ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

ضرب المثل چیست؟

پژوهشگر: عشرت معینی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دبیر دبیرستان فرزانگان منطقه شش آموزش و پرورش تهران فهرست مطالب

 مقدمه...................................................................................................................... اصطلاح.................................................................................................................... تعبیر....................................................................................................................... کنایه.......................................................................................................................                                   ضرب المثل................................................................................................................                             چرا زبان فارسی دارای امثال فراوان است؟...............................................................................                            فایده های امثال...........................................................................................................                               اصطلاح عامیانه............................................................................................................                                تفاوت اصطلاحات عامیانه و امثال........................................................................................                     فهرست منابع..............................................................................................................                          

 مقدمه

 فرهنگ مجموعه ای از عناصر کلامی یک قوم و ملت دریک دوره ی زمانی معین است. عناصری است که از طریق گفتار و نوشتار، میان افراد ارتباط برقرار می کند و انتقال تجربه ها، آرزوها دانش ها و ... را ممکن می سازد. مفاهیم و عناصر انتقال دهنده برای همه ی افراد باید معنی های یکسانی را القا کند. این امر زمانی میسر می شود که اصطلاحات شناسایی و فرق آن ها با یکدیگر مشخص گردد و معلوم شود که کدام اصطلاح عامیانه است و کدام گفتاری. کدام متداول است وکدام منسوخ و قدیمی و.... اما باید توجه داشت که مرزمیان زبان عامیانه و گفتاری و میان زبان گفتاری و زبان معیار را، به طور دقیق، نمی توان مشخص کرد و تعیین مرز آن ها بسیار دشوار و پیوسته، در تغییر و تحول و جا به جایی است. لذا، در این بخش لازم می نماید که تعریف هایی از اصطلاح، تعبیر، اصطلاح عامیانه و ضرب المثل ارائه شود:

• اصطلاح:

ناظم الاطباء گوید : «لغتی است که جمعی برای خود وضع کنند و یا معنایی که برای لفظی وضع کنند، غیر از معنای اصلی و معنای موضوع آن» در فرهنگ سخن نیز، چنین آمده :«از نظر زبان شناسی زنجیره ای از واژه ها است که معنای کل آن را نمی توان از معنای یک یک تک واژه های سازنده اش دریافت، مانند: نخود هر آش بودن».

• تعبیر: تعبیر کردن در فرهنگ دهخدا چنین آمده : «تفسیر کردن سخن را؛ معنی را به گونه ی الفاظ در آوردن با تفسیر، تأویل و بیان و توصیف و گزاره و گزارش.» در فرهنگ سخن این گونه تعریف شده «کلمه یا مجموعه ای از کلمه ها که با آن مفهومی بیان می شود».

• کنایه:

 معادل انگلیسی کنایه و اصطلاح عامیانه به نقل از آقای دکترسیروس شمیسا می باشد. استاد همایی در کتاب فنون بلاغت و صناعات ادبی کنایه را این گونه تعریف کرده : « در اصطلاح، سخنی است که دارای دو معنی قریب و بعید باشد و این دو معنی لازم و ملزوم یک دیگر باشند، پس گوینده آن جمله را چنان ترکیب کند و به کار بَرَد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل گردد.» پس می توان گفت که کنایه نوعی اصطلاح و تعبیر است و به صورت «اصطلاح کنایی» یا «تعبیر کنایی» به کار می رود. « یکی از علت های تولد اصطلاح و تعبیر کنایی گسترده کردن دایره ی معنی است. چون تعداد واژگان هر زبانی محدود می باشد، بشر با آفرینش تعبیر ات و اصطلاحات کنایی و هم چنین مجاز و استعاره توانسته است به این محدودیت وسعت بخشد « این گونه عناصر زبانی یک ذخیره ی چند لایه و متنوع و رنگارنگ تشکیل می دهد که در گفتار اهل زبان و در بسیاری از جلوه های ادبی نمودار است» زبان فارسی زبان کنایات است. در بسیاری موارد مجبوریم برای توجیه وتفسیر یک کنایه از کنایات دیگر استفاده کنیم. واژه ممکن است مدتی متداول باشد و سپس از دایره ی تداول خارج گردد ولی معنای آن تغییر نمی کند و با مراجعه به کتاب لغت مناسب می توان معنای آن را پیدا کرد. ولی اصطلاحات و تعبیرات تابع مقصود واضع آن و زمان خود می باشند و می توانند در دوره های مختلف بار معنایی متفاوتی داشته باشند. مثلاً، « سخن تخمی» امروزه به معنای سخن سخت بی محتوا به کار می رود ولی در گذشته ی نه چندان دور، در کتاب شرح زندگانی من به معنای «سخن پر مغز و پر محتوا» استفاده شده است. (3/604) لذا، اصطلاح می تواند بیان کننده ی فرهنگ ، نوع رفتار و گفتار آدمیان عصر خود باشد. کنایه روز به روز در حال افزایش است. به خصوص، در عصر حاضر که علوم و فنون دایم در حال گسترش اند و نیاز به ارائه ی اصطلاحات جدید نیز، روز افزون می شود. یکی از عوامل ایجاد کنایه تغییر در شوْون زندگی است. برای مثال، گوش به راه بودن که امروز کنایه از انتظار است، زمانی امری حقیقی بود. زیرا واقعاً، کسانی بودند که گوش بر راه و بر زمین می گذاشتند و از آمدن سوار ، دیگران را آگاه می کردند و ظاهراً، چشم به راه بودن از گوش به راه بودن و مفهوم انتظار باید ساخته شده باشد.

• ضرب المثل:

ضرب المثل در کتاب مثل های فارسی نوشته ی میرزا صادق صادقی اصفهانی در فصل هشتادم، در علم امثال، این طور تعریف شده است : «و آن عبارت است از معرفت اقوال سایره که نزدیک ظهور حادثه یا جهت تمثیل حالی به حالی، ایقاع کرده باشند؛ یا غرابتی که در او بود. قال الله تعالی « و یضرب الله الا مثال للناس لعلهم یتذکرون: می زند خدای مثل ها برای مردمان شاید که ایشان دریابند که مثل تصویر معانی است در آیینه ی افهام و نزدیک گردانیدن معقول به محسوس.» مثل ها و حکمت ها از زندگی مردم پدید می آید و پیوند آن با عامه ناگسستنی است. این عبارات کوتاه و عامیانه مولود تفکر و اندیشه ی مردم ساده ی، اکثر، روستایی و عشایری است که از دیر زمان سایر و رایج شده و دهان به دهان و سینه به سینه از نسلی به نسل بعدی رسیده و چون در جایی مکتوب نمی شده، این نقل و انتقالات موجب از بین رفتن امثال و حکم شده و داستان به وجود آورنده ی مثل ها را از بین برده و احتمالا، درآن چه باقی مانده تغییر و تحریف ایجاد کرده یا مثل را کوتاه وناقص نموده است. « در این باره «انجوی شیرازی» می گوید : «به یقین می دانم که در برابر یورش آن ضد فرهنگ پر زرق و برق ، فرهنگ مردم نخستین قربانی است» . پس به سبب مکتوب نشدن و یورش فرهنگ غرب، در حفظ و نگهداری امثال و حکم سهل انگاری شده است. زبان شیرین فارسی در نتیجه ی فکر موشکاف و طبع بذله گوی ایرانی از لحاظ امثال وحکم، از غنی ترین زبان های دنیاست و از دیر باز در ادبیات منثور ما رخنه کرده. مرحوم یحیی آرین پور در کتاب « ا ز صبا تا نیما» ضرب المثل را این چنین تعریف کرده :« ضرب المثل در میان مردم و از زندگانی مردم پدید می آید و با مردم پیوند ناگسستنی دارد. این جملات کوتاه و زیبا مولود اندیشه و دانش مردم ساده و میراثی از غنای معنوی نسل های گذشته است که دست به دست و زبان به زبان به آیندگان می رسد و آنان را با آمال و آرزوها، با غم و شادی، با عشق و نفرت، با ایمان وصداقت و یا اوهام و خرافات پدران خود آشنا می کند» . به قول انجوی شیرازی «امثال و حکم یکی از کهن ترین تراوش های ذهن و اندیشه ی روشن هوشمندان گمنام است که از دور دست های تاریخ به یادگار مانده است. به همین سبب مانند کتیبه ها و دست نبشته های باستانی اعتبار و سندیت بی گفتگو و خدشه ناپذیر دارد.» امین خضرایی در مقدمه ی فرهنگ نامه ی امثال و حکم ویژگی های مثل را بر می شمرد و می گوید : « جمع آوری مثل ها آسان است ولی شناخت و درک آن ها نیاز به تعمق و تفکر دارد» و سپس چند ویژگی برای آن بیان می کند که عبارتند از :

 « 1- کوتاهی و کمیت لفظ، 2- روشنی و خوبی تشبیه 3- لطف کنایه و این آخرین پایه ی بلاغت است که بالاتر از آن ممکن ومتصور نیست. سر وانتس شاعر اسپانیایی می گوید: «مثل جمله ی کوتاهی است که از تجربه ی دراز تولد یافته و می یابد. مثل جمله ای است مختصر و مشتمل بر تشبیه یا مضمون حکمیانه که به سبب روانی لفظ و روشنی معنی و لطف ترکیب، شهرت عام یافته و همگان آن را بدون تغییر و یا اندک تغییر در محاوره به کار برند.»

دکتر انوری در مقدمه ی فرهنگ امثال، تمثیل و ضرب المثل را جدا می کند و می نویسد:

« در کنار مثل اغلب ، سخنان حکمت آمیز و شعر مثل گونه و تعبیر، نیز، به کار می رود. ولی باید دانست که آن ها با مثل قرابت و تشابه دارند ولی عین مثل نیستند. سخنان حکمت آمیز، اغلب، گوینده ی مشخص دارد، مثلاً، بسیاری از عبارات سعدی در گلستان از این زمره است کلمات قصار نیز، از این دست هستند اما تعبیراتی که در کتب امثال جایگاه معتنا بهی را اشغال کرده است، اصطلاحاتی است که جنبه ی لغوی دارد و می توان آن ها را به صورت مصدری بیان کرد و در کتاب لغت آورد و ربطی به امثال ندارند. مانند: ما آردمان را بیخته والکمان را آویخته ایم»؛ که می توان آن را به صورت « آرد خود را بیختن و الک خود را آویختن» در آورد و معنی کرد. مثل با تمثیل متفاوت است . تمثیل قصه های کوتاهی است که برای تایید منظور به کار می رود. همه ی قصه های منظوم و منثور فارسی و هم چنین این گونه آثار ادبی زبان های دیگر مثل داستان های لافونتن در زبان فرانسه تمثیل هستند. بعضی از مثل ها هم می توانند نتیجه ی یک تمثیل باشند.»

• چرا زبان فارسی دارای امثال فراوان است؟

 دکتر انوری در این باره می نویسد: « نخست این که زبان فارسی در این دوازده قرن اخیر، تطور کندی داشته است. وبه همین دلیل است فارسی زبانان آثار شاعران و نویسندگان قدیم خود را می فهمند. بر خلاف بعضی زبان ها مثل انگلیسی که آثار صد سال پیش از خود را نمی فهمند. دوم این که ملت ایران ملتی بوده که در طی دوران، روزهای عظمت آمیز و ایام محنت خیز بسیار داشته است و با بسیاری از اقوام، مثل یونانی و ترک و مغول و عرب آمیخته و خود را نباخته است. این ها همه تجربه است وتجربه در کلام بیان می شود و کلام از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در جمله های کوتاه تبلور می یابد و مثل زاییده می شود. در ضمن بعضی از داستان ها شأن نزول دارند و بدون آن درکشان سخت می شود اما بعضی هم روشن و مفهوم می باشند.»

 • فایده های امثال:

مثل از دیدگاه های مختلف قابل بررسی است. مثلاً از دیدگاه روان شناسی اجتماعی، خلقیات یک ملت را می توان از درون آن ها به دست آورد. از دیدگاه ادبیات تطبیقی می توان مثل های یک ملت را با دیگر ملت ها سنجیده، اخذ و اقتباس آن ها را از یکدیگر و هم چنین، توارد و انطباق آن ها را بررسی کرد. در این وادی است که در می یابیم بعضی حقایق جزو مشترکات بشری است و اختصاص به یک قوم و ملت ندارد. هم چنین است مطالعه ی امثال از دیدگاه فرهنگ نگاری. چه، لغات قدیمی در مثل ها مندرج است و مثل ها شاهد های خوبی برای کتاب لغت به شمار می رود. از دیدگاه علوم اخلاقی اجتماعی چکیده ی افکار قرن های متمادی که از راه تجربه حاصل شده، در مثل نهفته است اما همه ی مثل ها حاوی نکات اخلاقی نیستند و در برخی بد آموزی هایی نیز، وجود دارد. ملتی که در طی دوران تجربه های تلخ و درد آلود داشته باشد، طبعاً، نمی تواند همه ی مثل هایش رو به روشنی و صفای انسانیت باشد. روحیه ی فردگرایی ریا کارانه، اعتقاد به اوهام و جبر عامیانه و بخت و اقبال، سپردن سرنوشت به دست تصادف و بسیاری خصال نامبارک دیگر، متاسفانه، در میان ملت ما هست و در مثل های فارسی انعکاس پیدا کرده است. نتیجه آن که هر امر ناروایی که از سوی حاکمان و یا عامه ی مردم دیده ایم، زبان به اعتراض نگشوده ایم ولاجرم، ملتی چنین ترس خورده و زبون ریایی بارآمده ایم. ملت ما نیاز به یک نهضت و تسلیح اخلاقی دارد و پیداست شرط به وجود آمدن این نهضت نقد خویشتن و اشعار به عیوب خویشتن است. تا درد شناخته و به آن اذعان پیدا نشود، درمان شناخته نمی گردد و یکی از راه های شناخت عیوب توجه به امثال فارسی است.

• اصطلاح عامیانه:

 برای توضیح اصطلاح عامیانه بهتر است زبان معیار را تعریف کنیم. زبان معیار : زبانی است که به صورت رایج ترین وسیله ی ارتباط (تفهیم و تفهم) میان طبقات و قشرهای مختلف جامعه در کشوری معین به کار می رود. زبان متداول در سخنرانی ها، در کلاس های درس، در رسانه ها، در مجامع رسمی، چه به صورت کتبی و چه به صورت شفاهی، معمولاً ، همین زبان معیار است که آن را زبان مشترک نیز می گویند. اما زبان فارسی در مرتبه ی گفتار شیوه های بیانی دیگری هم دارد که آن ها را زبان روزمره و زبان عامیانه نامیده اند. زبان روزمره همان زبان محاوره ی رایج ، زبان مردم فرهیخته یا نیمه فرهیخته و حتی زبان نوشتاری کم و بیش آزادی است که فی المثل، در مکالمات شخصیت های داستان به کار می رود و کاربرد آن دلالت بر روابط دوستانه یا هم پایه میان گوینده و شنونده می کند. زبانی است که افراد خانواده در گفت و گو با یکدیگر به کار می برند و در ارتباط با مردم نا آشنا، معمولاً، از استعمال آن می پرهیزند اما زبان عامیانه نه بر مفهومی اجتماعی – سیاسی، بلکه بر مفهومی اجتماعی – فرهنگی دلالت می کند و آن عبارت است از کلمات و ترکیبات زبان محاوره ی مردم نیمه فرهیخته که بی قید و بند، سخن می گویند و الفاطی بر زبان می آورند که مردم فرهیخته از ادای آن ها، خاصه در محافل رسمی، به شدت، احتراز می کنند.

پس به طور خلاصه بری اصطلاح عامیانه می توان ویژگی های زیر را فهرست کرد‌:

 1- بر مفهوم اجتماعی – فرهنگی دلالت دارد.

 2- در نوشتار و گفتار رسمی استفاده نمی شود.

 

• تفاوت اصطلاحات عامیانه و ضرب المثل

 تفاوت اصطلاح عامیانه و ضرب و المثل را نیز، این گونه می توان برشمرد :

1- اصطلاح عامیانه، شدیداً، در معرض تغییر است در صورتی که ضرب المثل این طور نیست.

2- اصطلاح عامیانه را می توان تاویل به مصدر و آن را صرف کرد. مثل سر آن را خوردم، سر آن را خوردی و ... در حالی که ضرب المثل را به خصوص اگر به شعر باشد، اصلا نمی توان تغییر داد و به صورت عبارت و به نثر هم اگر شود، تغییرات جزئی است.

3- بسیاری از اصطلاحات عامیانه در ترجمه به زبان خارجی به طور لفظ به لفظ بی معنی می شود و یا معنی ای غیر از آن چه می خواهیم در می آید؛ ولی ضرب المثل اگر توجه شود، معنی دار است و یا معادل آن در زبان بیگانه وجود دارد. مثل چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است. معادل فرانسوی آن پوست به تن از پیراهن به آن نزدیک تر است.

4- ضرب المثل چکیده‌ی تجربه یک ملت و برخوردار از فرهنگ است و ایجاز دارد و ابراز آن ارائه ی یک حکم کلی از یک تجربه ی زندگی است. 5- ضرب المثل گوینده ی مشخصی ندارد. یوسف جمشیدی پور در فرهنگ ضرب المثل های شیرین فارسی در این باره می گوید « امثال و حکم ابزار دست آدمیان است و این عبارت که به ظاهر، از چند کلمه تشکیل شده در باطن دنیایی از معنی را در خود نهفته دارد.» با توجه به تعریف ها و بیان تفاوت ها که نقل از فرهنگ های مختلف و اساتید فن بود، می توان نتیجه گرفت که هنوز، تعریف جامع و مانعی برای انتخاب اصطلاح، اصطلاح عامیانه و ضرب المثل در نظر گرفته نشده است و مرز علمی و متقن بین آن ها وجود ندارد. امید است که استادان فن شور و مشورت و انتقال تجربه ها، در آینده، با ارائه ی تعریفی واحد که مورد قبول همگان باشد، جامعه ی ادبیات را از سرگردانی نجات بخشند.

فهرست منابع

 -1 امثال و حکم، علی اکبر دهخدا، تهران، امیرکبیر، 1376 ، چهار جلد.

 -2 ریشه های تاریخی امثال و حکم، مهدی پرتوی آملی، تهران، سنایی، 1353

-3 فرهنگ امثال سخن، حسن انوری، تهران، سخن، 1384 ، دو جلد.

-4 فرهنگ بزرگ سخن، حسن انوری، تهران، سخن، 1381 ، هشت جلد.

-5 فرهنگ جامع ضرب المثل های فارسی، بهمن دهگان، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1383 ، یک جلد.

 -6 فرهنگ ضرب المثل های شیرین فارسی،یوسف جمشیدی پور، تهران، فروغی، 1369

-7 فرهنگ عوام یا تفسیر امثال و اصطلاحات، امیر قلی امینی، اصفهان، ؟

-8 فرهنگ فارسی عامیانه، ابوالحسن نجفی، تهران، نیلوفر، 1337 ، دو جلد.

-9 فرهنگ فارسی، محمد معین، تهران، امیرکبیر، 1371 ، شش جلد.

-10 فرهنگ کنایات سخن، حسن انوری، تهران، سخن، 1383 ، دو جلد. .

-11 فرهنگ لغات عامیانه، سید محمدعلی جمال زاده، به کوشش محمد جعفر محجوب، تهران، ایران زمین، 1341 .

-12 فرهنگ نامه ی امثال و حکم ایرانی، امین خضرایی (واله)، شیراز، نوید، 1382

-13 مثل های فارسی، میرزا صادق، صادقی اصفهانی، تهران، اندیشه ی نیک ش 40 ، ویراسته ی صادق کیا مهر، .1356__

[ پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed