ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

آرایه های بدیع در ادبیات دبیرستان

ستایش خداوند بخشنده را که موجود کرد از عدم بنده را بدیعی که شخص آفریند زگل روان وخرد بخشد و هوش ودل مقدّمه اهمیّت دانش بدیع برای دوستداران شعر وادب پوشیده نیست.شناخت آرایه های ادبی سبب می گردد تا خواننده پی به ریزه کاریهای سخن برده از آثار ادبی بیشتر لذت ببردوذوق ادبی وی پرورش یابد وسوای از این بخش اعظمی از شهرت ومحبوبیّت شاعران نامبردار وتوانا در کاربرد صحیح وبه موقع از آرایه های لفظی ومعنوی بدیعی بوده است.وجود آرایه های ادبی در لابلای سروده ها ونوشته های شاعران ونویسندگان سبب گردیده که از گذشته تا به حال سخن شناسان ونکته سنجان تالیف کتابهایی در زمینه بدیع اقدام نمایند. وجود آرایه های بدیع لفظی ومعنوی در کتب دبیرستان انگیزه ای شد تا در اینجا تعدادی از این آرایه ها که در کتب ادبیات ذکر شده واز آن بحث نمی شود برای استفاده دبیران گرامی ودانش آموزان عزیز همراه با شاهد مثال بیاوریم.تا چه قبول افتد وکه در نظر آید. قبل از بیان مطلب لازم است توجه خوانندگان را به چند نکته جلب می نماییم:

 1-   در این تحقیق سعی شده از آرایه های زیبایی سخن گفته شود که در کتب بدیع توضیح در باره آنها داده شده است اما در دوران دبیرستان هیچ نامی از آنها برده نشده وبرای دانش آموزان ودبیران ارجمند بدست فراموشی سپرده شده است.

 2-   برای هر آرایه یک یاچند شاهد مثال از کتاب ادبّیات دبیرستان و پیش دانشگاهی آورده شده است.

 3-   در شاهد مثالها عدد سمت راست بیانگر شماره صفحه وعدد سمت چپ بیانگر مشخصات کتاب می باشد.

 4-   ادبّیات سال اول با عدد 1وادبیّات سال دوم با عدد 2وادبیّات سال سوم انسانی با عدد3خ وادبیّات سال سوم ریاضی وتجربی با عدد 3ع  و زبان فارسی پیش دانشگاهی با حروف ز پ وادبیّات تخصصی پیش دانشگاهی با حروف اخ مشخص گردیده است .

 5-   جهت سهولت مطالعه آرایه ها بر اساس حروف الفبا مرتب گردیده اند.

چکیده:

 ستایش خداوند بخشنده را که موجود کرد از عدم بنده را بدیعی که شخص آفریند زگل روان وخرد بخشد و هوش ودل .شناخت آرایه های ادبی سبب می گردد تا خواننده پی به ریزه کاریهای سخن برده از آثار ادبی بیشتر لذت ببردوذوق ادبی وی پرورش یابد وسوای از این بخش اعظمی از شهرت ومحبوبیّت شاعران نامبردار وتوانا در کاربرد صحیح وبه موقع از آرایه های لفظی ومعنوی بدیعی بوده است.وجود آرایه های ادبی در لابلای سروده ها ونوشته های شاعران ونویسندگان سبب گردیده که از گذشته تا به حال سخن شناسان ونکته سنجان تالیف کتابهایی در زمینه بدیع اقدام نمایند. مقاله حاضرکه بدیع البدیع نام دارد حاوی مباحث وآرایه های بدیعی می باشد که در کتابهای ادبّیات دبیرستان وپیش دانشگاهی به کار رفته است اما از آنها در کلاس درس نامی برده نمی شود .

تعداد این آرایه ها که همراه با شاهد مثال از کتاب درسی پیدا کرده ایم بیست وچهار عدد می باشد که عبارتند از : ابداع ،ارسال المثل،ارسال المثلین،ازدواج ،استخدام ،اعداد،ایهام ترادف،ایهام تضاد، ایهام تبادر ،ایهام ترجمه،باستان گرایی ،براعت استهلال،تجاهل العارف،تمثیل ،جمع با تقسیم،حسن طلب،ذوقافیتین،رجوع ،سوال وجواب ،صدامعنایی،طباق سلب ،عطف اضدادومقابله.

 کلید واژه ها:آرایه های ادبی ، بدیع ،بدیع لفظی،بدیع معنوی، اصطلاحات جدید ادبی

 1-ابداع(سلامه الاختراع): در اصل به معنی چیز تازه ونوآوردن ودر اصطلاح آن است که در یک عبارت نظم ونثر چند صفت بدیعی را با یکدیگر جمع کرده باشند.( زیور سخن ص 152) فرّاش باد صبا راگفته تافرش زمردین بگسترد ودایه ابر بهاری رافرموده تابنات نبات در مهد زمین بپرورد.(43/3ع) در این عبارت آرایه های زیر وجود دارد:

 1-تشبیه و استعاره: فراش باد صبا ، فرش زمرّدین ، دایه ابر بهاری ، بنات نبات ، مهد زمین

 2- سجع:گسترد وپرورد

 3-   مراعات نظیر: فراش وفرش، دایه ومهد وپرورش

 3-   موازنه:باد وابر ، فرش ومهد

 4- جناس ناقص وشبه اشتقاق: بنات نبات آفرین ومدح سود آید همی گر به گنج اندر زیان آید همی(22/اپ) در این بیت آرایه های زیر وجود دارد. تضاد ، ترادف، حسن طلب، عذوبت، مساوات،فصاحت، جزالت

 2- ارسال المثل: یعنی کلام حاوی ضرب المثلی باشد یا جنبه ضرب المثل داشته باشد به عبارت دیگر ممکن است نویسنده یا شاعر ضرب المثلی را در سخن خود به کار گیرد ویاکلام او بعداً ضرب المثل شود .ساختار ضرب المثل بدین نحو است که دو جمله را بدون ذکر ادات تشبیه به یکدیگر تشبیه کنند ومشبه به ضرب المثل باشد در این صورت تشبیه مرکب ( تشبیه تمثیل )ومضمر است وغرض از تشبیه تاکید مشبه است: چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید گفتا زکه نالیم که از ماست که برماست(130/3ع)

 3-ارسال المثلین : این آرایه بدین گونه است که گوینده یا نویسنده دومثل در کلام خود با هم بیاورد.مانند : پای مالنگ است ومنزل بس دراز دست ماکوتاه وخرما بر نخیل (حافظ ص162 )

 4- ازدواج: ازدواج آرایه لفظی است که در میان جمله نثر ویانظم واژه هاپیوسته یانزدیک به هم بیاورند که در حروف پایان یکسان باشند مانند قصه وغصه ورفیق وشفیق وملاهی ومناهی ( زیور سخن ص 45) باورم نیست زبدعهدی ایام هنوز قصّه غصه که در دولت یار آخر شد ( 52/ ز پ ) پروردگارا مگذاردامان وجودم به پلیدی های گناه بیالاید ومگذار که معصیت هاراهرچه هم کوچک باشد کوچک بشمارم ونسبت به ملاهی ومناهی بی پرواباشم. ( 10/ زپ )

 5- استخدام : استخدام در لغت به معنی به خدمت گرفتن است ودر اصطلاح بدیع به خدمت آوردن یک واژه به دو معنی و آن بدین گونه است که واژه ای که دو معنی دارد در کلام بیاورندآنگونه که نسبت به لفظ یا بخشی از کلام معنایی ونسبت به لفظ یا بخش دیگری معنایی دیگر از آن دریافت گردد یا کلمه ای یک معنی واز ضمیر مربوط به آن معنایی دیگر به ذهن برسد.(زیور سخن ص 118) وجدار دنده های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می ترکد چون دل یاران که در هجران یاران(131/ 2) فعل ترکیدن در بیت بالا در ارتباط با نی به معنی شکستن وخرد شدن می باشد ودر ارتباط بادل به معنی ناامید شدن وناراحت شدن و ..... است. دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست شکسته باد کسی کاین چنینمان می خواست ( /3خ) شکستن در ارتباط بادل به معنی ناامید شدن ،ناراحت شدن و... می باشد ودر ارتباط با شیشه به معنی خرد شدن معنی می دهد. آن که هرگز چون کلید گنج مروارید گم نمی شد از لبش خنده ( 188/ز پ) لبخند مانند کلید گنج مروارید از لبش گم نمی شد .گم نشدن در ارتباط با خنده به معنی لبخند بر لب داشتن ودر ارتباط با کلید گنج مروارید معنی ومفهوم دیگر به خود می گیرد.

 6- اعداد (سیاقۀ الاعداد) :یعنی چند اسم را که متوالیاًذکر شده اند از یک جهت منظور کنند وبرای همه یک فعل یا صفت آورند.(نگاهی تازه به بدیع ص 116) در بیت زیر اسمهایی که پی در پی آمده اند همه نقش مسندالیهی دارند: ابر وباد ومه وخورشید وفلک در کارند تاتونانی به کف آری وبه غفلت نخوری (43/ 2 ) ابر وباد و..... رااز جهت در کاربودن برای آدمی در نظر گرفته است. به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم بیابان بود وتابستان وآب سرد واستسقا(127/زپ) بیابان وتابستان و....راازجهت اغوادر نوشیدن در نظر گرفته است.

 7- ایهام: ترادف کلمه ای در کلام حداقل به دو معنی به کار رفته باشد این که کدام معنی کلمه در شعر نقش اصلی دارد بسته به آن است که کلمه در آن معنی باکدام کلمات بیشتری رابطه وتناسب داشته باشد در سبک شناسی حافظ ایهام از عناصر سبک ساز مهم است او معمولا ًبرای هر دو معنی تناسبات مساوی بر قرار می کند وگاهی کلمه به کلمه مترادف خود ایهام دارد در بیت زیر پنهان به مترادف خود که اسم گوینده است ایهام دارد. در سخن پنهان شدم مانند بو در برگ گل هرکه دارد میل دیدن در سخن بیند مرا (نگاهی تازه به بدیع ص120 )

 8- ایهام تبادر: تبادر واژهای از کلام ،واژه دیگری را که با آن همشکل یا همصدا است به ذهن متبادر کند .معمولاًواژه ای که به ذهن متبادر می شود با کلمه یا کلمات دیگری از کلام تناسب دارد ( نگاهی تازه به بدیع ص 106) مزرع سبز فلک دیدم وداس مه نو یادم از کشته خویش آمد وهنگام درو( حافظ ص ) این بیت در صفحه 97 کتاب زبان فارسی پیش دانشگاهی اشاره ای به آن شده است.و واژه خویش - خیش را هم به ذهن متبادر می کند که با مزرع وداس ودرو تناسب دارد. کدام وامدارترید دین به تو یا توبدان هیچ دینی نیست که وامدار تو نیست دری که به باغ بینش ما گشوده ای هزار بار خیبری تر است مرحبا به بازوان اندیشه وکردار تو . در این سروده دین با واژه وام در هر دو بار واژه دین را به ذهن متبادر می کند وواژه مرحبابه دلیل طرح مسئله خیبر واژه مرحب ،قهرمان مقتول خیبر به دست حضرت علی ( ع) را به ذهن متبادر می سازد . گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خُنُک نسیمی کز کوی دلبر آید (68/1) خُنُک به معنی خوشا می باشد که واژه خنک ( سرد ) را هم که با هوا وباد ونسیم تناسب دارد به ذهن متبادر می کند.

 9- ایهام ترجمه: ایهام ترجمه نیز که در کتب بلاغی گذشته بدان نپرداخته اند چه در ادب سنتی وچه در ادبیات معاصر مصادیق زیبا وقابل اعتنایی دارد .بیش از هر شاعر دیگر حافظ در این زمینه نمونه زیبایی دارد: شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد (52/زپ) شوکة ( شوکت )در عربی به معنی خار نیز هست . شاعر در کنار کلمه ترجمه ی آن را آورده است. بیا تا گل بر افشانیم ومی در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم وطرحی نو در اندازیم طرح به معنی در انداختن است وحافظ زیرکانه در کنار واژه ترجمه آن را آورده است .( پرسه در خورشید ص 25)

 10- ایهام تضّاد :ایهام تضّاد از نظر ساخت به ایهام تناسب همانند است با این تفاوت که ییوند ایهامی در آن تّضاد است نه تناسب بدین گونه که گوینده واژه ای در کلام خود بیاورد که دو معنی داشته باشد ومعنی نزدیک آن مورد نظر اونیست با واژه ای دیگر که در کلام آمده تضّاد داشته باشد .( زیور سخن ص116) بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است بیار باده که بنیاد عمر بر باد است(11/2) بین سخت وسست ایهام تضاد وجود دارد زیرا سخت دو معنا دارد یکی صفت است که متضّاد واژه سست می باشد ودیگر قید است به معنی بسیار. قصه می گوید این برایش سخت آسان بود وساده بود . ( 193/زپ) واژه سخت آسان ایهام تضّاددارد. زیرا سخت دو معنا دارد یکی صفت است که متضّاد واژه سست می باشد ودیگر قید است به معنی بسیار.

 11- باستان گرایی: باستان گرایی بدین معنی است که گوینده امروزی واژه ها وترکیبهایی در اثر خود به کار برد که معمولاًدر این زمان به کار نمی رود ومربوط به گذشته می باشد.( زیور سخن ص179) شیر مرد عرصه ناوردهای هول ،پور زال زر جهان پهلو ......(188/زپ) واژه های ناورد ،پور، پهلو که به ترتیب به معنی جنگ،پسروپهلوان می باشد .

 12- براعت استهلال :براعت به معنی برتری یافتن واستهلال به معنی ماه نوجستن است .همچنین استهلال به معنی بانگ کودک است به هنگام تولّد .براعت استهلال در بدیع به آرایه ای گویند که سخنور مقدمه داستان یا تشبیب قصیده یا سر آغاز مقاله وخطابه را با ابیات یا عباراتی آغاز کند که با آنچه پس از آن می آید تناسب داشته باشد . حکیم فردوسی در مقّدمه داستان رستم واسفندیار صریحاًبه مرگ اسفندیار اشاره کرده است. به پالیز بلبل بنالد همی گل از ناله ا و ببالد همی چواز ابر بینم همی باد ونم ندانم که نرگس چرا شد دژم شب تیره بلبل نخسبد همی گل از باد وباران بجنبد همی بخندد همی بلبل از هردوان چوبرگل نشیند گشاید زبان که داند که بلبل چه گویدهمی به زیر گل اندرچه موید همی همی نالد از مرگ اسفندیار ندارد به جز ناله زو یادگار(8/3خ) مولا نا در مقدمه ی مثنوی از مساله جدایی از اصل وآرزوی بازگشت به اصل سخن می راند وخواننده متوّجه می شود که کتاب ،عرفانی است. بشنو از نی چون شکایت می کند از جدایی ها حکایت می کند(4/زپ)

 13- تجاهل العارف : عارف به معنی دانا وصاحب معرفت وتجاهل مصدر باب تفاعل است به معنی جهل ونادانی را به خود بستن وخود را به نادانی زدن .پس تجاهل العارف آن است که گوینده ی سخن با وجود اینکه چیزی را می داند تجاهل کند وخود را نادان وانمود نماید واین صفت چون با لطایف ادبی همراه شد موجب تزیین وآرایش کلام می شود .( فنون بلاغت ادبی ص 286) واز نوع تجاهل العارف مخاطبات غیر ذی روح از قبیل (شب ،روز ،صبح ،صبا ،نسیم و.....)ودر این مورد اشیاء بی روح را با تخیل شاعرانه جاندار فرض می کنند وآن را طرف خطاب قرار می دهند. .( فنون بلاغت ادبی ص 287) ای صبح دم ببین که کجا می فرستمت نزدیک آفتاب وفا می فرستمت(111/3ع) ای هدهد صبا به سبا می فرستمت بنگر که از کجا به کجا می فرستمت (112/3ع)

 14- تمثیل:  تمثیل در لغت به معنی مثال آوردن ،مانند کردن ،صورت چیزی را مصّور کردن وداستان آوردن است .معنی اصطلاحی تمثیل بسیار گسترده است آن گونه که نمی توان تعریف جامع ومانع از آن بدست داد.عبدالقادر جرجانی تمثیل را زیر مجموعه ی تشبیه می داند ودر تفاوت تشبیه چنین می گوید :آگاه باش که تشبیه عام وتمثیل احص ّاز آن است پس هر تمثیلی تشبیه است ولی هر تشبیهی تمثیل نیست .(زیور سخن ص135) آدمی پیر چو شد حرص جوان می گردد خواب در وقت سحر گاه گران می گردد(182/2) که حرص وطمع انسان در پیری به سنگینی خواب در سحرگاه تشبیه شده است . آقای دکتر شفیعی کدکنی نوعی از این تمثیل را معادله ای خوانده اند وآن بدین صورت است که هر کدام از دو مصراع را بتوان به جای هم قرار داد. مانند دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالا تر است (182/2) محرم این هوش جز بیهوش نیست مرزبان را مشتری جز گوش نیست(5/ زپ)

 15- تفاوت تمثیل با ارسال المثل : تفاوت تمثیل با ارسال المثل این است که تمثیل غالباًبا تشبیه همراه است در حالی که در ارسال المثل تشبیه دیده نمی شودیا کمتر مشهود است . در بیت زیر از ناصر خسرو قبادیانی که مصراع دّوم آن ارسال المثل هست تشبیهی میان دو مصراع دیده نمی شود. چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست(125/3خ) تفاوت دیگر در این است که وسعت وگسترش دامنه تمثیل بسیار وسیع تر از ارسال المثل است .تمثیل ،داستانها وحکایات بلند منثور ومنظوم اعم از مباحث عرفانی ،اخلاقی و...... در بر می گیرد در حالی که در ارسال المثل ،معمولاًمطلبی در یک بیت یا یک مصراع یا یک جمله وعبارت بیان می شود. ببارید چون ژاله زابر سیاه کسی را نبد بر زمین جایکاه (27/زپ) مصراع دوم یاد آور ضرب المثلهای ،جای سوزن انداختن نبود ،شتر با بارش گم می شود وغیرو است . توسنی کردم ندانستم همی کز کشیدن تنگ تر گردد کمند(40/زپ)

16- جمع باتقسیم: آن است که در ابتدا چند چیز را در یک صفت جمع وبعد آنها را تقسیم کنند به عبارت دیگر جمع مابین صنعت جمع است با تقسیم . (فنون بلاغت ص 285) مانند : در دهن لاله باد ریخته وبیخته بیخته مشک سیاه ،ریخته در ثمین (87/زپ)

 17- حسن طلب: یکی از آرایه های رایج بدیعی ،حسن طلب است وآن بدین گونه است که گویندهیا نویسنده درخواست ونیاز خود را به گونه ای لطیف یا کلامی دلنشین بیان نماید (زیور سخن ص 139) آفرین ومدح سود آید همی گر به گنج اندر زیان آید همی (22/اخ)

 18- ذوقافیتین: اشعاری است که دو قافیه پهلوی یکدیگر یا به اندک فاصله داشته باشد این صنعت نیز یکی از فروع وموارد التزام ولزوم مالا یلزم است.(فنون بلاغت ص 78) آتش است این بانگ نای ونیست باد هر که این آتش ندارد نیست باد(5/زپ) دلم را داغ عشقی بر جبین نه زبانم را بیانی آتشین ده (مقّدمه / اخ) این آرایه وقتی کمال می یابد که کلمات قافیه نسبت به هم جناس داشته باشند.

 19- رجوع: رجوع به معنی باز گشتن ودر بدیع به آرایه ای اطلاق می شود که گوینده در آغاز سخن بگوید وبعد با تفسیر جهتی واقعی یا ادّعایی آن را نقض کند وچیزی بگوید که شایسته مقام باشد.( زیور سخن ص120) تومشت درشت روزگاری از گردش قرنها پس افکند ای مشت زمین بر آسمان شو بروی بنواز ضربتی چند نی نی تو نه مشت روزگاری ای کوه نیم زگفته خرسند(90/زپ)

 20- سوال وجواب: این آرایه بدین صورت است که گوینده شعر خود را بر پرسش بنا نهد واین آرایه وقتی هنری وزیباست که پاسخها از نوع عادی ومعمولی نباشد .بلکه نوعی شگفتی وهیجان در خواننده ایجاد کنند ومتضمن حاظر جوابی نیز باشد .وچون معمولاً پرسش از سوی عاشق دلخسته وپاسخ ازسوی معشوق بی اعتناست پاسخ ها غالباًدور از انتظار خواننده می نماید وهمین امر موجب لطف ورونق سخن گوینده می گردد نمونه زیبای آن را در این غزل حافظ می توان دید .که پرسش وپاسخ با مناظره در هم می آمیزد .(زیور سخن ص 152) گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید (68/1) قطعه مست وهوشیار از پروین اعتصامی که در کتاب زبان فارسی پیش دانشگاهی آمده از بهترین وزیباترین قطعاتی است که به شیوه مناظره سروده شده است. محتسب مستی به ره دید وگریبانش گرفت مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست(80/زپ )

21- صدا معنایی: آوردن الفاظی که صدایشان مستمع را به منبع صوت دلالت کند در بلاغت فرنگی کلماتی هستند که لفظ وصدایشان شنونده را به منبع صوت دلالت می کند مانند چک چک ---قطره باران ،قارقار --- صدای کلاغ ، به نظر استادان علوم بلاغی فارسی این بحث مربوط به لغت است وجنبه بدیعی ندارد. امّااگر در کلامی این خاصّیت باشد جنبه بدیعی پیدامی کند به عبارت دیگر گاهی همحروفی که از صنایع بدیع لفظی است جنبه معنوی می یابد .(نگاهی تازه به بدیع ص 95) بر او راست چپ کرد وچپ کرد راست خروش از خم چرخ چاچی بخاست(9 / 2) در این شعر ترادف (خ) ها صدای خش خش خم شدن کمان را به ذهن متبادر می کند. خیزید وخز آرید که هنگام خزان است باد خنک از جانب خوارزم وزان است( 11/ 2) ترادف (خ)ها صدای خش خش برگهای خشگ وپاییزی رابه ذهن می آورد.

 22- طباق سلب: بعضی از بدیع نگاران طباق سلب را لطیف ترین نوع آن دانسته اند وآن بدین صورت است که دوفعل از یک مصدر آورند که یکی مثبت ودیگری منفی ویا یکی امر ودیگری نهی باشد ( زیور سخن ص 101) نمونه زیبای آن شعر مهر داد اوستا ست که در کتاب زبان فارسی پیش دانشگاهی آمده است. وفا نکردی وکردم جفا ندیدی ودیدم شکستی ونشکستم بریدی ونبریدم اگر زخلق ملامت وگر زکرده ندامت کشیدم از تو کشیدم شنیدم ارز توشنیدم.......( 202/ زپ)

 23- عطف اضداد: آین آرایه بدین گونه است که گوینده چند چیز راکه با یکدیگر در تقابل هستند در کلام خویش به هم عطف کند وبا پیوند آنها لطف ورونقی به کلام خویش ببخشد آنگونه که سعدی واژه های گنج ومار ، گل وخار وغم وشادی را در یک مصراع با هم آورده است.(زیور سخن ص 105) جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست گنج ومار وگل وخار وغم وشادی به هم اند (37/اخ)

 24- مقابله: این آرایه که می توان آن رانوعی طباق یا تضاد به شمار آورد بدین گونه است که نخست چند واژه در جمله یا مصراعی بیاورند سپس متضاد یا مقابل آن واژه رادر جمله یا مصراع بعد ذکر کنند این آرایه بدین جهت زیباست که ذهن شنونده از در یافت معانی متضاد واژه ها که از پس یکدیگر می آیند نوعی شگفتی ولذّت ادراک می کند .( زیور سخن ص 102) نه براوج هوا اورا عقابی دل شکر یابی نه اندر قعر بحر اورا نهنگی جان ستان بینی(102/2 )

 فهرست منابع وماخذ

 1- ادبّیات سال اوّل دبیرستان ، دکتر سنگری ،دکتر ذوالفقاری،تهران ،شرکت چاپ ونشر کتب درسی ،1383

2- ادبّیات سال دوّم ، دبیرستان دکتر سنگری ،دکتر ذوالفقاری،تهران ،شرکت چاپ ونشرکتب درسی ،1379       3- ادبّیات سال سوّم انسانی ، دکتر سنگری ،دکتر ذوالفقاری،تهران ،شرکت چاپ ونشر کتب درسی ،1384

4- ادبّیات سال سوّم ریاضی ، دکتر سنگری ،دکتر ذوالفقاری،تهران ،شرکت چاپ ونشر کتب درسی ،1383

5-ادبّیات فارسی پیش دانشگاهی ، دکتر سنگری ،دکتر ذوالفقاری،تهران ،شرکت چاپ ونشر کتب درسی ،چاپ هشتم 1381

6- پرسه در خورشید،دکتر محمد رضا سنگری ،تهران ،لوح زرین ،چاپ اوّل ،1386

7- دیوان حافظ ، خواجه شمس الدین محمد، تصحیح انجوی ،تهران ،جاویدان،چاپ هفتم ،1367

8- زبان وادبّیات فارسی پیش دانشگاهی، دکتر سنگری ،دکتر ذوالفقاری،تهران ،شرکت چاپ ونشر کتب درسی ،چاپ یازدهم ،1384

9- زیور سخن در بدیع فارسی،دکترمحمد علی صادقیان،یزد ،دانشگاه یزد،چاپ اوّل،1379

10- فنون بلغت وصناعات ادبی ،علامه جلال الدین همایی ،تهران ،هما ،1368

11- کلیات سعدی،شیخ مصلح الدین سعدی ،تصحیح فروغی ،تهران،جاویدان

 12- نگاهی تازه به بدیع ،دکتر شمیسا،تهران ،فردوس ،چاپ یازده هم ،1378

[ چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٤:٥٧ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed