فطر و قربان، سوره «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى‏» و سوره «هل أتیک حدیث الغاشیة» را قرائت مى‏کردند.[۴۵]

جمع شدن نماز عید فطر با نماز جمعه

اگر نماز روز عید فطر یا قربان مصادف با روز جمعه شود؛ در صورت خواندن نماز عید، خواندن نماز جمعه لازم نیست، اما برگزاری نماز جمعه (در صورت فراهم بودن شرایط) مانعی ندارد و می‌توان در آن شرکت کرد و نماز جمعه را خواند.[۴۶] همان‌طور که در روایاتی از شیعه و سنی به آن اشاره شده است؛ مانند:

امام صادق(ع) فرمود: «در ایام خلافت امام علی(ع)، آن حضرت در خطبه نماز عید فرمود: دو عید جمع شده است و جمعى که سختی کشیده‌اند و به این ثواب رسیده‌اند هر کس می‌خواهد می‌تواند در نماز جمعه حاضر شود و هر کس نمی‌خواهد بر او حرجى نیست و نیامدن به او ضرر نمى‏رساند و نماز ظهر را بجای نماز جمعه بخواند…».[۴۷]

همچنین در روایتی نقل شده است: «پیامبر گرامی اسلام(ص) نماز عید را خواند سپس برای شرکت در نماز جمعه رخصت داد و فرمود هر کسی که می‌خواهد می‌تواند در نماز جمعه شرکت کرده و آن‌را بجا آورد و هر کسی که نمی‌خواهد، اجازه دارد که نماز جمعه را نخواند».[۴۸]

همچنین در منابع اهل سنت آمده است: زمانی که عید فطر و قربان مصادف با روز جمعه می‌شد، [هم نماز عید و هم نماز جمعه را برگزار می‌فرمود] و در هر دو نماز هر دو سوره را می‌خواند؛ یعنی در رکعت اول بعد از سوره حمد، سوره اعلی و در رکعت دوم بعد از سوره حمد، سوره غاشیه را می‌خواند.[۴۹]

روزه عید فطر در مذاهب اسلامی

به طور کلی می‌توان گفت در نزد تمامی فرق اسلامی روزه گرفتن در عید فطر خالی از اشکال نیست.

مطابق با دیدگاه فقهای شیعه دو روز از سال روزه‌ گرفتن در آن حرام است: عید فطر (اوّل ماه شوال) و عید قربان (دهم ماه ذى الحجه). روزى که انسان شک دارد که آخر ماه شعبان است یا اول ماه رمضان اگر مى‌خواهد روزه بگیرد باید به قصد آخر شعبان باشد و اگر به نیت اول ماه رمضان روزه بگیرد حرام و باطل است.[۵۰]

همچنین حکم روزه در روز عید فطر در مذاهب اهل سنت به شرح زیر می باشد:

۱٫ مذهب حنفی بر این قائل است که روزه گرفتن در روز عید فطر، عید اضحی (قربان) و سه روز بعد از عید اضحی مکروه تحریمی است، مگر در حج.[۵۱]

البته حنفی ها در بیشتر موارد تعبیر به “مکروه تحریمی” می‌نمایند نه تعبیر به حرمت. و مکروه تحریمی به معنای نزدیک به حرام است.[۵۲]

۲٫ از نظر شافعی روزه در روز عید فطر و عید اضحی (عید قربان) و سه روز بعد از عید اضحی هم در حج و هم در غیر حج حرام است.[۵۳]

۳٫ از نظر حنابله روزه در روز عید فطر و عید اضحی (عید قربان) در غیر حج حرام است ولی در حج حرام نیست.[۵۴]

۴٫ روزه در روز عید فطر و عید اضحی از نظر مالکی حرام است.[۵۵]

غسل در روز عید فطر

از برخی احادیث، استحباب غسل عید فطر استفاده می‌شود. از جمله آنان: امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: غسل جمعه و غسل عید فطر سنت است، برای مسافر و غیر مسافر.[۵۶]

آداب عید فطر

در روایات اسلامى براى اعیاد به ویژه اعیاد مذهبى؛ از جمله عید فطر، عید غدیر و… آداب و رسوم خاصى؛ نظیر پوشیدن لباس نو، اطعام، صلۀ ارحام و… توصیه شده است که برای آگاهی بیشتر دراین باره به آدرس زیر مراجعه کنید.[۵۷] در ذیل به برخی از آداب عید فطر اشاره می‌شود:

 

الف. رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: کسى که شب عید را زنده بدارد، در روزى که دلها مى‏میرند دل او نخواهد مرد.[۵۸]

ب. امام صادق (علیه السّلام) به یکى از اصحاب خود فرمود: چون شب عید فطر رسید، سه رکعت نماز مغرب را بگزار و سپس به سجده برو و بگو:

 «یا ذا الطول یا ذا الحول یا مصطفى محمد و ناصره صلّ على محمد فاغفر لى کل ذنب اذنبته و نسیته و هو عندک فی کتاب مبین.»

 «اى صاحب قدرت و نیرو! اى برگزیننده و یارى‏کننده محمد! بر محمد و آل او درود فرست و هر گناهى را که انجام داده‏ام و آن را فراموش کرده‏ام و آن در محضر تو، در کتابى آشکار ثبت است بر من ببخشاى و بیامرز.» و پس از آن صد بار بگو: «اتوب الى الله»

ج. پس از نماز مغرب و عشاء و نماز صبح، همان تکبیرهایى را که در ایام تشریق (یازدهم تا سیزدهم ذى حجه) مى‏گویند، بگو: «اللَّه اکبر، اللَّه اکبر. لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر، اللَّه اکبر و لله الحمد، اللَّه اکبر على ما هدینا و الحمد لله على ما ابلانا.»[۵۹]

کتاب‌نامه عید فطر

۱- ابن حبان تمیمی، الإحسان فی تقریب صحیح ابن حبان، تحقیق و تعلیقه: شعیب الأرنؤوط، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ اول،  ۱۴۰۸ق.

۲- بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبرى، محقق: عطا، محمد عبد القادر، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.

۳-   الجزیری، عبد الرحمن- الغروی، السید محمد- یاسر مازح‏، الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت، دار الثقلین‏، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.

۴- حرّ عاملی، وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.

۵- حلی، حسن بن یوسف بن مطهر‏، مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة، مؤسسة نشر اسلامی وابسته به جماعه مدرسین‏، چاپ دوم، قم، ۱۴۱۳ هـ ق‏.

۶-   خمینی، سید روح الله، توضیح المسائل (المحشی) ، مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجامعه المدرسین، ۱۴۲۴، ق.

۷-  خمینی، سید روح الله، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.

۸-  خمینی، سید روح اللّه، توضیح المسائل، محقق و مصحح: قلی‌پور گیلانی‌، مسلم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره، دفتر قم، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.

۹- راوندی کاشانی، فضل الله بن علی، النوادر، محقق و مصحح: صادقی اردستانی، احمد، دار الکتاب، قم، چاپ اول، بی‌تا.

۱۰-  سلمی نیسابوری، أبو بکر محمد بن إسحاق، صحیح ابن خزیمة، محقق: أعظمی، محمد مصطفى، المکتب الإسلامی، بیروت، بی‌تا.

۱۱-  سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ق.

۱۲- شیبانی، أبو عبد الله أحمد بن محمد، مسند احمد، تحقیق: الأرنؤوط، شعیب، مرشد، عادل و دیگران، اشراف: ترکی، عبد الله بن عبد المحسن، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.

۱۳-  صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.

              طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی (المحشّٰی)، گردآورنده: محسنی سبزواری‌، احمد، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.

۱۵-   طوسی، تهذیب‏الأحکام، دار الکتب الإسلامیه تهران، ۱۳۶۵ هـ ش.

۱۶-  فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، انتشارات رضی، قم، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.

۱۷- کاشف الغطاء، هادی، مستدرک نهج البلاغه، مکتبه الاندلس، بیروت.

۱۸-  کوفی، محمد بن محمد اشعث، الجعفریات (الأشعثیات)، مکتبة نینوی الحدیثة، تهران، چاپ اول، بی‌تا.

۱۹- مغنیة، محمد جواد، الفقه علی المذاهب الخمسة، دار التیار الجدید- دار الجواد، بیروت، چاپ دهم، لبنان، ۱۴۲۱ق.

۲۰-   مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ بیست و یکم، ۱۳۸۱٫

۲۱-  موسوی خویی، سید ابو القاسم، موسوعة الإمام الخوئی، مؤسسة إحیاء آثار الإمام الخوئی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.

۲۲-  نجفی، محمد حسن، مجمع الرسائل (محشّی)، مؤسسه صاحب الزمان(ع)، مشهد، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.

[۱] دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، واژه عید.

[۲] ابن منظور، لسان العرب، ج ۳، ص ۳۱۹.

 [۳] مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۵، ص ۱۳۱٫

 [۴]. مائده، ۱۱۴، «قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عیداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آیَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقین».

 [۵]. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص ۵۰۱، ح ۱۴۷۴٫

 [۶]. کاشف الغطا، هادی، مستدرک نهج البلاغه، ص ۱۰۶٫

 [۷]. نهج‏البلاغة، ص ۵۵۱، شماره ۴۲۸، قال امیر المؤمنین (علیه السّلام): “فِی بَعْضِ الْأَعْیَادِ إِنَّمَا هُوَ عِیدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللَّهُ صِیَامَهُ وَ شَکَرَ قِیَامَهُ وَ کُلُّ یَوْمٍ لَا یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ عِیدٌ”.

 [۸]. امام خمینی، سید روح اللّه، توضیح المسائل، محقق و مصحح: قلی‌پور گیلانی‌، مسلم، ص ۳۶۰‌

 [۹]. برگرفته از سایت اسلام کوئست.

 [۱۰]. توبه، ۳۶، “إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً”.

 [۱۱]. بقره، ۱۸۹، “یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَواقیتُ لِلنَّاس”‏.

 [۱۲]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ۵۵، ص ۳۵۶، “وَ رُوِیَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ (ع) أَنَّهُ قَالَ یُصِیبُ شَهْرَ رَمَضَانَ مَا یُصِیبُ سَائِرَ الشُّهُورِ مِنَ الزِّیَادَةِ وَ النُّقْصَانِ”.

 [۱۳] . طوسی، تهذیب‏الأحکام، ج ۴، ص ۱۵۹٫

 [۱۴] . کافی، ج ۴، ص ۷۸، بَابٌ نَادِرٌ ، ح ۲، راستى خدا تبارک و تعالى دنیا را در شش روز آفرید و آنها را از روزهاى سال برکنار کرد، و سال سیصد و پنجاه و چهار روز شد، شعبان هرگز تمام نیست، و رمضان به خدا هرگز کم نشود.

 [۱۵] . حلی، حسن بن یوسف بن مطهر‏، مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة، ج ‏۳، ص ۵۰۱ ‏.

 [۱۶] . مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة، ج ‏۳، ص ۵۰۱٫

 [۱۷]. برگرفته از سایت اسلام کوئست.

 [۱۸]. آیت الله خامنه ای، اجوبه الاستفتاءات، ص ۱۸۶٫

 [۱۹]. همان، ص۱۸۸٫

 [۲۰]. برگرفته از سایت اسلام کوئست.

 [۲۱]. نگاه کنید: اتحاد و اختلاف افقها، مجلۀ فقه، شمارۀ ۲، سال ۱۳۷۳، ماه دی موجود در این آدرس:

[۲۲]. رجوع کنید: امام خمینی، توضیح المسائل (المحشی) ، ج ۱، ص ۹۵۹٫

 

 

[۲۳]. مثل آیت الله بهجت و سیستانی. رجوع کنید به: امام خمینی، توضیح المسائل (المحشی) ، ج ۱، ص ۹۶۲٫

 [۲۴]. مثل آیت الله تبریزی و آیت الله خویی. رجوع کنید به همان.

 [۲۵]. نگاه کنید: اتحاد و اختلاف افقها، مجلۀ فقه، شمارۀ ۲، سال ۱۳۷۳، ماه دی موجود در این آدرس:

[۲۶].نک: مقالۀ حکم حاکم به ثبوت هلال، مجلۀ فقه، شمارۀ ۲٫ موجود در آدرس:

[۲۷].رک: امام خمینی، توضیح المسائل (المحشی) ، ج ۱، ص ۹۶۱٫

 [۲۸]. برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید: به مجلۀ فقه، شمارۀ ۲، سال ۱۳۷۳، ماه دی موجود در این

 [۲۹]. برگرفته از سایت اسلام کوئست.

 [۳۰]. امام خمینی، سید روح اللّه، توضیح المسائل، محقق و مصحح: قلی‌پور گیلانی‌، مسلم، ص ۴۰۹٫

 [۳۱]. امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج ۲، ص ۱۶۹٫

 [۳۲]. ر.ک: همان، ج‌۲، ص ۱۷۵٫

 [۳۳]. اعلی، ۱۴و ۱۵٫

 [۳۴]. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏۶، ص ۳۳٫٫

 [۳۵]. ر.ک: امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج‌۲، ص ۱۸۰، م ۲۰۲۵٫

 [۳۶]. همان، ذیل م ۲۰۳۰٫

 [۳۷]. آیت الله بهجت: احتیاط مستحبّ آن است که بعداً قضا کند، ولى أظهر این است که زکات فطره دیگر بر او واجب نیست، ولى معصیت کرده است؛ آیات عظام گلپایگانى، تبریزى، صافى: بعداً باید بدون این که نیّت ادا و قضا کند فطره را بدهد؛ همان، ذیل م ۲۰۳۱٫

 [۳۸]. همان، م ۲۰۳۱٫

 [۳۹]. آیت الله زنجانى: (احتیاط مستحبّ)؛ آیات عظام خوئى، تبریزى، سیستانى: (بهتر آن است..).

 [۴۰]. آیت الله صافی: (جواز دادن فطریه در ماه رمضان بعید نیست ..)؛ آیت الله گلپایگانى: (اگر در ماه رمضان بدهد صحیح است ولى احتیاط لازم آن است که قصد وجوب نکند مگر آن که فطریه را بعد از مغرب شب عید یا صبح روز عید پیش از نماز عید بدهد ..).

 [۴۱]. توضیح المسائل (محشّىٰ)، ج‌۲، ص ۱۸۰، م ۲۰۲۵٫

 [۴۲]. اراکى، گلپایگانى، خوئى، فاضل، نورى، سیستانى، تبریزى، مکارم، صافى: مى‏شود آن را به جماعت یا فرادى خواند؛ صافى: ولى احتیاط این است که به جماعت آن را رجاءً بخواند؛ زنجانى: بنا بر احتیاط، آن را به جماعت نخوانند.

 [۴۳]. امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج۱، ص ۸۲۴، م ۱۵۱۶٫

 [۴۴]. امام خمینی، سید روح اللّه، توضیح المسائل، محقق و مصحح: قلی‌پور گیلانی‌، مسلم، ص ۳۲۳٫

 [۴۵]. «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) کَانَ یَقْرَأُ فِی‏ الْعِیدَیْنِ‏ بِسَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى وَ هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ الْغَاشِیَةِ»، راوندی کاشانی، فضل الله بن علی، النوادر، محقق و مصحح: صادقی اردستانی، احمد، ص ۳۹٫

 [۴۶]. ر.ک: نجفی، محمد حسن، مجمع الرسائل (محشّی)، ص ۴۰۹؛ طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی (المحشّٰی)، گردآورنده: محسنی سبزواری‌، احمد، ج ۳، ص ۴۰۱؛  موسوی خویی، سید ابو القاسم، موسوعة الإمام الخوئی، ج ۱۹، ص ۳۴۰ – ۳۴۱٫

 [۴۷]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج ۷، ص ۴۴۷؛ همچنین ر.ک: کوفی، محمد بن محمد اشعث، الجعفریات (الأشعثیات)، ص ۴۵٫

 [۴۸]. بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبرى، محقق: عطا، محمد عبد القادر، ج ۳، ص ۴۴۳ و ۴۴۴٫

 [۴۹]. ابن حبان تمیمی، الإحسان فی تقریب صحیح ابن حبان، تحقیق و تعلیقه: شعیب الأرنؤوط، ج ۷، ص ۶۲ – ۶۳؛ سلمی نیسابوری، أبو بکر محمد بن إسحاق، صحیح ابن خزیمة، محقق: أعظمی، محمد مصطفى، ج ۲، ص ۳۵۸؛ شیبانی، أبو عبد الله أحمد بن محمد، مسند احمد، تحقیق: الأرنؤوط، شعیب، مرشد، عادل و دیگران، اشراف: ترکی، عبد الله بن عبد المحسن، ج ۳۰، ص ۳۳۳٫

 [۵۰]. امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج‌۱، ص: ۹۶۴

 [۵۱]. الجزیری، عبد الرحمن- الغروی، السید محمد- یاسر مازح‏، الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت، ج۱، ص ۷۲۰؛ مغنیة، محمد جواد، الفقه علی المذاهب الخمسة، ج۱، ص ۱۶۰٫

 [۵۲]. همان، ص ۱۶۰٫

 [۵۳]. الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت، ج۱، ص ۷۲۰؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، ج۱، ص ۱۶۰٫

 [۵۴]. الفقه علی المذاهب الخمسة، ج۱، ص ۱۶۰٫

 [۵۵]. همان ص ۷۲۰؛ همان، ص ۱۶۰٫

 [۵۶].  غُسْلُ الْجُمُعَةِ وَ الْفِطْرِ سُنَّةٌ فِی السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ، شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج‌۳، ص ۳۱۶، ح ۳۷۴۶ و ۳۷۴۷٫

 [۵۷]. حر عاملی، وسائل‏الشیعة، ج ۸، ص ۸۹ و ج ۱۰، ص ۴۴۰، “بَابُ اسْتِحْبَابِ صَوْمِ یَوْمِ الْغَدِیرِ وَ هُوَ الثَّامِنَ عَشَرَ ذِی الْحِجَّةِ وَ اتِّخَاذِهِ عِیداً وَ کَثْرَةِ الْعِبَادَةِ فِیهِ وَ خُصُوصاً الْإِطْعَامَ وَ الصَّدَقَةَ وَ الصِّلَةَ وَ لُبْسَ الْجَدِیدِ”.

 [۵۸]. صدوق،  ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۷۶٫

 [۵۹]. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج ‏۲، ص ۳۵۵٫

[ یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان - نکاتى درباره عید فطر

عید فطر یکى از دو عید بزرگ در سنت اسلامى است که درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از کارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى که خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیر المؤمنین(ع) در خطبه عید فطر مى‏فرماید:

«الا و ان المضمار الیوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغایة النار». (1)

دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روایتى از فرزند گرامیش چنین آمده است:

«مر الحسن (ع) فى یوم فطر بقوم یلعبون و یضحکون فوقف على رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فیستبقون فیه بطاعته الى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب کل العجب من ضاحک لاعب فی الیوم الذی یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و ایم الله لو کشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسى‏ء مشغول باسائته. ثم مضى‏». (2)

در این حدیث، امام حسن (ع) انجام اعمال عبادى در ماه مبارک رمضان را، تشبیه به مسابقه بین افراد نموده‏اند و عید فطر را زمان اخذ جوایز برندگان آن مى‏دانند.

لذا حضرت على (ع) در ویژگى‏هاى عید فطر مى‏فرمایند:

1- روزى که نیکوکاران ثواب مى‏برند.

«هذا یوم یثاب فیه المحسنون‏».

2- روزى که گنهکاران زیان مى‏بینند.

«و خسر فیه المبطلون‏»

3- شبیه‏ترین روز به روز قیامت است.

«اشبه بیوم قیامکم‏».

چون در قیامت عده‏اى که زیان کارند، تاسف مى‏خورند و غضبناک مى‏گردند و عده‏اى که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى‏شوند.

4- روز عبرت گرفتن.

«فاذکروا بخروجکم‏»

وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عید خارج مى‏شوید، به یاد آورید زمانى را که از منزل بدن خود خارج خواهید شد و سوى خداى خود خواهید رفت.

«من الاجداث الى ربکم‏»

وقتى در جایگاه نماز خود مى‏ایستید به یاد آورید زمانى را که در محضر عدل الهى مى‏ایستید و از شما حسابرسى مى‏کنند.

«و اذکروا وقوفکم بین یدى ربکم‏»

وقتى از نماز به منازلتان بر مى‏گردید به یاد آورید زمانى را که به منازل خود در بهشت‏خواهید رفت.

«و اذکروا منازلکم فى الجنة‏»

5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.

«ابشروا عباد الله فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم‏».

پى‏نوشت‏ها:

1) من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 516.

2) تحف العقول، ص 170.

[ یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان – پیامک های عید فطر

عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد

********************

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...

********************

وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره.... آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم...

********************

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم.(آمین(

*******************

و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم .... اللهم عجل لولیک الفرج

********************

با پایان یافتن ماه رمضان، درهای رحمت خداوند بسته می شوند، مواظب باش لای در گیر نکنی!

********************

عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم.

********************

حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد!

 

********************

این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

**********************

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...

چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...

یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

********************

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صد حیف ازین بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود

عید شما مبارک

********************

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت

خداحافظ ای ماه عشق و عبادت

خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها

خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه

خداحافظ ای بهترین ماه الله

 

********************

خدایا! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده.. آمین .

******************

حلول ماه عید و شادی مسلمین است.

پایان ماه روزه، برای صائمین است

نشاط و افتخار و شادی و سربلندی

از محک الهی برای مؤمنین است

********************

عید سعید فطر و پایان ماه صیام

بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام

که تا سال آینده، صفا و پاکی دل

حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل

********************

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود .......... صد حیف از این بساط که برچیده می شود

********************

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت .......... خوشبخت آن کسی ست که بخشیده می شود

********************

رمضان آمد و روان بگذشت .......... بود ماهی به یک زمان بگذشت

********************

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو ....

آیا چیزی قابل درو در این رمضان کاشته ایم؟

********************

من کنون روز جاوید گرفتم ز جهان

گر شما در هوس عید بقایید همه .

********************

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

هلال ماه به دور قدح اشارت کرد .

********************************

ثواب روزه و حج قبول ، آن کسی برد

که خاک میکده عشق را زیارت کرد .

********************

شهر صیام رفت و توبه نمودم ولی چه باک

با رؤیت هلال روی تو افطار می کنم.

********************

چه زود رفت این رمضان عمر ما

پس ، بر لب جوی نشین و گذر عمر بین .

[ یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان - اعمال روز عید فطر

روز اوّل ماه شوال روز عید فطر است و اعمال آن چند چیز است  :

اوّل آنکه بخوانى بعد از نماز صبح و نماز عید آن تکبیراتى را که در شبش بعد از نماز فریضه مى خواندى .

دوّم آنکه بخوانى بعد از نماز صبح دعائى را که سیّد روایت کرده اَللّهُمَّ اِنّى تَوَجَّهْتُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ اِمامى الخ و شیخ این دعا را بعد از نماز عید ذکر فرموده .

سوّم بیرون کردن زکوة فطره است از هر سرى صاعى پیش از نماز عید به تفصیلى که در کتب فقهیّه است و بدانکه زکوة فطره واجب مؤ کّد است و شرط قبولى روزه ماه رمضان و سبب حفظ تا سال دیگر است و حق تعالى آن را مقدّم بر نماز ذکر فرموده در این آیه شریفه قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکّى وَ ذَکَرَاسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى .

چهارم غسل است و بهتر آن است که اگر ممکن شود از نهر غسل کنى و وقت آن بعد از طلوع فجر است تا زمان بجا آوردن نماز عید چنانچه شیخ فرموده و در جزء روایتى است که غسل را در زیر سقفى بکن و چون خواستى غسل کنى بگو :

اَللّهُمَّ ایمانا بِکَ وَتَصْدیقا بِکِتابِکَ وَاتِّباعُ سُنَّةِ نَبیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ

پس بسم اللّه بگو و غسل کن و چون از غسل فارغ شدى بگو:

اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ کَفّارَةً لِذُنُوبى وَطَهِّرْ دینى اَللّهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّى الدَّنَسَ .

پنجم: : پوشیدن جامه نیکو و به کار بردن بوى خوش و رفتن به صحرا در غیر مکّه براى نماز کردن در زیر آسمان .

ششم: پیش از نماز عید در اوّل روز افطار کنى و بهتر آنست که به خرما یا به شیرینى باشد و شیخ مفید فرموده مستحب است تناول کردن مقدار کمى از تربت سیّدالشهداء علیه السلام که شفا است از براى هر دردى .

هفتم: آنکه چون مهیّا شدى از براى رفتن به نماز عید بیرون نروى مگر بعد از طلوع آفتاب و آنکه بخوانى دعاهائى را که سیّد در اقبال نقل کرده از جمله از ابوحمزه ثمالى روایت کرده از حضرت امام محمّد باقرعلیه السلام که فرمود بخوان در عید فطر و قربان و جمعه وقتى که مهیّا شدى به جهت بیرون رفتن به نماز این دعا را:

اَللّهُمَّ مَنْ تَهَیَّاءَ فى هذَا الْیَوْمِ اَوْ تَعَبَّاءَ اَوْ اَعَدَّ وَاسْتَعَدَّ لِوِفادَةٍ اِلى مَخْلُوقٍ رَجاَّءَ رِفْدِهِ وَنَوافِلِهِ وَفَواضِلِهِ وَعَطایاهُ فَاِنَّ اِلَیْکَ یا سَیِّدى تَهْیِئَتى وَتَعْبِئَتى وَاِعْدادى وَاسْتِعْدادى رَجاَّءَ رِفْدِکَ وَجَوائِزِکَ وَنَوافِلِکَ وَفَواضِلِکَ وَفَضاَّئِلِکَ وَعَطایاکَ وَقَدْ غَدَوْتُ اِلى عیدٍ مِنْ اَعْیادِ اُمَّةِ نَبیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ وَعَلى الِهِ وَلَمْ اَفِدْ اِلَیْکَ الْیَوْمَ بِعَمَلٍ صالِحٍ اَثِقُ بِهِ قَدَّمْتُهُ وَلا تَوَجَّهْتُ بِمَخْلُوقٍ اَمَّلْتُهُ وَلکِنْ اَتَیْتُکَ خاضِعاً مُقِرّاً بِذُنُوبى وَاِساَّئَتى اِلى نَفْسى فَیا عَظیمُ یا عَظیمُ یا عَظیمُ اِغْفِرْ لِىَ الْعَظیمَ مِنْ ذُنُوبى فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ الْعِظامَ اِلاّ اَنْتَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

[ یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان - کیفیت نماز عید فطر

 نماز عید فطر دو رکعت است در رکعت اوّل حمد و سوره اءعْلی بخواند و بعد از قرائت پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری این قنوت را بخواند:

اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَهِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ

 خدایا ای اهل بزرگی و عظمت و ای شایسته بخشش و قدرت و سلطنت و ای شایسته عفو

وَالرَّحْمَهِ وَاَهْلَ التَّقْوی وَالْمَغْفِرَهِ اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذی

 و رحمت و ای شایسته تقوی و آمرزش از تو خواهم به حق این روزی که

جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ذُخْراً [وَشَرَفاً]

قرارش دادی برای مسلمانان عید و برای محمد صلی الله علیه و آله ذخیره و شرف

وَمَزِیْداً اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُدْخِلَنی فی کُلِّ خَیْرٍ

 و فزونی مقام که درود فرستی بر محمد و آل محمد و درآوری مرا در هر خیری که

اَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنی مِنْ کُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ

 درآوردی در آن خیر محمد و آل محمد را و برونم آری از هر بدی و شری که برون آوردی

مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ

 از آن محمد و آل محمد را - که درودهای تو بر او و بر ایشان باد - خدایا از تو خواهم

خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ وَاَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ

 بهترین چیزی را که درخواست کردند از تو بندگان شایسته ات و پناه برم به تو از آنچه پناه بردند از آن

عِبادُکَ الْصّالِحُونَ

بندگان شایسته ات

پس تکبیر ششم بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع و سجود برخیزد به رکعت دوّم و بعد از حمد سوره وَالشَّمْسِ بخواند پس چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری آن قنوت را بخواند و چون فارغ شد تکبیر پنجم گوید و به رکوع رود پس نماز را تمام کند و بعد از سلام تسبیح زهراءعَلیهَاالسَّلام بفرستد و بعد از نماز عید دعاهای بسیار وارد شده است و شاید بهترین آنها دعای چهل و ششم صحیفه کامله باشد و مستحب است که نماز عید در زیر سمان و بر روی زمین بدون فرش و بُوریا واقع شود و آنکه برگردد از مُصَلّی از غیر آن راهی که رفته بود و دعا کند از برای برادران دینی خود به قبولی اعمال.

[ یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان - احکام نماز عید فطر

 نماز عید فطر در زمان حضور امام علیه السلام واجب است و باید به جماعت خوانده شـود. و در زمـان مـا که امام علیه السلام غایب است، مستحب مى‌باشد. و مى‌شود آن را به جماعت یا فرادى خواند ولى احتیاط این است که به جماعت آن را رجاءاً بخواند.

وقت نمازعید فطر از اول آفتاب روز عید تا ظهر مى‌باشد.

مستحب است در عید فطر، بعد از بلند شدن آفتاب افطار کنند و زکات فطره را هم بدهند یا جدا نمایند و بعد، نماز عید را بخوانند.

× نماز عید فطر دو رکعت است که در رکعت اول بعد از خواندن حمد وسوره، باید پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم، تکبیر دیگرى بگوید و بـه رکـوع رود و دو سـجده بجا آورد و برخیزد و در رکعت دوم چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود وبعد از رکوع دو سجده کند وتشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

× در قنوت نماز عید فطر، هر دعا وذکرى بخوانند کافى است، ولى بهتر است ایـن دعـا را بـخوانند: اللهم اهل الکبریا والعظمة واهل الجود والجبروت واهل العفو والرحمة واهل الـتـقـوى والـمغفرة اسالک بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیداً ولمحمد ذخراً وشرفاً وکـرامة ومزیداً ان تصلى على محمد وآل محمد وان تدخلنى فى کل خیر ادخلت فیه محمداً وآل مـحـمد وان تخرجنى من کل سوء اخرجت منه محمداً وآل محمد صلواتک علیه وعلیهم. اللهم انى اسالک خیر ما سألک به عبادک الصالحون واعوذ بک ممااستعاذ منه عبادک المخلصون.

در زمان غایب بودن امام علیه السلام مستحب است بعد از نماز عید فطر، دو خطبه بـخـوانـند، و بهتر آن است که در خطبه عید فطر احکام زکات فطره را بگویند.

نماز عید سوره مخصوصى ندارد ولى بهتر است که در رکعت اول آن سوره شمس (سـوره 91) و در رکـعت دوم سوره غاشیه (سوره 88) را بخوانند، یا در رکعت اول سوره سبح اسم (سوره 87) و در رکعت دوم سوره شمس (سوره 91) را بخوانند.

مستحب است نماز عید را در صحرا بخوانند ولى در مکه مستحب است در مسجد الحرام خوانده شود.

[ یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان – دعای وداع با ماه رمضان از صحیفه ی سجادیه

اللّهُمّ یَا مَنْ لَا یَرْغَبُ فِی الْجَزَاءِ
وَ یَا مَنْ لَا یَنْدَمُ عَلَى الْعَطَاءِ
وَ یَا مَنْ لَا یُکَافِئُ عَبْدَهُ عَلَى السّوَاءِ.
مِنّتُکَ ابْتِدَاءٌ، وَ عَفْوُکَ تَفَضّلٌ، وَ عُقُوبَتُکَ عَدْلٌ، وَ قَضَاؤُکَ خِیَرَةٌ
إِنْ أَعْطَیْتَ لَمْ تَشُبْ عَطَاءَکَ بِمَنّ‏ٍ، وَ إِنْ مَنَعْتَ لَمْ یَکُنْ مَنْعُکَ تَعَدّیاً.
تَشْکُرُ مَنْ شَکَرَکَ وَ أَنْتَ أَلْهَمْتَهُ شُکْرَکَ.
وَ تُکَافِئُ مَنْ حَمِدَکَ وَ أَنْتَ عَلّمْتَهُ حَمْدَکَ.
تَسْتُرُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ، وَ تَجُودُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ، وَ کِلَاهُمَا أَهْلٌ مِنْکَ لِلْفَضِیحَةِ وَ الْمَنْعِ غَیْرَ أَنّکَ بَنَیْتَ أَفْعَالَکَ عَلَى التّفَضّلِ، وَ أَجْرَیْتَ قُدْرَتَکَ عَلَى التّجَاوُزِ.
وَ تَلَقّیْتَ مَنْ عَصَاکَ بِالْحِلْمِ، وَ أَمْهَلْتَ مَنْ قَصَدَ لِنَفْسِهِ بِالظّلْمِ، تَسْتَنْظِرُهُمْ بِأَنَاتِکَ إِلَى الْإِنَابَةِ، وَ تَتْرُکُ مُعَاجَلَتَهُمْ إِلَى التّوْبَةِ لِکَیْلَا یَهْلِکَ عَلَیْکَ هَالِکُهُمْ،
 وَ لَا یَشْقَى بِنِعْمَتِکَ شَقِیّهُمْ إِلّا عَنْ طُولِ الْإِعْذَارِ إِلَیْهِ، وَ بَعْدَ تَرَادُفِ الْحُجّةِ عَلَیْهِ، کَرَماً مِنْ عَفْوِکَ یَا کَرِیمُ، وَ عَائِدَةً مِنْ عَطْفِکَ یَا حَلِیمُ.
أَنْتَ الّذِی فَتَحْتَ لِعِبَادِکَ بَاباً إِلَى عَفْوِکَ، وَ سَمّیْتَهُ التّوْبَةَ، وَ جَعَلْتَ عَلَى ذَلِکَ الْبَابِ دَلِیلًا مِنْ وَحْیِکَ لِئَلّا یَضِلّوا عَنْهُ، فَقُلْتَ تَبَارَکَ اسْمُکَ تُوبُوا إِلَى اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسَى رَبّکُمْ أَنْ یُکَفّرَ عَنْکُمْ سَیّئَاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ.
یَوْمَ لَا یُخْزِی اللّهُ النّبِیّ وَ الّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ، نُورُهُمْ یَسْعَى بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمَانِهِمْ، یَقُولُونَ رَبّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا، وَ اغْفِرْ لَنَا، إِنّکَ عَلَى کُلّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ. فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ ذَلِکَ الْمَنْزِلِ بَعْدَ فَتْحِ الْبَابِ وَ إِقَامَةِ الدّلِیلِ‏
وَ أَنْتَ الّذِی زِدْتَ فِی السّوْمِ عَلَى نَفْسِکَ لِعِبَادِکَ، تُرِیدُ رِبْحَهُمْ فِی مُتَاجَرَتِهِمْ لَکَ، وَ فَوْزَهُمْ بِالْوِفَادَةِ عَلَیْکَ، وَ الزّیَادَةِ مِنْکَ، فَقُلْتَ تَبَارَکَ اسْمُکَ وَ تَعَالَیْتَ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا، وَ مَنْ جَاءَ بِالسّیّئَةِ فَلَا یُجْزَى إِلّا مِثْلَهَا.
وَ قُلْتَ مَثَلُ الّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبّةٍ، وَ اللّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ،
 وَ قُلْتَ مَنْ ذَا الّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً کَثِیرَةً. وَ مَا أَنْزَلْتَ مِنْ نَظَائِرِهِنّ فِی الْقُرْآنِ مِنْ تَضَاعِیفِ الْحَسَنَاتِ.
وَ أَنْتَ الّذِی دَلَلْتَهُمْ بِقَوْلِکَ مِنْ غَیْبِکَ وَ تَرْغِیبِکَ الّذِی فِیهِ حَظّهُمْ عَلَى مَا لَوْ سَتَرْتَهُ عَنْهُمْ لَمْ تُدْرِکْهُ‏
أَبْصَارُهُمْ، وَ لَمْ تَعِهِ أَسْمَاعُهُمْ، وَ لَمْ تَلْحَقْهُ أَوْهَامُهُمْ، فَقُلْتَ اذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ، وَ اشْکُرُوا لِی وَ لَا تَکْفُرُونِ، وَ قُلْتَ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنّکُمْ، وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ.
وَ قُلْتَ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ، إِنّ الّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنّمَ دَاخِرِینَ، فَسَمّیْتَ دُعَاءَکَ عِبَادَةً، وَ تَرْکَهُ اسْتِکْبَاراً، وَ تَوَعّدْتَ عَلَى تَرْکِهِ دُخُولَ جَهَنّمَ دَاخِرِینَ.
فَذَکَرُوکَ بِمَنّکَ، وَ شَکَرُوکَ بِفَضْلِکَ، وَ دَعَوْکَ بِأَمْرِکَ، وَ تَصَدّقُوا لَکَ طَلَباً لِمَزِیدِکَ، وَ فِیهَا کَانَتْ نَجَاتُهُمْ مِنْ غَضَبِکَ، وَ فَوْزُهُمْ بِرِضَاکَ.
وَ لَوْ دَلّ مَخْلُوقٌ مَخْلُوقاً مِنْ نَفْسِهِ عَلَى مِثْلِ الّذِی دَلَلْتَ عَلَیْهِ عِبَادَکَ مِنْکَ کَانَ مَوْصُوفاً بِالْإِحْسَانِ، وَ مَنْعُوتاً بِالِامْتِنَانِ، وَ مَحْمُوداً بِکُلّ لِسَانٍ، فَلَکَ الْحَمْدُ مَا وُجِدَ فِی حَمْدِکَ مَذْهَبٌ، وَ مَا بَقِیَ لِلْحَمْدِ لَفْظٌ تُحْمَدُ بِهِ، وَ مَعْنًى یَنْصَرِفُ إِلَیْهِ.
یَا مَنْ تَحَمّدَ إِلَى عِبَادِهِ بِالْإِحْسَانِ وَ الْفَضْلِ، وَ غَمَرَهُمْ بِالْمَنّ وَ الطّوْلِ، مَا أَفْشَى فِینَا نِعْمَتَکَ، وَ أَسْبَغَ عَلَیْنَا مِنّتَکَ، وَ أَخَصّنَا بِبِرّکَ‏
هَدَیْتَنَا لِدِینِکَ الّذِی اصْطَفَیْتَ، وَ مِلّتِکَ الّتِی ارْتَضَیْتَ، وَ سَبِیلِکَ الّذِی سَهّلْتَ، وَ بَصّرْتَنَا الزّلْفَةَ لَدَیْکَ، وَ الْوُصُولَ إِلَى کَرَامَتِکَ‏
اللّهُمّ وَ أَنْتَ جَعَلْتَ مِنْ صَفَایَا تِلْکَ الْوَظَائِفِ، وَ خَصَائِصِ تِلْکَ الْفُرُوضِ شَهْرَ رَمَضَانَ الّذِی اخْتَصَصْتَهُ مِنْ سَائِرِ الشّهُورِ، وَ تَخَیّرْتَهُ مِنْ جَمِیعِ الْأَزْمِنَةِ وَ الدّهُورِ،
 وَ آثَرْتَهُ عَلَى کُلّ أَوْقَاتِ السّنَةِ بِمَا أَنْزَلْتَ فِیهِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ النّورِ، وَ ضَاعَفْتَ فِیهِ مِنَ الْإِیمَانِ، وَ فَرَضْتَ فِیهِ مِنَ الصّیَامِ، وَ رَغّبْتَ فِیهِ مِنَ الْقِیَامِ، وَ أَجْلَلْتَ فِیهِ مِنْ لَیْلَةِ الْقَدْرِ الّتِی هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ.
ثُمّ آثَرْتَنَا بِهِ عَلَى سَائِرِ الْأُمَمِ، وَ اصْطَفَیْتَنَا بِفَضْلِهِ دُونَ أَهْلِ الْمِلَلِ، فَصُمْنَا بِأَمْرِکَ نَهَارَهُ، وَ قُمْنَا بِعَوْنِکَ لَیْلَهُ، مُتَعَرّضِینَ بِصِیَامِهِ وَ قِیَامِهِ لِمَا عَرّضْتَنَا لَهُ مِنْ رَحْمَتِکَ، وَ تَسَبّبْنَا إِلَیْهِ مِنْ مَثُوبَتِکَ، وَ أَنْتَ الْمَلِی‏ءُ بِمَا رُغِبَ فِیهِ إِلَیْکَ، الْجَوَادُ بِمَا سُئِلْتَ مِنْ فَضْلِکَ، الْقَرِیبُ إِلَى مَنْ حَاوَلَ قُرْبَکَ.
وَ قَدْ أَقَامَ فِینَا هَذَا الشّهْرُ مُقَامَ حَمْدٍ، وَ صَحِبَنَا صُحْبَةَ مَبْرُورٍ، وَ أَرْبَحَنَا أَفْضَلَ أَرْبَاحِ الْعَالَمِینَ، ثُمّ قَدْ فَارَقَنَا عِنْدَ تَمَامِ وَقْتِهِ، وَ انْقِطَاعِ مُدّتِهِ، وَ وَفَاءِ عَدَدِهِ.
فَنَحْنُ مُوَدّعُوهُ وِدَاعَ مَنْ عَزّ فِرَاقُهُ عَلَیْنَا، وَ غَمّنَا وَ أَوْحَشَنَا انْصِرَافُهُ عَنّا، وَ لَزِمَنَا لَهُ الذّمَامُ الْمَحْفُوظُ، وَ الْحُرْمَةُ الْمَرْعِیّةُ، وَ الْحَقّ الْمَقْضِیّ، فَنَحْنُ قَائِلُونَ السّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللّهِ الْأَکْبَرَ، وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ.
السّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ، وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیّامِ وَ السّاعَاتِ.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْ‏آمَالُ، وَ نُشِرَتْ فِیهِ الْأَعْمَالُ.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ أَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ آلَمَ فِرَاقُهُ.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ أَلِیفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرّ، وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِیاً فَمَضّ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ، وَ قَلّتْ فِیهِ الذّنُوبُ.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ نَاصِرٍ أَعَانَ عَلَى الشّیْطَانِ، وَ صَاحِبٍ سَهّلَ سُبُلَ الْإِحْسَانِ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ مَا أَکْثَرَ عُتَقَاءَ اللّهِ فِیکَ، وَ مَا أَسْعَدَ مَنْ رَعَى حُرْمَتَکَ بِکَ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَمْحَاکَ لِلذّنُوبِ، وَ أَسْتَرَکَ لِأَنْوَاعِ الْعُیُوبِ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَطْوَلَکَ عَلَى الْمُجْرِمِینَ، وَ أَهْیَبَکَ فِی صُدُورِ الْمُؤْمِنِینَ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ لَا تُنَافِسُهُ الْأَیّامُ.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ کُلّ أَمْرٍ سَلَامٌ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ کَرِیهِ الْمُصَاحَبَةِ، وَ لَا ذَمِیمِ الْمُلَابَسَةِ
السّلَامُ عَلَیْکَ کَمَا وَفَدْتَ عَلَیْنَا بِالْبَرَکَاتِ، وَ غَسَلْتَ عَنّا دَنَسَ الْخَطِیئَات‏
السّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ مُوَدّعٍ بَرَماً وَ لَا مَتْرُوکٍ صِیَامُهُ سَأَماً.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ، وَ مَحْزُونٍ عَلَیْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ.
السّلَامُ عَلَیْکَ کَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِکَ عَنّا، وَ کَمْ مِنْ خَیْرٍ أُفِیضَ بِکَ عَلَیْنَا
السّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى لَیْلَةِ الْقَدْرِ الّتِی هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
السّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَحْرَصَنَا بِالْأَمْسِ عَلَیْکَ، وَ أَشَدّ شَوْقَنَا غَداً إِلَیْکَ.
السّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى فَضْلِکَ الّذِی حُرِمْنَاهُ، وَ عَلَى مَاضٍ مِنْ بَرَکَاتِکَ سُلِبْنَاهُ.
اللّهُمّ إِنّا أَهْلُ هَذَا الشّهْرِ الّذِی شَرّفْتَنَا بِهِ، وَ وَفّقْتَنَا بِمَنّکَ لَهُ حِینَ جَهِلَ الْأَشْقِیَاءُ وَقْتَهُ، وَ حُرِمُوا لِشَقَائِهِمْ فَضْلَهُ.
أَنْتَ وَلِیّ مَا آثَرْتَنَا بِهِ مِنْ مَعْرِفَتِهِ، وَ هَدَیْتَنَا لَهُ مِنْ سُنّتِهِ، وَ قَدْ تَوَلّیْنَا بِتَوْفِیقِکَ صِیَامَهُ وَ قِیَامَهُ عَلَى تَقْصِیرٍ، وَ أَدّیْنَا فِیهِ قَلِیلًا مِنْ کَثِیرٍ.
اللّهُمّ فَلَکَ الْحَمْدُ إِقْرَاراً بِالْإِسَاءَةِ، وَ اعْتِرَافاً بِالْإِضَاعَةِ، وَ لَکَ مِنْ قُلُوبِنَا عَقْدُ النّدَمِ، وَ مِنْ أَلْسِنَتِنَا صِدْقُ الِاعْتِذَارِ، فَأْجُرْنَا عَلَى مَا أَصَابَنَا فِیهِ مِنَ التّفْرِیطِ أَجْراً نَسْتَدْرِکُ بِهِ الْفَضْلَ الْمَرْغُوبَ فِیهِ، وَ نَعْتَاضُ بِهِ مِنْ أَنْوَاعِ الذّخْرِ الْمَحْرُوصِ عَلَیْهِ.
وَ أَوْجِبْ لَنَا عُذْرَکَ عَلَى مَا قَصّرْنَا فِیهِ مِنْ حَقّکَ، وَ ابْلُغْ بِأَعْمَارِنَا مَا بَیْنَ أَیْدِینَا مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ الْمُقْبِلِ، فَإِذَا بَلّغْتَنَاهُ فَأَعِنّا عَلَى تَنَاوُلِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ مِنَ الْعِبَادَةِ،
 وَ أَدّنَا إِلَى الْقِیَامِ بِمَا یَسْتَحِقّهُ مِنَ الطّاعَةِ، وَ أَجْرِ لَنَا مِنْ صَالِحِ الْعَمَلِ مَا یَکُونُ دَرَکاً لِحَقّکَ فِی الشّهْرَیْنِ مِنْ شُهُورِ الدّهْرِ.
اللّهُمّ وَ مَا أَلْمَمْنَا بِهِ فِی شَهْرِنَا هَذَا مِنْ لَمَمٍ أَوْ إِثْمٍ، أَوْ وَاقَعْنَا فِیهِ مِنْ ذَنْبٍ، وَ اکْتَسَبْنَا فِیهِ مِنْ خَطِیئَةٍ عَلَى تَعَمّدٍ مِنّا، أَوْ عَلَى نِسْیَانٍ ظَلَمْنَا فِیهِ أَنْفُسَنَا، أَوِ انْتَهَکْنَا بِهِ حُرْمَةً مِنْ غَیْرِنَا، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اسْتُرْنَا بِسِتْرِکَ،
 وَ اعْفُ عَنّا بِعَفْوِکَ، وَ لَا تَنْصِبْنَا فِیهِ لِأَعْیُنِ الشّامِتِینَ، وَ لَا تَبْسُطْ عَلَیْنَا فِیهِ أَلْسُنَ الطّاعِنِینَ، وَ اسْتَعْمِلْنَا بِمَا یَکُونُ حِطّةً وَ کَفّارَةً لِمَا أَنْکَرْتَ مِنّا فِیهِ بِرَأْفَتِکَ الّتِی لَا تَنْفَدُ، وَ فَضْلِکَ الّذِی لَا یَنْقُصُ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْبُرْ مُصِیبَتَنَا بِشَهْرِنَا، وَ بَارِکْ لَنَا فِی یَوْمِ عِیدِنَا وَ فِطْرِنَا، وَ اجْعَلْهُ مِنْ خَیْرِ یَوْمٍ مَرّ عَلَیْنَا أَجْلَبِهِ لِعَفْوٍ، وَ أَمْحَاهُ لِذَنْبٍ، وَ اغْفِرْ لَنَا مَا خَفِیَ مِنْ ذُنُوبِنَا وَ مَا عَلَنَ.
اللّهُمّ اسْلَخْنَا بِانْسِلَاخِ هَذَا الشّهْرِ مِنْ خَطَایَانَا، وَ أَخْرِجْنَا بِخُرُوجِهِ مِنْ سَیّئَاتِنَا، وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَسْعَدِ أَهْلِهِ بِهِ، وَ أَجْزَلِهِمْ قِسْماً فِیهِ، وَ أَوْفَرِهِمْ حَظّاً مِنْهُ.
اللّهُمّ وَ مَنْ رَعَى هَذَا الشّهْرَ حَقّ رِعَایَتِهِ، وَ حَفِظَ حُرْمَتَهُ حَقّ حِفْظِهَا، وَ قَامَ بِحُدُودِهِ حَقّ قِیَامِهَا، وَ اتّقَى ذُنُوبَهُ حَقّ تُقَاتِهَا، أَوْ تَقَرّبَ إِلَیْکَ بِقُرْبَةٍ أَوْجَبَتْ رِضَاکَ لَهُ، وَ عَطَفَتْ رَحْمَتَکَ عَلَیْهِ، فَهَبْ لَنَا مِثْلَهُ مِنْ وُجْدِکَ، وَ أَعْطِنَا أَضْعَافَهُ مِنْ فَضْلِکَ، فَإِنّ فَضْلَکَ لَا یَغِیضُ، وَ إِنّ خَزَائِنَکَ لَا تَنْقُصُ بَلْ تَفِیضُ، وَ إِنّ مَعَادِنَ إِحْسَانِکَ لَا تَفْنَى، وَ إِنّ عَطَاءَکَ لَلْعَطَاءُ الْمُهَنّا.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اکْتُبْ لَنَا مِثْلَ أُجُورِ مَنْ صَامَهُ، أَوْ تَعَبّدَ لَکَ فِیهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ.
اللّهُمّ إِنّا نَتُوبُ إِلَیْکَ فِی یَوْمِ فِطْرِنَا الّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِینَ عِیداً وَ سُرُوراً، وَ لِأَهْلِ مِلّتِکَ مَجْمَعاً وَ مُحْتَشَداً مِنْ کُلّ ذَنْبٍ أَذْنَبْنَاهُ، أَوْ سُوءٍ أَسْلَفْنَاهُ، أَوْ خَاطِرِ شَرٍّ أَضْمَرْنَاهُ، تَوْبَةَ مَنْ‏
لَا یَنْطَوِی عَلَى رُجُوعٍ إِلَى ذَنْبٍ، وَ لَا یَعُودُ بَعْدَهَا فِی خَطِیئَةٍ، تَوْبَةً نَصُوحاً خَلَصَتْ مِنَ الشّکّ وَ الِارْتِیَابِ، فَتَقَبّلْهَا مِنّا، وَ ارْضَ عَنّا، وَ ثَبّتْنَا عَلَیْهَا.
اللّهُمّ ارْزُقْنَا خَوْفَ عِقَابِ الْوَعِیدِ، وَ شَوْقَ ثَوَابِ الْمَوْعُودِ حَتّى نَجِدَ لَذّةَ مَا نَدْعُوکَ بِهِ، وَ کَأْبَةَ مَا نَسْتَجِیرُکَ مِنْهُ.
وَ اجْعَلْنَا عِنْدَکَ مِنَ التّوّابِینَ الّذِینَ أَوْجَبْتَ لَهُمْ مَحَبّتَکَ، وَ قَبِلْتَ مِنْهُمْ مُرَاجَعَةَ طَاعَتِکَ، یَا أَعْدَلَ الْعَادِلِینَ.
اللّهُمّ تَجَاوَزْ عَنْ آبَائِنَا وَ أُمّهَاتِنَا وَ أَهْلِ دِینِنَا جَمِیعاً مَنْ سَلَفَ مِنْهُمْ وَ مَنْ غَبَرَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ نَبِیّنَا وَ آلِهِ کَمَا صَلّیْتَ عَلَى مَلَائِکَتِکَ الْمُقَرّبِینَ، وَ صَلّ عَلَیْهِ وَ آلِهِ کَمَا صَلّیْتَ عَلَى أَنْبِیَائِکَ الْمُرْسَلِینَ، وَ صَلّ عَلَیْهِ وَ آلِهِ کَمَا صَلّیْتَ عَلَى عِبَادِکَ الصّالِحِینَ، وَ أَفْضَلَ مِنْ ذَلِکَ یَا رَبّ الْعَالَمِینَ، صَلَاةً تَبْلُغُنَا بَرَکَتُهَا، وَ یَنَالُنَا نَفْعُهَا، وَ یُسْتَجَابُ لَهَا دُعَاؤُنَا، إِنّکَ أَکْرَمُ مَنْ رُغِبَ إِلَیْهِ، وَ أَکْفَى مَنْ تُوُکّلَ عَلَیْهِ، وَ أَعْطَى مَنْ سُئِلَ مِنْ فَضْلِهِ، وَ أَنْتَ عَلَى کُلّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.

ترجمه :
خدایا اى کسى که در برابر احسان به خلق مزد نمى‏خواهى، و اى کسى که از بخشش پشیمان نمى‏شوى، و اى کسى که مزد بنده خود را افزون از عمل مى‏بخشى و برابر نمى‏دهى، نعمتت بى‏سابقه استحقاق، و عفوت به آئین تفضل، و عقوبتت عدل، و قضایت خیر است اگر عطا کنى عطایت را به منت آلوده نمى‏سازى، و اگر منع کنى منعت از روى ستم نیست. هر که ترا شکر گزارد جزاى شکر مى‏دهى، و حال آنکه تو خود او را به شکر ملهم ساخته‏اى و هر که سپاس ترا بجا آورد پاداش مى‏بخشى در صورتى که تو خود سپاس به او آموخته‏اى، پرده مى‏پوشى بر آنکه اگر مى‏خواستى او را رسوا مى‏ساختى، و بخشش مى‏کنى بر کسى که اگر مى‏خواستى از او دریغ مى‏داشتى، در حالى که آن دو از جانب تو سزاوار رسوائى و منعند. ولى تو کارهاى خود را بر پایه تفضل بنا نهاده‏اى، و قدرتت را بر آئین گذشت روان ساخته‏اى، و آنکه را عصیان تو کرده به حلم تلقى نموده‏اى، و آنکه را در باره خود قصد ستم کرده مهلت داده‏اى. تو ایشان را به مداراى خود مهلت مى‏دهى تا مگر باز گردند، و در مؤاخذه ایشان شتاب نمى‏کنى تا مگر توبه کنند تا کسى از ایشان که بر خلاف رضاى تو مستوجب هلاک شده به مهلکه در نیفتد، و کسى از ایشان که به سوء استفاده از نعمت تو سزاوار بدبختى شده بدبخت نگردد مگر بعد از آنکه راه هر بهانه بر او بسته شود و حجت از هر حجت بر او تمام گردد.و این اتمام حجت پر تو کرمى از آفتاب عفو تو است - اى خداى کریم - و میوه منفعتى از بوستان شفقت تو است - اى خداى حلیم - توئى که براى بندگانت درى بسوى عفو خود گشوده‏اى، و آن را توبه نامیده‏اى و بر آن در راهنمائى از وحى خود قرار داده‏اى تا آن را گم نکنند، پس تو خود که منزه و جاوید است نامت، فرموده‏اى «بسوى خدا توبه‏اى خالص و پیراسته از نفاق کنید. تا مگر پروردگارتان گناهانتان را محو کند، و شما را به بهشتى که نهرها از زیر درختان آن روان است در آورد.».
در آن روز که خدا پیغمبر خود را و آنان را که به او ایمان آورده‏اند خوار نمى‏گذارد، و در حالى که نورشان پیش رویشان و از سمت راستشان روان است مى‏گویند: اى پروردگار ما، نور ما را براى ما کامل ساز و ما را بیامرز، زیرا که تو بر هر چیز توانائى پس بعد از گشودن در، و به پا داشتن راهنما، عذر آن کس که از ورود به آن منزل غفلت ورزد چه خواهد بود؟! «گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟» .
و توئى که در معامله، بر عطاى خود به بندگان، افزوده‏اى؛ تا در تجارتهاشان، با تو سود برند، و در کوچ کردن بسوى تو کامیاب گردند، و از تو بهره‏اى افزون یابند و به همین سبب تو خود که مبارک نام و بلند مقامى - فرموده‏اى: «هر که کار نیکى بجا آورد پس مزدش ده برابر آن است و هر که کار بدى را مرتکب شود پس جز بمانند کارش کیفر داده نمى‏شود» و نیز فرموده‏اى: «مثل کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند؛ مانند دانه‏اى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه صد دانه باشد، و خدا این شمار را براى هر که بخواهد مضاعف مى‏سازد» و نیز فرموده‏اى: «کیست آنکه به خدا قرض الحسنه‏اى دهد تا خدا آن را برایش چندین برابر سازد؟» و همچنین نظائر این وعده‏ها از افزایشهاى حسنات که در قرآن نازل فرموده‏اى. و توئى که بوسیله تشویقت که متضمن بهره بندگان است آنان را به امورى هدایت فرموده‏اى که اگر آن را از ایشان مى‏پوشیدى چشمهاشان آن را درک نمى‏کرد، و گوشهاشان آن را فرا نمى‏گرفت، و دست اندیشه ایشان به آن نمى‏رسید از این رو فرموده‏اى: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم، و مرا سپاس بگزارید و کفران مکنید» و نیز فرموده‏اى: «هر آینه اگر شکر کنید شما را فزونى دهم، و اگر کفران کنید همانا که عذاب من سخت است.» و نیز فرموده‏اى: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنانکه از خواندن من کبر مى‏ورزند زود است که به خوارى به دوزخ در آیند.».
پس دعاى خود را عبادت و ترکش راتکبر نامیده‏اى، و بر ترک دعا به دخول دوزخ با خوارى تهدید فرموده‏اى. و به این سبب بندگان ترا به نعمتت یاد کردند، و به فضیلت شکر گزاردند، و بر حسب فرمانت ترا خواندند، و براى افزودن احسانت در راه تو صدقه دادند، و تنها راه نجاتشان از خشم تو و دست یافتنشان بر رضاى تو در آن بود. و اگر مخلوقى مخلوق دیگر را بمانند آنکه تو بندگانت را به خود راهنمائى کرده‏اى، بسوى خود راهنمائى مى‏کرد مورد ستایش مى‏بود. پس ترا سپاس تا آنجا که راهى در سپاس تو یافت شود، و تا آنجا که براى سپاس لفظى که در ستایش تو بکار رود و معنائى که به سپاس منصرف گردد باقى باشد. اى کسى که احسان و فضل را بر بندگانت انعام فرموده‏اى، و ایشان را به نعمت و عطا فرا گرفته‏اى، چه آشکار است در زندگى ما نعمت تو! و چه سرشار است بر ما احسان انعام تو! و چه بسیار ما را به نیکى و احسان خود اختصاص داده‏اى ما را به دین برگزیده و آئین پسندیده و راه آسان خود رهبرى فرموده‏اى، و به تقرب نزد خویش، و رسیدن به کرامت خویش بینا ساخته‏اى.
خدایا و تو ماه رمضان را از جمله آن وظائف ممتاز و فرائض مخصوص قرار داده‏اى: همان ماه رمضان که آن را از همه ماهها اختصاص بخشیده‏اى، و از همه زمانها و روزگارها برگزیده‏اى، و بر همه اوقات سال برترى داده‏اى، به سبب قرآن و نورى که در آن فرو فرستاده‏اى و به سبب آنکه ایمان را در آن ماه مضاعف ساخته‏اى، و روزه را در آن ماه واجب کرده‏اى، و بپا خاستن براى عبادت را در آن ترغیب فرموده‏اى، و شب قدر را در آن تجلیل نموده‏اى: آن شب قدر را که خود از هزار ماه بهتر است. ما را به سبب آن بر سایر امتها تفضیل داده‏اى، و به فضیلت آن بجاى اهل ملتها برگزیده‏اى از این رو روزش را - بفرمان تو - روزه داشتیم. و شبش را - بیارى تو - به عبادت برخاستیم. در حالى که بوسیله صیام و قیامش خود را در معرض آن رحمتى که ما را بر آن عرضه کرده‏اى در آوردیم، و آن را وسیله ثواب تو قرار دادیم. و تو به عطاى خواسته‏ها قادرى و به آنچه از فضل و احسانت مسئلت شود بخشنده‏اى و به هر کس که آهنگ قرب تو کند نزدیکى. و این ماه در میان ما ستوده زیست، و با ما پسندیده مصاحبت کرد و بهترین سودهاى جهانیان را بهره ما ساخت، و آنگاه به هنگام پایان یافتن وقت و سرآمدن مدت و کامل شدن شماره‏اش از ما جدا شد، پس ما آن را مانند کسى وداع مى‏کنیم که فراقش بر ما دشوار آمده و روى بر تافتنش ما را به وحشت افکنده، و او را بر ذمه ما پیمانى نگاه داشتنى، و حرمتى رعایت کردنى، و حق گزاردنى لازم شده. از این رو همگى مى‏گوئیم: سلام بر تو اى بزرگترین ماه خدا، و اى عید دوستان خدا - سلام بر تو - اى گرامى‏ترین مصاحب از میان اوقات، و اى بهترین ماه در ایام و ساعات. سلام بر تو. اى ماهى که بر آمدن کامها در آن آسان و اعمال نیک در آن منتشر و فراوان است.
سلام بر تو اى همنشینى که چون پدید آید احترامش بزرگ، و چون ناپدید شود فقدانش دردناک است. و اى مایه امیدى که فراقش رنج افزا است. سلام بر تو اى همدمى که چون رو آورد مایه انس شد، و شادى انگیخت، و چون سپرى شد، وحشت افزود، و متألم ساخت. سلام بر تو اى همسایه‏اى که دلها در جوار آن رقت گرفت، و گناهان در آن کم شد.
سلام بر تو اى یارى دهنده‏اى که ما را در مبارزه شیطان یارى داد، و اى رفیقى که راههاى احسان را هموار ساخت.
سلام بر تو، چه بسیارند آزاد شدگان خدا در دوران تو، و چه نیکبخت است به سبب تو کسى که احترامت را منظور داشته است. سلام بر تو که چه زداینده بودى گناهان را! و چه پوشنده بودى انواع عیبها را! 
سلام بر تو، چه طولانى بودى بر گناهکاران! و چه با هیبت بودى در دلهاى مؤمنان. سلام بر تو اى ماهى که روزها با تو سر همسرى ندارند، سلام بر تو که از هر جهت موجب سلامتى. سلام بر تو، که همنشینیت مکروه، و معاشرتت نکوهیده نیست. سلام بر تو، همچنانکه با ارمغان برکات بر ما وارد شدى، و آلودگى گناهان را از ما فرو شستى. سلام بر تو، که وداع با تو از روى خستگى، و ترک روزه‏ات از سر ملالت نیست. سلام بر تو، که پیش از آمدن در آرزوى تو بودیم، و پیش از رفتن از اندیشه فراقت محزونیم. 
سلام بر تو، چه بسا بدیها که به یمن تو از جانب ما گشته، و چه خوبیها که به برکت تو بر ما روان شده! 
سلام بر تو، و بر شب قدرى که از هزار ماه بهتر است. سلام بر تو، دیروز چه سخت به تو دل بسته بودیم، و فردا چه بسیار بتو مشتاق خواهیم بود! سلام بر تو، و بر فضیلتت که از آن محروم شدیم، و برکات گذشته‏ات که از ما ربوده شد .
خدایا، ما اهل این ماهیم که ما را به آن تشریف بخشیدى، و ما را براى حق‏شناسى آن توفیق دادى. در آن زمان که بدبختان قیمت وقتش را نشناختند. و به علت بدبختى خود از فضل آن محروم ماندند. و توئى سرپرست ما در شناختن فضیلتش، که ما را براى آن برگزیدى، و وظائفش که ما را به آن رهبرى کردى. و ما - با اعتراف به تقصیر - به توفیق تو صیام و قیامش را عهده‏دار شدیم. و اندکى از بسیار را بجا آوردیم .
خدایا، پس از سر اعتراف به بدکردارى و به آیین اقرار بر سهل انگارى حمد تو مى‏گوئیم و پشتیمانى قطعى دلها، و عذر صادقانه زبانهامان را بتو اختصاص مى‏دهیم پس ما را بر تقصیرى که بما اصابت کرده، اجرى عطا کن که به نیروى آن خیرى را که دلخواه ما است دریابیم و اندوخته‏هائى را که مورد علاقه شدید ما است به عوض بستانیم. و عذر ما را در تقصیر از پرداخت حق خود بپذیر، و آینده عمر ما را به ماه رمضان دیگر برسان. و چون ما را به ماه رساندى بر انجام عبادتى که زیبنده تو باشد یارى ده، و بر قیام به طاعتى که لایق موجب تدارک حق تو در آن دو ماه که از ماههاى زمان است، بدست ما جارى کن. 
خدایا، هر معصیت صغیره یا کبیره‏اى که در این ماه پیرامون آن گشته‏ایم، یا گناهى که به آن آلوده شده‏ایم، یا خطائى که مرتکب گشته‏ایم: از روى عمد یا فراموشى، به ستم کردن بر خود یا به هتک حرمت دیگرى، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از آن در پرده ستارى خود بپوشان، و به عفوت از ما در گذر، و ما را در آن ماه نصب العین شماتت کنندگان مساز. و زبان طعنه زنندگان را بر ما مگشاى، و ما را به مهربانى بى‏پایان و فضل کاستى ناپذیرت به کارى بگمار که سبب فرو نهادن و پوشاندن آن چیز شود که در آن ماه بر ما نمى‏پسندى .
خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و مصیبت رفتن ماه ما را جبران کن، و روز عید و روزه گشودنمان را بر ما مبارک ساز و آن را از بهترین روزهائى قرار ده که بر ما گذشته است: جالبترین روزها براى عفو، و پاک کننده‏ترین روزها براى گناه و گناهان پنهان و آشکار ما را بیامرز.
خدایا، با بیرون رفتن این ماه، ما را از گناهانمان بیرون آور، و همراه خارج شدنش ما را از بدیهامان خارج ساز. و ما را از خوشبخت‏ترین اهل این ماه بوسیله این ماه، و از پرنصیب‏ترین ایشان در این ماه و از بهره‏مندترین ایشان در این ماه قرار ده .
خدایا، هر کس که این ماه را چنانکه شایسته رعایت است رعایت کرده، و حرمتش را چنانکه شرط نگهدارى است نگاه داشته، و به حدودش چنانکه شایسته قیام است بپاخاسته، و از گناهان خود، چنانکه حق پرهیزکارى است، پرهیز کرده، یا بوسیله تقربى بتو نزدیکى جسته: که تو را از خود راضى، و رحمتت را به او معطوف ساخته، پس مانند آنچه به او بخشیده‏اى از توانگرى خود بما ببخش، و چندین برابر آن را از فضل خود بما عطا کن. زیرا که فضل تو کاستى نمى‏گیرد، و خزانه‏هایت نقصان نمى‏پذیرد، بلکه افزون مى‏شود، و کانهاى احسان تو، فانى نمى‏شود، و همانا که بخشش گوارا، بخشش تو است.
خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مانند ثوابهاى آن کس را براى ما بنویس که تا روز رستاخیز در آن ماه روزه داشته، یا در عبادت تو کوشیده است .
خدایا، در این روز که آن را براى مؤمنان عید و شادى، و براى اهل ملت خود روز اجتماع و تعاون قرار دادى، پیش تو توبه مى‏کنیم: از هر گناهى که مرتکب شده‏ایم، یا هر کار بدى که از پیش فرستاده‏ایم، یا اندیشه بدى که در دل داشته‏ایم: توبه کسى که خیال بازگشت به گناه در دل ندارد، و پس از توبه به خطا باز نمى‏گردد: توبه خالصى که از شک و ریب پیراسته باشد. پس آن را از ما بپذیر، و از ما خشنود شو، و ما را بر آن ثابت بدار .
خدایا،ترس از عذاب وعید، و شوق به ثواب موعود را روزى ما ساز، تا لذت آنچه را که از تو مسألت مى‏کنیم و شدت اندوه آنچه را که از آن بتو پناه مى‏بریم در یابیم. و ما را نزد خود از توبه کنندگانى قرار ده که محبتت را بر ایشان لازم ساخته‏اى، و بازگشتشان را به طاعت خود، پذیرفته‏اى. اى عادلترین عادلان.
خداوندا از تمامى پدران و مادران و اهل دین ما درگذر، چه آنها که در گذشته ‏اند و چه آنها که تا روز قیامت مى‏ آیند و باقى مى ‏مانند.
خدایا، بر محمد پیغمبر ما و آل او رحمت فرست، همچنانکه بر فرشتگان مقرب خود رحمت فرستادى. و بر او و آلش رحمت فرست، همچنانکه بر پیغمبران مرسلت رحمت فرستادى و بر او و آلش رحمت فرست، همچنانکه بر بندگان صالحت رحمت فرستادى، و بهتر از آن اى پروردگار جهانیان: چنان رحمتى که برکتش بما برسد، و نفعش بما عاید شود و به موجب آن دعایمان مستجاب گردد، زیرا که تو کریمتر کسى هستى که بر او توکل کنند و بخشنده‏تر کسى هستى که از فضلش مسئلت نمایند. و تو بر هر چیز قدرت بى‏نهایت دارى. 

[ شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]

مذهبی – رمضان - دعای وداع امام صادق علیه السلام با ماه رمضان

وداع در سنت مسلمانان همواره با دعاهای خاص صورت می‌گیرد وداع با مسافر، وداع با میهمان و یا وداع با یک عزیز از دست رفته هریک حال و هوای مخصوص خودش را دارد.

مسلمانان در وداع با ماه مبارک رمضان نیز دعایی را به زبان می‌رانند.

دعا برای توفیق روزه‌داری مجدد در این ماه، دعا برای قبولی طاعات و عبادات و یا آخر و عاقبت به خیری.

در این میان روایات زیادی نیز از ائمه اطهار در دست است که نشان‌دهنده وسعت دید آنان نسبت به برکات و شان این ماه عزیز است...

دعای وداع امام صادق علیه السلام با ماه رمضان

دعایی منتسب به امام صادق (ع) است که در وداع با این ماه به زیبایی بیان شده است.

امام صادق (ع) در این دعا می‌فرماید:

اللهم انک قلت فی کتابک المنزل

"خدایا تو فرمودی در قرآنت که نازل فرمودی"

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن و هذا شهر رمضان، و قد تصرم

"و این ماه رمضان است که گذشت"

فاسئلک بوجهک الکریم و کلماتک التآمه ان کان بقی علی ذنب لم "پس از تو خواهم به ذات بزرگوارت و کلمات تامه و کاملت که اگر گناهی به گردن من باقی مانده"

تغفرلی او ترید ان تعذبنی علیه او تقایسنی به ان (لا)یطلع فجر "که آنرا نیامرزیده‌ای یا می‌خواهی مرا به جرم آن عذاب کنی یا بدان مرا بسنجی (می خواهم) که طلوع نکند سپیده دم"

هذه اللیله او یتصرم هذا الشهر الا وقد غفرته لی یا ارحم الراحمین "این شب یا بگذرد این ماه جز آنکه آمرزیده باشی آنرا از من ای مهربانترین"

اللهم لک الحمد بمحامدک کلها اولها و آخرها ما قلت

"خدایا ستایش تو را است به همه ستایش‌هایت آغازش"

لنفسک منها و ما قال الخلائق الح‌آمدون المجتهدون

"ستایش‌هایی که خودت برای ذات خود بیان کرده‌ای و چه آنهایی که آفریدگان ستایش‌کننده و کوشا"

الموفرون ذکرک و الشکر لک الذین اعنتهم علی اداء حقک

"که بسیار یاد تو کنند و سپاست گذارند به زبان آرند آنانکه یاریشان کردی بر ادای حق خود از اصناف"

خلقک من الملائکه المقربین و النبیین و المرسلین

"طبقات مختلف آفریدگانت از فرشتگان مقرب و پیامبران و مرسلین" واصناف الناطقین و المسبحین لک من جمیع العالمین علی انک

"و طبقات دیگر از گویندگان و تسبیح کنندگانت از همه مردم عالم (ستایشت کنم) بر اینکه"

بلغتنا شهر رمضان و علینا من نعمتک و عندنا من قسمک

"ما را به ماه رمضان رساندی و ما در زیر بار نعمتهای تو بودیم و در نزد ما بود بهره‌های تو"

و احسانک و تظاهر امتنانک فبذلک لک منتهی الحمد الخالد

"و احسانت و منت‌های پی در پی تو و به همین جهت تو را ستایش‌کنم به آخرین ستایش جاویدان"

الدآئم الراکد المخلد السرمد الذی لاینفد طول عنا جل ثنائک

"و دائمی و ماندنی و همیشگی و بی‌حد و انتهایی براستی که برجسته است ثنای تو"

اعنتنا علیه حتی قضیت عنا صیامه و قیامه من صلوه وما کان منا "که ما را یاری کردی بر انجام فرایض این ماه تا بخوبی گذراندی از ما روزه و نمازش را و همچنین اعمال نیک دیگری که در این ماه از ما سر زد از نیکوکاری یا سپاسگزاری یا ذکر خدایا پس آنها را بپذیر از ما به بهترین پذیرش خود"

و تجاوزک و عفوک و صفحک و غفرانک و حقیقه رضوانک حتی

"و بهترین گذشت و عفو و چشم پوشی و آمرزش و حقیقت خوشنودیت تا به حدی که"

تظفرنا فیه بکل خیر مطلوب و جزیل عطآء موهوب و توقینا فیه

"برسانی ما را در این ماه به هر خوبی و خیری که مطلوب ما است و به عطای شایانی که ببخشی و نگاهمان داری در آن"

من کل مرهوب او بلاء مجلوب او ذنب مکسوب الل هم انی اسئلک

"از هر چیز هراسناک یا بلایی که بر سرمان آید یا گناهی که بهم رسد خدایا از تو خواهم"

بعظیم ما سئلک به احد من خلقک من کریم اسمائک

"به بزرگترین چیزی که یکی از آفریدگانت از تو درخواست کنند از نامهای بزرگوارات"

و جمیل ثنائک و خاصه دعائک ان تصلی علی محمد وآل محمد

"و ازثنای برجسته‌ات و از دعای مخصوصت که درود فرستی بر محمد و آل محمد" وان تجعل شهرنا هذا اعظم شهر رمضان مر علینا منذ انزلتنا الی "و دیگر آنکه بگردانی این ماه رمضان را بزرگترین ماه رمضانی که بر ما گذشته است از آن روزی که ما را به این"

الدنیا برکه فی عصمه دینی وخلاص نفسی وقضاء حوائجی

"دنیا آورده‌ای تاکنون از این نظر که آن‌را برکتی قراردهی در ضمن نگهداری دینم و رهایی خودم (از دوزخ )"

و تشفعنی فی مسآئلی وتمام النعمه علی وصرف السوء عنی

"و برآوردن حاجاتم و دیگر آنکه شفاعتم را بپذیری در خواسته‌هایم و کامل کردن نعمتت را بر من"

العافیه لی فیه وان تجعلنی برحمتک ممن خرت له لیله القدر

"و گرداندن بدی را از من و پوشاندن لباس عافیت را در این ماه بر من و مرا به رحمت خود از آن کسانی قراردهی که شب قدر"

و جعلتها له خیرا من الف شهر فی اعظم الاجر وکرآئم الذخر

" که بهتر از هزار ماه گردانیدی برای آنها اختیار کرده‌ای در بزرگترین پاداش و گرامی‌ترین"

"و حسن الشکر و طول العمر و دوام الیسر اللهم و اسئلک ذخائر

"سپاسگزاری نیک و طول عمر و آسودگی همیشگی خدایا و از تو خواهم" برحمتک و طولک و عفوک و نعمائک و جلالک و قدیم احسانک به رحمتت "و به بخشش و گذشتت و نعمتهای (بسیار) و جلال و احسان دیرینه" و امتنانک ان لاتجعله آخر العهد منا لشهر رمضان حتی تبلغناه

"و منت گذاریت که این ماه را آخرین ماه رمضان ما قرار ندهی تا این که برسانی ما را"

من قابل علی احسن حال وتعرفنی هلاله مع الناظرین الیه

"بدان در سال آینده به بهترین حال و نشان دهی به من ماه نو این ماه را به همراه بینندگان آن"

و المعترفین له فی اعفی عافیتک و انعم نعمتک و اوسع رحمتک

"و اعتراف‌کنندگان به حق آن در بهترین عافیت و تندرستی که به من داده و کاملترین نعمتت و فراخترین رحمتت"

و اجزل قسمک یا ربی الذی لیس لی رب غیره لا یکون هذا

" شایانترین بهره‌هایت‌ای پروردگار من که جز او پروردگاری ندارم چنان نباشد که این

الوداع منی له وداع فناء ولا آخر العهد منی للقاء حتی ترینیه من "وداعی که من از این ماه می‌کنم وداع فنا و مرگ من و آخرین بار دیدار من از این ماه باشد بلکه در سال آینده نیز آن را"

فی اوسع النعم وافضل الرجاء قابل فی اوسع النعم وافضل الرجاء وانا لک علی احسن الوفاء

"به ما بنمایان در فراخترین نعمت‌ها و بهترین امیدها و در حالی که من (نسبت به تو) وفادارتر باشم"

انک سمیع الدعاء اللهم اسمع دعائی وارحم تضرعی وتذللی

"که براستی تویی شنوای دعاها خدایا دعایم را اجابت کن و به تضرع و زاری و خواریم"

لک و استکانتی وتوکلی علیک وا نا لک مسلم لا ارجو نجاحا ولا

"در برابرت و مستمندی و توکلی که بر تو دارم رحم کن و من تسلیم جناب توام که امید ندارم به موفقیت"

معافاه و لاشریفا و لاتبلیغا الا بک و منک و امنن علی جل ثناوک

"و تندرستی و نه به شرافت و مقامی برسم جز بوسیله تو و از جانب تو و منت نه بر من‌ای که ثنایت" وتقدست اسمائک بتبلیغی شهر رمضان وانا معافا من کل مکروه

"برجسته و نامهایت منزه است به اینکه برسانی مرا به ماه رمضان در حالی که سالم باشم از هر ناراحتی"

و محذور من جمیع البوائق الحمد لله الذی اعاننا علی صیام هذا "و گرفتاری و از تمام ناگواریها و ناملایمات ستایش خدایی را که کمک داد ما را بر روزه این"

الشهر و قیامه حتی بلغنی آخر لیله منه

"ماه و نماز و عبادتش تا مرا به آخرین شبش رسانید.

[ شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed