ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

ادبیات فارسی - آموزش آسان عروض

         همه ی همکاران فرهیخته می دانند که درس قافیه و عروض در مقطع پیش دانشگاهی درسی نو و حتی برای بعضی از دانش آموزان عزیز رعب آور است.بنابراین قصد داریم که این درس بسیار شیرین و فنی به گونه ای برای فراگیران آسان جلوه نماید،که با رغبت تمام به یادگیری این درس بپردازند.

           آنچه در این وجیزه پیش رو دارید حاصل سال ها تجربه و تدریس در کلاس های مختلف است از این رو لازم ندانستم که ارجاع و پانوشته هایی بدان بیفزایم.

              درآغاز لازم می دانم  به توضیح چند اصطلاح مهم و کلیدی این درس ؛ عروض، حرف،وزن، هجا و تقطیع بپردازم.

             عروض - علمی است که قواعد تعیین اوزان شعر(تقطیع) و طبقه بندی اوزان را، از جنبه ی نظری و عملی به دست می دهد.

           حرف – هر واژه ای از اجزای کوچک و بی معنی ساخته می شود که به آن حرف گفته می شود و در عروض صورت ملفوظ  (واج)مورد نظر است نه شکل خطی آن .حرف خود به دو نوع؛ مصوت و صامت تقسیم می شود که مصوت هم به دو نوع مصوت بلند  (ا،و،ی)و مصوت کوتاه ( ــــــــــ ) است. غیر از این شش حرف، بقیه ی حروف صامت هستند.

           وزن – از تساوی و رویارویی هجاهای کوتاه و بلند نظمی در گفتار حاصل می شود که به آن وزن می گویند.

           هجا- مقدار صوتی که با هر ضربه ی هوا از ریه به بیرون می آید را هجا می گویند. تعداد هجای هر واژه وابسته به تعداد مصوت موجود در آن واژه است. هجا نیز به سه نوع کوتاه (u )،بلند (- ) و کشیده (- u ) تقسیم می شود.

        تقطیع – قطعه قطعه کردن واژه ها به صورت هجا،هجا را تقطیع هجایی و قطعه قطعه کردن مصراع یا بیت را به ارکان عروضی تقطیع به ارکان می نامند.

          نا گفته نماند که هر کدام از موارد فوق در جای خود مفصلا  با مثال خواهد آمد.

         اما منظور نگارنده از این سطور بسیار مختصر این است که مهم ترین نکات تعیین وزن شعر فارسی را که به یاد گیری آسان درس عروض کمک می کند ، یاد آوری نماید.

         نکات قابل توجه در تعیین وزن شعر فارسی عبارتند از:

     1) درست خواندن و درست نوشتن شعر فارسی (خط عروضی)   2) تقطیع هجایی  3)تقطیع به ارکان 4) اختیارات شاعری                                                

          در خط عروضی و تقطیع هجایی رعایت موارد زیر ضرورت دارد:

   1)در خط عروضی صورت ملفوظ (گفتاری)واژه ها نوشته می شود نه شکل مکتوب (نوشتاری )

        خواهش = خاهش   ،    تو = ت    ،    که =  ک     و...

   2) هرمصوت بلند از نظر امتداد (مقدار کشش صدا یا آوا) دو برابر مصوت کوتاه یا دو واج محسوب می شود.

     ( با ، بو ، بی ) هر کدام سه واج شمرده می شود ؛ چون یک واج صامت (ب)+ یک واج مصوت بلند (ا ، و، ی) است که خود از نظر امتداد دو واج  به حساب می آید.

   3) در هر واژه به تعداد مصوت (کوتاه یا بلند) هجا یا بخش وجود دارد ؛ مثلا   کلمه ی " برادر " سه هجا دارد؛ سه مصوت

  ( ـــــــــ   ) دارد.

    4)هر مصوت (کوتاه یا بلند ) همیشه دومین حرف هجاست.چنانکه در واژه ی ( کتاب )می بینیم که مصوتهای ( ـــ ) و  "ا  هر کدام دومین حرف هجاست. مصوت بلند زمانی مصوت بلند و دو واج محسوب می شود که هم دومین حرف هجا باشد

  وهم صدای ( آ ،او ، ای) بدهد.مثال: باد ،بود،بید و...

     5)نون ساکن(ن )بعد از مصوتهای بلند ( ا ، و، ی ) در یک هجا در خط عروضی به حساب نمی آید؛یعنی ،واژه های "جان ،

     خون و دین ) به ترتیب به صورت ( جا ، خو ،دی ) خوانده می شوند یا به حساب می آیند.

     نکته- اگر " چون " به معنی ( مثل و مانند =حرف اضافه و زیرا و هنگامی که=حرف ربط) باشد، ( ن) ساکن در خط عروضی حذف نمی شود و اگر به معنی ( چرا ،چطور و چگونه )باشد،( ن ) ساکن در خط عروضی حذف می گردد.

          زفراق چون ننالم من دل شکسته چون نی                   که بسوخت بندبندم ز حرارت جدایی

      6) "آ" در خط عروضی و در آغاز هجا سه واج به حساب می آید؛ چون در واقع برابر است با " همزه( ء) + ا"

   که همزه یک حرف صامت و "ا" یک مصوت بلند است که خود دو واج شمرده می شود. مثال:

       آب،مرآت، قرآن، مآخذ و...

      7)اگر حروف (ا،و،ی)حروف اول و سوم و چهارم هجا باشند،در این صورت صامت به حساب می آیند و دیگر دو واج

  شمرده نمی شوند. نمونه: در( ابر، وقت ،یاد) = حرف اول ، در ( مبدا ، نو، سیل )=حرف سوم  و در ( ناو ، چای) =حرف چهارم هجا هستند که در هر حال چون دومین حرف هجا نیستند و صدای (آ،او، ای) نمی دهند، مصوت نیستند بلکه صامت

 به حساب می آیند.

      8)اگر پیش از همزه حرف صامت باشد،همزه می تواند در تلفظ و خط عروضی حذف شود؛    پیش از= پیشز، 

   دانش آموز = دانشاموز ، دل افسرده = دلفسرده و...

      9) در خط یا املای عروضی مصوتهای کوتاه ــــــــــــــ یا حرکات باید نوشته شود تا در شمارش واج کمک کند.

               س  لا  مت   می  ک  نم  از  د  ل  از  جان  = سلامت می کنم از دل و از جان

   10) حرف ربط یا عطف (و) همچون ضمه ای روی حرف پیش از خود قرار می گیرد؛ چنانکه روی (ل ) در مصراع بالا     

    به کار رفته است.یا  " من و تو " را  می خوانیم " م/ ن/ ت "  ، مرگ و زندگی " را می خوانیم " مر/ گ / زن /د /گی "

     11) حروفی که در بعضی از واژه ها نوشته می شود ولی خوانده نمی شود در خط عروضی نیز حذف می‌شود؛

       خویش = خیش،  چه= چ ، تو = ت و...

       12)حروف مشدد در املای عروضی دو بار نوشته می شود؛ دقت = دق/قت         شدت = شد/دت و ...

 

پس ازانجام تقطیع هجایی و نگارش واژه­ها با املا یا خطّ عروضی وعلامت گذاری هجاهابه صورت کوتاه( u )و بلند(- ) و زیر هم نویسی دومصراع بیت مورد نظر،با یک نگاه ،علامت های هجایی را به گونه ای جدا می کنیم که درصورت امکان از کنار هم قرار گرفتن هجاها، رکن عروضی تکراری به دست آید یا ارکان اوّلی با سومی ودومی با چهارمی تکرارشود. درغیر این صورت باید ارکان غیر تکراری به گونه­ای باشدکه بعداً بتوانیم در طبقه بندی اوزان شعرجای دهیم.

  15 ) به مجموع چند هجا (حدّاکثر4هجا )یک رکن عروضی می گویند. مثال  : u) - -)، (- - - u )،   ( - u - -) و (- - u  - )که به ترتیب نام هریک از این ارکان عروضی ( فعولن،مفاعیلن، فاعلاتن و مستفعلن ) است.

16) برای نامگذاری هریک از ارکان عروضی مانند اوزان صرفی عربی از سه حرف ( ف، ع،ل )استفاده می شود؛ مثلاً رکن (- - u  )به ترتیب از سه هجای(فَ + عو + لُن)تشکیل شده است که معادل نوایی است. به جای هجای کوتاه از حروف« ف + -َ» و به جای هجای بلند اوّلی ازحروف« ع + مصوّت بلند(و)» و به جای هجای بلنددومی ازحروف « ل+-ُ+ن» طبق الگوی ساختاری هجا در زبان فارسی استفاده می شود.

                17) برای به دست آوردن ارکان عروضی لازم است هجاهای موجوددرمصراع یا بیت را به صورت4تا4تا یا3تا3تایا 4تا3تا یا 3تا4تا جدا کنیم تا بیانگرنظم میان هجاهاباشد؛ مثلاً، اگرهجاهای مصراع « آینه ار نقش تو بنمود راست » را به صورت 4تا 4تا جداکنیم، ارکان عروضی آن به صورت ( - uu -  / - uu - /- u - )مفتعلن،مفتعلن،فاعلن در می آید.

                18) همان طوری که در مصراع بالا به چشم می خورَد، در رکن پایانی ممکن است از یک تا چهار هجا باقی بماند، که در بخش طبقه بندی و نامگذاری اوزان به آن می پردازیم.

                19) برخی ازارکان عروضی می توانند درآغازیامیان یا پایان مصراع بیایند؛ مانند(فعولن یا مستفعلن یا فع لن و...) بعضی از ارکان عروضی در آغاز و میان می آیند امّا در پایان مصراع قرار نمی گیرند؛ چون هجای پایانی آن ها کوتاه است و قبلاً گفته بودیم که هجای پایانی مصراع یا بیت همیشه بلند است.پس این ارکان را می توان ارکان عروضی غیر پایانی نامید. مانند( مستفعلُ، مفاعیلُ،فاعلاتُ و...) چند رکن عروضی که فقط در پایان مصراع واقع می شوند و در آغاز و میان مصراع نمی آیند ،و به آن ها ارکان عروضی پایانی می گویند،عبارتند از:  فع(-)و فَعَل(u -)

 20)  بهترین ارکان عروضی یا درست ترین وزن به دست آمده، آن است که از ارکان تکراری حاصل شود .تا زمانی که  ازجدا کردن هجاهای موجود، رکن های تکراری به دست می آید، تقسیم بندی هجاها در غیرآن صورت درست نخواهد بود؛مثال:  تقطیع هجایی و تقطیع به ارکان مصراع « اگر تو زآموختن سرنتابی»تنها به صورت(  - -  u/u - - /u - - /u  - -)درست است؛زیراکه از رکن تکراری( u - - // فعولن ) به صورت 3تا3تا جداکردن هجاهای موجود در مصراع حاصل شده است. وهرگونه تقسیم بندی دیگری غیراز صورت بالا در این مصراع غلط است. البته تکرار رکن اوّل با رکن سوم ورکن دوم با رکن چهارم در برخی از ابیات نیز درست است که دراین صورت هردوشکل3تا 4تا یا 4تا 3تا جداکردن هجاها درست است ؛مثال:

 تقطیع مصراع( دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را )به هردوشکل 3تا 4تا یا 4تا 3تا جداکردن هجاها درست است. ( - - u -/  u - - /  - - u / - u - - )مفعول/فاعلاتن/مفعول/فاعلاتن یا ( - - u - / u - - /   -  - u - /   (- - u مستفعلن/فعولن/ مستفعلن / فعولن

                21) درهر مصراع حدّاقل دو رکن و حدّاکثر چهار رکن عروضی وجود دارد.در هر رکن عروضی       می­تواند یک تا چهار هجا باشد.

                22) درهررکن عروضی سه هجای کوتاه و چهار هجای بلند کنار هم نمی آیند؛چون معادلی برای چنین ارکان وجود ندارد؛مثل: ( u u u- یا – u u u )هم چنین ( - - - -  )

                23) به ارکان عروضی تکراری در هر مصراع یا بیت « متّحدالارکان یا متّفق الارکان »؛ مثل (فاعلاتن/فاعلاتن/فاعلاتن/فاعلن ) و به ارکان غیر تکراری «مختلف الارکان یا ارکان متناوب » گفته          می شود؛مثل (مفعول/ فاعلاتن/ مفعول /فاعلاتن)

                24) به مجموع چند رکن عروضی، بحرعروضی می گویندکه همان نام وزن شعر است.درطبقه بندی اوزان ، مبنای نامگذاری وزن شعر، یک بیت است که مجموع تعداد ارکان موجود درآن ، با توجّه به نوع رکن عروضی نامگذاری می شود .

مثلاً نام وزن حاصل از  چهار بارتکرار رکن« فعولن»  در هر مصراع، بحر متقارب مثمّن سالم است.بنابراین وزن حاصل از تکرار رکن« فاعلاتن» بحر رمل و تکرار« مفاعیلن»بحرهزج و «مستفعلن» بحررجز نامیده      می شود. غیر از ارکان ساده­ی مذکور، ارکان ترکیبی نیز وجود دارندکه برخی از آن ها عبارتند از:

مفعول فاعلاتن ( مستفعلن فعولن)= بحرمضارع اخرب                  مفاعلن فعلاتن = بحرمجتث مخبون

 مفعول مفاعیلن = هزج اخرب                                                           فعلات فاعلاتن = بحر رمل مشکول

                لازم به یادآوری است که مهم ترین ارکان عروضی شعر فارسی 19تاست .

پرکاربردترین وزن شعر فارسی « مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن » بحر مجتث مثمّن مخبون محذوف است. تا کنون در تعیین وزن شعر فارسی،به سبب رعایت تساوی و رویاویی هجاهای کوتاه و بلند، هیچ مشکلی در تطابق دو مصراع یک بیت وجود نداشت. امّا گاهی در تقطیع هجایی و خطّ عروضی با وجود رعایت تساوی هجاهای دو مصراع ، به رویا رویی هجاهای کوتاه و بلند برمی خوریم که موجب  اختلاف وزن دومصراع یک بیت می شود .دراین صورت ناگزیریم که تغییراتی در تلفّظ یا وزن کلمات ایجاد کنیم تا  وزن مناسب و هماهنگ حاصل شود.به این گونه تغییرات در تلفّظ و وزن که بنا به ضرورت ایجاد می شود، اختیارات شاعری می گویند. نگارنده امیدوار است که در شماره­ی بعدی به مدد حضرت باری تعالی بتواند درباره­ی « اختیارات شاعری » و انواع آن به طور مختصر و مفید توضیحاتی بنگارد. 

«باآرزوی توفیقات روز افزون برای همه­ی همکاران فرهیخته»

جمعلی آهنگر سماکوش دبیر دبیرستان ها و مراکز پیش دانشگاهی شهرستان بابل

[ جمعه ٩ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ٥:٢٤ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed