ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

آه‌ از دمی‌ که‌ شاه‌ شهیدان‌ کربلا                 

آمد سوی‌ مصاف‌ به‌ میدان‌ کربلا

بی‌ نور گشت‌ شمع‌ شبستان‌ احمدی                    ‌

از تندباد ظلم‌ در ایوان‌ کربلا

بوی‌ بهشت‌ و خون‌ شهیدان‌ دهد کسی             

‌گر بو کند گلی‌ زگلستان‌ کربلا

لب‌ تشنه‌ اهل‌ بیت‌، ولی‌ زآب‌ چشمشان           

‌سیراب‌ گشته‌ خاک‌ بیابان‌ کربلا

جز آب‌ تیغ‌ و زهر سنان‌ لقمه‌ای                 ‌

نبود از کوفیان‌ نواله‌ مهمان‌ کربلا

معمار روزگار بنای‌ الم‌ نهاد               

روزی‌ که‌ ریخت‌ طرح‌ شبستان‌ کربلا

دیوان‌ آدمی‌ لقب‌ از آتش‌ ستیز                    

بر باد داده‌ خاک‌ سلیمان‌ کربلا

عبداله‌ سنندجی‌، ملقب‌ به‌ رونق‌، شاعر اهل سنت دیار کردستان

 

عاشورا و قیام امام حسین‌(ع) از نگاه‌ مردم‌ کُرد (اهل‌ سنت‌)

مقدمه

قیام‌ امام‌ حسین‌ در تاریخ‌ اسلام‌، یکی‌ از بزرگ‌ترین‌ دستاوردهای‌ دین‌ مبین‌ وجهانی‌ اسلام‌ است‌ و نشانه پایداری‌ و جاودانگی‌ِ حقیقت‌. امام‌حسین‌، امام‌ عاشقان‌، آن‌رمزآموز قرآن‌، با خون‌ خود، تفسیرگر توحید و بیدارگرِ بندگان‌ِ غافل‌ خدا بود. کسی‌ که‌ بامبارزه‌ و قیام‌اش‌، در راه‌ حق‌ و حقیقت‌، اسوه حق‌ جویان‌ عالم‌ گشت‌ و انسان‌ها را درس‌آزادگی‌ آموزانید و شهادت‌اش‌، الحق‌ که‌ جانی‌ تازه‌ به‌ اسلام‌ بخشید؛ به‌ گونه‌ای‌ که‌ امروزه‌،نام‌ وی‌ روشنی‌ بخش‌ جان‌ رهروان‌ دین‌ و آزادگان‌ است‌ و سبب‌ تازگی‌ ایمان‌شان‌:

«تار ما از زخمه‌اش‌ لرزان‌ هنوز                 تازه‌ از تکبیر او ایمان‌ هنوز»

قیام‌ امام‌ حسین‌، علیه‌ منفورترین‌ چهره اهریمنی‌ آن‌ روزگار، یعنی‌ یزید بن‌معاویه‌ بوده‌. کسی‌ که‌ تاریخ‌ نگاران‌ و نویسندگان‌ و شاعران‌، در مذمت‌ او هزاران‌ صفحه‌نوشته‌اند.

ابن‌ طباطبا (طقطقی‌) در تاریخ‌ فخری‌ خود، درباره خلافت‌ سه‌ سال‌ و شش‌ ماهه یزید می‌نویسد: «سال‌ اول‌ حسین‌ را کشت‌، سال‌ دوم‌ مدینه‌ را چپاول‌ کرد و سال‌ سوم‌ کعبه ‌را مورد تاخت‌ و تاز قرار داد. مردم‌ مدینه‌ در خلع‌ یزید قیام‌ کردند و فاجعه‌ کربلا، به‌ سبب  ‌دعوت‌ به‌ خلافت‌ عبداله‌ بن‌ زبیر و تلاش‌ یزید و سردارانش‌ برای‌ سرکوب‌ وی‌ صورت‌گرفت‌.

گویند مادر یزید مسیحی‌ بوده‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ خود یزید به‌ مسیحیت‌ گرایش‌داشته‌ است‌. اشعار یزید کاملاً بی‌اعتقادی‌ او را به‌ اسلام‌ و وحی‌ ثابت‌ می‌کند:

«لَعِبَت‌ هاشِم‌ُ بِالْمَلِک‌ِ فَلاخَبَرٌ جاءَ وَ لا وحی‌ٌ نزل‌َ»!

بنی‌هاشم‌ با سلطنت‌ بازی‌ کردند. نه‌ نبوتی‌ آمد و نه‌ وحیی‌ نازل‌ شد!

می‌نویسند: وقتی‌ اسرای‌ اهل‌بیت‌ به‌ شام‌ و محله جیرون‌ رسیدند، یزید گفت‌: من‌انتقام‌ خود را از پیامبر اسلام‌ گرفتم‌.

یزید سه‌ خیانت‌ و جنایت‌ بزرگ‌ در دوران‌ حکومتش‌ انجام‌ داد که‌ در تاریخ‌ اسلام‌بی‌سابقه‌ بود:

1ـ شهادت‌ امام‌ حسین‌(ع) در کربلا و اسارت‌ دل‌خراش‌ اهل‌بیت‌ پیامبر(ص) به‌شام‌ و... .

2ـ او طی‌ حادثه‌ خون‌ بار حرّه‌، سه‌ روز جان‌ و مال‌ و ناموس‌ مردم‌ مسلمان‌ مدینه‌ وصحابه‌ پیامبر(ص) را برای‌ سربازان‌ خود (پس‌ از کشتار و قتل‌ عام‌)، حتی‌ در مسجد النبی‌،مباح‌ کرد. این‌ خیانت‌ به‌ فرماندهی‌ مسلم‌ بن‌ عقبه‌ انجام‌ گرفت‌. وی‌ سپس‌ از مردم‌ مدینه‌به‌ عنوان‌ عبد و برده‌، برای‌ یزید بیعت‌ گرفت‌. در این‌ حادثه‌، علاوه‌ بر کشتار بسیاری‌ ازمهاجران‌ و انصار و صحابه‌، تجاوز ناموسی‌ به‌ حدی‌ بود که‌ می‌گویند: هزار کودک‌ نامشروع‌از دختران‌ و دوشیزگان‌ مهاجر و انصار مدینه‌ متولد شدند.

جالب‌ این‌ جاست‌ یزید دارای‌ پانزده‌ پسر و چهار دختر بوده‌، اما نسلی‌ از او نمانده‌است‌، ولی‌ از امام‌ زین‌ العابدین‌(ع) که‌ تنها بازمانده امام‌حسین‌(ع) بود، هزاران‌ ذریّه ‌پیامبر(ص) به‌ یادگار مانده‌ است‌.

ابن‌ جوزی‌ حنبلی‌، یکی‌ از علمای‌ اهل‌ سنت‌ و صاحب‌ کتاب‌: «الرّدُ عَلی‌ المتَعَصَّب‌ِالعنید» است‌. وقتی‌ از او درباره لعن‌ یزید سؤال‌ شد، در پاسخ‌ می‌گوید: «اجازه‌ احمد حنبل‌]لعنه‌...[ احمد حنبل‌ لعنش‌ را جایز می‌داند.

3 ـ سومین‌ جنایت‌ یزید: حصین‌ بن‌ نمیر، برای‌ سرکوبی‌ عبداله‌ بن‌ زبیر، مکه‌ رامحاصره‌ کرد و منجنیق‌ را بر کوه‌ ابوقیس‌ نصب‌ کرد و کعبه‌ را به‌ آتش‌ کشید، ولی‌ مرگ‌ اوفرارسید و یزید هلاک‌ شد.

احادیث‌ و روایات‌ در منابع‌ اهل‌ سنت‌

الف‌ ـ شباهت‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) به‌ پیامبر اکرم‌(ص):

بنابه‌ نوشته‌های‌ مختلف‌، یکی‌ از ویژگی‌ها و صفات‌ بارز امام‌ حسین‌(ع) شباهت‌ایشان‌ به‌ پیامبر بوده‌، به‌ طوری‌ که‌ صحابه پیامبر(ص) و تابعین‌ آن‌ها، ایشان‌ را ازشبیه‌ترین‌ افراد به‌ رسول‌ خدا می‌دانسته‌اند:

الف‌ ـ 1 ـ انس‌ نقل‌ کرده‌: نزد ابن‌ زیاد بودم‌. پس‌ سرِ حسین‌ را آورد، در حالی‌ که‌چوبی‌ را در بینی‌ او می‌کرد، می‌گفت‌: به‌ زیبایی‌ این‌ کسی‌ را ندیده‌ام‌. من‌ گفتم‌: او ازشبیه‌ترین‌ افراد به‌ رسول‌ خدا بود.

الف‌ ـ 2 ـ از امام‌ علی‌(ع) نقل‌ شده‌ که‌ فرمود: حسن‌، شبیه‌ترین‌ افراد به‌ رسول‌خدا(ص) از سینه‌ تا به‌ سر و حسین‌، شبیه‌ترین‌ افراد به‌ رسول‌ خدا، از سینه‌ به‌ پایین‌ است‌.

ب‌ ـ گل‌های‌ پیامبر:

پیامبر مکرم‌ اسلام‌(ص)، دو سبط‌ محبوب‌ خویش‌ را گل‌های‌ دنیایی‌ خودمی‌خوانده‌ و این‌، نه‌ تنها به‌ دلیل‌ جمال‌ دو حضرت‌ بود، بلکه‌ به‌ خاطر بلندی‌ِ شأن‌، رفعت‌،و علوّ درجه‌ ایمان‌ و اخلاق‌ ایشان‌ بود.

در طی‌ سؤال‌ و جوابی‌ که‌ مشروح‌ آن‌ در مأخذ این‌ حدیث‌ آمده‌، از عبداله‌ بن‌عمر نقل‌ شده‌ که‌: پیامبر خدا فرمود: آن‌ها (حسن‌ و حسین‌ سلام ا... علیها) دو شاخه گل‌ِ من‌ دردنیا هستند. به‌ نقل‌ دیگری‌، عبداله‌ بن‌ عمر گفت‌: من‌ از پیامبر(ص) شنیدم‌ که‌می‌فرمود: همانا حسن‌ و حسین‌ دو گل‌ من‌ در دنیا هستند.

ج‌ ـ محبوبان‌ خدا و پیامبر:

براء روایت‌ کرده‌ که‌: رسول‌ خدا(ص) حسن‌ و حسین‌( سلام ا... علیها ) را دید. پس‌ فرمود:بارخدایا من‌ این‌ دو را دوست‌ دارم‌. تو نیز آن‌ها را دوست‌ بدار.

علاقه‌ بیش‌ از حد حضرت‌ رسول‌ مکرم‌ اسلام‌(ص)، با توجه‌ به‌ شخصیت‌ عظیم‌ واستثنایی‌ ایشان‌، نمی‌تواند صرفاً به‌ سبب‌ علایق‌ خانوادگی‌ و به‌ عبارتی‌ دیگر علت‌ نسبی‌باشد، بلکه‌ رضا و محبت‌ از جانب‌ ایشان‌، در جهت‌ رضا و محبت‌ الهی‌ بوده‌ و اظهار لطف‌ وعلاقه آن‌ حضرت‌ به‌ ایشان‌، آن‌ هم‌ در این‌ حد، نشانگر لطف‌ و محبت‌ و تأیید آن‌ بزرگوارتوسط‌ ذات‌ باری‌ تعالی‌ می‌باشد. بنابراین‌ و به‌ تبعیت‌ از حضرت‌ رسول‌ مکرم‌(ص)، علاقه‌ ومحبت‌ و عشق‌ ورزی‌ به‌ امام‌ حسین‌(ع)، همان‌ بزرگواری‌ که‌ به‌ قول‌ علامه‌ اقبال‌، سطرعنوان‌ نجات‌ مسلمانان‌ را نوشته‌ و راه‌ مبارزه‌ در راه‌ دین‌ را به‌ ما آموخته‌ جزء ضروریات‌برای‌ مسلمانان‌ و عشاق‌ حضرت‌ نبوی‌(ص) است‌، چرا که‌ مؤمن‌ باید حب‌ و بغض‌هایش‌هم‌ در جهت‌ الهی‌ باشد و بس‌.

ه ـ سروران‌ جوانان‌ بهشت‌:

در قرآن‌ کریم‌، بارها تصریح‌ شده‌ است‌ که‌ بهشت‌ جایگاه‌ ابدی‌ مؤمنان‌ است‌ وپیامبر خدا بنا به‌ امر خدا، مؤمنان‌، صابران‌، مجاهدان‌ و شهیدان‌ را به‌ آن‌ بشارت‌ می‌داد ونیز بهشت‌ را طبقاتی‌ است‌ و درجاتی‌ و آقایی‌ و سروری‌ یافتن‌ در آن‌ جا، خاص‌ بندگان‌خاص‌ الهی‌؛ یعنی‌ ارزشمندترین‌ مؤمنان‌ است‌. این‌ به‌ حق‌ فضل‌ بزرگی‌ است‌ از جانب‌خدا و در نتیجه‌ کسی‌ را که‌ در دنیا بشارت‌ سروری‌ در بهشت‌ را داده‌ باشند، بزرگی‌ و عظمت‌و علوّ مقام‌ و درجه‌ و رفعت‌ ایمان‌ و جایگاهش‌ را می‌رساند و دال‌ بر تأیید کامل‌ اعمال‌ وی‌از جانب‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ است‌.

در جاهای‌ مختلف‌، رسول‌ خدا(ص)، این‌ بشارت‌ را در حق‌ امام‌ حسین‌(ع) اعلام‌فرموده‌ است‌:

ه ـ 1 ـ ابی‌ سعید از رسول‌ خدا نقل‌ کرده‌ که‌ فرمود: حسن‌ و حسین‌، سرورجوانان‌ بهشت‌اند.

ه ـ 2 ـ از حذیفه‌، طی‌ روایتی‌ مفصل‌ به‌ نقل‌ از ترمذی‌ آمده‌ که‌: پیامبر خداپس‌ از ادای‌ نماز عشاء و اعلام‌ خبر بخشش‌ او (حذیفه‌ و مادرش‌) توسط‌ خداوند باری‌تعالی‌ فرمود: همانا این‌ فرشته‌ای‌ که‌ تا به‌ حال‌ و قبل‌ از امشب‌، بر زمین‌ فرود نیامده‌ بود، ازطرف‌ پروردگارش‌ اجازه‌ یافت‌ که‌ سلام‌ خود را به‌ من‌ ابلاغ‌ کند و مرا بشارت‌ دهد که‌ به‌راستی‌ فاطمه‌، سرور زنان‌ اهل‌ بهشت‌ بوده‌ و حسن‌ و حسین‌ نیز، سرور جوانان‌ اهل‌بهشت‌اند.

و ـ حب‌ّ حسین‌، حب‌ خدا:

حسین‌ بن‌ علی‌(ع)، مورد محبت‌ شدید الهی‌ بوده‌ و این‌ محبت‌ به‌ حدی‌ است‌ که‌خداوند دوست‌ دار حسین‌ را نیز دوست‌ دارد.

یعلی‌ بن‌ مُرّة‌، از پیامبر مکرم‌(ص) نقل‌ کرده‌ که‌ فرمود: حسین‌ از من‌ است‌ و من‌ ازحسینم‌. خداوند کسی‌ که‌ حسین‌ را دوست‌ داشته‌ باشد، دوست‌ دارد. حسین‌ سبطی‌ از سبط‌هاست‌.

بنا به‌ گفته مؤلف‌ کتاب‌ التاج‌، سبط‌ به‌ دو معنی‌: نوه‌ (ولدالوالد) و جماعت‌ بوده‌ و مراددر این‌ جا این‌ است‌ که‌ امام‌ حسین‌(ع)، در اخلاق‌ و اعمال‌ صالحش‌، در دنیا به‌ مانندامتی‌صالح‌ بوده‌، همان‌ گونه‌ که‌ خداوند حضرت‌ ابراهیم‌(ع) را در قرآن‌ کریم‌، امتی‌خوانده‌است‌.

به‌ همین‌ دلیل‌ بوده‌ که‌ علامه‌ اقبال‌ لاهوری‌، مَثَل‌ او را در میان‌ امت‌، به‌ مانند مثل‌و جایگاه‌ سوره‌ اخلاص‌ در قرآن‌ کریم‌ می‌دانسته‌، آن‌ جا که‌ گفته‌:

«در میان‌ امت‌ آن‌ کیوان‌ جناب‌        همچوحرف‌ قل‌ هو الله در کتاب‌»

درست‌ پس‌ از پنجاه‌ سال‌ از وفات‌ نبی‌ مکرم‌ اسلام‌(ص) کسانی‌ که‌ خلافت‌ را به‌ملوکیت‌ بدل‌ کرده‌ بودند و آزادی‌ و آزادگی‌ را زهر اندر کام‌ ریخته‌ بودند، محبوب‌ او راپرپرکردند و این‌ گونه‌ بود که‌ سمبل‌ آزادگی‌، معنی‌ ذبح‌ عظیم‌ گشت‌ و تفصیل‌اجمال‌حضرت‌ ابراهیم‌ و حضرت‌ اسماعیل‌ (سلام ا... علیها) و در این‌ راه‌، تیغ‌اش‌ فقط‌ بهر عزت‌دین‌بود و مقصدش‌ حفظ‌ آیین‌. در این‌ راه‌ بهر رضای‌ حق‌ شهید گشت‌. به‌ قول‌اقبال‌:

«ای‌ صبا ای‌ پیک‌ دورافتادگان‌           اشک‌ ما بر خاک‌ پاک‌ او رسان‌»

در کتاب‌ الاوسط‌ طبرانی‌ و مجمع‌ الزوائد هیثمی‌، حدیثی‌ بدین‌ مضمون‌ درج‌ شده‌است‌: «ام‌ سلمه‌2 گفته‌است‌: روزی‌ رسول‌ خدا(ص) در منزل‌ من‌ بود. فرمود: کسی‌ را نزدمن‌ نفرست‌. حسین‌(ع) بر حضرت‌ وارد شد. صدای‌ پیامبر را شنیدم‌ که‌ می‌گریست‌.متوجه‌ حضرت‌ شدم‌. حسین‌(ع) را در دامان‌ رسول‌ خدا یافتم‌ که‌ پیامبر به‌ صورت‌ او دست‌می‌کشید و گریه‌ می‌کرد. به‌ خدا سوگند خوردم‌ که‌ من‌ متوجه‌ آمدن‌ حسین‌ نشدم‌. پیامبرفرمود: پیک‌ وحی‌ الهی‌؛ جبرئیل‌(ع) با ما در خانه‌ بود. از من‌ سؤال‌ کرد: آیا حسین‌ رادوست‌ داری‌؟ گفتم‌: بلی‌. در دنیا او را دوست‌ دارم‌. جبرئیل‌ گفت‌: امت‌ تو او را در زمینی‌ که‌کربلا نام‌ دارد، خواهند کشت‌. آنگاه‌ جبرئیل‌، قسمتی‌ از خاک‌ کربلا را به‌ پیامبر داد و پیامبرنیز آن‌ را به‌ من‌ نشان‌ دادند. و بعدها، وقتی‌ که‌ اطراف‌ حسین‌(ع) را قبل‌ از شهادت‌محاصره‌ کردند، پرسید: نام‌ این‌ سرزمین‌ چیست‌؟ پاسخ‌ دادند: کربلا. فرمود: خدا ورسول‌اش‌ راست‌ گفتند: کرب‌ است‌ و بلاء.

ابن‌ سعد و طبرانی‌، از اُم‌ المؤمنین‌ عایشه‌ روایت‌ کرده‌اند که‌ پیغمبر فرمود:جبرئیل‌ به‌ من‌ خبر داد که‌ فرزندم‌ حسین‌، بعد از من‌ به‌ شهادت‌ می‌رسد، در زمین‌ طف‌ واین‌ خاک‌ را برایم‌ آورد و خبر داد که‌ در آن‌ مضجع‌ او است‌. احمد بن‌ حنبل‌ در کتاب‌ المسندخود این‌ حدیث‌ و حدیث‌ قبلی‌ و چند حدیث‌ دیگر را دربارة‌ پیش‌ بینی‌ رسول‌ خدا ازشهادت‌ امام‌ حسین‌(ع) درج‌ کرده‌ است‌.

جمال‌ الدین‌ زرندی‌ از قول‌ ابوالعلاء هلال‌ بن‌ خباب‌ عبدی‌ بصری‌ (م‌:44 ق‌)روایت‌هایی‌ در همین‌ زمینه‌ نقل‌ کرده‌ است‌.

یاقوت‌ حموی‌ نیز در معجم‌ البلدان‌، روایاتی‌ در همین‌ باب‌ آورده‌ است‌. طبری‌ نیزروایات‌ تکان‌ دهنده‌ای‌ در همین‌ زمینه‌ در کتاب‌ خود درج‌ کرده‌ است‌.

در کتاب‌ «الکامل‌ فی‌ التاریخ‌»، اثر عزالدین‌ ابوالحسن‌ علی‌، مشهور به‌ ابن‌ اثیر نیز،اشعاری‌ از سلیمان‌ بن‌ قته‌، در رثای‌ امام‌ حسین‌(ع) آمده‌ است‌.

جلال‌ الدین‌ عبدالرحمن‌ بن‌ ابوبکر بن‌ محمد بن‌ سابق‌ الدین‌ خضیری‌ سیوطی‌(849ـ911 ق‌) که‌ از بزرگ‌ترین‌ علما و فقهای‌ اهل‌ سنت‌ است‌، با سلسله‌ اسناد خود، ازعبداله‌ بن‌ عمر چنین‌ روایت‌ کرده‌ که‌: «لا بارک‌ الله‌ فی‌ یزید الطعان‌ اللعان‌ اما انه‌ بغی‌ الی‌حبیبی‌ و معیلی‌ حسین‌، اتیت‌ بتربته‌ و رأیت‌ قاتله‌، اما انه‌ لا یقتل‌ بین‌ ظهرانی‌ قوم‌ فلاینصروه‌ الا عممهم‌ الله‌ بعقاب‌.»

خجسته‌ مباد یزید بد زبان‌ ملعون‌! زیرا که‌ خبر مرگ‌ محبوب‌ و معشوق‌ من‌ حسین‌را داد. به‌ آن‌ جا رفتم‌ و قاتل‌ اش‌ را دیدم‌. زود باشد که‌ مردمی‌ که‌ او را کشته‌ یا آن‌ها که‌ او رایاری‌ نکردند، مشمول‌ عذاب‌ خداوند گردند.

ابن‌ حجر هیثمی‌ (م‌: 974 ق‌) در «صواعق‌ المحرقه‌»، روایات‌ چندی‌ را درباره‌شهادت‌ امام‌ حسین‌ آورده‌ است‌. وی‌ به‌ سلسله‌ اسناد خود، از ام‌سلمه‌ روایت‌ کرده‌: قالت‌ ام‌ّسلمه‌ فلما کانت‌ لیله‌ قتل‌ الحسین‌ سمعت‌ قائلا یقول‌:

ایها القاتلون‌ ظلما حسیناابشروا بالعذاب‌ و التذلیل‌

قد لعنتهم‌ علی‌ لسان‌ ابن‌ داوودو موسی‌ و حامل‌ الانجیل‌»

در شب‌ شهادت‌ حسین‌ شنیدم‌ گوینده‌ای‌ می‌گفت‌: ای‌ قاتلان‌ ستم‌کار حسین‌،بشارت‌ باد بر شما عذاب‌ و ذلت‌ جاوید. لعنت‌ پیامبران‌ ابن‌ داوود، موسی‌ و عیسی‌ برشماباد.

موفق‌ بن‌ احمد خوارزمی‌، در کتاب‌ مقتل‌ الحسین‌، با سلسله‌ اسناد خود، قصیده‌ای‌را از محمد بن‌ ادریس‌ امام‌ شافعی‌ نقل‌ کرده‌ است‌:

«تأوب‌ همی‌ و الفؤاد کتیب‌وارق‌ نومی‌ فالسحار غریب‌

و مما نفی‌ نومی‌ و شیب‌ لمتی‌تصاریف‌ ایام‌ لمن‌ خطوب‌

فمن‌ مبلغ‌ عنی‌ الحسین‌ رسالة‌و ان‌ کرهتها انفس‌ و قلوب‌

قتیلا بلا جرم‌ کأن‌ قمیصة‌ صبح‌ بماء الارجوان‌ خضیب‌

فلسیف‌ اعوال‌ و للرمع‌ رنة‌ و للخیل‌ من‌ بعد الصهیل‌ نجیب‌

تزلزلت‌ الدنیا لا´ل‌ محمدو رکاذت‌ لهم‌ صم‌ الجبال‌ تذوب‌

و غارت‌ نجوم‌ و اقشعرت‌ کواکب‌و هتک‌ استار و شق‌ جیوب‌

یصلی‌ علی‌ المهدی‌ من‌ آل‌ هاشم‌و یغزی‌ نبوه‌ ان‌ ذالعجیب‌

لئن‌ کان‌ ذنبی‌ حب‌ آل‌ محمدفذالک‌ ذنب‌ لست‌ عنه‌ اتوب‌

هم‌ شفعائی‌ یوم‌ حشری‌ و موقتی‌اذا کثرتنی‌ یوم‌ ذاک‌ ذنوب‌»

بازگشت‌ غم‌ من‌، باعث‌ شد قلب‌ها را حزن‌ و اندوه‌ فرابگیرد و خواب‌ را از چشم‌ من‌برباد. پس‌ خواب‌ دیگر چقدر دور است‌ و از چیزهایی‌ که‌ خواب‌ را از من‌ برده‌ و مرا پیر کرده‌،دگرگونی‌ روزگار است‌ که‌ برای‌ آن‌ها بسیار ناگوار بود. پس‌ چه‌ کسی‌ پیام‌ مرا به‌ حسین‌می‌رساند، اگرچه‌ از این‌ پیام‌، همة‌ نفس‌ها و دل‌ها کراهت‌ دارند. شهید بی‌ گناهی‌ که‌ گویاپیراهن‌ او، به‌ آب‌ سرخ‌ فام‌ رنگ‌ شده‌ باشد. پس‌ برای‌ شمشیر است‌ شیون‌ و زاری‌ و برای‌نیزه‌ است‌ صدای‌ محزون‌ و برای‌ اسبان‌ است‌ پس‌ از شیهه‌ و تاخت‌ و تاز گریه‌های‌ بلند.دنیا برای‌ آل‌ محمد خواهد لرزید، چنان‌ که‌ نزدیک‌ باشد کوه‌ها به‌ خاطر غم‌ آن‌ها آب‌ شود.ستارگان‌ بر هم‌ ریختند و منهدم‌ شدند و لباس‌ها پاره‌ و گریبان‌ها چاک‌ شد. درود برمهدی‌ از خاندان‌ هاشم‌ که‌ می‌پروراند فرزندان‌ خود را به‌ دوستی‌، اگر دوستی‌ آل‌ محمدگناه‌ باشد، پس‌ این‌ گناهی‌ است‌ که‌ من‌ هرگز از آن‌ توبه‌ نخواهم‌ کرد. آن‌ها شفیعان‌ من‌ درروز رستاخیز هستند و در روزی‌ که‌ گناهان‌ من‌ زیادند، کمک‌ کننده من‌.

شافعی‌ در مرثیه حضرت‌ امام‌ حسین‌(ع) قصیده‌ دیگری‌ دارد که‌ تنها بیتی‌ ازآن‌ باقی‌ مانده‌ است‌:

«ابکی‌ الحسین‌ و أرثی‌ حججاها      من‌ اهل‌ بیت‌ رسول‌ الله‌ مصباحا»

نصیرالدین‌ ابوالرشید قزوینی‌ رازی‌، در کتاب‌ النقض‌ خود، تألیف‌ شده‌ در حدودسال‌های‌ 556 تا 560 ه.ق‌، شمه‌ای‌ از عزاداری‌ بزرگان‌ اهل‌ سنت‌ بر حسین‌ بن‌ علی‌(ع)را تا روزگار خود نقل‌ کرده‌ است‌.

 

 

 

عاشورا و قیام‌ امام‌ حسین‌ در فرهنگ‌ کُردی‌

کُردهای‌ پیرو حضرت‌ امام‌ شافعی‌، ارادت‌ بسیار خاصی‌ به‌ خاندان‌ پیامبرمکرم‌(ص) و اهل‌ بیت‌: دارند. شعرای‌ نامی‌ کُرد اشعار زیادی‌ در نعت‌ اهل‌ بیت‌ رسول‌الله‌ دارند. در ضرب‌ المثل‌ها و ترانه‌های‌ کُردی‌ نیز مقام‌ اهل‌ بیت‌ به‌ خصوص‌ عاشورا وامام‌ حسین‌ نمود خاصی‌ دارد. در این‌ ضرب‌ المثل‌ها و ترانه‌ها، به‌ قیام‌ امام‌ حسین‌ وشخصیت‌ بسیار والای‌ امام‌ حسین‌ اشاراتی‌ رفته‌ است‌. در این‌ ضرب‌المثل‌ها و ترانه‌ها به‌جنایت‌ یزید و شمر نیز اشاره‌ شده‌ است‌.

در میان‌ کُردان‌، انواع‌ و اقسام‌ ترانه‌ها کاربرد خاصی‌ دارند. از جمله‌ ترانه تعزیه‌ یاشیون‌ که‌ در آن‌ صریحاً به‌ قیام‌ امام‌ حسین‌ پرداخته‌ شده‌ است‌.

تأثیر قیام‌ امام‌ حسین‌(ع) در ترانه‌ها و فرهنگ‌ مردم‌ کُرد به‌ خوبی‌ مشهود است‌ که‌نمودار عشق‌ و علاقة‌ قلبی‌ مردم‌ مسلمان‌ کُرد به‌ خاندان‌ نبوت‌ و رسالت‌ است‌.

با شروع‌ ماه‌ محرم‌، هرگونه‌ مجالس‌ عروسی‌ و جشن‌ و شادی‌ تا آخر ماه‌ صفر، درمنطقه‌ کردستان‌ تعطیل‌ است‌ تا ماه‌ ربیع‌ الاول‌ یا ماه‌ مولود که‌ جشن‌ میلاد پیامبر مکرم‌اسلام‌(ص) فرا رسد و جشن‌ها برپا شود.

مردم‌ کردستان‌ بر این‌ عقیده‌اند که‌ فرعون‌ و همدستان‌اش‌، در روز عاشورا به‌ امر وفرمان‌ الهی‌، در رود نیل‌ غرق‌ شدند. به‌ همین‌ خاطر، برای‌ نابودی‌ ستم‌ کاران‌، بیشتر درروز عاشورا و دهه‌ اول‌ ماه‌ محرم‌ دعا می‌کنند. از دیگر رسوم‌ متداول‌ در منطقه کردستان‌این‌ است‌ که‌ زنان‌ کُرد از اول‌ محرم‌ تا پایان‌ این‌ ماه‌، سرمه‌ای‌ به‌ چشم‌ نمی‌زنند. در شهرسنندج‌، مردم‌ در شب‌ عاشورا به‌ مقبره‌ امام‌ زادة‌ پیر عمر، از نوادگان‌ حضرت‌ امام‌ زین‌العابدین‌(ع) می‌روند و با روشن‌ کردن‌ شمع‌، تا پاسی‌ از شب‌، در آن‌ مکان‌ مقدس‌، به‌ ذکردعا و مناجات‌ مشغول‌ می‌شوند.

نذر و نوشتن‌ شکایات‌ و عرض‌ حال‌ برای‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ العباس‌ از دیگر مراسم‌مردم‌ کُرد در ماه‌ محرم‌ است‌. برخی‌ از شاعران‌ نامی‌ کُردی‌ که‌ در رثای‌ امام‌ حسین‌ شعرسروده‌اند عبارتند از:

1ـ قانع‌ مریوانی‌،2 ـ نالی‌ شهرزوری‌، 3ـ مولوی‌ تایجوزی‌ـ شعر معروف‌ زیر ازاین‌ شاعر و عارف‌ بزرگ‌ کُرد است‌:

«وزان‌ سوی‌ وطن‌ هجرت‌ نمودم        ‌خلافت‌ از علی‌ دانسته‌ بودم‌

به‌ تأثیر محمد میراکمل‌               خلافت‌ چون‌ به‌ عثمان‌ شد محول‌

دل‌ خویشان‌ ما را پر زخون‌ کرد    به‌ خویشاوند خود نعمت‌ فزون‌ کرد»

مولوی‌ کُرد در مورد شهادت‌ امام‌ حسین‌(ع) و نیز قیام‌ عاشورا، دیدگاه‌ خاصی‌ ارایه‌می‌دهد که‌ مبتنی‌ بر آیات‌ قرآن‌ است‌. مولوی‌ معتقد است‌ خداوند سبحان‌ به‌ این‌ دلیل‌نگذاشت‌ ابراهیم‌، فرزندش‌ اسماعیل‌ را قربانی‌ کند، تا او باقی‌ بماند و از سلالة‌ پاک‌ اش‌،پیامبر عظیم‌ الشأن‌ اسلام‌ حضرت‌ محمد(ص) ظهور کند و از سلاله‌ پیامبر نیزامام‌حسین‌(ع) به‌ وجود آید؛ تا قربانی‌ شدن‌ واقعی‌ که‌ همان‌ فوز عظیم‌ شهادت‌ است‌،نصیب‌ حضرت‌ امام‌ حسین‌(ع) گردد. مولوی‌ بر این‌ عقیده‌ است‌ که‌ آیه‌ شریفة‌ و (فدیناه‌بذبح‌ عظیم‌) در شأن‌ امام‌ حسین‌ است‌.

شیخ‌ عبدالقادر هموند، سید احمد نقیب‌، محوی‌، وفایی‌ و...

 

سادات‌ شافعی‌ مذهب‌ حسنی‌ و حسینی‌ کردستان‌

گذشته‌ از امام‌ زادگان‌ مدفون‌ در کردستان‌ و مناطق‌ کردنشین‌ خاورمیانه‌، که‌ غالباً ازاولاد بلافصل‌ امام‌ موسی‌ کاظم‌(ع) محسوب‌ می‌گردند، سلاله‌ای‌ از آنان‌ نیز در مناطق‌مختلف‌ کردستان‌ نسل‌ اندر نسل‌ باقی‌ مانده‌اند که‌ اینان‌ همان‌ اعلی‌ جد سادات‌ حسنی‌ وحسینی‌ در کردستان‌ به‌ شمار می‌آیند و مدفن‌ آنان‌ همواره‌ مورد احترام‌ عموم‌ مؤمنان‌ ومحبان‌ اهل‌ بیت‌ این‌ دیار بوده‌ است‌.

مشهورترین‌ خاندان‌های‌ کرد منشعب‌ از نسل‌ امام‌ حسن‌ مجتبی‌(ع) عبارتند از:

سادات‌ نهری‌ / کاکو زکریا / مردوخی‌ / .

خاندان‌های‌ سادات‌ حسینی‌ شافعی‌ مذهب‌ در کردستان‌

سادات‌ خانقاه‌ ساکن‌ در اورامان‌، از نسل‌ امام‌ زاده‌ علی‌ عریضی‌ پسر امام‌جعفرصادق‌(ع).

سادات‌ کلجی‌/ سادات‌ تکیه‌ قره‌داغ‌/ سادات‌ برزنجه‌ / شاهویی‌ / چاولکان‌ / کول‌ /دوزه‌ خدره‌ / صفاخانه‌ / پارسانیان‌ / مریوان‌ / کلاترزان‌ / تاوه‌ جوز / چوو / باوجانی‌ /چناره‌/ باینجو / هَمروله‌ / سیاسَران‌ / بَلخه‌ / پیرخضران‌ / کالوران‌ / قاراوارشیوه‌لی‌ /شالی‌ شَل‌ / جَباری‌ / کلاتی‌ و...

اشعارِ فارسی‌ شاعران‌ کُرد در مرثیة‌ امام‌ حسین‌(ع)

شیخ‌ رضا طالبانی‌، از شاعران‌ نامی‌ کُرد اهل‌ کرکوک‌ کردستان‌:

«لافت‌ از عشق‌ حسین‌ است‌ و سرت‌ برگردن‌است‌                   عشق‌ بازی‌ سر به‌ میدان‌ وفا افکندن‌ است‌

گر هواخواه‌ حسینی‌، ترک‌ سر کن‌ چون‌ حسین              ‌ شرط‌ این‌ میدان‌ به‌ خون‌ خویش‌ بازی‌ کردن‌ است‌

از حریم‌ کعبه‌ کمتر نیست‌ دشت‌ کربلا                         صد شرف‌ دارد بر آن‌ وادی‌ که‌ گویند ایمن‌ است‌

ایمن‌ و ای‌ من‌ فدای‌ خاک‌ پاکی‌ که‌ اندران‌                          نور چشم‌ مصطفی‌ و مرتضی‌ را مسکن‌ است‌

زهره زهرا نگین‌ خاتم‌ خیرالورا                                  زور و زهره‌، مرتضی‌ و حیدر خیبر کن‌ است‌

سنی‌ام‌، سنی‌، و لیکن‌ حب‌ آل‌ مصطفی‌                                    دین‌ و آیین‌ من‌ و آباء و اجداد من‌ است‌

شیعه‌ و سنی‌ ندانم‌، دوستم‌ با هرکه‌ او                            دوست‌ باشد، دشمنم‌ آن‌ را که‌ با او دشمن‌ است‌»

شعری‌ دیگر از این‌ شاعر:

«در ماتم‌ آل‌ علی‌، خون‌ هم‌ چو دریا می‌رود            تیغ‌ است‌ و بر سر می‌زند، دست‌ است‌ و بالا می‌رود

از عشق‌ آل‌ بوالحسن‌، این‌ تیغ‌ زن‌، وان‌ سینه‌ زن              ‌داد و فغان‌ مرد و زن‌، تا عرش‌ اعلی‌ می‌رود

پیراهن‌ شمع‌ خدا، یعنی‌ حسین‌ و مجتبی‌                          جان‌ها همی‌ گردد فدا، سرها به‌ یغما می‌رود

کوتاه‌ کن‌ انکار را، بدعت‌ مگو این‌ کار را              این‌ سوگ‌ آل‌ حیدر است‌، این‌ خون‌ نه‌ بی‌جا می‌رود

روی‌ زمین‌ پر همهمه‌، در دست‌ جان‌ بازان‌ قمه‌            خون‌ از بر و دوش‌ همه‌، از فرق‌ تا پای‌ می‌رود

من‌ چون‌ ننالم‌ این‌ زمان‌، زار و ضعیف‌ و ناتوان               کاین‌ برق‌ آه‌ عاشقان‌، از سنگ‌ خارا می‌رود

از ابن‌ سعد بی‌وفا، شامی‌ِ شوم‌ پرجفا                                 بر آل‌ بیت‌ مصطفی‌ چندین‌ تعدی‌ می‌رود

بغداد گردد لاله‌ گون‌، در روز عاشورا به‌ خون‌               از کاظمین‌ آن‌ سیل‌ خون‌، تا تاق‌ِ کسرا می‌رود

وز تاق‌ کسری‌ سرنگون‌، ریزد به‌ پای‌ بیستون‌                     وز بیستون‌ آید برون‌، سوی‌ بخارا می‌رود

خون‌ سیاوش‌ شد هبا، در ماتم‌ آل‌ عبا                                 تا دامن‌ روز جزا، تا جیب‌ عقبی‌ می‌رود

من‌ سنّی‌ام‌ نامم‌ رضا، کلب‌ امام‌ مرتضی                            ‌درویش‌ عبدالقادرم‌، راهم‌ به‌ مولا می‌رود.»

عبداله‌ سنندجی‌، ملقب‌ به‌ رونق‌، در سال‌ 1215 در سنندج‌ متولد شده‌ است‌:

«آه‌ از دمی‌ که‌ شاه‌ شهیدان‌ کربلا                  آمد سوی‌ مصاف‌ به‌ میدان‌ کربلا

بی‌ نور گشت‌ شمع‌ شبستان‌ احمدی                    ‌ از تندباد ظلم‌ در ایوان‌ کربلا

بوی‌ بهشت‌ و خون‌ شهیدان‌ دهد کسی               ‌ گر بو کند گلی‌ زگلستان‌ کربلا

لب‌ تشنه‌ اهل‌ بیت‌، ولی‌ زآب‌ چشمشان            ‌ سیراب‌ گشته‌ خاک‌ بیابان‌ کربلا

جز آب‌ تیغ‌ و زهر سنان‌ لقمه‌ای                 ‌ نبود از کوفیان‌ نواله‌ مهمان‌ کربلا

معمار روزگار بنای‌ الم‌ نهاد                 روزی‌ که‌ ریخت‌ طرح‌ شبستان‌ کربلا

دیوان‌ آدمی‌ لقب‌ از آتش‌ ستیز                        بر باد داده‌ خاک‌ سلیمان‌ کربلا.»

«بر اهل‌ بیت‌ دیده افلاک‌ خون‌ گریست‌     چشم‌ زمانه‌ هیچ‌ نگویم‌ که‌ چون‌ گریست‌.»

ملک‌ الکلام‌ مجدی‌ سقزی‌ در سال‌ 1268 هجری‌، در سقز دیده‌ به‌ جهان‌ گشوده‌است‌:

«ای‌ توتیای‌ دیده‌ جان‌، خاک‌ پای‌ تو                 برتر زعرش‌ بارگه‌ کبریای‌ تو

تا رستخیز، خون‌ جگر بر زمین‌ چکد         زان‌ شاخ‌ گل‌ که‌ بردمد از نینوای‌ تو

کردی‌ به‌ راه‌ دوست‌، تن‌ و جان‌ خود فدا            بادا هزار جان‌ گرامی‌ فدای‌ تو

در بحر رحمت‌ است‌ شناور، هر آن‌ کسی‌     یک‌ قطره‌ اشک‌ ریزد اندر عزای‌ تو

ذات‌ تو هست‌ معنی‌ِ قرآن‌، وز اهل‌ کین‌      چون‌ پاره‌ پاره‌ صفحه‌ قرآن‌ قبای‌ تو

می‌خواست‌ در زمانه‌ کند محشر آشکار      روز نبرد بازوی‌ معجز نمای‌ تو

عهد اَلَست‌ آمد و تسلیم‌ عرضه‌ کرد         تا جان‌ نثار دوست‌ نماید وفای‌ تو

تو تشنه‌ جان‌ سپردی‌ و آب‌ فرات‌ هم‌ بود      از تو تشنه‌تر به‌ لب‌ جان‌ فزای‌ تو

بودند بی‌ خبر که‌ بقا در ولای‌ توست‌         قومی‌ که‌ خواستند به‌ گیتی‌ فنای‌ تو

رنجی‌ که‌ قاتلان‌ تو را هست‌ روز حشر      امروز مر مراست‌ زهجر لقای‌ تو

رحمی‌ کن‌ و زلطف‌ مرا سوی‌ خویش‌ خوان‌        زان‌ پیش‌ترکه‌ جان‌ دهم‌ اندر ولای‌ تو.»

جوهری‌ سنندجی‌:

«باز این‌ چه‌شیون‌ است‌ وچه‌ زاری‌ست‌ درجهان          ‌کز دیده‌ سپهر بود جوی‌ خون‌ روان‌

باز این‌ چه‌ ماتم‌ است‌ که‌ اندر ظهور او                   در گریه‌ چشم‌ پیر و بضاله‌ دل‌ جوان‌

باز این‌ چه‌ شورش‌ است‌ و چه‌ ماتم‌ که‌ صبح‌ و شام‌      از مهر و ماه‌ اشک‌ فرو ریزد آسمان‌

باز این‌ چه‌ نوحه‌ و چه‌ فغان‌ و چه‌ ماتم‌ است‌             کز آب‌ چشم‌ چرخ‌ روان‌ رود کهکشان‌

بهر عزای‌ آل‌ رسول‌ خدا حسین‌                           شاه‌ عرب‌، امام‌ عجم‌، نور مشرقین‌

روزی‌ که‌ شد به‌ دهر چنین‌ ظلم‌ آشکار                 در حیرتم‌ که‌ چرخ‌ چرا ماند پایدار

در ماتم‌ حبیب‌ خدا، زاده‌ بتول‌                         ای‌ سینه‌ آه‌ سرکن‌ و ای‌ دیده‌ خون‌ ببار

ریزد فلک‌ زدیده انجم‌ سرشک‌ خون‌                   هر صبح‌ دم‌ زکینة‌ آن‌ قوم‌ نابکار

مهری‌ که‌ بود رونق‌ افلاک‌ دین‌ از او                شد منکسف‌ به‌ خاک‌ زبیدار روزگار

ای‌ چرخ‌ پرستیزه‌ زجور تو داد، داد               صبحت‌ چو شام‌ زینب‌ و زین‌ العباد باد

چون‌ نخل‌ قامت‌ شه‌ دین‌ بر زمین‌ فتاد                افغان‌ و گریه‌ در فلک‌ هفتمین‌ فتاد

از توسن‌ سپهر و مهر شد نگون                   ‌ آن‌ ساعتی‌ که‌ شاه‌ شهیدان‌ ززین‌ فتاد

از وحش‌ و طیر و انس‌ صدای‌ فغان‌ و آه‌          برخاست‌ از زمین‌ و به‌ عرش‌ برین‌ فتاد

ایام‌ بی‌ سکون‌ شد و افلاک‌ بی‌ قرار                چون‌ چشم‌ اهل‌ بیت‌ به‌ سلطان‌ دین‌ فتاد

مهر و مه‌ و ستاره‌ همه‌ گشت‌ غرق‌ خون‌         از ذوالجناح‌ گشت‌ چو آن‌ شاه‌ سرنگون‌

اندر عزای‌ آل‌ نبی‌ آسمان‌ گریست‌                 افلاک‌ اشک‌ ریخت‌، زمین‌ و زمان‌ گریخت‌

از شورش‌ و فغان‌ عزادار اهل‌ بیت‌              وحش‌ و طیور و ارض‌ و سما، انس‌ و جان‌ گرفت‌

دید آن‌ شهید را چو فتاده‌ به‌ خاک‌ و خون‌        جبریل‌ با معاشر کروبیان‌ گریست‌

بر اهل‌ بیت‌ این‌ ستم‌ از چرخ‌ چون‌ رسید       مهر و مه‌ و سپهر و مکین‌ و مکان‌ گریست‌

نبود دلی‌ زغم‌ که‌ نسوزد درین‌ ملال‌           چشم‌ سپهر کور و زبان‌ هلال‌ لال‌»

 

 

منابع‌:

1.Lapldvs.Iran,Atli'story of Islamic societies , cambridge , cambridge vniversity press , 1991 .

2. lewis . Bernard , The political language of Islam , chicago ,unirersity of chicago press , 1991

3. Pahon .W.M : Ah .B. Hanbal and the mihna heidelbeng . 1894

4. Goldziher : zur Gesshiteder hanbal , bewegung ZDUG . 1908 .

5. KIPPENBERG . Hans 6 . jeder Tag Ashvra , Jedes GropKerbela , Berlin, Berliner lnstitut for verglle ichende sozral forschvng/ 1980

6ـ هیثمی‌، ابن‌ حجر، الصواعق‌ المحرقه‌، طبع‌ 1307.

7ـ حسینی‌ ارموی‌، میرحلال‌الدین‌ (محدث‌)، تعلیقات‌ نقض‌، تهران‌، انتشارات‌ انجمن‌آثار ملی‌، 1358، ج‌2.

8ـ الرازی‌، فخرالدین‌ ابن‌ عبداله‌ محمدبن‌ عمره‌، مناقب‌ الامام‌ الشافعی‌، قاهره‌، 1279 ق‌.

9ـ الرازی‌، ابن‌ ابی‌ حاتم‌، آداب‌ الشافعی‌ و مناقبه‌، به‌ اهتمام‌: عبدالغنی‌ عبدالخالق‌، قاهره‌،1953م‌.

10ـ ابن‌ ندیم‌، محمد الفهرست‌، رضا تجدد، چ‌ سوم‌، تهران‌، امیرکبیر، 1366.

11ـ سرگین‌، فوآد، تاریخ‌ التراث‌ العربی‌، قم‌، کتابخانة‌ آیت‌ اله‌ مرعشی‌ نجفی‌، طبع‌ دوم‌،1412 ق‌. ج‌ 1.

12ـ ابن‌ عمرانی‌، محمد بن‌ علی‌ بن‌ محمد، الانباء فی‌ تاریخ‌ الخلفا، چاپ‌: تقی‌ بینش‌، چ‌اول‌، مشهد، دفتر نشر کتاب‌، 1363.

13ـ ابن‌ الاثیر، عزالدین‌، اسدالغابه‌ فی‌ معرفة‌ الصحابه‌، بیروت‌، دار احیاء التراث‌ العربی‌.

14ـ حسن‌، ابراهیم‌ حسن‌، تاریخ‌ سیاسی‌ اسلام‌، ابوالقاسم‌ پاینده‌، چ‌ ششم‌، تهران‌،جاویدان‌، 1366.

15ـ احمدیان‌، علامه‌ ملا عبداله‌، امام‌ شافعی‌، نشر احسان‌، تهران‌، چاپ‌ دوم‌، 1375.

16ـ باقری‌ بیدهندی‌، ناصر، خاندان‌ وحی‌ به‌ روایت‌ ام‌سلمه‌ و عایشه‌، دفتر مطبوعات‌ وانتشارات‌ کردی‌، سنندج‌، تابستان‌ 1373.

17ـ صفی‌زاده‌، دکتر صدیق‌، پارسی‌ گویان‌ کرد، تهران‌، عطایی‌، 1366.

18ـ صفی‌زاده‌، پروفسور دکتر فاروق‌، امام‌ حسین‌ و قیام‌ عاشورا از دیدگاه‌ اهل‌ سنت‌، ندیر،1380، تهران‌.

19ـ ابن‌ اثیر، الکامل‌ فی‌ التاریخ‌، بیروت‌، دار صادر الطباعة‌ و النشر، 1385 ه، 1965م‌.

20ـ طبری‌، محمد بن‌ جریر، تاریخ‌ الرسل‌ و الملوک‌، طبع‌ لیدن‌.

21ـ حموی‌ رومی‌ بغدادی‌، یاقوت‌ بن‌ عبداله‌، معجم‌ البلدان‌، تحقیق‌: فرید عبدالعزیزالجندی‌، بیروت‌، دارالکتب‌ العلمیه‌، 1410 ه، 1991 م‌، ج‌4.

22ـ خوارزمی‌، ابی‌ المؤید موفق‌ بن‌ احمد مکی‌، مقتل‌ الحسین‌، تحقیق‌: شیخ‌ محمدسماوی‌، قم‌، مکتبه‌ المفید.

23ـ مرتضا ذکایی‌ ساوجی‌، کیهان‌ فرهنگی‌، شمارة‌ 163، اردی‌ بهشت‌ 79، مقالة‌: نهضت‌عاشورا از نگاه‌ اهل‌ سنت‌.

24ـ ابن‌ طقطقی‌، تاریخ‌ فخری‌، محمدبن‌ علی‌، ترجمه‌: محمد وحید گلپایگانی‌، چ‌ سوم‌،تهران‌، انتشارات‌ علمی‌ و فرهنگی‌، 1367.

25ـ منقریوس‌ الصدفی‌، تاریخ‌ دول‌ الاسلام‌، قاهره‌، 1945.

26ـ ناصف‌، شیخ‌ علی‌، التاج‌ الجامع‌ الاصول‌ فی‌ احادیث‌ رسول‌، طبع‌ الازهر، قاهره‌،1940، دانشنامة‌ ایران‌ و اسلام‌، بنگاه‌ ترجمه‌ و نشر کتاب‌، تهران‌، 1355، ج‌ 3.

27ـ سنندجی‌، میرزا اله‌، تحفة‌ ناصری‌، امیرکبیر، تهران‌، 1366.

28ـ کلیات‌ دیوان‌ قانع‌، چاپ‌ اول‌، چاپخانة‌ دانشکدة‌ ادبیات‌ دانشگاه‌ سلیمانیه‌، 1979 م‌.

29ـ مدرس‌، علامه‌ ملاعبدالکریم‌، دیوان‌ نالی‌، چاپخانه‌ سپهر، تهران‌، 1363.

30ـ مدرس‌، علامه‌ ملاعبدالکریم‌، دیوان‌ مولوی‌، بغداد، چاپ‌ ایران‌، چاپ‌ افست‌ چهره‌تبریز، 1371.

31ـ مدرس‌، علامه‌ ملاعبدالکریم‌، کلیات‌ اشعار شیخ‌ عبدالقادر هموند، چاپخانة‌ مجمع‌علمی‌ کُردی‌، بغداد، 1980.

32ـ محمد، محمود احمد، دیوان‌ سید احمد نقیب‌، چاپ‌ اول‌، چاپ‌ ارشاد بغداد، 1985.

33ـ مدرس‌، علامه‌ ملاعبدالکریم‌، دیوان‌ محوی‌، چاپ‌ افست‌ حسام‌، بغداد، 1984.

34ـ قره‌داغی‌، محمدعلی‌، کلیات‌ دیوان‌ وفایی‌، انتشارات‌ صلاح‌ الدین‌ ایوبی‌ (ارومیه‌)،1364

 

[ سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳٩٢ ] [ ٦:۳۳ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed