ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

ادبیات فارسی - ویژگی های زبان ابراهیم بیگ مراغه ای در سیاحت نامه

سهیلا ناظمی

دکتر محمدعلی آتش سودا

چکیده

درس حاکم و فراشان (ادبیات فارسی 1) برگزیده‌ای از کتاب سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ نوشته زین‌العابدین مراغه‌ای است. با توجه به این که سیاحت‌نامه کتابی است که کمتر مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و به عنوان یکی از آثار ساده‌نویسی عصر مشروطه حائز اهمیت است، نگارنده بر آن است تا ویژگی‌های زبان مراغه‌ای را در سیاحت‌نامة ابراهیم بیگ مورد بررسی قرار دهد تا شاید برای استفاده دبیران ادبیات فارسی مقطع متوسطه و دانش‌آموزان عزیز مفید واقع شود. روش تحقیق در این مقاله به صورت کتابخانه‌ای و بر اساس مطالعه، یادداشت و فیش‌برداری است.

 کلیدواژه‌ها: سیاحت‌نامه، ابراهیم‌ بیگ، مراغه‌ای، زبان

 مقدمه

سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ در سه جلد کاملاً جدا و مستقل نوشته و ارزش آن بیشتر از جهت انتقادی است که به اوضاع نابه‌سامان زمان خود دارد. چنان که مراغه‌ای می‌گوید: «تا به حال کسی مطلبی که حاوی حب وطن باشد، ننگاشته است.» (مراغه‌ای، 552:1388) و کسروی معقتد است کسانی به ارزش این کتاب پی برده‌اند که در آن روزگار این کتاب را خوانده و آن را به عنوان یکی از عوامل بیداری ایرانیان در آن روزگار شناخته‌اند. (کسروی، 53:1388)

مراغه‌ای علاوه بر انتخاب موضوع از نظر شیوة‌ نگارش نیز تحولی عظیم در ادبیات به وجود آورده است. (آرین‌پور، 310:1372) به طوری که در خصوص ویژگی نثر کتابش می‌گوید: «فواید دیگرش سرمشق اختصار و ساده‌نویسی مطالب است.» (مراغه‌ای، 553:1388)

شیوه نگارش جلد اول با جلد دوم و سوم از هر نظر متفاوت است. در جلد اول، مراغه‌ای از طنز بسیار بهره برده است. او بسیاری از انتقادهای خود را با لحنی طنزآمیز، بسیار زیبا و تأثیرگذار بیان کرده است اما در جلد دوم و سوم از طنز خبری نیست و قالب بیان، داستانی سوزناک است که هر خواننده‌ای را متأثر می‌کند در خصوص سیر حوادث داستان نیز باید گفت: «سیر حوادث به خصوص در جلدهای دوم و سوم بسیار کند و ناهموار است وگاهی صورت گزارش و وقایع‌نگاری به خود می‌گیرد.»(آرین‌پور، 310:1388)

پیش از این، یحیی آرین‌پور در کتاب از صبا تا نیما و ملک‌الشعرا بهار در سبک شناسی از مراغه‌ای به عنوان یکی از آغازگران سبک ساده‌نویسی یاد کرده‌اند و مختصری در باره زندگی‌نامه، ویژگی سبکی و اندیشه او آورده‌اند. محمدعلی سپانلو نیز بر کتاب سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ مقدمه‌ای نوشته است اما هیچ کدام به طور مفصل به بررسی ویژگی‌های زبان مراغه‌ای در سیاحت‌نامة ابراهیم بیگ نپرداخته‌اند. مقاله حاضر به بررسی عناصر عامیانه، لحن رسمی، زبان ادبی، عناصر غیر فارسی و آسیب‌شناسی زبان مراغه‌ای اختصاص داده شده است.

 

ویژگی‌های زبان مراغه‌ای در سیاحت نامه

زبان نوشتاری سیاحت‌نامه نسبت به دوره‌های قبل بسیار ساده است. عبارت‌های پیچیده و طولانی و جمله‌های پیوسته و پی‌درپی کاهش یافته‌اند؛ مخاطبان مراغه‌ای مردم عادی هستند؛ از این رو او معتقد است که به اقتضای زمان و با در نظر گرفتن نوع مخاطبان باید ساده نوشت و از کلمه‌های واضح و عبارت‌های ساده استفاده کرد تا باسواد و بی‌سواد بتوانند از کتاب بهره ببرند. او به شاعران و نویسندگان نیز توصیه می‌کند که اشعار و نوشته‌های ساده بنویسند تا برای همگان قابل فهم باشد.

کتاب از حیث فنی و هنری نقایص و معایب بسیاری دارد اما با وجود همة این‌ها، نثری بسیار ساده و دلپذیر دارد که خواننده را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. بیان این کتاب گاه به صورت طنز و گاه جدی است. از جهت کاربرد آرایه‌های ادبی در سیاحت‌نامه می‌توان گفت که این کتاب ارزش ادبی چندانی ندارد و بیشتر ازجهت پرداختن به اوضاع آن روز حائز اهمیت است.

 1. کاربرد عناصر عامیانه

مراغه‌ای از مردم کوچه و بازار است و از زبان مردم عادی یعنی ضرب‌المثل‌ها، اتباع، اصوات و... بهره می‌برد. در اینجا عناصر عامیانة موجود در سیاحت‌نامه را بررسی می‌کنیم.

 

الف. اسم مصغر

«اسمی است که مفهوم خردی و کوچکی را می‌رساند؛ نشانه تصغیر در فارسی چه و ـَک است که به آخر اسم افزوده می‌شود. در زبان کوچه بازار به آخر مرد و زن هر دو نشانة تصغیر -کَ و ه افزوده می‌شود.» (احمدی گیوی و انوری، 105:1388)

«این زنکه مثلاً‌ اصفهانی است.» (مراغه‌ای، 79:1388)

ب. اصوات

«صوت لفظی است که معمولاً از صداهای طبیعی گرفته شده و بیانگر صداهایی از قبیل صوت خاص انسان یا حیوان، صوت خواندن و راندن جانوران و به صوت به هم خوردن چیزی به چیزی است.» (احمدی‌گیوی و انوری، 104:1388)

«ناگاه شنیدم در اتاق را طراق طراق می‌‌زنند.»(مراغه‌ای، 368:1388)

 پ. تکرار

تکرار آن است که یک کلمه یا اصطلاح در جمله دو بار تکرار شود. مراغه‌ای در سیاحت نامه بسیار از تکرار به جهت تأکید استفاده کرده و می‌توان گفت یکی از ویژگی‌های نثر مراغه‌ای است.

«دروغ بود که دامن دامن و خرمن خرمن به مجلس می‌افشاندم.»(همان:75)

ت. اِتباع

«اِتباع در لغت به معنای در پی کسی رفتن و پیروی کردن و در اصطلاح دستور، لفظی است مهمل و بی‌معنی فاقد معنی روشن که به دنبال اسم یا صفت می‌آید برای تأکید و گسترش معنی‌ آن‌ها یا بیان نوعی مفهوم جنس و قسم.» (احمد‌گیوی و انوری، 100:1386)

«گفتم پول و مولی در بساط نیست.» (مراغه‌ای، 73:1388)

 ث. ضرب‌المثل

ضرب‌المثل به معنای مثل زدن، مثل آوردن و داستان زدن است. (فرهنگ معین، ذیل کلمه) ضرب‌المثل در بین مردم عادی بسیار رایج است؛ زیرا با وجود لغاتی محدود، بار معنایی وسیعی دارد. مراغه‌ای در سیاحت‌نامه از ضرب‌المثل‌های بسیاری استفاده کرده است.

«سالی که نکوست از بهارش پیداست.»(مراغه‌ای، 560:1388)

 ج. شبه جمله

«اگر بخواهیم حالت‌های روحی و درونی خود چون شادی، تعجب، درد، افسون و مانند آن‌ها را بر زبان بیاوریم، معمولاً از کلمه‌هایی همچون بَه، وَه، آه، آوخ و جز آن استفاده می‌کنیم که این کلمات را شبه جمله یا صوت می‌گویند.» (احمدی‌گیوی و انوری،‌166:1386)

«بارک‌ الله! باید خورد و خوراند.» (مراغه‌ای، 340:1388)

چ. شکسته نویسی

در زبان عامیانه گاهی کلمات خرد می‌شوند؛ یعنی یک یا چند حرف از کلمه می‌افتد یا حرفی به حرف دیگر تبدیل می‌شود . شکسته نویسی یکی از ویژگی‌های نثر مراغه‌ای است و کاربرد آن بیشتر در نقل قول‌هاست.

اُوی به جای آهای

«یکی از آن میان صدا کرد: اوی همشهری، بلیت خودتان را بیاورید.»(همان:53)

 ح. ناسزا‌های عامیانه

یکی از ویژگی‌های نثر عامیانه ناسزاهایی است که نویسنده از زبان مردم کوچه و بازار بیان می‌کند

«پدرسوخته، تو غلط می‌کنی.» (همان:38)

 2. لحن رسمی

سیاحت‌نامه به خصوص در نقل قول‌ها دارای بیانی عامیانه است اما لحن رسمی هم در بعضی از جمله‌های آن دیده می‌شود. نویسنده در آنجا که خود سخن می‌گوید، از کلمه‌ها و عبارت‌های مؤدبانه استفاده می‌کند.

«همین قدر مرحمت فرموده دکان خوبی به من نشان بدهید و خودتان هم امروز با ما طعام تناول فرمایید. مَرهون منت شما خواهیم بود.» (مراغه‌ای، 68:1388)

 3. زبان ادبی

یحیی آرین‌پور در کتاب از صبا تا نیما ارزش ادبی سیاحت‌نامه را کمتر از ارزش سیاسی و اجتماعی آن دانسته است. (ر.ک. آرین‌پور، 310:1372) که با نگاهی اجمالی به سیاحت‌نامه می‌توان به درستی سخنان آرین‌پور پی‌ برد. در کتاب، آرایه‌های ادبی لفظی و معنوی دیده می‌شود اما تعداد آنها چندان زیاد نیست چون مراغه‌ای خود اعتراف می‌کند که «معانی و بیان و منطق و برهان نخوانده و علوم و ادبیات ندیده.» (مراغه‌ای، نقل از آرین‌پور، 365:1372) اکنون به چند آرایة ادبی که در سیاحت‌نامه بیش از دیگر آرایه‌ها مشاهده می‌شود، اشاره می‌کنیم.

 الف. استعاره

استعارة مصّرحه

«به کار بردن واژه‌ای به جای واژة دیگر (با قرینه) به علاقة مشابهت است یا تشبیهی که از آن فقط مشبه به، به جا مانده است.» (شمیسا، 161:1385)

«از چنگ آن گرگان خلاص شدیم.» (مراغه‌ای، 157:1388)

گرگان استعاره از: حاکم و اطرافیانش.

 استعارة مکنیّه

«در این استعاره مشبه را ذکر می‌کنند نه مشبه‌به را و آن را در دل و ضمیر به جانداری تشبیه می‌سازند و سپس یرای آنکه این تخییل به خواننده منتقل شود، یکی از صفات یا ملائمات آن جاندار (مستعار منه) را در کلام ذکر می‌کنند.» (شمیسا، 174:1385)

«به معده ممکلت آنان وارد می‌شود.» (مراغه‌ای، 195:1388)

 ب. تشبیه

«تشبیه مانند کردن چیزی است به چیزی؛ مشروط بر اینکه آن مانندگی بر کذب باشد نه صدق؛ یعنی ادعایی نه حقیقتی.» (شمیسا، 66:1385)

«اشک مانند دانة مروارید از گوشة چشمانش می‌چکید.» (مراغه‌ای، 317:1388)

«در بحر غم و الم غوطه‌ور گشته‌اند.» (همان:397)

 پ. کنایه

«کنایه جمله یا ترکیبی است که مراد گوینده معنای ظاهری آن نباشد اما قرینة صارفه‌ای هم که ما را از معنای ظاهری متوجه معانی باطنی کند، وجود نداشته باشد. کنایه ذکر مطلبی و دریافت مطلبی دیگر است.» (شمیسا، 237:1385)

«تا پدر آن‌ها را بسوزانم.» (مراغه‌ای، 75:1388)

کنایه از: آسیب سخت رساندن به او. (فرهنگ میرزانیا، ذیل عبارت)

«از آنجا هم رخت بر بسته روانه راه شدیم.» (مراغه‌ای، 57:1388)

رخت بر بستن کنایه از: بار سفر بستن و رفتن، کوچ کردن (فرهنگ انوری، ذیل عبارت)

ت. تلمیح

«تلمیح یعنی به گوشة چشم اشاره کردن و در اصطلاح بدیع آن است که گوینده در ضمن کلام، به داستانی یا مثلی یا آیه و حدیثی اشاره کند.» (همایی، 386:1368)

«اگر چنانچه بنده خواهد در صفات ذاتیة خدا شرکت نماید، فورا از اوج عزت به خاک مذلتش نشانده و پشة ضعیفی دمار از روزگارش بر آرد.2» (مراغه‌ای 464:1388)

[تلمیح به داستان نمرود و پشه‌ای که دمار از روزگارش در آورد.]

ث. اقتباس‌های قرآنی

«در اصطلاح اهل ادب، آن است که حدیثی یا آیتی از کلام الله مجید را بگیرند و چنان در نظم و نثر بیاورند که معلوم باشد قصد اقتباس است نه سرقت و انتحال.» (همایی، 384:1368) اقتباس چهار گونه است؛ گاهی اشاره به واژه‌ای است که ذهن را به آیه هدایت می‌کند. گاهی اشاره به بخشی از آیه دارد. گاهی کل آیه می‌آید و گاهی نیز ترجمة آن ذکر می‌شود. (خطیبی، 1366: 207-206)

مراغه‌ای در سیاحت‌نامه بیشتر به اقتباس از بخشی از آیات قرآنی می‌پردازد. در مثال‌های زیر آیة ایاک نعبد و ایاک نستعین تمام آیه اقتباس شده است. نصر من الله و فتحٌ قریب اقتباس از بخشی از آیه است.

«به ایاک نعبد و ایاک نستعین3 استعانت جویند و یا نیت پاک راه صراط المستقیم پویند تا لطف خداوندی شامل حالشان گردد.» (مراغه‌ای، 296:1388)

«نه از زیر سایه هما و آیة رایت نصر من الله و فتح قریب4 اسلام خارج گشته، به زیر رایت کفر داخل شدن...» (همان:549)

 ج. درج و تضمین شعر

درج و تضمین اشعار و امثله، مانند اقتباس از آیات و احادیث، در نثر فنی به تقلید از نثر عربی از اوایل قرن ششم به غایت تکلف انجامید. نثر، مصراع‌ها و ابیات شعری را هم در جهت زینت و آرایش کلام و هم در بیان معنی و مفهوم به کار گرفت.(خطیبی،211:1366) «به طور معمول درج و تضمین شعر به صورت یک مصرع یا یک یا دو بیت بود؛ با این همه، گاهی می‌بینیم ابیات متوالی از یک قصیده را در مورد واحد، در پی هم می‌آورند.» (همان:211) مراغه‌ای در نثر سیاحت‌نامه اشعاری را از قارسی و ترکی اقتباس کرده و در بین کلام خود آورده است.

 تضمین با یک مصراع

«ما نیز چون بیگانگان از دور به حسرت بدان نگرانیم. آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد5.» (مراغه‌ای، 216:1388)

تضمین با یک بیت

«کاغذ را باز کرده دیدم که مهدی بیگ نوشته است:

ای که پنجاه رفت و در خوابی      مگر این پنج روزه دریابی6» (همان:422)

 تضمین از ابیات متوالی

«کار پاکان را قیاس از خود مگیر       گر چه باشد در نوشتن شیر و شیر

آن یکی شیر است اندر بادیه       و ان دگر شیر است اندر بادیه

ای بسا ابلیس آدم روی هست        پس به هر دستی نباید داد دست7» (همان: 446)

 4. ارتباط لفظی و معنوی نثر و شعر

 الف. ارتباط لفظی

در پیوستن شعر به نثر گاهی کلمه‌ای یا کلماتی نثر را به شعر می‌پیوندند. چنانکه انتقال از نثر به شعر تا حدی نمودارتر است. (خطیبی، 214:1366)

«گفتم: شیخ چندین قرن پیش سروده:

سعدیا حب وطن گر چه حدیثی است صحیح        نتوان مرد به سختی که من آنجا زادم8»

                                               (مراغه‌ای،365:1388)

 ب. ارتباط معنوی

در پیوستن شعر به نثر گاهی رابطة لفظی دیده نمی‌شود و این بالاترین حد تناسب و کمال در صنعت درج تضمین به شمار می‌آید. (خطیبی، 214:1366)

«بیچاره غافل از اینکه:

نه هر که کله کج نهاد و تند نشست           کلاه داری و آیین سروری داند9.»

                                               (مراغه‌ای،107:1388)

پیوستن شعر به نثر گاهی برای تتمیم و تکمیل، و گاهی برای تأیید و تأکید است.

 

نخست به صورت تتمیم و تکمیل

     «به طریقی که شعر بدون قطع و انحراف، دنباله معنی نثر را بیان نماید.»(خطیبی، 216:1366)

    «بعد از این همه تفصیل، کرم نما و فرود آ که خانه، خانه توست. (مراغه ای، 373:1388)

دوم به طریق توضیح یا تأیید و تأکید

«این نوع، از رایج‌ترین انواع تضمین و درج به شمار رفته و به نسبت، از سایر اقسام بیشتر به کار می‌رود.» (خطیبی، 221:1366)

«غافل بودند از لذت و احترام و عزت ابدی که نام نیک است، تا اسم ایشان در تاریخ مقدس ملی به یادگار بماند.

قارون هلاک شد که چهل خانه گنج داشت        نوشیروان نمرد که نام نکو گذاشت.11» (مراغه‌ای،306:1388)

 5. عناصر غیر فارسی

به دلیل تقلید ایرانیان از ترک‌ها، اروپاییان، اعراب و... از ربع اول قرن چهاردهم، نثر دچار فساد گردید و یک دسته لغات عربی ساختگی، ترکی و فرنگی به ضرورت وارد زبان فارسی شد. این فساد در نثر روز به روز بیشتر می‌شد اما ورود این لغات به زبان فارسی فهم آن را در دچار مشکل نمی‌کرد. چون این گونه کلمات، چه فرنگی و چه عربی، به تدریج وارد زبان شده بود به تدریج هم قابل فهم می‌شد. (ر.ک، بهار، 137: 407-403)

مراغه‌ای در کتاب خود کلمات عربی، فرنگی و ترکی بسیاری به کار برده است که می‌توان کاربرد این گونه کلمات را متأثر از محیط زندگی او دانست.

الف. اختلاط زبان فارسی با زبان عربی، ترکی و اروپایی در سیاحت‌نامه

«از حیث نفوذ زبان عربی در فارسی، نیمة دوم قرن ششم و آغاز قرن هفتم دورة تأثیر شدید زبان و ادب عربی در زبان فارسی بود؛ به نحوی که در برخی از تألیف‌های این دوره تقریبا تمام ترکیب‌ها و بیشتر از نصف مفردات عربی است.» (صفا، 67:1373) نفوذ زبان عربی در عصر مراغه‌ای نسبت به قرن ششم و هفتم کمتر شده است اما همچنان لغات و ترکیبات عربی و استفاده از آیات و احادیث در نثر این دوره دیده می‌شود. در نثر سیاحت‌نامه نیز آمیختگی زبان فارسی و عربی را به وضوح می‌توان دید.

حملة مغول و تاتار و حکومت کردن متمادی این قوم و به کارگرفتن یاسای چنگیزی و اداره کردن مملکت با اصطلاح‌های خاص مغولی باعث شد که زبان ترکی و به ویژه ترکی مغولی در ایران متداول شود و آن چنان در زبان فارسی راه یافت که هنوز هم به صورت کلمه‌های متداول به کار می‌رود. (همان:76) در سیاحت نامه، لغات ترکی بسیاری وجود دارد. علاوه بر این، لهجة ترکی نیز در کتاب دیده می‌شود که می‌تواند به جز دلیل ذکر شده در بالا، علت دیگری نیز داشته باشد و آن این است که زبان مادری مراغه‌ای ترکی است و او تحت تأثیر زبان مادری از لغات ترکی بسیار استفاده کرده است.

لغات و تعبیرات خارجی از زمان مشروطه وارد ایران شد. ورود این لغات به زبان فارسی دلایل بسیار داشت. 1- به فرنگ رفتن جمعی از ایرانیان جهت تحصیل و تجارت. (ر.ک، حکیمی، 1363: 404) 2- بسته شدن قراردادهایی بین ایران و روس و انگلیس و فرانسه. (این امر باعث گردید که عده‌ای از نمایندگان این کشورها به ایران سفر کنند.» 3- ساخته شدن مدرسة دارالفنون به دست امیرکبیر. چون در آن زمان، اورپا از نظر صنعت و علم پیشرفت بسیاری داشت، پس امیرکبیر عده‌ای از معلمین و متخصصین اروپایی را جهت تدریس در این مدرسه استخدام کرد. (ر.ک، همان:23)

 ب. کاربرد واژگان و جملات ترکی

مراغه‌ای ترک زبان است و این امر به طور ناخودآگاه بر زبان نوشتة او تأثیر گذاشته است. «در این کتاب نیز مانند نوشته‌های طالبوف، شیوه نگارش ترکان پارسی‌گو به طور نمایان به چشم می‌خورد و نیز اقامت ممتد نویسنده در خاک روس و عثمانی تأثیر خود را در انشای سیاحت‌نامه به صورت لغات ترکی استانبولی و احیاناً روسی به جای گذاشته است.» (آرین‌پور، 31:1372)

«قراول نزدیک قله فریاد می‌کشید.» (مراغه‌ای، 312:1388)

قراول: نگهبان، مستحفظ، پاسدار (فرهنگ معین، ذیل کلمه)

«ژنده پوش و محتاج حالی و مجبور از بیکاری جهت دهباشی و نایب نخواهید شد.» (مراغه‌ای،710:1388)

دهباشی: مرکب از ده فارسی و باشی ترکی به معنای سرور، رئیس، منصبی دون منصب نائب، در دروة قاجاریه پستی از فراشخانه بالاتر از فراش، سر دستة ده فراش. (لغت‌نامة دهخدا، ذیل کلمه)

«گَده مالاسِن هارابورا ها رالوند خان اُوِلمسان.» (مراغه‌ای،70:1388)

پ. کاربرد واژگان فرنگی

«از اواخر فتحعلی‌شاه رفت و آمد بین ایرانیان و فرنگیان قوت گرفت. جمعی به فرنگ رفتند و با ارمغان‌های تازه از نو باؤه تمدن جدید بازگشتند.» (بهار، 370:1370) یکی از این ارمغان‌ها لغات خارجی و ترجمه لغات و تعبیرات خارجی بود که از زمان مشروطه وارد زبان شد. (همان، 404) مراغه‌ای از آن جهت که تحت تأثیر تمدن غرب قرار دارد و پیشرفت و مدرنیته شدن را در نزدیکی به دنیای غرب می‌داند، در کتاب خود بسیار واژه‌های انگلیسی و فرانسوی و تعداد کمی هم واژه‌های روسی به کار برده است.

«با راه تِراموا12 برقی در ده دقیقه می‌رسم.» (مراغه‌ای،356:1388)

تراموا: [انگلیسی]، راه آهن. (لغت‌نامة دهخدا، ذیل کلمه)

«باز کردن فابریک آدم سازی.» (مراغه‌ای،396:1388)

فابریک: [فرانسوی]، کارخانه. (لغت‌نامة دهخدا، ذیل‌ کلمه)

«قانون دولت عثمانی و کتاب ژاگُون روس و قانون انگلیس و فرانسوی بو.» (مراغه‌ای،105:1388)

ژاگون: [روسی]، قانون روسی، رسم. (لغت‌نامة دهخدا، ذیل کلمه)

 ت. کاربرد واژگان و جملات عربی

واژگان عربی نامأنوس

از اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم، نویسندگان از روی تصنع و تکلف لغات عربی بسیاری به کار می‌بردند اما تعداد بسیاری از این الفاظ، بعدها پیروی نشد و از استعمال افتاد و بسیاری تا قرن سیزدهم هجری دوام آورد. (بهار، 71:1370)

سبک نوشتة سیاحت‌نامة ابراهیم بیک بسیار ساده است و نسبت به آثار قبل از مشروطه لغات عربی نامأنوس کمتری در آن دیده می‌شد اما خالی از این گونه عبارت‌ها نیز نیست.

«به اقبح وجهی معزول گشتند.» (مراغه‌ای،306:1388)

اقبح: زشت‌تر. (فرهنگ معین، ذیل کلمه)

«لهذا برای مسلمانان بزرگی، در حالی که هیچ آثار خیری از خود به یادگار نگذاشته است.» (مراغه‌ای،131:1388)

لهذا: بنابراین

 کاربرد جمله‌های عربی

جمله‌های دعایی عربی

«علمای اعلام و فقهای کرام - رضوان الله علیهم و کثر الله امثال امثالهم - که احکام شریع...» (همان:346)

آیات قرآنی:

«لیس للانسان الا ما سعی13.» (همان:527)

و نمی‌داند این که برای آدمی جزء آنچه به سعی خود انجام داده نخواهد بود؟

 احادیث

رسول اکرم(ص) می‌فرماید: «اکرم الضیف و لو کان کافرا.14» (مراغه‌ای،148:1388)

گرامی بدار مهمان را هر چند کافر باشد.

 جمله‌های مشهور عربی

«الکلام صفت المتکلم» (همان: 634)

صحبت‌ها و سخنان نشان دهندة ویژگی گوینده‌ی آن است.

آسیب شناسی زبان مراغه‌ای

الف. استعمال افعال به صیغة وصفی

«فعل وصفی تنها از بن ماضی + تکواژ صفت مفعولی‌ساز ساخته می‌شود. شخص، زمان و وجه فعل وصفی تابع فعلی است که بعد از آن می‌آید.» (عمرانی، 99:1388)

«سپس همگی رفته، سلام داده نشستیم.» (مراغه‌ای،402:1388)

 ب. عدم دقت نظر در کاربرد آیات و احادیث

مراغه‌ای در کتاب خود از آیات و احادیث زیادی استفاده کرده اما گاهی دیده شده که حدیثی را به عنوان آیه ذکر کرده است. در بعضی موارد نیز کلمات آیه را تغییر داده است.

مثال:

مراغه‌ای حدیث الصبر مفتاح الفرج15 را در حکم آیه عنوان کرده است. «امیدوار باید شد به مضمون آیة شریفة الصبر مفتاح الفرج.» (همان: 549)

او این عبارت را در جای دیگری از کتاب چنین آورده است. «صبر باید کرد که گفته‌اند: الصبر مفتاح الفرج.» (همان: 460) به نظر می‌آید که عبارت الصبر مفتاح الفرج را سخنی غیر از آیة قرآن دانسته است.

مراغه‌ای در عبارت «گویا صم بکم فهم لا یعقلون در شأن ما نزول یافته.» (مراغه‌ای،441:1388) دقت لازم را نداشته است؛ زیرا در قرآن چنین آیه‌ای وجود ندارد. دو آیه شبیه این آیه دیده شده است. 1- صم بکم عمی فهم لا یرجعون16. 2- الصم البکم الذین لا یعقلون17.

 پ. مطابقت موصوف و صفت

«در فارسی مطابقت موصوف و صفت به قاعدة عربی رسم نبوده است. هر جا ترکیب معروف و مصطلح عربی را آورده باشند، رعایت تأنیت در صفت به عمل آورده‌اند. مطابقت صفت و موصوف به شیوة عربی و استعمال پی‌درپی آن در قرن ششم و هفتم رواج گرفته بود.» (بهار، 70:1370)

«فردای آن روز به روضة مطهره مشرف گشته زیارت‌نامه وداع خواندیم.» (مراغه‌ای،59:1388)

 ت. فاصله افتادن بین دو جزء فعل مرکب

فاصله افتادن بین دو جزء فعل مرکب سجده می‌کنند.

«از چهار جانب و شش جهت سجده است که مردم می‌کنند.» (همان:63)

ث. کاربرد نادرست حروف اضافه

به کار بردن حرف اضافة برای به جای به

مثال: «ان شاءالله برای شما بد نگذشت.» (همان: 108)

به کار بردن با به جای به

مثال: «ولی اگر سلطنت با این قرار بماند.» (مراغه‌ای،112:1388)

 ج. کاربرد ضمیر «آن» برای جاندار و «او» برای غیرجاندار

«نگاه حسرتانة محبوبه بر روی او و اشک‌ریزی آن مرا هلاک می‌کند.» (همان: 357)

[محبوبه مرجع آن]

«این بی حمیتان چرا حرمت او را نگه نمی‌دارند.» (همان: 142)

[او مرجع مسجد]

 چ. استفاده از ترکیب‌های نامأنوس به جای ترکیب‌های رایج

«به آیین انگلیسی با یکدیگر آشنایی کردند.» (همان:68)

آشنایی کردند= احوال پرسی کردند

«سلطان را اوقات تلخی زیاد رخ نمود.» (همان: 363)

اوقات تلخی رخ نمود= اوقات تلخی کرد.

ح. استفاده نکردن از «ی» نکره

مراغه‌ای در سیاحت‌نامه گاهی «ی» نکره را از واژه حذف می‌کند.

به کار بدرن بعض به جای بعضی

«بلکه بعض اوقات ناهار و گردش با کالسکه هم، در حساب بود.» (مراغه‌ای،30:1388)

 خ. عدم تطابق نهاد و فعل

«اگر نهاد جاندار باشد، فعل را از جهت جمع و مفرد بودن با آن مطابقت می دهند؛ یعنی، برای نهاد مفرد، فعل مفرد و برای نهاد جمع، فعل جمع می‌آورند.» (احمدی‌گیوی و انوری، 89:1386) مگر در موارد استثنا. در سیاحت‌نامه به مواردی بر می‌خوریم که این تطابق رعایت نشده است.

«انسان خجالت می‌کشد آنان را آل ‌رسول گویند.» (مراغه‌ای،112:1388)

«همه باغات با صفا و سبز و خرم است.» (همان: 184)

«مثل گمرکات و داروغگی ولایات و غیره.» (مراغه‌ای،161:1388)

 ذ. لهجة‌ی ترکی

مراغه‌ای بین ترک و ترک زبان تفاوت می‌گذارد و می‌گوید: اگر ایرانی نژاد به دلیل تاریخی ترکی صحبت کند، او را نباید ترک خواند بلکه او ایرانی است. (همان: 446)

مکازه به جای مغازه

«من می‌دانم تو مکازه نداری.» (همان: 34)

 نتیجه‌گیری

مراغه‌ای ساده نویسی را تنها راه القای اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی خود می داند؛ زیرا با ساده نویسی مطالب قابل فهم‌تر خواهند شد و در نتیجه، مخاطبان بسیاری از مردم کم سواد کوچه و بازار پیدا خواهند کرد. آن صمیمیت و لطفی که مراغه‌ای در زبان و بیان به کار برد باعث شد که این کتاب در بین مردم آن روزگار جایگاه خاصی بیابد و نقش مهمی در بیداری مردم ایفا کند. با نگاهی به آیات و احادیث موجود در سیاحت‌نامه، می‌توان به اندیشة مذهبی مراغه‌ای پی‌برد. همچنین، بین کاربرد لغات فرنگی با روحیة غرب‌گرایی و تجدد طلبی او ارتباط مؤثری وجود دارد و در واقع، می‌توان گفت که مراغه‌ای از یک سو پا در سنت و دردیگر سو، پای در مدرنیته دارد.

 پی‌نوشت:

1. رهن گذاشته شده، گروه نهاده، گروگاه (فرهنگ معین، ذیل کلمه). 2. آیة 26 سوره آل عمران. 3. سورة حمد، آیة4. 4. سورة صف، آیة 13. 5. دیوان حافظ، نسخة محمد قزوینی و قاسم غنی، 1379،ص147. 6. گلستان سعدی، تصحیح محمدعلی فروغی، ص57. 7. مولوی مثنوی معنوی به تصحیح مقدمة یرینولد.ای.نیکلسون، 1370، دفتر اول، ص57. 8. کلیات سعدی، تصحیح محمدعلی قزوینی، ص389. 9. دیوان حافظ، نسخة محمد قزوینیو قاسم غنی، 1379،ص186. 10. دیوان حافظ، نسخة محمد قزوینی و قاسم غنی، 1379، ص36. 11. کلیات سعدی، گلستان سعدی، تصحیح محمدعلی فروغی، باب اول، ص96.

12. Tram Way: واگن راه آهن برقی یا اسبی‌(فرهنگ انگلیسی‌فارسی آریان‌پور، ذیل کلمه). 13. سورة نجم، آیة 39. 14. جامع الاخبار، ص84. 15. شرح نهج‌البلاغه، علامه مجلسی، جلد 2، ص307. 16. سورة بقره، آیة18. 17. سورة انفال، آیة 22.

 مآخذ

1. قرآن کریم، ترجمة الهی قمشه‌ای، انتشارات حر، ج1، 1388.

2. آرین‌پور، یحیی؛از صبا تا نیما، ج2، چ4،‌تهران، زوار، 1372.

3. آریان‌پور، عباس و منوچهر، فرهنگ انگلیسی-فارسی، چ11، امیرکبیر، تهران، 1987.

4. احمدی‌گیوی، حسن و حسین انوری؛ دستور زبان فارسی، ج2، چ3، تهران، فاطمی، 1386.

5. انوری، حسن؛ فرهنگ کنایات سخن، ج2، تهران، سخن، 1383.

6. بهرا، محمدتقی؛ سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی، ج3، چ6، تهران، امیرکبیر، 1370.

7. حافظ شیرازی، خواجه شمس‌الدین محمد؛ دیوان اشعار، تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران، زوار، چ5، 1379.

8. خطیبی، حسین؛ فن نثر در ادب پارسی، تهران، زوار، 1366.

9. دهخدا، علی‌اکبر؛ لغت نامه، ج 14، چ3، تهران، دانشگاه 1325.

10. شمیسا، سیروس؛ بیان، چ3، تهران، میترا، 1377.

11. صفا، ذبیح‌الله؛ تاریخ ادبیات در ایران، چ3، تهران، فردوسی، 1364.

12. علی‌بن ابی‌طالب؛ غرر، ج2، تهران، مفید، 1378.

13. عمرانی، غلامرضا؛ زبان فارسی راهبردهای یاددهی و یادگیری، ج2، چ3، تهران، مبتکران، 1385.

14. کسروی، احمد؛ تاریخ مشروطه ایران، چ5، تهران، نگاه، 1388.

15. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی؛ شرح نهج البلاغه، ج3، تهران، ارشاد اسلامی، 1408.

16. مراغه‌ای، زین‌العابدین؛ سیاحت‌نامة ابراهیم‌بیگ، ج3، چ3، تهران، میترا، 1388.

17. معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، ج6، چ 8، تهران، امیر‌کبیر، 1371.

18. مولانا، جلال الدین؛ مثنوی معنوی، چ2، تهران، شرق، 1370.

19. موحد ابطحی، محمدباقر بن مربضی؛ جامع الاخبار، ج2، قم، موسسه امام المهدی، 1411.

20. میرزانیا، منصور؛ فرهنگنامه کنایه، چ2، تهران، امیرکبیر، 1382.

21. همایی، جلال‌الدین؛ فنون بلاغت و صناعات ادبی، چ6، تهران، هما، 1368.

 

[ دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ٧:۱٢ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed