ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 زبان فارسی - ناگفته هایی از زبان فارسی

نگارش: غلامرضا هاتفی

س 1-آیا پسوند ماضی ساز در فعل هایی که تکواژگذرا ساز می گیرنددر شمارش تکواژها یک تکواژجدا به حساب می آید ؟ در صورت تکواژبودن نوع آن را مشخص کنید.مثلاًفعل های رساند و چرخاند چند تکواژدارند؟

ج 1- فعل های دارای تکواژگذرا ساز متشکل از بن مضارع ،تکواژگذرا یا سببی ساز وپسوند ماضی ساز (د)یا(ید)هستند.مثلاًدر جمله ی علی پسرش را به مدرسه رساند.فعل رساند از تکواژهای زیر تشکیل شده اشت:رس+ان+ د+م

در جمله ی من باد بادک را در هوا چرخانیدم  .از ترکیب چها تکواژ:چرخ+ ان+ ید +م به وجود آمده است. پسوند ماضی ساز از تکواژهای وابسته دستوری است.

 

س2- آیا پسوند ماضی ساز در افعال ماضی مثل (رسید)و(آمد) یک تکواژمستقل به حساب می آید؟فعل (آمد)ورسید را از نظر تکواژتجزیه نمایید.

ج2- نظر زبان شناسان ودستور نویسان در این مورد متفاوت است اما از نظر مولفان کتب زبان فارسی فعل های ماضی از نظر ساختمان به دو گروه باقاعده .وبی قاعده تقسیم می شود.افعال با قاعده افعالی هستند که از بن مضارع به علاوه ی یکی از پسوند های ماضی ساز ( اد، ید ،ت ،ست)تشکیل یافته اند.

رسیدن= رس + ید +ن

توانستن = توان +سِت + َن

افعال بی قاعده ، به افعالی اطلاق می شود که در ظاهر از بن مضارع به علاوه یکی از پسوند های ماضی ساز تشکیل نشده است:  گفتن ،  آمدن،....

در مورد افعال با قاعده ،پسوند ماضی ساز جزو تکواژهای فعل محسوب می شود.ودر شمارش تکواژها به حساب می اید امّا در افعال بی قاعده ، پسوند های ماضی ساز تکواژی جدا به حساب نمی آید .در نتیجه افعال ماضی بی قاعده با احتساب تکواژصفر ،در فارسی امروز دو تکواژمحسوب می شوند.

 

س3- فعل های امر چند تکواژمحسوب می شود؟

ج3-فعل امر دوم شخص مفرد:ب+بن مضارع+ تکواژصفر

برو: ب + رو +

بنشین :ب +نشین +

فعل امر دوم شخص جمع : ب + بن مضارع + ید

بروید :ب + رو +ید

بفرمایید : ب + فرما  + واج میانجی + ید

 

س4- فعل نیست چند تکواژدارد ؟آن را تجزیه کنید.

ج4- فعل نیست در جمله ی ( کسی در خانه نیست) از نظر مولفان کتابهای درسی دو تکواژاست.

 

نیست +

البته نا گفته نماند اگر از منظر تاریخی به این واژه نگاه کنیم ،مشاهده می کنیم این کلمه از سه تکواژ :ن +است + ترکیب یافته است  که در فارسی امروز دو تکواژ (ن )  + ( است ) در هم ادغام شده اند وبه هم راه تکواژصفر ، دو تکواژ به حساب می آیند.

 

س5- ماضی مستمر سوم شخص مفرد ( داشت می رفت ) چند تکواژ  صفر دارد ؟وتعداد تکواژهای آن به طور کلی چند تا است؟

ج5- ماضی مستمر سوم شخص جفرد دارای دو تکوازصفر است. داشت +  + می + رفت +     

همانطور که ملاحظه می شودگروه فعلی ( داشت می رفت) به طور کلی پنج تکواژ دارد.

 

س6- واژه ی( همراهند) چند تکواژ دارد؟

ج6- از سه تکواژ  هم + راه + َند  ساخته شده است.

 

س7- فعل های ماضی نقلی مانند ( رفته ای ،گفته ام  و....)با توجه به این که فعل کمکی در  آن ها مستتر است. چند تکواژ دارند؟

ج7- فعل های ( رفته ای ،گفته ام  و....) دارای سه تکواژ ند.

رفت + ه  + ای

گفت + ه + ام

س8- تعداد تکو.اژ های کلمات زیر را مشخص کنید:

باید  ،  حقیقت ، کرامت ، ملالت ، زحمت ، بستنی

ج 8- تمامی کلمات بالا به جز واژه ی (بستنی) یک واژه ساده هستندو بنابر این یک تکواژ دارند اما واژه بستنی  سه تکواژ دارد : بست + ن + ی

س9- تعداد تکواژ های افعال  ( خورده ایم ، گفته ایم ) را مشخص و تفاوت میان آنها را بیان نمایید.

ج9- همانطور که در سوال دوم مطرح شد در این جا با دو نوع فعل مواجه هستیم  .فعل ( خورده ایم 9 دارای چهار تکواژ است .خور + د + پسوند ماضی ساز + ه + ایم .

امّا فعل گفته ایم سه تکواژ دارد : گفت + ه + ایم

سوالی که در این جا  مطرح می گردد این است که  چرا با وجود ساخت یکسان ( ماضی  نقلی دوم شخص جمع ) در تعداد تکواژ تفاوت دارند؟ در این جا با دو نوع فعل سرو کار داریم فعل خورده ایم فعلی با قاعده است زیرا خورد از بن مضارع + پسوند ماضی ساز تشکیل شده است.در صورتی که در فعل گفته ایم این طور نیست و گفت تنها د یک تکواژ است  چرا که بی قاعده محسوب می شود  ( ظاهراًاز بن مضارع وپسوند ماضی ساز ساخته شده است)

بنابر این تفاوت در نوع فعل باعث تفاوت در  تعداد تکواژهای گروه فعلی می گردد.

س10- چرا کلماتی همچون زمستان ،تابستان،دبستان ،دیوار،دیوانه،و....راساده فرض می کنیم  در صورتی که خود متشکل از تکواژه هایی مجزا هستند؟

ج10- مسئله ای که در این جا مطرح است  مسئله مطالعه همزمانی ودر زمانی ( تاریخی)واژه است اگر این کلمات را از منظر زبان شناسی در زمانی مطالعه کنیم حق با شما است اما همانطور که در مقدمه  کتاب زبان فارسی اشاره شد در این کتاب ها ( فارسی امروز) مطرح است بنابر این باید از منظر زبان شناسی هم زبانی به ساختار این واژه ها نگاه کرد با توجه به این که فارسی زبان امروز قادر به توانایی تفکیک اجزای کلمه نیست.بنابر این این کلمات در فارسی امروز وبا توجه به مطالعه همزمانی ،ساده فرض می شوند ،هر چند از منظر زبان شناسی در زمانی این کلمات غیر ساده اند واز دو یا چند تکواژ تشکیل شده اند.

 

س11- چرافعل پیشوندی مرکب نداریم مثل سر در آموردن، از پا افتادن

ج11- اگر بخواهیم فعل را به دسته های متمایز تقسیم کنیم ،چند ین نوع تقسیم بندی ممکن است ،یکی آن است که تقسیم بندی اسم را اساس قرار دهیم وبه چها رنوع ساده ، مرکب ،مشتق،  ومشتق مرکب تقسیم کنیم.با در نظر گرفتن همان ویژگی اسم . راه دیگر این است که برای سهولت کار ، چهار دسته را تقلیل دهیم ومثلاًبه دو دسته ی ساده ، مرکب تقسیم کنیم ( مانند خیام پور) یا ( فرشید ور) امّا هر دو ناگزیر فعل غیر بسیط را به دو بخش تقسیم کرده اند که نتیجه همان است. راه دیگر نیسز همان است که همه را ذیل سه دسته ی ساده ،پیشوندی،ومرکب بیاوریم ( مشکواه الدینی)ومانند کتابهای درسی اخیر که انجام داده اند.اختیار نوع اخیر برای کتابهای درسی بر این اساس است که مرکب اعم اسیت از مرکب وپیشوندی-مرکب، وبه تفکیک دقیق تر آن برای این گروه سنی نیازی نیست.البته افزودن نوع دیگری از فعل یعنی فعل گروهی یا عبارت فعلی نیز به این دسته بندی ممکن است.تمام این دسته بندی ها  درست است ومغایرتی با هم ندارد.

 

س12- پیشوند هایی مثل فرا ، باز ، در و...چه نوع هستند ؟تصریفی ، یا اشتقاقی؟ چرا؟

ج12-چون جزو وند های تصریفی قید نشده است  قطعاً مشتق است اما مشکل این جا است که فعل مشتق نداریم ومسئله ی مشتق بودن این نوع فعل هم با توجه به این که اصولاًوند مشتق ساز هستند، روشن است ودر کتب درسی بیان نشده است.

 

س13- آیا تکواژهای ماضی ساز فقط در فعل منظور می گرددیا در اسم وصفت هم به حساب می آیند؟مثل خوردنی ، خریدار.....

ج13- به نظر می آید که باید حساب کرد .شما وقتی واژه های فوق را تجزیه می کنید                              خور+د+ن+ی   ویا خر+ید +ن+ی به حساب می آید.بن مضارع یه تکواژ جدا به حساب می آوریم

 

س14-آیا نشانه های اختصاری تک واژ وواژه به حساب می آیند ؟مثل (ص) ، ( ع )و......

ج14- نه ،اگر ما نشانه پیکان رابه دلیل آن که بر معنایی  دلالت می کند بتوان تکواژ به حساب آورد  حروف اختصاری هم می توان.چون از تر کیب آن ها تکواژ ساخته نمی شود وشاید ممکن است کسی بگوید این نشانه ها نه تنها واج هستند بلکه از مرحله واجی هم گذشته اند.وتکواژ وواژه وجمله هم شده اند.بنابر این معنا دارند.مثلاًاز ( ص ) پی به صلی الله علیه وآله می بریم وبه این اشکال این گونه پاسخ می دهیم کخ با دیدن علامت پیکان هم می توان معنی ومفهومی درک کرد.بر حسب قرار داد وعرف وعادت ماست که به این شکل ددر آمده است.یا از نوع قواعد جاری ومستعمل جامعه ماست ووابسته به آموزش وفراگیری تا همه ی افراد جامعه این مفهوم را درک کنند.بنابر این این علائم را باید یک نشانه به حساب آورد از نوع قرار دادی که خود اعتبار زبانی ندارد.

 

س15- نهاد جدا ی محذوف آیا در شمارش گروه به حساب می آید؟

ج15-  .......کتاب را آورد.

به ازای هر جزو محذوف در جمله نشانه تهی یا – می آوریم ودر رسم نمودار هم از این نشانه ها استفاده می کنیم .حذف نظام  جمله را تغییر نمی دهد.بلکه تنها جزیی یا بخشی از سخن را که گوینده فکر می کند شنونده می داند از روساخت حذف می کند اما در ژرف ساخت هم چنین موجود است وباید تهی وعلامت- را هم که به جای جزو محذوف  می گذاریم در شمارش گروه به حساب آ وریم  .

 

س16- در عبارت ( گروه ادبیّات گرد هم آیی دارند ، یا دارد) کدام صحیح است؟

ج16- می دانیم که گروه  اسم جمع یا مجموعه است.پیش نهاد می کنیم به جای اسم جمع از این پس اسم مجموعه را به کار ببریم وبرای اسم جمع ( مجموعه) جاندار از قبیل کاروان ،گله،مجلس، و.....همیشه فعل را مفرد به کار ببریم.مثال: کاروان آوارگان وارد کشور ما شد.وغیرو....

 

س17- غیر ممکن مرکب است یا مشتق؟

ج17- به نظر می آید که مشتق است زیرا به معنی ناممکن است.در مسائل دستوری به معیارهای دستوری تکیه نکنید زیرا هر واژه حکم خودش را دارد وهر زبانی را هم بر اساس معیار های خودش می سنجند .این قیاس که چون غیر ممکن به معنای ممکن است از نوع قیاس هایی است که برخی از دستور نویسان پیشین در باب فعل مرکب می کردند.یعنی یه کلمه را معادل در فارسی معادل یک واژه عربی یا انگلیسی قرار می دادندومجموع آن ها را چون یک معنی واحد می رساند یک فعل مرکب به حساب می اوردند.مثل نگاه کردن که در عربی نَظَرَودر  فرانسه regarderاستمعنی این سخن این است که همه ی زبانها دارای ساخت واحد هستند وهمه ی گویشوران به زبان یکسان می نگرند.در حالی که واقعاً این جور نیست.پس باید بگوییم که غیر ممکن مشتق مرکب است زیرا از دو واژه ی غیر وممکن ونقش نمای اضافه ساخته شده است.

 

س18- آیا متمم اجباری (فعل) محذوف در شمارش گروه به حساب می آید؟

ج18- اگر پاسخ منفی است چه طور در شمارش واژه واجزای اصلی جمله به حساب می آید ولی در گروه نه؟

من کتاب خریدم جمله چهار جزیی است  باید جهار گروه هم باشد.پاسخ این سوال در خودآن نهفته است یعنی اگر اجباری است مثل همه اجباری هاست که در ژرف ساخت وجود دارند وتنها به یکی از دلایل وضوح  عدم نیاز ،بی اهمیّت  بودن وبا داننش قبلی مخاطب از روساخت حذف می شوند .

س19- خداوند دو تکواژ است یا یک تکواژ؟اگر دو تکواژ حساب کنیم ( وند) به چه معنا است؟مگر خداوند گونه آزاد  نیست؟ ضمناًآقای وحیدیان دو تکواژ گرفته است.

ج19- یک تکواژ است وگونه آزاد ( خدا)می باشد.ما می گوییم،  روزگاری این وند به شهادت کلام بزرگان همان ( مند) امروزی است یا چیزی در حد آن بوده است.ولاجرم  واژه ساز وباز هم لاجرم اشتقاقی ، امروز بر خلاف همتای دیگرش مند فعال نیست ودر نتیجه یک تکواژ آزاد نمی تواند به شمار رود  زیرا امروز استقلال دستوری ومعنایی خود را از دست داده است آقای دکتر وحیدیان با استدلال دیگری خداوند را دو تکواژ می دانند.یعنی می فرمایند خدا یک واژه  هست ویک تکواژ ومستقل به اعتبار اسقلال خدا می توان وند را به این دلیل که هنگام حذف شدنش از تکواژ پایه هنوز هم تکواژ پایه مستقل وبا معنا ودقیقاً در همان معنا ی پیشین می ماند چیزی افزون بر پایه دانست وچون در تقسیمات واژگانی چیزی هم نداریم  پس ناگزیر باید آن را تکواژ به حساب آورد وبا این دلیل خداوند دارای دو تکواژ می شود  فرمایش این درست است وقرلرمان هم همین بود که به عنوان مرجع معتبر حرف  زده باشیم.

 

س20-(ی ) در خدای ،جای، موی، و......تکواژ میانجی است؟

ج20- خیر .وامّا اگر منظور شما واج میانجی باشد در آن صورت پاسخ ما هم می شود آره وخیر.بدانیم که تکواژ میانجی میان دو مصوت میانجی گری می کند  در حالی که در خدای ، جای ،....پس از ی مصوتی نیامده است  امّا این در صورتی است که این واژه ها به تنهایی به همراه این به کار روند که گمان نمی کنیم دیگر در سراسر این مملکت کسی بگوید خدای حافظ ،یا او با موی هایش بازی کرد و.....یا بله در شعر ونثر قدیم معمول بوده است  امّا در نثر فارسی امروز هنگامی  ( ی) در پایان این واژه ظاهر می شود  که بعد از آن ها مصوتی آمده باشد.نمونه ( خدای بزرگ ) پس ی در این موارد صامت میانجی است  خلاصه این که هیچ فارسی زبانی  امروزه خدا وجا و...   را خدای وجای و.... تلفظ نمی کند  ولی در پایان این واژه ها در حالت عادی  نمی  آید  هر جا آمد معلوم است که زبان آن را لازم داشته وآورده است و....آری فقط در همان جای لازم به عنوان صامت میانجی ظاهر می شود.

 

س21- ی در بن مضارع  گوی ، جوی ، و... جزو خود کلمه است  یا میانجی است؟

ج21-  اصلاً بفرمایید جایی را سراغ دارید که امروزه فارسی زبانی بگوید بگوی چرا تاخیر کردی؟ا مّا هیچ فارسی زبانی را هم نمی توانید بیا بید که  که بتواند بگوید  می گو –َ م وبه این دلیل ناگزیر  است بگوید  می گویم واز طرف دیگر بن های مضارع امروز اصلاً کار برد مستقل ندارند  چه با (ی) وچه بی (ی) امّا اگر در مواردی که مثال زدیم بیایند (ی) در پایان همه ی آن ها صامت میانجی است .

س22- (ه) در صفت مفعولی ( گفته) تکواژ صرفی است یا اشتقاقی؟

ج22- اشتقاقی .زیرا از بن ماضی و صفت مفعولی ساخته شده است . یعنی باعث ساخت واژه ای جدید شده است. چرا فقط گفته را مثل می زنید ؟در همه ی صفت های مفعولی همین طور است .

 

س23-خاطره چند تکواژ دارد؟

ج23-خاطر همان خاطره نیست.پس واژه ی جدید است واگر این را قبول داشته باشیم .پس باید قبول کنیم که    ( -ِ)  (ه) خاطره هم یک تکواژ است .پس خاطره  دو تکواژ است.

 

س24-حروفی که در فرایند واجی کاهش حذف می شوند آیا در شمارش واج به حساب می آیند یا نه؟مثلاً واژه ی دست بند 8واج دارد یا 7واج؟

ج24- بستگی به شیوه خواندن دارد  زیرا اعمال فرایند واجی اغلب اختیاری است .مثلاًهیچ کس نمی تواند حکم کند که ( روزگار) را همیشه روزِگار بخوانیم یا روزگار( ruzegar-ruzgar) حالا سوال این است که اگر ازما خواستند واژه ای را مثل روزگار واج نویسی کنیم آیا باید فرایند واجی را در نظر بگیریم یا نه  به این سوال احدی پاسخ نداده است زیرا ایراد در سوال است نه در دانش ما . کسی که از ما می خواهد ساخت واجی روزگار را مشخص کنیم بدون اعراب گذاری  شیوه ی دقیق خواندن آن را مشخص کرده باشد .یا از دو تلفظی بودن این واژه آگاه نیست  یا به آن توجه ندارد ویا به عمد به آن بی توجه است که در هر سه حالت زحمت  دیگران می دارد.پس  توصیه ما این است که از طرح معما های حل نشدنی – نه به دلیل سختی که به دلیل کمبود اطلاعات  در درس زبان فارسی مانند همه ی درس های دیگر جداً باید خود داری کرد. پس ساختار واجی یک واژه را بر اساس شکل مکتوب آن مشخص می کنیم .نمونه                                                                                                               

 سوال: ساختار واجی واژه ی دست بند را مشخص کنید.د  /-َ /س/ت/ب/-َ/ن/د/

سوال:ساختار واجی واژه ی دست بند را با در نظر گرفتن فرایند واجی  هنگام تلفّظآن مشخص کنید؟                 د/-َ/س /ب/-َ/ن/د/

 

س25- حروفی که در فرایند واجی افزایش می شوند آیا در شمارش واج به حساب می آیند یا نه؟مثلاً خیابان 7واج است یا 6واج؟

ج25-به این واژه چیزی افزوده نشده است .فقط تغییر eبه iصورت گرفته که تقریباًدارد شامل همه ی e ها می شود.پس این وازه دو تلفظی نیست.وتنها به یک شکل خوانده می شود:خ+ی/ی+ا/ب+ا+ن/امّا در عروض مصوت اول این وازه ها  -ِ تلفّظ می شود.

 

س26- حروفی که در فرایند واجی ادغام می شوند آیا در شمارش واج به حساب می آیند یا نه ؟ مثلاً کبوده 6واج است یا 7واج

ج26- این واژه تنها یک تلفّظ دارد.ه در پایان این واژه تلفظ می شود وصامت است ومصوت نیست ودر اصل کبود ده بوده است وپس همان گونه که ه در ده تلفظ می شود در کبود ده هم باید تلفظ نمود پس هفت 7 واج دارد.

س27-داستان جنّ وپری ولیلی ومجنون  چند واژه است ؟سه واژه یا یک واژه ؟

ج27-سه واژه

 

س28- می بینمشان  چند واژه است؟ اگر یک واژه است مگر می تواند دوگروه اسمی وفعلی باشد؟

ج28- دو واژه است زیرا در زنجیره ی جانشینی یک واژه جای گزین ضمیر های پیوسته  ی شخصی می شود . مثال: می بینم آنها را و.... هنوز هم امکان جابجایی آنها وجود دارد که نشانه استقلال آنها است  مثال: پیدایش کردم= که می شود پیدا کردمش .یکی از شرط های  یا ویژگی های کلمه   امکان جابجایی آزاد آن در جمله گرفته اند.

 

س29-بزرگم ومعلمی؟ چند واژه است ؟اگر یک واژه به حساب آوریم مگر (م) یا (ی) به جای فعل هستم وهستی نمی باشد؟ در این صورت باید (م) و(ی) به تنهایی یک واژه حساب شود.

ج29-دو واژه است معلمی که می شود معلم هستی و(ی) جزو معلم نمی باشد یکی دیگر از ویژگی های واژه این است که نمی توان اجزای دیگر کلام را میان عناصر سازنده واژه وارد کرد.

 

س30-کتابم  ودفترش چند واژه است؟ضمایر متصل تکواژ آزاد هستند یا وابسته؟

ج30- ضمایر پیوسته یک تکواژ به حساب می آیند ویک واژه هستند . در زبان فارسی تکواژ نقش نما ی اضافه وصفت یعنی کسره اضافه وضمیر های پیوسته  شخصی دو استثنا به حساب می آیند.از آنجا که این تکواژ ها یک واژه به حساب می آوریم از این رو باید یک تکواژ آزاد به حساب آوردو از آنجا که استقلال آوایی ندارند زیرا ضمیر های شخصی در زنجیره کلام با مصوت آغاز می شوند و(-ِ) نیز فقط یک مصوت است واین مصوت با با آخرین صامت واژه قبل تشکیل یک هجا می دهد و آزاد دانستن آنها با واقعیت سازگاری ندارد( واقعیت کاربردی)از این رو به واقع باید این دو مورد را جزو استثنائات دانست پس ما در زبان فارسی مجموعه ی تکواژ ها را با معیار مشخص دو دسته آزاد ووابسته  می دانیم  اما این دو مورد استثنا در این دسته بندی جای نمی گیرد وتنها کاری که برای معرفی آنها می ماند این است که باید تنها ویژگی این دو را تو صیف کرد . با این حال اگر بخواهیم به هر قیمتی شده این استثنائات را نیز در این دو دسته جای دهیم بهتر است طبق قاعده که هر واژ ه ی ساده ای یک تکواژ آزاد به شمار می آید  این دو تکواژ آزاد را به شمار آوریم .

 

س31-( متمّم قیدی ) گروه اسمی یا قیدی یا حرف اضافه است؟

ج31-متمم قیدی به تنهایی گروه اسمی است امّا به همراه حرف اضافه  اش گرو ه قیدی به شمار می آید.هر گاه حرف اضافه از ابتدای متمم قیدی حذف شود به گروه  قیدی تبدیل می شود . نمونه ( کجا می روی ) ( کجا ) گروه قیدی است.

 

س32- (نوعی ) در جمله ورزش نوعی ریاضت است  چیست؟ آیا می توان ممیّز به حساب آورد.

ج32-شکی نیست که در این جمله منظور ما این نیست که ورزش یک نوع ریاضت است .امروزه( ی ) در پایان اسم ها دیگر در تقابل با دو وسه و... نیست.یعنی اصلاً معنای یک نمی دهد از طرفی دیگر هنگامی که صفت شمارشی همراه ممیز می آید بر روی صفت شمارشی تکیه می شود اما در این جمله ورزش یک نوع ریاضت است تکیه روی یک نیست.ودر واقع نوعی صفت مبهم پیشین می باشد .

 

س33- در جمله ی شما برای معلم خود پیام را بنویسید .سه جزئی است یا چهار جزئی؟

ج33- حرف اضافه ی نوشتن برای نمی باشد.امّا پیام جزو اسمهایی است که می تواند به کمک حرف اضافه ی ( برای) بگیرد. مثال: پیامی برای جوانان ، پیام رییس جمهور به مردم.پس بنابر این معلم متمم است برای پیام وسه جزیی می باشد.

 

س34- اصوات جزو گروه اسمی است یا قیدی؟

ج34- اگر منظور از اصوات صوت است جمله می باشد .صوت نوعی استثنا از جمله می باشد ودر این صورت گروه نمی باشد واحدی بالاتر از گروه است . تعریف صوت: صوت واژ های است که مانند دیگر واژه ها ی زبان کاربرد ندارد یعنی نمی توان مفعول،متمم، ونهاد قرار بگیرد.وتنها از موقعیت وموارد ونحو هی بیان وقرینه می شود به مفهوم آن پی برد.

 

س35- (ان) در واژه های گیلان ،پاییزان، شادان، کوهان، .....چه نوع تکواژی است ؟آیا وند اشتقاقی است یا صرفی؟مشتق هستند یا مرکب؟

ج35-اصل مهم در تشخیص این نوع تکواژ ها وواژه ها حفظ استقلال دستوری تکواژ ها در ذهن اهل زبان است.امروزه هیچ ایرانی ای گیلان را متشکل از گیل+ان نمی داندپس بهتر است این واژه ها را ساده به حساب آوریم ولی بهاران متشکل از بهار +ان می دانندپس مشابه این گونه کلمات را باید مشتق به حساب آورد.

 

س36- (زیاده خواه ) مشتق مرکب است یا مرکب) به عبارت دیگر زیاده مشتق است یا ساده ؟ زیاده گونه آزاد است یا مصدر زیادت ؟ اگر گونه آزاد است ساده وزیاده خواه مرکب است. اگر مصدر باشد زیاد خواه مشتق مرکب است.

ج36- توجّه گونه های ازاد دو گونه هستند ومیان آنها تنها دو  گونه تلفظ وجود داردکه ناشی از اعمال فرایند های آوایی متفاوت است.مثال: بادمجان، بادنجان و.....یعنی بادنجان همان بادمجان است.میان دو گونه تفاوت ساختار وجود دارد یعنی یکی یک تکواژ بیشتر از دیگری داردجاوید+ جاویدان //شاد+شادان و...این دسته از گونه های آزاد یک واژه از نظر معنایی معادل هم به شمار  می روند اما از نظر دستوری نه پس وند های به کار رفته در آن ها را در صورت حفظ استقلال دستوری باید به عنوان پسوند اشتقاقی به رسمیت شناخت ،گرچه محصول این اشتقاق تفاوت معنایی چندانی ایجاد نمی کند.

زیاده گونه ی آزاد زیاد نمی باشد چون به جای هم به کار نمی روند وحتی بر خلاف نمو نه های دسته ی نخست با هم در توزیع تکمیلی هم نیستند نمونه: زیاده=بیش از این   //     زیاد =خیلی

زیاده حالت تغییر یافته زیادت است که یک واژه ی ساده به شمار می آید.

 

س37-فریده وحمیده چند تکواژ دارد ؟ اگر دو تگواژ  به حساب آ وریم مگر علامت تانیث هم مشتق سارز است ؟ چون آقای وحیدیان دو تکواژ به حساب می آورند.

ج37- اگر بپذیریم که (-ِ)،  ( ه) در این جا تکواژ مجزایی نیست ، باید بلافاصله این را بپذیریم که فریده وحمیده همان فرید وحمید ند وچون واقعاض این طور نیست پس باید پاسخ عاقلانه ای داشته باشیم وپاسخ عاقلانه هم فعلاً ( تا پیدا شدن مفر بعدی ) این است که بگوییم تکواژ ( -ِ) (ه)  تنها در پایان اسم های خاص به مفهوم تأنیث دلالت می کند.پس در این موارد خاص،این عنصر، یک تکواژ به شمار می آید واز آنجا که واژه ی جدید می سازد ، (-ِ) به این دلیل که نمی توان به فریده وحمیده ، فرید وحمید گفت وبعد هم ادعا کرد که این دو گونه های آزاد همند.)اشتقاقی هم هست.

 

س38- علی اکبر ، محمد حسن وواژه های شبیه به آن مرکب است یا شبه ساده؟چون در درس نوزد هم زبان فارسی  3 عمومی ( کلمات دخیل در زبان فارسی) که قبلاً به صورت مضاف ومضاف الیه ( خاتم الانبیا ، امیر المومنین) بوده اند. شبه ساده به حساب آورده  است؟

 

ج38- آن واژه ها به همان شکل از زبان عربی وام گرفته شده اند در حالی که ساخت اسم خاص مرکب از دو اسم خاص ساده ازشیوه های واژه سازی در زبان فارسی است.پس علی اکبر وعلی رضا و....اسم مرکب به شمار می آیند

 

س39- آیا می توان واژه هایی مثل بری ( از مصدر بردن) ومشتری یا آری وماندگاری با هم قافیه شوند ؟زیرا در هر دو ی الحاقی است با این تفاوت که ( ی) در واژه ی بری وماندگاری طبق تبصره ی1 ودر مشتری وآری طبق تبصره ی 2 الحاقی است.

ج39-حالت اول : حرف ی طبق تبصره ی1 الحاقی باشد اما از نظر نوع دستوری در واژه های قافیه با هم فرق داشته باشند .این مورد در :

      تو بگفتی که به جای آرم وگفتم که نیاری        عهد وپیمان وفاداری ودل بندی وباری  

که در ادامه آن را با تاری ( تاریک) قافیه کرده است وملاحظه می کنیم که در سه واژه ی فقافیه که در این شعر به کار رفته است ( نباری، یاری، تاری)ی به تر تیب به عنوان شناسه فعل حاصل مصدر ونسبت به کار رفته است.

حالت دوم: حرف ی طبق دو تبصره ی مختلف (1،2) الحاقی باشد در این مورد نیز شعری را بررسی می کنیم که می فرماید:

آخر نگاهی باز کن وقتی که بر ما بگذری       یا کبر منعت می کند کز دوستان یاد آوری

که قافیه های دیگر این غزل عبارتند از    : منظری ، صورتگری ، مشتری ، عنبری ، پری ، دری، ( در هستی )  دری ( منسوب ) می خوری ، بگذری ، می پروری ، وسامری که در واژه های مشخص شده ( ی ) طبق تبصره ی ( 2) الحاقی می باشد.

 

س40- در تبصره ی 2 آمده است اگر دو واژه ی مثل ( بر ه وتره) با هم قافیه شوند ، اگر چه (ه) جزو کلمه اصلی است الحاقی به حساب می آید.در این صورت آیا روی را می توانیم (ر) به حساب آوریم  . یا در دو واژه ی علی ومنجلی که طبق تبصره ی 2 (ی) الحاقی است آیا (ل) روی است ؟

یا در این کلمات روی صدق نمی کند .چون اگر روی به حساب آوریم تا با تعریف روی که آخرین  حرف کلمه ی اصلی است جور در نمی آید.

 

ج40- روی آخرین حرف از حروف اصلی قافیه است ؛بنابر این در بره وتره (-ِ) = (ه) حرف الحاقی است ،حرف (ر ) روی به حساب می آید ودر دو کلمه علی ومنجلی (ی) الحاقی است و0(-َ ل ) حروف اصلی قافیه ؛بنابر این روی حرف (ل) است .

 

س41- در پاورقی کتاب (ص) آمده است که مصوت کوتاه –ِبه ندرت اساس قافیه قرار گرفته است به خصوص زمانی که الحاقی داشته باشد  مثل:

هرکجا ذکر او بود تو که ای           جمله تسلیم کن بدو تو چه ای

که روی –ِجزو حروف اصلی؟

اگر اساس قافیه مصوت کوتاه –ِ باشد با هیچ یک از 2قاعده جور در نمی آید.

اول باید گفت در این کلمات حرف روی چیست؟

دوم باید گفت اگر اساس قافیه مصوت کوتاه –ِ باشد کدام یک از دو قاعده شامل حال این می شود.

اگر اساس قافیه مصوت کوتاه –ِ باشد کدام یک از دو قاعده  ی 1و2 اساس ساختار قافیه قرار گرفته است؟

ج41- کلماتی از این دست که واژه های قافیه قرار گرفته اند  بسیار محدود هستند بنابر این کم تر به این مورد توجه شده است اما به هر حال همان مصوت کوتاه –ِ به عنوان آخرین حرف از حروف اصلی قافیه به عنوان روی محسوب می شود.    وهیچ یک از قواعد 1و2 در ساختار این قافیه ملاک عمل وقابل استفاده نیستند پس به این دو قاعده برای تبیین بیت آخر استفاده نکنیم واین مورد را قاعده ی سومی بدانیم که به علت کم کاربرد بودن به عنوان یک تبصره یا استثنا بیان می شود وضرورتی هم ندارد به تفصیل آن پرداخته شود .

 

س42- در دو واژه ی قطره وذره قافیه صحیح نیست چون حروف اصلی مشترک ندارند  حال اگر حروف الحاقی داشته باشند می توان طبق تبصره 3 قافیه را صحیح به حساب آوردمثل  تر ، بر، (قافیه نادرست) تری ، پری،  ،چون الحاقی دارد صحیح است یا کلماتی که از نظر خطی قافیه آن ها غلط است می توان با اضافه کردن حروف الحاقی ، قافیه کرد مثل لذیذ ی ، حظی و....

ج42- در قاعده ی 2 وقتی اساس قافیهیعنی حروف اصلی بر اساس الگوی هجایی ( مصوت +صامت +صامت=روی)  بنا شده باشد لازم است که یکسانی خطی را در صامت اول رعایت کنند به ندرت دیده شده است که ایسن یکسانی در صامت اول رعایت نشده است ئاین در مواردی است که دو حرف قریب المخرج باشند چنان که فردوسی می فر ماید :

به نام خداوندتنزیل ووحی         خداوند امر وخداوند نهی

ویا سعدی می فرماید:

چه مصر وچه شام وچه بر وچه بحر        همه روستایند وشیراز شهر

قدما به این حرف ساکن جز( و/ا /ی) قید می گفتندو چنان که اشاره شد التزام حرف قید در قوافی واجب است .لازم به ذکر است که داشتن حروف الحاقی در چنین مواردی تأثیری در حرف قید ندارد؛بلکه فقط حرکت پیش از روی (توجیه) را می توان با افزودن پسوند تغییر داد؛ چنان که حکیم انوری مشتری وشاعری وعنصری را قافیه کرده است.اما در مورد سوال قافیه کلمات حظی ولذیذی موضوع متفاوت است وبا الحاقی  گرفتن ی ،آن چه باقی می ماند ،ظ، ویذ است که به هیچ شکلی اساس قافیه قرار نمی گیرند ؛ چون در آن مورد خاص نیز باید مصوت ها کوتاه باشد ومتفاوت ؛اما در این مورد ظ داریم ویذ .

 

س43- در صفحه ی 10نوشته شده است در صورتی پسوند وپیشوند واژه ی قافیه محسوب می شوند که تکرار نشود مثل :لولیان ، پروان ، چون ان در واژه ی لولیان  نشانه  ی جمع است ودر واژه ی روان نشانه  ی صفت حالیه است  به همین دلیل قافیه صحیح است ولی در زلفکان ورخان چون ان در هر دو نشانه ی جمع است قافیه صحیح نیست.سوال در این جاست که  :

1-    آیا ان به تنهایی اساس قافیه قرار می گیرد یا اساس قافیه لولیان وروان است؟

2-   اگر ان واژه ی  قافیه است   پس چرا در کتاب از سالهای قبل ( 70) تاکنون زیر دو واژه ی لولیان وروان خط کشیده است؟ وازطرف دیگر این بیت مطلع غزل مولوی است  .با قافیه های آسان، زیان ، و....آیا می شود در بیت اول واژه ی قافیه ان ودر بیت های دیگر یک واژه ی معنا دار مثل آسمان وزیان و.... باشد ؟همچنین در هیچ کتابی آن را به تنهایی واژه ی قافیه نگرفته اند .در کتاب عروض وقافیه دکتر شمیسا آمده است :چون ان در واژه ی قافیه تکرار شده است قافیه صحیح است  مثلاً روان، لولیان .نه این که ان واژه ی قافیه است .

ج43- بهتر بود در کتاب درسی می گفت در صورتی پسوند وپیشوند اساس قافیه محسوب می شود که تکرار نشود تا این اشکال پیش نیاید اما به  هر حال استنباط شما صحیح است وان در مثالهای فوق واژه ی قافیه نیست، بلکه حروف اصلی قافیه است اما در مثال زیر – که بر ودر جدا نوشته می شوند خود در  حکم واژه های قافیه هستند ور در آنها حروف اصلی قافیه است ونمی گیرد ردیف به حساب می آید:

دلم جز مهر مهرویان  طریقی بر نمی گیرد          زهر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد

 

س43- در بیت : کنون با خرد باید انباز گشت            که فردا نماند ره باز گشت

واژه ی قافیه کدام است؟آیا انباز وباز واژه ی قافیه وگشت وگشت ردیف است ؟یا این که گشت وگشت به دلیل متفاوت بودن معنا قافیه است وردیف ندارد.

ج43- به نظر می رسد گشت وگشت با این که معنایشان متفاوت است ، ردیف است زیرا این بیت مطلع غزل سعدی است و اگر این دو واژه را قافیه به حساب آوریم با ردیف های دیگر ابیات تناقض پیدا می کند بنابر این انباز وباز واژه ی قافیه وگشت وگشت ردیف است.0

 

 

[ چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ٧:۱۳ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed