ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

از سیستان  تا  تروا

  مقایسه ی حماسه ی رستم و اسفندیار با ایلیاد هومر (برگرفته از فصلنامه ی رشد  ادب فارسی شماره ی 90 )

به نام خدا

    یکی ازفرهنگ هایی که شاهنامه و بعضی حماسه ها ی آن را تحت تاثیر قرار داده ،  فرهنگ تلفیق یافته از فرهنگ ایرانی- هندی مجاور و یونانی مهاجم در زمان حکومت کوشان ها در شرق ایران چند دهه قبل ازمیلاد حضرت مسیح (ع) است. و حماسه های زال و رستم در محیط چنین فرهنگی بالیده است. طبعاَ این حماسه های ایرانی در این زمان از حماسه ایلیاد هومر، که حدود نه قرن یا بیش از آن از عمر نوشتاری آن می گذشته، تاثیرپذیرفته است و شاید شباهت -های  بین این دو حماسه از همین تاثیر و تاثر باشد. دراین مقاله بعضی شباهت ها  را بر شمرده و البته بعضی تفاوت های بین این دو حماسه  و حدود تاثیر گذاری ایلیاد بررستم و اسفندیار را بیان می کنیم.

الف- از شباهت های بین این دو حماسه می توان به مضمون تراژیک آنها اشاره کرد. هر دو حماسه با شکوه ها ، سوزها و مرگ پهلوانان به پایان می رسد . و در هردو با کشمکش های بین دو دلاور رویین تن با شاهان روبرو می شویم.

 رزم نامه رستم و اسفندیار با نارضایتی اسفندیار از بدعهدی شاه گشتاسپ و گلایه ی او نزد مادرش آغاز  می شود. این نارضایتی به حدی است که شاهزاده دو روز و دو شب به حضور پدر شرفیاب نمی شود.

طرح این دو حماسه به گونه ای پیش می رود که در نهایت دو پهلوان، با چهره هایی مثبت و محبوب ، رویاروی یکدیگر قرار می گیرند.

ب- از نکات مشترک دیگر بین این دو حماسه، قایل شدن به سرنوشت و قضا و قدر و تسلیم شدن به آن است.

پ- به لحاظ جغرافیایی نیز این دو حماسه شبیه به هم  به وقوع پیوسته اند.(( تروا جزو اتحادیه یونانی نیست و سرزمین کوچکی است در همسایگی یونان. سیستان سرزمین ایرانی کوچکی است در جوار شاهنشاهی بزرگ ایران ))

ت- از شباهت های دیگر در این دو حماسه ، شباهت پهلوانان و دلاور مردانی است که بارزترین آن را در اسفندیار و آشیل می توان  مشاهده کرد. هردو،  بزرگ ترین پهلوانان شاهنشاهی بزرگ هستند. هردو با شاه خود در کشمکش هستند. مهم تر این که  هردو رویین تن و هر دو فقط از یک عضوآسیب پذیرند. با این تفاوت که عضو آسیب پذیر اسفندیار، چشم او و از آن آشیل پاشنه ی پای اوست. علاوه بر این بر مبنای روایات، رویین تنی هردو ناشی از شسته شدن در آبی مقدس است. و همچنین مرگ هردوپیش گویی شده بود.

ث– دیگر از پهلوانان این دو حماسه که با یکدیگر وجوه شباهتی دارند رستم و هکتورند. هکتور، پهلوان تروا، مرد ملایمی است.  پهلوان بزرگی گرم و سرد روزگار چشیده است که دلش نمی خواهد چنین جنگی شروع شو د ولی بر او تحمیل می شود.و  رستم نیز دقیقا پهلوانی سرد و گرم چشیده است، متعلق به سرزمین کوچک سیستان که به نبرد با دیگران مجبور می شود.                                                                                                                                                       ج- از دیگر شخصیت های مشابه در دو حماسه ، گشتاسب ، شاه ایران و آگاممنون ، شاه یونان است.هر دو خودخواه هستند و همین خودخواهی آن ها باعث رنجش دو پهلوان رویین تن شده است.

چ-دیگر از شخصیت هایی که وجوه شباهتی با یکدیگر دارند، زال و پاریس اند. (( زال  با پاریس در حد زیادی قابل مقایسه است. پاریس جوانی است که در کودکی طرد شده است. جوان شومی است که گفته اند وجودش سبب نابودی تروا می شود. یک خرس اورا بزرگ می کند. وقتی بزرگ می شود با خدایان مربوط است. قادر است اقدامات فوق طبیعی انجام بدهد....

درمقابل ، زال در کودکی شوم شمرده میشود، طرد میشود و  سیمرغ اورا بزرگ می کند و با سیمرغ قادر به اقدامات فوق طبیعی است. همان کمکی که خدایان به پاریس می کنند و تیری به او می دهند و تیر را راهبری می کنند به پشت پای آفیلوس، در این جا سیمرغ می کند و در واقع تیر را میسازد و هدایت می کند به چشم اسفندیار))

ح- مادر این دو پهلوان نیز در بیان احساسات و نصایح خود به فرزندانشان با یکدیگر شباهت دارند.( مادر آشیل خطاب به او می گوید: تو ناگزیر عمری کوتاه داری،پس خشم خود را به مردم آخایی فرو نشان و ....و از جنگ خودداری کن ) ......

مادر اسفندیار نیز در حالیکه ((پر از آب چشم)) است، به (رنج دیده پسر) توصیه می کند:                                                

مده از پی تاج سررا به باد                                   که با تاج ، شاهی ز مادر نزاد

خ- شباهت هایی این چنین خصوصا مضمون تراژیک یونانی وار رستم و اسفندیار که مشخصه ی آن رویارویی دو چهره مثبت است، این مساله را بیان می دارد که حماسه های زال و رستم، به طور اعم و حماسه ی رستم و اسفندیار به طور اخص ، از فرهنگ یونانی تاثیر پذیرفته است.

 اما در کنار این گفته ها وجود تفاوت هایی اساسی ،این شباهت ها را درحاشیه قرار می دهد.

الف-  یکی از تفاوت های اساسی تراژدی و نیز حماسه های هومری با شاهنامه جدایی کامل این دو در اندیشه ی دینی است. نه تنها اعتقاد فردوسی به خداوند یگانه با باور چند خدایی یونانی فاصله دارد، بلکه اندیشه کهن ثنویت ایرانی نیز با نظام دینی یونان به کلی متفاوت است. این چند خدایی به طور مستقیم روح حماسی ایلیاد را تحت تاثیر قرار داده است.

ب-  دکتر زرین کوب یکی دیگر از تفاوت های این دو حماسه را اینگونه بیان می دارد:

(( ایلیاد صحنه نبرد خدایان و پهلوانان نیمه خدا می باشد. همه جا از شگفتیها آکنده است. ... اما پرتوی که ( نام خدایان) بر این صحنه افکنده ،همه ی این عجایب را از ظلمت ابهام که مایه عظمت حماسه می باشد،خارج می کند و همین نکته سر عظمت و تفوق شاهنامه را بیان می کند.))

راز برتری شاهنامه همین است که اگرچه در رستم و اسفندیار ، سیمرغ به عنوان یک موجود ماورایی در جریان قرار دارداما فقط هدایتگر رستم است، اما در ایلیاد خدایان همه کاره اند.آنها می جنگند، سرنوشت جنگ در دست آنهاست. تقریبا تمامی پهلوانان از سوی خدایان حمایت می شوند. حتی خدایان در( شرایط سخت و نزدیک به مرگ ) آنها را       می ربایند.

اما در حماسه های شاهنامه ، پهلوانان با وجود بزرگی و قدرت فوق العاده وابسته به خدایان نیستند.

پ- در رستم و اسفندیار هر چه هست سخن از مردان و پهلوانی و دلاوری های آنها ست. حتی تراژدی، به دلیل قدرت -طلبی یک پهلوان به نام اسفندیار ، پیش می آید. اما در ایلیاد آغاز درگیری ها به دلیل ربوده شدن یک زن است؛ زنی به نام هلن، که پاریس اورا ربوده است. در رستم و اسفندیار ، زنان حاضر ، مادران دلسوزی هستند که وظیفه ی آنان فقط غمخواری فرزند است. در یک طرف مادر اسفندیار است که فقط در ابتدای داستان لحظاتی کوتاه در نقش یک مادر دلسوز ظاهر می شود و دیگر هیچ. در طرف دیگر رودابه، مادر رستم،است که او نیز همین نقش را دارد.

اما در ایلیاد ، زنان و زن الهه ها گاه محوری تر از مردان و پهلوانان اند.مادر آشیل می خواهد جنگ به نفع تروایی ها باشد و این خواسته عملی میشود. و .... بنابراین همین زنانگی روح حماسی را تحت تاثیر قرار داده است. حتی همانگونه که گفته شد، بنای ایلیاد بر ربوده شدن یک زن است که تراژدی را بوجود می آورد و در بستر همین عامل پیش می رود و به انتها می رسد.اما عامل پیدایش تراژدی رستم و اسفندیار،قدرت طلبی یک مرد در یک طرف و دست به بند ندادن و غرور مردانگی و پهلوانی دیگری در طرف دیگر است و از همین جا می توان دانست که کدام یک، روح حماسی قوی تری دارند.

البته بیان این مساله که داستان رستم و اسفندیار از فرهنگ یونان تاثیر پذیرفته است به معنای پذیرش استیلای آن نیست. زیرا این فرهنگ عناصر خود را از یونان گرفته و خود نیز مطالبی را بر آن افزوده و آن را شکل داده است. و بر این اساس تفاوت ها و شباهت هایی بین این دو حماسه ی مهم دنیا بوجود آمده است.

[ شنبه ۱٤ دی ۱۳٩٢ ] [ ٧:٢٤ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed