ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

زبان فارسی - نکاتی پیرامون درس دوم زبان فارسی 3 تجربی – ریاضی

مقدمه:

در ساختار هر یک از اجزا قواعد خاصی به کار می رود بسیار ی از این قواعد ذاتی هستند  و اهل زبان بدون آشنایی آگاهانه از آن ها استفاده می کنند این قواعددر واقع جزئی از « توانش ذاتی » به شمار می روند ولی تبدیل کردن آنها به « دانش آگاهانه ی زبان» ما را در کاربرد بهتر و سودمند تر زبان توانا می سازد.

- بسیاری از خطاهایی که در گفتار ( کنش زبانی) روی می دهد ناشی از نادیده گرفتن این قواعد است برای آشنایی بیشتر با مباحث درس دوم ( = واحدهای زبان) به تعریف برخی از اصطلاحات اشاره می شود.

1- واج = کوچک ترین واحد صوتی (= آوایی) زبان است که گرچه به تنهایی معنایی ندارد ولی تمایز معنایی ایجاد می کند و یک واژه را به واژه ای دیگرتبدیل می سازد.

مثال= سَر، سِر، سُر ====== سار، سور، سیر

 

آن چه که باعث تمایز معنایی شش واژه ی بالایی شد، تغییر آوای دوم هر واژه است پس هر یک از این واحدها یک واج به شمار می رود.

آسانترین راه برای اثبات وجود یک واج در یک زبان، پیدا کردن جفت واژه هایی با معنای متفاوت است که تنها در همان واج در جایگاهی یکسان با یکدیگر تفاوت داشته باشند برای نمونه با مقایسه ی این جفت واژه ها « سار- بار - شاد- باد -  آزاد – آباد - شیر- سیب - خون – خوب - و ....... که تنها تفاوت آنها جایگزین شدن آوای « ب» باآوایی دیگر است این نتیجه حاصل می شود که آوای « ب» در زبان فارسی باعث ایجاد تفاوت معنایی می شود و باید آنها را به عنوان یک واج ( واج/ ب/) رسمیت شناخت.

 

آیا میان واج ها و حرف ها تفاوتی هست؟

1-  میان مجموعه ی حرف ها و مجموعه ی واج های یک زبان معمولاً تناظر یک به یک برقرار نیست. مثلا در زبان فارسی امکان دارد یک واج واحد با چند شکل متفاوت ( چند حرف) نوشته شود برای نمونه یک فارسی زبان، حرف آغازین تمام این واژه ها را یکسان تلفظ می کند: ذرع، ضرب ظرف، زرد، پس در زبان فارسی هر چهار حرف «ز-ذ-ظ -ض» فقط نشانه ی یک واج هستند که آن ها را به شکل /ز/ نشان می دهیم:

لذیذ- غلیظ- حضیض- مریض

چند واج دیگر در زبان فارسی می توان یافت که با بیش از یک حرف نشان داده می شوند:

1. واج /س/ « س- ص – ث»

2.  واج /ت/ « ت- ط»

3. واج / ه/ « ه – ح»

4. واج /ء/ « ء – ع »

5. واج / غ/ «ق – غ»

2- از سوی دیگر در زبان فارسی به حروفی برمی خوریم که نشانگر بیش از یک واج هستند.

مثال:

« وام – ناو» نشانه ی صامت /و/  =V

«مور- دستور- سبو» نشانه ی مصوت / و/ =U

 « دانش – تو ضمیر دوم شخص مفرد – دو» نشانه ی مصوت /_ُ_ / = o

ضمناً این حرف در واژه هایی مثل « خواب» و « خویش» نماینده ی هیچ واجی نیست فقط نشانه ی یک سنت املایی است.

حروف دیگری که نشانه ی دو یا چند واج هستند.

حرف «ی» صامت /ی/=Y  = یار- پیمان- هِی

حرف «ی» مصوت /ی/=i = ایست- بید- بیمار- سی – ماهی -....

حرف «ه» صامت /ه/=H  = هز- مهر-ماه-دِه – دَه -....

حرف «ه» مصوت /-ِ/ =e = جامه – نماینده- خانواده -....

 

اکنون به تدریس واج- تکواژ- واژه – گروه – جمله – جمله ی مستقل می پردازیم و نکاتی را که ممکن است برای دانش آموزان عزیز و دبیران گرامی سئوال برانگیز باشد بررسی می کنیم.

 

واج: کوچک ترین واحد صوتی زبان است که معنی ندارد ولی تفاوت معنایی ایجاد می کند مثل: « پ- در- پرواز- یا – پر و ....»

 

                        کوتاه   َ    ِ     ُ

    انواع واج            مصوت

                                بلند   ا- و – ی

 

1-  صامت : غیر از این شش مصوت، بقیه صامت اند.

-هرگاه از ما بخواهند که ترکیب یا واژه ای چند واج است ابتدا باید بگویید چند هجاست

هجا(= بخش) = یک واحد گفتار است که با هر ضربه هوای ریه از دهان به بیرون پرتاب می شود.

 

الگوهای هجایی

1) صامت + مصوت مثل : که (کِ)  چو (چُ)

2) صامت + مصوت + صامت  مثل: کار-مَن

3) صامت + مصوت + صامت + صامت مثل : دَست – کیست

 

- برای شمارش واج نکات زیر را بسیار خوب به خاطر بسپاریم.

1. ملاک شمارش واج ها تلفظ آن هاست مثلا واژه ی « خواهر» به صورت خاهَر تلفظ می شود و 5 واج دارد.

چون= چُن

خواستن = خاستَن

2. هر هجا حداقل 2 واج و حداکثر 4 واج دارد ( حداقل یک صامت و حداکثر 3 صامت )

3. هیچ هجایی با مصوت آغاز نمی شود مصوت همیشه دومین هجاست.

4. تعداد هجاهایی یک واژه برابر با تعداد مصوت هاست یعنی اگر ترکیبی چهار هجا باشد، چهار مصوت دارد.

مثال: آموزشِ کشور = 6 هجا = 6 مصوت

آ+ مو+زِ+ شِ+ کِش+وَر

5. «آ» برابر با دو واج است یعنی از یک همزه و یک مصوت بلند تشکیل شده است:

آب = 3 واج (ء اب )

آباد = 2 هجا ( آ+باد) =ءا +ب ا د = 5 واج

6. بعضی از کلمات دو تلفظی هستند مثل :

مهربان( دو هجایی) مِهرَبان ( سه هجایی)

روزگار/ روزِگار   خواستگار/ خواستِگار

چون تلفظ سه هجایی راحت تر است، سه هجایی را انتخاب می کنیم.

7. حروف مشدّد زمان شمارش واج 2 بار نوشته می شوند:

عزّت = عِززَت

سجّاده= سَججادِ

8. هنگام نوشتن واج، واژه ای را انتخاب کنیم که فرایند واجی در آن اتّفاق نیُفتاده است .

فرایندهای واج : افزایش – کاهش – ابدال – ادغام

البته در صورتی که طراح سئوال هم واژه را با فرایند واجی و هم بدون فرایند واجی آورده باشد. مثلا اگر در پرسشی واژه¬ی « بهجت انگیز» را هم با حذف همزه آورده باشد و هم بدون حذف همزه، ما باید گزینه ایی را انتخاب کنیم که بدون حذف آمده است یعنی بخوانیم: بِهجَت اَنگیز. نه « بِهـ + جـ + تَن+گیز»

 

یادآوری فرایندهای واجی :

 1) کاهش :

الف- کاهش همزه ی پایانی    انشاء = انشا   املاء= املا   اجراء = اجرا امضاء = امضا

ب- حذف همزه ی آغاز هجا    دانش آموز= دانِشاموز 

                                       مرد اَفکن=مَردَفکن

ج- کاهش «ت»، «د»           قند شکن = قن شکن      شادباش = شاباش

                                    هفت تیر= هفتیر        ماست بندی=ماس بندی

2) افزایش :

الف) افزایش صامت میانجی: برای آسان شدن تلفظ، میان دو مصوت یک صامت اضافه می کنیم مثل : مو –ِ کوتاه ، پا-ِ تخته ، خانه –ِدوست = مویِ کوتاه- پایِ تخته – خانه یِ دوست

ب) افزایش مصوت : خیابان (خی یابان) سیاست ( سی یاست)

3) ابدال: برخی از واج هایی که در کنار هم قرار می گیرند به دلیل هم نشینی ویژگی های هم دیگر را می گیرند و یکسان می شوند به این پدیده « ابدال» می گویند.

الف) ابدال در مصوت ها :

تبدیل «-َ» به «-ِ» نِمی رود- نِمی گوید ( نَمی رود- نَمی گوید) بوده است.

تبدیل «-ِ» به «-ُ»  بُرو- بُدو (بِدو – بِرو) بوده است

ب) ابدال در صامت ها :

تبدیل « نـ » به « م »  منبر=ممبر – سنبل = سمبل – شنبه = شمبه – پنبه = پمبه

تبدیل « ج » به «ش یا ژ»  اجتهاد= اشتهاد- مجتمع= مشتمع- اجتماع= اشتماع- مجتبی = مشتبی

 

 ابدال گاه نمود نوشتاری نیز می یابد : در کلمات فارسی : سپید = سفید

در کلمات عربی لکن = لیکن

4) ادغام: گاه دو حرف به دلیل نزدیکی به هم، برای سهولت تلفظ در یکدیگر ادغام می شوند:

زودتر= زوتر- شب پره= شپره- بدتر= بتر

 

            تمرین:  در نمونه های زیر تعداد واج ها را مشخص کنید.

1- ابر  ء –َ ب ر = 4 هجا

2-  آن     ء ا ن = 3

3- قرآن   ق –ُ ر + وان

4- اخوّت   ء –ُ خـ -ُ و + و –َ ت

5- لولو   ل –ُ ء + ل –ُ ء

6- تلالو   ت –َ ل –َ ء + ل –ُ ء

7- ائتلاف  ء –ِ ء + ت-ِ + ل ا ف

8- لآلی   ل –َ+ ء ا+ل ی

9- موانست  مـ -ُ +ءا +نـ -ِ + س –َ ت

10- ملجا  مـ -َ ل + جـ -َ ء

11- کمّیّت  ک –َ م + م یـ  +یـ -َت

12- قهقه  ق –َ ه + ق –َ + ه –ِ

13- راه پیمایی  راه+ پ-ِ ی +م ا + یـ ی

14- قیّم مآبانه قـ -َ ی+ ی-ِ م + م-َ +ء ا + با+ن-ِ ه

15- موفقیت  مـ - ُ + و –َ ف+ ف-َ + قـ یـ یـ + یـ -َ ت

16- هویّت بخشی  هـ -ُ + و یـ یـ + یـ -َ ت + بـ -َ خ + ش ی

ابتدا بخش کردیم بعد صامت و مصوت را مشخص کردیم

 تکواژ:

کوچک ترین واحد معنایی یا دستوری زبان است که از یک یا چند واج ساخته می شوند و نمی توان آن را به واحدهای معنایی کوچک ترین تجزیه کرد.

 

انواع تکواژ:

1-آزاد : تکواژی است که معنی و کاربرد مستقل دارد: باغ – گنجشک- من – خوب – را ....

2- وابسته : تکواژی است که به صورت مستقل نیامده اند و مجبورند به پس، میان  و پیش واژه ای دیگر متصل شوند: بان / _ُ ند/ مند ....

- یادآوری: تکواژهای آزاد همیشه دارای معنای مستقلی نیستند  مثل : حروف اضافه ( از- به - ....) یا «را» و ....

انواع تکواژ آزاد:

قاموسی : تکواژهای که علاوه بر این که مستقل هستندف مفهوم نیز دارند: خانه – کتاب - ....

دستوری: تکواژهایی هستند که اگر چه به طور مستقل آنها را در جمله ها می بینیم اما معنا و مفهوم مستقل ندارند این تکواژها بیرون از گروه و جملات هیچ ارزش و کاربردی ندارند و در واقع نقش نما هستند یعنی به کمک آنها به نقش واژه های دیگر پی می بریم.

تکواژهای آزاد دستوری عبارتند از :

1-«را» نشانه ی مفعول

2-حروف اضافه ( از – به – برای -...)

3-حروف ربط  ( وابسته ساز: که – چون – زیرا - ....)

( هم پایه ساز : و – اما – ولی – یا -...)

4-         نقش نمای اضافه « -ِ »

5-حروف ندا: ای – ایا – یا – الف در آخر منادا

تکواژهای وابسته : به صورت مستقل نمی آیند و به پس، پیش، یا میان واژه ای دیگر متصل می شوند . این تکواژ ها بر دو گونه اند.

الف- اشتقاقی                                             ب- تصریفی

الف) تکواژهای اشتقاقی: تکواژهایی هستند که به تکوازهای قاموسی متصل می شوند و مفهوم جدیدی تولید می کنند. (= واژه ی جدید می سازند ) مثل » بان = باغبان- ار= خریدار- -َ  کوشش

ب) تکواژهای تصریفی : تکواژهایی هستند که به تکواژهای قاموسی متصل شده اند اما کلمه جدیدی نمی سازند.

این تکواژها اسم را از نظر کمیت، عدد، معرفه و نکره بودن و فعل را فقط از نظر وجه و مختص تغییر می دهند : « ان -  -َند – ها – ی نکره – تر » و....

تکواژهای تصریفی که به اسم می پیوندند:

•علامت های جمع: ها ، ان ، ات، ین، ون

•علامت صفت تفضیلی و عالی( تر ، ترین)

•«ی» نکره

تکواژهای تصریفی که به فعل می پیوندند:

oشناسه ها : ( -َم ، ی ، -َ د ، یم ، ید ، -َ ند )

oاجزای پیشین فعل : ( می ، ب ، ن، ...)

نکاتی را که باید در مورد تکواژ بدانیم:

1-تکواژ ᴓ (= صفر)

فعل کلمه ای است که شناسه دارد طبق این تعریف هر جا شناسه ، نمود آوایی نداشته باشد و دیده نشود تکواژᴓ یا صفر قرار می دهیم.

است= است + ᴓ

نیست( فعل مضارع)= نـ+ است +ᴓ

هست = هست +ᴓ

سوم شخص مفرد فعل های ماضی به جز ماضی التزامی دارای تکواژ ᴓ است:

- رفت ( ماضی ساده ) = رفت +ᴓ

- می رفت ( ماضی استمراری) = می + رفت + ᴓ

- رفته است ( ماضی نقلی) = رفت+ ه + است +ᴓ

- رفته بود ( ماضی بعید ) رفت +ه + بود +ᴓ

- داشت می رفت ( ماضی مستمر) داشت + ᴓ + می + رفت +ᴓ

- ماضی التزامی تکواژ ᴓ ندارد. رفته باشد : رفت+ ه + باش+ -َ د

- در ماضی نقلی توجه داشته باشیم ( ام، ای ، ایم، اید، اند) یک تکواژ هستند .

مثلا : رفته ام = رفت + ه + ام   سه تکواژ

 ولی رفته است : رفت + ه + است + ᴓ   چهار تکواژ

- فعل امر مفرد: رو( رو + ᴓ ) – بنه ( ب + نه +ᴓ ) – کن ( کن +ᴓ )

- فعل مضارع تکواژ ᴓ ندارد: می رود = می + رو+ -َ د

- فعل آینده: تکواژ ᴓ ندارد: خواهم گفت = خواه+ -َ م + گفت

2-  انواع « ی» هر کدام یک تکواژند . فقط باید بدانیم «ی نکره» تکواژ تصریفی است ولی « ی مصدری»، لیاقت و نسبت، هر کدام یک تکواژ وابسته ی اشتقاقی هستند. :

خوبی ( خوب + ی «مصدری») – تهرانی ( تهران + ی « نسبت» ) – دیدنی (دیدن + ی « لیاقت»)

ی نکره = مثل:  میزی– درختانی– کتابی

3-  « ن » مصدری : یک تکواژ وابسته ی اشتقاقی است: دیدن – خوردن

4-  واج میانجی : تکواژ به حساب نمی آید : دانایان = دان+ ا+ ان- لیمویی = لیمو+ ی - ...

5- در شمارش تکواژ به ساختار قدیمی کلمات نباید توجه کنیم. مثلا کلمات : تابستان- زمستان- دبستان- دشوار- دشمن – رستم – سهراب – کوچه و .... یک تکواژ هستند.

6- کلمات : « موذی گری – یاغی گری – وحشی گری – لا ابالی گری » گری با هم یک تکواژ است.

موذی + گری – یاغی + گری

ولی در کلمات « آهنگری – مسگری- زرگری و ....» «گر» و «ی » از هم جدا هستند: آهن + گر+ ی

7- الف دعا و « الف» تاکید و کثرت، یک تکواژ تصریفی هستند: بیامرزاد –برهاناد ( الف دعا پیش از شناسه فعل می آید)

آشکارا ، دردا و .... ( الف کثرت)

8- « هم» در کلمات « هم کلاس، هم وطن ، هم قطار و .... » یک تکواژ وابسته ی اشتقاقی است.

9- «انه – انی » یک تکواژ هستند آنها را از هم جدا نکنیم:

مردانه= مرد +انه – روحانی = روح+ انی – فرعون مآبانه =فرعون +مآب +انه

10-  تلفظ واژه ها در تکواژ تاثیری ندارد. مثلا: یادِگار= 2 تکواژ- یادگار= 2 تکواژ – خواستِگار، خواستگار= 2 تکواژ- مهربان، مهرَ بان = 2 تکواژ

11- -َنده  = نشانه ی صفت فاعی است و با هم یک تکواژ است.

دونده : دو + -َ نده  - شنونده : شنو+ -َ + نده

12-  اسم خاص و غیر اسم خاص ( = اسم عام) در تکواژ شماری فرقی ندارند. مثال :

جمال زاده = جمال + زاد+ ه                         بیهقی= بیهق+ ی

فردوسی = فردوس + ی                              دهخدا= ده + خدا

شهریار = شهر+ یار

13-  زمان شمارش تکواژ به « ان»  گذراساز (= تکواژ سببی «ان») توجه کنیم:

می رسانند= می +رس+ان+ -َ ند

برسان = ب+رس+ان+ᴓ

بستان= ب+ ستان + ᴓ (= ستان «بن مضارع » است )

*می خنداندم= می + خند+ان+ د+-َ م

*می کشانیدند= می+ کش + ان+ ید+ -َ ند

*می ترساند= می + ترس+ ان+ د + ᴓ

*می ترسانید = می + ترس + ان + ید+ᴓ ( سوم شخص مفرد)

*می ترسانید= می + ترس+ ان _ ید ( دوم شخص جمع )

14- «ه» در کلمات :« جامعه – مقاله – حادثه- سیاره- دایره- عامه – مصاحبه- تازه – مناظره و ....» جدا نمی شود. ( تجزیه نمی شود.)

15- کلمات « کمال الملک، قبه الخضرا- مختلف الاضلاع و .... شبه ساده هستند زیرا د رفارسی « ال » وجود ندارد.

16- « علی» در واژه ی « علی رغم » حرف اضافه ی عربی است و تجزیه نمی شود.

17- کلمات : « خوالیگر- رایگان- دفین- استوار- مستمند- دفینه- راندمان (= واژه ی فرانسوی )- ماهیّت – هوّیت – نیایش- درمان- دیباچه – چندش و .... یک تکواژه اند.

18- کسره ای که در پایان حروف اضافه ی مرکب مثل :« غیرِ – در موردِ – به استثنایِ -.... » به کار می رود تکواژ وابسته به شمار می رود.

19- واژه ی « باید» دو تکواژ است : از مصدر« بایستن» = بای +-ِ د

20- « بر – در – فرا- فرو – ور –وا- باز » تکواژهای اشتقاقی هستند این تکواژهای وابسته، معمولاً با

 « فعل، بن فعل» می آیند و فعل پیشوندی یا اسم و صفت می سازند.

[ پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ٦:۳٠ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed