ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

شعر فارسی - فلک،دنیا،جسم ،شادی و طبیعت در دیوان حکیم ناصربن خسرو قبادیانی .

        حکیم ناصربن خسرو بن حارث ،نامداری که عقاید دینی و اخلاقی بویژه اصول مذهب اسماعیلی  را _که سخت بدان پایبند ومسؤل بوده است _ در قالب  نظم عرضه داشته است .

       ناصربن خسرو با ارایه ی اثر منظوم خود ،خواننده را به سیاحت در دنیای انسانی کامل دعوت میکند ؛کمالی حاصل از ایمان ،عقیده و فضایل اخلاقی .

        انسان کامل ِناصرخسرو از هنگامی که به عالم هستی گام می نهد تلاش بی وقفه ی خود را برای رسیدن به کمال روح و جان آغاز می نماید ؛ جسم را به کناری می نهد و خویش را مشغول دنیا نمی سازد .

جسم مَرکب ِ جان اوست و دنیا تنها ، جایگاه کسب علم و دانش و فضیلت ؛ انسان کامل او فرصتی برای آسودگی و درنگ ندارد؛ چه آنکه جسم شایسته ی آسایش نیست و آسودگی روح و جان نیز تنها در جهان باقی میّسر است . در سراسر این تلاش و مبارزه ی نفس گیر شادی و خوشی و بهره ی جسمانی را مجالی نیست .اگر خواننده مجذوب زیبایی و بهار و طبیعت شود و لحظه ای از مقصود باز ماند ، ناصر خسرو بر او نهیب می زند که :

مکن دست پیشش اگر عهد گیرد                ازیرا که در آستی مار دارد

و عروسی که خود با سخنان خویش می آراید :

عروسی بهاری کنون از بنفشه          گشن جعد وز لاله رخسار دارد

و مخاطب را به نظاره می خواند :

بیا تا ببینی شگفتی عروسی                که زلفین و عارض به خروار دارد

اما دیری نمی گذرد که حقیقت را به گونه ای دیگر معرفی می کند :

چه گویی که پوشیده این جامه ها را            همان گنده پیر چو کفتار دارد؟

و خواننده دلزده و آزرده چشم از تمامی مواهب فرو می پوشد و به کلاس حکمت و وعظ ناصرخسرو باز می گردد و بهره ی زندگی را به جهان دیگر می نهد که :

ازینجا همی خیزدش غلّه لیکن            بدان عالم دیگر انبار دارد

و آنکه به این زیبایی ها رو می کند بی هوش و نابخرد است :

سوی خویش خواند همی بی هشان را            همه سیرت و خوی طرّار دارد

در کلام او همواره در خدمت دین و علم بودن سبب ارزش است تا آنجا که ناصرخسروی ستیهنده ، عبوس و محزون را - که قصاید خود را چون شلاق بر پیکر روح انسانهای وابسته به جهان و فریفته ی مکر دنیا فرود می آورد و از طبیعت میگریزد و از خنده جز تلخی نمی چشد – شاد می نماید ؛ آنچنانکه کسی را یارای غمگین ساختن او نیست :

شاد من از دین هدی گشته ام                پس که تواند که کند غمگنم

فلک ، دنیا و جسم موضوعاتی هستند که توان پذیرش بار منفی را با توجه به ساختار فکر اخلاقی و دینی و باورهای عامه دارا می باشند اما طبیعت و شادی واژه هایی هستند که خواننده انتظار دارد پس از حضور بی وقفه در میدان مبارزه با نکوهیده ها و زشتیها و آموزش مفاهیم دشوار فلسفی و حکمی و ستیزه با جسم و جهان و روزگار ، لحظه ای هر چند اندک در سایه ی آنها بیارامد و تن و توش باز یابد ، لیکن این حکیم خستگی ناپذیر سستی و کاهلی بر نمی تابد ؛ مضامین طبیعت و شادی در دیوان او حکم تله ای دارند که افراد غافل و کامجو را به دام می افکنند و اینگونه تنها شرط کامیابی در جهان ناصر خسرو کسب علم و عمل به دستورات دین است .

بدینگونه ناصر خسرو در سراسر دیوان خویش و با همه ی توان با جهل و جاهلان عامی پیکار نموده و آثار خود را به گونه ای پرداخته که جز طالب علم و اخلاق به سراغ آنها نمی رود و مبارزه ی بی امان او در راه عقیده و فضایل اخلاقی که در اعماق جانش ریشه دوانده بود ؛ پس از او با آثارش از میان صخره های مرتفع یمگان پیوسته و تا همیشه انعکاس خواهد یافت.

نقل تنها با ذکر منبع boshrabaran.persianblog.ir

[ شنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ٧:۱٢ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed