ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

زبان فارسی - راههای تشخیص فعل ساده و مرکب

مقدمه

یکی از موضوعات مهم کتاب زبان فارسی تشخیص فعل ساده و مرکب است.

متاسفانه با وجود روش های تشخیصی در کتاب باز هم دانش آموزان در شناسایی این گونه افعال با مشکل مواجه هستند. در این بروشور سعی شده است که روش های تشخیصی دیگری غیر از روش های ارائه شود . امید است مفید واقع گردد.

1- افعال ساده

افعالی هستند که بن مضارع آنها یک تکواژ باشد. با احتساب این تعریف تمام فعل های ماضی ، مضارع و آینده نیز در این گروه قرار دارند.

2-  فعال مرکب

افعالی که متشکل از دو لفظ هستند و دارای یک مفهوم می باشند.

راههای تشخیص

1- جانشین سازی

یعنی بتوانیم به جای جز غیر صرفی نمونه های دیگر بیاوریم.

مثال : او مرا خسته کرد.

که می توان به جای « خسته » از واژه های  دیگری  نظیر ( بیچاره ، خفه ، ناتوان، مقروض و ...) استفاده کرد.

اگر آوردن این نمونه ها جمله را بی معنا نسازد پس فعل ساده است . زیرا اگر فعل مرکب بود جزء پیشین قابل تغییر نبود.

مثال : حادثه ی تلخی روی داد.

که به جای « روی » هیچ واژه ی دیگری نمی توان قرار داد که معنای جمله را حفظ کند . جز در یک مورد که آن هم واژه ی « رخ» است و این واژه با « روی » در این جمله کاربرد یکسان دارد. پس فعل ما مرکب است.

2-  توجه به معیار آوایی:

اگر بتوانیم پس از جزء پیشین فعل مکث یا درنگ کنیم حتماً فعل ساده خواهد بود. برای اینکه بدانیم مکث یا درنگ چگونه در تشخیص ساده یا مرکب بودن فعل دخالت دارد از یک شیوه ی ساده علمی استفاده می کنیم. یعنی استفاده از نقش تبعی « تکرار»

مرا بیچاره کرد بیچاره ( کرد : فعل ساده)

همه چیز را خراب کردم خراب ( کردم : فعل ساده )

اگر  فعل مرکب بود نمی توانستیم قسمتی از آن را بعد از فعل تکرار کنیم. اصولاً در نقش تبعی ، مسندی که بعد از فعل تکرار می شود به جمله پایان می دهد و بعد از آن باید کاملاً درنگ نمود و ساکت شد اما در فعل مرکب این کار ممکن نیست.

مثال : حادثه بدی روی داد روی ( نادرست)

او مرا درک نمی کند درک ( درک نمی کند . مرکب)

3-  منفی ساختن فعل و افزودن «هیچ»و «ی»

اگر در مورد فعل ساده و مرکب باز هم تردید داشتیم :

باز هم آن را منفی کنیم و پس از پایه « هیچ» و « ی» بیفزاییم ، اگر جمله معنا داشت ، فعل حتماً ساده است در غیر اینصورت مرکب خواهد بود.

مثال : احمد برای پیروزی خود تلاش کرد.

احمد برای پیروزی خود هیچ تلاشی نکرد.

مبعد از تلاش وابسته « ی» آمده است و جمله هم معنای کاملاً درست و رایجی دارد.

درباره ی جمله ی : من درس را یاد گرفتم. نمی توانیم بگوییم « من درس را هیچ یاد نگرفتم»

پس فعل « یاد گرفتم » فعلی مرکب است.

4- هم معنایی با « گرداند»

اگر بتوانیم فعل جمله را با « گرداند» عوض کنیم به طوری که معنای جمله تغییر نکند ، فعل حتماً ساده و جزء پیشین آن « مسند» است.

مثال : 1- شاعر ، مجلس را گرم نمود.( گرداند)

-2 طوفان ، خانه ها را خراب کرد. ( گرداند)

5- مفعول پذیری

اگر در جمله ای مفعول همراه با نشانه ی خود بیاید، فعل دارای جزء اسمی حتماً مرکب است.

احمد این کتاب را مطالعه کرد.

دزد پول ها را سرقت کرد.

او سیب را گاز زد .

اما در این گونه جمله ها ، فعل دارای جزء صفتی ساده و جزء چیش از فعل « مسند» است . مانند:

احمد این کتاب را آراسته کرد.

مکانیک اتومبیل را تندرو کرد.

[ شنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ٧:۱٢ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed