ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

آرایه های ادبی - نکته‌های آرایه‌های ادبی :

1ـ هر تشبیه چهار رکن دارد که عبارتند از : مشبه ،آد ات تشبیه ، مشبه‌به ، وجه شبه ،  دندانش مثل برف سفید است .

2ـ وجه شبه ویژگی‌ مشترک بین مشبه ‌و مشبه‌به است که در مشبه به روشن تر وقوی‌تر است

3ـ علاوه  بر واحدهایی مثل (مانند ـ چون ـ چو ـ همچو ـ وار ) فعل هم می‌تواند جز ادوات تشبیه باشد (ماند ـ‌مانی ـ حکایت کن)

گل های و گیاهان باغ حکایت‌می‌کنند چادر قیصری را .

4ـ براساس پایه‌ها وارکان تشبیه ، تشبیه به چهار دسته تقسیم‌می‌شود که عبارتند از :

مفصل ـ مجمل ـ موکد ـ بلیغ

5ـ مفصل: آن است که همه‌ی ارکان تشبیه درآن باشد . او مثل دریا  بخشنده است .

6ـ  مجمل: آن است که وجه شبه در آن حذف شده باشد. او مثل دریاست .

7ـ موکَد: آن است که ادات ندارد . او دریاست در بخشندگی

8ـ بلیغ: آن است که فقط مشبه و مشبه به دارد . او دریا است .

9ـ تشبیه بلیغ بر دو نوع است :‌1ـ اضافی 2ـ غیر اضافی (اسنادی )

10ـ بلیغ اسنادی : آن است که معمولاً اول مشبه می‌آید بعد مشبه به البته گاهی جابه‌جا می‌شود.

جهان  جام        فلک    ساقی      اجل     می‌

مشبه / مشبه به / مشبه / مشبه به / مشبه / مشبه

11ـ بلیغ اضافی :‌در این تشبیه ، تشبیه به صورت ترکیب اضافی ( مضاف و مضاف‌الیه ) می‌آید که معمولاً (مضاف مشبه به و مضاف‌الیه مشبه است )

مضاف       مضاف الیه

دشت           شب

مشبه‌به /     مشبه

12ـ انواع تشبیه از نظر مفرد و مرکب : 1ـ مفرد       2ـ مرکب

13ـ مفرد آن است که یک چیز را به یک چیزتشبیه کنیم و وجه شبه آن مفرد باشد

دندانش مثل برف سفید است .

14ـ مرکب آن است که حالت وهیئتی را به حالت و هیئتی دیگر با تصویری را به تصویر دیگر و یا مصرعی را به مصرع دیگر تشبیه کند .

سراز البرز بذر قرص خورشید                  چو  خون آلوده دزدی سرزمکن

مشبه                                               ادات     مشبه به

15ـ هر استعاره در اصل تشبیه بوده است که از یک تشبیه یا مشبه به یا مشبه را می‌آوریم

16ـ بنابر این استعاره بر دو نوع است : 1ـ مصرحه            2ـ مکینه

17ـ استعاره مصرحه ! مشبه به باقی مانده از یک تشبیه

خلاصی  نیست اصلا ً هیچ کس را

از این جام و از این ساقی از این می

18ـ  در بعضی از ابیات در یک مصراع تشبیه است در یک مصراع استعاره (مشبه به باقی مانده )

در چراغ دو چشم او زد تیر                 نامدش کشتن چراغ

تشبیه بلیغ اضافی                                           استعاره مصرحه

19ـ هر پدیده‌ای غیر از انسان در صورتیکه منادایا مخاطب واقع شود استعاره است.

ملکاـ ای غنچه‌ی خندان ـ ای گل ـ بهارا ـ ای نسیم سحر-قاصدک هان چه خبر؟

20ـ اگر پدیده‌ای که مخاطب یا منادا واقع شود منظور خود آن پدید . باشد استعاره مکینه است .

ای ستاره‌‌ها که برفراز آسمان بر جهان ما نظاره گرنشسته‌اید.

چون منظور خود ستاره است پس استعاره مکینه است.

21ـ اگر منظور از پدیده‌ی مخاطب انسان باشد استعاره مصرحه است.

ای شرر از همرهان غافل مباش              فرصت ما نیز باری بیش نیست

چون منظور انسان است پس استعاره مصرحه است

22ـ استعاره مکنیه بر دو قسم است : الف) اضافی                    ب) غیر اضافی

23ـ در استعاره‌ی مکنیه اضافی که از مضاف و مضاف الیه درست شده است همیشه مضاف یکی از ویژگی‌های مشبه به محذوف است و مضاف الیه مشبه است

( مشبه به ) مضاف   ـِ   مضاف الیه (مشبه )

          کنگره‌ی               عرش

24ـ استعاره‌ی مکنیه‌ی غیر اضافی : یکی از ویژگی‌‌های مشبه‌به محذوف همراه مشبه به گونه‌ای می‌آید که کسره یا نقش نمای اضافه بین آن دو نیست.

عشق          می‌بارد

مشبه           از ویژگی‌های مشبه به محذوف

25ـ همه‌ی استعاره‌های مکنیه‌ی غیر اضافی را به اضافی می‌توان تبدیل کرد و (برعکس )

عشق می‌بارد ! باریدنِ عشق

حکایتِ نی! نی حکایت می‌کند.

26ـ بعضی از استعاره‌های مکنیه که مشبه‌به محذوف آنها انسان باشد ( تشخیص) است.

حکایت نی ـ نی حکایت می‌کند ! که در اینجا مشبه به محذوف انسان است.

27ـ تشخیص: نسبت دادن اعمال و رفتار انسان به دیگر پدید‌ه‌ها و مفاهیم .

پنجره می‌خندد ـ جاده صدا می‌زند.

28ـ هر تشخیصی استعاره مکنیه است ولی هر استعاره‌ی مکنیه‌ای تشخیص نیست.

29ـ همه‌ی مجازها‌ی ( به علاقه‌ی مشابهت ) استعاره مصرحه هستند.

بتی‌دارم که گرد گل زسنبل سایه‌بان دارد.

مجاز به علاقه‌ی مشابهت (استعاره مصرحه)

30ـ مجاز به کار رفتن واژه‌ای در غیر معنای حقیقی آن  به شرط علاقه وقرینه

1ـ در کدام گزینه‌استعاره‌ی کمتری به کار رفته‌است؟

1ـ ژاله از نرگس چکید و برگ گل را آب داد                و زتگرگ ناز پرور مالش عناب داد

2ـ ملکا ـ مها ـ نگارا ـ صنمابتابهارا                          متحیرم ندانم که توخود چه نام داری

3ـ گلا و تازه‌بهارا تویی که عارض تو                     طراوت گل‌و یوی بهار من دارد

           مکنیه                                                         مصرحه

4ـ سروی به لب جوی گویند چه خوش باشد        آنان که ندید ستند سروری به لب بامی

     استعاره از معشوق

31ـ مجاز علاقه‌ و قرینه دارد

32ـ قرینه ، سرنخ ، نشانه و علامتی است که ما را از معنای حقیقی باز می‌دارد.

شیری                               در جبهه تیراندازی می‌کرد.

مجاز از سرباز شجاع               قرینه

33ـ علاقه‌پیوند بین معنای حقیقی و مجازی است.

34ـ علاقه‌ها نامحدودند ولی مهمترین آنها عبارتند از :

1ـ علاقه‌ی شباهت 2ـ علاقه‌ی کلیه 3ـ علاقه‌ی جزئیه 4ـ علاقه‌ی محلیه 5ـ علاقه‌ی لازمیه (ملازمت ) 6ـ علاقه‌ی سببیه‌ 7ـ علاقه‌ی آلیه

35ـ علاقه‌ی شباهت در استعاره‌ مصرحه است، یعنی هر استعاره‌ی مصرحه‌ای مجاز به علاقه‌ی مشباهت است.

36ـ علاقه‌ی کلیه آوردن کل یک چیز به جای جزیی از آن

سرم را تراشیدم!   مجازاً موی سر به علاقه کلیه.

37ـ علاقه‌ی جزنیه آوردن یک چیز جزئی به جای همه‌ی آن است.

گوشی پشت در ایستاده است ! مجازاً انسان

38ـ علاقه‌محلیه آوردن محل یک چیز به جای افراد یا خود آن چیز است.

کلماتی از قبیل :‌ایران ـ استان ـ شهر ـ کشور ـ عالم ـ جهان ـ مجلسه ـ خانه ـ کوچه ـ محله ـ خیابان ـ می‌توانند مجاز به علاقه‌ی محلیه باشند.

خروشی برآمد زدشت و ز شهر             غم آمد جهان را از آن کار بهر

این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌ی اوست

                                 مجازاً مردم عالم علاقه‌ی محلیه

39ـ‌علاقه‌ی لازمیه(ملازمت) ـ آوردن همراه همیشگی چیزی به جای خود آن چیز.

همراه‌ همیشگی ماه نور است ، همراه همیشگی آتش حرارت است.

همراه همیشگی فانوس نور است ، همراه همیشگی کشتار خون است.

دیدی که خون ناحق پروانه شمع را چندان امان نداد که شب را برد .

             مجاز به علاقه لازمیه به جای کشتار  

40ـ اگر خون به معنی اشک باشد مجاز به علاقه‌ی شباهت یا استعاره مصرحه است.

زد و چشم خون فشانم           هله ا‌ی نسیم رحمت

41ـ علاقه‌ی سببیه = آوردن علت و سبب چیزی به جای خود آن چیزی است.

مثلاً سبب خشم صفرا است  ـ سبب بیزاری سیری است.

سبب سخن دم یا نفس است.

فلانی از زندگی سیر شد                 دیدم که نفسم در نمی‌‌گیرد.

42ـ علاقه‌ی آلیه = آوردن ابزار انجام کاری به جای خود آن کار

مثلاً قلم ابزار نویسندگی است

دهخدا قلم خوبی داشت . مجاز به علاقه‌ی آلیه

42ـ اگر کلمه‌ی سربه معنای اراده ـ قصد ـ تصمیم ـ ذهن ـ تفکر ـ اندیشه باشد مجاز به علاقه‌ی محلیه است.

سرما نداری سرخویش گیر.

سرآن ندارد امشب که برآید آفتابی

44ـ بعضی از مجازها ممکن است چند علاقه داشته باشد.

مثلاً کلمه‌ی ایران در جمله‌ی زیر علاقه‌ی کلیه و محلیه دارد.

ایران در کشتی اول شد.

تست 2ـ در بیت زیر چند مجاز به کار رفته است؟ سه مجاز به علاقه‌ی شباهت ( استعاره مصرحه)

برید و میان را به گیسو ببست                   به فندق گل و ارغوان را بخست

1) 1                  2) 2                3)               ۴)۴

45ـ اگر همراه سرو ، خرامان ـ روان ـ چمان باشد مجاز به علاقه‌ی شباهت یا استعاره‌ی مصرحه‌ است.  گز عشق آن سروروان گویی روانم می‌رود

            سروچمان من چرا میل به چمن نمی‌کند.

46ـ کنایه= آوردن ترکیب یا عبارت وجمله‌ای است که منظور معنی ظاهری آن نباشد.

دستت را به سوی این و آن دراز نکن !کنایه از گدایی نکن

47ـ مجاز یا استعاره می‌توانند یک تکواژ باشند ولی کنایه‌ی یک تکواژی نداریم.

48ـ ایهام= در لغت به گمان افکندن است و در اصطلاح آوردن واژه‌ای است حداقل با دو معنا.

49ـ شرط فهمیدن ایهام ، دانستن معنایی مختلف واژه‌هاست.

50 ـ در ایهام معمولاً یک معنی پذیرفتنی است ولی گاهی هر دو معنی را می‌توان برداشت کرد.

51ـ واژه‌‌هایی مثل بو ـ مردم ـ مدام ـ راست ـ دوراندیش ـ گلستان ـ رود ـ عود ـ دینار ـ مهر ـ‌فصل ـ لاله ـ شیرین و... در زبان فارسی معمولاً‌ایهام دارد.

این فصل را با من بخوان باقی افسانه است               این فصل را بسیار خوانده‌‌ام عاشقانه است

فصل کتاب....... فصل سال

52ـ گاهی ایهام در فعل است . مثل فعل‌هایی که از قبیل = برآید ـ زدی ـ در نمی‌گیرد.

گفتم که ماهم من شو گفتا اگر برآید .( طلوع کند . ممکن باشد )

چون زدی بر سر من پشت وگذارنده شدم. (کتک ـ طلوع ـ تابش )

زبانم آتشن من است ولی در نمی‌گیرد. ( اثری نمی‌کند ـ روشن نمی‌شود )

53 ـ ایهام تناسب = ایهام + مراعات نظیر ( تناسب)

استقلال به پیروزی نایل شد. (تیم پیروزی ـ موفقیت )

تناسب &  ایهام

فرهاد از مغازه یک کیلو سیب شیرین خرید. ( خوشمزه ـ معشوقه‌ی فرهاد )

تناسب                                   ایهام

54ـ تضاد آوردن دو کلمه‌ی متضاد است و بر دو قسم است : تضاد فعلی = تضاد غیر فعلی

برخیز مخور غم جهان گذران                   بنشین و دمی به شادمانی گذران

تضاد فعلی      تضاد غیر فعلی                  تضاد فعلی          تضاد غیر فعلی

55ـ تناقض آوردن دو کلمه با مفهوم متضاد است به نحوی که بین آن دو ارتباط تناقض گونه‌ای برقرار است.

56ـ تناقض بر دو قسم است : 1ـ اضافی 2ـ غیر اضافی

57ـ تناقض اضافی آن است که دو کلمه‌ی متضاد را با نقش‌نمای اضافه به هم مرتبط کنیم.

اضافی : خواب بیداری ـ شب روز ـ گدای پادشاهی ـ فریاد بی صدا

58 ـ غیراضافی : آن است که دو مفهوم را بدون نفش نما به هم مرتبط کنیم که حالتی تناقض گونه بوجود آید.

غیر اضافی : درد شمس  دین بود سرمایه‌ی درمان ما

                                   بی سروسامانی عشقش بود سامان ما

از این باد ار مددخواهی چراغ دل برافروزی .

59ـ حس‌آمیزی ان است که دو یا چند حس را باهم بیامیزیم مثل شنوایی با بینایی ، چشایی با بینایی و...

60ـ حس آمیزی بر دو قسم است ‌: اضافی ، غیر اضافی

61ـ حسن آمیزی اضافی آن است که بین دو حس متفاوت نقش‌نمای اضافه بیاوریم .

جیغ بِنفش         سلام چاق

62ـ حس آمیزی غیر اضافی آن است که دو حس متفاوت را بدون نقش‌نما به هم مرتبط کنیم.

بگو ببینم.... ببین چی می‌گم                      از صدای سخن عشق ندیدم خوش‌تر

63ـ جناس بر دو قسم است : الف) تام           ب) ناقص

64ـ جناس تام آورن دو واژه که از نظر معنی متفاوت ولی از هر جهت یکسان

خویش /خویش           دور  /  دور                 باز /   باز         گور / گور          روان / روان

#خود    # فامیل         # گردش #حلقه        #گشوده #پرنده     قبر# گور#        روح # جاری #

65ـ جناس ناقص بر سه قسم است : 1ـ اختلافی  2ـ افزایشی  3ـ حرکتی

66ـ جناس ناقص اختلافی آن است که دو کلمه بر یک حرف متفاوت باشند.

در اول ! حکایت / شکایت       در دوم ! گلنار/ گلزار          درآخر! خروس / خروش

67ـ جناس ناقص افزایشی آن است که دو واژه بیاوریم که یکی از آنها یک حرف بر دیگری افزایش داشته باشد و بقیه حروف یکسان باشد.

68ـ جناس ناقص افزایش بر سه قسم است:

در اول ! مقال ـ قال               در وسط ! دوست ـ دست         در آخر ! شفقت ـ شفق

69ـ اگر دو کلمه حروفشان یکسان ولی حرکاتشان متفاوت باشد جناس ناقص حرکتی است.

مِهر ـ مُهر            سَر ـ سِر                 گِل ـ گُل               قُمری ـ قَمری

در گدام گزینه جنانس ناقص بیشتری به کار رفته است؟

1ـ باخمار است و بر سر گنج مار استP

2ـ یاد یاران را میمون بود

3ـ دل من هست از این بازار بیزار

4ـ دلا زرنج حسودان مرنج واثق باش

70ـ سجع در لغت به معنی آواز کبوتر است و در اصطلاح آوردن دو یا چند کلمه در پایان جمله‌هاست که یا در حرف یا حروف آخر یا از نظر وزن و یا هم از نظر وزن و حرف و حروف آخرشان یکسان باشد.

71ـ سجع بر سه قسم است : متوازی ـ مطرف ـ متوازن

72ـ سجع متوازی آن است که دو کلمه هم از نظر وزن وهم حرف یا حروف آخر یکسان باشد.

توانگری به هنر است نه به مال                   بزرگی به عقل است نه به سال

73ـ سجع مطرف آن است که فقط حرف یا حروف آخر کلمات در جمله یکسان باشد.

محبت را غایت نیست                        از بهر آنکه محبوب را نهایت نیست

74ـ سجع متوازن آن است که دو کلمه که در پایان جمله می‌‌یاید فقط هم وزن است.

کو پنمان  باطل و عمرمان ضایع شد

75ـ اگر سجع‌ها در یک جمله‌کنار هم باشد  تضمین المزوج است.

به گوش هوش نپوش

76ـ قافیه‌ی میانی و درونی شعر را سجع می‌گویند. بنابر این سجع در شعر نیز هست

اول با بانگ‌نای ونی آرد به دل پیغام وی             وانگه به یک پیمانه‌ی می با من وفاداری کند

77ـ تصدیر آن است که کلمه‌ی اول بیت را در آخر بیت بیاوریم .

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست          عالمی دیگر بیاید ساحت و زنوآدمی

78ـ تکرار آن است که کلمه‌ای در شعر یا نثر تکرار شود

قیامت قامتی قامت قیامت                    قیامت می‌کند این قد و قامت

موذن گر ببیند قامتت را                      به قدقامت بماند تا قیامت

79ـ هر تصدیری تکرار است ولی هر تکراری تصدیر نیست.

80ـ اشتقاق هم ریشگی کلمات را می‌گویند.

81ـ اشتقاق بر دو قسم است :

1ـ اشتقاق در کلمات عربی                   2ـ اشتقاق در کلمات فارسی

فتح ـ فاتح ـ فتوح ـ مفتاح                آسایش ـ آسودگی ـ می‌آسایم ـ بیاسایی

82 ـ واج آرایی (نغمه‌ی حروف ) بر سه قسم است

1ـ تکرار صامت 2ـ تکرار مصوت 3ـ تکرار صامت و مصوت

83ـ تکرار صامت یعنی اینکه صامتی تکرار شود وایجاد آهنگی کند.

دست اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود.

84ـ واج آرایی در مصوت آن است که مصوتی تکرار شود به گونه‌ای که ایجاد آهنگ کند.

خوابِ نوشینِ با مدادِ رحیل

85 ـ گذشتگان به تکرار مصوت کسره تتابع اضافات می‌گفتند.

86 ـ واج آرایی در مصوت ، گاهی صامت و مصوت با یکدیگر تکرار می‌شوند.

جان بی جمال جانان میل جهان‌ندارد               هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد

87 ـ مراعات نظیر یا تناسب آن است که کلماتی را بیاوریم که به نحوی با هم مرتبط باشند.

از نظر (زمان ـ جنس ـ مکان ـ نوع ـ همراهی و....)

قمر را روشنایی نامه داده                  عطارد را  دوات و خامه داده

88ـ لف و نشر = لف یعنی پیچیدن و نشر یعنی گستردن و در اصطلاح آن است که دویا چند کمله را در بخشی بیاورند که در بخش دیگر شعر یا نثر توضیح و توصیفی از آن آمده باشد.

افروختن و سوختن و جامه در بدن (لف)

پروانه زمن شمع زمن گل زمن آموخت (نشر)

89ـ لف و نشر بر دو قسم است : 1ـ مرتب 2ـ مشوش

90ـ اگر نشر ها را به ترتیب قرار گرفتن لف‌ها بیاوریم ، لف و نشر مرتب است.

افروختن و سوختن و جامد در بدن                  پروانه زمن شمع زمن گل زمن آموخت

91ـلف و نشر مشوق آن است که ترتیب قرار گرفتن نشرها بالف‌‌ها هماهنگ نباشد.

ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد .

چراغ مرده کجا و شب آفتاب کجا .

92ـ حسن تعلیل : آوردن علتی ادبی و ادعایی است.

93ـ در حسن تعلیل معمولاً آرایه‌ی تشخیص و استعاره وجود دارد.

رسم بد عهدی ایام چودید ابربهار            گریه‌اش بر سمن و سمن نسرین آمد.

شاعر در این بیت علت بارش ابر بهاری را بد عهدی روزگار می‌داند.

94ـ اغراق آوردن سخن که به دور از عقل و منطق باشد .

شود کوه آهن چو دریای آب              اگر بشنود نام افراسیاب

95ـ اغراق در آثار حماسی مثل شاهنامه بسیار است

96ـ موازنه‌آن است که در شعر یا نثر کلماتی بیاوریم که در مصراع دوم یا بخش بعدی کلمات هم وزن آنها آورده شود.

هم عقل دویده در رکابت                           

 هم شرع فریده در پناهت.

97ـ ترصیع آن است که کلمات مصراع اول و دوم بیتی هم از  نظر وزن و هم از نظر آخرین حرف اصلی یکسان باشند.

دانه باشی مرغکانت برچینند

غنچه باشی کودکانت بر کنند

98ـ ترصیع و موازنه در نظم و نثر به کار می رود.

99ـ هر ترصیعی موازنه است ولی هر موازنه‌ای ترصیع نیست.

100ـ در بعضی از ابیات ممکن است چند آرایه به کار رود مثلاً در عبارتهای کنایی مجاز ـ استعاره ـ جناس و ... به کار می رود.

101ـ قصیده حداقل 15 بیت ، مصراع اول آن با مصراع‌های زوج هم قافیه است.

102ـ موضوع قصیده ، مدح ، وصف ، پند ـ عرفان ـ حکمت و مرثیه است.

103ـ بخش‌های قصاید مدحی عبارتند از : تغزل ـ تنه اصلی ـ شریطه و دعا

104ـ قصاید قالباً با تشبیب (وصف جوانی ) ، طبیعت و عشق آغاز می‌شود.

105ـ شریطه و دعا : دعای جاودانگی ممدوح در پایان قصیده در جواب جملات شرطی است.

106ـ تخلص : رابط میان مقدمه و تنه‌ی اصلی قصیده است.

107ـ زیباترین تخلص در قصیده تخلص یک بیتی است زیرا از ایجاز بیشتری برخوردار است.

108ـ قصیده سرایان معروف گذشته : رودکی ـ‌فرخی ـ منوچهری ـ ناصر خسرو ـ مسعود سعد ـ انوری ـ خاقانی ـ سعدی ـ قآنی

109ـ قصیده‌سرایان معروف معاصر : ملک الشعرای  بهار ـ مهدی حمیدی  ـ امیری فیروزکوهی ـ مهرداد اوستا

110ـ غزل حداقل 5 بیت و درون مایه‌ی آن غنایی (عاشقانه ـ عارفانه و یا آمیزه‌ای از این دو ) و بعضی از غزلیات درون‌ مایه‌ای اجتماعی دارد.

111ـ رواج غزل قرن 6 است و با ظهور سنایی برای بیان نکات عرفانی بکار گرفته می‌شود.

112ـ غزل‌سرایان معروف در گذشته و معاصر : مولوی ـ سعدی ـ حافظ ـ صائب ـ رهی معیری ـ شهریار

113ـ قطعه حداقل دو بیت است که معمولاً مصرع نیست و مصراع‌های زوج آن هم قافیه‌‌اند.

114ـ قطعه در یک موضوع است یعنی وحدت موضوع دارد.

115ـ رواج قطعه در تمام دوره‌ها بوده است و موضوع آن معمولاً اخلاقی ـ اجتماعی ـ‌تعلیمی و هجو

116ـ قطعه سرایان معروف: ابن یمین ـ‌انوری ـ پروین

117ـ ترجیع‌بند چند بخش (غزل ) که قافیه‌ی مستقلی دارد با بیت مکرر مصرعی که در پایان هر بخش می‌آید.

118ـ بیت مصرع مکرر پایان هر بخش از ترجیع‌بند را ترجیع‌یابرگردان می‌نامند.

119ـ قدیمی‌ترین ترجیع‌بند ، ترجیع‌بند فرخی سیستانی وزیباترین آن سعدی و هاتف .

120ـ ترکیب بند از چند بخش تشکیل شده است که در پایان هر بخش بیت مصرع متفاوت نامکرری می‌آید.

121ـ قدیمی‌ترین ترکیب بند از قطران تبریزی است.

122ـ سرایندگان مشهور: وحشی ـ محتشم کاشانی ـ جمال‌الدین عبد الرزاق شیرازی

123ـ تفاوت ترجیع‌بند با ترکیب‌بند : بیت جداکننده‌ی بخش‌ها از هم در ترکیب بند نامکرر و متفاوت ولی در ترجیح‌بند یکسان و مکرر است.

124ـ مسمط از چند بخش تشکیل شده است که هر کدام از آنها قافیه‌ای جداگانه‌دارد که قافیه‌ی مصراع آخر هر بخش با قافیه‌ی مصراع‌های دیگر متفاوت است ولی با مصراع‌های آخر همه‌ی بخش‌ها یکسان است که به آن مصراع‌بند می‌گویند.

125ـ بنیان گذار مسمط منوچهری دامغانی و یکی از معروف‌ترین مسمط‌ها ، مسمط قآنی

126ـ مسمط تضمینی آن است که مصراع آخر هر بخش (بند ) مصراع دوم بیت‌های یک غزل است .

127ـ مثنوی بیتهای آن مصرع اما هر بیت قافیه‌ای مستقل دارد.

128ـ مناسب‌ترین قالب برای بیان مطلب طولانی و داستانی مثنوی است.

129ـ مثنوی سرایان به نام عبارتند از فردوسی ـ سعدی ـ عطار ـ مولوی

130ـ دورن مایه‌ی مثنوی حماسی ـ اخلاقی و غنایی است (عاشقانه ـ عارفانه )

131ـ رباعی : شعری 4 مصراعی است که مصراع سومیش معمولاً قافیه ندارد و درون مایه‌ی آن عارفانه ـ عاشقانه ـ فلسفی است.

132ـ رباعی‌سرایان به نام خیام ـ عطار ـ مولوی ـ باباافضل

133ـ دوبیتی‌ 4 مصراع است که گاهی مصراع سومش قافیه ندارد و درون مایه‌ی آن عاشقانه عارفانه است.

134ـ دوبیتی سرایان مشهور : باباطاهر ـ فایزدشتستانی

135ـ تفاوت دوبیتی و رباعی در وزن است یعنی اولین هجای هر مصراع از دوبیتی هجای کوتاه است ولی رباعی هجای بلند است.

136ـ چهارپاره دوبیتی‌های متوالی است که مصراع‌های زوج آنها معمولاً هم قافیه است و گاهی مصراع های اول و سوم هم یکسان است.

137ـ چهارپاره به وزن‌هایی غیر از دو بیتی نیز سروده شده است.

138ـ وزن دوبیتی (دوبیتی‌های باباطاهر ـ فایز دشتستانی ) هزج مسدس محذوف است .

مفاعیلن ـ مفاعیلن ـ مغعولن .

139ـ چهارپاره سرایان مشهور : توکلی ـ‌خانلری ـ مشیری

140ـ مستنراد : آن است که با اضافه شدن کلمه یا کلماتی به آخر هر بیت یا مصراع از رباعی غزل ، قطعه و... پدید می‌آید.

141ـ کلمه یا کلماتی که اضافه می‌شود با مصرع یا بیت پیش‌از خود هم وزن‌اند ولی زاید هستند.

142ـ قدیمی‌ترین مستزاد در دیوان مسعود سعد آمده است.

143ـ اهمیت مستراد در تاثیر آن در پیدایش شعر نیمایی است.

144ـ شعر نیمایی ـ مصراع‌ها کوتاه و بلند است قافیه‌الزامی نیست و بنیان گذار آن علی اسفند‌یاری معروف به نیما یوشیج است.

145ـ برگزیدگان شعر نیما: اخوان ـ‌فروغ ـ سهراب .

146ـ مشبه و مشبه‌به طرفین تشبیه نام دارند که در تمام تشبیهات وجود دارند.

147ـ مهمترین پایه‌ی تشبیه ، مشبه به است زیرا وجه شبه از آن استخراج می‌شود.

148ـ از تشبیه ، توصیف ، اغراق و مادی کردن حالات است.

149ـ رساترین و زیباترین تشبیه ، تشبیه بلیغ است زیرا تاثیرآن از انواع

150ـ وجه شبه در تشبیه مرکب یا نتیجه‌ی حاصل از اجزای مشبه مثل نتیجه‌ی حاصل از اجزای مشبه‌به است و یا شکل و رنگ‌حاصل از اجزای مشبه مثل شکل و رنگ حاصل از اجزای مشبه‌به است.

151ـ وجه‌تسمیه‌ی استعاره‌ی مصرحه (آشکار ) این است که از مشبه‌به به آسانی می‌توان به وجه شبه دست یافت.

152ـ غرض از استعاره‌ی مصرحه اغراق ، تاکید ، ایجاز ، محسوس و عینی کردن امور و... است.

153ـ تشبیه ادعای همانندی و استعاره ادعای یکسانی است.

154ـ استعاره‌ی مصرحه از تشبیه رساتر ، خیال انگیزتر و موثرتر است زیرا از تشبیه بلیغ که رساترین تشبیه است  بوجود می‌آید.

155ـ زیبایی استعاره‌ی مکینه در گروه جزئی است که از مشبه‌ به انتخاب و با مشبه ذکر می‌شود.

156ـ استعاره مکنیه از مصرحه و تشبیه ، بلیغ‌تر و موثر‌تر است زیرا ذهن برای فهم آن نیازمند دقت بیشتری است.

157ـ بیشترین قرینه‌ها در مجاز قرینه‌ی لفظی است و منظور از قرینه‌ی معنوی شرایط زمان ، مکان و... است که نشان‌دهنده‌ی مجاز بودن آنهاست.

می‌که در اشعار عرفانی بدون قرینه‌ی لفظی مجاز از عشق و معرفت است.

158ـ علت پدید  آمدن مجاز آن است که الفاظ محدود ولی معانی نامحدوند.

159ـ مجاز علاوه بر خیال انگیزی موجب ایجاز و مبالغه می‌شود.

160ـ کنایه دریافت معنی معنی از راه استدلال است.

161ـ آرایه‌ی موازنه در شعر مسعود سعد ـ سعدی فراوان است.

162ـ مراعات نظیر بیش از هر آرایه‌ی دیگری در شعر و نثر فارسی به کار رفته است.

163ـ ارزش تلمیح به میزان تداعی آن است.

164ـ لازمه‌ی دریافت و بهره‌مندی از تلمیح آگاهی از دانسته‌هایی است که شاعر یا نویسنده به آن اشاره می‌کند.

165ـ شرط دریافت ایهام آگاهی از معانی مختلف واژه‌ها وعبارات است.

166ـ ایهام تناسب در شعر سعدی و حافظ فراوان است.

167ـ لف و نشر مرتب از مشوش هنری‌تر است.

168ـ موسیقی معنوی لف ونشر به دلیل درگیری ذهن برای یافتن ارتباط لف ونشر‌ها ست .

169ـ اغراق در شاهنامه و آثار حماسی بسیار است، زیرا مناسب‌ترین اسباب برای تصویر دنیای حماسی است .

170ـ شاعر بااغراق می‌‌کوشد که غیر ممکن طوری ادا ء شود که ممکن به نظر رسد.

171ـ شاعر در اغراق معانی بزرگ را خورد ومعانی خورد را بزرگ جلوه می‌دهد.

172ـ علت سازی در حسن تعلیل مبتنی بر تشبیه است.

173ـ بحر طویل آوردن ارکان نامعینی از مفاعیلن و فعلاتن است یعنی شعری که بر وزن این دو باشد.

 صنمی لاله عذاری ،به روش بادبهاری،به نگه آهوی چینی وقدسروخرامان وبه رخ چون مه تابان و،دهن غنچه ی خندان و،لبش لعل بد خشان و،زنخدان چونمک دان...که ازاووام کند مهروقمرنوروضیا...که بروزن فعلاتن است. 

 

 

[ چهارشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed