ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

  تک‌واژ

عبدالحمید آخوندی

ساخت سلسله مراتبی زبان را روی محور هم‌نشینی به ترتیب از واحد‌های بزرگ‌تر به کوچک‌تر می‌توان چنین نوشت: جمله‌ی مستقل- جمله- گروه- واژه- تک‌واژ (- هجا) – واج

عبارتِ «خواندن چند صفحه از این کتاب‌ها چشم را خسته و ذهن را آشفته می‌کند» یک جمله‌ی مستقل است. «خواندنِ چند صفحه» یک گروه است. «خواندن» و «آشفته» هر کدام یک واژه هستند.

جمله‌ی فوق شامل بیست و یک یا بیست و دو تک‌واژ یا واژک است؛ بسته به این‌که «خسته» را یک یا دو تک‌واژ به حساب آوریم :

خوان + د + َ ن+ -ِ + چند + صفحه+ از + این+ کتاب+ ها+ چشم+ را+ خست+ ه + و+ ذهن+ را+ آشفت+ (ه)-ِ + می+کن+ َد

«خواندن» شامل دو هجا است. «خسته می‌کند» پنج هجا و «صفحه» هم دو هجا دارد.

«کتاب» یک تک‌واژ است و پنج واج دارد: /Ketab/، /ک/، /-ِ/ ، /ت/، /ا/، /ب/. در این‌جا ما موضوع بحث خود را به «تک‌واژ» یا واژک محدود می‌کنیم و سعی می‌کنیم درباره‌ی تک‌واژ و شناخت طبقه‌بندی آن مطالبی به اجمال و به زبانی ساده‌تر بیان کنیم.

سطوح مختلف تحلیل زبانی عبارتند از: آواشناسی، ساخت واژه، نحو و معناشناسی.

شناسایی، تجزیه و توصیف تک‌واژها و نیز مطالعه‌ی فرایند واژه‌سازی در حیطه‌ی ساخت واژه (صرف) قرار دارد که ترجمه‌ی واژه‌ی morphology می‌باشد.

تک‌واژ (morpheme) «کوچک‌ترین واحد زبان است که دارای معنی یا نقش دستوری است.» برای تشخیص تک‌‌واژها به معنی مستقل و یا نقش دستوری ویژه‌اش در زبان باید توجه کنیم نه به طول هجاها و یا تعداد آن‌ها و یا تعداد واج‌های یک واژه؛ زیرا- همان‌طور که گفتیم- در سلسله مراتبی زبان تک‌واژ بعد از واژه و قبل از واج (و هجا) قرار می‌گیرد.

واج‌ها – که خود کوچک‌ترین واحد مفارق معنی در زبان هستند و تعدادشان در هر زبانی محدود و قابل شمارش است- خود سازنده‌ی واحدهای بزرگ‌تری به نام تک‌واژ هستند؛ اما در زبان فارسی تک‌واژهایی نیز دیده می‌شوند که از یک واج ساخته شده‌اند؛ مثل نقش‌نمای اضافه (-ِ = e) و نیز پس‌وند ه = e در واژه‌ی چشمه (چشم+ه). در زبان فارسی تک‌واژهایی که از یک هجا ساخته شده‌اند، کم نیستند؛ مثل آب، گل، در و ....

اما تک‌واژهایی هستند که بیش از یک هجا دارند؛ تک‌واژ دوهجایی مثلِ زبان، سه هجایی مثل انقلاب و حداکثر هجاهای یک تک‌واژ چهار هجا است؛ مثل شنبلیله و یا واژه‌ی دخیلی مثل تلویزیون.

بنابراین تعداد هجا و واج‌ها ملاک تشخیص تک‌واژ نیستند. واحد بزرگ‌تر از تک‌واژ واژه است که خود از یک یا چند تک‌واژ تشکیل می‌شود؛ برای مثال «کتاب» یک واژه و یک تک‌واژ است؛ اما «تک‌واژ الزاماً یک واژه نیست؛ یعنی برخی از واژه‌ها بیش از یک تک‌واژ دارند» مثلاً واژه‌ی دانش از دو تک‌واژ ساخته شده است.

همان‌طور که در کتاب زبان فارسی 1 و 2 سال اول دبیرستان خواندیم، یکی از ویژگی‌های زبان انسان ویژگی دو ساختی بودن یا تجزیه‌ی دوگانه (Double articulation) آن است؛ بدین معنی که یک عبارت را دو بار می‌توان تجزیه و تقطیع کرد؛ یک بار به اجزایی بزرگ‌تر- که نشانه‌های معنی‌دار زبان هستند- و بار دوم به اجزایی کوچک‌تر که نشانه‌های بی‌معنی می‌باشند ولی ممیّز معنی هستند. واحدهای به‌دست آمده از تجزیه‌ی اول را تک‌واژ و واحدهای به‌دست آمده از تجزیه‌ی دوم را واج می‌گویند؛ مثلاً عبارت «من می‌خندم» در تجزیه‌ی اول به چهار تک‌واژ قابل تقسیم است: من+ می+ خند+ َم

ولی همین عبارت در تجزیه‌ی دوم به یازده واج تقسیم می‌شود:

م + -َ + ن+ م+ ی+ خ+ -َ + ن+ د + -َ + م

بنابراین با توجه به آن‌چه گفتیم، می‌توان چنین نوشت که: تک‌واژ کوچک‌ترین واحد معنی‌دار زبان است که از تجزیه ی نخست حاصل می‌شود.

                               قاموسی

                   آزاد

                                نقش‌نما

تک‌واژ

                               تصریفی

                وابسته

                               اشتقاقی

تک‌واژهای آزاد یا مستقل : بعضی از تک‌واژها معنی مستقل و واژگانی دارند و یا می‌توانند به عنوان یک عنصر مجزا در جمله وقوع بیابند و به کلمه‌های هم‌راه خود نچسبند؛ این‌گونه تک‌واژها را تک‌واژهای آزاد و مستقل می‌نامند و خود بر دو نوع می‌توانند تقسیم بشوند:

الف) تک‌واژهای قاموسی : این نوع تک‌واژها خود یک واژه‌ی مستقل و معنی‌دار هستند؛ مانند : اسم‌ها، صفت‌ها، فعل‌ها که معمولاً در فرهنگ لغات تنظیم و معنی شده‌اند.

ب) تک‌واژ‌های نقش‌دار یا نقش‌نما که دارای نقش دستوری‌اند و به عنوان یک عنصر به‌طور مجزا در داخل جمله وقوع می‌یابند و بر خلاف وندها به کلمه جوش نمی‌خورند؛ مثل پیوندها و حروف اضافه.

تک‌واژ های وابسته یا مقیّد : واژه‌هایی که هرگز به تنهایی و مستقلاً به کار نمی‌روند و همیشه در ترکیب با تک‌واژ‌های مستقل ظاهر می‌شوند. این تک‌واژ‌ها بر دو نوع‌اند :

الف) تک‌واژ‌های تصریفی (صرفی) : این تک‌واژها برای ساختن کلمات جدید به کار برده نمی‌شوند؛ بلکه بیشتر برای نشان دادن این‌که آیا واژه‌ی مورد‌نظر جمع است یا مفرد؟ شناس است یا ناشناس و نیز آیا صفت برتر است یا عالی؟ و کلاً برای آماده کردن کلمه به منظور قرار گرفتن در جمله به کار می‌روند؛ مانند : تر- ترین – ها و ان جمع – ی نکره (ناشناس)- شناسه‌ها – می- ب در اول فعل و ....

ب) تک‌واژ‌های اشتقاقی : برای ساختن واژه‌های تازه و رفع کمبود‌های واژگانی به کار می‌روند و در بعضی زبان‌ها تعداد آن‌ها بیشتر از تک‌واژ‌های تصریفی است؛ مثلاً «دان» بن مضارع است، افزودن تک‌واژ  اشتقاقی –ِ ش آن را به دانش – که اسم است- تبدیل می‌کند.

مند، ی حاصل مصدر، -َ نده و ... از تک‌واژ های استقاقی هستند.

تک‌واژ‌های نقش‌نما و تک‌واژ های مقیّد را «تک‌واژ های دستوری» (Grammatical morpheme) می‌نامند و آن را چنین تعریف می‌کنند : «تک‌واژ‌هایی که به گروه‌های محدود و بسته‌ی زبان تعلق دارند؛ چون با وجود داشتن معنی و مفهومی به تنهایی به کار نمی‌روند و اغلب ایفا کننده‌ی نقش‌های دستوری می‌باشند، اصطلاحاً به نام تک‌واژ های دستوری خوانده می‌شوند.»

                                 قاموسی

                   آزاد

                                نقش‌نما دستوری

تک‌واژ                                         

                                       تصریفی

                 وابسته

                                       اشتقاقی

مباحث مربوط به تک‌واژ به این مختصر- که گفته شد- محدود نمی‌شود و در کتاب‌های زبان‌شناسی این واحد زبانی به‌طور مفصل بحث و مطرح شده است. در پایان به دو نوع تک‌واژ اشاره می‌شود که از کتاب مبانی زبان‌شناسی دکتر ابوالحسن نجفی برداشت شده است.

1. تک‌واژ‌اختیاری‌:‌«او خانه‌ای‌را خرید.»‌در این جمله او (نهاد اختیاری) و را (نقش‌نمای مفعول) تک‌واژ‌های اختیاری هستند.

2. تک‌واژ گسسته : «چه نامه‌ای رسید!» در این‌جا چه ... ای /ce…i/ را نباید دو تک‌واژ دانست؛ بلکه یک تک‌واژ است که میان اجزای آن فاصله افتاده است. 

 

 

[ یکشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۱:٢٧ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed