ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

شبی که فاصله ها بین ما نشست و گریست

میان کوچه بی انتها نشست و گریست

دلم به یاد زمینی که کربلا گویند

دو چشم دوخته بر نا کجا نشست و گریست

فدای مستمعی که دو دست بر پهلو

از ابتدای همه روضه ها نشست و گریست

میان کوچه سینه زنی دو دست ادب

به یاد داغ تو بر سینه ها نشست و گریست

گمان کنم که در آن روز پر بلا خورشید

چو دید روی زمین ماه را نشست و گریست

همینکه دختر خورشید را عدو می برد

به روی نیزه سری بی صدا نشست و گریست

سوال میکنم از او که خواهرش زینب

به زیر کعب نی اش مثل ما نشست و گریست

مسعود اصلانی

 

بررسى تحریفات در عاشورا 

معناى لغوى تحریف  
تحریف یعنى چه ؟ تحریف در زبان عربى از ماده حرف است ، یعنى منحرف کردن چیزى از مسیر و وضع اصلى خود که داشته است یا باید داشته باشد به عبارت دیگر تحریف نوعى تغییر و تبدیل است ، ولى تحریف مشتمل بر چیزى است که کلمه تغییر و تبدیل نیست . شما اگر کارى کنید که جمله اى ، نامه اى ، شعر و عبارتى آن مقصودى را که باید بفهماند، نفهماند و مقصود دیگرى را بفهماند، مى گویند شما این عبارت را تحریف کرده اید مثلا شما گاهى مطلبى یا حرفى را به یک نفر مى گویید، بعد آن شخص ، سخن شما را در جاى دیگرى نقل مى کند، پس از آن کسى به شما مى گوید:فلانى از قول شما چنین چیزى نقل مى کرد، شما مى فهمید که آنچه شما گفته بودید با آنچه که او نقل کرده خیلى متفاوت است . او سخنان شما را کم و زیاد کرده است ، قسمتى از حرف هاى شما که مفید مقصور شما بوده است را حذف کرده و قسمت هایى از خود به آن افزوده است ، در نتیجه سخن شما مسخ شده و چیزى دیگرى از آب درآمده است . آن وقت شما مى گویید این آدم حرف مرا تحریف کرده است . مخصوصا اگر کسى در سندهاى رسمى دست ببرد، مى گویند سند را تحریف کرده است . اینها مثال هایى بود براى روشن شدن معنى کلمه تحریف و این کلمه بیش از این احتیاج به توضیح ندارد.


انواع و اقسام تحریف 

تحریف از ماده حرف است و به معنى منحرف کردن و کج کردن یک چیز از مسیر و تحریف بر دو نوع است : لفظى و قالبى و پیکرى ، دیگر معنوى و روحى ؛همچنان که صنعت مغالطه نیز بر دو قسم است : لفظى و معنوى .
تحریف همانطور که از نظر نوع بر دو قسم است : لفظى و معنوى ، از نظر موضوع عامل یعنى محرف نیز بر دو قسم است : یا از طرف دوستان است یا از طرف دشمنان . به عبارت دیگر یا منشاءش جهالت دوستان است و یا عداوت دشمنان . همچنان که از نظر یعنى محرف فیه نیز بر چند قسم است : یا در یک امر فردى و بى اهمیت است ، مانند یک نامه خصوصى ، و یا در یک اثر باارزش ادبى است و یا در یک سند تاریخى اجتماعى است ، مثل جعل کتابسوزى اسکندریه ، و یا در سند اخلاقى و تربیتى و اجتماعى است .
 

تحریف معنوى

تحریف معنوى یعنى منحرف کردن روح و معنى یک جمله یا یک حادثه ،و چون بحث در اطراف حادثه است ، پس تحریف معنوى یک حادثه یعنى اینکه علل و انگیزه ها و همچنین هدف و منظورهاى آن حادثه را چیز دیگر غیر از آنچه هست معرفى کنیم . مثلا شما به دیدن شخصى مى روید، یا شخصى را به خانه یا مجلس خودتان دعوت مى کنید، دیگرى مى آید مى گوید: مى دانى منظور فلانى از آمدن به خانه تو چیست ؟ (یا از دعوت تو چیست ؟) مى خواهد مثلا دخترش را به پسر تو بدهد؛در صورتى که شما چنین منظورى هرگز ندارید.

 
مساله عاشورا و خرافات  
مساله عاشورا شوخى نیست . نمى شود این قضیه با آن عظمت را با خرافات آمیخت و انتظار تاثیر کامل داشت . امروز، روزى است که باید این کارها انجام بگیرد.
مداحان اهل بیت و گویندگان معارف و مراثى آن بزرگواران ، چه موقع این امکانى را که امروز در اختیار شماست ، داشتند؟ علماى دین ، چه هنگام مى توانستند بر این کار اشراف و نظارتى ، آن چنان که امروز دارند، داشته باشند؟ البته کسانى هستند که از این گونه چیزها خشنود نخواهند بود، نباشد، مانعى ندارد؛آنچه مورد رضاى خدا و مورد نیاز مردم و توقع نسل هاى بعد از ماست ، باید مورد توجه قرار بگیرد.

 
حفظ حدود  
در مقدمه کتاب اربعین الحسینیه ، نصایح زیاد و مواعظ نیکویى گفته شده که ما در این جا ذکرمى کنیم :
لازم است که متدینین از مذهب اثنى عشریه آگاه شوند که در عصر ما شعارى در مذهب شیعه شایع تر از مراسم تعزیه دارى و گریستن بر مصایب سید مظلومین علیه السلام نیست ، بلکه اکثر آثار و سنن و آداب شرعیه مهجور شده جز توسل به حضرت سیدالشهداء علیه السلام که مایه امیدوارى شعیه است ، روز به روز در ترقى و کمال است ، پس شایسته باشد که حدود این عمل به طورى مضبوط شود که مطابق قواعد شرع القدس  باشد و مورد طعن و اعتراض مذاهب خارجه نباشد و چون در این زمان معاشرت و مخالطت کامله است میان اهالى این مذهب با مذاهب دیگر و واقعه کربلا و ابتلاى حضرت سیدالشهداء علیه السلام در اکثر تواریخ ملل مذکور و مضبوط است ، شایسته باشد که در مجالس تعزیه دارى از امور مبتدعه و منهیات شریعت مقدسه احتراز تمام نمایند، مانند نواختن سازها و خوانندگى هاى طرب آمیز و بسا باشد که مجالس لهو و لعب به پرداختگى بعضى از مجامع تعزیه دارى نباشد.


ذکر درست مصایب  
در حدیثى حال اینگونه مردم بیان شده که گفته اند: یطلبون الدنیا باعمال الاخره و این حرکات موجب محرومى از ثواب هاى عظیمه خواهد شد و شیطان را عداوات تمامى به انواع انسان است ، پس هر عملى که نفعش  بیشتر باشد، توجه شیطان به افساد آن عمل زیاده خواهد شد، مانند توسل به حضرت سیدالشهداء علیه السلام که به حسب ضرورت دین و اخبار ائمه طاهرین علیه السلام رستگارى و نجات در دنیا و آخرت است و هر عمل که موجب فواید دنیویه شود، نا اهلان توجهى تمام و هجومى عام در آن عمل خواهند نمود، مانند ذکر مصایب که یکى از وسایل معتبره معاش شده و جهت عبادت کمتر ملحوظ شود تا رفته رفته کار به جایى رسیده که در مجامع علماى مذهب دروغ هاى آشکار ذکر مى شود و نهى از این مکر میسر نیست و جمله اى از ذاکرین مصائب باک از اختراع و قایع گریه آور ندارند، بسا شاد که اختراع سخنى کند و خود را مشمول حدیث من ابکى فله الجنه ؛مى داند و به طول زمان همان حرف دروغ شیوعى در تالیفات جدیده پیدا کند، و هرگاه محدث مطلع امین منع از آن اکاذیب نماید نسبت به کتابى مطبوع یا به کلامى مسموع دهد یا تمسک به قاعده تسامح در ادله سنن نماید و دست آویز نقل هاى ضعیفه قرار دهد، موجب ملامت و توبیخ ملل خارجه خواهد شد، مانند جمله اى از وقایع معروفه که در کتب جدیده مضبوط و نزد اهل علم و حدیث عین و اثرى از آن وقایع معروفه که در کتب جدیده مضبویه و نزد اهل علم و حدیث عین و اثرى از آن وقایع نیست . مانند عروسى قاسم در کربلا که در کتاب روضه الشهداء تالیف فاضل کاشفى نقل شده ، شیخ طریحى که از اجله علماء و معتمدین است از او نقل نموده ، ولى در کتاب منتخب ، مسامحات بسیارى نموده که بر اهل بصیرت و اطلاع پوشیده نیست .


 بى احترامى به اهل بیت  
مردم هواپرست و اهل لهو، نام هاى اهل بیت را که خدا در قرآن آن ها را به بزرگى ستوده ، مثل حضرت زینب علیه السلام ، سکینه علیها السلام ، را درآلات لهو و لعب برده و براى نام ها، گروهى که در اغانى و مثالث و مثانى باید برده شود، مثل لیلى و سلمى برده تکرار مى نمایند و تذکر مصیبت هاى حضرت رسول را به سیره بنى امیه و بنى مروان ، مایه عیش و تنعم و وسیله آوازه خوانى و ترنم مى کنند و اگر کسى دقت کند، در مى یابد که این کار از حد فسق گذشته و سر از گریبان کفر و الحاد در آورده است .

 نعوذبالله من الخدلان و غلبه الهوى و مکیده الشیطان.


تحریفات مضر در حادثه کربلا  
در نقل و بازگو کردن حادثه عاشورا، ما هزاران تحریف وارد کرده ایم ! هم تحریف هاى لفظى ، یعنى شکلى و ظاهرى که راجع به اصل قضایا، راجع به مقدمات قضایا، راجع به متن مطلب و راجع به حواشى مطلب است ، و هم تحریف در تفسیر این حادثه . با کمال تاسف این حادثه ، هم دچار تحریف هاى لفظى شده و هم دچار تحریف ها معنوى . گاهى از اوقات تحریف هایى که مى شود لااقل با اصل مطلب هماهنگى دارد، ولى گاهى وقت ها تحریف ، کوچک ترین هماهنگى که ندارد هیچ ، قضیه را هم مسخ مى کند، قضیه را به کلى واژگون مى کند و به شکلى در مى آورد که به صورت ضد خودش در مى آید. باز هم با کمال تاسف باید بگویم تحریف هایى که به دست ما مردم در این حادثه صورت گرفته است ، همه در جهت پایین آوردن و مسخ کردن قضیه بوده است در جهت بى خاصیت و بى اثر کردن قضیه بوده است . و در این قضیه ، هم گویندگان و علماى امت ، و هم مردم تقصیر داشته اند.

 

کمترین تحریف ممنوع !  
از مرحوم فقیه ، زاهد جناب حاج ملا محمد ابراهیم کلباسى (طاب ثراه ) نقل شده ، چنانچه در شفاء الصدور هم آمده: یکى از فضلاى با دیانت اهل منبر در حضور آن جناب در انتهاى روایت که مى خواند گفت : حضرت سیدالشهداء علیه السلام فرمود: یا زینب ، یا زینب !
آن فقیه با ورع حاج ملا محمد ابراهیم در حضور مردم با صداى بلند گفت : خدا دهانت را بشکند، امام دو دفعه نفرمود یا زینب ، بلکه یک بار فرمود: حال سلسله جلیله اهل منبر، حال خود را در این باب ملاحظه کنند، و از فساد دروغ آگاه شده و مطالبى را بگویند که راوى آن قابل اعتماد باشد.


نقل حدیث صحیح  
سید بن طاووس در کشف المحجه از کتاب رسائل کلیمى نقل کرده است که آن بزرگوار با سند خویش از امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده : و لا تحدث الا عن ثقه فتکون کذابا و اکذب ذل ؛حدیث را نقل نکنید مگر از اشخاص قابل اعتماد و گرنه دروغگو خواهى بود و دروغ ذلت است ؛یعنى باعث ذلت و خوارى مى شود.


تحریف زمان خروج امام از مدینه  
نمونه دیگرى که تحریف و جعل کردند این است که قاصدى براى اباعبدالله علیه السلام نامه اى آورده بود و جواب مى خواست ، آقا فرمود که سه روز دیگر بیا از من جواب بگیر. سه روز دیگر که سراغ گرفت ، گفتند: آقا حرکت کردند و امروز عازم رفتن هستند.
او هم گفت : پس حالا که آقا مى روند بروم ببینم جلال و کوکبه پادشاه حجاز چگونه است ؟ رفت و دید آقا خودش روى یک کرسى نشسته و بنى هاشم روى کرسى هاى چنین و چنان . بعد محمل هایى آوردند، چه حریرها، چه دیباج ها، چه چیزها در آنجا بود. بعد مخدرات را آوردند و با چه احترامى سوار این محمل ها کردند. اینها را مى گویند و مى گویند تا ناگهان به روز یازدهم گریز مى زنند و مى گویند: اینها که در آن روز چنین محترم آمدند روز یازدهم چه حالى داشتند.
حاجى نورى مى گوید، این حرف ها یعنى چه ؟ این تاریخ است که مى گوید: امام حسین در حالى که بیرون مى آمد این آیه را مى خواند: فخرج منها خائقا یترقب یعنى در این بیرون آمدن خودش را به موسى بن عمران که از فرعون فرار مى کرد تشبیه کرده است : قال عسى ربى ان یهدینى سواء السبیل . یک قافله بسیار ساده اى حرکت کرده بود. مگر عظمت ابا عبدالله به این است که یک کرسى مثلا زرین برایش گذاشته باشند؟! یا عظمت خاندان او به این است که سوار محمل هایى از دیباج و حریر شده باشند؟! اسب ها و شترهایشان چه طور باشد نوکرهایشان چه طور باشد؟!

غنى بودن واقعه کربلا  
آن چیزى که بیشتر دل انسان را به درد مى آورد این است که اتفاقا در میان وقایع تاریخى ، کمتر واقعه اى است که از نظر نقل هاى معتبر به اندازه حادثه کربلا غنى باشد. من در سابق خیال مى کردم که اساسا علت اینکه این همه دروغ در این مورد پیدا شده ، این است که وقایع راستین را کسى نمی داند که چه بوده است ، بعد که مطالعه کردم ، دیدم اتفاقا هیچ حادثه اى در تاریخ هاى دوردست مثل سیزده ، چهارده قرن پیش به اندازه حادثه کربلا تاریخ معتبر ندارد. مورخین معتبر اسلامى از همان قرون اول و دوم قضایا را با سندهاى معتبر نقل کردند و این نقل ها با یکدیگر انطباق دارد و به یکدیگر نزدیک هستند، و یک قضایایى در کار بوده است که سبب شده جزئیات این تاریخ بماند. یکى از چیزهایى که سبب شده متن این حادثه محفوظ بماند و هدفش شناخته شود این است که در این حادثه خطبه زیاد خوانده شده . در آن عصرها خطبه ، حکم اعلامیه در این عصر را داشت ، همان طور که در این عصر، در جنگ ها مخصوصا اعلامیه هاى رسمى بهترین چیزى است که متن تاریخ را نشان بدهد، در آن زمان هم خطبه ها این طور بوده است . لذا خطبه زیاد است ، چه قبل از حادثه کربلا و چه در خلال آن و چه بعد از آن که اهل بیت در کوفه ، در شام ، در جاهاى دیگر خطبه هایى ایراد کردند و اصلا هدف آنها از این خطبه ها این بود که مى خواستند به مردم اعلان کنند که چه گذشت و قضایا چه بود و هدف چه بود، و این خودش یک انگیزه اى بوده که قضایا نقل شود.
در قضیه کربلا سوال و جواب زیاده شده است و همین ها در متن تاریخ ثبت است که ماهیت قضیه را به ما نشان مى دهد.

 

آثار مخرب تحریف  
تحریف و قلب و بدعت ، آفت بزرگ دین است . تحریف ، چهره و سیما را عوض مى کند، خاصیت اصلى را از میان مى برد، به جاى هدایت ، ضلالت مى آورد و به جاى تشویق به سوى عمل صالح ، مشوق معصیت و گناه مى شود و به جاى فلاح ، شقاوت مى آورد. تحریف ، از پشت خنجر زدن است ، ضربت غیر مستقیم است که از ضربت مستقیم خطرناک تر است . یهودیان که قهرمان تحریف در تاریخ جهان اند همیشه ضربت هاى خود را از طریق غیر مستقیم وارد کرده اند. على علیه السلام را دوستانه و از طریق تحریف ، بهتر و بیشتر مى شود خراب کرد تا به صورت دشمنانه . قطعا ضرباتى که از طرف دوستان جاهل على بر على وارد شده ، از ضربات دشمنانش کارى تر و بران تر بوده است .
تحریف ، مبارزه بدون عکس العمل است . تحریف ، مبارزه است با استفاده از نیروى خود موضوع.
تحریف سبب مى شود که سیماى شخص به کلى عوض شود، مثلا على علیه السلام به صورت یک پهلوان مهیب، بدقیافه، سبیل از بناگوش در رفته تجسم پیدا مى کند. به صورتى درآید که هرگز نتوان باور کرد که این همان مرد محراب ، خطابه ، حکمت ، قضا و زهد تقوا و خوف از خداست .
تحریف است که امام سجاد را در میان ما به نام امام بیمار معروف کرده است . تنها در میان فارسى زبانان این نام به آن حضرت داده شده ، کار به جایى رسیده که وقتى مى خواهیم بگوییم فلانى خود را به ضعف و زبونى زده ، مى گوییم خود را امام زین العابدین بیمار کرده است ؛در صورتى که این شهرت فقط بدان جهت است که امام در ایام حادثه عاشورا مریض بوده اند نه اینکه در همه عمر تب لازم داشته و عصا به دست و کمر خم راه مى رفته اند.

 

انحراف در هدف حسینى  
من نمى دانم کدام جانى یا جانى هاى ، جنایت را به شکل دیگرى بر حسین بن على وارد کردند، و آن اینکه هدف حسین بن على را مورد تحریف قرار دادند و همان چرندى را که مسیحى ها در مورد مسیح گفتند، درباره حسین گفتند که حسین کشته شد، براى آنکه بار گناه امت را به دوش بگیرد، براى اینکه ما گناه بکنیم و خیالمان راحت باش ، حسین کشته شد براى این که گنهکار تا آن زمان کم بود، بیشتر شود. لذا بعد از این انحراف چاره اى نبود جز اینکه ما فقط صفحه تاریکى را نباید دید، بلکه باید آن را دید و خواند.

 

تصویرى نادرست از شفاعت  
اگر کسى گمان کند که تحصیل رضا و خشنودى خدا متعال راهى دارد و تحصیل رضا و خشنودى فرضا امام حسین علیه السلام راهى دیگر دارد و هر یک از این دو جداگانه ممکن است سعادت انسان را تامین کند، دچار ضلالت بزرگى شده است . در این پندار غلط چنین گفته مى شود که خدا با چیزهایى راضى مى شود و امام حسین علیه السلام با چیزهاى دیگر، خدا با انجام دادن واجبات مانند نماز، روزه ، حج ، جهاد، زکات ، راستى ، درستى ، خدمت به خلق ، بر به والدین و امثال اینها و با ترک گناهان از قبیل : دروغ ، ظلم غیبت ، شرابخوارى و زنا راضى مى گردد، ولى امام حسین با این کارها کارى ندارد، رضاى او در این است که مثلا براى فرزند جوانش على اکبر علیه السلام گریه و یا لااقل تباکى کنیم . حساب امام حسین از حساب خدا جدا است . به دنبال این تقسیم، چنین گفته مى شود که :تحصیل رضاى خدا دشوار است ؛زیرا باید کارهاى زیادى را انجام داد تا او راضى گردد، ولى تحصیل خشنودى امام حسین علیه السلام سهل است . فقط گریه و سینه زدن و زمانى که خشنودى امام حسین علیه السلام حاصل گردد، او در دستگاه خدا نفوذ دارد، شفاعت مى کند و کارها را درست مى کند. حساب نماز و روزه و حج و جهاد و انفاق فى سبیل الله که انجام نداده ایم . همه تسویه مى شود، و گناهان هر چه باشد با یک شفاعت از بین مى رود.
این چنین تصویرى از شفاعت نه تنها باطل و نادرست است ، بلکه شرک در ربوبیت است و به ساحت پاک امام حسین علیه السلام که بزرگ ترین افتخارش عبودیت و بندگى خدا است نیز

اها نت است ، همچنان که پدر بزرگوارش از نسبت هاى غلاه سخت خشمگین مى شد و به خداى متعال از گفته هاى آنها پناه مى برد. امام حسین علیه السلام کشته نشد براى اینکه - العیاذ بالله - دستگاهى در مقابل دستگاه خدا یا شریعت او؛ براى این نبوده که برنامه عملى اسلام و قانون قرآن را ضعیف سازد. بر عکس؛ وى براى اقامه نماز و زکات و سایر مقررات اسلام از زندگى چشم پوشیده و به شهادت تن داد.
دو نوع شفاعت  
شفاعت امام حسین علیه السلام به این صورت نیست که برخلاف رضاى خدا او اراده او چیزى را از خدا بخواهد. شفاعت او دو نوع است :یک نوع آن همین هدایت هایى است که در این جهان ایجاد کرده است . در جهان دیگر مجسم مى شود و نوع دوم آن را عنقریب بیان مى کنیم .
امام حسین علیه السلام شفیع کسانى است که از مکتب او هدایت یافته اند، او شفیع کسانى نیست که مکتبش را وسیله گمراهى ساخته اند.

 

تحریف در مساله شفاعت  
حسین بن على علیه السلام بر خلاف عقیده جاهلانه عصر حاضر، که حسین بن على علیه السلام را مالک دوزخ و جنت مى دانند - و با چهار مصراع نوحه غلط و بلکه مجعول براى بهشت قباله و سند مى نویسند و براى هر گونه معصیت و ترک واجبات جرئت پیدا کرده و طبقه جوان و نوجوان و طبقه عوام را مغرور مى سازند که مجرم و گناهکار و عاصى و تبه کار تاریک عبادت و منکر اطاعت در روز محشر در پناه حسین است و کسى که حسین علیه السلام را دارد چه باک و چه غم دارد و چرا از خدا و روز رستاخیز بترسد - حسین علیه السلام ، از خدا مى ترسید و در مقام عبادت بسیار خاضع و خاشع بود و او همیشه از روز رستاخیز با نگرانى و ترس و لرز یاد مى کرد و گمان مى کنیم اگر آن حسین علیه السلام امروز به یکى از دسته هاى عصر حاضر برخورد کند قطعا عزاداران خود را از روز رستاخیز بر حذر داشته و مى ترساند و کار به جایى باریک مى رسد و به ساحت قدس  حضرتش اسائه ادب مى شود و در جواب او گفته مى شود: تو حسین علیه السلام ترسو هستى ما عزادار شما نیستم ! ما عزادار کسى هستیم که از خدا نترسد و ما گناهکاران و مجرمین را با زور خود به بهشت ببرد!
تفاوت راه از کجا تا کجاست! حسین بن على علیه السلام از خدا و حساب و صراط مى ترسد و وقتى که به او مى گویند: آقا چطور صبح مى کنى ؟ در جواب مى گوید: اصبحت ولى رب فوقى و النار امامى و الموت یطلبنى و الحساب محدق بى و انا مرتهن بعملى لا اجد ما احب و لا ادفع ما اکره و الامور بید عیرى فان شاء عذبى و ان شاء عفا عنى فاى فقیر افقر منى  .
روزگار را مى گذارنم ، در حالى که پروردگارم ناظر بر اعمال من است و آتش  دوزخ در پیش روى من و مرگ در تعقیب من است و محاسبه به مانند طوقى برگردنم و من در گرو کردار خویشتن هستم و به دلخواه خود راهى ندارم و قدرت دفاع از آنچه که بیزارم ، ندارم و زمام کارها در دست کس دیگرى است . اگر بخواهد مجازاتم مى کند. اگر بخواهد عفوم مى فرماید، پس کدام فقیر که از من فقیرتر و ناتوان تر است ؟!
تو را به عزاداران عصر حاضر چنین حسین علیه السلام ترسو و از خداى خائفى را قبول مى کنند؟! اى به قربانت اباعبدالله دست ما بى بضاعت ها را بگیر.

 

 

[ جمعه ٢٤ آبان ۱۳٩٢ ] [ ٦:٥۱ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed