ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

زبان فارسی - تاملی بر ضمایر متصل

مقدمه

تقابل اندیشه‌ی منتقدان ادبی و زبان‌شناسان به بیش از دو دهه می‌رسد. سازش‌ناپذیری این دو گروه گاه منجر به مجادله‌ی سزسختانه شده است. رومن یوکوبسن در سال 1958 م. به نوعی این تقابل را مطرح کرده و مدعی شده است که «شعرشناسی را باید مکمل زبان‌شناسی دانست.»  (زبان شناسی و نقد ادبی)

البته بیتسن نیز مدعی بود که زبان‌شناسی ماهیتی علمی دارد، حال آن‌که ادبیات به قول او ماهیتی ذاتاً ذهنی دارد که از طریق علم نمی‌توان به آن دست یافت. (همان)

در این مقاله نگارنده به این سؤال که آیا می‌توان زبان‌شناسی را در ادبیات به کار برد یا خیر و پاسخ به آن نپرداخته بلکه بیش‌ترین تلاش بر آن بوده که ، با توجه به ابهامات و تناقضاتی که در باب تکواژ و انواع آن در کتاب‌های زبان‌شناسی مطرح شده است، به جمع‌بندی و ارائه‌ی برخی نکات درباره‌ی آن بپردازد.

عموماً زبان‌شناسان در مطالعه‌ی زبان به چند جنبه‌ی آن توجه دارند:

1. دستوری که به دو بخش تقسیم می‌شود :

الف) «نحو» یعنی بررسی روابط ساختاری و صوری میان واژه‌ها و عناصر زبانی در سطح جمله. این حوزه به مطالعه‌ی امکانات و شیوه‌های کلمات برای ساختن عبارات و جملات می‌پردازد.

ب )«صرف» ؛ یعنی شناخت تکواژ‌ها و واژه‌ها، و ترکیب و تلفیق آن‌ها با یکدیگر برای ساختن واژه‌ها. این مبحث، واژه‌شناسی یا صرف را به‌وجود می‌آورد و به هر دو مبحث (الف و ب) توأماً «دستور» می‌گویند.

2. واج‌شناسی : علمی است که به بررسی و توصیف نظام و الگوهای واجی می‌پردازد و در واقع دانش ناخود‌آگاهی را که اهل یک زبان درباره‌ی الگوهای آوایی زبان خود دارند توصیف می‌کند.

3. معنا‌شناسی : مطالعه‌ی معنای واژه‌ها،‌عبارات ، جملات و ویژگی‌هایی در روابط معنایی آن‌هاست،‌که شامل موارد زیر است: الف) هم معنایی (ترادف) ، ب ) تضاد ، ج) مشمول معنایی ؛‌مثل درخت و کاج ، د )هم‌آوایی (خار – خوار) ،      ه ) هم‌نامی مثل شیر (حیوان شیر (آب) شیر (خوردنی)، و ) چند معنایی) مثل تند در معنی سریع و تند در رفتار تند.

مسلماً بحث تکواژ و انواع آ ن در حیطه‌ی دستور، آن هم بخش صرف، مطرح می‌شود.

 تکواژ چیست؟ 

به نظر می‌رسد تعریفی که از تکواژ در کتاب‌های زبان‌شناسی ارائه شده است مکمل هم باشند.

غلامعلی زاده در «ساخت زبان فارسی» تکواژ را این‌گونه تعریف کرده است: کوچک‌ترین سازه‌های معنادار واژه، یا به‌عبارت دیگر، آن سازه واژه که دیگر نتوان آن‌را به سایر سازه‌های معنادار تجزیه کرد.

غلام‌رضا عمرانی و هامون سبطی در «راهبرهای یاددهی و یادگیری» نیز چنین تعریف کرده‌اند : تکواژ کوچک‌ترین واحد معنایی یا دستوری زبان فارسی است.

ویکتوریا فرامکین و رابرت رادمن هم گفته‌اند : تکواژ نشانه‌ی کمینه‌ی زبانی و یک واحد دستوری است که اتحاد اختیاری یک صوت و یک معنی است و نمی‌توان دیگر آن‌را به اجزای کوچک‌تری تقسیم کرد. (درآمدی بر زبان‌شناسی همگانی)

از تعریف بالا می‌توان نتیجه گرفت که تکواژ در حقیقت کوچک‌ترین واحد معنادار یا معناساز یا دستوری زبان فارسی است؛ مثل میز،‌ « مند» در کارمند ،‌علامت‌های جمع و حروف اضافه و غیره.

البته تعداد تکواژ‌های هر زبان از تعداد واج‌هایی آن بیش‌تر است. زیرا واج‌های هر زبان مشخص و محدودند اما تکواژ‌ها هر چند محدودیت واج‌ها را ندارند اما با قاطعیت نمی‌توان گفت که یک زبان خاص چند تکواژ دارد.

اصولاً یک زبان زنده تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی یا فرهنگی متحول می‌شود. این تحول اغلب به معنای ساخت تکواژ‌ها یا واژه‌های جدید به تناسب نیازهای جدید است و حذف یا متروک شدن تکواژ‌ها کم‌تر مورد‌نظر است.

 

 انواع تکواژ :  

تکواژ‌های هر زبان به دو دسته‌ی آزاد و وابسته تقسیم می‌شوند. این تقسیم‌بندی را تقریباً عموم زبان‌شناسان پذیرفته‌اند و در تعریف آن گفته‌اند که تکواژ آزاد کوچک‌ترین واحد زبانی است که می‌تواند به تنهایی به‌عنوان یک واژه به‌کار می‌رود و قابل تقسیم به اجزای کوچک‌تر نیست و تکواژ وابسته به آن دسته از تکواژ‌هایی گفته‌اند که به تنهایی نمی‌توانند در جمله به کار روند.

اختلاف‌نظر اغلب زبان‌شناسان درباره‌ی تقسیمات درباره‌ی تقسیمات فرعی بعد از این یا نوع آن است. به طور معمول نمودار تقسیم‌بندی تکواژها این‌گونه است:

 

این تقسیم‌بندی، که اساس کار دروس دبیرستان نیز هست، قابل تأمّل است. زیرا در این تقسیم بندی و تعریفی که از هر کدام از شاخه‌های آن می‌شود جایگاه کسره‌ی اضافه، ضمایر متصل، مخفف فعل‌های ربطی، حتی فعل کمکی خیلی روشن نیست.

 

ایشان تقسیم‌بندی تکواژ‌ها را، از دیدگاه دیگر، دو دسته‌ی دستوری و قاموسی دانسته و در تعریف تکواژ‌های دستوری آورده است که پدیدارشان در جمله به لحاظ الزامات نحوی است؛ مثل حروف اضافه،‌کسره‌ی اضافه و کلیه‌ی تکواژ‌های تصریفی. هم‌چنین «تکواژ‌های قاموسی» را آن‌هایی می‌داند که پدیدارشان در جمله به سبب افزودن معنا بر آن شد.

این تکواژها معمولاً تکواژهای آزاد، یا به‌عبارت دیگر،‌واژه‌ها به شمار می‌آیند و در آن صورت آن‌ها را واژه‌های دستوری و قاموسی می‌نامند.

از آن‌جا که تعداد تکواژ‌های تصریفی در زبان فارسی محدودتر از وندهای اشتقاقی است، به اختصار، فهرست آن‌ها در زیر آورده می‌شود:

1. شناسه‌های فعل ، 2. نشانه‌های جمع ، 3. ی نکره ،‌4. ی وحدت ،‌5. علامت صفت تفضیلی و  عالی «تر» و «ترین» ،      ‌6. می در آغاز فعل ،‌7. ب در آغاز فعل ،‌8. «ن» نفی در آغاز فعل ، 9. باء تأکید بر سر بعضی از افعال ماضی    10. الف زیبایی یا به اصطلاح دستورنویسان الف جوابیه در «گفتا» ، 11. پسوند   ُ  م و  ُ مین در صفات شمارشی ترتیبی و دراین صورت، هر تکواژ وابسته‌ی دیگری جزء تکواژ‌های اشتقاقی محسوب می‌شوند.

 

 ضمایر متصل تکواژ وابسته یا آزاد ؟   

اگر تعریف تکواژ وابسته را، که عموم زبان‌شناسان می‌پذیرند، مرور کنیم می‌بینیم در اغلب آن‌ها یک اصل مشترک وجود دارد و آن این است که تکواژ‌های وابسته مستقل و تنها به کار نمی‌روند. البته این استقلال قابل بحث و تأمل است. اما تعریفی که ابوالحسن نجفی در «مبانی زبان‌شناسی» درباره‌ی تکواژ‌های دستوری و قاموسی می‌دهد قابل توجه است. زیرا تقریباً می توان از این تعریف ملاکی برای تشخیص تکواژ دستوری و قاموسی به‌دست آورد.

ایشان در تعریف تکواژ‌های دستوری و قاموسی می‌گوید : تکواژ‌های هر زبان را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد : گروه محدود و نامحدود . مثلاً نشانه‌های جمع در فارسی دری متعلق به گروهی است که دو عضو بیش‌تر ندارد (ها و ان) ‌هم‌چنین تکواژ صفر، کسره‌های اضافه،‌افعال اسنادی که شش واحد دارد ( ام –ِ ت –ِ ش –ِ مان –ِ تان –ِ شان ). ایشان همه‌ی این موارد را در دسته‌بندی گروه محدود جای می‌دهد و در ادامه‌ی آن می‌گوید اسم،‌صفت و فعل گروه‌های نامحدود را تشکیل می‌دهند.

بدین معنی که اولاً تعداد آحاد آن‌ها عملاً بی‌شمار است، ثانیاً این آحاد می توانند بیش‌تر یا کم‌تر شوند.

با توجه به تعریف فوق می‌توان این نتیجه را گرفت که تکواژ‌های آزاد دستوری، از نظر تعداد محدود ولی از نظر بسامد و کاربرد،‌بیش‌ترند. در حالی‌که تکواژ‌های قاموسی، از نظر تعداد نامحدود ولی از نظر بسامد و کاربرد، کم‌ترند. بنابراین در یک ستون روزنامه قطعاً حروف اضافه، حروف ربط، کسره‌ی اضافه، افعال اسنادی حتی گاهی بیش از چند بار دیده می‌شوند، اما واژه‌هایی نظیر «مداد» «میز» ممکن است در همان ستون حتی برای یک‌بار هم نیامده باشند.

چنان‌چه ملاک ابوالحسن نجفی را درباره‌ی تکواژ‌های دستوری و قاموسی بپذیریم ضمایر متصل و کسره‌ی اضافه و افعال اسنادی جزء تکواژ‌های آزاد دستوری‌اند. چون تعداد آن‌ها محدود و مورد استفاده‌ی آن‌ها زیاد است. از آن‌جایی که این مقاله سعی بر این دارد که جایگاه ضمایر متصل را در دسته‌بندی انواع تکواژ مشخص کند، باید دید آیا ضمایر متصل جزء تکواژ‌های آزاد است یا وابسته؟ و این نوع ضمایر قاموسی‌اند یا دستوری ؟

اینک برای توضیح بیش‌تر دلایل ناخودایستایی ضمیر را بررسی می‌کنیم.

الف) این ضمایر در زبان فارسی از جهت ساختاری وابسته‌ی تکواژ یا واژه‌ی قبل از خود هستند.

ب) هیچ حرف اضافه یا حرف نشانه‌ای نمی‌تواند پیش یا پس از آن‌ها بیاید.

ج ) هیچ مکث کوتاهی در گفتار یا نوشتارشان اتفاق نمی‌افتد.

با توجه به این دلایل ظاهراً می‌توان ادعا کرد که ضمایر متصل در زبان فارسی تکواژ‌های وابسته‌ی دستوری‌اند. اما آیا این دلایل قانع‌کننده است و آیا صرفاً با پذیرفتن آن‌ها می‌توان حکم صادر کرد که ضمایر متصل در زبان فارسی جزء تکواژ‌های وابسته‌ی دستوری‌اند ؟

استدلالی که کتاب «راهبردهای یاددهی – یادگیری ،‌ص‌45 به بعد» با توجه به‌آگاهی کامل از ناخودایستایی‌ضمیر‌،‌آورده است نیز قابل تأمل است.

کتاب مذکور این نوع ضمایر را یک واژه می داند و دلیل محکمش این است که این ضمایر در محور جانشینی جانشین یک واژه می‌شوند، هر چند هیچ‌یک از دستورنویسان به آن اشاره‌ای نکرده‌اند.

بنابراین برای اثبات واژه بودن ضمیر متصل و قرار گرفتن آن در دسته‌ی تکواژ‌های آزاد قاموسی به ذکر دلایل زیر می‌پردازیم .

1. این ضمایر در محور جانشینی، جانشین یک  واژه می‌شوند. پس جانشین واژه قطعاً خود یک واژه است و واژه لزوماً یک تکواژ آزاد است نه وابسته.

2. ضمایر از جهت ساختاری مستقل نیستند، اما از جهت معنا مستقل‌‌اند و هسته‌ی معنایی دارند. بنابراین،‌در ترکیب «کتابش» لزوماً « -َ ش » جای اسمی آمده که واژه‌ی قاموسی و معنادار است.

3. هر زبانی را باید با مقیاس زبان‌شناسی همان زبان سنجید. اگر زبان فارسی را با مقیاس زبان‌شناسی انگلیسی بسنجیم جای قید و شبه‌جمله‌ها مشخص نمی‌شود، در حالی که این نوع کلمات به نظر می‌آید جزء تکواژ‌های آزاد قاموسی باشند.

4. برای مثال «جورج یول» در تقسیم‌بندی تکواژ‌های آزاد، آن را به دو دسته‌ی «واژگانی» و «نقش‌نما» طبقه‌بندی می‌کند. در این تقسیم بندی اسم، صفت و فعل تکواژ‌های آزاد و واژگانی هستند و نمونه‌های مثل :

Near , above, in , the , that , it , and , but 

که معمولاً حروف ربط، اضافه، تعریف و ضمایر را تشکیل می‌دهند جزء تکواژ‌های نقش‌نما هستند، در حالی‌که در زبان فارسی تکواژ‌های near و abov طبق تقسیم‌بندی جورج یول باید جزء تکواژ‌های آزاد واژگانی باشند. پس نمی‌توان گفت قواعد هر زبان برای خود آن زبان صد‌در‌صد باشد.

هر چند پذیرش این امر،‌که ضمایر متصل جزء تکواژ‌های آزاد قاموسی‌اند با تعریف تکواژ قاموسی در تضاد است، اما چاره‌ای جز این نیست که بپذیریم این تکواژ‌ها در تعریف جامع و مانع تکواژ قاموسی قرار نمی‌گیرند و معمولاً آن‌چه را در تعریف نمی‌گنجد می‌توان به‌عنوان استثنا پدیرفت.

پس ضمایر متصل جزء تکواژهای آزادند، چون می‌توانند جانشین اسمی شوند و قاموسی‌اند چون هسته‌ی معنایی دارند و واژه‌ی مستقل هستند. چون دارای مفهوم مستقل‌اند. هرچند به ظاهر از نظر ساختار غیر مستقل‌اند.

 

تهیه کننده : زینت مشایخ

منابع:

1. اکبری ، فریدون و دیگران ،کتاب معلم، راهنمای تدریس زبان فارسی (1)، ناشر شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی، 1380

2. حق‌شناس، علی محمد و دیگران، زبان فارسی (3)، سال سوم آموزش متوسطه، چاپ 1383

3. عمرانی، غلام‌رضا، هامون،سبطی، زبان فارسی، راهبردهای یاددهی – یادگیری انتشارات اندیشه‌سازان ، چاپ 1381

4. غلامعلی‌زاده، خسرو، ساخت زبان فارسی، احیای کتاب، 1374

5. فالر، راجر و دیگران، زبان‌شناسی و نقد ادبی، ترجمه‌ی مریم خوزان، حسین پاینده، نشر نی، چاپ 1369

6. فرامکین، ویکتوریا و دیگران، درآمدی بر زبان‌شناسی همگانی، ترجمه‌ی علی بهرامی، نشر رهنما، چاپ 1376

7. مؤمنی، فرشته، دستور زبان فارسی (1) درس‌نامه‌ی دانشگاهی، دانشگاه آزاد نوشهر، چالوس

8. نجفی، ابوالحسن، مبانی زبان‌شناسی و کاربرد آن در زبان فارسی، انتشارات نیلوفر،‌چاپ 1374

9. یول، جورج، نگاهی به زبان، ترجمه‌ی نسرین حیدری، انتشارات سمت، چاپ 1374

 

[ پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ٦:۳٦ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed