ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

ادبیات عامیانه

یکی از شاخه های فرهنگ عامیانه، ادب عامه یا ادب شفاهی است که شامل قصه ها و افسانه ها، اسطوره ها، ترانه ها و تصنیف هاو... است که شفاهاً از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. این مجموعه از مشترکات فرهنگی یک ملت و عامل پیوند آن ها است.

یکی از شاخه های فرهنگ عامیانه یا فولکلور (Folklor)، ادب عامه یا ادب شفاهی است که شامل قصه ها و افسانه ها، اسطوره ها، ترانه ها و تصنیف ها، بازی های منظوم، امثال و حکم، متل ها و چیستان هایی است که شفاهاً از فردی به فرد دیگر یا از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. این مجموعه از مشترکات فرهنگی یک ملت و عامل پیوند آن ها است.

چون فرهنگ عامه متعلق به مردم عامه است از این رو ادبیات عامه هم پیوندی با واقعیت های زندگی عادی مردم دارد. این نوع ادبیات در واقع بازتاب زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم، شیوه ی کار و تولید آن ها و نشان دهنده ی رفتار و منش و اندیشه و احساس و مذهب و اخلاق و اعتقادات هر جامعه است که بعضاً هنوز هم صورت مکتوب نیافته و ثبت و ضبط نشده است.

با مطالعه در آثار مهم کلاسیک،‌اعم از شعر و نثر، پی می بریم که دست مایه ی این آثار به طور مستقیم و غیر مستقیم ادب شفاهی و عامه بوده است. آیا شاهنامه ی فردوسی جز گردآوری و بازآفرینی روایات گذشتگان است؟

صورت های گوناگون ادب عامه به دلیل این که آفرینندگان آن در تماس دایم با طبیعت بوده اند، متأثر و مرتبط با طبیعت است. ساختمان ادبیات عامه بر دو اصل واقع گرایی و خیال پردازی استوار است که از آمیختن این دو، صورت هایی دلپذیر و زیبا و مقبول به وجود می آید.

محتوا و درون مایه ی آن نیز اغلب برداشت ها و تلقی های ساده و بی پیرایه اقوام ابتدایی و روستایی از زندگی و مرگ، جهان لاهوت و ناسوت، کاینات و طبیعت، آرزوها،‌تصویر مدینه ی فاضله ی انسانی و ... است. هنر شفاهی، زبانی روان و ساختی بی پیرایه دارد چرا که از زبان مردمانی ساده نقل می شود و اگر دشوار و پیچیده باشد، نقل و جاری نمی شود و به زودی از یادها می رود.

در هنر شفاهی بر اثر بیان و انتقال، دخل و تصرفاتی صورت می گیرد تا بتواند در هر جامعه ای با نظام اجتماعی و تفکر آن جامعه انطباق یابد و هم نوا گردد. از این روست که از یک قصه، اسطوره، شعر و متل عامه با یک مضمون و محتوا، روایات و گونه های مختلفی یافت می شود.

این روایات و گونه ها از زبان گویندگانی ناشناس نقل شده است. شاید بتوان گفت گونه های ادب عامه حاصل و بازتاب ذهن جمعی افراد جامعه است که به منظور ارائه ی طریق و دستور عمل زندگی و شناساندن ارزش های اجتماعی به اعضای جامعه پدید می آیند.

از لا به لای ادب عامه و ضمن بررسی و تحلیل آن ها می توان به برخی بینش ها و تلقی های اجتماعی و اعتقادات مذهبی و باورهای موهوم اقوام ابتدایی ـ که امروزه حیات ندارند ـ پی برد.

بنابراین ادب عامه یکی از ابزارهای مطالعه در جوامع گذشته است. نقش آموزشی ادب عامه را نباید از نظر دور داشت چرا که تجربیات مفید و ارزنده را با اشکال گوناگون به نسل بعد منتقل می سازد. ادب عامه موجب استحکام رفتارهای اجتماعی می شود و اصول اخلاقی را تحکیم می بخشد. ادب عامه تلاش انسان هاست در گریز از محدودیت ها و ناکامی ها و نا برابری های اجتماعی و اقتصادی و محرومیت های گوناگون و به همین جهت است که آروزها و تمنیات درونی و قلبی خود را با آرامش خیال در قالب افسانه ها و قصه ها و ترانه ها بیان می کنند.

ادب عامه که گنجینه ای برای ادبیات مکتوب محسوب می شود، نقش مهمی در دوام و پایداری فرهنگ قومی و استمرار آن در تاریخ دارد. اکنون به اختصار انواع ادب عامه و جلوه های گوناگون آن را از نظر می گذرانیم.

 

روایت های منظوم

شعر فارسی بر دو گونه است، شعر رسمی که مخاطبان آن بیشتر طبقه ی تحصیل کرده اند و دیگر شعر عامیانه که طرف توجه عامه ی مردم است.

این اشعار از دل شاعرانی گمنام برآمده که هرگز ادعای شاعری نداشته اند. شعر عامیانه در هر شکل و نوع آن آیینه ی روح و اندیشه ی ملت ها و ترجمان احساسات پاک و صمیمی آن هاست. این اشعار با تصاویر و تشبیهات ساده و محسوس و دلپذیر و خوشاهنگ در خلوت خانه ی ذهن مردم کوچه و بازار می نشیند و بر زبان ها زمزمه می شود. گاه این ترانه ها و سرودهای عامیانه و محلی آن چنان معروف می شوند که از حوزه ی جغرافیایی خود پا فراتر گذاشته، در ردیف اشعار ملی به شمار می آیند، چون برخی دو بیتی های باباطاهر و ترانه های فایز دشتستانی و منظومه ی «حیدر بابا یه سلام» از شهریار.

شعرای بزرگ زبان فارسی نیز گاه از سر تفنن اشعاری به زبان محلی خود سروده اند چون سروده های سعدی و حافظ به لهجه ی شیرازی و ملک الشعرای بهار به لهجه ی خراسانی. در عصر مشروطه شاعرانی چون اشرف الدین گیلانی و عارف قزوینی، شعر خود را به خدمت اجتماع درآوردند و زبان سروده های خود را تا مرز زبان مردم کوچه و بازار نزدیک کردند و البته قبول عام نیز یافتند.

ترانه، دو بیتی، تصنیف(حراره)، شروه(سرودهای جنوبی)، چارپاره، نوحه، بحر طویل، لالایی، متل، چیستان و بازی های منظوم، گونه های مختلف روایت های منظوم یا شعر عامیانه محسوب می شوند که در جامعه کاربردهای گوناگون دارند. از گونه های شعر عامیانه در زندگی روزمره، در موقعیت ها و زمان هایی خاص استفاده می شود، چون تولد نوزاد، پرورش او، عروسی و عزاداری، دعا، بدرقه، اعیاد و جشن های دینی و ملی به هنگام کار(گله چرانی، قالی بافی، و شالی کوبی، شیردوشی، و...) یا استراحت.

از طریق این اشعار، می توان به احساسات درونی و انتقادات مذهبی،‌ارزش های اجتماعی و اخلاقی گویندگان آن ها پی برد.

 

روایت های منثور

روایت های منثور ادب عامه بیشتر شامل اسطوره ها، قصه ها و افسانه ها است.

در جوامع ابتدایی، اسطوره، گزارشی حقیقی بوده است. از وقایعی که

می پنداشتند در گذشته ی دور اتفاق افتاده و با توسل به آن ها،‌به رغم جهل و ابهام و بی اعتقادی های موجود، همواره پاسخی مطمئن و صریح پیش روی خود داشتند.

اسطوره ها عموماً متضمن اصولی عقیدتی و ایمانی هستند که درباره ی اصل جهان بشر، زندگی و مرگ، خصایص انسان و حیوان و...در قالب داستان مطالبی را ارائه می دهند.

شخصیت های اسطوره معمولاً آدمی زاد نیستند ولی صفات و خصوصیات آدمی زادگان را دارند. اسطوره ها معمولاً از جامعه ای به جامعه ی دیگر منتقل می شود. از مشهورترین اساطیر عامه می توان به قوس و قزح، بختک، مشی و مشیانه، نسناس، قاف، سیمرغ و اژدها اشاره کرد. بخشی دیگر از روایات منثور ادب عامیانه، افسانه ها و قصه ها هستند در این نوع به خوبی می توانیم واقعیت های زندگی، اعمال و افکار و عواطف انسانی را ترسیم و تصویر کنیم. زبان قصه ها ساده و روایی است و ساختمان آن ها پر رمز و راز.

افسانه ها محل ظهور عوامل متافیزیکی و عناصر غیر طبیعی و خوارق عادات است. زمان و مکان قصه ها مبهم و وقایع و حوادث، کلی است و رابطه ای علی و معلولی در آن ها دیده نمی شود، شخصیت ها غیر پویا و ثابت اند، قهرمانان یا خوب اند یا بد، حد وسطی وجود ندارد. این اشخاص مظهر آرمان ها و خوشی ها، کام یابی ها و ناکامی های گویندگان و شنوندگان قصه ها هستند.

متل ها که به شکل نثر مسجع و آهنگ دار در میان مردم رواج دارد و غالباً مربوط به احوال حیوانات و پرندگان است، یکی از اقسام قصه ها و افسانه ها به شمار می رود.

افسانه ها را می توان به چهار دسته ی کلی تقسیم کرد:

1- افسانه های خیالی: شامل حوادث و ماجراهای عجیب با موجودات وهمی و جادویی....

2- افسانه های حقیقی: که بیان زندگی روزمره ی مردم است با اندکی اغراق و مبالغه.

3- افسانه های تاریخی: که سرگذشت شگفت انگیز پهلوانان، شاهان و امیران است.

4- افسانه های مطایبه آمیز: که بیشتر جنبه ی هزل و شوخی دارند.

براین چهار نوع دو قسم قصه های حیوانات و قصه های رمزگونه را می توان افزود.

از قصه های عامیانه مکتوب گذشته می توان به کتاب های سمک عیار، داراب نامه ی طرطوسی، قصه ی امیر حمزه، امیرارسلان نامدار، و طوطی نامه، سندبادنامه و چند داستان دیگر اشاره کرد. از افسانه های شفاهی در مناطق مختلف نیز تاکنون مجموعه هایی ثبت و چاپ شده است.

مثل ها منظوم یا منثور که در میان توده ی مردم گسترده شده از انواع رایج ادب عامه است. این امثال به علت فصاحت و زیبایی مضمون، مقبول طبع عامه واقع می شود و میان آنان شایع می گردد. مثل، حکمت توده ی مردم و عصاره ی افکار یک ملت است که با توجه به معانی عمیق و باریک در موقعیت های مناسب به کار می رود و در نتیجه به ایجاز کلام کمک می کند. این نوع به نسبت انواع گذشته معمولاً از ترکیبی پیچیده و محتوایی سنگین برخوردار است که آن ها شایع می گردد. مثل حکمت توده ی مردم و عصاره ی افکار یک ملت است که با توجه به معانی عمیق و باریک در موقعیت های مناسب به کار می رود و در نتیجه به ایجاز کلام کمک می کند. این نوع به نسبت انواع گذشته معمولاً از ترکیبی پیچیده و محتوایی سنگین برخوردار است که آن ها را بیشتر بزرگسالان به کار می برند.

مثل های بازمانده ی حکایات و داستان هایی است که به علت گذشت زمان و دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی، داستان آن ها منسوخ شده است و تنها مثل آن ها باقی مانده است، برای هر ضرب المثل داستانی ساخته اند که دلالت بر آن مثل دارد.

ایرانیان قدیم به داشتن حکمت و مثل، مشهور بوده اند که با ظهور تمدن اسلامی به غنای این نوع افزوده شده است.

از نمونه های کتب معروف امثال و حکم می توان به امثال و حکم دهخدا، جامع التمثیل هبله رودی، فرهنگ لغات عامیانه ی محمد علی جمالزاده اشاره کرد.

چیستان ها از صورت دیگر ادب عامه است که خصوصیات و کیفیاتی از حیوان ها و گیاهان و...را در طبیعت و زندگی عادی مردم به استعاره و تمثیل تصویر و توصیف می کنند و پاسخ و نام آن را جویا می شوند.

از شعبات دیگر آن می توان به سنت ها و آداب و رسوم، جشن ها، بازی، طبابت عامیانه و...اشاره کرد.

ادبیات عامیانه شامل قصه ها، افسانه ها، اسطوره ها، ترانه ها و تصنیف ها و ضرب المثل هاست که شفاها از نسلی به نسل دیگرمنتقل شده است. محتوای ادیبیات عامیانه اغلب برداشت ها و تلقی های ساده و بی پیرایه، از زندگی و مرگ وآرزوهای بشری است. شعر عامیانه از دل شاعرانی گمنام بر آمده است. و گاهی این ترانه ها و اشعار عامیانه آن چنان معروف و مشهور می شوند که از حوزه ی جغرافیایی خود پا فراتر گذاشته و در ردیف اشعار ملی قرار می گیرند.

قصه‌‌های عامیانه ی فارسی:

اصلی‌ترین مشخصه‌ قصه‌‌های عامیانه، شفاهی‌ بودن و عدم وابستگی و تعلق آنها به فردی خاص است هر چند این قصه‌ها نیز گاه مکتوب شده‌اند، اما هیچ‌گاه نویسنده آن شهرتی فراتر از نام قصه نیافته است. و نویسنده از بازنویسی اثر به مرحله بازآفرینی و خلق اثری تازه نرسیده است. از این دسته‌اند: سمک عیار، رموز حمزه، ابومسلم‌نامه، سندبادنامه، امیرارسلان و اسکندرنامه که البته نام‌‌های ظهیری سمرقندی، نقیب الممالک و منوچهر حکیم بر نسخه‌هایی از سه اثر آخر سنگینی می‌کند.

[ پنجشنبه ٩ آبان ۱۳٩٢ ] [ ۸:٢٧ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed