ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

مذهبی – رمضان - آداب قرائت قرآن ودعا

ماه رمضان بهاردعا وقرآن است؛بهمین جهت بطور اختصار به شرائط واجب دعااشاره می کنیم؛ زیرا بیان تفصیلی آن جای دیگری دارد وهمچنین شرایط قرائت قرآن ؛ که در این جا برای رعایت ادب و حق تقدم قرآن ابتدا شرایط قرائت آن را بیان میکنیم.

]تدبردرقرآن[

خدای متعال می فرماید:«افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها»

چرا در قرآم اندیشه نمی کنند یا بر دلهایشان قفل هایی است« کسی که در قرآن تدبر واندیشه می کند باید به اندازه تدبرش معنی کلام وبزرگی آن وعظمت گوینده رافهمیده ودرهنگام قرائت با حضور قلب بوده و درآن اندیشه نماید منظور از کلام رابفهمد وموانع فهم رااز بین ببدر احکام و مواعظ آن را مخصوص خود بداند تاازکلام الهی تاثیر پذیرد تاآنگاه اندیشه ودرک او بیشتر شده وبه عوالم زیبا ومقامات بالایی برسد رعایت بعضی از امور مذکور لازم بوده و رعایت بعضی ازآنها واجب نیست  گرچه خیلی مفید و سودمند است.

 ]فهم معنای قرآن[

منظوراز فهمیدن معنای کلام خدا این است  که اجمالاً بداند که کنه قرآن از انوار خدابوده ودرعالمها مظاهری داردکه این مظاهر نیز تاثیراتی دارد درعوالم آخرت صورتی مانند صورت پیامبران فرشتگان و بندگان صالح خداداشته باشد در این شکل  سخن گفته درپیشگاه خداوند شفاعت کرده وشفاعت او قبول می شود و شافعی است پذیرفته شده و راستگویی است که تصدیق شده است در حقیقت جلوه ای از جلوه های خدای بزرگ است مطالبی که درباره قرآن گفتیم همگی برگرفته از روایات اهل بیت (ع) بود؛ کسانی  که متولی قرآن بوده و از آن جدا نمی شوند هرچیزی درقرآن بیان شده و دانش آنچه بوده وخواهد بوددرآن است؛ ونوری است که خداوند بوسیله آن کسانی راکه پیرو خوشنودیش باشند به راههای سلامتی راهنمایی نموده وبا اذن خودآنان را از تاریکیها  خارج  وبه راه راست هدایت می کند حتی حقیقت آن در بعضی از عوالم باحقیقت رسول خدا وجانشینان  پاک اویکی است چنانکه این فرمایش امیرالمومنین (ع) «اناالقرآن الناطق؛ من قرآن ناطق هستم» از این مطلب پرده برمی داریم.

تمام کلام این قرآن حقیقتی دارد وحقیقت او بگونه ای که این علوم به کنه شناخت آن نمیرسد واو  چنان است که خدای متعال فرموده است:«جزدست پاکان به آن نمی رسد »درک حقیقت قرآن  ملازم باشناخت عظمت آن و شناخت عظمت آن ملازم بادرک عظمت گوینده آن است ؛بنابراین کسی که آن رابدینگونه شناخت باید هنگام تلاوت آن حضور قلب داشته وهنگام قرائت سعی کند درآن تدبر کرده وسعی کند منظور سخن اشارات ونکات قرآن رابفهمد وبدین ترتیب به علم مبدا ومعاد- که همان علم به خدا فرشتگان ,کتابهای او وروز قیامت وشناخت حقیقت اشیامی باشد. که درقرآن هست دست یابد از امیرالمومنین روایت  شده است که فرمودند: اسراری که رسول خدا بامن درمیان می گذاشت از مردم نمی پوشاندم و فقط درجایی آن را کتمان می کردم که کسی که  توان فهم کتاب خدارا داشته باشد نمی یافتم.

]نمونه ای ازتدبر وفهم درقرآن[

اکنون بدنیست نمونه ای از تدبروفهمیدن قرآن بیان کنیم تا برای کسانی که می خواهند به این امربپردازند مفید باشد:وقتی انسان در سوره واقعه می خواهند:«افرایتم الماء الذی تشربون؛ آیا آبی را که می آشامید, دیدید؟ می تواند فکر خودرا محدود به مزه آب نکندو درباره مطالب مختلفی پیرامون آن بیندیشد از جمله درباره بوجود آمدن تمام اشیاء ازآن بیندیشد مثلا فکرکند که آب چگونه دراشکال گوناگون دانه ,گیاه, حیوان وانسان یافت می شود آنگاه درباره اجزای انسان فکر کند اجزای ظاهری مانند گوشت واستخوان و....چشم وگوش و...نیروها واخلاق عالی و اخلاق رذیله وآثار آن در دنیا وآخرت ,تانوبت به تفکر درباره مراتب عقلهای خودرسیده ودرمورد عقل مستفاد فکر کند وببیند که گویا عالم مستقلی درمقابل این عالم است و گویا عالم کوچکی است وحتی آن را عالم بزرگی ببیندآنگاه درتفکرخود به مبدا آب بازگشته وهمانگونه که درقرآن است بفهمد آب از آثاررحمت  خداوند بوده و نیزبفهمدکه رحمت ازصفات خداوند است وبدین ترتیب آب را به نعمتی از نعمتهای خداوندبداند این نوع ازتدبر ازچیزهایی است که علم مکاشفه با آن آغاز می شودو اگرکسی که تدبر می کند فکر خود را غرق دراین مطالب کندشایدچیزی ببیند که این فرمایش امام صادق(ع) «چیزی ندیدم مگراین که قبل وهمراه وبعد از او خداوند را دیدم»را تصدیق نماید اگر خواننده قرآن را در این مورد نیز تدبر نماید قرآن را بهتر خواهد فهمید:

 ]الف-] اندیشیدن درباره حالات پیامبران که باتوجه به نزدیکی آنان به خداوند وداشتن مقام بالایی نزداو چرا این همه گرفتاربلاها ومصیبت ها بودند؛مصیبتهایی مانند فقر, بیماری واذیت مردم از قبیل دروغگو خواندن,تهمت,دشنام,کتک زدن و کشتن وفکر کند که خدا چگونه آنان را بابلاها ومحنت ها  تربیت نمود تاجایی که سرور پیامبران (ع) بااین که حبیب خدا بود فرمود:«هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد»و درباره  هر کدام از این مطالب بیندیش تاموارد زیررااز آن بفهمی.

[1-] بزرگی خداوند متعال راازآن بفهمی از این جهت که امثال این بزرگان تحت سیطره قدرت وحکمت او بودند واوهرچه بخواهد انجام می دهد وکسی نمی تواند از کارهای او سوال کند.

[2-] متوقع نباشی که باید در مقابل طاعاتی که داری خداوند نیز امور راطبق اراده تو درآورد.

[3-] هنگامی که تورا دردنیا مبتلا به فقروخواری یاسایر بلاها می کند ازفضل اومایوس نشوی.

[4-] هیچ مومنی رابخاطربلاهایی که به او رسیده شماتت نکن.

[5-] هیچ مومنی رابخاطر ذلت وفقری که دردنیا دارد تحقیر نکن شاید خداونداورا بجهت بزرگواریش مبتلا کرده است.

[6-] پستی دنیا ارنزد خداببین خودنیز آن را بزرگ ندانسته وکوچک شمار وبخاطراز دست دادن آن غصه نخور.

[7-] روآوردن دنیا را علامت دورشدن از خدا وپشت کردن آن راعلامت صالح بودن خود بدان؛همانگونه که به حضرت موسی(ع) وحی شد:«اگرفقرآمد بگو:آفرین برنشان صالحین وهنگامی که غنا آمد بگو: گناهی است که مجازات آن زود آمد.»

 ]ب-] یکی دیگراز چیزهایی که برای فهم قرآن مفیداست اندیشیدن درباره مجازات وحدود وتعزیراتی است که برای گناهان وضع شده است مثلا بریدن دست بخاطر دزدیدن ربع دینارکه یکی ازاحکام الهی است ترس بزرگی برای عاقل بوجود می آورد از این جهت که او هرروز گناهان قلبی و بدنی زیادی مرتکب میشود واگر مجازات ربع دینار چنین باشد مجازات او با این بارسنگین چه خواهد بود!

]ج-] اندیشیدن درباره اعمال ومجازات امتهایی است که نابود شده اند نیز از جمله است حضرت عیسی (ع) ازعمل کسانی که گرفتار نزول عذاب شده بودند سوال کردند وخودجواب دادند «آنان دنیا را باندازه بچه ای که مادرش رادوست می دارد دوست داشتند وباترس اندکی ازاهل گناه  فرمانبرداری می کردند دارای آرزوهای طولانی بوده و لهو ولعب آنان راغافل کرده بود از یکی از آنان سوال کرد چگونه هلاک شده و عذاب می شوید؟ گفت:شب با سلامتی خوابیدیم ولی صبح  در«هاویه» بودیم پرسید:هاویه چیست؟گفت:کوهی آتشین است که تاروزقیامت برما افروخته می شود پرسید:چه گفتید وچه جوابی شنیدید؟گفت:گفتیم:مارا به دنیا برگردان تادرآن زهد پیشه کنیم جواب شنیدیم:دروغ می گویید فرمود:« عجیب است که دیگران بامن سخن نمی گویند گفت:روح الله فرشتگانی خشن ونیرومند برهان آنها دهنه ای آتشین زده اند من درمیان آنان بوده ولی ازآنان نبودم وقتی عذاب نازل شد من از نیز دربرگرفت. واکنون باتار موئی به کناره جهنم آویزانم نمی دانم درآن می افتم یاازآن نجات می یابم ودرباره گناه«اصحاب سبت» وعذابشان که درابتدا تبدیل به میمون وخوک شده وسپس هلاک گردیدند فکرکن آنگاه به اعمال خود بیندیش آیا مطمئنی که عمل تو مانند اعمال آنها نباشد؟امثال این تفکرات نمی گذاشت که صالحین واولیا بااطمینان بخوابند ومی گفتند:کسی که ازشبیخون می ترسد چگونه می خوابد! وصورت خودراهر روزچندین باربررسی  می کردند که ببینند آیا از ستم گناهان سیاه شده یا به حال خود باقی است؟

]موانع فهم قرآن[

بهرصورت لازم است کسی که می خواهد قرآن رابهفد موانع فهم رااز بین ببرد والا آنگونه که باید نمی تواند ازقرآن استفاده کند وحتی گاهی بعوض سود زیان می بیند موانعی ازقبیل:

[1-] تقید به ادای دقیق حروف ازمخارج آن ورعایت دقیق قواعد تجوید این مطلب ازتدابر درآیه جلوگیری  کرده ومانع فهمیدن قرآن می شود .

[2-] یکی از صفات واخلاق رذیله سبب می شود که قلب نتواند معانی قرآن رابفهمد چنانچه مفاد بعضی از آیات نیزهمین است مانند:«وخدااینچنین بردل هرمنکرستمکاری مهربدبختی می زند» و «بجزکسانی که دائم روبه درگاه خدا دارند کسی آن را نمی فهمد»این صفات باعث کدورت قلب شده ومانع فهمیدن حقیقت اشیاء می شود؛ مانند آینه ای که زنگار گرفته وشکلها رابخوبی منعکس نمی کند .

[3-] اعتقاد به مطلبی باطل ودرست پنداشتن آن واعتقاد به این که خلاف آن کفریاگمراهی میباشد نیزاز موانع فهم است زیرا قبل از این که قلب بتواند حق را ببیند وباآن روشن بشود آن را کفر پنداشته وآن را توجیه وتاویل می کند وتازمانی که چنین تعصب باطلی درشخص باشد هیچگاه توانایی رسیدن به حق رانخواهد داشت .

[4-] هنگام تفسیر آیه تفسیر ظاهر وآشکاری راببیند وخیال کند تمامی مراد آیه همین است وبرداشتی غیراز این تفسیر برای وحرام می باشد.

زمانی که خواننده قرآن حقیقت وبزرگی قرآن رادریافت باید در آیات اوتدبر کند ووقتی تدبر کرده وموانع فهم رااز سرراه برداشته و درصدد فهمیدن آن برآمد طبیعتاً منظور خدا درکلامش برای او آشکارمی شود - البته بمقدار ایمان خود- وآنگاه که ازاین آبشخور جامی نوشید مست می شود وزمانی که از جلوه های معارف الهی مست شد قلب اواز آیات مختلف که هر کدام اثر مخصوصی دارند تاثیر پذیرفته وباهر معنایی حال و سروری برای اوپیدا می شودبه این دلیل که نگرش او به  هر آیه بگونه ای است که گویا خودمخاطب آن آیه بوده یا برای او نازل شده و این آیه فقط برای  اوست آنگاه حالت غم یا خوشحالی ,ترس یا امیدواری ,توکل یاتسلیم ویا خوشنودی یایکتا دانستن خدا به او دست داده و سپس بحسب حالی که از تاثیرات قرآن پیدا کرده با پناه بردن واستغفار اعتراف وتوبه دعا وشکر, تسبیح وحمد نمودن ویاباگفتن «لااله الا الله» یا«الله اکبر» به آیات جواب می دهد زمانی که ترس اورا فراگیرد فکر می کند که ازتمام خیرات و سعادتها یی که در آیات برای بندگان صالح خدا آمده محروم شده است ودر این حال برای رفع بدبختی خود به پروردگارش پناه می برد وهنگامی که امیدوار شد آرزوی رسیدن به مقامات بالای کاملین عارفین ومقربین رامی نماید وازخدامی خواهد اورا نیز از آنان بگرداند وهنگامی که امیدوار شد آرزوی رسیدن به مقامات بالای  کاملین عارفین ومقربین را می نماید واز خدا می خواهد او را نیز از آنان بگرداند وهنگامی که این تاثیرات برای او کامل شد بابرکات وحی وعطایای خداوند یقینا ترقی کرده تاجایی که گویا خدارا می بیند که با اوسخن گفته و اورا مخاطب قرار داده است وگویا بادل می بیند که خداوند با الطافش به او خطاب وبانعمت بخشیدن ونیکی کردن بااو مناجات می کند ودر این صورت حال تعظیم گوش فرادادن فهمیدن وحیا در او پیدا می شود.اگر موفق شد شکر این نعمت را آنطور که سزاوار است بجا آوردو با این عطیه الهی آنطورکه بایدروبرو شدخداوند مقام بهتر و بالاتری به او عنایت می فرماید بگونه ای که گوینده رادرسخنش وصفات او رادرکلماتش می بیند؛ چنانچه امام صادق(ع) بنابرروایتی در«توحید صدوق» می فرماید:«خداوند در کلامش برای بندگانش آشکار می شودولی  آنها نمی بینند» در این حال او فقط متوجه گوینده است وبه خود یا قرائتش یا چیزهای دیگرابداً توجهی ندارد خداوند بحق این مقام این مقام رابه ما و جمیع مومنین عنایت فرماید وبحق اولیای مقرب ودوستان سعادتمندش- که درود خدا بر همه آنان باد- این نعمت وحال رانصیب مانیزبنماید.  

[ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed