ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

خلاصه زبان فارسی 1

 تهیه کننده: خانم صغرا زارعی از سعد آباد

فصل اول:زبان شناسی

1-درس اول←زبان

2-درس ششم←شکلهای زبان

3-درس پانزدهم←زبان شناسی چیست؟(1)

4-درس بیست وچهارم←زبان شناسی چیست؟(2)

فصل دوم:نگارش

1-درس سوم←مروری بر نگارش دوره ی راهنمایی

2-درس پنجم←ویرایش

3-درس نهم←نگارش علمی،نگارش ادبی

4-درس یازدهم←مقایسه

5-درس چهاردهم←توصیف

6-درس هفدهم←ساده نویسی

7-درس نوزدهم←خاطره نویسی

8-درس بیست و دوم←نامه نگاری (1)

9-درس بیست و پنجم←نامه نگاری(2)

فصل سوم:دستور

1-درس دوم و چهارم←جمله واجزای آن

2-درس هشتم ودهم←ویژگیهای فعل

3-درس دوازدهم وشانزدهم و هجدهم←گروه اسمی

4-درس بیستم←ضمیر

5-درس بیست وسوم←گروه قیدی

6-درس بیست وهفتم←نقش نما

فصل چهارم:املا

1-درس هفتم←چرا املا می نویسیم؟

2-درس سیزدهم←با چه خطی می نویسیم؟

3-درس بیست ویکم←چه کلمه ای اهمیت املایی دارد؟

4-درس بیست و ششم←گروه کلمه چیست؟

بیاموزیم

درسهای:اول،ششم،پانزدهم،بیست وچهارم

«زبان یک نظام است که کار اصلی آن ایجاد ارتباط بین انسانهاست.»

طبق تعریف ارکان اصلی تعریف زبان عبارتند از:

1-نظام بودن 2-ایجاد ارتباط 3-انتقال پیام 4-انسانی بودن

دراین تعریف منظور از یعنی یک مجموعه ی پیچیده وبه هم پیوسته که از اجزای کوچکتری تشکیل شده است و انسانی بودن یعنی اینکه مخصوص انسانهاست و آنها بوسیله زبان با هم ارتباط برقرارمی کنند.

گر چه استفاده از زبان آسان است ولی شناخت آن دشوار است دلیل آن پیچیدگی وگستردگی زبان و درعین حال چون ما طرز استفاده از آن را می دانیم فکر می کنیم شناخت آن نیز آسان نیز آسان است،درحالی که این طور نیست.

شکلهای متنوع زبان انسان:

زبان انسان اگر چه نظام یگانه ای است ولی شکلهای متنوعی دارد:

1- گونه2- لهجه3- گویش

گونه:شکلی از زبان که در جا و مو قعیت به خصوص بکار می رود:طرز صحبت با معلم،یا با کودک

لهجه:که در تلفظ با هم فرق می کنند.کردی،لری

گویش:علاوه بر تلفظ در انتخاب کلمات و قواعد دستوری هم تفاوت دارد.

انواع گویش عبارتند از:

1- جغرافیای2- اجتماعی 3- تاریخی 4- معیار

ویژگیهای زبان انسان:

این گوناگونی فقط در زبان انسان است نه پدیده های دیگر؛به علت ویژگیهایی که دارد:

 1)دوساختی 2)نابه جایی 3)زایایی

«علمی که به مطالعه و شناخت زبان می پردازد«زبان شناسی»نام دارد.»مقصود از کلمه «علمی»این است که مثل همه ی علوم دیگر از روش های رایج در تحقیقات استفاده می کند.

علم زبان شناسی بر دو نوع است:1) سنتی 2) جدید یا همگانی یا ساخت گرا

زبان شناسی سنتی:به منظور کتب آسمانی وایجاد ارتباط بین ملل مختلف.سابقه ی آن به چندین هزار سال قبل می رسد.

زبان شناسی جدید:مطالعه ی زبان در درجه ی اول به قصد شناختن خود آن.سابقه ی آن از آغاز قرن بیستم.

مشکلات مطالعه ی زبان به شیوه ی جدید:

1)تغییروتحول دائمی آن )وجودگونه ها،لهجه ها وگستردگی بیش ازحد آن 3)پیچیدگی و گستردگی بیش ازحد آن

برای رفع مشکل اول«تغییر و تحول دائمی»:عامل«زمان»را کنارمی گذارند واگر برای این کارصورت تاریخی کلمات که مربوط به گذشته ی زبان فارسی است بررسی می کنند زبان شناسی تاریخی نام می گیرد.

برای رفع مشکل دوم: زبان شناسان مطالعه ی خود را فقط به یکی از شکلهای گوناگون زبان محدود می کنند. اگر برای این کار یکی از این گویشها را انتخاب کنند،در آن صورت گویش شناسی می گویند.

در مورد مشکل سوم:زبان شناسان زبان را به چند بخش تقسیم می کنند و جداگانه هربخش را مورد بررسی قرار می دهند:

1)واج شناسی =>مطالعه ی صداهای زبان و قواعد ترکیب آنها به منظور ایجاد ساختهای آوایی

 2)دستور الف)صرف=>بررسی وطبقه بندی نشانه های ساده وتکواژها وچگونگی ترکیب تکواژها تا حد انواع کلمات.ب)نحو=>شیوه ترکیب انواع کلمات تا سطح گروه یا جمله.

3)معنا شناسی=>بررسی معنای انواع تکواژها،کلمه ها،گروه ها وجمله ها و روابط معنایی آنها می پردازد.

رابطه ی معنایی کلمات در حوزه معنایی:

1)ترادف=>پدر و بابا 2)تضاد=>روز و شب 3)تضمن=>پدر و والدین

درسهای:سوم،پنجم،نهم،یازدهم،چهاردهم،هفدهم،نوزدهم،بیست ودوم،بیست وپنجم و بیست وهشتم

درس سوم:

مهارتهای نگارشی:1- تبدیل گفتاربه نوشتار2- ساده نویسی وکوتاهی جملات3- توصیف4- خاطرات روزانه5-شرح حال6- تشخیص(جان بخشیدن به اشیاء)7- بازسازی وقایع ورویدادها8-انتخاب مناسب ترین واژه9-عناصرزیبایی سخن10- نامه نگاری11-خلاصه نویسی

درس پنجم:

بازبینی نوشته ها ازجهات گوناگون محتوا،بیان،صحت واعتبار،دقت ونظم،آراستگی،علایم نگارشی و...ویرایش نام دارد.وکسی که این کار را انجام می دهد« ویراستار».

انواع ویرایش:

1)فنی:آراستگی ظاهری و نظم وترتیب بخشیدن به اثر

2)تخصصی:ناظر برجنبه ی علمی یا تخصصی اثر

3)زبانی وساختاری:ناظر برجنبه های دستوری و نگارشی و املایی

یکی از جهات ویرایش،ویرایش فنی و یکی ازکارهای ویرایش فنی،رعایت علایم نگارشی است.

درس نهم:

زبان به اعتبار شیوه بیان دو گونه است:

1)علمی 2)ادبی

زبان علمی برای انتقال مستقیم مفاهیم دقیق و صریح به کار می رود؛اما زبان ادبی به آفرینش آثار ادبی اختصاص دارد. درزبان علمی چند پهلو نوشتن عیب ونقص بکار می رود؛اما درنوشته های ادبی باعث حسن وزیبایی سخن می شود.در نوشته های ادبی،نویسنده از آرایه های ادبی استفاده می کند.

زبان ادبی سعی می کند علاوه بررساندن مقصود بررفتار مخاطب اثر بگذارد واورا با خود همراه سازد.

درس یازدهم:

مقایسه یکی از راههای پروردن معانی است که معمولا بین دو امر با اعتباری تقریبا یکسان انجام ی شود.غرض از مقایسه روشن کردن معنی ومفهوم،بیان شباهتها وتفاوتهای درجات و ویژگی های دو امراست.

درس چهاردهم:

توصیف یکی از راههای پرورش مطلب است که در انواع نوشته های علمی وادبی کاربرد دارد.حواس پنج گانه وتجربه های حسی وعاطفی مواد توصیف را می سازد.

نویسنده درهریک از انواع و گونه های وصف به گنجینه های واژگان در خورومتناسبی نیازمند است. علاوه براین استفاده درست از هر گونه صفت،فعل وقید مناسب برای توصیف دیده ها و شنیده ها ضروری است.در توصیف نباید از همه ی جزئیات سخن گفت،بلکه باید تنها به آن دسته از جزئیات پرداخت که به روشن تر شدن مقصود کمک می کنند.

درس هفدهم:

ویژگیهای نوشته ساده:

1)صمیمی و نزدیک به گفتار بودن زبان نوشته2)جملات کوتاه،ساده وروان3)عدم کاربرد کلمات وعبارتهای دشوار و زاید4)قابل فهم بودن مقصود نویسنده

نکاتی که باید در ساده نویسی رعایت کنیم:

1-تمرین تبدیل گفتاربه نوشتار.هرچه زبان نوشته به زبان گفتار نزدیک شود روح و تحرک بیشتری می یابد.

2-فهم خوب مطلب وبیان فهمیده ها به زبان خودمانی.

3-استفاده از جملات کوتاه تا مفهوم زودتر وبهتررسانده شود.

4-از تکلّف کلامی وشاخ وبرگ دادن بی مورد به مطالب بپرهیزیم.

5-عدم کاربرد واژگان و عبارتهای زاید،تکیه کلامها،تکرار فعلها،اسم ها ، صفت ها و... .

6-دوری ازابهام وکلّی گویی.

7-عدم استفاده از واژگان و ساخت های دستوری کهن.

8-عدم استفاده از آرایه های ادبی در نوشته های علمی

درس نوزدهم:

عام ترین وصمیمانه ترین نوع نوشته خاطره نویسی است.برای نوشتن خاطره هیچ قید و محدودیتی نیست.خاطره نویسی سبب می شود که از مراحل وایام زندگی آثاری جاندارو روشن برجا بماند.همه چیزمی تواند موضوع خاطره باشد.در ثبت وقایع« جدول ضربی»نباید عمل کرد.یادداشت ها گاهی کوتاه گاه بلند هستند.واز نظم منطقی خاصی پیروی نمی کنند.برای نوشتن خاطره ویادداشت روزانه بهتراست رئوس مسائل هم روزانه ،یادداشت شود.

درس بیست وپنجم:

انواع نامه :

1-رسمی واداری :

الف)اداری ب)پیام های تبریک،تسلیت،دعوت،تفکرو..

2-خصوصی ودوستانه

کلیه ی مکاتباتی که بین ادارات و سازمانها رد و بدل می شود«نامه های اداری»و جزء اسناد دولتی است.

نامه های رسمی و اداری از چند قسمت تشکیل می شود:

1- سرآغاز2- تاریخ 3- موضوع نامه 4-عنوان 5- کلمات احترام آمیز6- متن نامه7- امضا

نامه های اداری موضوع،عنوان،شروع،پایان و متن قالبی و کلیشه ای است. اگر ادعا وشکایتی در نامه طرح شده،باید اسناد و مدارک لازم با نامه همراه باشد.

پیام ها نیز باید کوتاه،گویا،محترمانه و صریح باشد.

نامه های خصوصی و دوستانه:این نامه ها عاطفی تر،صمیمی تروبی تکلف تر است و حرفهای خصوصی درآن طرح شده است.

اساسی ترین ویژگیهای نامه های خصوصی:

1-تقلیدی نیستند،لحن کلام آنها صمیمی و خودمانی است.2-قالبی نبودن آنها

نامه ی خصوصی به شیوه ی دلخواه شروع و ختم می شود.حسن نامه ی خصوصی این است که همه ی عناصر آن از تصنع خالی می باشند.

درس بیست و هشتم:

خلاصه نویسی:یکی از راههای تمرین نگارش خلاصه نویسی است.

 خلاصه نویسی چندین فایده دارد:

1-با خلاصه کردن کردن خوانده ها نتیجه ی تمامی مطالعات خود را در حجمی اندک حفظ می کنیم.تا در صورت لزوم از آن استفاده کنیم.

2-میزان دقت و تمرکز ما برای درک و دریافت مطالعات بیشتر می شود.

3-دست ما را برای نگارش باز و توانا می کند.

پیشنهادهایی برای خلاصه نویسی:

1- متنی که باید خلاصه شود باید به دقت خوانده شود.

2-میزان و روش خلاصه نویسی قبلا تعیین شود.

3-مفاهیم و نکات مهم مطلب مشخص شود.

4-به محتوای اصلی و مفاهیم کلیدی نه چیزی اضافه،نه چیزی کم می شود.

5-نکات اضافی و غیر مهم و تکراری حذف شود.

6-بندها و علایم نگارشی به درستی رعایت شود و مشخصات نوشته ای که خلاصه کرده ایم،با دقت بنویسم.

درسهای:دوم وچهارم،هشتم ودهم،دوازدهم وشانزدهم وهجدهم،بیستم،بیست وسوم،بیست وهفتم.

جمله:

1-نهاد=>صاحب خبر2-گزاره=>خبر

=>هسته گزاره فعل ونشانه ی فعل شناسه است.

به شناسه نهاد پیوسته می گویند.

شناسه ی فعل درشمار(=مفرد و جمع)بانهاد مطابقت دارد.

نشانه ی نهاد،مطابقت آن با شناسه است.

گاهی گزاره فقط از فعل تشکیل می شود مانند:

علی   آمد.

نهاد  گزاره

و گاهی نیز علاوه بر فعل یک یا چند چیز دیگر ممکن است داشته باشد:

-مشرکان بتها را می پرستیدند.

          مفعول

-ایران سرزمین دلیران است.

          مسند جمله

-علی با دشمن می جنگد.

     متمم جمله

-علی  کتاب را   از کتاب فروشی   خرید.

   مفعول جمله     متمم جمله

ویژگیهای فعل:

1-شخص=>هر فعل شش شخص دارد3تا مفرد،3تا جمع مانند:می شنوَم ،می شنوی،می شنوَد،می شنویم،می شنوید،می شنوَد

2-زمان:

الف)ماضی=>بن ماضی =مصدر بدون—َ ن پایانی←دیدن=>دید

ب)مضارع=>بن مضارع=مصدر بدون«ب»آغازی»←ببین=>بین پ)آینده

 

3-گذر4-معلوم و مجهول 5-وجه

صفت مفعولی=>بن ماضی+ه/ﮫ=>شناخته،دیده

انواع ماضی:

1)ماضی ساده=>بن ماضی+شناسه ها=>رفتم،رفتی،رفت،رفتیم،رفتید،رفتند.

2)ماضی استمراری=>می+ماضی ساده=>می رفتم،می رفتی،می رفت،می رفتیم،می رفتید،می رفتند.

3)ماضی بعید=>صفت مفعولی+بودم،بودی و...=>رفته بودم،رفته بودی،رفته بود،رفته بودیم،رفته بودید،رفته بودند.

4)ماضی التزامی=>صفت مفعولی+باشم،باشی و...=>رفته باشم،رفته باشی،رفته باشد،رفته باشیم،رفته باشید،رفته باشند.

5)ماضی نقلی=>صفت مفعولی+ام،ای و...=>رفته ام،رفته ای،رفته است،رفته ایم،رفته اید،رفته اند.

انواع مضارع:

1)اخباری=>می+بن مضارع+شناسه ها=>می روم،می روی،می رود،می رویم،می روید،می روند.

آینده=>خواهم،خواهی و...+بن ماضی=>خواهم رفت،خواهی رفت،خواهد رفت،خواهیم رفت،خواهید رفت،خواهند رفت.

فعل از نظرویژگی گذر:

1-ناگذر=>فقط به نهاد نیاز دارند:کودک دوید،گنجشک پرید

2-گذرا=>

الف)به مفعول←علی کتاب را خواند.

ب)به مسند←قصه های مثنوی گوناگون است.

پ)به متمم←احمد از دوستش رنجید.

اگربه بن مضارع برخی افعال«ان»بیفزاییم،فعل گذرا بدست می آید=>دوید=>دواند یا دوانید.

«گروه اسمی»

اسم:کلمه ای که در ساختار جمله قرار می گیرد انواع نقش ها را می تواند بپذیرد.

راههای شناخت اسم:

الف)می توان آن را جمع بست.

ب)می توان به دنبال آن «ی»نکره آورد.

پ)می توان واژه های «این وآن»را قبل از آن به کار برد.

ت)می توان آن را به عنوان«نهاد،مفعول،متمم و...»به کار برد.

ویژگیهای اسم:

الف)شمار

 ب)معرفه(شناس)، نکره(ناشناس)، اسم جنس  

پ)عام وخاص

ت)ساخت

اسم از لحاظ شمار:

الف)مفرد←هیچ نشانه ای ندارد:درخت،گل،قلم

ب)جمع←یکی از نشانه های جمع را دارد:

علامت جمع در فارسی:

1)«ها،ان»

علامت جمع عربی دخیل در فارسی:

2)ات3)ین،ون4)جمع مکسر

 

معرفه یا شناس:مهم ترین نشانه ی آن درمفعول«را»است.=>کتاب(معرفه) را خریدم.

نکره یا ناشناس:نشانه ی آن «ی» و«ی را»پس از اسم است.=>کتابی (نکره)خریدم.

جنس:نه معرفه،نه نکره است.=>کتاب(جنس)خریدم.

 

عام:بر همه ی افراد طبقه دلالت می کند←درخت،گل ؛علامت جمع می پذیرد، ی نکره می پذیرد.

خاص:جمع بسته نمی شود،«ی»نکره نمی گیرد و برفرد یا چیز خاصی دلالت دارد←محمد.

اسم از لحاظ ساخت

 1)ساده←فقط یک جزء دارد:آتش

2)مرکب←از دو یا چند جزء مستقل تشکیل شده است:رود خانه،سفیدرود

3)مشتق←حداقل یک جزء آن مستقل نیست،پسوند یا پیشوند است:گلدان،باهوش

گروه اسمی:

الف)هسته=>وجود هسته اجباری،هسته هرگروه اسمی،«اسم»است و می تواند پیش یا پس از خود وابسته هایی بگیرد.

ب)وابسته=>وجود وابسته اختیاری است،برای توضیح برخی ویژگیهای هسته ی گروه اسمی می آید.

 

انواع وابسته:

الف)پیشین:

1) صفت اشاره:این گل،آن گل

2)صفت پرسشی:کدام کتاب؟،چند،چه

3)صفت تعجبی:عجب هوایی!،چه هوایی!

4)صفت شمارشی:

الف)اعداد اصلی←یک تا بی نهایت←دو کتاب.

 ب) صفت شمارشی ترتیبی 1: اعداد اصلی+—ۥمینسومین کتاب

5)صفت عالیبهترین دانش آموز

6)صفت مبهم←هر شاعری،همه،هیچ

 

ب)وابسته های پسین:

1)«ی»نکره:مردی

2)نشانه های جمع:مردها،زنان

3)صفت شمارشی ترتیبی 2(اعداد اصلی+—ۥم)؛سوم،چهارم،مانند:کلاس سوم

4)مضافٌ الیه:کتابِ من

5)صفت بیانی:آسمانٍ آبی

فرمول گروههای اسمی=>وابسته های پیشین+هسته+وابسته های پسین

وابسته های پیشین قبل ازهسته و وابسته های پسین بعد ازهسته قرار می گیرند.

ضمیر

به جای اسم یا گروه اسمی می نشیند واز تکرار آن جلوگیری می کند.گروه اسمی که ضمیربه جای آن می نشیند مرجع ضمیر نام دارد.

«مریم(مرجع ضمیر)همراه با مادرش(—َش ضمیر) به بازار رفت.»

انواع ضمیر:

1)شخصی←جانشین اسم می شودوشش تاست.

بردوگونه:

الف)جدا← من،تو،او،ما،شما،ایشان

ب)پیوسته←—َم،—َت،—َش،—ِمان،—ِتان،—ِشان

2)مشترک←برای هر شخص با لفظ مشترک به کار می رود←خود،خویش،خویشتن

3)اشاره: واژه های این وآن،جانشین اسم و جع بسته می شود.آنان،آنها،اینان،اینها

4)پرسشی:جانشین اسم می شود و برای پرسش به کار می رود←کدام را می خواهید؟

 

«گروه قیدی»

ساده ترین راه شناخت قید حذف آن از جمله است:دیروز،آنجا بازعلی را دیدیم=>علی را دیدیم.

اقسام قید:

الف)نشانه دار:

1- کلمات تنوین دارعربی:اصلا˝،جدا˝

2-پیشوند+اسم:به دقت،به سختی

3-متمم های قیدی:تاشهر،از امروز،با او

 

ب)بی نشانه:

1-قیدهای مختص:هنوز،البته

2-اسم های زمان و مکان مشترک با قید:صبح،شب

3-صفت های مشترک با قید:خوب،زیاد،آهسته

 

«نقش نما»نقش کلمه را در جمله مشخص می کند.

انواع نقش نما:

1- را←پس واژه ی مفعولی است:نفس را در سینه حبس کرد.

2-نقش نمای اضافه←کلمه ی بعد ازآن مضاف الیه یاصفت است؛پرپرنده(مضاف الیه)،کلاس خوب (صفت)

3-حرف اضافه←نشانه ی متمم است:موضوع را ازدوستم پرسیدم.

4- حرف ربط(پیوند):

الف)وابسته ساز=>که،تا،چون،زیرا و... . سریع رفتم چون عجله داشتم.

ب)همپایه ساز: و،اما،ولی،یا. هوا سرد بود وبرف می بارید.

 

5-نشانه ی ندا؛منادا می سازد=>ای،یا،آی و«ا»درانتهای بعضی کلمات:خدایا،ای خدا

درسهای:هفتم،سیزدهم،بیست ویکم،بیست وششم

«درس هفتم»:

«تقریر»به معنای بیان کردن است واملای تقریری آن است که معلم متن املا را به تدریج قرائت کند تا دانش آموز آن را بنویسد.

فواید املای تقریری عبارتند از:

1- کسب مهارت گوش دادن 2-آشنایی با تلفظ صحیح کلمه و جمله ها3-تقویت دقت و حافظه 4-درک بهترشنیده ها5-تبدیل گفتاربه نوشتار6-درست،زیبا و خوانا نوشتن شنیده ها

«درس سیزدهم»:

«تحریر»درلغت به معنی نوشتن است.خط تحریری در اصطلاح،خط نوشتن با دست است.این خط هر چند به «خط نستعلیق ریز»نزدیک است اما از لوازم مهارت نوشتن به شمار می رود و نباید صرفا خط هنری و خوش نویسی تلقی شود.

«درس بیست ویکم»:

در فارسی کلمه ای اهمیت املایی دارد که اولا عربی رایج در فارسی باشد؛ثانیا چند شکل مکتوب داشته باشد و باید شکل صحیح آن را انتخاب کرد. بین «صدا»و«حرف»کلمات غیرعربی غالبا تطابق یک به یک وجود دارد. بنابراین در املای آنها مشکل چند شکل نویسی نداریم.

«درس بیست وششم»:

- ترکیب هایی که نه کلمه اند نه جمله،«گروه کلمه»نامیده می شوند.

گروه کلمه یا گروه واژه معمولا یا مضاف و مضاف الیه هستند یا موصوف و صفت یا مترادف یا متضاد و... .

 

- گروه کلمه ها برای املای تقریری جنبه ی تکمیلی و ترمیمی دارند.به کمک گروه کلمه،متن های ساده ی املا برای ارزش یابی،تعدیل و متناسب می گردد.

- شاخصه ی گروه کلمه های املا این است که گویا و واضح باشند و به پرسش های مقدر ما پاسخ دهند.

«بیاموزیم»

- حرف همزه(ء)وقتی حرکت می گیرد که کلمه ی مختوم به آن به واژه ی دیگر اضافه شود،یعنی مضاف یا موصوف باشد:جزءاول

- هر گاه بخواهیم جمله های دعایی عربی را در فارسی به کار ببریم،باید آن ها را به طور کامل نقل کنیم.مانند:«رضی الله عنه»

- هرگاه واژه ای به «صامت»ختم شود،درحالت اضافه فقط نقش نما یا کسره ی اضافه می گیرد و اگر به مصوت های«آ،او»ختم شود،علاوه برآن به«ی»میانجی هم نیازمند است که کار تلفظ را ساده تر می کند.

- کلمات«علیه و له»عربی هستند.به کار بردن آنها همراه با «بر»نادرست و حشو است.

- همزه(ء)یکی از سی وسه حرف الفباست و هرچند به«ی»میانجی کوچک(ء)شباهت دارد اما مستقل از آن است.بهتر است در نوشتاربه جای «ی»میانجی کوچک،شکل بزرگ آن را به کار ببریم.

- از نشانه های خطی در مواردی استفاده می کنیم که رعایت نکردن آنها موجب ابهام وبد فهمی می شود.

 

 

[ جمعه ٢٧ دی ۱۳٩٢ ] [ ٢:۱٤ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed