ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

ادبیات فارسی  - ادبیات فارسی سال چهارم رشته علوم انسانی (1)

قافیه و عروض – نقد ادبی

بخش اول

قافیه

شعر، وزن، قافیه

قواعد قافیه (ب)

حرف، هجا، وزن

بخش دوم                                                                                                      عروض (وزن شعر)                                                                                           تقطیع به ارکان

چگونگی تقطیع شعر به ارکان

اختیارات وزنی

طبقه بندی اوزان

نکاتی دیگر درباره وزن شعر فارسی

گونه های وزن شعر فارسی

بخش سوم

نقد ادبی

تعاریف و انواع نقد (1)

تعاریف و انواع نقد (2)

تحلیل آثار مهم نظم و نثر فارسی الف – نظم (1)

تحلیل آثار مهم نظم و نثر فارسی الف – نظم (2)

تحلیل آثار مهم نظم و نثر فارسی ب – نثر

قافیه و عروض – نقد ادبی

دوره پیش دانشگاهی رشته علوم انسانی

بخش اول

قافیه

درس اول:

شعر، وزن، قافیه

شعر:

اکثر صاحب نظران، شعر را سخنی موزون و قافیه دار گفته اند. اصولاً شعر همیشه موزون بوده و تنها در سده اخیر، اشعار بی وزن هم گفته شده است.

 غرض از خیال انگیز بودن شعر چیست؟ اگر بگویید «خورشید طلوع کرد.» تنها خبری از طلوع خورشید داده اید؛ اما اگر بگویید «گل خورشید شکفت» علاوه بر دادن خبر، سخن شما خیال انگیز و موزون و زیباست. خیال انگیز است چون شما پیوند نهانی زیبایی میان خورشید و گل را یافته و خورشید را به گل تشبیه کرده اید و موزون نیز هست زیرا بخش (هجاهای) آن با نظمی کنار هم نشسته اند.

وزن:

وزن به شعر، زیبایی سحرانگیزی می بخشد و آن را شورانگیز می سازد. مثلاً شعر:

دانه چو طفلی است در آغوش خاک               روز و شب این طفل به نشر و نماست

 اگر به صورت بی وزن درآید زیبایی و شورانگیزی اش را از دست می دهد:

دانه چو طفلی در آغوش خاک است             این طفل روز و شب به نشر و نماست

قافیه:

قافیه به زیبایی و خوش آهنگی شعر می افزاید و گوش را نوازش می دهد مثلاً:

فتنه ام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر     قامت است آن یا قیامت، عنبر است آن یا عبیر 

 

 حرف:

واژه از واحدهای کوچکتری به نام حرف درست می شود. در قافیه و وزن شعر صورت ملفوظ حرف (واج) مورد نظر است نه شکل مکتوب مثلاً:

واژه نامه به صورت نام تلفظ می شود و چهار حرف دارد ( نر، ا ، م ،  ِ ).

 حروف ملفوظ بر دو گونه اند:

1- مصوت

2- صامت

مصوت:

زبان فارسی دارای سه مصوت کوتاه َ  ِ   ُ  ْ و سه مصوت بلند ا  و  ی است.

 صامت:

زبان فارسی دارای 23 صامت است:

ئد(=ع)، ب، پ، ت (=ط)، ج، چ، خ، د، ر، ز، (= ذ، ظ، ض)، ژ، س (= ث، ص)، ش، غ (= ق)، ف، ک، گ، ل، م، ن، و، هر(= ح)، ی.

 ردیف:

کلمه یا کلماتی که بعد از واژه های قافیه، عیناً تکرار می شود.

 واژه های قافیه:

واژه هایی است که حروف قافیه در آخر آنها مشترک باشد.

 حروف قافیه:

حرف یا حروف مشترک که در آخر واژه های قافیه می آید. مثال:

به نام خداوند جان و آفرین              حکیم سخن در زبان آفرین

 آفرین ردیف است و جان، زبان واژه های قافیه و ان حروف قافیه است.

قواعد قافیه (الف)

  قافیه شعر فارسی تابع دو قاعده است:

1. هر یک از مصوت های ا، و به تنهایی اساس قافیه قرار می گیرند. مثلاً:

ای چشم تو دل فریب و جادو             در چشم تو خیره چشم آهو  

مصوت (و) حرف قافیه است.

 2. هر مصوت با یک یا دو صامت بعدش قافیه قرار می گیرد: مصوت + صامت (+ صامت).

مثلاً: کسی دانه نیک مردی نکاشت        کزو خرمن کام دل برنداشت 

اشت (مصوت + صامت + صامت) حروف قافیه است.

  خودآزمایی درس اول

1. در کدام مورد «و»، «ی» صامت به شمار می آید؟ آهو، وقت، بود، کوه، نیست، فارسی، یاد، ناورد.     

پاسخ: وقت، یاد

2. عبارت زیر را با نوشتن اعداد مناسب تکمیل کنید؟ زبان فارسی دارای ....... مصوت کوتاه و ...... مصوت بلند و ...... صامت است.  

پاسخ: 3، 3، 23

 3. هریک از کلمات زیر چند واج دارد؟ خواستن، ژنده، سلسله، محو.     

پاسخ:

خواستن = خ / ا / س/ ت / َ / ن ( 6 واج )

ژنده = ژ / ِ / ن / د / ِ  ( 5 واج)

سلسله = س / ِ / ل / س / ِ / ل / ِ ( 7 واج )

محو = م / َ / ح / و   ( 4 واج )

ادبیات فارسی (1)

 قافیه و عروض – نقد ادبی

دوره پیش دانشگاهی رشته علوم انسانی

  بخش اول

قافیه

 درس دوم:

قواعد قافیه (ب)

در درس نخست دیدیم که قافیه شعر فارسی تابع دو قاعده است. این دو قاعده کلی استثناهایی دارند که آنها را می توان در هفت مورد طبقه بندی کرد:

 1. حروف الحاقی جزو حروف مشترک قافیه اند و رعایت آنها لازم است.  

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران          کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران 

ار + ان حروف قافیه است: ار = حروف اصلی ( قاعده 2) ان = حروف الحاقی.

2. واژه های مختوم به مصوتهای   ِ   ( هی بیان حرکت) و ی از نظر قافیه الحاقی به شمار می آیند.

یکی مشکلی برد پیش عَلی              مگر مشکلش را کند منجَلی   

  َ  لی حروف قافیه است:  َ ل، اصلی و ی در حکم الحاقی.

 3. اگر در قاعده 2 (مصوت + صامت + صامت)، مصوت کوتاه باشد و قافیه حروف الحاقی داشته باشد، این مصوت کوتاه می تواند متفاوت باشد. مثلاً:

سراسر همه دشت پر کُشته بود          زمین چون گل ارغوان گَشته بود      

 ُ شت و َشت = حروف اصلی قافیه اند و  ِ (هر بیان حرکت) = حروف الحاقی است.

 

4. پسوند و پیشوند گاهی در قافیه شعر در حکم واژه قافیه قرار می گیرند. مثلاً:

چنان صورتش بسته تمثالگَر        که صورت نبندد از آن خوب تَر

«گَر» و « تَر» پسوند هستند و باید الحاقی به حساب آیند، اما خود واژه قافیه قرار گرفته اند.

 5. اگر قبل از حروف قافیه (در قاعده 1 و 2) حرف یا حروف دیگری مشترک باشند آنها جزو حروف قافیه نیستند. مثال:

بشنو از نی چون شکایت می کند          وز جداییها حکایت می کند

«ایَت» حروف مشترک است اما فقط   َت حروف قافیه است.

 6. اگر واژه های قافیه لفظاً یکسان ولی در معنا متفاوت باشند، قافیه درست است و جناس هم دارد: 

ز هر ناحیت کاروانها روان (= رونده)         به دیدار آن صورت بی روان (= روح)

 7. گاه حروف قافیه در بیش از یک واژه قرار می گیرد: 

چراغ روی تو را شمع گشت پروانه         مو از خال تو با حال خویش پروا، نه  

در مصراع دوم، پروا + نه (پروا نیست) با پروانه قافیه شده که حروف قافیه ا + نه است.

 واژه های هم قافیه

در بعضی از زبانها تعداد واژه های هم قافیه زیاد است و در بعضی کم؛ ولی در زبان فارسی نسبتاً زیاد است مانند «ار» در کلمات (کار، تار، یار، نگار ... ).

 قافیه میانی و درونی

گاهی قافیه را در درون مصرع یا پایان نیم مصرع نیز می آورند. مانند این شعر مولوی:

 یار مرا، غار مرا، عشق جگر خوار مرا             یار تویی، غار تویی، خواجه نگه دار مرا روح تویی، نوح تویی، فاتح و مفتوح تویی    سینه مشروح تویی، بر در اسرار مرا

 ذوقافیتین

گاهی شعر دارای دو قافیه پایانی است. مثلاً:

گزید از غنیمت ظرایف بسی        کز آن سان نبیند طرایف کسی

 قافیه خطی

در قافیه ها علاوه بر صورت ملفوظ باید شکل مکتوب نیز رعایت شود.

عیوب قافیه

در شعر فارسی رعایت قواعد و ضوابط قافیه الزامی است و هرچه خلاف آنها باشد غلط است. مثل قافیه کردن پُر با تَر. همچنین تکرار واژه های قافیه عیب فاحش به شمار می رود مگر این که ابیات شعر از بیست و سی درگذرد یا قصیده دو مطلع داشته باشد.

 تکرار واژه های غیر ساده قافیه

تکرار واژه های غیر ساده (مشتق، مرکب) در صورتی که اجزای سازنده آنها چندان آشکار نباشد یا بتوان میان معنای دو جزء فرقی نهاد رواست: مثلاً رنجور و مزدور، آب و گلاب.

 قافیه در شعر نو

قافیه شعر نو بر خلاف شعر کلاسیک در آخر ابیات نمی آید بلکه بستگی به مطلب دارد و الزاماً هر مطلب هم قافیه دار نیست و شاعر خود را اسیر قافیه نمی سازد، معمولاً در هر مطلب دو یا چند مصرع قافیه دار می آید.

خودآزمایی درس دوم

در هر یک از ابیات زیر:

الف) ردیف را مشخص کنید. (اگر دارد)

ب) واژه ها و حرف یا حروف قافیه را تعیین کنید.

پ) حرف یا حروف الحاقی را مشخص کنید. (اگر دارد)

ت) حرف یا حروف اصلی قافیه را مشخص کنید.

 1- ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟    منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست؟

ردیف: کجاست

حروف اصلی: ندارد

واژه های قافیه: یار و عیار

حروف اصلی: ار (طبق قاعده 2)

حروف قافیه: ار 

  2- مرا پرسی که چون چونم ای دل      جگر، پر درد و دل پر خونم ای دل

ردیف: ای دل

حروف الحاقی:  َ م

واژه های قافیه: چونم، خونم

حروف اصلی: ون (طبق قاعده 2)

حروف قافیه: ون +  َ م

  3- چندان که گفتم غم با طبیبان         درمان نکردند مسکین غریبان

ردیف:   َ           

حروف الحاقی: ان

واژه های قافیه: طبیبان، غریبان

حروف اصلی: یب (طبق قاعده 2)

حروف قافیه: یب + ان

 

4- با توجه به تبصره ها، عیوب قافیه را در ابیات زیر مشخص کنید؟

- هر آن کس که بر دزد رحمت کند      به بازوی خود کاروان می زند

پاسخ:

«کند، می زند» واژه های قافیه اند و  ُ ن ، َ ن حروف اصلی قافیه اند.

 عیب قافیه:

تفاوت در مصوت کوتاه است، اما بنا بر تبصره 3، عیب قافیه به خاطر اضافه شدن حروف الحاقی   َ د  برطرف شده است.

 - که گر آفتاب است یک ذره نیست       وگر هفت دریاست یک قطره نیست

پاسخ:

ذره و قطره واژه های قافیه اند و 5 در حکم الحاقی و  َ ر ، َ ط ر  حروف اصلی قافیه اند. قافیه غلط است زیرا حروف اصلی یکسان نیستند.

  5- در ادبیات زیر (شعر نو) قافیه را پیدا کنید و مشخص کنید آیا حروف قافیه طبق قاعده (1) یا (2) است؟

- بخوان ای همسفر با من             پاسخ: مصراع 2 و 4 هم قافیه است.

- ره تاریک با پاهای من پیکار دارد      واژه های قافیه: پیکار و دشوار

- به مردم زیر پایم راه را با آب آلوده      حرف اصلی: ار – طبق قاعده 2.

- به سنگ آکنده و دشوار دارد

- به چشم پا ولی من راه خود را می سپارم    پاسخ: مصراع 6 و 7 هم قافیه است.

- جهان تا جنبشی دارد، رود هر کس به راه خود     واژه های قافیه: راه و نگاه

- عقاب پیر هم غرق است و مست اندر نگاه خود. حروف اصلی: اه – طبق قاعده 2.

 

ادبیات فارسی (1)

 قافیه و عروض – نقد ادبی

دوره پیش دانشگاهی رشته علوم انسانی

  بخش دوم

عروض (وزن شعر)

  درس سوم

حرف، هجا، وزن

حرف:

در بخش (1) توضیح داده شده است. فقط تبصره ها ذکر می گردد.

 تبصره 1:

چون هر مصوت بلند تقریباً دو برابر مصوت کوتاه تلفظ می شود، در وزن شعر دو حرف به حساب می آید. اما مصوت کوتاه برابر یک حرف است. مثلاً: «ما» = سه حرف: م + مصوب بلند «ا» که دو حرف به حساب می آید.

سَرد = چهار حرف : س +  َ + ر + د

 تبصره 2:

«ا» ، «و» ، «ی» در صورتی دو حرف به حساب می آیند که دومین حرف هجا باشند.

هجا:

هجا (بخش) یک واحد گفتار است که با هر ضربه ای هوای ریه به بیرون رانده می شود.

انواع هجاهای فارسی

1- هجای کوتاه.

2- هجای بلند.

3- هجای کشیده.

 هجای کوتاه: دارای 2 حرف است با علامت: U مانند: کلمات ن  َ (نه)، تُ (تو).

هجای بلند: دارای 3 حرف است با علامت:  –  مانند کلمات: سر، پا.

هجای کشیده: دارای 4 یا 5 حرف است با علامت: – U مانند کلمات: نَرم ، سَرد.

 تبصره ها

1. هرگاه «ن» بعد از مصوت بلند و در یک هجا (بخش) قرار بگیرد به حساب نمی آید. مانند: جان = جا، خون = خو. اما اگر به هجای بعد منتقل گردد به حساب می آید.

 2. «آ» در وزن شعر سه حرف، همزه + مصوت بلند «ا» است. 

وزن:

وزن شعر عبارت است از نظمی در اصوات گفتار.

 عروض:

علمی است که از قواعد تعیین و طبقه بندی اوزان شعر بحث می کند.

 واحد وزن:

واحد وزن در شعر فارسی مصراع و در شعر عرب بیت است. اما در نامگذاری اوزان شعر فارسی، طبق سنت، واحد وزن را بیت می گیرند.

  قواعد تعیین وزن: برای تعیین وزن یک شعر، باید چهار قاعده را به کار برد:

1-    درست خواندن شعر و درست نوشتن آن

2-    تقطیع هجایی

3-    تقطیع به ارکان

4-    اختیارات شاعری

 درست خواندن شعر و درست نوشتن آن (استفاده از خط عروضی): برای پیدا کردن وزن یک شعر نخست آن را باید دقیقاً روان و فصیح خواند و پس از آن باید عین تلفظ را واضح بنویسیم که این خط (خط به صورت ملفوظ) خط عروضی نامیده می شود. مانند:

 طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی     صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

 وقتی بیت بالا را درست بخوانیم «طاعت آن» به صورت «طاعتان» و «پیش آر» به صورت «پیشار» تلفظ می شود.

در نوشتن شعر به خط عروضی رعایت چند نکته لازم است:

1- اگر در فصیح خواندن شعر، حمزه آغاز هجا (وقتی قبل از آن صامتی باشد) تلفظ نشود در خط نیز همزه را باید حذف کرده چنان که در شعر فوق «طاعت آن» با حذف همزه به صورت «طاعتان» تلفظ می شود.

 2- در خط عروضی باید حرکات (مصوتهای کوتاه) گذاشته شود.

3- حروفی که در خط هست اما به تلفظ نمی آید در خط عروضی حذف می شود. مثلاً خوش = خیش   نوشته می شود.

 4- مصوت، دومین حرف هر هجاست لذا حروف «و»، «ا»، «ی» فقط وقتی دومین حرف هجا باشند مصوت هستند و در حرف به حساب می آیند. مانند: سار.

 5- حروفی که مثلاً تلفظ می گردد باید به صورت دو حرف نوشته شود. مانند: «عزٌت» که باید به صورت «عِززَت» نوشته شود.

 تقطیع هجایی

منظور از تقطیع هجایی مشخص کردن هجاهای شعر اعم از کوتاه، بلند و کشیده است. برای این کار ابتدا باید هجاهای شعر را به دقت جدا و مرز هجا را با خط عمودی کوتاهی مشخص کرد. دقت شود که به تعداد مصوتها هجا وجود دارد. ضمناً هجاهای کشیده باید با خط عمودی به یک هجای بلند (سه حرف اول) و یک هجای کوتاه (یک یا دو حرف بعد) تقسیم شوند. پس علامت هر هجا زیر آن آورده شود.

مثال: مَرَنجان دِلَم را که این مُرغِ وَحشی        زِ بامی که بَرخاست مُشکِل نِشینَد

 

مَ        رَن      جان     دِ        لَم        را       کِ       این      مُر      غِ        وَح      شی

U       -        -        U       -        -        U       -        -        U       -        -

زِ        با        می      کِ       بر       خا       ست     مُش     کِل      نِ        شی     نَد

 

نکته: هجای پایانی اوزان شعر فارسی همیشه بلند (-) است.

- حرکات (مصوتهای کوتاه) مانند دیگر حروف هستند اما هر مصوت بلند دو حرف به حساب می آید. همچنین «ن» ساکن بعد از مصوت بلند در یک هجا حساب نمی شود.

  خودآزمایی درس سوم

1- «ا، و، ی» باید حرف چندم هجا باشند تا به صورت مصوت بلند تلفظ گردند و دو حرف حساب شوند؟

پ: باید دومین حرف هجا باشند.

 2- واژه های زیر را به خط عروضی بنویسید و مرز هر کدام از واژه ها را که بیش از یک هجا دارد مشخص کنید. 

پاسخ:

خویشتن = خیشتن = خی ش تَن

بنفشه = بَنَفشِ = بَ نَف شِ

دقّت = دِققَت = دِق قَت

پشتوانه = پُشتوانِ = پُش ت وا نِ

معلّم = مُعَللِم = مُ عَ لِم

 3- ابیات زیر را درست بخوانید و با خط عروضی بنویسید. سس مرز هجاها را مشخص کنید و زیر هر هجا علامت آن را بگذارید.

 - هم قصه نانموده دانی          هم نامه نانوشته خوانی

 هَم      قِص    صِ     یِ       نا        نِ        مو      دِ        دا        نی

-        -        U       U       -        U       -        U       -        -

هَم       نا        مِ        یِ       نا        نِ        وش     تِ       خا       نی

   - خدایا! به خواری مران از درم      که صورت نبندد دری دیگرم

خُ       دا        یا        بِ       خا       ری     مَ        را       نَز       دَ        رَم

U       -        -        U       -        -        U       -        -        U       -

کِ       صو     رَت     نَ        بَن       دَد       دَ        ری     دی      گَ       رَم

ادبیات فارسی (1)

 قافیه و عروض – نقد ادبی

دوره پیش دانشگاهی رشته علوم انسانی

  بخش دوم

عروض (وزن شعر)

درس چهارم

تقطیع به ارکان

پس از تقطیع هجایی می بینیم که علامت هجاها دارای نظمی هستند، نظمی تکراری یا نظم متناوب که به صورت 4 تا 4 تا / یا 3 تا 3 تا / یا 4 تا و 3 تا / یا 4 تا و 2 تا می باشند  که به آن تقطیع به ارکان می گوییم. مثال:

 ای     سا       ر        بان      آ         هِس     تِ       ران     کا       را       مِ        جا       نَم       می      رَ        وَد

-        -        U       -        -        -        U       -        -        -        U       -        -        -        U       -

 هجاهای هر مصرع شعر فوق را اگر سه تا سه تا جدا کنیم نظمی در آنها نمی بینیم ولی اگر چهار تا چهار تا جدا کنیم نظم آنها آشکار می شود، به این صورت که از تکرار چهار تار « --U- » تشکیل شده است: -U--  -U--  -U--  -U--

 نکته:

اکثر اوزان شعر فارسی دارای نظم تکراری هستند و بعضی نیز نظم متناوب دارند و در اندکی اوزان نظمی دیده نمی شود. ضمناً نظم تکراری بر متناوب ترجیح دارد.

ارکان عروضی

وقتی هجاهای شعری را به اجزای چهار تا چهار تا، یا سه تا سه تا، یا چهار تا و سه تا به نحوی که نشان دهنده نظم آنها باشد، جدا کردیم ساده تر این است که به جای هر یک از اجزای چهار یا سه هجایی معادل آنها را بیاوریم.

 در عروض عربی و فارسی، هم وزن هجاهای جدا شده هر مصراع را (که نمایانگر نظم وزن هستند) از «فعل» ساخته اند، فی المثل «فعولن» را هم وزن «--U» آورده اند، این قالبها را ارکان عروضی نامیده اند. مهمترین ارکان عروضی فارسی 19 تاست.

 الف) ارکانی، که در آغاز و میان و پایان مصراع می آیند:

1-    فاعلاتن = -U--

2-    فاعلن = -U-

3-    مفاعیلن = U---

4-    فعولن =U--

5-    مشتفعلن = --U-

6-    مفعولن=---

7-    فعلاتن =UU--

8-    فعلن =UU-

9-    مفاعلن =U-U-

10-                      مفتعلن =-UU-

11-فع لن =-- ( = فاعل )

 ب) ارکان غیر پایانی، که در آخر مصراع قرار نمی گیرند:

1-    فاعلاتُ = -U-U

2-    فعلاتُ =U-UU

3-    مفاعیلُ =U—U

4-    مستفعلُ =--UU

5-    مفعولُ =--U

6-    مفاعلُ =UU-U

 ج) ارکان پایانی، که فقط در آخر مصراع می آیند:

1-    فَعَل =U-

2-    فع =-

 

 

خودآزمایی درس چهارم

1-ارکان معادل این هجاها را بنویسید:

,--U-  ,--U   ,-U--  ,---     ,-UU- ---U

فاعلاتن،         فعولن، مستفعلن،        مفعولن،         مفتعلن، مفاعلین

 

  

2- در محلهای نقطه چین عبارت زیر، ارکان مورد نظر را بنویسید:

از آخر «---U» (مفاعلین) اگر یک هجا حذف شود، می ماند «--U» (....)، دو هجا حذف شود می ماند «-U» ( .... )، سه هجا حذف شود می ماند «U» ( .... )،

پاسخ: به ترتیب، فعولن، فَعَل، فع.

ادبیات فارسی (1)

 قافیه و عروض – نقد ادبی

دوره پیش دانشگاهی رشته علوم انسانی

  بخش دوم

عروض (وزن شعر)

  درس پنجم

چگونگی تقطیع شعر به ارکان

ابتدا شعر را تقطیع هجایی می کنیم سپس هجاها را به صورتی که نظم آنها مشخص شود با خط عمودی پر رنگ تری به اجزای 3 یا 4 هجایی تقسیم می کنیم، آنگاه با مراجعه به ارکان معادل آن اجزا را زیرش می نویسیم. مثال: اگر هجاهای شعر زیر را به صورت چهار تا «--U» تقسیم کنیم با مراجعه به ارکان می بینیم که معادل «--U» رکن فعولن است که آن را زیر هر «--U» می نویسیم:

 

مرنجان دلم را   که این مر       غ وحشی

--U    --U    --U    --U

فعولن   فعولن   فعولن   فعولن

 

 اختیارات شاعری

شاعر در سرودن شعر اختیاراتی دارد که به ضرورت از آنها استفاده می کند و بر دو گونه است:

1-    اختیارات زبانی

2-    اختیارات وزنی

 اختیارات زبانی

در هر زبانی بعضی کلمات دارای دو یا چند تلفظ هستند و گوینده اختیار دارد هر کدام را که می خواهد به کار ببرد و بر دو نوع است:

1-    امکان حذف همزه:

اگر قبل از همزه آغاز هجا، حرف صامتی بیاید، همزه را می توان حذف کرد. مثلاً: «در آن» را بگوییم «دران» « -U »

 2-    تغییر کمیت مصوتها:

شاعر در موارد خاصی مختار است که به ضرورت وزن شعر، مصوت کوتاه را بلند و یا مصوت بلند را کوتاه تلفظ کند:

 الف) بلند تلفظ کردن مصوتهای کوتاه:

مصوت کوتاه پایان کلمه، کسره اضافه و «و» عطف را می توان بلند حساب کرد. مثلاً: «تُ U» را بگوییم «تُ -»

ب) کوتاه تلفظ کردن مصوتهای بلند:

هرگاه کلمه ای به مصوت «و» یا «ی» ختم شده باشد و پس از آن مصوت دیگری آمده باشد، شاعر اختیار دارد که این دو را کوتاه تلفظ کند و صامت "ی" را میان دو مصوت بیاورد که آن را "ی" میانجی می نامند.

مثال: برای کوتاه تلفظ کردن مصوت بلند «و» و + ی میانجی + مصوت

 آ        ر        زو      یی

-        U       U  -    -

 

خودآزمایی  درس پنجم

1- مصوتهای کوتاه را در چه صورت می توان کشیده تلفظ کرد و مصوتهای بلند را در چه صورت کوتاه؟

پاسخ: اگر مصوت کوتاه در پایان کلمه باشد، همچنین کسره اضافه و «و» عطف را می توان کشیده تلفظ کرد و مصوت بلند «و» یا «ی» را اگر در پایان کلمه ای باشد و پس از آن، مصوت دیگری آمده باشد، می توان کوتاه تلفظ کرد.

  2- تقطیع مثالهای زیر به صورتی که بین دو هلال تقطیع شده است، با کدام اختیارات شاعری مطابقت دارد؟

نوای نی ( ---U= )

پ: اختیار زبانی بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه کسره اضافه

 تو گفتی ( =--- )

پ: اختیار زبانی بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه ضمه تُ

 بهانه ( ---U= )

پ: اختیار زبانی بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه پایان کلمه

شب و روز ( =  U--U)

پ: اختیار زبانی کشش واو عطف

  3- پس از تقطیع هجایی ابیات زیر، هجاهای معادل در دو مصراع یک بیت را مقایسه کنید و اگر اختلافی هست تعیین کنید از چه اختیارات زبانی استفاده شده است؟

- چو خواهی که نامت بود جاودان             مکن نام نیک بزرگان نهان

پ:

چُ       خا       هی      کِ       نا        مَت     بُ       وَد       جا       و        دان

U       -        -        U       -        -        U       -        -        U       -

مَ        کُن      نا        مِ        نی      ک       بُ       زُر      گان     نَ        هان

فعولن، فعولن، فعولن، فَعَل

  * در هجای ششم مصراع دوم، کسره اضافه کشیده تلفظ شده است. (= بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه)

- چو تو خود کنی اختر خویش را بد          مدار از فلک چشم، نیک اختری را

پ:

چُ       تُ       خُد      کُ       نی      اَخ       تَ       ر        خی     ش      را       بَد

U       U-      -        U       -        -        U       U-      -        U       -        -

مَ        دا        رَز      فَ       لَک       چَش    م        نی      کخ      تَ       ری     را

فعولن، فعولن، فعولن، فعولن

 * کشش صدای ضمه در هجای دوم مصراع اول 

* کشش کسره اضافه در هجای هشتم مصراع اول

* حذف همزه از کلمه «از» در هجای سوم مصراع دوم و از کلمه «اختر» در هجای نهم مصراع دوم.

قافیه و عروض – نقد ادبی

دوره پیش دانشگاهی رشته علوم انسانی

  بخش سوم

نقد ادبی

 درس چهاردهم

تحلیل آثار مهم نظم و نثر فارسی ب – نثر

تاریخ بیهقی

تاریخ بیهقی اثر دبیر دانشمند و مشهور دربار غزنوی، ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی است. نثر آن، نثر مرسل است و در قرن پنجم هجری – قمری نگاشته شده است.

 این کتاب در شرح «تاریخ آل سبکتکین از آغاز دولت آن خاندان تا اوایل سلطنت سلطان ابراهیم بن مسعود» است، که متأسفانه امروز جز اندکی از آن باقی نمانده است و آنچه امروز از آن در دست است تاریخ سلطنت سلطان مسعود غزنوی است و به همین سبب عنوان «تاریخ مسعودی» یافته است. از نامهای دیگر آن: تاریخ ناصری، تاریخ آل ناصر، جامع التواریخ است.

  اهمیت تاریخ بیهقی

اهمیت آن از دو جهت است یکی از جهت تاریخ نگاری و  دیگر از لحاظ هنر نویسندگی.

  ویژگیهای نثر بیهقی

1-    نثر بیهقی نوعی نثر داستانی است که در خدمت محتوای تاریخی قرار گرفته است.

2-    در مواردی که نویسنده مناسب دانسته، از «اطناب» استفاده شده اما در مجموع «ایجاز» در کلام کاملاً بارز است و این، یکی از جلوه های بارز «بلاغت طبیعی» در سخن بیهقی است.  

3-    تمثیلات و تعبیرات به کار رفته، بلیغ و زیباست.

4-    استشهاد به تاریخ و قصه.

5-    آفرینش واژه ها و ترکیبات بدیع.

6-    استفاده طبیعی و غیر متکلفانه از لغات و جمع مکسر و گاهی هم عبارات عربی.

7-    حذف افعال و حتی گاهی قسمتی از یک عبارات به قرینه، بنا به اقتضای بلاغت کلام.

8-    زیبایی و خوش آهنگی کلام.

 جلوه های هنر نویسندگی بیهقی

1-    توصیف دقیق و جذاب وضعیت ظاهری و باطنی افراد.

2-    تجسم و تصویر هنرمندانه صحنه ها و اشیا.

3-    ایجاز و اطناب به جا و طبیعی.

4-    تمثیلات، تشبیهات و کنایات زیبا.

  قابوس نامه

قابوس نامه از آثار مهم منثور اواخر قرن پنجم و از بهترین نمونه های نثر مرسل به شمار می رود. نویسنده این کتاب «امیر عنصر المعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس وشمگیر» از امرا و شاهزادگان خاندان زیاری است.

 عنصر المعالی این کتاب را خطاب به فرزندش، گیلان شاه، نوشته و ظاهراً قصدش آن بوده که فرزندش را از علوم و فنون مختلف و آداب و رسوم گوناگون که در آن زمان وجود داشته و دانستن آنها را برا ی فرزند لازم می دانسته است، آگاه کند.

 نام اصلی کتاب «نصیحت نامه» است و قابوس نامه اسمی است که بعداً به مناسبت شهرت جدش قابوس بن وشمگیر بر روی آن کتاب گذاشته اند. این کتاب دارای 44 باب است در انواع فنون و علوم و آیینها و نتهای مختلف.

 

شیوه عنصرالمعالی در این کتاب در هر باب چنان است که ابتدا خطاب به پسر خود به تعریف یا توصیف موضوع مورد نظر می پردازد و در باب آن سخن می گوید. سپس برای توضیح بیشتر و روشنگری مطلب حکایتهایی نقل می کند.

قابوس نامه

1-    نثر قابوس نامه، ساده و روان و خوش آهنگ است.

2-    جمله ها کوتاه اند.

3-    لغات و اصطلاحات فارسی در آن بسیار فراوان است.

4-    لغات عربی در آن بسیار کم است و این مقدار اندک نیز از نوع واژه هایی معمولی و رایج است.

5-    به دلیل محتوای کتاب، اصطلاحات مربوط به علوم مختلف زمان در آن وجود دارد.

6-    نویسنده، به دلیل ذوق شاعری، اشعاری را که خود سروده، در جای مناسب همراه با نثر آورده است.

  گلستان سعدی

سعدی خداندگار سخن فارسی، گستان را در سال 656 هجری در پایان مسافرتهای طولانی و پس از کسب تجربیات فراوان فراهم می آورد. هدف اصلی سعدی در گستان، تربیت اخلاقی که بر مبنای ارزشهای دینی استوار است می باشد.

 گلستان سعدی، نمایش دنیاست، همان گونه که هست، یعنی دنیای واقعی. گلستان هشت باب دارد: در سیرت پادشاهان، در اخلاق درویشان، در فضیلت قناعت، در فواید خاموشی، در عشق و جوانی، در ضعف و پیری، در تأثیر تربیت و در آداب معاشرت.

  اهمیت گلستان

گلستان علاوه بر محتوا، از نظر نویسندگی حائز اهمیت است و در ابتدای کتاب به این هنر نویسندگی خود اشاره می کند: «کتاب گلستان توانم تصنیف کردن در لباسی که متکلمان را به کار آید و متوسلان را بلاغت افزاید.»

 

نثر گلستان

نثر کتاب، ترکیبی است نو میان نثر مرسل و نثر مصنوع که دارای ویژگیهایی به شرح زیر است می باشد:

 1-    نثر سعدی هم سجع دارد و هم تمثیل و استشهاد، هم از آیات قرآنی و اخبار و احادیث استفاده می کند و هم از تمثیلات تاریخی، هم لغات عربی و عبارات عربی دارد و هم شعر عربی و شعر فارسی.

 2-    کاربرد کلمه در جای مخصوص خود، به طوری که اگر آن را از جای خاص خود برداریم، نظم و تناسب و زیبایی کلام از میان می رود.

 3-    اغلب عبارات سعدی در یک حکایت به صورت مصراعهای مختلف در می آید.

4-    ایجاز در سخن که توجه سعدی به ایجاز کلام نوعی سنت شکنی است زیرا نثر فنی و مصنوع روزگار او معمولاً از ایجاز پرهیز داشته است و نویسندگان برای توصیف یک صحنه یا بیان یک مطلب، کلمات مترادف و پی در پی به کار می برده اند.

 5-    گفتار اشخاص با حالات و روحیات و شخصیت آنها متناسب است.

  خودآزمایی درس چهاردهم

1- تاریخ بیهقی از لحاظ تاریخی چه اهمیتی دارد؟

پ: از نظر تاریخ نگاری این کتاب اهمیت زیاد دارد زیرا مورخ سعی کرده است تا آنجا که ممکن است حقایق تاریخی را با تخیلات با تعارفات و دروغ گوییهای بی مورد در نیامیزد و تاریخی واقعی و مستند ارائه دهد و برای رسیدن به این هدف مهم از یک طرف مشاهدات و تجربیات سیاسی و اجتماعی خود را بیان می کند و از طرف دیگر بر افراد ثقه و کتابهای قابل اعتماد تکیه می نماید.

 2- نثر قابوس نامه چه خصوصیاتی دارد؟

پ: نثر قابوس نامه نثری است ساده و روان، لغات عربی در آن بسیار اندک است و ظاهراً نویسنده در به کار بردن لغات فارسی تعهدی داشته است. جملات کوتاه است. لغات عربی در این کتاب غالباً یا لغات معمولی و رایج عربی در زبان فارسی است و یا اصطلاحات علمی و فنی است مانند اصطلاحات فلسفه و نجوم و هندسه و طب و سعر و فقه و امثال آن.

  3- کاربرد واژه در گلستان چه اهمیتی دارد؟

پ: هر واژه در کلام سعدی جای خاص و معینی دارد به طوری که اگر آن را از جای خاص خود برداریم. نظم و تناسب و ناچار زیبایی و لطف کلام از میان می رود.

 4- ایجاز یکی از خصایص نثر سعدی است. چند جمله به عنوان نمونه ذکر کنید؟

پ: مشک آن است که خود ببوید، نه آن که عطار بگوید.

هر که را زر در ترازوست، زور در بازوست.

هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده.

 

[ دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed