ادبی-فرهنگی-مذهبی
ادبی-فرهنگی-مذهبی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

سرنوشت کارتونهایی که می دیدیم چی شد ؟


تام سایر حسابی باکلاس شده و موهاشو مدل جوجه تیغی درست میکنه!

 تام و جری دو تا دوست صمیمی شدن!

تن تن توی یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو ستاد تبلیغاتی داره فعالیت میکنه!

میگن خاله ریزه توی تالارعروسی کار می کنه
و خرج زندگی خودش و شوهر معلولش رو از این راه در می آره! قاشق سحرآمیز و
جنگلی هم دیگه تو کار نیست!

جیمبو رو از رده خارج کردن و بعد اجاره دادندش به ایران ایر !!

چوبین خیلی وقته که مادرش رو پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!

حنا خانوم دکتر شده، مادرش هم از آلمان برگشته کنارش!

خپل رو از باغ گلها انداختنش بیرون, اونجا یه برج ١٠٠٠ طبقه ساختن!
(چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)

 

خانواده ی دکتر ارنست همسایه مونن، هر سه تا بچه اش رفتن خارج، همسر دکتر
خیلی مریضه!


رابین هود رو توی اسلامشهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته ی دیگه اعدامش میکنن!


حاج زنبور عسل بعد از اینکه مادرشو پیدا کرد، بالاخره اسمش در اومد رفت وام ازدواج گرفت .

سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن، خب که چی؟!

 
کایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!


هیچکی نفهمید گالیور عاشق فلرتیشیاست!


لوک خوش شانس طی یه بدشانسی، اشتباهی تو یه صحنه قتل دستگیر شد و نتونست خودشو تبرئه کنه و الان هم سلولی دالتون ها شده!


مارکو پولو تو میدون راه آهن یه باقالی پلویی زده ، میگن کارش خیلی گرفته!


گربه سگ عمل کردن و جدا شدن!


ملوان زبل الان دیگه یه دزد دریایی معرف شده!


آقای پتیبل تو میدون شوش یه بنکدار کله گنده س!

 

معاون کلانتر از یه بانک اختلاس کرد و فرار کرد رفت خارج !


آقای نجار الان به جرم قطع غیرمجاز درختان تحت تعقیبه و وروجک هم قایم شده!

آقای سکسکه عمل کرده، میره سر کار و میاد و زندگیشو میکنه!

الفی دیگه از هیچی نمیترسه!

آلیس شوهر کرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵ ٠متری ساده.

آنشرلی آرایشگر معروفی شده و توی جردن و چند تا محلهی بالای شهر شعبه
زده و حسابی جیب مردم رو خالی میکنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی ...

ایکیوسان معتاد شده و مخش تعطیل تعطیله!

 بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!... شلمان هنوز هم خوابه!


پت پستچی بازنشسته شده و الان تو خونه ی سالمندان منتظر مرگشه!

بالتازار و زبلخان آلزایمر گرفتن.


 
پت و مت دکترای مهندسی عمران گرفتند و مدرس کلاسهای کنکور هستند!  

نل افسردگی‌ش خوب شد و داستان زندگی‌شو به زودی چاپ می‌کنه!

راستی بابا لنگ‌دراز آکرومگالی گرفته... واسه‌ش دعا کنید!

پینوکیو بالاخره آدم شد...

سندباد بخاطر خواندن ترانه  بدون مجوز دستگیر شده و از شیلا خبری نیست  بلفی و لی‌لی‌بیت  با هم ازدواج کردن

دامبو، پلنگ صورتی، پسر شجاع، خانوم کوچولو، گوریل انگوری، شیپورچی، یوگی و دوستاش همه توی یه سیرک بزرگن 

[ دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٧:۱٩ ‎ق.ظ ] [ حسین ملاصادقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دبیر زبان و ادبیات فارسی شهر تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed